روز بزرگداشت مولوی

ایرانی ۲۷ مرداد ۱۴۰۳ بدون دیدگاه

وبسایت "فردای تازه" همان "تاروت رنگی" سابق می باشد.

روز بزرگداشت مولوی

روز بزرگداشت مولوی در ایران به تاریخ ۸ مهر (۳۰ سپتامبر) هر سال برگزار می‌شود. این روز به پاس بزرگداشت مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، شاعر و عارف بزرگ ایرانی، برگزار می‌گردد. در این روز، مراسم مختلفی در سراسر ایران و سایر نقاط جهان که علاقمندان به مولانا وجود دارند، برگزار می‌شود. این مراسم شامل نشست‌های شعرخوانی، همایش‌های علمی، و برنامه‌های فرهنگی است که به بررسی و تجلیل از آثار و اندیشه‌های مولانا می‌پردازد.

مولانا که بیشتر با عنوان “مولوی” شناخته می‌شود، یکی از بزرگ‌ترین شاعران و عارفان تاریخ ایران و جهان است و آثار او مانند “مثنوی معنوی” هنوز هم منبع الهام برای بسیاری از انسان‌ها در سراسر جهان است. این روز فرصتی است برای مرور و تأمل بر آموزه‌های مولانا که به موضوعات عمیق انسانی مانند عشق، وحدت، و خودشناسی پرداخته است.

روز بزرگداشت مولوی

زندگینامه مولوی

جلال الدین محمد بلخی که در میان مردم به مولوی، مولانا و رومی شهرت داشت، در روز ششم ماه ربیع الاول سال ۶۰۴ هجری قمری در شهر بلخ متولد شد.

به جرات می‌توان گفت مولانا از پرآوازه‌ترین شاعران ایرانی تبار بوده که اشعار و سروده‌های زیادی را به زبان فارسی بیان داشته است. نام کامل او «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده که در هنگام زندگی، القابی همچون «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» را بر روی او نهاده بودند. به نظر می‌رسد از حدود قرن نهم هجری به بعد مردم القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» را برای او استفاده می‌کردند. حتی با توجه به برخی از سروده‌های مولوی تخلص او را با عنوان «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» ذکر کرده‌اند. قابل ذکر است زبان مادری مولوی پارسی بوده است.

همچنین بخوانید:  عید نوروز سال ۱۴۰۴

مولانا فرزند محمد بن حسین خطیبی مشهور به بهاءالدین ولد و سلطان العلما بوده که از علما و حکمای صوفیه و سالک و صاحب نظر بوده است. پدر مولانا دارای شخصیتی صاحب سخن و ادیب بوده که در میان مردم بلخ محبوبیت زیادی داشته است. گویا دلبستگی و علاقه زیاد ساکنان بلخ نسبت به او موجب هراس و وحشت زیادی در محمد خوارزمشاه گردیده و او را در برابر بهاءالدین ولد تحریک نمود.

از این رو پدر مولوی بهاءالدین ولد گویا مقارن با یورش و لشکرکشی چنگیز خان مغول در سال ۶۱۰ قمری مهاجرت کرده و قسم خورد تا زمانی که محمد خوارزم شاه بر تخت سلطنت قرار دارد به زادگاه خود باز نگردد.

زندگینامه مولوی

ماجرای آشنایی مولوی با شمس

با توجه به اینکه مولوی در یک خانواده فرهنگ شناس و ادیب متولد شده و پدرش همت بسیاری بر تربیت او گمارده بود، لذا خودش نیز پس از بزرگ شدن، لحظه‌ای از آموزش و یادگیری غفلت نمی‌کرد. در برخی از منابع تاریخی چنین آمده، در یکی از روزها شمس تبریزی به مجلس مولانا وارد شد.

در کنار مولانا تعدادی کتاب قرار داشت. شمس خطاب به او سوال می‌کند:

«این هایی که کنار تو قرار دارد چیست؟»

مولانا در پاسخ می‌گوید:

«قیل و قال است.»

شمس در ادامه می‌گوید:

«و ترا با اینها چه کار است»

پس از آن کتاب‌ها را برداشته و به داخل حوض آبی که در فاصله اندکی از آنجا بود، می‌اندازد.

مولانا با دیدن این رفتار در حالی که ناراحت بود می‌گوید:

«ای درویش چه کار کردی برخی از اینها کتابها از پدرم رسیده بوده و نسخه منحصر بفرد می‌باشد و دیگر پیدا نمی‌شود!»

در همین حالت شمس تبریزی دستش را درون حوض آب برده و به ترتیب کتاب‌ها را از آب بیرون می‌آورد. در حالتی که هیچ اثری از آب، نم و رطوبت در کتاب‌ها مشاهده نمی‌شد.

همچنین بخوانید:  روز بزرگداشت شیخ بهایی

مولانا با حیرت سوال می‌کند:

«این چه سرّی است؟»

شمس در جواب می‌گوید:

«این ذوق وحال است که ترا از آن خبری نیست.»

از آن زمان بود که احوال مولانا متغیر شده و چار آشفتگی می‌شود. کلاس‌های درس و بحث‌های علمی را جمع کرده و به طور پیوسته و شبانه روز در ملازمت و خدمت شمس تبریزی قرار می گیرد. به تعبیر استاد شفیعی کدکنی در این هنگام مولانا بار دیگر متولد می‌شود.

با وجودی که مولوی در دوران حیات خود که در حدود ۶۸ سال به طول انجامید با اندیشمندان و حکمای ارزشمندی همچون محقق ترمذی، شیخ عطار، کمال الدین عدیم و محی الدین عربی معاشرت و مراودات بسیاری داشته و از محضر هر کدام از این افراد مطلبی را فرا گرفته بود، در عین حال هیچ یک از این افراد نامدار و ارزشمند مشابه شمس تبریزی اثرات ماندگار و عمیقی را در زندگی او نداشته‌اند.

به طوری که ارتباط مولانا با شمس تبریزی از یک رابطه استاد و شاگرد بسی فراتر رفته و عشق و علاقه بسیاری میانشان حاکم شد. مولانا پس از ملاقات و دیدار شمس، خودش را همچون معشوق و اسیری در قید و وابسته به شمس می‌دید.

پس از چندی که شمس تبریزی از زندگی مولانا ناپدید شد، او منودات بسیاری را با صلاح الدین زرکوب داشته و انس و الفت زیادی میانشان شکل گرفت. به طوری که حتی انس و صمیمیت با این زاهد بی‌ریا، موجب کینه و حسد برخی افراد گردید.

هنگامی که صلاح الدین سرکوب دار فانی را وداع گفت، مولوی حسام الدین چلبی را به عنوان رفیق شفیق خود انتخاب کرد.‌ قابل ذکر است کتاب شکوهمند و بی‌نظیر مثنوی معنوی در اثر مصاحبت و همنشینی مولوی با حسام الدین به ثمر نشسته که برگرفته از مکالمات و مراوداتی است که با حسام الدین داشته است.

همچنین بخوانید:  روز جشن چله تابستان

همچنین مولانا در کنار مثنوی معنوی، تالیفات مهم و ارزنده ای به نثر و به نظم نیز به جا گذاشته که در اینجا تعدادی از آنها را برایتان شرح می‌دهیم.

ماجرای آشنایی مولوی با شمس

آثار مولوی

مثنوی معنوی: کتابی مشتمل بر سروده‌های مثنوی بوده که به زبان فارسی است.

غزلیات شمس: مولانا اشعار و غزلیاتی را با یاد و نام دلدار خود شمس تبریزی در این کتاب نگاشته است.

رباعیات: بسیاری از تفکرات و دیدگاه‌های مولانا تحت عنوان رباعیات در این کتاب آمده است.

فیه ما فیه: فیه ما فیه کتابی به نثر بوده و در آن اظهارات مولانا آمده که در برخی اوقات در جواب سوالاتی است که از او پرسیده شده و گاهی خطاب به شخص معینی بیان شده است.

مکاتیب: مولانا نامه‌های خود را در کتاب مکاتیب آورده است.

مجالس سبعه: خطابه و سخنانی که مولانا در منبر برای مردم بیان می‌کرده، در کتاب مجالس سبعه جمع آوری شده است.

آثار مولوی

درگذشت مولوی

در نهایت مولانا جلال الدین محمد بلخی که به یک بیماری دچار شده و پزشکان از معالجه او باز ماندند، در هنگام غروب روز یکشنبه پنجم جمادی الاخر سال ۶۷۲ هجری قمری، جان و روان آشفته و بی‌قرار او از وجودش رخت بر بسته و دار فانی را وداع گفت.

برند هیدرودرم با هیدرودرم، پاکسازی پوستت رو حرفه‌ای و بی‌دردسر انجام بده برند آردن اکسپرت ایج با آردن اکسپرتیج، روتین مراقبت از پوستت رو ساده و حرفه‌ای کن
در صورت تمایل این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
تلگرام واتس آپ فیس بوک پیامک
تلگرام واتس آپ فیس بوک پیامک
برچسب ها
اشتراک
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد برخط
مشاهده تمامی دیدگاه ها