بیوگرافی و زندگینامه محمد بحرانی
وبسایت "فردای تازه" همان "تاروت رنگی" سابق می باشد.
بیوگرافی محمد بحرانی
محمد بحرانی هنرپیشه، صداپیشه، عروسک گردان، مجری و خواننده کشور ایران در شانزدهمین روز از آذر ماه سال ۱۳۶۰ متولد شد. این بازیگر خوش قریحه و مبتکر با عهدهدار شدن صداپیشگی شخصیتهای عروسکی جناب خان، آقای هم ساده و ببعی به شهرت زیادی دست یافت.
او برای نخستین بار از سال ۱۳۸۰ به عصای تلویزیون راه یافت. هر چند رغبت و گرایش او به نمایش عروسکی، از جشنوارههای تئاتر عروسکی دانشجویی شروع شد. در آن هنگام که او چند فعالیت را در این زمینه در دست داشت، به تدریج اشتیاق بیشتری نسبت به این موضوع پیدا کرد.
با توجه به اینکه در سالهای کودکی در همسایگیشان خانوادههای خوزستانی سکونت داشتند، شناخت زیادی نسبت به گویش خوزستانی و آبادانی داشته و به همین علت توانست با عروسک جناب خان به زیبایی بازی کرده و بدرخشد.

خلاصه زندگینامه
تاریخ تولد: ۱۶ آذر ۱۳۶۰
محل تولد: بهشهر، استان مازندران، ایران
تحصیلات: دانشکده هنرهای زیبا (لیسانس بازیگری)، دانشگاه تربیت مدرس (فوق لیسانس کارگردانی)
پیشه: بازیگر، صداپیشه، عروسکگردان، خواننده
سالهای فعالیت: ۱۳۸۰–اکنون
همسر: مهناز خطیبی (ا. ۱۳۸۵)
زندگینامه
شروع زندگی و خانواده:
محمد بحرانی در تاریخ شانزدهم آذر ماه سال ۱۳۶۰ در بهشهر به دنیا آمد. در آن هنگام به خاطر شرایط شغلی پدرش در آنجا زندگی میکردند. اصلیت پدر و مادر او به شهر کازرون باز میگردد.
او در یک خانواده شش نفره متولد شد. به طوری که دارای دو برادر و یک خواهر بوده و پدرش از سالهای بسیار قبل به سرودن شعر و نویسندگی میپردازد. سالهای کودکی او در محله خوزستانیهای شیراز سپری شده و به این ترتیب در لهجه خوزستانی کاملاً مهارت دارد. به طوری که از آن هنگام با استفاده از قابلمه و تشت ضرب بندری نواخته و میخواند.
در دوران کودکی و سنین نوجوانی او در کنار خانواده در محله کاشی زنی شهر شیراز زندگی میکرد. سالهای زیادی پدرش به تعلیم زبان انگلیسی در مقطع متوسطه مشغول به کار بوده و در حال حاضر بازنشسته آموزش و پرورش است. مادر او نیز خانهدار میباشد. لازم به ذکر است محمد بحرانی آخرین فرزند خانواده است.
تحصیلات:
محمد بحرانی تا پایان یافتن تحصیلات مقطع متوسطه در شهر شیراز بوده و مدرک دیپلم خود را از آنجا در رشته ریاضی فیزیک دریافت کرد. ولی او در هنگام شرکت در کنکور سراسری دانشگاه تغییر رشته داده و آزمون خود را در کنکور هنر پشت سر گذاشت. به طوری که در سال ۱۳۷۹ توانست در رشته کارشناسی بازیگری دانشگاه تهران قبول شود.
در ادامه او در سال ۱۳۸۴ تحصیلات خود را از پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان برده و سپس به ادامه تحصیل در رشته کارگردانی در دانشگاه تربیت مدرس پرداخت. سرانجام محمد بحرانی در سال ۱۳۸۷ تحصیلات خود را در رشته کارشناسی ارشد در این دانشگاه به پایان برد.
ازدواج
زمانی که محمد بحرانی در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل بود، نسبت به یکی از همکلاسیها و هم رشته خود به نام مهناز خطیبی علاقمند شده و در آنها سال ۱۳۸۵ با یکدیگر ازدواج کردند. محمد بحرانی در جای نقل کرده: ماحصل زندگی ما، نیکبختی و آرامش بوده و در حال حاضر فرزندی نداریم.
مهناز خطیبی همسر محمد بحرانی در زمینه عروسک گردانی اشتغال داشته و به عنوان عروسک گردان دیوی در مجموعه کلاه قرمزی فعالیت داشت.
همانطور که قبلاً گفته شد محمد بحرانی و مهناز خطیبی در دانشگاه همکلاس بودند. آنها اغلب مواقع در کنار یکدیگر موسیقی گوش کرده و درخواست ازدواج همزمان با شنیدن آلبوم در خیال به خوانندگی شجریان صورت گرفت.
درباره مهناز خطیبی همسر:
مهناز خطیبی در سال ۱۳۶۰ در شهر تهران متولد شد. او در زمینه صداپیشگی و عروسک گردانی فعالیت دارد.
علاوه بر این او مهارتی نیز در زمینه نویسندگی و مترجمی داشته و کارهایی را نیز در این حوزه انجام داده است.
محمد بحرانی و همسرش از علاقمندان به ورزش فوتبال بوده و از هواداران سرسخت تیم بایرن مونیخ آلمان هستند.
لاکن به ندرت پیگیر رقابتهای فوتبال لیگ ایران میباشند. چرا که بحرانی معتقد است فوتبال اروپا بسیار متفاوت بوده و در ایران از طرفداران تیمهای شیراز است.
زندگی هنری

آغاز فعالیت و کار عروسکی:
آغاز فعالیت هنری محمد بحرانی با تئاتر دانشگاهی و شرکت در نمایش عروسکی همراه بود. در سال ۱۳۸۰ که مریم سعادت یکی از اعضای هیئت داوری جشنوارههای دانشجویی بود، کار محمد بحرانی به شدت مورد توجه او قرار گرفت و به این وسیله او را جهت همکاری در سریال تلویزیونی عروسکی زنده «نینیمون» ساخته بهرام شاه محمدلو معرفی کرد.
محمد بحرانی بیان نمود، در وهله اول و در آغاز کار گرایش چندانی نسبت به این زمینه نداشت. هر چند علت آن را پایین بودن سطح اطلاعاتش از جزئیات و روند این حرفه دانسته است. ولی به دنبال سپری شدن مدتی از این کار و شناخت پیدا کردن نسبت به گروه متوجه میشود، پشت صحنه آثار کودک در قیاس با دیگر سبکها سلامت بیشتری داشته و ظریفتر است. این خصوصیات سبب شد تا او در این حوزه به کار خود ادامه دهد.
او از سال ۱۳۸۰ توانست فعالیت خود را در حوزه تلویزیون آغاز کرده و تاکنون در آثار عروسکی تلویزیون و بزرگسال همکاری کرده است. در ابتدا عروسک معروف جناب خان از یک سریال تلویزیونی زنده عروسکی به نام کوچه مروارید شروع به کار کرده و در آن هنگام برای شبکه نمایش تولید و منتشر گردید. پس از آن بود که این عروسک به تلویزیون راه یافت.
در سریال تلویزیونی مذکور رامبد جوان با عنوان آقای محترم حضور داشته و در کنار جناب خان نقش آفرینی میکرد. در نهایت عروسک جناب خان پیشنهاد شرکت در برنامه خندوانه را کسب کرد.
محمد بحرانی در جایی بیان کرده، شخصیت پردازی که بر روی عروسک دوست داشتنی جناب خان داشته، نتیجه تجاربی است که در سالهای مختلف زندگی خود حاصل کرده است. چرا که در سالهای کودکی در شهر شیراز در محله و همسایگی خانوادهها و کودکان آسیب دیده خوزستانی از جنگ تحمیلی زندگی کرده و همچنین در سالهای دانشجویی و در خوابگاه تهران رویدادهایی را با دانشجوها پشت سر گذاشته بود.
خالی از لطف نیست که بدانید اکثر قریب به اتفاق دیالوگهایی که جناب خان مطرح میکرد به جهت نوع برنامه خندوانه، به صورت بداهه توسط محمد بحرانی بیان میشد. این چهره هنری در سال ۱۳۹۴ با شرکت در دومین فصل برنامه خندوانه در جایگاه استند آپ کمدین، برنامه جالبی را به نمایش گذاشته با توجه و استقبال زیادی از مخاطبان و تماشاگران مواجه شد. از این رو او در فصل دوم حضور پررنگتری داشته و به عنوان نقش اصلی همکاری میکرد. به این ترتیب عروسک جناب خان توانست شهرت و محبوبیت زیادی را کسب نماید.
از سایر فعالیتهای محمد بحرانی در حوزه عروسک، قبل از همکاری در سریال تلویزیونی کلاه قرمزی میتوان از صداپیشگی در سریالهای استاد همه چی دون، شهر کودکان و مجموعه با ما کاش باشی نام برد که در آخرین سریال صداپیشگی شخصیت آقا شجاع را بر عهده داشت.
این چهره هنری با حضور در فیلم رفیق بد در کنار چهرههای سرشناس و محبوب در حوزه کودک همچون ایرج طهماسب و حمید جبلی همکاری کرده و یک نقش جزئی را در کنار آنها ایفا نمود. ولی شروع فعالیت او در سریال کلاه قرمزی از سال ۱۳۹۰ انجام گردید.
هنگامی که عوامل این مجموعه جهت ارائه شخصیت تازه، سعی در یافتن یک صداپیشه بودند. محمد بحرانی به واسطه یکی از دوستانش به نام امیر سلطان احمدی که به عنوان عروسک گردان شخصیت پسر عمه زا در آنجا فعالیت داشت، به این گروه معرفی شد. سرانجام این آشنایی و همکاری خلق دو عروسک و شخصیت به اسامی آقای هم ساده و ببعی گردید.
همکاری در صداتو:
از جمله رقابتهای موسیقی اسرارآمیز و دوست داشتنی مسابقه صداتو میباشد که اجرای آن توسط محسن کیایی با رویکرد و چهره تازه صورت گرفت. در این مسابقه اشخاص مطرحی همچون شبنم مقدمی، محمد بحرانی، محسن شریفیان، و امیرمهدی ژوله حضور داشته و مقرر است رقابت کنندگان را در این برنامه تفریحی و سرگرمی هدایت و راهنمایی کنند.
این مجموعه کاری از شبکه نمایشی کشور ایران بوده که در سبک ریلیتی شو و گیم شو به نمایش درآمد.
خوانندگی:
محمد بحرانی در کنار اقداماتی که در زمینه عروسک انجام داده است، با همکاری و مشارکت امیر سلطان احمدی، به عنوان ترانه سرا، خواننده و تهیه کننده یک نماهنگ ویدیویی تهیه کرد که جام جهانی نام داشته و جهت رقابتهای جام جهانی سال ۲۰۱۴ مهیا شد. در ادامه آنها جهت رقابتهای جام جهانی سال ۲۰۱۸ با همخوانی شخصیت جناب خان، اقدام به تهیه یک موزیک ویدیوی دیگری کردند که اومدیم روسیه نام داشت.
علاوه بر مواردی که ذکر شد، محمد بحرانی در کنار شاهین شرافتی مسئولیت اجرای یک برنامه تلویزیونی با موضوع موسیقی به نام رادیو هفت را بر عهده داشت.
بازیگری:
در سال ۱۳۸۵ محمد بحرانی برای نخستین بار با ایفای نقش در فیلم سینمایی اتوبوس شب و عرصه سینما راه یافت. او در سال ۱۳۹۶ با فعالیت در مجموعه گلشیفته در شبکه نمایش خانگی پررنگتر در این زمینه به کار خود ادامه داد. ولی در این میان هنرنمایی او در سریال هیولا شهرت دوچندانی را برای او در پی داشت.
هیولا نام یک سریال تلویزیونی ایرانی در سبک کمدی و سیاسی بوده که توسط مهران مدیری کارگردانی شد و از شبکه نمایش خانگی منتشر گردید. در این مجموعه بازیگرانی همچون مهران مدیری، محمد بحرانی، سیما تیرانداز، نیما شعباننژاد، فرهاد اصلانی، شبنم مقدمی و … نقش آفرینی کردهاند. بدین ترتیب حضور محمد بحرانی در سریال هیولا در سال ۱۳۹۸ ابعاد تازهای از استعدادها و قابلیتهای بازیگری او را برای مخاطبان و عوامل سینمایی آشکار کرد.
در ایام نوروز سال ۱۳۹۹ این هنرپیشه با ایفای نقش در مجموعه دوپینگ توانست برای اولین بار به عنوان بازیگر در عرصه تلویزیون هنرنمایی کند.
لازم به ذکر است در کارنامه هنری محمد بحرانی در جایگاه هنرپیشه فیلم های همچون مارموز، طبقه هساث، فرار از اردو و رفیق بد به ثبت رسیده است. در عین حال برخی از سریالهای تلویزیونی او شامل هیولا، گلشیفته، سریال آنها و دوپینگ میباشد. لازم به ذکر است ایفای نقش و کارگردانی در عرصه تئاتر از جمله اقدامات برجسته محمد بحرانی است.
در پی منتشر شدن اخباری مبنی بر ممنوع الخروجی محمد بحرانی و متوقف شدن پخش ویژه برنامه جام جهانی از شبکه نسیم، این چهره هنری به طور موقت از تهیه برنامه و صداپیشگی جناب خان بازماند. هرچند که او در سال ۱۴۰۴ مجدد به موجب همکاری در برنامه هزار و یک با اجرای محسن کیایی صداپیشگی عروسک جناب خان را عهدهدار گردید.
فیلم شناسی

سینما:
| سال | عنوان فیلم | کارگردان | نقش |
|---|---|---|---|
| ۱۴۰۳ | بازی را بکش | محمد ابراهیم عزیزی | |
| ۱۳۹۸ | بیحسی موضعی | حسین مهکام | گزارشگر فوتبال |
| ۱۳۹۶ | مارموز | کمال تبریزی | حاجآقا مشکاتی |
| ۱۳۹۳ | نزدیکتر | مصطفی احمدی | محمدرضا |
| ۱۳۹۳ | فرار از اردو | غلامرضا رمضانی | |
| ۱۳۹۳ | شهر موشها ۲ | مرضیه برومند | مجری مرد تلویزیون |
| ۱۳۹۲ | طبقه حساس | کمال تبریزی | پرویز آقایی |
| ۱۳۹۰ | کلاه قرمزی و بچه ننه | ایرج طهماسب | بازجو |
| ۱۳۸۶ | رفیق بد | عباس احمدی | کارمند بانک |
| ۱۳۸۵ | اتوبوس شب | کیومرث پوراحمد |
مجموعههای تلویزیونی و نمایش خانگی:
| سال | عنوان | کارگردان | توضیحات | نقش |
|---|---|---|---|---|
| ۱۴۰۳ | ازازیل | حسن فتحی | سرایدار آپارتمان | |
| ۱۴۰۲ | ۲شات | علی میرمیرانی | مهمان | |
| ۱۴۰۲ | شبهای مافیا: زودیاک | محمدرضا رضائیان | سری پنجم | گرداننده |
| ۱۴۰۲ | صداتو | حامد جوادزاده | کمک کننده | |
| ۱۴۰۰ | آنها | میلاد جرموز، مهدی آقاجانی | ناصر نامی | |
| ۱۴۰۰ | دراکولا | مهران مدیری | مهیار مهرافزون (غضنفر چمچاره) | |
| ۱۳۹۹ | خوب، بد، جلف: رادیواکتیو | محسن چگینی | سرگرد شکوری | |
| ۱۳۹۹ | دوپینگ | رضا مقصودی | پدر شیوا | فریدون |
| ۱۳۹۹ | بچه محل | احمد درویشعلیپور | بازیگر مهمان، شوهر عمه پورنگ | شهرام رضایت |
| ۱۳۹۸ | هیولا | مهران مدیری | مدیر اتو گالری، صاحبخانه هوشنگ | مهیار مهرافزون (غضنفر چمچاره) |
| ۱۳۹۶ | گلشیفته | بهروز شعیبی | همسر مژگان میرزایی، فروشنده لوازم زنانه | ضیاء شریفی |
| ۱۳۹۳ | کرکره | هادی حجازیفر | ||
| ۱۳۹۰ | مکتبخانه غیرانتفاعی | عیسی یوسفیپور | ||
| ۱۳۸۹ | تندتندکارتن | هادی حجازیفر | ||
| ۱۳۸۷ | رنگین کمان | محمد اعلمی | ||
| ۱۳۸۵ | یغمای باشکوه خورشید | فرهاد مهندسپور | تله تئاتر | |
| ۱۳۸۵ | سرزمین من | مریم سعادت | ||
| ۱۳۸۴ | نگاهی به تاریخ تئاتر معاصر ایران | محمود عزیزی | مستند نمایشی | |
| ۱۳۸۱ | نینیمون | بهرام شاهمحمدلو |
تئاتر:
| سال | عنوان نمایش | کارگردان | محل اجرا | توضیحات |
|---|---|---|---|---|
| ۱۳۹۹ | روزهای بیباران | محمد بحرانی | تالار شمس | نمایشنامهخوانی آنلاین |
| ۱۳۹۶–۱۳۹۷ | بهمن کوچیک | مهران نائل | سالن انتظامی – سالن شهرزاد | اجرا در تورنتوی کانادا |
| ۱۳۹۴ | صندلیها | طلیعه طریقی | سالن انتظامی | اجرا در کشور رومانی |
| ۱۳۹۳ | ستوان آینیشمور | مرتضی مشکات | تالار تجربه | |
| ۱۳۸۷ | دژاوو | مسعود دلخواه | کار مشترک ایران و آلمان – این نمایش به نام «جایی دیده شده» نیز مشهور است | |
| ۱۳۸۷ | ۱۲۵ تومن دانشگاه | کار گروهی از گروه «بیدل» | تالار الغدیر – دانشگاه تهران | |
| ۱۳۸۴ | ادیپ شهریار | فابریس نیکوت | کار مشترک ایران و فرانسه | |
| ۱۳۸۴ | وینراهبینهایت | محمود عزیزی | حوزه هنری | |
| ۱۳۸۳ | ژازن بکام، ژازن ناکام | امیر سلطاناحمدی | جشنواره فجر | |
| ۱۳۸۴ | پرزنت و چهار اپیزود دیگر | هادی حجازیفر | تالار مولوی | |
| ۱۳۸۳ | کسوف | نسیم خسروی | ||
| ۱۳۸۳ | مرگ در پاییز، مسافران | مقصود صالحی | ||
| ۱۳۸۲ | سفارتخانه | رضا یعقوبی قلعهنو | ||
| ۱۳۸۲ | خوشبخت شاید | هادی حجازیفر | ||
| ۱۳۸۱ | آینه | مهدی شاهپیری | ||
| ۱۳۸۱ | آی آدمها | ارژنگ فرخپیکر | تالار مولوی – دانشگاه تهران | |
| ۱۳۸۰ | بله، البته که نه، قربان! | مهدی شاهپیری | ||
| ۱۳۸۰ | تحلیل شخصیت | مهران نائل | ||
| ۱۳۷۹ | شعبده و طلسم | امیر سلطاناحمدی |
تئاتر:
| سال | عنوان نمایش | کارگردان |
|---|---|---|
| ۱۳۹۶ | پسر جنگل | رامین کهن |
| ۱۳۹۲ | افسانه آه | آنوش عزیزی |
| ۱۳۸۵ | کنسرت حشرات ۱ و ۲ | مریم سعادت |
| ۱۳۸۵ | شنگول و منگول | هدیه هاشمی |
| ۱۳۸۴ | مبارک به مدرسه میرود | بهناز مهدیخواه |
| ۱۳۸۴ | پله نهم | مریم شهیدی |
| ۱۳۸۴ | آقای گسست | هادی حجازیفر |
| ۱۳۸۴ | پکن بدون توقف | مهران نائل |
| ۱۳۸۴ | طفل پیر | مرتضی چراغی |
| ۱۳۸۳ | مسخ | فاطمه سوزنگر |
| ۱۳۸۳ | سه نقطه | مرتضی چراغی |
| ۱۳۸۳ | دایره | هادی حجازیفر |
| ۱۳۸۳ | گل مین | مهدی شاهپیری |
| ۱۳۸۳ | شاه جنگل | فرشته حجازی |
| ۱۳۸۲ | ویز… تق | مهناز خطیبی |
| ۱۳۸۲ | نفس عمیق | مهدی شاهپیری |
| ۱۳۸۰ | تولد مسیح | سحرناز متعبد |
صداپیشگی:
| سال | عنوان | شخصیت | سازنده |
|---|---|---|---|
| ۱۴۰۳ | هزار و یک | جنابخان | فرید نیکجو |
| ۱۴۰۳ | مهمونی | ببعی و آقای همساده | ایرج طهماسب |
| ۱۴۰۲ | جام آرزوها | جنابخان | محمد پیوندی |
| ۱۳۹۳–۱۴۰۱ | خندوانه | جنابخان | رامبد جوان |
| ۱۳۹۱–۹۷ | کلاهقرمزی | ببعی و آقای همساده | ایرج طهماسب |
| ۱۳۹۴ | برکه گاندو | گاندو | سمیه عبداللهزاده |
| ۱۳۹۳ | کوچه مروارید | جنابخان | سعید سالارزهی |
| ۱۳۸۶–۹۱ | استاد همه چی دون | استاد همه چی دون | کیهان شادور |
| ۱۳۹۱ | با ما کاش باشی | آقا شجاع | محمد اعلمی |
| ۱۳۹۱ | مدرسه بابا عماد۲ | امیر سلطاناحمدی | |
| ۱۳۹۱ | ماجراهای هامون | سمیه عبداللهزاده | |
| ۱۳۹۰ | قفل و صندوقچه | مثال | محمد اعلمی |
| ۱۳۹۰ | مدرسه بابا عماد۱ | امیر سلطاناحمدی | |
| ۱۳۸۸ | شهرکودکان | مخدان | محمد اعلمی |
| ۱۳۸۷ | مزرعه بیبی | پرویز | محمد اعلمی |
| ۱۳۸۷ | امداد حشرات | مگس | وحید حسینی |
| ۱۳۸۷ | عامو و ماشو | عامو | محمد اعلمی |
عروسک گردانی:
| سال | عنوان | کارگردان |
|---|---|---|
| ۱۳۸۸ | منوچ و نونوچ | محمد اعلمی |
| ۱۳۸۸ | فسقلیها | نگار استخر |
| ۱۳۸۷ | مزرعه بیبی | محمد اعلمی |
| ۱۳۸۷ | رنگینکمان | محمد اعلمی |
| ۱۳۸۶ | گذر میرزا | محمد اعلمی |
| ۱۳۸۵–۱۳۸۶ | مدرسه حشرات | محمد اعلمی |
| ۱۳۸۴ | مومو و مومی | مریم سعادت |
| ۱۳۸۵ | سرزمین من | مریم سعادت |
| ۱۳۸۵ | اتاق نگار | محمد اعلمی |
گویندگی و مجریگری:
| سال | عنوان | سمت | کارگردان | توضیحات |
|---|---|---|---|---|
| ۱۳۹۶ | رادیو هفت | مجری | به تهیهکنندگی منصور ضابطیان و محمد صوفی | |
| ۱۳۹۶ | رزمآرا یک دوسیهٔ مسکوت | گوینده گفتار متن | احسان عمادی | فیلم مستند |
| ۱۳۹۶ | فاز | گوینده گفتار متن | مسابقه تلویزیونی | |
| ۱۳۹۴ | محاکمه | گوینده گفتار متن | احسان عمادی | فیلم مستند |
خوانندگی:
| سال | عنوان | توضیحات |
|---|---|---|
| ۱۳۹۹ | تیتراژ مجموعه تلویزیونی دوپینگ | کارگردان: رضا مقصودی |
| ۱۳۹۷ | خواننده همراه گروه موسیقی «لیان» | فستیوال ورلد میوزیک لندن (WOMAD) انگلستان |
| ۱۳۹۷ | موزیک ویدئو «اومدیم روسیه» | جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸ |
| ۱۳۹۴ | موزیک ویدئو اختصاصی لیگ جهانی والیبال | لیگ جهانی والیبال ۲۰۱۵ |
| ۱۳۹۳ | موزیک ویدئو «جام جهانی» | جام جهانی فوتبال ۲۰۱۴ |
| ۱۳۸۵ | کنسرت حشرات ۱ و ۲ | کارگردان: مریم سعادت |
ترانهسرایی و شعر:
| سال | عنوان | توضیحات |
|---|---|---|
| ۱۳۹۳ | ترانهسرایی موزیک ویدئو «جام جهانی» | برای جام جهانی فوتبال ۲۰۱۴ |
| ۱۳۸۵–۱۳۹۱ | ترانهسرایی تیتراژ استاد همهچیدون | — |
| ۱۳۸۵ | شاعر کنسرت حشرات ۱ و ۲ | کارگردان: مریم سعادت |
جوایز و افتخارات

| سال | جشنواره | بخش | عنوان اثر | جایزه |
|---|---|---|---|---|
| ۱۳۹۸ | جشنواره ملی تولیدات سیما | بهترین صداپیشه | مجموعهٔ خندوانه | رتبه اول صداپیشگی برای عروسک جنابخان |
| ۱۳۹۸ | جشنواره حافظ | بهترین بازیگر مرد کمدی | مجموعهٔ گلشیفته | کاندید بهترین بازیگر مرد برای نقش ضیاء |
| ۱۳۸۴ | جشنواره کوتاه جوان | بهترین بازیگر مرد | نمایش n/2+1 | رتبه دوم بازیگری |
| ۱۳۸۳ | جشنواره تئاتر استان مرکزی | بهترین بازیگر مرد | نمایش ژازن بکام، ژازن ناکام | رتبه دوم بازیگری |
| ۱۳۸۳ | جشنواره بینالمللی نمایش عروسکی دانشجویی | بهترین عروسکگردان | نمایش گلمین | رتبه سوم عروسکگردانی |
| ۱۳۸۲ | جشنواره بینالمللی نمایش عروسکی دانشجویی | بهترین صداپیشه | نمایش نفس عمیق | رتبه سوم صداپیشگی |
| ۱۳۸۲ | جشنواره بینالمللی نمایش عروسکی دانشجویی | تلاش مستمر | — | جایزه ویژه تلاش مستمر |
| ۱۳۸۱ | جشنواره بینالمللی عروسکی دانشجویی | بهترین موسیقی | دایره | رتبه اول موسیقی |
| ۱۳۸۱ | جشنواره دانشجویی تئاتر تجربی | بهترین کارگردانی | بهشت و زمین | رتبه اول کارگردانی |
تقدیرنامهها از سوی ارگانها و سازمانها:
| عنوان تقدیر / افتخار |
|---|
| از طرف جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات ایران به موجب اجرای نمایش «بهمن کوچک» |
| از سوی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به موجب حضور در مجموعهٔ «خندوانه» |
| از طرف مجلس شورای اسلامی به دلیل حضور در مجموعهٔ «خندوانه» |
| از طرف خانه تئاتر، دریافت لوح تقدیر به موجب خلق عروسک «جنابخان» |
| برگزاری دومین همایش ملی ترویج مسئولیتهای اجتماعی در محل دانشگاه تهران |
| فدراسیون ورزشهای همگانی |
| عضویت افتخاری انجمن اماس ایران |
| کسب لوح یادمان از طرف یازدهمین جشنواره بینالمللی نمایش عروسکی |
| دریافت لوح سپاس در دورههای ششم، هفتم، دهم و دوازدهم مراسم بزرگداشت هفته تئاتر |
| کسب لوح تقدیر در اولین جشنواره تئاتر و سرود محله |
آثار برجسته:
| فعالیت |
|---|
| صداپیشگی شخصیت جنابخان در برنامهٔ هزار و یک |
| صداپیشگی شخصیت جنابخان در برنامهٔ خندوانه |
| صداپیشگی شخصیتهای ببعی و آقای هم ساده در سریال کلاهقرمزی |
| خواننده ترانه «خوابهای رنگی من» (شعرهای کودکانه در ردیف موسیقی ایرانی) به آهنگسازی حمید متبسم |
| گویندگی شخصیت عقاب افسانهای در فیلم «پرندگان خشمگین» |
| ایفای نقش در سریال تلویزیونی «هیولا» به کارگردانی مهران مدیری |
| ایفای نقش در سریال تلویزیونی «دراکولا» به کارگردانی مهران مدیری |
| ایفای نقش در سریال تلویزیونی «گلشیفته» به کارگردانی بهروز شعیبی |
| نقشآفرینی در سریال تلویزیونی «دوپینگ» به کارگردانی رضا مقصودی |
| بازی در فیلم سینمایی «طبقه هساث» به کارگردانی کمال تبریزی |
| اجرای برنامه تلویزیونی «رادیو هفت» و «رادیو شب» به کارگردانی منصور ضابطیان |
| نقشآفرینی در نمایش «بهمن کوچیک» در شهر تورنتو – کانادا |
| نقشآفرینی در نمایش «صندلیها» در کشور رومانی |
| نقشآفرینی در نمایش «ادیپ در راه» در شهر پاریس – فرانسه |
| خوانندگی در گروه موسیقی «لیان» در جشنواره “WOMAD” شهر لندن – انگلستان |
مصاحبه
زمانی که در مقابلش مینشینید، جدی و سخت گیرتر از آن چیزی است که تصور میشود. کسی که مسئولیت صداپیشگی روسکهای دوست داشتنی و پرمخاطبی همچون ببعی و آقوی همساده را بر عهده داشت، این دفعه با یک عروسک به رنگ بنفش از قاب تلویزیون میهمان منازل ما شد که به هنگام پخش شهرت و محبوبیت زیادی پیدا کرده و با آوازخوانی منحصر به فرد شادمانی را به بیننده القا میکند. بله موضوع صحبت ما محمد بحرانی صداپیشه شخصیت جناب خان است که در کنار دو گرداننده این عروسک به اسامی حامد ذبیحی و مهدی برقعی همکاری دارد.
لازم به ذکر است شخصیتهای جناب خان، ببعی و آقوی همساده که در مجموع سی الی چهل میلیون طرفدار را با خود همراه کردهاند، قسمت اعظمی از شخصیت خود را وابسته به تلاشها و ابتکارات محمد بحرانی هستند. کسی که هم اکنون پیشنهادات زیادی دریافت میکند تا در آثار آنها در برابر دوربین تصویربرداری ایفای نقش نماید.
او تحصیلاتش را نیز در این حوزه انجام داده و همچنین در چند فیلم سینمایی نیز همکاری کرده است. ولی با جدیت زیاد بر روی عروسکهایش تعصب داشته و هر رفتار و رویکردی که موجب زیان به آنها شود، به اعتقاد او غیر عملی و غیر قابل بخشش است. در این بخش گفتگوی انجام شده با محمد بحرانی یک هنرمند آگاه و جذاب برای شما ارائه میشود.
آقای بحرانی بهتر است از کوچه پسکوچههای شیراز شروع کنیم. این استعداد ویژه هنری در شما از کودکی پیدا بود یا بعدها در اثر گذشت زمان آن را کشف کردید؟
سالهای بچگی من در یک خانواده فرهنگی سپری شد. در آن زمان پدرم دبیر درس زبان بود که هم اکنون بازنشسته است. با وجودی که برادران، خواهر و پدرم از علاقمندان و مخاطبان موسیقی سنتی بودند، ولی هیچ یک از اعضای خانواده ما با جدیت و به شکل حرفهای در زمینه هنر فعالیت نکردند.
همچنین در منطقهای رشد کردم که چندان شاهد بروز رخدادهای هنری حیرت انگیز و تازهای نبود. ممکن است در میان هم محلیها که در کنارشان اوقاتم را میگذراندم، من در جایگاه کسی بودم که دیگران را به خنده میانداختم. ولی این موضوع که هدفمند بوده و یا در کلاسهای خاص تئاتر شرکت کرده و یا به عضویت گروه تئاتری درآمده باشم، تا پیش از تحصیل در دانشگاه و حتی در دوران مدرسه نیز رخ نداد.
در دبیرستان چه رشتهای خواندید؟
رشته ریاضی فیزیک.
چطور در دانشگاه در رشته دیگری تحصیل کردید؟
من علاقه چندانی به درس ریاضی نداشتم. ولی در آن سالها که در مدرسه تحصیل میکردم، در میان خانوادهها مطرح بود که رشته ریاضی به مراتب بهتر است. گویی محصلان در رشته تجربی به حد وفور بوده و عده زیادی تمایل داشتند در آینده رشته مهندسی را دنبال کنند. در منزل ما نیز تمامی بچهها پیش از من در رشته تجربی تحصیل کردند و تمایل داشتند در آینده یک مهندس نیز در این خانواده باشد.
من رشته ریاضی فیزیک را انتخاب کردم، ولی درس ریاضی برایم جالب نبود. اگر به اختیار خودم بود، رشته انسانی را برای خود دنبال میکردم. هیچگونه شناخت و آگاهی نسبت به هنر نداشتم که حتی خبر داشته باشم یک چنین رشتهای نیز وجود دارد.
به سینما و تئاتر علاقهمند نبودید؟
خیر، به تماشای فیلم مینشستم. ولی نوع نگاه من مانند سایرین حرفهای نبود.
مثل کسانی نبودید که روزی چند فیلم میبینند و هیچ فیلمی را از دست نمیدهند؟
خیر به هیچ وجه. تصور میکردم تنها همین سه رشته تحصیلی در مقطع متوسطه وجود دارد که شامل رشته های ریاضی، تجربی و انسانی بود. حتی طرز فکرم نسبت به هنرستان، گرایشهای فنی و حرفهای بود که قابلیت چندانی در آن نداشته و به ناچار رشته ریاضی را دنبال کردم.
در هنگام تحصیل در دبیرستان با پسری به نام علی بهرامیفر آشنا شده و ارتباط دوستی برقرار کردم که هم اکنون به عنوان آهنگساز و نوازنده سنتور فعالیت دارد و در آن هنگام نیز ساز سنتور میزد. در حال حاضر با استاد کلهر همنوازی کرده و در حوزه هنر نیز با جدیت اقداماتی را انجام میدهد.
در آن سالها ما در یک کلاس تحصیل کرده و از طریق او تا حدودی نسبت به موسیقی آشنا شدم. به همین دلیل بر حسب اتفاق و بدون هیچ پیش زمینه و اقداماتی در کنکور رشته هنر آزمون داده و سرانجام در دانشگاه تهران پذیرفته شدم.
آواز تمرین میکردید یا با سازهای موسیقی آشنایی داشتید؟
خیر، من تنها شنونده ترانهها و آهنگهای موسیقی بودم. هیچگونه فعالیتی در حوزه نوازندگی و آوازخوانی نداشتم.
یعنی فقط علاقهمند بودید؟
بله.
در همان دوره علاقهمندی شما به موسیقی نواحی شکل گرفت؟
من اهل شیراز هستم و در منطقهای از این شهر رشد کردم که اغلب اهالی جنوب در آنجا ساکن بودند. در آن هنگام کشورمان در جنگ بوده و شیراز از جمله شهرهای مهم و بزرگ مناطق جنوبی ایران است و عده زیادی از خوزستان به مناطق شیراز نقل مکان کردند. در محله ما بیشتر بچههای جنوب بوده و اکثریت دوستان من جنوبی بودند.
بیشتر سالهای کودکی و نوجوانی من در آن فضا و فرهنگ گذشت و از همان سالها با استفاده از قابلمه و تشت شروع به خواندن آهنگهای بندری میکردیم. قسمت اعظمی از رویدادهایی که مشاهده میکنید، مرهون همنشینی با بچههای جنوبی در آن محله هستم.
یک تم داستانی در جنابخان داشتید که خودش از جنگزدهها بوده و آمده.
موضوع جناب خان متفاوت است. بسیاری از رفتارهای او متعلق به خود جناب خان بوده و هیچ گونه ارتباطی با محمد بحرانی ندارد.
یعنی خودتان دنبال آن میرفتید؟
بله؛ دانشجویان و سایر بچهها در راهروهای خوابگاهها آوازخوانی کرده و من میشنیدم. من بسیار تمایل داشتم مشاهده کنم شرایط و احوال آنجا چطور است. چرا که گویشها و لهجهها برایم جالب و دوست داشتنی است.
اینطور نبود که گذر کنید بلکه پی آن را میگرفتید و به آن آهنگ میرسیدید.
هرچند در آن سالها که ما در دانشگاه تحصیل میکردیم، هنوز مقوله اینترنت تا این حد گسترده نبوده یا ما در موقعیت مالی خوبی نبودیم که این امر برایمان مهم باشد. آنجا یک خوابگاه بود که تنها یک اتاق کامپیوتر با تعدادی کامپیوترهای مستعمل و کهنه قرار داشت که شبکه اینترنت نیز به شدت کم سرعت، حیرت آور و ناشناخته بود. به طوری که جستجو به مفهوم حقیقی امکان نداشت، بلکه جستجو شامل پژوهشهای میدانی بود.
سال ۸۰ بود که آن اتفاق ویژه برای شما افتاد. جشنواره عروسکی دانشجویی و آشنایی با خانم مریم سعادت.
بله؛ یک جشنواره عروسکی دانشجوی بین المللی برگزار میشود که شرکت کنندگان و سطح جشنواره بسیار بالا است. در آن سال خانم سعادت به عنوان داور در آنجا حضور داشته و من در تعداد کثیری از تئاترهای عروسکی یفای نقش میکردم. در هر یک از روزها که خانم سعادت در آنجا بودند، من را در یک نمایش و کار جدید مشاهده میکردند.
سرانجام عملکرد من مورد توجهشان قرار گرفت و با لطف و بزرگواری واسطه آشنایی من به آقای بهرام شاه محمدلو شدند که مشغول تهیه یک کار عروسکی زنده بودند. این اثر برنامه نی نی مون به مفهوم نی نی ما بود که برای شبکه اول سیما تولید میشد. لذا من بدون هیچ مقدمهای توانستم در این برنامه ایفای نقش کرده و در ایام نوروز سال ۱۳۸۱ عهدهدار یکی از نقشهای اصلی شدم.
این ژیمناستیک صدا از دوره نوجوانی با شما همراه بود یا در دانشگاه خیلی تمرین کردید؟
به طور دقیق میدانم ژیمناستیک صدا چیست. ولی چنانچه مد نظر شما این رفتارهای حیرت آور و دیوانه بازی باشد، من از سالهای کودکی چنین رویکردهایی داشتم، ولی این موضوع در سالهای دانشجویی تا حدودی آکادمیک شده و جدیت بیشتری یافت.
بعد از آن خانم مریم سعادت شما را معرفی کرد به شخص خاصی؟
خیر، از آن هنگام تا به اکنون من به طور پیوسته در کنار خانم مریم سعادت همکاری میکنم. حتی بعد از پایان یافتن این مصاحبه نیز به تالار وحدت میروم تا به تماشای کار خانم سعادت بنشینم. ما در کنار یکدیگر چندین کار مشترک داشتیم که از جمله آنها کنسرت حشرات و تعداد زیادی از آثار تلویزیونی بود.
روالی در حوزه تلویزیون وجود دارد که اغلب زمانی که به تازگی به هر عرصه ای ورود میکنید، با افراد پیرامونتان آشنا شده و ارتباطات جدیدی برایتان ایجاد میشود. به همین دلیل پس از پایان یافتن یک فعالیت عروسکی، در یک کار عروسکی دیگر به کار خود ادامه میدهید. در صورتی که گرایش من در زمان تحصیل در دانشگاه به هیچ وجه در حوزه عروسک نبوده و تنها هنرپیشگی بود.
هیچگاه پیش خودتان نگفتید که من بازیگر هستم و باید سمت بازیگری بروم؟
از آن ابتدا که به حوزه فعالیت عروسکی وارد شدم، احساس کردم تفاوت چندانی ندارند. لذا تلاش کردم در هر اثر عروسکی و در هر جایگاهی همچون شاعر، عروسک گردان و یا صداپیشه بازیگری را انجام دهم. معتقدم این موضوع تمایز زیادی از هم ندارند. لذت و هیجان زیادی دارد که شما بتوانید از یک جسم بیجان، یک شخصیت جاندار را ارائه دهید. این موضوع شباهت زیادی به خلق داشته و بسیار هیجان انگیز است.
یعنی هیچگاه حسرت این طرف یعنی بازیگری به صورت جدی را نداشتید؟
خیر، من تاکنون آثار زیادی را به عنوان هنرپیشه انجام داده و تعداد کثیری از آنها مربوط به حوزه کودک بود. ممکن است شما و افراد بزرگسال مخاطب این آثار نبودید، ولی من در چنین کارهایی به عنوان بازیگر همکاری کرده و در این دوران در برخی از فیلمهای سینمایی نیز ایفای نقش میکنم که دو تا از فیلمهای سینمایی در آینده بر روی پردههای سینما اکران خواهد شد.
در ابتدا فیلم نزدیکتر به کارگردانی مصطفی احمدی بوده و فیلم دیگر فرار از قلعه رودخان نام دارد که ساخته آقای رمضانی میباشد. به نظرم تا زمان انتشار این مصاحبه در مجله شما، فیلمهای مذکور به نمایش درآیند.
جدای از لذتبخش بودن این کار بحث درآمد بودن آن هم هست. به نظر صداپیشگی نسبت به بازیگری خیلی درآمد ویژهای نداشته باشد؟
صحیح است. در هر صورت دستمزد آن در مقایسه با کارهای رایج در عرصه سینما و تلویزیون در سطح کمتری قرار دارد. ولی من تلاش میکنم هم در زمینه نویسندگی فعالیت کرده و هم ترانه بگویم، صداپیشگی کنم، عروسک گردانی کرده و در عین حال بازیگری را داشته باشم.
من در یک مدت محدود در شبکه دوم سیما به عنوان کارگردان در یک برنامه آموزشی همکاری کردم. لذا کوشش داشتم احتیاجات زندگی خود را به شیوههای مختلف تأمین نمایم که با این رویدادها میسر شد.
محمد بحرانی از یک جایی شناخته شد که به ایرج طهماسب و حمید جبلی رسید؛ یعنی از سال ۹۰. به این معنا که یک دهه تقریبا شما در پشت صحنه بودید. آشنایی با آقای طهماسب هم از طریق عروسکگردان پسر عمهزا، امیر سلطاناحمدی بود.
هرچند من از گذشته آشنایی مختصری با ایشان داشتم. همچنین نقش کوتاهی را نیز در فیلم رفیق بد ایفا کردم که در این اثر خانم بنفشه صمدی به عنوان دستیار فعالیت داشته و من را به ایشان معرفی نمودند. آقای طهماسب شناخت اندکی را نسبت به من داشتند.
در سال ۱۳۹۰ ایشان قصد داشتند شخصیتهایی را در سریال کلاه قرمزی بگنجانند، لذا به عوامل توصیه کردند افرادی را در این زمینه به ایشان پیشنهاد دهند و امیر دو مرتبه من را برای این کار توصیه کرد.
کلا از صدا به طراحی عروسک میرسند یا برعکس؟
کاملاً با هم متفاوت است. برای نمونه امکان دارد شما در یک کار عروسکی همکاری کنید و روال آن به این صورت است که در وهله اول یک ایده برای چند خط نگاشته میشود. سپس این طرح چند خطی به یک نویسنده واگذار شده و نویسنده چند سینابس از آن موضوع مینویسد.
در ادامه این اثر به عروسک ساز ارائه شده و عروسک ساز بر اساس این شخصیتها اقدام به تولید عروسکها مینماید. پس از آن کارگردان با در نظر گرفتن شکل و شمایل عروسکهای تولید شده، شخصیتها و صداپیشهها را برمیگزیند.
این روند رایج در مجموعههای تلویزیونی عروسکی بوده ولی برنامه کلاه قرمزی به این صورت نیست. در سریال کلاه قرمزی هیچ متن نوشته شدهای در اختیار نداریم. لذا آقای طهماسب و آقای جبلی در طول سالیان دراز برخی از اتودها را دستنویسی کرده و توضیح آیتمها را در اختیار دارند. ولی در حدود یک الی دو ماه پیش از آغاز ضبط برنامه کلاه قرمزی، ما روزانه به مدت هفت الی هشت ساعت همانند تئاتر به انجام تمرین میپردازیم و این تمرینها در همه زمینهها است.
لذا شخصیتهایی که در ذهن آقای طهماسب وجود دارند، در این تمرینها موجودیت بیشتری یافته و به آنها پرداخته میشود. طبق گفتگوهایی که میان خودشان و سرکار خانم محبوب صورت میگیرد، بر اساس تعریف عروسکهایی تولید میشود. سپس عروسکها در جلسات تمرین آمده و در آنجا صداپیشه برای آنها تعیین میشود.
آقای طهماسب در کار سینمایی جدیدشان در نقشهایی که در نظر دارند روی شما هم حساب کردهاند؟
یقین بدانید که سطح آگاهی و اطلاع شما از آثار سینمایی به مراتب بیشتر از من است. در حال حاضر من از چنین موضوعاتی اطلاع ندارم. در صورتی که به من پیشنهاد شود، حتماً خواهم رفت.
کاراکتر جنابخان را خود شما ساختید؟
توضیح آغاز سریال کوچه مروارید را مفصل برایتان بیان میکنم. در ابتدا اقدام به تشکیل یک اتاق فکر نموده و چند نفر در آنجا شرکت داشتند که شامل من، بهادر مالکی، امیر سلطاناحمدی، سعید سالارزهی کارگردان و تهیهکننده کوچه مروارید، نیوشا صدر و محمد نادری میشد. در آنجا با یکدیگر گفت و شنود کرده و موضوع به سریال کوچه مروارید رسید.
من توصیه کردم میتوانیم یک شخصیت جنوبی را در آنجا اضافه کنیم. این موضوع به جهت علاقه و اشتیاق سالهای کودکی من به اهالی جنوب ایران بوده که آگاه بودم تا چه اندازه شور و حال دارند. در آخر نتیجهگیری شد که شخصیت دستفروش و لبو فروش باشد و اسامی آنها توسط محمد نادری انتخاب شد.
در ایران معمولا عروسکها در طول زمان شخصیتشان کامل میشود.
همه شخصیتها همینطور هستند.
تأثیر رامبد جوان در درست شکل گرقتن جنابخان در خندوانه هم بسیار مهم است. نظر شما چیست؟
در سریال کوچه مروارید جناب خان در یک اثر گروه سنی کودک حضور داشته و به طور طبع در چنین آثاری گستره مزاح و شوخی محدودیت بیشتری دارد. لازم است شما در عرصهای به شوخی بپردازید که برای کودکان نیز قابل فهم بوده و در عین حال در به کارگیری واژهها و شوخیها شئونات را رعایت کنید. در کارهایی که مربوط به بزرگسال میشود، متعاقباً این وسعت بیشتر است. به همین دلیل در برنامه خندوانه رویکردهای بیشتر و تازهتری را از شخصیت جناب خان مشاهده کردیم.
رامبد جوان یک هنرپیشه با سابقه و حرفهای و همچنین یک همکار بسیار مطلوب بوده که به نحو بینظیری پاس کاری کرده و حوزه گفتگو را تغییر میدهد. در عین حال سرعت افکار و ذهن او بسیار زیاد بوده و لازم به ذکر است ایفای نقش در کنار یک عروسک برای هر هنرپیشه چندان آسان نیست. بسیاری از بازیگران مطرح و مشهور دنیا در هنگام فعالیت به همراه عروسک دچار مشکل میشوند، ولی رامبد بسیار فوق العاده نقش آفرینی کرد.
این دو با یکدیگر ارتباط دوستانه دارند و به اعتقاد من در حال حاضر رامبد و جناب خان تشکیل دهنده یک زوج هنری تلویزیونی بسیار جدی هستند که مراوداتی را با یکدیگر داشته و تا سالیان سال در خاطر مردم ماندگار میشوند.
رامبد جوان از کسانی است که کار تیمیاش خیلی قویتر از دیگران است.
بینظیر است. من به شدت از این موضوع رضایت دارم.
به نظرم از لحاظ مالی هم هوای بچهها را دارد. خندوانه فضای خوبی برای کار کردن است؟
برنامه خندوانه یک موقعیت بسیار مطلوب برای فعالیت میباشد. من نیز در این زمینه با شما هم نظر هستم. (با خنده)
در مسابقه استندآپ کمدین دلیل شرکت نکردن جنابخان چه چیزی بود؟ آیا به این دلیل که قطعا میبرد نبود؟
این دیدگاه بیانگر لطف و عنایت شما است. ولی من به شخصه چنین عقیدهای ندارم و این موضوع یک مسابقه بود. شیوهای که صورت گرفت، برای من اولویت دارد. به اعتقاد من رامبد جوان، جناب خان و نیما در زمره میزبانان برنامه خندوانه بوده و به باور ما حضور هر یک از آنها در رقابت رفتار صحیحی نبود. از سوی دیگر فکر میکنم جناب خان به هیچ وجه خود را به عنوان استندآپ کمدین نمیشناسند.
چرا که او به طور حرفهای در زمینه لبو فروشی، باشگاه داری و سایر زمینهها اشتغال دارد. فکر میکنم مقرر نبود جناب خان در جایگاه یک استندآپ کمدین همکاری کند.
در کاراکتر جنابخان سجاد افشاریان نظرش چه بود؟
سجاد افشاریان از دوستان و همشهریان من بوده، در زمینه نویسندگی و بازیگری تبحر داشته و ما رفقای هم محسوب میشویم. مسئولیت نویسندگی برنامه خندوانه بر عهده او میباشد، ولی قسمت های مربوط به جناب خان در حقیقت حاصل فعالیت گروه عروسکی است. به عبارت دیگر سجاد به ما محبت دارد، ولی جایگاهی در عرصه جناب خان نداشته و امورات جناب خان را به خود ما واگذار کردند.
اینکه بعضی اوقات جنابخان غمگین است و لوس نیست، در طراحی به آن رسیده شده است یا بعداً به آن رسیدید؟
این موضوع از ایده و گرایش من است. لذا برنامه نیز نسبت به آن خوشنود بوده است. من همواره علاقه داشتم سرانجام شخصیت عروسکی را عهدهدار شوم که دارای رویکردها و حوزههای متعددی بوده، احساس رنجش و غم کرده، شکست بخورد، اشک و زاری کرده، بغض و خوشحالی داشته و حتی خندیده و آوازخوانی کند.
تلاش داشتیم شخصیت جناب خان رویکردهای متنوعی داشته باشد و ممکن است از جمله عواملی که باعث شد مردم ارتباط خوبی را با آن برقرار کنند، چنین است که بسیاری از افراد برخی از تمایلات خود را در وجود جناب خان مشاهده میکنند.
آقوی همساده هم یک شخصیت ویژهای است. در بقیه کاراکترهایی که هست خیلی لوس نیست. آن هم خودتان رسیدید؟
نخستین باری که عروسک آقای همساده در تمرین حاضر شد، من به آرامی در گوش محمد لقمانیان عروسک گردان شخصیت فامیل دور زمزمه کردم: این اهل شیراز است و من این صدا را بر روی او محک زدم. چرا که آقای همساده دارای احوال و فضای پر نشاطی بوده و به شکل ویژهای خوشایند و مطلوب است.
چهره گشاده و روی خندان که اهالی شیراز بیشتر در چنین حال و هوایی هستند. زمانی که شما در آن شهر به قدم زدن مشغول میشوید، مردم آنجا بسیار خوشرو و با محبت با شما رفتار میکنند.
در آقای همساده نیز من چنین احوالی را مشاهده کردم. چنانچه جریان زندگی او را بشنوید، پی میبرید که خودش تاکنون هیچ گونه عداوت و کینه نسبت به کسی نداشته است. لذا به عنوان یک شخصیت اندیشمند و مهربان شناخته میشود.
سختی ببعی این است که خیلی حرف نمیزند …
آنها شامل دو شخصیت بودند در دو سوی محور مختصات. لازم بود شخصیت ببعی با پایینترین آوای ممکن ارائه میشد و به ندرت سخن میگفت. ولی باید آقای همسایه به مدت بیست دقیقه پی در پی به بیان دیالوگ پرداخته و شخصیت آنها کاملاً با هم فرق داشت.
هرچند سه عروسک گردان شامل عروسک گردان عروسک همساده خانم شیما بخشنده و عروسک گردانهایی که پشت سر هم ببعی را به تصویر کشیدند، خانم بنفشه صمدی و آقای پیمان فاطمی بودهاند. قسمت اعظمی از این عروسکها مرهون فعالیت بچهها میباشند.
خندهها کاملاً طبیعی است؟
بله. چرا که نه آقای طهماسب از قبل خبر دارد چه مطلبی را خواهد گفت، نه من آگاهم و نه شیما بخشنده اطلاع دارد.
به نظرتان خندوانه در سری جدیدش مدیون حضور جنابخان نیست؟
داشتن چنین دیدگاهی برای من اصلاً خوشایند نبوده و یا حتی نمیخواهم چنین طرز فکری داشته باشم. چرا که برنامه خندوانه نتیجه تلاشهای یک گروه بوده و اگر رویداد مطلوبی باشد، به موجب آن است.
این روحیه باعث نمیشود که فرصتهایی را از دست بدهید؟ و ما در یک دورهای میتوانیم کار کنیم و خوب پول درآورد.
تلاش دارم موقعیتهای خوب را دریابم. برای نمونه چند فیلم بود که بیشتر نقشهای اصلی بوده و علاقه داشتند من با گویش جنوبی در آنها همکاری کنم. ولی به عقیده من این رفتار صحیحی نبوده و نپذیرفتم و یا پیشنهادی در زمینه اجرای یک رقابت بود که چندان با ذائقه من سازگار نیست.
برای نمونه اجرا در رادیو هفت برایم جالب بود یا ممکن است به گونهای با برنامه ۱۰۰ برگ در ایام آتی همکاری نمایم. ولی جهت عهدهدار شدن مسئولیت اجرا در مسابقه، به عقیده من اشخاص مناسبتری از من در این زمینه وجود دارند.
درباره علاقهتان به شعر بگویید آیا خودتان حافظ و سعدی را دنبال میکنید؟
بله.
در یکی از مصاحبههایتان دیدم که به شعر مسلط هستید و مدام با شعر پاسخ داده بودید؟
من به شعر علاقه دارم. چرا که داشتن خانوادهای که بسیار شعردوست بوده و از علاقمندان به ادبیات هستند، در شکلگیری من بسیار تاثیرگذار بود. از سالهای کودکی پدرم برایم کتاب میخواند و یا برخی اوقات کتابهایی را به زبان انگلیسی خوانده و معنای آن را برایم میگفت.
برادر و خواهرم خودشان شعر سروده و برخی اوقات خودم نیز اشعاری را مینویسم. همچنین پدرم نیز شعر گفته و آنها را مینویسد. بله شعر برایم دوست داشتنی است و ممکن است به همین علت برنامه رادیو هفت و ۱۰۰ برگ برایم جالب بود.
و درباره فوتبال…
من به شدت تماشاگر رقابتهای فوتبال بودهام، تردید نکنید. به طوری که از هواداران دو آتشه تیم بایرن مونیخ و تیم آلمان هستم. به صورت جدی به تماشای آنها نشسته و حتی به مدت چند سال تلاش داشتم به طور مستمر مسابقاتشان را ببینم و هم اکنون به عنوان قهرمان جهان هستیم.
میتوانم با آسودگی خاطر بیان کنم، تیم بایرن مونیخ در زمره برترین تیمهای دنیا بوده و در شرایط خوبی هستیم. صاحب تعداد زیادی پیراهن بایرن میباشم. من به شدت رقابتهای باشگاههای اروپا را پیگیر هستم. به ندرت به تماشای فوتبال ایران مینشینم. هرچند پیگیر این رقابتها هستم، ولی حوزه فوتبال اروپا کاملاً متفاوت است.
در ایران طرفدار کدام تیم هستید؟
طرفدار تیمهای شیرازی که با کمال تأسف در رقابتهای لیگ برتر شرکت نمیکنند.
از میان گروههایی که کار کردید و وارد سینما شدید، الان دوست دارید با کدام کارگردان کار کنید؟
در حقیقت من تمایل دارم در اثری همکاری کنم که احوال خوبی داشته و مجاز باشم قسمتی از دیدگاهها و افکارم را به اجرا درآورم. از جمله مزایا و لذتهایی که در طی سالها همکاری در سریال کلاه قرمزی یا خندوانه برایم حاصل شد، چنین بود که من در آنجا تنها به عنوان یک کاربر حضور نداشتم.
در عین حال محمد بحرانی دارای ماهیت و تأثیرگذار بود. علاقه دارم در کنار کارگردانی فعالیت کنم که در یک موقعیت متقابل همکاری بوده و به همراه هم یک جریان را ارائه دهیم. مطالبی در خصوص جلسات تمرینی تئاتر اصغر فرهادی به گوشم خورده است که در دوران پیش از فیلمها بوده و برایم جذابیت زیادی دارد. چنین روشی صحیح است که نتیجه آن را مشاهده و این موضوع که در سالهای مذکور تا چه اندازه کارهای بینظیری ارائه شدهاند. به عقیده من همکاری در کنار اصغر فرهادی از تجارب بیهمتا است.
کمال تبریزی نیز اینگونه بود و اجازه میداد که بازیگران خودشان وارد طراحی هم شوند؟
در آن اثر آقای حبیب رضایی به عنوان بازیگردان حضور داشته و طبق معمول ما مجاز نبودیم ارائه نظر کنیم.
نقشی در کارهای او بوده است که دوست داشتید جای او باشید؟
بله شعبون استخوانی. فوق العاده بود. آقای کشاورز هنرپیشهای بسیار جذاب، بینظیر و فوق العاده است.
میخواستم در مورد همسرتان سؤال کنم. جایی خوانده بودم که یکی از طولانیترین شب زندگی شما زمانی بود که ایشان تصادف کرد.
تمایل ندارم در این زمینه گفتگو کنم. چرا که بعد ایشان این مصاحبه را خوانده و احوال نامطلوبی پیدا میکنند. بهتر است گپ و گفتی را در این رابطه داشته باشیم. این موضوع که مهناز خطیبی همسرم هستند. به عنوان عروسک گردان شخصیت دیوی در کلاه قرمزی حضور داشته و عروسک گردان استاد همه چی دان و نویسنده در آنجا.
این شخصیت از جمله عروسکهایی بود که من بسیار به آن علاقه دارم. ممکن است شخصیت استاد همه چی دان در مجموع برای من دارای یک احساس خاصی باشد. چرا که من در ابتدا صداپیشگی را از او فرا گرفتم. من و همسرم مهناز دو دوست و همکار هستیم و به سر و کله هم میزنیم.
تحصیل ممکن است در حرفه ای به آدم کمک نکند؟
تاکنون من هیچ رشته و حرفهای را در دنیا ندیدهام که داشتن تحصیلات موجب ارتقا و پیشرفت در آن نشود. هر کس ممکن است عقیده خاص خودش را در این زمینه داشته باشد. بیان نمیکنم داشتن تحصیلات از شروط مورد نیاز است، اما به عقیده من وجود آن همیشه سودمند است. به طوری که کسی قادر نیست ادعا کند، من از تحصیلاتی که در فلان رشته داشتهام، دچار زیان شدم. امکان دارد این موضوع در جامعه علمی بیشتر بوده و در جامعه هنری حتی بدون تحصیلات دانشگاهی هم به موفقیت رسید.
حتی مواردی نیز در این زمینه وجود داشته است. ولی این امر نمیتواند به عنوان یک قاعده و اصول کلی برای ما سرمشق باشد. چرا که برای آن شخص به جهت قابلیتها و موقعیت خاص مستثنا بوده است. ولی من انجام تحصیلات را برای همه اشخاص و در هر رشته مورد علاقهاش توصیه میکنم.
حضور در دانشگاه انگار مهمتر از تحصیل در دانشگاه است …
فوق العاده بود. سخن شما کاملاً صحیح است. چرا که من در دانشکده هنرهای زیبا به قدری از اساتیدم موضوعات مختلف فرا گرفتم که به همان اندازه و یا حتی بسیار بیشتر از آن از سایر دانشجویان مطالب متعددی را آموختم. بیان میکنند به هنگام یادگیری رشته زبان، چنانچه در آن موقعیت باشید، میزان یادگیری زبان در شما سرعت بیشتری مییابد.
در زمینه رویدادهای هنری و علمی نیز همینطور است. لذا چنانچه در فضای دانشکده هنر باشید، در آن موقعیت و در آن حال مطالبی را یاد میگیرید.
اگر بخواهید حافظ و سعدی را توصیف کنید چگونه توصیف میکنید؟
به شدت کار دشواری است. من درباره حافظ چنین میگویم که شعر حافظ همه بیتالغزل معرفت است/ آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش.
ولی ارتباط من با سعدی به مراتب بیشتر است. هرچند که حافظ دوست داشتنی جان همه ایرانیها میباشد، ولی در لحظات حزن و اندوه و یا در موقعیتهای پرنشاط در ابتدا من به سراغ سعدی میروم. به عقیده من برترین آوازهای موسیقی سنتی و سرودههای موسیقی سنتی ایران بر روی غزلهای سعدی صورت گرفته است که اغلب به واسطه خسرو آواز ایران استاد محمد شجریان بوده است.
قسمت آخر «خندوانه» جنابخان یک موسیقی جنوبی خواند که واقعا فوق العاده بود.
میمه بوشهری است و خاطرم نیست در این سالها برای اولین بار چه زمانی این موسیقی را شنیدم. سپس در خصوص آن پرس و جو کرده و توانستم به طور کامل آن را بشنوم. به طوری که شعرهای آن را فرا گرفته و دارای ملودی فوق العادهای بود. این آهنگ در خصوص کار بر روی قایقهای ماهیگیری بوده که با پارو زدنها سینک میشود.
برسیم به فیلم طبقه هساث و بازیگری. چگونه به آقای کمال تبریزی وصل شدید؟
به واسطه حبیب رضایی دوست داشتنی. طی این سالهای زیاد حبیب رضایی به عنوان مشاور در سریال کلاه قرمزی همکاری میکرد و ما در فضای پشت صحنه رفاقت زیادی را با یکدیگر پیدا کردیم. از نظر من او دارای یک شخصیت بسیار محبوب است. من مطالب متعددی را از او فرا گرفتم. هم گویش بسیار خوبی داشته، در عین حال مخاطب خوبی برای موسیقی است و مشغول خواندن ادبیات است.
از اهالی عرصه تئاتر و هنر بوده و من به شدت به او علاقه دارم. در موضوع شخصیتهای ببعی و آقای همساده او بسیار به من یاری رساند. برای تولید فیلم طبقه هساث با معرفی ایشان، من، کاظم سیاحی و بهادر مالکی به این اثر ملحق شدیم.
تسلط شما بر زبان انگلیسی جالب است. این تسلط در چه دورهای شکل گرفته است؟
اشتباه نکنید، من هیچگونه مهارتی در زبان انگلیسی ندارم. شخصیت ببعی تسلط زیادی به زبان دارد، ولی من اینطور نیستم. پدر من دبیر بازنشسته زبان انگلیسی آموزش و پرورش است و برادرم نیز این رشته را آموزش میدهد. ولی سطح زبان انگلیسی من متوسط است.
اکثر کارها بداهه است، یعنی هیچ چیزی از قبل نوشته نمیشود؟
مطلبی به حالت دیالوگ درج نمیشود، احتمال دارد یک موضوع داستانی به اندازه چهار کلمه یادداشت کنم. برای نمونه اغلب خودم در افکارم یک روند داستانی تصور کرده و در آن زمینه با عروسک گردانها شامل حامد ذبیحی و مهدی برقعی همفکری میکنم. در صورتی که آنها ایدهای داشته باشند، بیان میکنند. همچنین به یکی از دوستانم امیر سلطان احمدی که مشاور این برنامه بوده تماس گرفته و دیدگاهها و نظراتی که داشته باشد را در این زمینه در نظر میگیرم.
در روز ضبط این جریان را به رامبد جوان مطرح میکنیم که موضوع از این قرار است. چنانچه پیشنهادی داشته باشد گپ و گفت میکنیم و برای اجرا به صحنه میرویم. به همین دلیل مطلب یادداشت نمیشود. همچنین اگر شعری در این وسط باشد، تنها به مدت یک یا نهایت دو ساعت من یا امیر سرودهها را به روی کاغذ میآوریم.
چه اتفاقی افتاد که جناب خان وارد دنیای آدم ها شد؟
همانطور که قبلاً گفتم نخستین فعالیت جناب خان از مجموعه کوچه مروارید آغاز شد. یک مجموعه زنده عروسکی که از شبکه نمایش خانگی تولید و به مخاطبان عرضه شد. مسئولیت تهیه کنندگی کل اثر و کارگردانی فصل اول توسط سعید سالارزهی انجام گردید. در این مجموعه جناب خان در کنار رامبد جوان که با عنوان آقای محترم شناخته میشود، در کنار یکدیگر ایفای نقش میکنند. به همین علت جناب خان پیشنهاد بازی در برنامه خندوانه را دریافت کرده و به این شیوه عمل شد.
ایده لحن جناب خان و لهجه آبادانی که برایش انتخاب شده از کجا شکل گرفت؟ اصلا چطور به این نتیجه رسیدید که این مدل حرف زدن به سر و شکل جناب خان بیشتر می آید؟
در ابتدای سریال کوچه مروارید یک اتاق فکر در نظر گرفته شد و من نیز برای یک الی دو مرتبه در آنجا شرکت کردم. در آنجا با هم فکری یکدیگر متوجه شدیم میشود برای جناب خان یک شخصیت جنوبی را در نظر بگیریم. چرا که اهالی جنوب ایران اشخاص پرشور و حالی بوده و رخدادهایی که در جوار آنها ایجاد میشود، خوش آهنگ و دوست داشتنی است. مدتی از این جلسات سپری شد که محمد نادری در مجموعه شمعدونی به عنوان نقش هوشنگ مظاهری ظاهر شد.
سپس به عنوان کارگردان دومین فصل کوچه مروارید را تولید کرد. قسمت اعظمی از متنهای فصل اول و دوم نیز توسط خودش نگاشته میشد. ولی سرانجام گفتگوهای صورت گرفته در اتاق فکر بود که یک شخصیت جنوبی لبو فروش به اسم جناب خان را تعیین کردند. همچنین طراحی این عروسک توسط هدیه هاشمی صورت گرفت که کمال تشکر را از او داریم.
بین جنوبی بودن و لبوفروش بودنش ارتباطی هست یا دلیل دیگری داشت که این شغل را برایش انتخاب کردید؟
خیر، هیچگونه ارتباطی با یکدیگر ندارند. در صورتی که قصد داشتیم اولین توصیه را اجرا کنیم، شغل سمبوسه فروشی یا فلافل فروشی را برای او در نظر میگرفتیم. ولی تصمیم نداشتیم رویکردهای کلیشهای را از مناطق جنوب دنبال کنیم.
تکیه کلام ها و دیالوگ های جناب خان چقدر حاصل متن است و چقدر نتیجه بداهه پردازی و خلاقیت فردی خودتان؟
به روال عادی سریال کوچه مروارید دارای یک متن از پیش تهیه شده بوده و جریان داستان بر مبنای رویدادهای متن اجرا میشد. ولی در برنامه خندوانه اینطور نبوده و این موضوع حاصل رفتارهای بداهه و طرحهای کلی است که هر یک از ما پیش از شروع برنامه در ذهن داشته و به این ترتیب در برنامه حاضر میشدیم.
همانطور که قبلاً گفتم من از سالهای کودکی در شهر شیراز و در کنار اهالی جنوب رشد کردم. همچنین خانه ما در محلهای بود که بیشتر ساکنان آن به جهت جنگ تحمیلی در خوزستان و مناطق جنوبی ناچار به مهاجرت شده و در آنجا نقل مکان کرده بودند.
اغلب قریب به اتفاق دوستان من در آن دوران بیشتر خوزستانی و به ندرت از اهالی بوشهر یا دیگر شهرهای جنوب بودند. بدین ترتیب سالهای کودکی و نوجوانی من با فرهنگ آنها گذشت. لذا به عقیده خودم همان اندازه که خودم را از اهالی شیراز میدانم، به همان نسبت جنوبی هستم. به همین دلیل قسمتی از رویکردهایی که در جناب خان مشاهده میکنید، از تجارب سالهای گذشته من به این شخصیت افزوده شده است.
خیلی جالب است چون دقیقا می خواستم بپرسم چه اتفاقی می افتد که گاهی لحن شخصیت آقای همساده در جناب خان تا این حد پررنگ می شود و خودش را نشان می دهد و دیگر اینکه این شخصیت ها چه خاصیت و جادویی دارند که لهجه شان باعث عصبانیت هیچ کس نشده و کسی تا امروز احساس نکرده مورد تمسخر قرار گرفته؟
در وهله اول بسیار خرسندم که هیچ گونه اعتراض و رنجشی در این موضوع ایجاد نشده است. من نیز چنانچه به عنوان مخاطب قرار داشتم، انتقاد نمیکردم. چرا که در هیچ یک از شخصیتهایی که ما ارائه دادیم، مبنا استهزاء و تمسخر نبوده است. در هر صورت این شخصیت طنز بوده و ممکن است از اهالی هر شهری باشد همچون تهرانی، شیرازی یا اصفهانی و… آنچه اهمیت دارد سبک کار بوده که کمدی است. دست کم من در کارهایی که همکاری کردهام، همواره تلاش داشتم نسبت به گویش آن متعهد بمانم.
به عبارت دیگر ژست آن لهجه و یا تقلید اصلاحات آن را نمیکنم. لذا به طور کامل همان گویش را به نمایش میگذارم و هیچ یک از شخصیتهای ناخوشایند و منفی نبودهاند. احتمال دارد شخصیت آقای همساده با بحرانها مسائل زیادی مواجه باشد، ولی تاکنون هیچ وقت خودش مسبب بحران و گرفتاری کسی نشده است. چنانچه همه برنامهها و رویدادهای آقای همساده را بازنگری کنید، هیچ رفتار ناخوشایندی از او نخواهید یافت. چرا که اذیت و زیان او حتی به مورچه هم وارد نمیشود.
چرا از بین عروسک ها یا به اصطلاح ماپت های کوچه مروارید، این جناب خان بود که برای ورود به «خندوانه» انتخاب شد؟
به عقیده من برنامه خندوانه اغلب مختص بزرگسالان است. هرچند گروه سنی در آن تعیین نشده و بچهها نیز به تماشای آن نشسته و با برخی از بخشهای آن ارتباط یافتهاند، ولی جناب خان به عنوان یک عروسک بزرگسال در آن فعالیت داشت. با وجودی که عروسکهای بزرگسال دیگری نیز در آنجا دیده میشد، ولی نقش جزئی و کوتاهی داشتند.
هرچند ممکن است رامبد بتواند به مراتب پاسخ بهتری را برای این سوال شما ارائه دهد. در هنگام تولید مجموعه کوچه مروارید، در پشت صحنه شوخی و مزاحهایی مطرح شد که هم اکنون در برنامه خندوانه در صحنه اجرا میشود. برای نمونه اسم رامبد و این موضوع که تا چه حد این نام برای جناب خان حیرت آور و ناشناخته است.
در حقیقت از گذشته برای این موضوع تصمیم و برنامهریزی نکردیم. کنار هم قرار گرفتن این شوخیها سبب شد عوامل و گروه رامبد متوجه شوند، عروسک مذکور در برنامه خندوانه بازتاب خوبی خواهد داشت.
دلایل فرعی هم برای ورود جناب خان به خندوانه وجود داشت؟ مثلا اینکه با مطرح تر شدن این عروسک، به فروش کوچه مروارید در شبکه نمایش خانگی کمک شود.
خیر این موضوع یک رفتار هدفمند و با برنامهریزی نبود. به عقیده من رامبد تا اندازهای بر روی این برنامه توجه و حساسیت زیادی دارد که نمی پذیرد به جهت چنین موضوعی عروسکی را در خندوانه بگنجاند. ولی چنانچه این رفتار موجب حمایت از فروش سریال کوچه مروارید شود، رخداد مطلوبی است.
در حقیقت خودمان نیز در وهله اول آگاه نبودیم شرکت جناب خان در برنامه خندوانه به چه نتیجهای منجر خواهد شد. برخی از عوامل همچون ذبیحی و برقعی در آنجا حاضر بودند که در ابتدا تصمیم داشتیم با یک روز و یک برنامه آن را انجام دهیم تا مشاهده کنیم، وجود عروسک در برنامهای که هیچ گونه سنخیت و تدارکی برای عروسک نداشت، چه نتیجهای را ارائه میدهد. احتمال داشت عروسک جناب خان در آنجا اجرا کرده و به فاصله اندکی ناچار می شد از برنامه کنار رود.
تا الان هم سابقه نداشته عروسکی در یک برنامه شبانه این فرمی حضور داشته باشد و تازه جناب خان مورد استقبال قرار گرفته و محبوب هم شده.
خیر، من نیز خاطرم نیست یک عروسک فعالیت خود را با حضور در یک برنامه بزرگسال در حوزه تلویزیون آغاز کرده باشد.
رامبد جوان تا چه حد در مدیریت اتفاقاتی که جناب خان به آنها سمت و سو می دهد، نقش دارد؟
در درجه اول رامبد دارای شخصیت ذکاوتمند و باحالی است و به طور کامل در کار خود مهارت دارد. به طوری که یک جو و فضای با ثبات و امن را برای عوامل پشت صحنه برنامه خندوانه مهیا کرده است. ما در آنجا احساس راحتی داشته و شرایط ملایم و مطلوب است. در خصوص طرحها و پیشنهاداتی که ارائه کردهایم، هیچگاه ضد حال نخواهیم.
در صورتی که با یک طرح هم نظر نباشد، به قدری به زیبایی آن را رد میکند که پذیرش آن برای ما آسان است. به شکر خدا او به عوامل و ما اطمینان کرده و همانطور که شما اشاره کردید از آنجا که اجرای برنامه زنده نیست، چنانچه نواقص و مشکلاتی در اجرا دیده شود، این موضوع در مرحله تدوین تصحیح میگردد.
تاحالا پیش آمده خودتان از حرفی که جناب خان زده به خنده بیفتید؟
در واقع من چندان هنگام ضبط به خنده نمیافتم. چرا که در آن واحد ناچارم بر روی چند موضوع تمرکز نمایم. همچنین دو ساز نیز توسط خودم نواخته میشود. در عین حال یک میکروفون در برابرم بوده که لازم است حواسم به آن بوده و علاوه بر این عروسک را نیز بر روی صفحه مانیتور مشاهده کنم.
از سوی دیگر لازم است عکسالعمل تماشاگران را نیز بیرون از قاب مانیتور نگاه کرده و بیندیشم که داستان چیست. برخی اوقات لازم است به رفتارهای لحظهای بچههای عروسک گردان شامل ذبیحی و برقعی صدایی افزوده شود.
واقعا سخت است که بخواهید همزمان روی این همه موضوع متمرکز باشید.
صد البته امیر سلطان احمدی به عنوان مشاور فکری جناب خان در برنامه خندوانه حضور داشته و در زمره افراد اتاق فکر و نویسندگان کوچه مروارید نیز فعالیت داشت. در برنامه خندوانه نیز به دفعات پیش آمده او در کنار من نشسته و به ناگاه مطلبی را در گوشم بیان کرده که این مطلب را بگو و یا فلان را بگو … علاوه بر این بسیاری اوقات چنانچه از روز پیش مطلبی به ذهنم خطور کند، قطع به یقین آن را با امیر مطرح میکنم.
شخصیت های عروسکی محبوبی که تا امروز صداپیشگی شان را به عهده داشته اید اگر در تیم کسانی مثل ایرج طهماسب، حمید جبلی، مرضیه برومند یا رامبد جوان نبودند، به نظرتان باز هم همین قدر امکان دیده شدن داشتند و به قولی گل می کردند؟
به باور من در سریالی همچون کلاه قرمزی، پیشینهای که در پس تولید این برنامه وجود داشته و سطح مهارت و حرفهای بودن افرادی که در رأس این اثر حضور دارند همچون آقایان طهماسب و جبلی و خانم محبوب، قطع به یقین به شدت مؤثر است. هر عروسکی که به این گروه افزوده شود، در حقیقت یک فرصت تازه میباشد.
در عین حال که در گذشته مقاومت تماشاگر در برابر این مجموعه از میان رفته و همگی چشم انتظار هستند رخدادهای جذابی در آن مشاهده کنند. چنین چیزی در خصوص فعالیت در کنار رامبد جوان و خندوانه نیز همینطور است. این موضوع که مردم و مخاطبان به یک سریال یا مجموعه علاقمند شوند، کمک و حمایت زیادی را از عروسکهای جدید خواهد داشت.
و در آخر اینکه دلیل کم مصاحبه کردن شما چیست؟
برخی اوقات رفتارهای شیطنت آمیزی مشاهده میشود که به هیچ وجه شایسته نیست. یک مرتبه در یک مصاحبه شرکت کردم که در عنوان آن درج کردند: جناب خان از رامبد بزرگتر است. در صورتی که در هنگام خواندن مصاحبه متوجه میشدید من در پاسخ گزارشگر بیان کردم، تصور میکنم شخصیت جناب خان از نظر سنی از رامبد بزرگتر است و این موضوع را به حالت شیطنت آمیز و جنجالی در عنوان آورده بودند که بسیار ناشایست بود. در صورتی که چنین چیزی توسط رامبد خوانده میشد، چه برداشتی میکرد. به هر صورت انشاالله این گفتگو به نحو مطلوب ارائه شود.
نوازندگی:
در برنامه خندوانه برخی اوقات که در بین آوازخوانی جناب خان نیاز به نواختن ساز دیده میشود، خودم به عنوان نوازنده فعالیت داشته و شروع به نواختن سازهای جنوبی همچون ضرب و تمپو میکنم.
ماجرای بهنام در خندوانه:
یکی از دیرینهترین و صمیمیترین دوستان من که سابقه دوستی ما به سن و سال دو یا سه سالگیمان میرسد، بهنام میباشد که در اینجا به بهانه جناب خان از او اسم می برم که ما همچنان دوستان رفقای خوبی برای یکدیگر هستیم.
ژن کچلی دارم:
هیچگاه موهای سر من به حالت پر موی انبوه نبوده است. پدر خودم یک کچل کامل و حسابی بوده و فامیل مادری نیز همینطور هستند. به این ترتیب از طرف دو خانواده ژن کچلی به من منتقل شده است.
به طوری که اگر ژن ما را زیر میکروسکوپ مشاهده کنند، عمرا اگر مو داشته باشد!
با هیدرودرم، پاکسازی پوستت رو حرفهای و بیدردسر انجام بده
|
با آردن اکسپرتیج، روتین مراقبت از پوستت رو ساده و حرفهای کن
|





