بایگانی‌های شعر - صفحه 12 از 50 - فردای تازه

غزل شماره ۳۸۶ – خدا را کم نشین با خرقه پوشان

غزل شماره ۳۸۶ – خدا را کم نشین با خرقه پوشان

ارسال شده در ۱۹ شهریور ۱۴۰۱ بدون دیدگاه

غزل شماره ۳۸۶ از دیوان حافظ – خدا را کم نشین با خرقه پوشان خدا را کم نشین با خرقه پوشان رخ از رندان بی‌سامان مپوشان در این خرقه بسی آلودگی هست خوشا وقت قبای […]

غزل شماره ۳۸۳ – چندان که گفتم غم با طبیبان

غزل شماره ۳۸۳ – چندان که گفتم غم با طبیبان

ارسال شده در ۱۹ شهریور ۱۴۰۱ ۲ دیدگاه

غزل شماره ۳۸۳ از دیوان حافظ – چندان که گفتم غم با طبیبان چندان که گفتم غم با طبیبان درمان نکردند مسکین غریبان آن گل که هر دم در دست بادیست گو شرم بادش از […]

غزل شماره ۳۸۱ – گر چه ما بندگان پادشهیم

غزل شماره ۳۸۱ – گر چه ما بندگان پادشهیم

ارسال شده در ۱۹ شهریور ۱۴۰۱ ۱۰ دیدگاه

غزل شماره ۳۸۱ از دیوان حافظ – گر چه ما بندگان پادشهیم گر چه ما بندگان پادشهیم پادشاهان ملک صبحگهیم گنج در آستین و کیسه تهی جام گیتی نما و خاک رهیم هوشیار حضور و […]

غزل شماره ۳۸۰ – بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم

غزل شماره ۳۸۰ – بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم

ارسال شده در ۱۷ شهریور ۱۴۰۱ ۴ دیدگاه

غزل شماره ۳۸۰ از دیوان حافظ – بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم که من دلشده این ره نه به خود می‌پویم در پس آینه طوطی صفتم داشته‌اند آن […]

غزل شماره ۳۷۷ – ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم

غزل شماره ۳۷۷ – ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم

ارسال شده در ۱۷ شهریور ۱۴۰۱ ۳ دیدگاه

غزل شماره ۳۷۷ از دیوان حافظ – ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم دل بیمار شد از دست رفیقان […]