
غزل شماره ۳۹۶ – صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
غزل شماره ۳۹۶ از دیوان حافظ – صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن دور فلک درنگ ندارد شتاب کن زان پیشتر که عالم فانی شود خراب ما را ز […]

غزل شماره ۳۹۶ از دیوان حافظ – صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن دور فلک درنگ ندارد شتاب کن زان پیشتر که عالم فانی شود خراب ما را ز […]

غزل شماره ۳۹۵ از دیوان حافظ – گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن یعنی که رخ بپوش و جهانی خراب کن بفشان عرق ز چهره و اطراف […]

غزل شماره ۳۹۴ از دیوان حافظ – ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن خال و خط تو مرکز حسن و مدار حسن در چشم پرخمار تو پنهان […]

غزل شماره ۳۹۳ از دیوان حافظ – منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن منم که دیده نیالودهام به بد دیدن وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش […]

غزل شماره ۳۹۲ از دیوان حافظ – دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن […]

غزل شماره ۳۹۱ از دیوان حافظ – خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن تا ببینم که سرانجام چه خواهد بودن غم دل چند […]

غزل شماره ۳۹۰ از دیوان حافظ – افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن مقدمش یا رب مبارک باد بر سرو و سمن خوش به جای […]

غزل شماره ۳۸۹ از دیوان حافظ – چو گل هر دم به بویت جامه در تن چو گل هر دم به بویت جامه در تن کنم چاک از گریبان تا به دامن تنت را دید […]

غزل شماره ۳۸۸ از دیوان حافظ – بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن به شادی رخ گل بیخ غم ز دل برکن رسید […]

غزل شماره ۳۸۷ از دیوان حافظ – شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت گفت ای […]