بایگانی‌های شعر - صفحه 32 از 50 - فردای تازه

غزل شماره ۱۸۶ – گر می فروش حاجت رندان روا کند

غزل شماره ۱۸۶ – گر می فروش حاجت رندان روا کند

ارسال شده در ۲۶ تیر ۱۴۰۱ یک دیدگاه

غزل شماره ۱۸۶ از دیوان حافظ – گر می فروش حاجت رندان روا کند گر می فروش حاجت رندان روا کند ایزد گنه ببخشد و دفع بلا کند ساقی به جام عدل بده باده تا […]

غزل شماره ۱۸۵ – نقدها را بود آیا که عیاری گیرند

غزل شماره ۱۸۵ – نقدها را بود آیا که عیاری گیرند

ارسال شده در ۲۲ تیر ۱۴۰۱ بدون دیدگاه

غزل شماره ۱۸۵ از دیوان حافظ – نقدها را بود آیا که عیاری گیرند نقدها را بود آیا که عیاری گیرند تا همه صومعه داران پی کاری گیرند مصلحت دید من آن است که یاران […]

غزل شماره ۱۸۴ – دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند

غزل شماره ۱۸۴ – دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند

ارسال شده در ۲۲ تیر ۱۴۰۱ ۲ دیدگاه

غزل شماره ۱۸۴ از دیوان حافظ – دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت با […]

غزل شماره ۱۸۳ – دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

غزل شماره ۱۸۳ – دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

ارسال شده در ۲۲ تیر ۱۴۰۱ ۵ دیدگاه

غزل شماره ۱۸۳ از دیوان حافظ – دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند باده […]

غزل شماره ۱۸۲ – حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند

غزل شماره ۱۸۲ – حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند

ارسال شده در ۲۲ تیر ۱۴۰۱ ۲ دیدگاه

غزل شماره ۱۸۲ از دیوان حافظ – حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید […]

غزل شماره ۱۷۹ – رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

غزل شماره ۱۷۹ – رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

ارسال شده در ۲۰ تیر ۱۴۰۱ ۳ دیدگاه

غزل شماره ۱۷۹ از دیوان حافظ – رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند من ار چه در نظر یار خاکسار […]

غزل شماره ۱۷۶ – سحرم دولت بیدار به بالین آمد

غزل شماره ۱۷۶ – سحرم دولت بیدار به بالین آمد

ارسال شده در ۲۰ تیر ۱۴۰۱ ۶ دیدگاه

غزل شماره ۱۷۶ از دیوان حافظ – سحرم دولت بیدار به بالین آمد سحرم دولت بیدار به بالین آمد گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام تا ببینی […]