
غزل شماره ۱۹۶ – آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
غزل شماره ۱۹۶ از دیوان حافظ – آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند دردم نهفته به ز […]

غزل شماره ۱۹۶ از دیوان حافظ – آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند دردم نهفته به ز […]

غزل شماره ۱۹۵ از دیوان حافظ – غلام نرگس مست تو تاجدارانند غلام نرگس مست تو تاجدارانند خراب باده لعل تو هوشیارانند تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز و گر نه عاشق […]

غزل شماره ۱۹۴ از دیوان حافظ – سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند به فتراک جفا دلها چو بربندند […]

غزل شماره ۱۹۳ از دیوان حافظ – در نظربازی ما بیخبران حیرانند در نظربازی ما بیخبران حیرانند من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی عشق داند که در این دایره […]

غزل شماره ۱۹۲ از دیوان حافظ – سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند همدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند دی گله ای ز […]

غزل شماره ۱۹۱ از دیوان حافظ – آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند بر جای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کند اول […]

غزل شماره ۱۹۰ از دیوان حافظ – کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند ببرد اجر دو صد بنده که آزاد کند قاصد منزل […]

غزل شماره ۱۸۹ از دیوان حافظ – طایر دولت اگر باز گذاری بکند طایر دولت اگر باز گذاری بکند یار بازآید و با وصل قراری بکند دیده را دستگه در و گهر گر چه نماند […]

غزل شماره ۱۸۸ از دیوان حافظ – مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند که اعتراض بر اسرار علم غیب کند کمال سر محبت […]

غزل شماره ۱۸۷ از دیوان حافظ – دلا بسوز که سوز تو کارها بکند دلا بسوز که سوز تو کارها بکند نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش که […]