
غزل شماره ۴۲۶ – از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه
غزل شماره ۴۲۶ از دیوان حافظ – از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه انی رایت دهرا من هجرک القیامه دارم من از فراقش در دیده صد علامت […]

غزل شماره ۴۲۶ از دیوان حافظ – از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه انی رایت دهرا من هجرک القیامه دارم من از فراقش در دیده صد علامت […]

غزل شماره ۴۲۵ از دیوان حافظ – دامن کشان همیشد در شرب زرکشیده دامن کشان همیشد در شرب زرکشیده صد ماه رو ز رشکش جیب قصب دریده از تاب آتش می بر گرد عارضش خوی […]

غزل شماره ۴۲۴ از دیوان حافظ – از من جدا مشو که توام نور دیدهای از من جدا مشو که توام نور دیدهای آرام جان و مونس قلب رمیدهای از دامن تو دست ندارند عاشقان […]

غزل شماره ۴۲۳ از دیوان حافظ – دوش رفتم به در میکده خواب آلوده دوش رفتم به در میکده خواب آلوده خرقه تردامن و سجاده شراب آلوده آمد افسوس کنان مغبچه باده فروش گفت بیدار […]

غزل شماره ۴۲۲ از دیوان حافظ – ای که با سلسله زلف دراز آمدهای ای که با سلسله زلف دراز آمدهای فرصتت باد که دیوانه نواز آمدهای ساعتی ناز مفرما و بگردان عادت چون به […]

غزل شماره ۴۲۱ از دیوان حافظ – در سرای مغان رفته بود و آب زده در سرای مغان رفته بود و آب زده نشسته پیر و صلایی به شیخ و شاب زده سبوکشان همه در […]

غزل شماره ۴۲۰ از دیوان حافظ – ناگهان پرده برانداختهای یعنی چه ناگهان پرده برانداختهای یعنی چه مست از خانه برون تاختهای یعنی چه زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب این چنین با […]

غزل شماره ۴۱۹ از دیوان حافظ – وصال او ز عمر جاودان به وصال او ز عمر جاودان به خداوندا مرا آن ده که آن به به شمشیرم زد و با کس نگفتم که راز […]

غزل شماره ۴۱۸ از دیوان حافظ – گر تیغ بارد در کوی آن ماه گر تیغ بارد در کوی آن ماه گردن نهادیم الحکم لله آیین تقوا ما نیز دانیم لیکن چه چاره با بخت […]

غزل شماره ۴۱۷ از دیوان حافظ – عیشم مدام است از لعل دلخواه عیشم مدام است از لعل دلخواه کارم به کام است الحمدلله ای بخت سرکش تنگش به بر کش گه جام زر کش […]