
غزل شماره ۷۶ – جز آستان توام در جهان پناهی نیست
غزل شماره ۷۶ از دیوان حافظ – جز آستان توام در جهان پناهی نیست جز آستان توام در جهان پناهی نیست سر مرا به جز این در حواله گاهی نیست عدو چو تیغ کشد من […]

غزل شماره ۷۶ از دیوان حافظ – جز آستان توام در جهان پناهی نیست جز آستان توام در جهان پناهی نیست سر مرا به جز این در حواله گاهی نیست عدو چو تیغ کشد من […]

غزل شماره ۷۵ از دیوان حافظ – خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست تاب آن زلف پریشان تو بی چیزی نیست از لبت شیر روان […]

غزل شماره ۷۴ از دیوان حافظ – حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست از دل و […]

غزل شماره ۷۳ از دیوان حافظ – روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست منت خاک درت بر بصری نیست که نیست ناظر روی تو صاحب […]

غزل شماره ۷۲ از دیوان حافظ – راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست آنجا جز آن که جان بسپارند چاره نیست هر گه که دل به عشق […]

غزل شماره ۷۱ از دیوان حافظ – زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست در طریقت هر چه […]

غزل شماره ۷۰ از دیوان حافظ – مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست دل سرگشته ما غیر تو را ذاکر نیست اشکم احرام طواف حرمت […]

غزل شماره ۶۹ از دیوان حافظ – کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست در رهگذری کیست که دامی ز بلا نیست چون چشم تو دل […]

غزل شماره ۶۸ از دیوان حافظ – ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست مردم […]

غزل شماره ۶۷ از دیوان حافظ – یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست حالیا خانه برانداز […]