
غزل شماره ۳۱۶ – زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
غزل شماره ۳۱۶ از دیوان حافظ – زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم می مخور با همه کس تا […]

غزل شماره ۳۱۶ از دیوان حافظ – زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم می مخور با همه کس تا […]

غزل شماره ۳۱۵ از دیوان حافظ – به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم بیا بگو که ز عشقت چه […]

غزل شماره ۳۱۴ از دیوان حافظ – دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم لیکن از لطف لبت صورت جان میبستم عشق من با خط مشکین تو امروزی […]

غزل شماره ۳۱۳ از دیوان حافظ – بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم مشتاق بندگی و دعاگوی دولتم زان جا که فیض جام سعادت فروغ توست بیرون شدی نمای ز ظلمات […]

غزل شماره ۳۱۲ از دیوان حافظ – بُشری اِذِ السّلامهُ حَلَّت بِذی سَلَم بُشری اِذِ السّلامهُ حَلَّت بِذی سَلَم للهِ حمدُ مُعتَرِفٍ غایهَ النِّعَم آن خوش خبر کجاست که این فتح مژده داد تا جان […]

غزل شماره ۳۱۱ از دیوان حافظ – عاشق روی جوانی خوش نوخاستهام عاشق روی جوانی خوش نوخاستهام وز خدا دولت این غم به دعا خواستهام عاشق و رند و نظربازم و میگویم فاش تا بدانی […]

غزل شماره ۳۱۰ از دیوان حافظ – مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام خیر مقدم چه خبر دوست کجا راه کدام یا رب این قافله را لطف ازل بدرقه […]

غزل شماره ۳۰۹ از دیوان حافظ – عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام مجلس انس و حریف همدم و شرب مدام ساقی شکردهان و مطرب شیرین سخن […]

غزل شماره ۳۰۸ از دیوان حافظ – ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل سلسبیلت کرده جان و دل سبیل سبزپوشان خطت بر گرد لب همچو مورانند گرد […]

غزل شماره ۳۰۷ از دیوان حافظ – هر نکتهای که گفتم در وصف آن شمایل هر نکتهای که گفتم در وصف آن شمایل هر کو شنید گفتا للهِ دَرُّ قائل تحصیل عشق و رندی آسان […]