
غزل شماره ۳۵۶ – گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم
غزل شماره ۳۵۶ از دیوان حافظ – گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم ز جام وصل مینوشم ز باغ عیش گل چینم شراب تلخ صوفی […]

غزل شماره ۳۵۶ از دیوان حافظ – گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم ز جام وصل مینوشم ز باغ عیش گل چینم شراب تلخ صوفی […]

غزل شماره ۳۵۵ از دیوان حافظ – حالیا مصلحت وقت در آن میبینم حالیا مصلحت وقت در آن میبینم که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم جام می گیرم و از اهل ریا دور […]

غزل شماره ۳۵۴ از دیوان حافظ – به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم الا ای همنشین دل که […]

غزل شماره ۳۵۳ از دیوان حافظ – من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم صد بار توبه کردم و دیگر نمیکنم باغ بهشت و سایه طوبی و قصر […]

غزل شماره ۳۵۲ از دیوان حافظ – روزگاری شد که در میخانه خدمت میکنم روزگاری شد که در میخانه خدمت میکنم در لباس فقر کار اهل دولت میکنم تا کی اندر دام وصل آرم تذروی […]

غزل شماره ۳۵۱ از دیوان حافظ – حاشا که من به موسم گل ترک می کنم حاشا که من به موسم گل ترک می کنم من لاف عقل میزنم این کار کی کنم مطرب کجاست […]

غزل شماره ۳۵۰ از دیوان حافظ – به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم بهار توبه شکن میرسد چه چاره کنم سخن درست بگویم نمیتوانم دید که می […]

غزل شماره ۳۴۹ از دیوان حافظ – دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم گفت کو زنجیر تا تدبیر این مجنون کنم قامتش را سرو گفتم […]

غزل شماره ۳۴۸ از دیوان حافظ – دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم از دل تنگ […]

غزل شماره ۳۴۷ از دیوان حافظ – صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم دل دیوانه از […]