سالروز برکنار شدن دکتر مصدق از نخست وزیری
وبسایت "فردای تازه" همان "تاروت رنگی" سابق می باشد.
دکتر مصدق
دکتر مصدق، در تاریخ ۲۸ مرداد ماه سال ۱۳۳۲ هجری شمسی در ایران کودتایی صورت گرفت که به عملیات آژاکس معروف بوده و به دست ماموران کشورهای بیگانه با هدف مقابله با دولت مصدق صورت گرفت. چرا که با براندازی دولت مصدق مجدداً سیستم حکومت ایران را به حالت پادشاهی تغییر دهند.
قابل ذکر است کودتای مذکور است با اهمیتترین و تاثیرگذارترین رویدادهای سیاسی در تاریخ معاصر ایران بوده که عامل و باعث اتفاقات ناخوشایند و ناگوار در کشور عزیزمان است.
محققان و کارشناسان خبره در سیاست معتقدند تغییر و تحولاتی که در جریان جابجایی قدرت در کودتای مذکور انجام شد، مثال بارزی از اقدامات و فعالیتهای کشورهای استعمارگر بوده که با کمک ظلم و ستم حکومت حاکم در این کشور انجام شد. این موضوع با هدف کوتاه کردن دست مردم و کشور ایران از سه منبع و عامل مهم رسیدن به استقلال و اختیارات لازم، نجات و آزادی و در عین حال بزرگواریهای انسانی دنبال میشد.
کودتای ۲۸ مرداد مرحلهای است که در آن مرکز اقتدار و سلطه در کشور از یک دولت برخاسته از مردم، به سمت دولتهای خارجی استعمارگر تغییر میکند.
شواهد و اسناد تاریخی خود به تنهایی گویای این مدعاست که دولت و حکومت آمریکا نقش مهمی در کودتای مذکور داشته و به عنوان طراح و گرداننده این موضوع شناخته میشوند. در اثر کودتای ۲۸ مرداد دولت دکتر مصدق از قدرت کنار رفته و در ازای آن نظام مستبد پادشاهی در کشور حاکم شد به طوری که با همه جریانات و اقدامات سیاسی اقشار مختلف ملت، مقابله شد.
در کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و نهاد اطلاعات مرکزی آمریکا به نام سیا، طراحی و پشتوانه اقتصادی و عملکرد آن را در مخالفت با دولت دکتر مصدق عهدهدار بودند. پس از آنکه جریان کودتا طبق نقشه پیشرفته و به پیروزی رسید، دولت و اعضای هیأت دوم دولت ملی دکتر مصدق برکنار شده و در ازای آن سرلشکر فضل الله زاهدی به عنوان دولت جدید، اعضای خود را انتخاب نمود.

نخست وزیری دکتر مصدق و تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت
در اواسط جنگ جهانی دوم در هنگام تابستان سال ۱۳۲۰، نیروهای نظامی متجاوز انگلستان و شوروی سابق به خاک کشور ایران وارد شدند. با توجه به اینکه در آن زمان رضا شاه پهلوی به جانبداری از کشور آلمان در این جنگ پرداخت، لذا دولتهای مذکور همانطور که به راحتی او را بر تخت سلطنت نشاندند، رضا شاه را از کشور تبعید کرده و فرزندش محمدرضا را به عنوان جانشین پدر در مقام شاه ایران قرار دادند.
از آنجا که محمدرضا شاه هیچ اقتدار و اختیاری در کشور نداشته و این موضوع در سالهای نخستین پادشاهی به شدت نمایان بود، موجب شدت گرفتن اغتشاش و بحران میان جناح های سیاسی گردیده و روز به روز ناامنی را در کشور گسترش میداد.
قابل ذکر است در میانه سالهای ۱۳۲۰ الی ۱۳۳۰ شمسی، یا ده ساله نخست پادشاهی محمدرضا شاه، در حدود پانزده مرتبه نخست وزیر انتخاب شد. از این افراد میتوان به احمد قوامالسلطنه، علی سهیلی، محمد ساعد، ابراهیم حکیمالممالک و عبدالحسین هژیر اشاره کرد که در سالهای مذکور به عنوان نخست وزیر تعیین شدند.
از طرف دیگر با خاتمه یافتن جنگ جهانی دوم، فعالیتهای استقلال طلبانه در نقاط مختلف جهان رو به فزونی گذاشته و از آنجا که مردم ایران تحت سلطه و استبداد شدید خاندان سلطنتی و در عین حال بی کفایت یا نالایقی آنها، آسیبها و زیانهای زیادی را در طی سالها متحمل شده بودند و این موضوع با ورود کشورهای متجاوز بیگانه طی جنگ جهانی دوم به اوج رسیده و قحطی و تجاوز به حقوق و ناموس ملت را در پی داشت، لذا دیدگاه ملی گرایانه در کشور رو به گسترش میرفت.
در چنین شرایطی در سال ۱۳۲۷ شمسی گروهی هنگامی که عدهای از فعالان سیاسی که تنها از نظر دیدگاه ملی گرایانه با یکدیگر اشتراک داشتند، به توافق رسیده و جبهه ملی ایران بنیانگذاری شد.
از جمله عاملان و فعالان جبهه ملی ایران دکتر محمد مصدق بوده است.
زمانی که در سالهای نخست دهه ۳۰ شمسی، دکتر مصدق به مقابله با زیاده خواهی های دولت بریتانیا در کشور برخاست، فیلم فعالیت اولین اقدام او نبود.
دکتر مصدق در سال ۱۳۰۲ هنگامی که مسئولیت وزیر امور خارجه را در دولت مشیرالدوله عهدهدار بود، اقدام به مقابله با سیاستهای دولت بریتانیا میکرد.
بی درنگ پس از برکناری مشیرالدوله، عوامل بریتانیا در کشور با هدف قبلی، رضاخان یا سردار سپه را به عنوان نخست وزیر انتخاب کرده و موجب شد دکتر مصدق از موضع قدرت دور شود.
لذا پیدایش و اقدامات موثر دکتر مصدق در سیاست ایران زمانی میسر شد که طی جنگ جهانی دوم کشور به اشغال نیروهای بیگانه درآمده و رضاخان از پادشاهی برکنار شد.
طی نخستین انتخاباتی که پس از سرنگونی رضا شاه جهت چهاردهمین دوره مجلس شورای ملی صورت گرفت، دکتر مصدق توانست بیشترین آرا را در شهر تهران دریافت کرده و به مجلس راه یابد. او موفق شد در مجلس طرحی را به تصویب رساند که این اختیار را از دولت سلب مینمود که در زمان اشغال کشور، در خصوص نفت با کشورهای خارجی مذاکراتی را انجام دهد.
از جمله اقدامات مهم و ارزشمند دوران سیاسی دکتر مصدق مصادف با انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی بود که در سطح گستردهای آرای کسب شده به شدت مورد جعل و دستکاری قرار میگرفت. این امر باعث شد تا ملیگرایان و اشخاص مخالف دربار، اتفاق نظر بیشتری با یکدیگر پیدا کنند.
از آنجا که جبهه ملی با حمایت دکتر محمد مصدق حسین مکی و مظفر بقایی بنیانگذاری شده و این اشخاص از اعتراضگران بودند، لذا پس از آنکه در دور دوم انتخابات توانستند به مجلس شانزدهم راه یابند، شرایط را جهت به تصویب رساندن طرح ملی شدن صنعت نفت مهیا کردند. بدین ترتیب با اقدامات موثر و با رهبری دکتر مصدق در کشور ایران ذخیره حیاتی و مهم ملی یعنی نفت، به طور قانونی ملی اعلام گردید.
در این اثنا حس وطن دوستی و مقابله با عوامل بیگانه در میان مردم شدت گرفت. همچنین زمانی که نخست وزیر وقت سپهبد رزمآرا به دست نیروهای فداییان اسلام ترور گردید، ای عوامل همچون هشداری بود که برای شاه و افرادی که با خیانت به ملت و کشور به عنوان جیرهخوار عوامل بیگانه فعالیت میکردند، نواخته می شد.
پس از آنکه حسین اعلا جانشین نخست وزیر مرده یعنی رزمآرا شد، با دیدن شرایط جامعه در مدت زمان کوتاهی از مقام خود استعفا داده و جایگاه نخست وزیری را به دکتر مصدق واگذار کرد.
پس از آنکه مصدق عهدهدار مسئولیت نخست وزیری شد، مهمترین هدف او اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت در ایران بود.
در خلال این شرایط نمایندگان کشورهای بریتانیا و آمریکا سعی داشتند با انجام مذاکراتی مصدق را از انجام این کار منصرف کنند. به طوری که کشور انگلیس با کمال وقاحت به دیوان لاهه و شورای امنیت سازمان ملل متحد شکایت کرد. ولی هیچ کدام از این عوامل مصدق را از دنبال کردن هدف ملی و میهنی خود باز نداشت.
مصدق در دادگاه لایه در شهر نیویورک با شهامت بسیار به دفاع از حق مسلم و حتمی ملت ایران نسبت به مالکیت بر منابع کشور و سرزمین خود اقدام نمود.
بعد از آنکه قانون ملی شدن صنعت نفت در ایران به تصویب مجلس رسید، دکتر مصدق بر صندلی نخست وزیری نشست. او بیان داشت در جهت به اجرا درآوردن قانون ملی شدن صنعت نفت و همچنین اصلاح قانون انتخابات فعالیت میکند. بدین ترتیب گفتگوهای خود را با شرکت نفت ایران و انگلیس آغاز نمود.
شرکت نفت ایران نیز به هیچ وجه نسبت به ملی شدن صنعت نفت موضع خوبی نداشته و در برابر آن مقابله میکرد. لذا سعی داشت کماف السابق قرارداد ۱۹۳۳ را ادامه دهد. در پی این رفتار دکتر مصدق در یک اقدام مهم و بی سابقه، شرکت نفت ایران و انگلیس را از اختیارات و مقامات خود برکنار نمود. لذا کارشناسان و مدیران این شرکت ناچار شدند از کشور ایران خارج شوند.
در ادامه دولت انگلستان شکایتی را علیه ایران به شورای امنیت سازمان ملل ارسال کرد.
شورا تصمیم گرفت پرداختن به این شکواییه را موکول به دیوان بین المللی لاهه کند. دکتر مصدق با یک اقدام هوشمندانه اعلام نمود، دادگاه بینالمللی لاهه صلاحیت لازم جهت رسیدگی به موضوع حق حاکمیت ایران بر منافع خود را ندارد.
بدین ترتیب دیوان مذکور نیز به عدم صلاحیت خود از پرداختن به این موضوع اعتراف کرده و رای را بر این مبنا صادر کرد. با اقدامات هوشمندانه دکتر مصدق، دولت بریتانیا و شرکت نفت از ادامه شیوههای قانونی بین المللی جهت مقابله با ملی شدن صنعت نفت ایران باز ماندند.
استعفای دکتر مصدق از نخست وزیری
بعد از آنکه انتخابات دوره هفتم مجلس شورای ملی انجام شده و بازگشایی گردید، هنگامی که دکتر مصدق از دادگاه لاهه به کشور بازگشته و فعالیتهای سیاسی در جهت جنبش ملی شدن نفت صورت میگرفت، با وجودی که بیشتر نمایندگان مجلس فعلی نسبت به نخست وزیری دوباره دکتر مصدق نظر موافق داشتند، به یکباره او از مقام خود استعفا داد.
به نظر میرسد عامل اصلی این تصمیم، اخلالگریهایی بود که عده اندکی از نمایندگان مجلس با هدایت سید حسن امامی انجام دادند. این موضوع در جهت نداشتن رغبت مجلس سنا به ادامه اختیارات دکتر مصدق و عدم توافق نسبت به تقاضای اختصاص اختیارات مضاعف برای نخست وزیر بوده است.
دکتر مصدق به شدت عزم خود را جذم کرده بود تا مسئولیت انتخاب وزیر جنگ را از شاه اخذ کند «تا دخالت دربار در آن کم شود و کارها در جهت صلاح کشور پیشرفت کند….» شاه در برابر این درخواست اینگونه پاسخ داده بود: «پس بگویید من چمدان خود را ببندم و از این مملکت بروم.» دکتر مصدق هم بیدرنگ در جواب گفته بود، در چنین شرایطی قطعاً استعفا میدهم.
پس از آنکه شاه از اعطای مقام وزارت جنگ به نخست وزیر اجتناب کرده بود، دکتر مصدق هم استعفای خود را تسلیم و احمد قوام عهدهدار مقام نخست وزیری گردید.
قیام مردم در ۳۰ تیر۱۳۳۱ و نخست وزیری مجدد دکتر مصدق
پس از این وقایع مردم ایران اعتراض و قیام گستردهای را نسبت به استعفای دکتر مصدق برپا کردند. لذا این شرایط عرصه را جهت نخست وزیری دوباره دکتر مصدق مهیا نمود.
بدین ترتیب مصدق برای بار دوم به عنوان نخست وزیر ایران انتخاب شد. در فاصله زمانی پانزدهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۰ الی ۲۵ تیر ماه سال ۱۳۳۱ دکتر مصدق موفق شد مشروعیت خواستهها و منافع ملت ایران را در عرصههای ینالمللی نسبت به ملی شدن صنعت نفت ثابت کند. او در همین دوره با دسیسه و فتنههای عظیمی از سوی دولتهای خارجی که نفت ملت ایران را به تاراج برده و هم اکنون ناکام مانده بودند، روبرو شد
ولی دکتر مصدق در برابر این دسیسهها نیز پایداری نمود. پس از آنکه طبق رفراندوم انجام شده، مجلس منحل گردید، کاملاً آشکار بود که گروههای مخالف قادر نیستند از مجرای قانونی به اهداف خود دست یافته و لازم است به طور مستقیم مصدق را هدف قرار دهند.
در همین راستا این افراد با سیاست محافظهکارانه سعی داشتند وجهه خود را حفظ کرده و در پی یک اقدام به ظاهر قانونی شاه را با خود هم نظر کنند. لذا نامه هایی را به امضای شاه رساندند که در آن دستور برکناری دکتر مصدق از مقام نخست وزیری صادر شده و در ازای او سرلشکر زاهدی به عنوان نخست وزیر جایگزین گردد.
از آنجا که دکتر مصدق اعلام فرمان عزل او را کاملاً منافی و مخالف اصول قانون اساسی و حکومت مشروطه بیان نمود، لذا از پذیرفتن این فرمان امتناع کرد.بدین ترتیب مخالفان کودتایی را برپا کردند.
کودتای ۲۵ مرداد سال ۱۳۳۲
طرحریزی کودتا با مشارکت کشورهای انگلیس و آمریکا انجام شده و پس از آنکه چندین مرتبه آن را بازنگری نمودند، در نهایت پس از مشاوره با مقامات کشورهای خود آن را تایید نمودند. در این جریان شاه تنها وظیفه داشت دستور عزل مصدق را از مقام خود امضا نموده و در عین حال فرمان نخست وزیری سرلشکر زاهدی را صادر کند.
در آن هنگام اشرف پهلوی به پیشنهاد مصدق به خارج از کشور سفر کرده و با تعدادی از عالی رتبگان کشور آمریکا و انگلیس در کشور سوئیس دیدار و گفتگو کرد. اشرف پس از آن با بهرهگیری از نام خانوادگی شوهرش به کشور بازگشته و در همین فاصله اندک، جریان کودتا را به اطلاع شاه رساند. هنگامی که حضور اشرف در ایران آشکار گردید، او مجدداً ناچار شد که از کشور خارج شود.
با وجودی که شاه تردید و دودلیهای زیادی در این زمینه داشت، ولی در نهایت دستورات دیکته شده را به امضا رساند. پس از مدتی آشکار گردید در حقیقت شاه دو برگه سفید را بدون هیچ متنی به امضا رسانده بود تا کودتاگران هر آنچه میخواستند در قسمت بالای امضای او درج کنند.
زمانی که یک ساعت از نیمه شب ۲۵ مرداد ماه سال ۱۳۳۲ سپری میشد، سرلشکر نصیری رئیس گارد سلطنتی در حالی که تانک و زره پوش او را از سعدآباد به خیابان کاخ آورده بود، به منزل دکتر مصدق رفته و دستور عزل او را ابلاغ نمود.
با توجه به اینکه دکتر مصدق با یک پیام تلفنی از این اقدام مطلع شده بود، لذا فرمان را اخذ کرده و در قبال آن رسید صادر کرد. ولی در یک اقدام سریع نیروهای محافظ محل زندگی او، بی درنگ نصیری را به همراه ماموران محافظش بازداشت کردند.
شاه پس از امضای برگههای سفید مذکور، جهت دور ماندن از این جریانات و رعب و هراس شدیدی که او را در بر گرفته بود، عازم کلاردشت شد! ولی پس از مطلع شدن از این اخبار، به شهر رامسر رفته و با استفاده از هواپیمای شخصی به شهر بغداد در عراق و پس از آن نیز به روم در ایتالیا رهسپار شد. او فکر میکرد با دور ماندن از صحنه حادثه خود و مقامش را در امان نگه میدارد!
در سحرگاه روز بیست و پنجم مرداد ماه جریان اقدام نصیری در همه جای شهر پیچیده شد. لذا همه افراد مطلع شدند اقداماتی جهت کنار گذاشتن مصدق انجام شده که ناکام مانده بود. به این ترتیب کودتای ۲۵ مرداد به شکست منجر شد.
کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲
سه روز پیش از اجرای کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، یکی از اعضای سازمان نظامی مخفی حزب توده که به عنوان رئیس دفتر تیمسار فضل الله زاهدی مشغول به کار بود، جریان کودتا را به روسای حزب توده ایران منعکس کرده بود. بدین ترتیب حزب توده فعالیت گستردهای را در جهت برگزاری تظاهرات در تهران و سایر شهرها به نفع دکتر مصدق آغاز نمود.
در جریان این اغتشاشات عدهای نیز شروع به بیان جملات کذب و دروغین و تحرکات افراطی پرداخته که در این میان میتوان به ارعاب و تهدید روحانیون، اهانت به ارزشهای دینی و اسلامی مردم ایران، درخواست لغو سلطنت و همچنین اعطای مقام ریاست جمهوری برای مصدق اشاره کرد.
از آنجا که مصدق راهپیمایی و تظاهرات مذکور را به نفع حامیان سلطنت میدانست، لذا به نیروهای امنیتی پلیس و ارتش فرمان داد تا مانع از اجرای تظاهرات شوند.
در نخستین ساعات صبح روز بیست و هشتم مرداد سال ۱۳۳۲، عده کثیری از افراد که توسط کودتاگران با پول راضی و اجیر شده بودند از قسمت جنوبی تهران به سوی مرکز شهر در حرکت بودند.
از طرف دیگر برخی از نیروهای نظامی که به واسطه پول تطمیع شده بودند، در این کودتا شرکت کرده و با جمعیت همکاری میکردند.
طبق اسناد تاریخی انتشار یافته در کشور آمریکا آشکار شد، در چنین شرایطی اکثریت قریب به اتفاق مقامات ارشد نظامی و همچنین فضل الله زاهدی در جایی پنهان شده و یا اینکه به مستشاران آمریکایی پناهنده شدند.
هنگامی که چند ساعت از آغاز تظاهرات سپری میشد اغتشاشگران به پشتوانه تانکها و نیروهای نظامی که آنها را همراهی میکردند به دفاتر افراد متفق با مصدق رفته و روزنامههای طرفدار او را به غارت بردند.
قابل ذکر است در جریان این فعالیتها، دفتر حزب توده نیز توسط اخلالگران و حامیان شاه مورد حمله واقع شد.
در چنین شرایطی دولت مصدق و هم پیمانان او در ارتش هیچ عکسالعملی در قبال چنین تحرکاتی ابراز نکردند.
برخی از تحلیلگران عوامل عدم واکنش مصدق و هوادارانش را در مقابله با جریان مذکور، اینگونه بیان داشتهاند: سرسری انگاشتن مخاطرات موجود، نقص در اتخاذ تصمیمات لازم و سریع، نداشتن روابط کالا و موثر در وقعیتهای بالاتر، احساس یأس و ناامیدی و ناکارآمدی توسط مصدق و هوادارانش.
بدین ترتیب چند ساعت پس از ظهر، نزاع و مجادلاتی که میان پیروان و طرفداران مصدق و دشمنان او صورت میگرفت، به پیرامون خانه او رسیده بود.
در این میان تنها تعداد قلیلی از افراد نظامی متعهد به مصدق با همه ظرفیت و توان خود در مقابل حملات مخالفان و دسیسه نظامیان کودتا ایستادگی کردند. ولی با اشغال ساختمان رادیو، این جریان خاتمه یافت.
در اواخر روز نیز نیروهای حامی مصدق در پیرامون خانه اش، نتوانستند بیش از پیش مقاومت کرده و مغلوب متجاوزان شدند. لذا خانه مصدق به محاصره و غارت یاغیان و اغتشاشگران درآمده و او تنها موفق شد از راه پشت بام خانه فرار کرده و جان خود را نجات دهد.
عوامل و دستاندرکاران کودتای ۲۸ مرداد با طرحریزی و هزینه کردن مبالغ زیادی پول، عده کثیری از افراد اراذل، الوات و بی سر و پا و همچنین زنان بدنام و بی آبرو را با خود همراه کرده و از سحرگاه روز چهارشنبه ۲۸ مرداد، آنها را به همراه نیروهای نظامی در سطح خیابانهای تهران به حرکت درآورده و شعار جاوید شاه سر دهند.
تا هنگام عصر خیابانها در تسلط اراذلی بود که حملات وحشیانه و خرابکارانهای را به حامیان مصدق و حتی مردم عادی انجام داده و مغازهها و اموال آنها را تاراج میکردند.
دفاتر گروهها و نشریات هم نظر با مصدق مورد غارت و چپاول قرار گرفته و در میان شعلههای آتش سوخت.
حتی خانه دکتر مصدق نیز با یورش نیروهای نظامی مسلح به تانک و مسلسل آماج گلوله قرار گرفته و دکتر مصدق به ماموران محافظ نخست وزیری فرمان صلح و تسلیم داده و خودش در منزل پناهنده شد.
در پی این امر افراد لات و لاابالی خانه دکتر مصدق را به طرز وحشیانهای غارت و چپاول کردند. دستور برکناری دکتر مصدق و انتصاب سرلشکر زاهدی به وسیله میراشرفی از رادیو قرائت شد. پس از آن سرلشکر زاهدی که در طی این حوادث به مستشاران آمریکایی پناهنده شده و مخفی مانده بود، از محل اختفای خود خارج شد.
مردم مظلوم و مسلمان تهران با تعجب و سکوت این جریانات را نظاره میکردند. در این جریان دکتر مصدق تنها کسی که گامهای مثبتی جهت منافع ملت ایران برمیداشت نیز یارای مقابله با کودتاگران که توسط کشورهای خارجی حمایت میشدند را نداشته و در نهایت کودتا انجام شد.
رخدادهای بعد از کودتای ۲۸ مرداد
از لحظات اولیه صبح روز بیست و نهم خرداد ماه سال ۱۳۳۲، افراد زیادی از یاران و حامیان دکتر مصدق، اعضای جبهه ملی و نمایندگان استعفا داده توسط نیروهای نظامی فرمانداری، رکن دوم و اداره شهربانی دستگیر و بازداشت شدند.
پس از آن سرلشکر زاهدی بیانیهای صادر کرده و طی آن ابراز داشت: «در حفظ جان دکتر مصدق از هیچ گونه اقدامی کوتاهی نخواهد شد. از این رو مقتضی است ظرف ۲۴ ساعت خود را به شهربانی معرفی نماید.» زاهدی که خود رهبری و فرماندهی کودتا را عهدهدار بود طی پیام تلگرافی که به محمدرضا شاه ارسال کرد، از او تقاضا نمود تا به ایران برگردد! محمدرضا شاه در پاسخ زاهدی بیان داشت، بلافاصله به کشور برمیگردد!
همچنین در همه شهرهای کشور ایران در روز بیست و نهم مرداد ماه سال ۱۳۳۲ حکومت نظامی اجرا شد. حتی بسیاری از افسران و نظامیان که در این کودتا همکاری داشتند، از در مقام نظامی خود ارتقا پیدا کردند. در این میان سرهنگ نعمت الله نصیری، سرهنگ تیمور بختیار و سرهنگ عباس فرزانگان از جمله این اشخاص بوده که به درجه سرتیپی نائل شدند!
پس از پایان یافتن کودتا فرمانداری نظامی دستور داد از انتشار یافتن مجدد دفاتر روزنامه طرفدار مصدق، ممانعت شود.
در پی این کودتا سرلشکر زاهدی به عنوان نخست وزیر فعالیت دولت را عهدهدار شد. در روز ۲۹ مرداد ماه دکتر مصدق نیز خودش را به زاهدی تسلیم کرده و توقیف شد. ولی همچنان سرتیپ تیمور بختیار که فرماندهی نظامی را به دست گرفته بود، افراد زیادی را تعقیب کرده و آنها را بازداشت و شکنجه میکرد.
شرکت نفت ایران و انگلیس و تعدادی از شرکتهای آمریکایی اروپایی مجدداً گفتگوهایی را در خصوص نفت انجام داده که در نهایت قرارداد کنسرسیوم را اجرا کردند. در قبال تاراج و چپاول منابع نفتی ملت ایران، کشور آمریکا مبالغ ناچیزی را به دولت ایران داده تا بیش از پیش خود را سرسپرده دولت های آمریکایی بدانند.
محاکمه دکتر مصدق پس از کودتای ۲۸ مرداد
پس از انجام کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، دکتر مصدق در دادگاه نظامی محاکمه گردید. با وجود دفاعیه معتبر و موثقی که او از فعالیتها، دیدگاهها و اقدامات خود ابراز داشت، ولی دست آخر به سه سال زندان محکوم کرد.
پس از آنکه دوره سه ساله حبس دکتر مصدق در زندان سپری شد، محمدرضا پهلوی فرمان داد تا دکتر مصدق به ملک شخصی خود در قلعه احمدآباد (مصدق) تبعید شود. لذا او تا آخرین لحظات عمر خود تحت بازرسی و کنترل شدید دولت قرار گرفته و به تنهایی زندگی کرد. در نهایت دکتر مصدق در چهاردهم اسفند ماه سال ۱۳۴۵ هنگامی که در ۸۴ سالگی بود، به علت ابتلا به بیماری سرطان دار فانی را وداع گفت.
با هیدرودرم، پاکسازی پوستت رو حرفهای و بیدردسر انجام بده
|
با آردن اکسپرتیج، روتین مراقبت از پوستت رو ساده و حرفهای کن
|





