بیوگرافی و زندگینامه گوگوش
وبسایت "فردای تازه" همان "تاروت رنگی" سابق می باشد.
بیوگرافی گوگوش (فائقه آتشین)
گوگوش (فائقه آتشین) در اردیبهشت ماه سال ۱۳۲۹ در شهر تهران متولد شد. او که در میان مخاطبان به اسم هنری گوگوش شهرت دارد، در کسوت خوانندگی مشغول به کار بوده و در سالهای خیلی قدیم در ایران بازیگری میکرد. از همان سالهای نخست شروع فعالیت، او به شدت مورد توجه و محبوبیت قرار گرفت. ولی پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ناچار شد که از فعالیت خود دست کشیده و خانه نشین شود. سرانجام فائقه آتشین در سال ۱۳۷۹ از ایران به خارج از کشور رفته و مجدداً خوانندگی را از سر گرفت.
در حقیقت گوگوش یکی از خوانندگان و بازیگران برجسته دوران پهلوی بوده است. به طوری که حتی در آن زمان لقب شاه ماهی موسیقی ایران را به او داده بودند. در این بخش سعی داریم با نگاهی به ابعاد مختلف زندگی فائقه آتشین، بیوگرافی کاملی را از او برایتان شرح دهیم.

خلاصه زندگینامه
نام هنگام تولد: فائقه آتشین
تاریخ تولد: ۱۵ اردیبهشت ۱۳۲۹ (۷۵ سال)
محل تولد: تهران، ایران
پیشهها: خواننده، بازیگر
سالهای فعالیت: ۱۳۳۸ الی ۱۳۵۷، ۱۳۷۹–اکنون
همسر(ها): محمود قربانی (ا. ۱۳۴۶–ج. ۱۳۵۱)، بهروز وثوقی (ا. ۱۳۵۴–ج. ۱۳۵۵)، همایون مصداقی (ا. ۱۳۵۶–ج. ۱۳۶۸)، مسعود کیمیایی (ا. ۱۳۷۶–ج. ۱۳۸۲)
فرزندان: کامبیز قربانی
والدین: صابر آتشین (پدر)
پیشه: موسیقی
ژانر: پاپ ایرانی
ناشر(ان): آونگ کلتکس، امزیام، پارس ویدئو، ترانه بارکلی
همکاریهای مرتبط: حسن شماعیزاده، واروژان، مارتیک، ابی
زندگینامه
با توجه به اثرات عمیقی که گوگوش در عرصه موسیقی پاپ ایران برجا گذاشت، در میان مخاطبان به شهرت رسید. او علاوه بر خوانندگی طی سالهای ۱۳۳۰ الی ۱۳۵۰ شمسی با حضور در برخی فیلمها به بازیگری مشغول شد. در این راستا توانست در سالهای میانی دهه ۱۳۵۰ به شهرت بسیاری دست یافته و در کار خود موفق شود. به طوری که به جهت ایفای نقش در فیلم سینمایی بی تا توانست جایزه برترین هنرپیشه زن جشنواره سپاس را در سال ۱۳۵۱ به خود اختصاص دهد. مقارن با آن دوران، عده ای از زنان وابسته به سلطنت که در ایران به کشف حجاب روی آورده و سعی به پیروی از فرهنگ غرب داشتند، گوگوش را به عنوان الگوی خود قرار دادند.
او که مدتی پیش از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ جهت انجام کار راهی ایالات متحده آمریکا شده بود، در پی به پایان رسیدن میزان نقدینگی خود ناچار شد که به ایران بازگردد. به این ترتیب تا سال ۱۳۹۷ در تهران ماندگار شد. با توجه به اینکه یکی از قوانین اسلامی و حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران پس از انقلاب، ممانعت از فعالیت خوانندگی زنان در مجامع بود، گوگوش نتوانست خوانندگی را دنبال کند. هنگامی که در سال ۱۳۷۹ او از ایران خارج شد، طی یک سال تعداد ۲۷ کنسرت را در کشورهای مختلف اروپا و آمریکا اجرا نمود.
هنگامی که گوگوش مجدداً فعالیتهای هنری خود را آغاز کرد، کنسرتهای مختلفی را در نقاط مختلف جهان برگزار نمود. همچنین او در برخی اوقات مکانهای معروف و صی را برای انجام کنسرت انتخاب میکرد که از جمله آنها میتوان مدیسن اسکوئر گاردن در نیویورک، ایر کانادا سنتر در تورنتو، اریکسون گلوب در استکهلم، رویال آلبرت هال در لندن و هالیوود بول و تئاتر مایکروسافت در لس آنجلس را نام برد.
دوران کودکی؛ از تولد تا کار با پدر:
فائقه آتشین در پانزدهمین روز از اردیبهشت ماه سال ۱۳۲۹ در منطقه سرچشمه تهران به دنیا آمد. خاطرنشان میکنیم، تاریخ ولادت او در شناسنامه در ۱۸ بهمن سال ۱۳۲۹ درج شده است. ولی خودش ادعا میکند طبق اظهارات مادرش در ۱۵ اردیبهشت متولد شد. در این میان در دانشنامه بریتانیکا، زمان تولد گوگوش در پنجم ماه می سال ۱۹۵۰ میلادی مقارن با ۱۵ اردیبهشت سال ۱۳۲۹ قید شده است.
گوگوش در خانوادهای به دنیا آمد که اصلیت آنها مربوط به آذربایجان بوده و پیش از این از منطقه آذربایجان ملحق شده به شوروی، به ایران بازگشته بودند. پدر او از ساکنان منطقه سراب بوده است. پس از آنکه گوگوش متولد شده و به سن دو سالگی رسید، پدر و مادرش از یکدیگر متارکه کردند. مادر گوگوش نسرین نام داشته که پس از این جدایی، با یک شخص یهودی مذهب ازدواج نمود. به این ترتیب فائقه تحت قیومیت پدرش صابر آتشین به زندگی خود ادامه داد.
او در حقیقت تنها دارای یک برادر تنی، دو برادر ناتنی از جانب پدر و یک خواهر و برادر ناتنی از جانب مادرش است. ولی تنها برادر تنی او که هر دو از یک پدر و مادر متولد شده بودند، پس از رسیدن به سن ۲۴ سالگی دار فانی را وداع گفت.
پدر گوگوش به نام صابر، در حرفه آکروبات بازی مهارت داشته و به عنوان شومن دوره گرد به مکانهای مختلف سفر کرده و برنامه اجرا مینمود. به طوری که فائقه آتشین از همان سالهای کودکی تا سه سالگی در بسیاری از اجراهای خیابانی در کنار پدرش در حرکات آکروباتیک شرکت کرده و بر روی صحنه نمایش حضور مییافت. پس از رسیدن به سن ۳ سالگی، او توانمندی و قابلیت زیاد خود را در خوانندگی آشکار کرد. به طوری که با مهارت زیاد از آوازهخوانان و رقصندگان تقلید کرده و همچون آنها اجرا مینمود. پس از چندی به خواندن ترانههای خوانندگان مشهور و پرآوازه بر روی صحنه روی آورد و نظر مساعده بسیاری از افراد را به خود جلب کرد.
انتخاب لقب گوگوش برای فائقه:
گوگوش یک واژه ارمنی است که برای پسران انتخاب میشد. زمانی که او کودکی بیش نبود، دایه ارمنیاش او را با این اسم خطاب میکرد. در سالهای بعد، گوگوش این اسم را در جایگاه نام هنری خود انتخاب نمود.
با توجه به اینکه پدر فائقه آتشین از اهالی شهر سراب بوده و مادرش نیز از کسانی بود که از آذربایجان شوروی به ایران مهاجرت کرده بودند، در آن دوران استفاده از برخی اسامی همچون گوگوش، نیوش و مینوش در بین افراد مهاجر آذربایجانی به شدت رواج داشت.
ولی در یکی از گفتگوهای طولانی که گوگوش با یکی از خبرگزاریها انجام داد، اظهار داشت اسم گوگوش توسط پدرش برای او انتخاب شد. ولی اداره ثبت احوال به علت نامعمول بودن این اسم، از درج آن در شناسنامه نوزاد متولد شده اجتناب کرده و پیشنهاد میکند یک اسم ایرانی یا عربی را برای دخترش برگزیند. به این ترتیب او اسم فائقه را بر روی نوزاد میگذارد. با همه این مراتب، فائقه در میان خانواده و دورهمیهای عادی به اسم گوگوش صدا میشد. لذا او در میان اطرافیان، آشنایان و مجامع غیر رسمی به نام گوگوش معرفی میشد.
تحصیلات؛ ترک تحصیل بعد از اتمام دبستان:
با توجه به اینکه گوگوش از همان سالهای کودکی ناچار بود در کنار پدر کار کرده و با سفر به نقاط و شهرهای مختلف اجراهایی داشته باشد، لذا پرداختن به درس برای او مشکل بود. او پس از آنکه تحصیل در مقطع ابتدایی را به پایان برد، پرداختن به کارهای هنری او را از ادامه تحصیل باز داشته و برای همیشه مدرسه را کنار گذاشت. در این میان او همه انرژی و برنامههایش را بر روی خوانندگی و اجرا متمرکز کرد. به طوری که حتی اجراهایی را به زبانهای مختلف انگلیسی، فرانسوی و ایتالیایی انجام داده و شهرت دوچندانی را برای او در پی داشت.
ازدواج

با وجودی که گوگوش در زمینه خوانندگی و کارهای هنری استعداد زیادی داشته و به موفقیتهایی رسید، ولی نکته قابل توجه چنین است که او تا به اکنون چهار یا پنج ازدواج ناموفق را در زندگی خود پشت سر گذاشته است. هرچند که در این میان مطالبی در خصوص ازدواج پنهانی او با داریوش خواننده در سالهای پیش از انقلاب اسلامی و همچنین پس از بازگشت دوباره به عرصه خوانندگی و ازدواج با رها اعتمادی پسری که در سال ۱۳۶۳ متولد شد نیز به گوش میرسد.
ازدواج اول با محمود قربانی:
هنگامی که فائقه آتشین در سن ۱۷ سالگی بود، با یکی از کاباره داران متمول و پولدار تهران به اسم محمود قربانی آشنا شد. پس از چندی آنها در هجدهم بهمن ماه سال ۱۳۴۶ طی یک مراسم با یکدیگر ازدواج کردند. پس از گذشت یک سال که گوگوش به سن ۱۸ سالگی رسید، فرزند پسری به دنیا آورد که او را کامبیز نام گذاشتند. سپس او جهت فراگیری موسیقی به فرانسه رهسپار شد. محمود قربانی دارای شخصیتی تندخو و دائم الخمر بود و این وصلت پس از گذشت پنج سال به متارکه انجامید.
ازدواج دوم با بهروز وثوقی:
با وجودی که گوگوش در خوانندگی و موسیقی سبک جدیدی را از خود به جا گذاشت، با هنرپیشگی خاصی که اجرا میکرد، به شدت مورد توجه مخاطبان و فعالان این عرصه قرار گرفت. به طوری که با افراد مشهوری در فیلمها حاضر شده و ایفای نقش نمود. در این میان گوگوش با بهروز وثوقی به زوج هنری تبدیل شده و در برخی از فیلمها همچون ماه عسل، همسفر، ممل آمریکایی و پنجره همبازی بودند.
پس از گذشت چندی، در حالی که بهروز وثوقی با یکی از دوستان گوگوش به نام پوری بنایی نامزد بود، در آبان ماه سال ۱۳۵۴ خبر ازدواج گوگوش با بهروز وثوقی منتشر شد. آنها با برگزاری یک مراسم در کنار دوستان و نزدیکانشان به عقد یکدیگر درآمدند. به طوری که ازدواج دو هنرپیشه مشهور و سرشناس موضوعی بود که به شدت نقل محافل شده و عنوان نخست بسیاری از روزنامهها گردید. این ازدواج که در نتیجه خیانت گوگوش و بهروز وثوقی به پوری بنایی صورت گرفت، تنها یک سال دوام آورده و پس از آن از یکدیگر جدا شدند.
ازدواج سوم با همایون مصداقی:
با وجود دو ازدواج ناموفقی که گوگوش در فاصله ۱۰ سال پشت سر گذاشت، او برای بار سوم در سال ۱۳۵۶ در پی آشنایی با مردی به نام همایون مصداقی که دارای چندین شرکت بیمه بود، ازدواج کرد. آنها به مدت ۱۲ سال در کنار یکدیگر زندگی کردند. ولی سرانجام در سال ۱۳۶۸ این وصلت نیز به طلاق ختم شد. با توجه به ازدواجهای متعددی که گوگوش در زندگی خود به انجام رساند، ازدواج و زندگی مشترکش با همایون مصداقی بیش از همه دوام داشته است!
ازدواج چهارم با مسعود کیمیایی:
در ادامه گوگوش در سال ۱۳۷۶ با یکی از کارگردانان مطرح سینمای ایران به نام مسعود کیمیایی ازدواج کرد. در نهایت این وصلت نیز در سال ۱۳۸۲ به جدایی رسید. در حقیقت مسعود کیمیایی توانست به بهانه تهیه فیلم، شرایط خروج گوگوش از کشور را فراهم کرده و او را همراه خود به کانادا ببرد.
کامبیز پسرش:
تنها فرزند گوگوش که کامبیز قربانی نام داشت، پس از پیروزی انقلاب اسلامی در کنار پدرش محمود قربانی از کشور خارج شده و به فرانسه رهسپار شد. سپس او به کشور آمریکا رفته و سالهای زیادی موفق به دیدن مادرش نشد. کامبیز در شهر لس آنجلس آمریکا در زمره نخستین افرادی بود که به موسیقی رپ روی آورده و همچنین شیوه موسیقی هیپ هاپ را دنبال کرد. ولی پس از چندی در شغلهای مختلفی همچون بادیگاردی مشغول به کار شد. کامبیز قربانی در حال حاضر صاحب دو فرزند به اسامی مایا و دارا است. او در برخی از آثار خود در کنار شهرام کاشانی خواننده مشهور نیز مشارکت داشته است.
نکته قابل توجه چنین است که مادر شهرام کاشانی نیز در یک دوره کوتاه با محمود قربانی ازدواج کرده و سپس جدا شد. به این ترتیب شهرام و کامبیز به عنوان برادر ناتنی یکدیگر محسوب میشوند.
هرچند مطالبی نیز در خصوص شادی پهلوی مطرح شده است. این شخص اظهار داشته او ثمره ارتباط نامشروع شاه مخلوع پهلوی و فائقه آتشین است. به طوری که حتی به واسطه انجام آزمایش دیانای نیز نسبت خود را با اعضای خانواده پهلوی به اثبات رسانده است. او در ادامه ادعاهای خود، به کامبیز قربانی پیشنهاد داده با حضور در کشور ترکیه و شرکت در آزمایشات دیانای، نسبت خواهر و برادری خود را محرز و آشکار کنند.
گوگوش در شبکه های اجتماعی

اینستاگرام:
فیسبوک:
یوتوب:
یوتوب موزیک:
اپل موزیک:
آمازون موزیک:
زندگی هنری
بازیگری؛ ورود به سینما با فیلم بیم و امید:
با توجه به اینکه گوگوش از سالهای کودکی ناچار بود در کنار پدرش به آکروبات بازی و کارهای نمایشی بپردازد، به راحتی خوانندگی و ایفای نقش در فیلم را شروع کرد. او اولین بار هنگامی که در سن ۷ سالگی بود، به عنوان بازیگر فعالیت کرد.
زمانی که گوگوش در فیلم سینمایی بیم و امید به سال ۱۳۳۹ هنرنمایی نمود، برای اولین بار به سینما راه یافت. او پس از بازی در چهار فیلم سینمایی به نامهای بیم و امید، فرشته فراری در سال ۱۳۳۹، پرتگاه مخوف در سال ۱۳۴۲ و فیلم شیطون بلا در سال ۱۳۴۴، از طرف خبرنگاران یک مصاحبه طولانی با او انجام شد و شرح این گفتگو در سال ۱۳۴۵ در نشریه امید ایران منتشر شد. او طی سالهای ۱۳۳۹ لغایت ۱۳۵۶ ایفای نقش در فیلمهای متعددی را در کارنامه هنری خود به ثبت رساند.
خوانندگی؛ ورود به عرصه خوانندگی در سن ۱۵ سالگی:
از جمله برنامههایی که گوگوش به صورت حرفهای برای نخستین بار در آن خوانندگی کرد، برنامه صبح جمعه رادیو بوده است. در این میان و در سن ۱۵ سالگی در برنامه شهرزاد قصهگو اولین ترانه مستقل خود را اجرا نمود. همچنین ترانههایی که توسط برخی آهنگسازان همچون واروژان و حسن شماعیزاده برای گوگوش تهیه شده و اشعار شهریار قنبری در آن استفاده میگردید، اثر زیادی در موفقیت و شهرت او به جا گذاشت.
به طوری که بسیاری از خوانندگان پاپ زن ایران از شیوه او تبعیت میکردند. پس از آنکه تلویزیون در میان مردم رواج یافته و تولید برنامههای موسیقی صورت گرفت، گوگوش یکی از سرشناسترین و نام آورترین خوانندگان آن زمان به شمار آمد. این شهرت و معروفیت حتی به خارج از مرزهای ایران نیز رفته و هواداران زیادی در کشورهای فارسی زبان همچون افغانستان و تاجیکستان را با خود همراه کرد.
گوگوش پس از سالهای کوتاهی که در عرصه خوانندگی فعالیت کرد، با آهنگسازان و ترانه سرایانی همچون واروژان، پرویز مقصدی، جهانبخش پازوکی، حسن شماعی زاده، شهریار قنبری مشارکت کرده و در تولید ترانههای خود از آنها بهره میگرفت. به طوری که حتی سرودههای زیادی از ایرج جنتی عطایی، اشعار اردلان سرفراز و مونا برزویی را به شکل ترانه خوانده است.
شیوه ای که گوگوش طی سال های دهه هفتاد میلادی به کار گرفت، به شدت از سوی افرادی که دنبالهرو فرهنگ و تمدن غربی بودند، مورد توجه قرار گرفته و علاوه بر شنیدن آهنگهای او، برخی زنان وابسته و مرتبط به سلطنت از نحوه لباس پوشیدن، دامنهای کوتاه و حتی مدل موی او به نام مدل گوگوشی پیروی میکردند. آنها تصور میکردند با دنبال کردن این روش به تجدد میرسند.
در ابتدا مقرر بود افشین مقدم ترانه هجرت را با سرودههای شهریار قنبری و آهنگسازی و تنظیم ناصر چشم آذر اجرا کند، ولی پس از آنکه او در یک سانحه رانندگی جان خود را از دست داد، گوگوش خواندن این ترانه را بر عهده گرفت. همچنین گوگوش در دوران خوانندگی خود در زمره افرادی بود که به شدت خود را به دربار پهلوی نزدیک میکرد. به طوری که در مراسم جشن تولد ولیعهد، رضا پهلوی دعوت شده و برنامه زندهای را اجرا نمود. در عین حال او طی شورشی که در سال ۱۹۷۶ در منطقه عمان واقع شد، جهت بالا بردن روحیه سربازان، در آنجا برنامهای را اجرا کرده و ترانه خواند.
مجری برنامههای رادیویی و تلویزیونی:
علاوه بر ترانه های مستقلی که گوگوش خوانندگی کرده و نقش پردازی فیلمها را بر عهده داشت، او در عرصه تلویزیون و رادیو نیز برنامههایی را اجرا میکرد:
چشمک: یک برنامه بر پایه موسیقی که توسط فرشید رمزی کارگردانی شد و همه هفته هنگام عصرهای جمعه اجرا می گردید.
رنگارنگ: طی سالهای ۱۳۵۷ الی ۱۳۵۷ در عصر روزهای جمعه برنامه رنگارنگ از شبکه دوم سیما به نمایش در میآمد.
پنجره ها: در سال ۱۳۵۶ برنامه پنجرهها جمعه شبها به نمایش در میآمد.
رادیو تعطیلی: صبح جمعههای هر هفته، از رادیو برنامهای به روی آنتن میرفت که رادیو تعطیلی نام داشت. در این برنامه مرحوم منوچهر نوذری و گوگوش اجرای برنامه را عهدهدار بودند.
۲۱ سال خانه نشینی فائقه آتشین:
چند ماه پیش از بهمن ماه سال ۱۳۵۷ که انقلاب شکوهمند اسلامی در ایران به پیروزی رسید، گوگوش در کنار شوهرش همایون مصداقی عازم کشور فرانسه شده و از آنجا به سوئیس رفته و سپس جهت بازگشایی کلاب به لس آنجلس رهسپار شد. این موضوع مقارن با براندازی حکومت پهلوی و روی کار آمدن حاکمیت جمهوری اسلامی ایران بوده است.
در این هنگام فائقه کاملاً آگاه بود که حکومت اسلامی در ایران مجوزی جهت خوانندگی او و زنان ارائه نمیدهد. در عین حال همه دارایی و مایملک او در ایران بوده و پول مورد نیاز جهت سکونت در آمریکا را در اختیار نداشت. پس از مراسم بازگشایی کلاب، او به اجرای ۱۵ برنامه دیگر در لس آنجلس پرداخت، ولی گویا نتوانست مبلغ کامل دستمزد خود را دریافت کند.
او و شوهرش به یاری یکی از دوستانشان عازم نیویورک شدند. پس از چندی او تصمیم گرفت خطر بازگشت به ایران را در ازای کنار گذاشتن فعالیت هنری خود بپذیرد. به این ترتیب گوگوش در سال ۱۳۵۹ به ایران بازگشته و متعهد شد هیچگونه رویکرد هنری در ایران انجام ندهد. به این ترتیب او خانه نشینی را اختیار کرد.
بازگشت دوباره به عرصه خوانندگی:
پس از آنکه گوگوش به مدت ۲۱ سال در ایران خوانندگی را کنار گذاشت، سرانجام در سال ۱۳۷۹ توانست به طور رسمی پاسپورت خود را از اداره گذرنامه دریافت کرده و با شوهرش مسعود کیمیایی از ایران خارج شود. یکی از مامورین وزارت اطلاعات مطرح کرد، خروج فائقه آتشین از ایران با موافقت و اطلاع کلیه نهادهای امنیتی در آن زمان انجام شد. همچنین مسعود کیمیایی شوهر گوگوش اظهار داشت، خروج فائقه آتشین از کشور با نظر مساعد وزیر وقت وزارت ارشاد عطاءالله مهاجرانی صورت گرفت.
در پی این مهاجرت، فائقه آتشین مجدداً فعالیتهای هنری خود را از سر گرفت. او در ادامه نخستین آلبوم خود را به نام زرتشت منتشر نمود. هنگامی که گوگوش هنوز در ایران بود، آهنگهای این آلبوم تهیه و ضبط گردیده و صدای او در کشور کانادا بر روی آهنگها افزوده شد. سپس او به برگزاری کنسرتهایی به نام بازگشت اقدام نمود که بسیاری از مخاطبان در آن حضور یافتند.
او در ادامه فعالیتهای خوانندگی خود، در سال ۱۳۸۳ اقدام به تهیه آلبوم آخرین خبر نمود. پس از آن نیز در سال ۱۳۸۵ آلبوم مانیفست و در سال ۱۳۸۷ آلبوم شب سپید را با مشارکت مهرداد آسمانی خواننده لس آنجلسی منتشر نمود که بسیاری از طرفدارانش از این آهنگها استقبال کردند. گوگوش دو سال پس از آن را بدون هیچ فعالیت هنری سپری کرد. علت سکوت دو ساله گوگوش و عدم فعالیت هنری، ممنوعیت خوانندگی در یک کشور بیگانه بوده است. ولی پس از آن با برگزاری یک کنسرت بزرگ در سالن فروم شهر لس آنجلس آمریکا در سال ۲۰۰۵ میلادی، فعالیت خود را از سر گرفت.
در سال ۲۰۱۰ میلادی گوگوش آلبوم حجم سبز را به بازار عرضه کرد. او در این خصوص اظهار داشت: کوشش من بر این بود که در این آلبوم کارهایی از آهنگسازان و ترانه سرایان متعدد را استفاده کنم.
در سال ۲۰۱۱ که شبکه ماهوارهای من و تو، وابسته به اسرائیل یک رقابت استعدادیابی به نام آکادمی موسیقی گوگوش را برگزار کرد، این خواننده در کنار دو نفر دیگر در جایگاه داور حضور داشت. این برنامه با شرکت تعدادی از علاقمندان به خوانندگی برگزار شده و تا سه فصل تهیه آن صورت گرفت. از دیگر داوران این برنامه میتوان هومن خلعتبری و بابک سعیدی را نام برد که اجرای برنامه را رها اعتمادی بر عهده داشت.
گوگوش در سال ۲۰۱۲ اقدام به انتشار آلبوم اعجاز کرد. در تهیه آلبوم اعجاز گوگوش، افرادی همچون بابک سعیدی، رها اعتمادی و تعدادی از هنرمندان داخل ایران همچون علیرضا افکاری و روزبه بمانی نیز همکاری داشتند.
زمانی که گوگوش کلیپ ویدیویی به نام بهشت را تهیه کرده و روانه بازار نمود، به عنوان نخستین خواننده ایرانی شناخته شد که به طور رسمی به مساعدت و حمایت از همجنسگرایان پرداخت. هرچند که این موضوع با بازتابهای گسترده و منفی از سوی مخاطبان روبرو شد.
سپس در سال ۲۰۱۴ گوگوش با همکاری ابی، اجرای مشترکی را برای ترانه خاطره انگیز داشته و از سوی طرفداران هر دو خواننده بسیار مورد توجه قرار گرفت. در پی این استقبال آنها تور کنسرتهای نوستالژی برگزار کردند که در آن آهنگهای مشترکی را بازخوانی کرده و دو تک آهنگ معروف کی اشکاتو پاک میکنه از ابی و آهنگ دو پنجره از گوگوش اجرا گردید.
در ادامه خوانندگی، گوگوش در سال ۲۰۱۵ آلبومی را مشتمل بر یازده ترانه از خود منتشر کرد که آن را عکس خصوصی نام گذاشت. نخستین ترانهای که برای این آلبوم انتخاب شده، آخرین اثری است که واروژان آهنگسازی کرده است.
پس از آن فائقه آتشین در سال ۲۰۱۷ به همراه حسن شماعیزاده و اردلان سرفراز اقدام به راهاندازی تور مثلث خاطرهها نمود. زمانی که همه اجراها در این تور برگزار شد، موفقیت زیادی نصیبشان گردید. همچنین گوگوش طی سالهای ۲۰۱۸ لغایت ۲۰۱۹ میلادی، به طور مشترک کنسرتهایی را در کنار خواننده قدیمی به نام مارتیک برگزار نمود که با استقبال گستردهای از میان مخاطبان روبرو شد.
در این راستا شبکه ماهوارهای من و تو که بسیاری از فعالیتها و رویکردهای گوگوش را در راستای دستیابی به اهداف خود مورد حمایت و تبلیغ قرار می داد، در روز بیستم دسامبر سال ۲۰۱۹ میلادی کنسرت مشترک از گوگوش و مارتیک را که در شهر پاریس اجرا میشد، به صورت زنده از همین شبکه به نمایش گذاشت. ولی این ارتباط با مشکلاتی همراه شده و از میانه راه قطع شد.
سپس گوگوش به همکاری با سیاوش قمیشی پرداخته و یک ترانه سیاسی را در کنار این خواننده قدیمی اجرا نمود. او در سال ۲۰۲۱ آخرین آلبوم ترانههای خود را که بیست و یک نام داشت، به بازار عرضه کرد. خاطرنشان میکنیم در آلبوم مذکور، آهنگسازی تمامی ترانهها توسط سیاوش قمیشی صورت گرفت. همچنین سرودههای تمام آهنگهای آلبوم بیست و یک از رها اعتمادی بود.
گوگوش در کنسرتهایی که سالهای گذشته برگزار نمود، به تمجید و سپاس از افراد و دوستانی پرداخت که در عرصه هنر او را یاری کرده و آنها را به عنوان شرکای کنسرت خود یاد میکرد. در این میان او با به زبان آوردن اسامی هنرمندانی همچون مارتیک، حسن شماعیزاده، اردلان سرفراز، منوچهر چشمآذر و دوستان متوفی همچون واروژان، پرویز مقصدی و غیره که نقش موثری در دستاوردهای او داشتهاند، تقدیر و سپاس مینمود.
کنسرتهای دبی:
به طور معمول گوگوش همه ساله کنسرتی را در شهر دبی کشور امارات اجرا میکند. به طوری که نرخ بلیطهای او از گرانترین کنسرتهای صورت گرفته در این شهر محسوب میشود. علاوه بر طرفداران او از کشور ایران، بسیاری از مخاطبان او از کشورهای فارسی زبان همچون افغانستان و تاجیکستان به منظور حضور در اجرای زنده او، عازم دبی میشوند. به طوری که در برخی مواقع کنسرتهای او در دبی دارای تماشاگرانی افزون بر ۱۵ هزار نفر ذکر شده است.
در حال حاضر گوگوش در کشور آمریکا سکونت داشته و هواداران و منتقدان زیادی در خصوص کارهای او اعلام نظر میکنند.
ترانه شناسی

آلبوم ها:
| سال | دوره | نام اثر | توضیحات / همکاری |
|---|---|---|---|
| پیش از انقلاب | مسبب (همراه با داریوش) | ||
| پیش از انقلاب | نیمهٔ گمشدهٔ من | ||
| پیش از انقلاب | فصل تازه | ||
| پیش از انقلاب | همسفر | ||
| پیش از انقلاب | جاده | ||
| پیش از انقلاب | مرداب | ||
| پیش از انقلاب | کویر | ||
| پیش از انقلاب | کوه | ||
| پیش از انقلاب | اگه بمونی، اگه نمونی | ||
| پیش از انقلاب | پل | ||
| پیش از انقلاب | ستاره آی ستاره | ||
| پیش از انقلاب | من و گنجشکای خونه | ||
| پیش از انقلاب | لحظهٔ بیداری | ||
| پیش از انقلاب | در امتداد شب | ||
| پیش از انقلاب | دو ماهی | ||
| پیش از انقلاب | دو پنجره | ||
| پیش از انقلاب | شناسنامه ۱ | ||
| پیش از انقلاب | شناسنامه ۲ | ||
| ۲۰۰۰ | پس از بازگشت | زرتشت | همکاری با بابک امینی و مسعود کیمیایی |
| ۲۰۰۳ | پس از بازگشت | آخرین خبر | همکاری با شهیار قنبری و مهرداد آسمانی |
| ۲۰۰۴ | پس از بازگشت | مانیفست | همکاری با شهیار قنبری و مهرداد آسمانی |
| ۲۰۰۸ | پس از بازگشت | شب سپید | همکاری با شهیار قنبری و مهرداد آسمانی |
| ۲۰۱۰ | پس از بازگشت | حجم سبز | همکاری با اردلان سرفراز و فرید زلاند |
| ۲۰۱۲ | پس از بازگشت | اعجاز | همکاری با بابک سعیدی و رها اعتمادی |
| ۲۰۱۵ | پس از بازگشت | عکس خصوصی | همکاری با بابک صحرایی و نیکان ابراهیمی |
| ۲۰۲۱ | پس از بازگشت | بیست و یک | همکاری با سیاوش قمیشی و رها اعتمادی |
فیلم شناسی
| سال | عنوان | نقش | کارگردان |
|---|---|---|---|
| ۱۳۵۶ | در امتداد شب | پروانه | پرویز صیاد |
| ۱۳۵۵ | نازنین | نّیر | علیرضا داوودنژاد |
| ۱۳۵۵ | ماه عسل | مینو | فریدون گله |
| ۱۳۵۴ | همسفر | عاطفه | مسعود اسداللهی |
| ۱۳۵۴ | شب غریبان | رضا | فرزان دلجو |
| ۱۳۵۳ | ممل آمریکایی | نسرین | شاپور قریب |
| ۱۳۵۱ | بیتا | بیتا | هژیر داریوش |
| ۱۳۵۰ | احساس داغ | روبیک زادوریان | |
| ۱۳۵۰ | قصاص | نظام فاطمی | |
| ۱۳۵۰ | آسمون بیستاره | حمید مجتهدی | |
| ۱۳۴۹ | پنجره | لیلی | جلال مقدم |
| ۱۳۴۹ | جنجال عروسی | احمد نجیبزاده | |
| ۱۳۴۹ | طلوع | سلیمان میناسیان و هراند میناسیان | |
| ۱۳۴۸ | گناه زیبایی | سیروس جراحزاده | |
| ۱۳۴۷ | شب فرشتگان | فریدون گله | |
| ۱۳۴۷ | سه دیوانه | پروانه | جلال مقدم |
| ۱۳۴۷ | ستاره هفت آسمان | حسین مدنی | |
| ۱۳۴۶ | دروازه تقدیر | حمید مجتهدی | |
| ۱۳۴۶ | چهار خواهر | احمد نجیبزاده | |
| ۱۳۴۶ | گنج و رنج | صمد صباحی | |
| ۱۳۴۶ | در جستجوی تبهکاران | احمد صفایی | |
| ۱۳۴۵ | گدایان تهران | محمدعلی فردین | |
| ۱۳۴۵ | حسین کرد | اسماعیل کوشان | |
| ۱۳۴۵ | فیل و فنجان | رحیم روشنیان | |
| ۱۳۴۴ | شیطون بلا | نظام فاطمی | |
| ۱۳۴۲ | پرتگاه مخوف | رضا صفایی | |
| ۱۳۳۹ | بیم و امید | گرجی عبادیا | |
| ۱۳۳۹ | فرشته فراری | گرجی عبادیا |
مصاحبه
در این بخش قسمتهایی از گفتگوهایی که توسط خبرنگاران از شبکه ها و رسانه های مختلف با گوگوش صورت گرفته را برایتان شرح می دهیم.
گفتگویی از شبکه بی بی سی فارسی در تاریخ بیست و پنجم سپتامبر سال ۲۰۲۳ میلادی، مقارن با سوم مهر سال ۱۳۸۲ شمسی:
طی این سه سالی که از ایران خارج شدید، یعنی از سال ۲۰۰۰ به بعد، در کانادا و آمریکا زندگی کرده و از ایران فاصله گرفتید، چقدر زندگی شما نسبت به ایران تغییر کرده؟
مهمترین و پررنگترین وجه تفاوت آن چنین بود که هم اکنون فعالیت انجام میدهم. به خواندن آواز پرداخته و بر روی صحنه اجرا میکنم. قبلاً این موضوع وجود نداشت. ولی تغییراتی در سایر حوزهها ایجاد نشد.
در ذهن من همیشه گوگوش سرمشق بوده و بسیار کوشش کردم که همانند گذشته اجراهای زیبایی را به نمایش گذاشته و صحیح باشد!
هرچند به هر میزان که از بروز استعداد جلوگیری کنند، باز هم این قابلیت مسیر جدیدی برای خود پیدا میکند. من معتقدم یا تلاش و حرکتی برای هنر و ابتکار صورت نگرفته و یا اینکه از آن ممانعت میکنند. نمیدانم..
به طور معمول من الگویی را در زندگی دنبال نمیکنم. تنها دارای یک خط مشی فکری بوده و در همه عمر تلاش کردهام طبق آن شیوه عمل کنم، خودم را با آن هم راستا کرده و یا به آن برسم. تلاشم این بوده که درستترین کار را در پیش گرفته و به هدف خوبی دست یابم. هرچند همه اینها نسبیت دارد. ولی برنامه من چنین بود که روزانه فعالیت مناسبتری را صورت داده و همواره با نگاه منتقدانه به فعالیتم نظر کنم. چنانچه از کارها و فعالیت خود احساس رضایت داشتم، قادر به رشد و ترقی نمیشدم. ولی در عین حال با دید منتقدانه تلاش داشتن رویکردهای جدیدی را از خود ایجاد کرده و یا در افکارم تصور و دنبال کنم.
مصاحبه از شبکه صدای آمریکا در ۲۲ مارس سال ۲۰۱۰ میلادی مقارن با ۲ فروردین سال ۱۳۸۹ شمسی:
من از همان ایام کودکی به شدت دلباخته و مشتاق سینما و هنرپیشگی بودم. به طوری که همواره توجه و تمرکز زیادی به هنرپیشگان سینما، افراد مشهور، نحوه پوشش و رفتار آنها داشتم. سالهای بعد که به سن نوجوانی رسیدم، در کنسرتهای اروپایی شرکت کرده و برنامههای متنوعی را نگاه میکردم. در عین حال بدون آنکه مقلد شخص معینی باشم، خودم را بر اساس سن و مدلهایی که برازنده خودم میدانستم، آراسته در انتخاب لباسها دقت میکردم…. هم اکنون نیز به شدت دلباخته سینما بوده و برای دیدن فیلمهای خوب به آنجا میروم.
گفتگو از رادیو فردا در ۲۱ مارس سال ۲۰۲۱ مقارن با ۱ فروردین سال ۱۳۹۰ شمسی:
من در سالهای آخر دهه ۷۰ یا به عبارت دیگر در نیمه سال ۱۳۷۹ از ایران بیرون آمده و پس از آن نخستین عید نوروز را در سال ۱۳۸۰ در شهر دبی در برابر سفره هفت سین نشستم. به این ترتیب کاملاً دهه ۸۰ را از ایران خارج بودم. به این ترتیب در کشور و جاهایی رفتم که بتوانم آن را برای خانه دوم انتخاب کنم. بعد به لس آنجلس رسیدم. در حقیقت دهه ۷۰ زمانی بود که موفق شدم پس از گذشت ۲۰ سال روی صحنه اجرا کنم. بازگشت دوباره من به هنر در این دهه آغاز شده و تا به امروز در آن فعالیت کردم. همچنین در طی این مدت به طور مستمر توجهم به امورات و رویدادهای کشورم بوده و هستم. به همین سبب در کنار دل نگرانیها، اضطراب، خواسته ها و همه مواردی که مردم سرزمینم در نقاط مختلف جهان به دنبالش هستند، من نیز چنین موضوعاتی را دنبال میکنم.
من دارای شخصیتی بسیار انتقاد پذیر هستم. چرا که باور دارم چنانچه انتقاد وجود نداشته باشد، عیوب و نکات منفی کار خارج نمیشود. من بسیار از این موضوع شادمان میشوم کسانی که موضوعی را برای من نگاشته، انتقاد کرده، ایراد گرفته و یا عیبی را از آثار و کارم به من یادآوری میکند. چنانچه انتقاد مغرضانه نبوده و اهداف منفی نداشته باشد، از آن استقبال کرده و قبول می کنم.
گفتگو از رادیو فردا در ۲۰ دسامبر سال ۲۰۱۱ مقارن با ۲۹ آذر ماه سال ۱۳۹۰ شمسی:
من همواره تأثیرات زیادی را از افراد جوان هنرمند دریافت میکنم… دیدگاه جوانان خرمی و طراوت را به ما یاد میدهد.
در حقیقت پیشرفت موسیقی ارتباط مستقیمی با گرایش و سلایق متنوع دارد. چنانچه قصد تولید یک اثر ماندگار داشته باشیم، لازمه آن تغییر و تحول در دیدگاه به موسیقی است. نباید موسیقی تنها جنبه کلابی یا باشگاهی داشته و یا اینکه در کنار رقص و آکنده از لغات زننده و ناسزا باشد. لازم است شعور و درک مخاطب نیز در نظر گرفته و برای آن حرمت قائل شویم. در عین حال معتقدم مخاطب موسیقی ما باید از نگاه ساده و آسانپذیر بودن صرف نظر کند.
گفتگو از نشریه جوانان شماره ۱۲۹۲، در ۱۶ مارس سال ۲۰۱۲ مقارن با ۲۶ اسفند سال ۱۳۹۰ شمسی:
خواسته و رویای نهایی من چنین است که نه فقط جنگ و نبرد در میهن عزیزمان ایران، بلکه در همه نقاط دنیا منسوخ شود. در این سال جدید صلح و سازش در همه جا حاکم بوده و هیچ مطلبی در خصوص جنگ و کشته شدن گفته نشود.
گفتگو از رادیو فردا در ۲۲ سپتامبر سال ۲۰۱۲ مقارن با ۱ مهر سال ۱۳۹۱ شمسی:
از نظر من هر اندازه که از عشق گفته شود، حتی در صورت تکراری بودن، همچنان طراوت و شادابی خودش را منعکس میکند.
گفتگو از نشریه جوانان شماره ۱۳۸۴ در ۲۰ دسامبر سال ۲۰۱۳، مقارن با ۲۹ آذر ماه سال ۱۳۹۲ شمسی:
چنانچه من نگاهی به گذشته داشته و بخواهم از رویدادها و سالهایی که پشت سر گذاشتهام سخن بگویم، به ندرت کودک و نوجوانی پیدا میشود که این شرایط را تجربه کرده باشد. همچنین چنانچه از سفرهای خود به نقاط مختلف دنیا، برگزاری کنسرتها، اجرا بر روی صحنه و افراد هنرمندی که با آنها همکاری کرده و با من هم عصر بودند گفتگو کنم، بیش از دهها کتاب را در بر میگیرد. فعالیت هنری من در کنار افراد برجسته و مهمی از هنر آغاز گردید…
خاطرم هست زمانی که تنها یک دختر بچه کوچک بوده و در کنار پدرم عازم کرمانشاه شدم. به عنوان میهمان در خانه تیمسار سازگار رفتیم. در آن هنگام من به همراه همسرش تاجی و دختر و پسرش در خانه ماندم. با توجه به اینکه هیچ وقت اجازه نداشتم حتی یک روز را نیز برای خودم باشم، سپری کردن آن چند روز در کنار آنها برایم بسیار دلچسب و خاطره انگیز شد. دختر و پسر تیمسار سازگار که همسال من بودند، دوچرخه سوارگیر را به من آموختند. من از شدت هیجان و اشتیاق گویی پرواز کرده و دنیایی را به من داده بودند. تاجی همسر تیمسار بسیار پر محبت بود و همانند یک مادر مهر و محبتش را به من نثار میکرد. ماندن در کنار آن خانواده محترم و دوست داشتنی، دو یا سه روز از ایام کودکی مرا در بر میگرفت. هیچ وقت آنها از خاطرم نرفتند. سالها بعد که تاجی خانم دچار بیماری و کسالت شد، به دیدارش رفته و با دخترش مواجه شدم. ولی سپس هیچ خبری از آنها به من نرسید. من در سالهای کودکی آگاه نبودم، می توانم چه بازیهایی انجام داده، به کجا رفته و با چه کسانی هم صحبت شوم. چرا که باید یا در خانه مشغول کار بوده، یا مورد ضرب و شتم قرار گرفته و یا بر روی صحنه در کنار پدرم بازی میکردم. به طوری که حتی برخی مواقع از شدت خستگی در صحنه خوابم میبرد.
در یکی از روزها به توصیه عمویم به دانسینگ رفتم، پدرم نیز همراهم بود. تمامی دختر و پسرهایی که در آنجا بودند، در حال رقص و خوشگذرانی اوقات خود را سپری میکردند. لاکن من مجبور بودم در کنار پدر و عمویم حرکات چاچا و رقص راک انجام دهم. هر چند رقصیدن در خانواده من تاریخچه طولانی داشته و همه افراد مشتاق رقصیدن بودند. ولی در آن شرایط نگاه من به دخترها و پسرهایی بود که به راحتی و با فراغ بال، بدون وجود هیچ تحکم و اجباری مشغول رقص بوده و نجواهای عاشقانه به گوش هم میخواندند. با خودم فکر میکردم، آیل این امکان وجود دارد که آزادانه اینطور رفتار کرده و کسی به من اعتراض نکند؟
زمانی که در نوجوانی و سن ۱۵ سالگی بودم، برای نخستین بار عشق را تجربه کردم. جوانی بود که ۲۰ سال سن داشت. اسمی از او بر زبان نمیآورم. ولی او متوجه شد در وجود من حزن و اندوهی وجود دارد. دختر ریز نقش و ظریفی که به خواندن و انجام حرکات بر روی صحنهها ه چهره شناخته شدهای تبدیل شده بود، وجودش مملو از ناراحتی، درد و انزوا بود. در حقیقت من هیچ شهامتی برای دل بستن نداشتم.چرا که همیشه محبوس و محدود به خانه و صحنه بودم. من تنها مجاز به بازی و انجام حرکات بر روی صحنه بوده و هیچ چیز دیگری در من وجود نداشت. در برخی اوقات به شدت از تمامی افراد احساس خشم میکردم.
به شدت در دلم بغض عمیقی نیست به پدرم داشتم که متوجه ناراحتی و غصههای من نبود، به طوری که نامادری هر رفتاری که دلش میخواست با من انجام داده و من خرد میشدم. در آن ایام من در کنار پدر و نامادریام عازم سفرهای متعدد شده و برنامههایی را اجرا میکردیم. در برخی اوقات هنرمندان سرشناسی در کنار ما حضور داشته و متوجه میشدند چگونه نامادری به هر بهانه من را زیر مشت و لگدهای خودش ضرب و شتم میکرد. ممکن است از نظر آنها این موضوع جریان عادی زندگی محسوب میشد. هرچند نامادریم با بچههای خودش نیز همین گونه رفتار کرده و آنها را کتک میزد. او به شدت بیمار روانی برای آزار رسانی و ضرب و شتم کودکان بود. در این شرایط هیچکس آه و ناله های مرا درک نکرده و گریههایم برایش مهم نبود.
یک مرتبه با سر از روی پلهها به پایین افتاده و زخم و جراحاتی بر روی سرم ایجاد شد. در این شرایط کتکی نیز نثارم شد، چرا که از خود مراقبت نکرده و زمین خوردم! جهت بند آمدن خونریزی تعداد ۸ بخیه فلزی بر روی سرم زده شد. حتی الان نیز هنگامی که دستم را به روی سرم کشیده و آثار به جا مانده از بخیهها را لمس میکنم، دقیقاً احساس زجر و ناراحتیهای آن ایام برایم تازه میشود. در آن ایام کسی دل نگران و دلسوز من نبود که دست نوازشی بر سرم کشیده و مرهمی بر دردهایم شود. نکته جالب چنین است، در همان شب ناچار شدم در حالی که سرم شکسته و ۸ بخیه بر آن زده شده بود، بر روی صحنه حاضر شده و در کنار پدرم رقص و آوازخوانی کنم.
روزها و اوقات کودکی من با همه بازیها، سادگی، عواطف و خیال پردازیها تنها بر روی صحنه اجرا سپری شد. در آن سال من شروع به رفتن به مدرسه کرده و تحصیل میکردم. خاطرم هست منزل دایی پدرم در باغ فردوس قرار داشت. شبها با نور چراغ نفتی مشغول خواندن کتاب و درس میشدم. چرا که آن خانه برق نداشته و تنها وسیلهای که می شد با آن رفت و آمد کرد، درشکه بود. من به همراه سایر بچهها از قسمت آب انبار آن منطقه، آب میخوردیم
در سالهایی که من هنوز کودک بودم، شنیدم پدربزرگم که به عنوان افسر ارتش مشغول به خدمت بود، در یک موضوع مرتبط با پیشهوری بازداشت شده و به اعدام محکوم شد. به طوری که در حین اعدام طناب دار پاره شد و لازم بود که او از ادامه حکم رها شود. ولی باز هم طناب دیگری مهیا کرده و او اعدام شد. پس از آن مادربزرگم سرگشته و مجنون شده و اثری از او یافت نشد. چرا که او به شدت دلباخته شوهرش بود. او از ایران فرار کرده و بعدها خبر او از کشور روسیه رسید. با اینکه پدرم سعی و کوشش زیادی را برای یافتن او انجام داد، ولی نتوانست او را بیابد. پس از آن نیز کل خانواده ما به شهر تهران تبعید شدند. در آن دوران پدرم موقعیت بسیار سختی داشت. در حالی که همسرش متارکه کرده و با دو بچه لازم بود زندگی را اداره کند. به طور ناخودآگاه زمانی که من در سن ۲ یا ۳ سالگی بوده و پدرم متوجه قابلیت و استعداد من در خواندن و رقصیدن شد، مرا در کنار خودش جهت اجرا به صحنه میبرد.
در حقیقت من شیوه خوانندگی را از ویگن یاد گرفتم. در سالهای کودکی روی صحنه ترانههای مرضیه، دلکش و پوران را اجرا میکردم. ولی در عین حال به شدت سبک خوانندگی ویگن برایم زیبا و خوشایند بود. در نهایت من سبک تازهای را برای خود دنبال کردم. ولی هیچگاه فراموش نمیکنم که ویگن سرمشق من بوده است.
زمانی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ایران بازگشتم، خطر بزرگی را به جان خریده و با وجود همه زنگ خطرها این کار را انجام دادم. پس از بازگشتم به ایران اولین فردی که در بدو ورود مرا مورد حمایت و یاری قرار داد، مسعود فردمنش بود. در آن ایام مسعود یکی از همافران نیروی هوایی در قسمتهایی از فرودگاه مشغول به کار بود. من هیچ اطلاعی نداشتم. زمانی که از هواپیما پیاده شدم، پسری به اسم بهرام گذرنامه مرا تحویل گرفته و اعلام کرد، شما که اعدامی هستی! سپس گذرنامهام را با خود به جای دیگری برد. پس از گذشت نیم ساعت دوباره به آنجا آمده و مهر ورود مرا بر روی پاسپورت درج کرد. لاکن پاسپورت را نزد خود نگه داشته و توصیه کرد لطفاً صورت خود را بپوشان و خارج شو، چنانچه تو شناخته شوی، در مخمصه میافتی. من به منزل خودم رفتم. فردای آن روز بهرام تماس گرفت و اطلاع داد من به همراه رئیسم به نزد شما میآیم. در این لحظات من از شدت هراس در آستانه سکته بودم. با خودم تصور کردم حتماً قصد دارند مرا بازداشت کرده و محاکمه کنند. آنها به منزلم آمده و من با مسعود فردمنش مواجه شدم. این شخص عزیز، پاسپورت مرا به من بازگردانده و در عین حال نامهای را برایم فراهم کرده بود که توسط دادستان انقلاب نگاشته شده بود. در آن نامه آمده بود، خانه ام را به من بازگردانند. من هیچ وقت این حمایت و مساعدت مسعود فردمنش از خاطرم نمی رود.
در نخستین کنسرتی که در کشور کانادا اجرا کردم، حال و هوای حیرت آوری در من شکل گرفته بود. سر تا پای من به لرزه افتاده و بغض گلویم را گرفته بود. پس از گذشت سالهای زیاد در نهایت با مردم عاشق و مهربان مواجه میشدم!!! احساسی که در روی صحنه در من وجود داشت، در حاضران در سالن نیز مشاهده میکردم. در کنسرت لس آنجلس نیز به همین صورت بود. این خاطرات و ایام هیچ وقت از ذهن من خارج نمیشود. محبت مردم دوباره مرا سرشار از انرژی و تکاپو کرد.
گفتگو صورت گرفته از نشریه جوانان شماره ۱۴۴۹ در بیستم ماه مارس سال ۲۰۱۵ مقارن با ۲۹ اسفند سال ۱۳۹۳ شمسی:
در برخی اوقات در زندگی هیچ رخداد تازهای ایجاد نمیشود که این روزها از نظر ما ملال آور و خسته کننده است. ولی متوجه نیستیم ممکن است رخدادهای نابهنجاری در آن روزها برای ما شکل بگیرد. به طوری که صدها بار دعا و نیایش کنیم، ای کاش مجدداً در آن ایام تکراری قرار بگیریم. من این گونه دعا میکنم، ای خدا برای همه روزهای تکراری که هیچ ناراحتی و بحرانی در آنها وجود نداشت، تو را شکر میگویم.
گفتگو از رادیو فردا در ۲۸ مارس سال ۲۰۱۵ مقارن با ۸ فروردین سال ۱۳۹۴ شمسی:
تمایل دارم همواره کارهای تازهتری را انجام دهم. همیشه سعیم بر این بوده و این موضوع که تا چه اندازه موفق بوده و یا نبودهام را مردم، شنوندگان و زمان مشخص میکنند. تمایل ندارم همچنان در ایام گذشتهای که سپری شده، غرق شوم.
گفتگو از رادیو فردا در ۲۵ مارس سال ۲۰۱۶ مقارن با ۶ فروردین سال ۱۳۶۵ شمسی:
چنانچه با فردی مواجه شوم که خودش آهنگسازی کرده، اشعار توسط خودش سروده شده و در عین حال خوانندگی کند، به شدت احساس حسرت میکنم.
من هم اکنون و همیشه اعلام کردهام، در ابتدا خودم را هنرپیشه دانسته و سپس خواننده هستم. در حقیقت من با الهام گرفتن از هنرپیشگی میتوانم آهنگها را بر روی صحنه اجرا کنم. در غیر این صورت فقط به عنوان یک خواننده عادی به خوانندگی میپرداختم. همچنین بیشتر از خوانندگی به سینما علاقهمند هستم و در عین حال تمایل دارم در آنجا فعالیت کنم. ولی پس از خروج از ایران همچنان موقعیت و شرایطی برایم مهیا نشده که بتوانم در سینما به عنوان هنرپیشه کار کنم. بسیار استقبال میکنم اگر زمانی در سینما بتوانم مشغول به کار شوم. هرچند به نظرم این موضوع زمان زیادی لازم دارد.
گفتگو از رادیو عمومی کالیفرنیای جنوبی در ۱۷ مه سال ۲۰۱۸ مقارن با ۲۷ اردیبهشت سال ۱۳۹۷ شمسی:
پدر من به عنوان کمدین آکروبات باز و مجری مشغول به کار بوده و من از زمانی که به سن سه سالگی رسیدم در کنار او کار کردم. پس از آنکه با الگو قرار دادن خوانندگان مهم و بزرگ ایران، کارهای آنها را تقلید و اجرا کردم، پدرم مرا ناچار کرد که بر روی صحنه مانده و همچنان خوانندگی کنم.
گفتگو از شبکه wdr ودر، در ۱۷ ژانویه سال ۲۰۲۰ مقارن با ۲۷ دی ماه سال ۱۳۹۸ شمسی:
یکی از چالشها و موانع بزرگی که در برابر خوانندگان زن ایران وجود دارد، چهارچوب و قوانینی است که توسط نظام حکومتی برای آنها تعیین میشود. ولی چند مزیت برای من وجود داشت که توانستم به سرعت رشد کنم. ابتدا اینکه من از سالهای کودکی بر روی صحنه بوده و اجرا بر روی صحنه و خوانندگی را به ترغیب و تشویق پدرم انجام دادم، لذا این تشویقها مرا در مسیرهای زیادی هدایت کرده و نقش بسزایی برایم داشت. دوم اینکه من در یک خانواده هنرمند رشد کردم.
اجرا روی صحنه تنها شامل خوانندگی نمیشود، لازم است یک خواننده با ترانههایش زندگی کرده و بازی کند.
گفتگو از شبکه العربیه در ۹ ژوئیه سال ۲۰۲۱ مقارن با ۱۸ تیر ماه سال ۱۴۰۰ شمسی:
در حقیقت صحنه محل شکوفایی استعدادهای من است. صحنهای که در آن یا مشغول آوازه خوانی بوده و یا در برابر دوربین فیلمبرداری هنرپیشگی میکنم. چرا که من در عین خوانندگی هنرپیشه هم هستم.
موضوع هنر در وجود و هستی خود، دلبستگی، سازش، رفاقت و مهرورزی را به همراه دارد.
اظهار نظرات دیگران درباره گوگوش:
ابی خواننده ایرانی لس آنجلسی در سیام نوامبر سال ۲۰۰۵ مقارن با ۹ آذر ۱۳۸۴ بیان کرد:
من همواره به صدای خانم گوگوش علاقه داشتم و در همه اوقات در جایگاه یک هنرمند حرمت و ارزش زیادی برایشان قائل بوده و همچنان هستم.
محسن نامجو، «دراب مخدوش» در تاریخ بیست و سوم بهمن ماه سال ۱۳۷۴:
گوگوش من را از خود بیخود میکند. در سالهای تحصیل در دبیرستان این موضوع چندان برایم جدی نبوده و به آهنگهایش گوش نمیکردم. ولی هم اکنون مشابهتهایی وجود داشته و چیزهایی از او دریافت میکنم.
رها اعتمادی در نوزدهم ماه می سال ۲۰۲۱ مقارن با ۲۹ اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۰ شمسی در پاسخ به سوالی که سالهای کرونا چگونه سپری شد، آیا اعمال محدودیتهای کرونایی یا قرار گرفتن در قرنطینه خانگی برای گوگوش مشکل نبود؟
این موضوع شباهت زیادی به چرخ و فلک داشته و هیچ کدام از مراحل آن قابل رصد نبود. لازم بود کاملاً خودمان را با آن تطبیق میدادیم. در برخی اوقات که با یکدیگر دیدار داشتیم، متوجه میشدم خانم گوگوش به شدت مشتاق و افسرده صحنه است. چرا که کسی است که با صحنه زندگی میکند. جالب است موضوعی را برای شما مطرح کنم در یکی از شبها در حالی که خانم گوگوش دچار تب بود، در کشور کانادا به روی صحنه رفته و با وجود موقعیت سخت و ناراحتی جسمانی کنسرت زیبایی را بر روی صحنه اجرا کرد. پس از اجرا متوجه شدم حالش کاملاً مساعد بود. گفتم این موضوع بیشتر از اجرا و علاقه شما برای طرفداران و علاقمندانتان است. در حقیقت این امر نوعی درمان محسوب میشود. به طوری که رفتن به روی صحنه برای علاقهمندان آن موجب میشود رویکردها و عواطف منفی در او از بین برود. خانم گوگوش در جواب گفت لهایی که در ایران بود همواره دچار میگرن شدید میشد ولی پس از آنکه دوباره خوانندگی را از سر گرفته و بر روی صحنه اجرا کرد، این ناراحتی در او درمان شد. در بیشتر شبهایی که در ایران اجرا میکردند، دچار میگرن بوده و پس از اجرا حالشان خوب میشد. لذا صحنه تا این اندازه برای او مهم است.
با هیدرودرم، پاکسازی پوستت رو حرفهای و بیدردسر انجام بده
|
با آردن اکسپرتیج، روتین مراقبت از پوستت رو ساده و حرفهای کن
|






درود، گوگوش تا ابد شاه ماهی هنر ایران زمین.
هنر از بین نمیره خیلیها باهاش خاطره دارن از کودکی زیاد سختی کشیده حقش هست شاماهی ایران باشد هنرمند تکرار نشدنی ایران
گوگوش صداش داغونه
بعد اومده میگه نمیخونم تا …
برووووو
روغن ریخته رو نظر امام زاده میکنی …
با هر کنسرتی چقدر پول گیرش میاد اهنگاش هم اهنگایی که تو ذهن تکراری نمیشه همیشه بروزه
خانم گوگوش خواننده ای است تکرار نشدنی و در تاریخ ایران ثبت خواهد شد. ایشان عاشق ایران و ایرانی میباشد یک وطن پرست واقعی و نگین همیشه درخشان میباشد❤️❤️❤️
درود بر بانو گوگوش
شاهماهی هنر ایران✨️👌