بیوگرافی و زندگینامه مایکل جکسون
وبسایت "فردای تازه" همان "تاروت رنگی" سابق می باشد.
بیوگرافی مایکل جکسون
مایکل جکسون (به انگلیسی: Michael Joseph Jackson) به عنوان خواننده، ترانه سرا، رقصنده و فعال اجتماعی اهل آمریکا در تاریخ بیست و نهم اوت سال ۱۹۵۸ میلادی متولد شد.
کارهایی که او در زمینه موسیقی و رقص انجام داده و در عین حال امورات زندگی فردی اش، موجب شد که برای چهل سال پی در پی در جایگاه یکی از سرشناسترین اشخاص مشهور دنیا قرار بگیرد.
در حالتی که بسیاری از کارشناسان مسائل اجتماعی معتقدند او از جمله افراد مؤثری بود که نقش بسزایی در فرهنگ عامه جهان در قرن بیستم به جا گذاشت.
منوی دسترسی سریع

خلاصه زندگینامه
نام هنگام تولد: مایکل جوزف جکسون
تاریخ تولد: ۲۹ اوت ۱۹۵۸
محل تولد: گری، ایندیانا، ایالات متحده آمریکا
درگذشت: ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹ (۵۰ سال)
مکان درگذشت: لس آنجلس، کالیفرنیا، ایالات متحده آمریکا
علت مرگ: مسمومیت حاد بهدلیل مصرف پروپوفول و بنزودیازپین
آرامگاه: فارست لان مموریال پارک گلندیل، کالیفرنیا، ایالات متحده آمریکا
دیگر نامها: مایکل جو جکسون
پیشهها: خواننده، ترانهنویس، رقصنده
همسر(ها): لیسا مری پرسلی (ا. ۱۹۹۴–ج. ۱۹۹۶)، دبی رو (ا. ۱۹۹۶–ج. ۱۹۹۹)
فرزندان: ۳، پرنس جکسون، پاریس جکسون، بلنکت جکسون
والدین: جو جکسون (پدر)، کاترین جکسون (مادر)
محل زندگی: مزرعه نورلند واقع در سانتاباربارا، کالیفرنیا (۱۹۸۸ تا ۲۰۰۵)
ملیت: ایالات متحده آمریکا
تبار: آمریکایی آفریقاییتبار
قد: ۱۷۸ سانتیمتر
لقب: سلطان پاپ
ژانر: پاپ، سول، فانک، ریتم اند بلوز، راک، دیسکو، پست-دیسکو، دنس پاپ، نیو جک سوینگ
ساز(ها): آواز
سالهای فعالیت: ۱۹۶۴–۲۰۰۹
ناشر(ان): استیلتاون، موتاون، اپیک، لگسی، سونی، امجیجی پروداکشنز
همکاریهای مرتبط: جکسون فایو
زندگینامه
۱۹۵۸–۱۹۷۵ اوایل زندگی جکسون فایو:
مایکل جوزف جکسون در روز بیست و نهم ماه اوت سال ۱۹۵۸ میلادی در شهر صنعتی گری واقع در ایالت ایندیانا در ایالات متحده آمریکا به فاصله اندکی از شهر شیکاگو در بین یک خانواده فقیر و نیازمند به دنیا آمد.
پدرش جوزف نام داشته و مادرش کاترین خوانده میشد. او فرزند هشتم از خانواده ده فرزند جکسون بود که تبار آنها آفریقایی_ آمریکایی و از قشر کارگر محسوب میشدند.
این خانواده در یک منزل دو خوابه در خیابان جکسون سکونت داشتند. مادر این خواننده به نام کاترین جکسون قادر به نواختن کلارینت و پیانو بوده و علاقه داشت به عنوان یک خواننده کانتری-اند-وسترن فعالیت کند.
هرچند که مادرش اعتقادات مذهبی شدیدی داشته و سعی میکرد فرزندانش را با آموزههای فرقه شاهدان یهوه از مذهب مسیحیت پرورش دهد. نام خواهران و برادران مایکل ربی، جکی، تیتو، جرمین، لاتویا، مارلون، رندی، براندون و جنت داشته و او در اکثر اوقات به همراه برادرش لوتر با تشکیل یک گروه موسیقی در مکانهای عمومی به اجرا مشغول میشد. پدرش از کارگرانی بود که در معدن آهن کار کرده و زندگی خانواده را میگذراند.
در حقیقت پدر مایکت به نام جوزف واتر جو جکسون، به عنوان کارگر جرثقیل در شرکت فولادسازی یو.اس. استیل فعالیت کرده و در عین حال جهت برآوردن نیازهای خانواده به همراه گروه محلی دِ فالکنز به گیتار زدن میپرداخت. بیشتر اوقات او در فضای خانه و در برابر دیدگان فرزندانش تمرینات خود را انجام میداد.
به این ترتیب مایکل در کنار سه خواهرش به نامهای ربی، لاتویا و جنت و پنج برادرش به اسامی جکی، تیتو، جرمین، مارلون و رندی رشد کرده و سالهای کودکی را پشت سر گذاشت. چرا که ششمین برادر او به نام براندون که دوقلوی مارلون بود، به فاصله کوتاهی پس از به دنیا آمدن، جان داد.
مایکل در همان سنین کودکی قابلیت و استعداد خود را در زمینه موسیقی به سرعت آشکار کرد. هنگامی که او در سن ۵ سالگی بود، در برابر همکلاسیها و مردم جامعه به دلایل متعدد و مناسبتهای گوناگون به اجرا پرداخته و دیگران را به حیرت وا میداشت. در سال ۱۹۶۴ میلادی که او در سن ۶ سالگی بود، در جایگاه خواننده پس زمینه در گروه موسیقی برادرانش که جکسون نام داشت ملحق شد. همزمان با این جریان، برادران جکسون عنوان گروه خود را به جکسون فایو عوض کردند.
برادران جکسون ناچار بودند روزانه پس از مراجعت از مدرسه، طبق امر پدرشان تمرینات دشواری را انجام میدادند. از همان سنینی که مایکل یک کودک خردسال بود، پدرش رفتارهای تند و پرخاشگرانهای را با او داشت. ولی او همچنان فعالیت مستمر، ضربات شلاق و الفاظ ناسزا و رکیک پدرش را متحمل میشد. پدرش جوزف عادت داشت بیشتر اوقات فرزندانش را در حین هرگونه رفتاری، غافلگیر و مچ گیری کرده یا پسرانش را در بین فشار خودش و دیوار آزار دهد.
در یکی از شبها هنگامی که جکسون به خواب رفته بود، پدرش از بیرون خانه در برابر پنجره اتاق خواب او آمده و در شرایطی که یک ماسک وحشت آور به صورت خود گذاشته بود، با سر و صدای زیاد به اتاق فرزندان وارد شد.
او در خصوص این رفتار خود بیان کرد، تصمیم داشته به فرزندانش بیاموزد جهت خواب شبانه از باز گذاشتن پنجره اتاق خواب اجتناب کنند! ولی همچنان این رفتار وحشت آور موجب شد، مایکل تا سالهای زیاد پس از آن، ترس و واهمه زیادی از دزدیده شدن از اتاق خواب داشته باشد.
او در جایی ذکر کرده، در سالهای کودکی بیشتر اوقات از انزوا و تنهایی شروع به گریه کرده و حتی گاهی با مشاهده چهره پدرش احساس ناراحتی و بیماری به او دست میداد. به طوری که دچار تهوع میشد.
طبق یکی از گفتگوهای پرطرفداری که با مایکل جکسون در سال ۲۰۰۳ میلادی انجام شده و زیستن با مایکل جکسون نام گرفت، او در شرایطی در خصوص رفتارهای آزاردهنده و سوء استفادههای سالهای کودکی خود سخن گفت که صورت خود را با دستانش پوشانده و شروع به گریه کرد.
طی سالهای ۱۹۶۶ الی ۱۹۶۸ که مایکل در سن هشت لغایت ده سالگی بوده است، گروه موسیقی جکسون فایو اجراهای گستردهای را در ایالتهای غرب میانه آمریکا انجام دادند که اکثر آنها پیش زمینهای جهت آغاز استریپ تیزها (رقصهای برهنه) محسوب میشد. در سال ۱۹۶۸ میلادی که مایکل ده سال بیشتر نداشت، پس از آنکه رئیس شرکت موتاون رکوردرز استعداد زیاد و قابلیت سرشار او را مشاهده کرد، قراردادی را با گروه مذکور منعقد نمود.
سپس در سال ۱۹۶۹ همزمان با یازده سالگی مایکل جکسون، چهار تک ترانه از گروه موسیقی جکسون فایو به طور متوالی در کشور آمریکا به مقام اول دست یافته و به این ترتیب مایکل به عنوان جوانترین خواننده طول تاریخ شناخته شد که آهنگهای او در جداول موسیقی رتبه اول را به دست آورده بود.
سالها بعد یعنی در سال ۲۰۰۶ میلادی رکورد مذکور به طور کاملاً رسمی در کتاب رکوردهای گینس درج گردید. از سال ۱۹۷۲ که مایکل در سن ۱۴ سالگی بود، علاوه بر کارهایی که در قالب گروه جکسون فایو انجام میداد، در زمینه تهیه و اجرای آهنگ به صورت تک نفره نیز فعالیت میکرد.
به طوری که کاندید کسب جایزه اسکار گردید. در سالهای مذکور اعضای گروه مصمم شدند تور کنسرتی را در اروپا برگزار کرده و در عین حال یک تور جهانی نیز اجرا نمایند
. سپس در سال ۱۹۷۵ گروه موسیقی جکسون فایو به قرارداد خود با شرکت نشر موسیقی موتاون رکوردز خاتمه داده و قرارداد جدیدی را با شرکت سیبیاس رکوردز امضا کردند. لذا گروه مذکور به طور پیوسته در سطح جهانی به فعالیتهای خود مشغول بود.
به طوری که طی سالهای ۱۹۷۶ الی ۱۹۸۴ یعنی مقارن با دورانی که مایکل سنین پانزده الی بیست و چهار سالگی را پشت سر میگذاشت، تعداد ۶ آلبوم استودیویی دیگر به بازار عرضه کرد. مقارن با همین جریان، مایکل جکسون به عنوان ترانه سرای اصلی گروه جکسونز فعالیت داشت.
از آنجا که در این سالها مایکل به سنین بلوغ خود رسیده بود، ولی از تغییراتی که به همین علت در چهره و ظاهرش ایجاد شده بود، اظهار نارضایتی میکرد. به همین علت برنامه غذایی خود را دستخوش تغییر کرده و فقط گیاهخواری داشت.
ازدواج
مایکل جکسون در طول حیات خود که طی سالهای ۱۹۵۸ الی ۲۰۰۹ به طول انجامید، دو مرتبه ازدواج کرده است.
او پیش از ازدواج رسمی نیز با برخی از هنرپیشگان همچون تاتوم اونیل و بروک شیلدز ارتباط رمانتیکی را برقرار کرده بود. ولی در حقیقت عشق اول او یکی از خوانندگان سرشناس سیاه پوست به نام دایانا راس بوده است.
نخستین بار هنگامی که جکسون در سن ۹ سالگی بود، دیدار و آشنایی او با دایانا راس صورت گرفت. او در کتاب زندگینامه خود چنین درج کرد: «مادر، خواهر و عشق او همه در یک ترکیب است.» زمانی که در سالهای میانی دهه ۱۹۸۰ راس با آرن نس ازدواج کرده و زندگی مشترکش را آغاز نمود، مایکل جکسون به شدت از این موضوع رنجور شده و احساس حسادت می کرد. همچنین آنها به همراه یکدیگر در سال ۱۹۸۱ در یک ویژه برنامه تلویزیونی حضور یافتند. در آنجا راس او را به عنوان یک شخص سکسی دانست.
طبق بیانات جی رندی تارابولی، آنها هیچ گونه ارتباطات جنسی با یکدیگر نداشتند. همچنین جکسون در وصیتنامهای که در سال ۲۰۰۲ تنظیم کرده بود، قید کرد در صورتی که مادرش کاترین پیش از دایانا دار فانی را وداع گوید، حضانت و سرپرستی فرزندانش را بر عهده دایانا واگذار میکند.
برخی از افراد معتقد بودند آهنگی که او به نام دایانای کثیف خوانده بود، در عین حال برخی دیگر از ترانههایش در خصوص راس بوده است. ولی هیچ گونه تایید یا تکذیبی در خصوص این شایعات صورت نگرفت.
نخستین رابطهها:
از اولین روابط عاشقانه ای که مایکل جکسون برقرار کرده و مدارک آن نیز در اختیار است، رابطه با تاتوم اونیل می باشد.
مایکل بیان نمود زمانی که در دهه ۱۹۷۰ در دوره نوجوانی به سر میبرد، نخستین عشق و دلدادگی حقیقی را با این هنرپیشه کودک احساس کرده است. حتی او را پس از دایانا راس، نخستین عشق خود دانسته است.
اونیل به عنوان هنرپیشه زن در سال ۱۹۶۳ متولد شده و برای پنج سال کوچکتر از جکسون بوده است. به طوری که توانست زمانی که ده سال سن داشت، جایزه اسکار برترین هنرپیشه نقش مکمل زن را به خود اختصاص دهد.
در این هنگام جکسون در سن هفده سالگی بوده و اونیل دوازده سال داشت که ارتباط میان آنها آغاز شد. حتی جکسون در سال ۱۹۸۲ بیان نمود، ارتباط میان آنها کاملاً جدی بود. ولی از آنجا که هر دو به شدت در زمینه حرفه خود فعالیت میکردند، به تدریج این رابطه دچار سردی شده و در حد یک دوستی ماندگار شد.
طی فیلم مستندی که با عنوان زندگی با مایکل جکسون تهیه شده و در سال ۲۰۰۳ به نمایش درآمد، جکسون معتقد بود اونیل در سن ۱۲ سالگی به او درخواست ارتباط جنسی را مطرح کرده بود. ولی از آنجا که جکسون به شدت خجالتی و کمرو بود، حاضر به پذیرش این موضوع نمی شد.
مایکل در ادامه اظهار داشت، این موضوع در منزل آنها به وقوع پیوسته و اونیل با رفتار و جملاتی که به زبان میآورد، به طور آشکارا در خصوص این موضوع اظهار نظر میکرد. به طوری که حتی مایکل از چنین رفتار و رویکرد اونیل دچار حیرت و شگفتی شده بود!
پس از چندی اونیل در واکنش به این اظهارات پاسخ داد: او همانطور که هر کس دیگری شوکه میشود شوکه شد. اونیل شرح داد در شرایطی که حرمت و ارزش بسیاری برای جکسون در جایگاه یک هنرمند قائل است، ولی در عین حال قدرت خیال بافی و تجسم در ذهن مایکل بسیار بالاست.
لذا او سخنانی که جکسون مطرح کرده را اشتباه دانسته و معتقد بود، حتی برای یک دختر در سن ۱۲ سالگی، میسر نیست یک شخص کامل و بالغ را به حالتی که جکسون شرح داده بود، وسوسه کند.
اونیل در سال ۲۰۰۴ میلادی و به فاصله یک سال پس از منتشر شدن فیلم مستند زندگی با جکسون، زندگینامه اش را به قلم خودش نگاشته و آن را با عنوان یک زندگی کاغذی به بازار عرضه کرد.
او در قسمتی از این کتاب آورده بود؛ مایکل جکسون شخصی بود که تقاضا و پیشنهاد برقراری ارتباط جنسی را به او می داد. همچنین او آورده بود، من فقط ۱۲ سال داشته و آگاهی زیادی از زندگی حقیقی نداشتم. ولی مایکل شخصیتی بود که گویا مرا تهدید میکرد.
هرچند که تاکنون اونیل در مصاحبهای که در سال ۱۹۹۵ با نشریه وایپ انجام داده بود، مطالبی متناقض با این جریان را به زبان آورد. در آن دوران او بیان نمود: جکسون بسیار خجالتی بود و یکی از بهترین و بیگناهترین انسانهایی است که تا به حال دیدهام … یکبار که به اتاقم آمده بود حتی از این که بر روی تخت خوابم بنشیند نیز خجالت میکشید. همچنین از نظر او ارتباط دوستی میان آنها یک دوستی بینظیر و شگفت انگیز بوده است. به طوری که اغلب در کنار یکدیگر رقصیده و مکالمات تلفنی داشتند.
اونیل با مرور خاطراتش شرح داد، میتوانست در سن دوازده سالگی در یک خودرو رانندگی کند، در شرایطی که جکسون در سن هفده سالگی بوده و هنوز قادر به رانندگی نبود.
این موضوع بسیار توجهش را جلب کرده بود. اونیل بیان نمود هنگامی که او پیشنهاد جکسون را جهت حضور در مراسم افتتاحیه اکران فیلم ویز نپذیرفت، ارتباط آنها خاتمه یافت.
این تقاضا از سوی نماینده اونیل، مورد قبول واقع نشد چرا که ممکن است از دیدگاه او، مایکل جکسون هنوز به میزان لازم به عنوان یک ستاره مطرح نشده بود.
اونیل در ادامه گفت در عین حال که مایکل پس از این جریان هیچگاه با او سخن نگفت، ولی همچنان به جکسون علاقه داشت. در سال ۲۰۰۱ میلادی جکسون در جایی ذکر کرده بود، زمانی که آنها دستان یکدیگر را در دست می گرفتند:
گویی در بهشت به سر میبرم. این موضوع قدرت جادویی و حیرت آوری داشته و حتی بالاتر از بوسیدن بود. فراتر از هر چیزی که قابل وصف باشد.
من اغلب در کلابهای شبانه حاضر نمیشدم. ولی خاطرم هست یک مرتبه به همراه او در یک کلاب شبانه رفته و مشغول تماشای گروه موسیقی بودم. به یکباره او دستم را در دستش گرفته و من آب شدم!
این موضوع نهایت چیزی بود که آرزو میکردم. چنین رویکردی برای کودکان عادی مفهومی ندارد. ولی دنیل زودتر از سن خود رشد کرده بود. لذا عفت و معصومیت کودکانه از وجود او رفته و من به اونیل علاقه داشتم.
لازم به ذکر است در یک مصاحبه شبیه به آن، که جکسون در سال ۲۰۰۳ انجام داد بیان نمود: او در سن ۱۳ سالگی بوده و من ساده دل بودم. او از من همه جور کاری درخواست میکرد اما من اصلاً نمیخواستم با او سکس داشته باشم.
بروک شیلدز:
در مراسم اعطای جایزه اسکار به سال ۱۹۸۱ مایکل جکسون برای اولین بار با بروک شیلدز که در سن پانزده سالگی بود، دیدار کرد. بروک به عنوان یک مدل و هنرپیشه فعالیت داشت. از آن دوران یک ارتباط دوستانه میان آنها شکل گرفت.
در سال ۲۰۰۹ میلادی بروک گفت آنها ارتباط نزدیک و صمیمانه ای را با یکدیگر داشتند. چرا که تمرکز آنها بر روی سکس نبود.
پس از آن برخی از نشریات و رسانهها از گفتههای بروک چنین استنباط کردند که مایکل جکسون قدرت جنسی ندارد. ولی در حقیقت بروک چنین عباراتی را به زبان آورده بود: در حالی که جکسون بزرگتر میشد و از نظر فیزیکی و جسمی هم شروع به تغییر کرده بود، جنبهٔ غیر جنسی او بیشتر مرا به خود جذب کرد.
در سال ۲۰۰۱ میلادی اظهار داشت، بروک از جمله اشخاصی است که در زندگی مدتی عشق آن را در دلم داشتم. تصور میکنم او نیز به همین میزان به من علاقه داشت. به همین علت بود که به کرات با یکدیگر قرار میگذاشتیم.
دیگر رابطهها:
بر مبنای مطالب منتشر شده در برخی سایتها و خبرگزاریها، مایکل جکسون در سال ۱۹۸۴ روابط جنسی با یکی از طرفدارانش داشته و این ارتباط منجر به به دنیا آمدن رپر نروژی به اسم عمر بتی گردید.
همچنین در پی درگذشت مایکل جکسون، پدرش جکسون جوزف این موضوع را تایید نمود. ولی آزمایش ژنتیک و دیانای صورت گرفته این موضوع را انکار کرده و آشکار شد، عمر بتی فرزند جکسون نبوده است.
سال ۱۹۹۴ _ اولین ازدواج:
در تاریخ بیست و ششم ماه می سال ۱۹۹۴ میلادی مایکل جکسون با دختری به نام لیزا ماری پریسلی، فرزند الویس پرسلی ازدواج کرده و زندگی مشترکشان را آغاز کردند.
اولین دیدار آنها در سال ۱۹۷۵ صورت گرفت که لیزا یک دختر بچه هفت ساله بوده است. این دیدار همزمان با یک دورهمی فامیلی میان اقوام جکسون بود که در یک هتل و در قمارخانه بزرگ مترو گلدوین مایر برگزار میشد.
لذا در واپسین روزهای سال ۱۹۹۲ آنها به واسطه یکی از دوستان مشترکشان مجدد با یکدیگر ارتباط پیدا کردند. زمانی که مایکل جکسون به طور رسمی توسط مقامات قضایی به سوء استفاده جنسی از کودکان در مظان اتهام قرار گرفت، از نظر احساسی احساس نیاز و وابستگی زیادی را نسبت به لیزاماری پیدا کرد. آنها روزانه با یکدیگر تماس تلفنی داشتند.
همچنین ماری در قبال به وخامت رفتن شرایط جسمی و اعتیاد مایکل به آرامبخشهای دارویی بسیار پریشان و ناراحت بود. او تلاش داشت جکسون را بازی کند که موارد اتهام را در فضای خارج از دادگاه حل و فصل کرده و جهت درمان اعتیاد، تحت نظر یک مرکز قرار بگیرد.
لیزا ماری در این زمینه گفت: من معتقد بودم مایکل هیچ رفتار ناشایستی انجام نداده و اتهام ناروایی را به او وارد کردهاند. و بله به تدریج من به او جذب شدم. تصمیم داشتم او را از این شرایط برهانم، چرا که معتقد بودم قادر به این کار هستم.
مدت اندکی پیش از ورود به فصل پاییز سال ۱۹۹۳، مایکل جکسون طی یک تماس تلفنی خطاب به لیزا بیان نمود: چنانچه از تو درخواست کنم با من ازدواج کنی، آیا می پذیری؟ لیزا این موضوع را پذیرفت.
این امر مقارن با زمانی بود که لیزا همچنان از شوهر پیشین خود به نام دنی کاف متارکه نکرده و به طور رسمی زن و شوهر بودند. ثمره ازدواج او و دنی، متولد شدن دو فرزند بود. سرانجام لیزا در سن بیست و هفت سالگی و مایکل جکسون در سن سی و هفت سالگی به طور خصوصی در جمهوری دومینیکن ازدواج خود را به ثبت رساندند.
هرچند آنها هر دو برای مدت دو ماه این موضوع را در مجامع عمومی پنهان کردند. به طوری که لیزا تنها بیست روز پیش از ازدواج رسمی با مایکل، از شوهرش دنی کاف جدا شد. حتی او به طور آشکارا علت جدایی از شوهر سابقش را عشق و علاقهاش به مایکل دانسته بود.
در آن دوران افراد زیادی معتقد بودند، ترتیب دادن این ازدواج، رویکردی جهت حفظ و ماندگاری اعتبار و مقبولیت مایکل جدر میان مردم و مخاطبین و یک شیوه تبلیغاتی و نمایشی جهت سرپوش گذاشتن به وجهه عمومی او بوده است که به دنبال اتهامات وارده مبنی بر سوءاستفاده جنسی به شدت کاهش یافته بود. در مدت کمتر از دو سال از ازدواج مایکل جکسون و پرسلی، در یکی از روزهای ماه ژانویه سال ۱۹۹۶ آنها از یکدیگر متارکه کردند. آنها علت این طلاق را اختلافات غیر قابل حل مطرح نمودند.
طی گفتگویی که لیزا در سال ۲۰۱۰ با اپرا وینفری انجام داد اظهار داشت: ما حتی پس از گذشت چهار سال از متارکه، با یکدیگر ارتباط داشتیم. حتی صحبتهایمان حول مطالبی بود که دوباره به یکدیگر رجوع کنیم، سپس دوباره اختلاف و ناسازگاری ایجاد شده و مجدد به همین شکل … سپس من به طور کامل از او دست کشیدم.
چرا که تمایل داشتم استحکام و ثباتی را در زندگی داشته باشم. در عین حال لیزا بیان نمود، از جمله عمدهترین موجبات جدایی آنها فرزندآوری بوده است. چرا که مایکل جکسون اشتیاق زیادی برای تجربه کردن حس پدرانه داشته و در عین حال لیزا تصمیم داشت از ثبات و پایداری این زندگی اطمینان یابد. او در ادامه با این جملات به سایر دلایل این جدایی اشاره کرد:
موقعیتی پیشآمد که او میبایست بین من و آن خونآشامان (افراد دور و برش) یکی را انتخاب میکرد؛ و او مرا بیرون راند.
۱۹۹۵–۱۹۹۹ آلبوم و تور جهانی تاریخ، ازدواج دوم و پدر شدن:
مایکل جکسون در سال ۱۹۹۳ میلادی تصمیم گرفت انتشارات موسیقی اِیتیوی که پیش از این در سال ۱۹۸۵ خریداری کرده بود، با شرکت سونی موزیک در هم آمیخته و به این ترتیب اقدام به تأسیس انتشارات موسیقی سونی/ایتیوی نماید. لذا این خواننده نیمی از مالکیت شرکت مذکور را در مقابل کسب مبلغ ۱۵۰ میلیون دلار به شرکت سونی واگذار کرد.
در سال ۱۹۹۵ میلادی جکسون آلبوم نهم خود را منتشر نمود که آن را تاریخ: گذشته، حال و آینده، کتاب اول نام گذاشت. آلبوم مذکور متشکل از دو لوح فشرده بوده است. از همان روزهای نخست عرضه آلبوم تاریخ در بازار، توانست عنوان اول را در جداول موسیقی کسب کرده و در کشور ایالات متحده آمریکا تعداد هفت میلیون نسخه به فروش رساند.
تا سال ۲۰۰۱ میلادی این آلبوم افزون بر بیست میلیون نسخه معادل ۴۰ واحد در نقاط مختلف جهان به فروش رفته و در حال حاضر به عنوان پرفروشترین آلبوم مشتمل بر چند دیسک در همه ادوار و یکی از پرفروشترین آلبومهای موسیقی جهان به شمار میرود.
این خواننده در هفتمین روز از ماه سپتامبر سال ۱۹۹۶ تور جهانی تاریخ را اهاندازی کرده و در تاریخ پانزدهم اکتبر سال ۱۹۹۷ پایان یافت. در مدت برپایی تور مذکور، مایکل جکسون تعداد هشتاد و دو کنسرت در پنجاه و هشت شهر از سی و پنج کشور و پنج قاره دنیا را در برابر دیدگان چهار و نیم میلیون طرفدار و تماشاگر اجرا نمود.
در ادامه طول جهانی تاریخ مبدل به یکی از موفقترین تورهای مایکل جکسون از جهت حضور تماشاگران گردیده و به این ترتیب رکوردهای پیشین او را پشت سر گذاشت. طول تاریخ به عنوان گستردهترین و پرتماشاچیترین طولی شناخته شده که توسط مایکل جکسون به اجرا درآمده و افزون بر صد و شصت و پنج میلیون دلار سود حاصل کرده است.
پس از گذشت یک ماه از شروع تور جهانی تاریخ و همزمان با سپری شدن نه ماه از جدایی لیزا پریسلی، مایکل جکسون با یکی از دوستان قدیمی خود که در حرفه پرستاری اشتغال داشته و دِبی رو نام داشت، در شهر سیدنی کشور استرالیا ازدواج کرد. ماحصل این ازدواج متولد شدن دو فرزند بوده که اسامی آنها را پرنس جکسون و پاریس جکسون تعیین کردند.
نخستین بار در سالهای میانی دهه ۱۹۸۰ دورانی که جکسون پی برد به بیماری پیسی مبتلا شده است، آنها با یکدیگر آشنا شدند. چرا که دبی رو سالیان زیادی را به پرستاری و مراقبت از جکسون و رسیدگی به بیماریهای جسمی او پرداخته و در عین حال از نظر عاطفی و احساسی برایش یک تکیهگاه بود.
لذا پیش از آنکه ارتباط رمانتیک و دلباختگی میان آنها شکل بگیرد، یک دوستی پایدار و با ثبات میانشان حاکم بود. هنگامی که ازدواج آنها به ثبت رسید، دبی رو برای مدت شش ماه فرزند اول جکسون را آبستن بود.
در ابتدا آنها هیچ برنامه و قصدی جهت ازدواج با یکدیگر نداشتند، ولی پس از آنکه دبی رو اولین بارداری خود را تجربه کرد، مادر مایکل پادرمیانی کرده و نظر آنها را جهت ازدواج جلب نمود.
اولین فرزند مشترک مایکل و دبی پسری بود که مایکل جوزف جکسون پسر نام داشته و در تاریخ سیزدهم ماه فوریه سال ۱۹۹۷ متولد شد. او به پرینس شهرت دارد. سپس آنها در روز سوم ماه آوریل سال ۱۹۹۸ صاحب دختری شدند پاریس نام داشت.
هرچند ازدواج دوم این خواننده نیز دوام چندانی نداشته و آنها با یکدیگر به طور توافقی در هشتم ماه اکتبر سال ۱۹۹۹ از یکدیگر جدا شدند. همچنین مایکل خودش سرپرستی و حضانت فرزندانش را عهدهدار گردید. ولی این خواننده از بیان علت طلاق خودشان امتناع کرده و آن را به عنوان مطالب شخصی و خصوصی خود خواند.
لازم به ذکر است در عین حال که طلاق و جدایی آنها با توافق و تا حدودی مسالمت آمیز بود، ولی مایکل جکسون و دبی رو تا سال ۲۰۰۶ میلادی بر سر موضوع حضانت و سرپرستی فرزندان با یکدیگر اختلاف داشتند.
در ادامه مایکل جکسون در سال ۱۹۹۷ میلادی آلبوم ریمیکس به نام خون روی زمین رقص: تاریخ در میکس را به بازار عرضه کرد. این آلبوم مشتمل بر ترکیبهای تازهای از تک آهنگهای برتر موجود در آلبوم تاریخ و پنج آهنگ تازه بوده است. تا سال ۲۰۰۷ میلادی فروش این آلبوم در سطح جهان ادامه یافته و توانست تعداد شش میلیون نسخه فروخته شود. به طوری که در حال حاضر به عنوان پرفروشترین آلبوم ریمیکس جهان شناخته میشود.
در ماه ژوئن سال ۱۹۹۹ مایکل جکسون در چندین مراسم خیریه حاضر شد. او در روز یکم ماه ژوئن در یک کنسرت خیریه، به همراه لوچیانو پاواروتی در محل مودنا کشور ایتالیا اجرا نمود. این مراسم در جهت یاری و مساعدت به سازمان خیریه فرزندان جنگ انجام شد.
در عین حال مبلغ یک میلیون دلار جهت آوارگان بمباران یوگسلاوی از سوی ناتو در سال ۱۹۹۹ و مقادیری نیز جهت کودکان گواتمالا جمع آوری گردید. در تاریخ بیست و هفتم ماه ژوئن، این خواننده اقدام به برگزاری کنسرتهای خیریه با عنوان مایکل جکسون و دوستان در کشورهای آلمان و کره جنوبی نمود.
علاوه بر مایکل سایر چهرههای مشهوری که در این کنسرت حضور داشته و به اجرای برنامه پرداختند، شامل اسلش، اسکورپیونز، بویز تو من، ماریا کری، ای. آر. رحمان، آندریا بوچلی و لوچیانو پاواروتی بودهاند. سود حاصل از برگزاری این کنسرتها به بنیاد کودکان نلسون ماندلا، یونسکو و نهضت بینالمللی صلیب سرخ و هلال احمر اعطا گردید.
زندگی هنری

۱۹۷۹–۱۹۸۱ آلبوم غیرمعمول:
مایکل جکسون در سال ۱۹۷۸ در یک فیلم موزیکال به اسم ویز شخصیت یک مترسک را به نمایش گذاشت. موسیقی فیلم ویز به واسطه کوینسی جونز از جمله برجستهترین تهیه کنندگان آثار موسیقی جهان تهیه و تنظیم گردید. ولی متاسفانه فیلم مذکور نتوانست در گیشه فروش سینماها فروشی حاصل کرده و همچون یک سقوط و شکست بی سابقه بود.
در یکی از روزهای سال ۱۹۷۹ هنگامی که مایکل جکسون مشغول انجام تمرینات رقص بود، به یکباره دچار حادثه شده و بینی اش دچار شکستگی شد.
لذا جهت درمان، یک عمل جراحی بر روی بینی او انجام شد که نه تنها عمل موفقی نبود، بلکه عواقبی همچون بروز مشکلات تنفسی برای مایکل به همراه داشت. به این ترتیب نابهنجاری مذکور، فعالیتهای حرفهای او را دستخوش تغییر میکرد.
از این رو در سالهای میانی دهه ۱۹۸۰ او جهت درمان به دکتر استیو هوفلین مراجعه کرده و برای دومین مرتبه بینی او تحت عمل جراحی قرار گرفت.
در ادامه مایکل جکسون در سال ۱۹۷۹ پنجمین آلبوم استودیویی خود را به اسم غیر معمول منتشر نمود. در این آلبوم از اشعار برخی ترانه سرایان همچون راد تمپرتون، استیو واندر، پل مککارتنی (عضو اصلی بیتلز) و جکسون جهت تهیه آهنگها بهره گرفته شد.
آلبوم غیر معمول توانست دستاورد زیادی را در حوزه تجارت حاصل کرده و در جایگاه اولین آلبومی شناخته شد که تعداد چهار تک ترانه از آن در میان ده اثر برتر جدول ۱۰۰ آهنگ داغ نشریه بیلبورد معرفی گردید.
همچنین این آلبوم در جدول بیلبورد ۲۰۰ به مقام سوم دست یافته و موفق شد طی سه سال عرضه در بازار، میزان هفت میلیون نسخه به فروش رسانده و به عنوان پرفروشترین آلبوم یک هنرمند از نژاد سیاه پوست که تا آن دوره در نقاط مختلف دنیا ارائه شده بود، شناخته شود.
طبق آمار کسب شده تا سال ۲۰۱۲ میلادی، افزون بر بیست میلیون نسخه از آلبوم مذکور در کل دنیا فروخته شده و به این ترتیب آلبوم غیرمعمول در زمره یکی از پرفروشترین آلبومهای موسیقی جهان قرار گرفت.
در عین حال در سال ۱۹۸۰ این آلبوم موفق به کسب جوایز متعددی از مراسمات مطرح و معتبر موسیقی شد که در میان آنها دریافت یک جایزه گرمی بوده است.
با همه این تفاسیر، مایکل جکسون از موفقیتهایی که آلبوم مذکور حاصل کرده بود، اظهار ناخشنودی کرده و معتقد بود، این آلبوم میتوانست دستاوردهای بیش از این داشته باشد. او باور داشت عوامل و فعالان موسیقی ارزش و اهمیت چندانی برای آثار او قائل نیستند.
به طوری که در آن سال طی یک گفتگو با یکی از خبرنگاران نشریه رولینگ استون بیان کرد، در صورتی که موافق هستند، میتوانند عکس او را بر روی جلد مجلهشان به چاپ برسانند. ولی خبرنگار این موضوع را نپذیرفته و جواب پاسخ داد: من به دفعات یادآور شدهام، چنانچه تصویر افراد سیاه پوست بر روی جلد نشریات منتشر شود، فروشی در پی نخواهد داشت.
در واکنش با این موضوع، جکسون چنین گفت: تحمل داشته باش. به زودی روزی فرا خواهد رسید که همین نشریات از من تقاضای انجام گفتگو میکنند. ممکن است در آن روز با چنین جریانی موافقت کنم، یا خیر. به همین علت مایکل جکسون تصمیم گرفت با ارائه آلبوم جدیدی، به جایگاهی بسیار برتر و غیر قابل پیشبینی نائل شود.
۱۹۸۲–۱۹۸۳ آلبوم تریلر:
گاهی اوقات فروش تریلر همان یک کالای ارزشی و لوکس محسوب نمیشود، به طوری که همچون یک وسیله مورد نیاز در هر منزلی یافت میشود … تصور میکنم تریلر شنیده شدهترین ضبط در تمام ادوار تاریخ میباشد.
به نقل از جی. رندی تارابورلی، زندگینامهنویس و خبرنگار.
مایکل جکسون در سال ۱۹۸۲ با مشارکت و همکاری استیون اسپیلبرگ، اقدام به تهیه یک کتاب گویا به نام ئی.تی. موجود فرازمینی نمود که جهت یک فیلم در سبک علمی_تخیلی با همین نام مورد استفاده قرار گرفت. این موضوع منجر به کسب جایزه گرمی برترین ضبط برای کودکان در سال ۱۹۸۴ برای این هنرمند گردید.
سپس او در سال ۱۹۸۲ اقدام به انتشار ششمین آلبوم استودیویی خود نمود که آن را تریلر نام گذاشت. آلبوم تریلر پس از عرضه به عنوان بخشی از فرهنگ عامه دنیا، به ویژه در آمریکا شناخته شد. به طوری که در اولین سال پس از انتشار، افزون بر بیست و پنج میلیون نسخه در نقاط مختلف جهان از آن به فروش رفت.
در تاریخ هفتم ماه فوریه سال ۱۹۸۴ آلبوم مذکور در جایگاه پرفروشترین آلبوم جهان در تمامی ادوار معرفی شده و به این ترتیب اسم او در کتاب رکوردهای گینس به ثبت رسید. این موضوع در شرایطی بود که پرفروشترین آلبوم یکی از هنرمندان تک خوان به نام سولو، همزمان توانسته بود فقط تعداد دوازده میلیون نسخه فروش داشته باشد. خاطرنشان میکنیم آلبوم تریلر، تنها آلبومی باشد که موفق شد، دو مرتبه طی سالهای ۱۹۸۳ و ۱۹۸۴ به عنوان پرفروشترین آلبوم سال آمریکا شناخته شود.
در عین حال آلبوم مذکور پرفروشترین آلبوم دنیا از سال ۱۹۹۱ لغایت ۲۰۰۳ میلادی بوده است. طبق بررسیهایی که در سال ۲۰۰۶ صورت گرفت، آشکار گردید همچنان پس از گذشت بیست و دو سال از عرضه آلبوم تریلر، در هر سال تعداد صد و سی هزار نسخه از آن در کشور آمریکا فروخته میشود. تاکنون هیچ آلبومی پرفروشتر از آلبوم تریلر در دنیا وجود نداشته است.
حتی میزان فروش آلبوم مذکور تا به این لحظه بالغ بر صد و ده میلیون نسخه تخمین زده شده است. در عین حال آلبومی به نام بازگشت در سیاهی کاری از ایسی/دیسی که به عنوان پرفروشترین آلبوم پس از تریلر معرفی گردید، تنها به میزان چهل و نه میلیون نسخه در جهان فروخته شد.
در عین حال آلبوم تریلر و آلبومی به نام بهترینهایشان که طی سالهای ۱۹۷۱ الی ۱۹۷۵ از گروه ایگلز منتشر گردید، با رسیدن به فروشی در حد بیست و نه میلیون نسخه، در جایگاه پرفروشترین آلبومهای ایالات متحده آمریکا قرار گرفتند.
در حقیقت مایکل جکسون با تهیه و منتشر کردن آلبوم تریلر، بسیاری از چهارچوبهای صنعت موسیقی را از منظر هنر، تجارت و کسب درآمد دچار دگرگونی و تغییرات شگرفی نمود. به این ترتیب او توانست با ارائه آلبوم تریلر، مبدل به یکی از مهمترین و شاخصترین هنرمندان و سرگرمی سازان دهه ۱۹۸۰ شود.
به طوری که با عرضه آلبوم مذکور، موفق شد تا حدودی شرایط را جهت فعالیت سیاه پوستان در عرصه اجتماع فراهم کرده و به برخی از دیدگاههای نژادپرستانه در این زمینه غلبه کند. در عین حال او تحولات زیادی در سبکهای موسیقی پدید آورده و شخصیت تازهای را به هنرمندان سیاه پوست بخشید. لذا تغییرات اساسی را در ترکیب نماهنگها پدید آورد.
در یک گفتگو وکیل مایکل جکسون به نام جان برانکا مطرح کرد، این خواننده در آن دوران دارای بیشترین حقوق لحاظ شده در بین هنرمندان صنعت موسیقی بوده است که از جمله آنها میتوان به میزان ۴۲ درصد از مجموع سود آثار اشاره کرد. طبق گزارشی که نشریه نیویورک تایمز منتشر نمود، مایکل هنگامی که در سن ۳۵ سالگی بود به عنوان یک اعجاز در حوزه موسیقی شناخته شده و به این معناست که در جهان موسیقی پاپ، مایکل جکسون یک سو و سایر هنرمندان در سوی دیگر قرار دارند.
رقص مونواک:
در یک ویژه برنامه موتاون ۲۵ که با عنوان دیروز، امروز برای همیشه خوانده میشد، مایکل در کنار برادرانش ترانههایی را اجرا کردند. ویژه برنامه مذکور در تاریخ شانزدهم می از شبکه تلویزیون به روی آنتن رفته و در حدود چهل و هت میلیون تماشاگر را با خود همراه کرد. همچنین به اجرا درآمدن چند آهنگ به واسطه گروه جکسون فایو، مایکل به تنهایی آهنگ بیلی جین را خوانندگی کرد. زمانی که به وسط اجرای بیلیجین رسیده بود، برای نخستین بار رقص مون واک را انجام داد.
او سه سال پیش از این، رقص مذکور را از جفری دنیل فرا گرفته بود. به فاصله اندکی رقص مون واک به عنوان امضای هنری جکسون شناخته شد. اجرایی که مایکل جکسون در برنامه موتاون ۲۵ از خود به نمایش گذاشت، به قیاس با اژدهای گرفته شد که در آن زمان توسط الویس پرسلی و بیتلز، در برنامه ای به نام اد سالیوان شو صورت گرفته بود و آنها در زمره مهمترین موسیقیدانان جهان شناخته میشدند.
به طوری که جکسون توانست به این علت کاندید کسب جایزه امی شود. طبق گزارشی که در تارنمایی شبکه سیانان در سال ۲۰۰۵ منتشر گردید، اثری که مایکل جکسون در برنامه موتاون ۲۵ به اجرا رساند، از جمله خاطره انگیزترین و برجستهترین اوقات در طول تاریخ فرهنگ مردمی ساکنان آمریکا بوده است. در حقیقت مون واکی تشبیهی از شیوه رقص مایکل جکسون بوده که موجب به شهرت رسیدن او گردید.
سپس مایکل جکسون و یکی از دوستانش با مشارکت یکدیگر اقدام به ساخت مستندی به نام ساختن ترلر مایکل جکسن نمودند. در آن دوران بسیاری از فعالان حوزه تجارت سعی کردند به طریقی اثر مایکل جکسون را در اجناس و کالاهای خود نمایان کرده و به این ترتیب فروش بیشتری حاصل کنند. برای نمونه عروسکهای مایکل جکسون در ماه می سال ۱۹۸۴ هر یک به ارزش دوازده دلار ارائه و فروخته شد. در همین زمان این خواننده مصمم شد تا در زمینه تجارت نیز فعالیت کند.
۱۹۸۴–۱۹۸۵ آغاز فعالیتهای خیریه و تجاری بزرگ:
در تاریخ ۲۷ ماه ژانویه سال ۱۹۸۴ یک واقعه و رخداد نابهنجار مایکل جکسون را در بر گرفت. هنگامی که او در حال تهیه یک فیلم تبلیغاتی جهت شرکت نوشابه سازی پپسی کولا بوده و با حضور در سالن نمایش بزرگ شراین در شهر لسآنجلس از ایالت کالیفرنیا در این زمینه فعالیت میکرد، به علت اشتباهی که در جریان آتش بازی صورت گرفت، موهای او دچار حریق شده و متعاقباً پوست سرش به سوختگی درجه ۲ و ۳ رسیده و آسیب دید.
این جریان در مقابل چشمان سه هزار تماشاگر که در آن سالن حضور داشتند، رخ داد. پس از آن به منظور جبران خسارت مذکور، شرکت پپسی مبلغ یک و نیم میلیون دلار را به مایکل پرداخت کرده و او نیز همه مبلغ پرداخت شده را به یک مرکز سوانح سوختگی هدیه کرد.
سالها بعد مرکز مذکور به اسم خود مایکل جکسون تغییر نام داد. به فاصله اندکی این خواننده برای سومین مرتبه عمل جراحی پلاستیک را بر روی بینیاش انجام داده و به این ترتیب او دقت و احتیاط بیشتری در خصوص چهره و ظاهرش لحاظ میکرد.
در روز چهاردهم ماه می سال ۱۹۸۴ عوتنامهای از سوی کاخ سفید برای مایکل جکسون ارسال گردید تا با حضور در آنجا بتواند جایزهای را از رئیس جمهور وقت آمریکا به نام رونالد ریگان کسب کند. اهدای جایزه مذکور به منظور سپاس و تمجید از اقدامات مایکل جکسون در جهت انجام رفتارهای خیرخواهانه در جهت مقابله با اعتیاد به مواد مخدر و همچنین نوشیدنهای الکلی صورت گرفت.
چرا که مایکل برای این موضوع آهنگی به نام بزن به چاک را تهیه و ارائه کرده بود. این موضوع همزمان با آزادسازی جاسوسان و گروگانهای سفارت آمریکا در جمهوری اسلامی ایران بود که از سوی دانشجویان پیرو خط امام خمینی در محل سفارت دستگیر شده و اقدامات جاسوسانه آنها بر همه دنیا آشکار گردید.
آنها در تاریخ بیستم ژانویه سال ۱۹۸۱ به کشور آمریکا مسترد شدند. هرچند دعوت مایکل جکسون و اعطای جایزه و جنجال این موضوع، در حقیقت تمهیداتی بود که دولت آمریکا در جهت کمرنگ کردن شکست مفتضحانه نیروهایش در جمهوری اسلامی ایران اتخاذ کرده بود.
رونالد ریگان سعی کرد با چنین عباراتی، مراتب تقدیر خود را از مایکل جکسون که در سن ۲۵ سالگی بود، بیان کند:
لوح سپاسی که هم اکنون در دست مایکل جکسون میباشد، در حقیقت ادای احترامی است که برای مدت بیست سال فعالیت دشوار، صرف انرژی و تلاشهای بیوقفه او، موفقیت شما، یک رویای آمریکایی به اجابت رسیده، است.
در روز بیست و هشتم ماه فوریه سال ۱۹۸۴ مایکل جکسون کاندید کسب ۱۲ جایزه گرمی جهت آلبوم تریلر گردید که توانست تعداد هت جایزه گرمی را به خود اختصاص دهد. به این ترتیب او توانست رکورد بالاترین کسب تعداد جایزه گرمی در طول یک سال را پشت سر گذاشته و این رکورد تا به اکنون همچنان برای او ماندگار بوده است.
در سال مذکور مایکل در کنار برادرانش اقدام به برپایی تور ویکتوری نمود. هرچند که در این تور، مایکل اغلب آثار فردی تازه خودش را برای افزون بر دو میلیون تماشا کننده در آمریکا اجرا کرد. در آخر او همه منفعت دریافتی از سهم ۵ میلیون دلاری خود را از این تور، به یک مؤسسه خیریه واگذار نمود.
دورانی که مایکل جکسون در کنار یکی از اعضای اصلی بیتلز به نام پل مک کارتنی جهت تهیه دو تک آهنگ به نامهای دختره مال منه و بگو بگو بگو همکاری میکردند، رابطه دوستانهای میان آنها ایجاد شده و به کرات دیدار و ملاقاتهایی را با یکدیگر انجام میدادند. در این دیدارها مک کارتنی اشاره به درآمد چند ده میلیون دلاری خودش نمود که از فروش کاتالوگهای موسیقی به دست میآورد. او در طول یک سال در حدود ۴۰ میلیون دلار از آهنگهای سایر هنرمندان کسب درآمد میکرد.
این موضوع سبب شد جکسون در زمینه کارهای تجاری همچون خرید، فروش و انجام شراکت در حقوق ناشی از آثار موسیقی فعالیت کند. به فاصله اندکی انتشارات موسیقی ای تی وی که کاتالوگ آهنگهای شمالی نیز در آنجا بوده، در معرض فروش گذاشته شد. کاتالوگ مذکور مشتمل بر ۴۰۰۰ آهنگ بوده که در بین آنها همه ترانههای بیتلز و آهنگهایی از الویس پرسلی مشاهده میشد. بلافاصله نظر مایکل جکسون به این انتشاراتی جلب شده و به دنبال ده ماه مذاکرات صورت گرفته، توانست انتشارات را به ارزش ۴۷.۵ میلیون دلار خریداری کند.
در سال ۱۹۸۵ این خواننده به نوشتن تک آهنگ یریهای به نام ما دنیاییم نمود که در آن با لایونل ریچی همکاری داشته است. آهنگ مذکور به واسطه چهل و پنج آوازه خوان سرشناس آن دوران خوانندگی شد. این آهنگ به منظور جلب کمکهای مردمی در جهت مقابله با فقر در قاره آفریقا و آمریکا در نقاط مختلف جهان عرضه شد.
هر یک از این تک آهنگها توانستند به فروشی در حدود بیست میلیون نسخه دست یافته و مبلغی نزدیک به چهل میلیون دلار را جهت نجات دادن مردم این مناطق از تنگسالی و گرسنگی جمع آوری کند. به این ترتیب تک آهنگ مذکور به عنوان پرفروشترین آهنگ سال ۱۹۸۵ در آمریکا شناخته شده و در سال ۱۹۸۶ توانست تعداد چهار جایزه گرمی را حاصل کند. در سال ۲۰۱۲ آهنگ ما دنیاییم در زمره ده تک آهنگ پرفروش جهان در همه ادوار معرفی شد.
در پی منتشر شدن ترانه ما دنیاییم، مایکل جکسون به ندرت در مجامع و مکانهای عمومی و در برابر خبرنگاران و دوربینهای تصویربرداری حضور یافته و این موضوع تا مدت دو سال و نیم ادامه داشت. چرا که او اغلب اوقات خود را در استودیو سپری میکرد. به طوری که به تهیه آهنگهایی میپرداخت که در آلبوم بعدی او گنجانده شده و در سال ۱۹۸۷ به بازار عرضه شد.
۱۹۸۶ جلوهٔ ظاهری، شایعات و فیلم کاپیتان ئیاو:
از سالهای میانی دهه ۱۹۸۰ پس از آن، برخی از نشریات مطالبی در خصوص رویکردهای مایکل جکسون همچون خوابیدن در اتاق اکسیژن نگاشتند. چرا که طبق این مقالات منتشر شده در رسانهها، چنین استنباط میشد که مایکل جکسون جهت پایداری و مراقبت از جوانی خود در زیر چتر اکسیژن پرفشار می خوابد.
حتی عکسی از او درج شده بود که او را در شرایطی که زیر یک جعبه شیشهای دراز کشیده بود، نشان میداد. هرچند که تمام مطالب آن صحت نداشت، ولی جکسون سعی میکرد با برخی رفتارها به این گمانهزنیها دامن زند.
این چهره هنری در حال انجام تبلیغات جهت فیلم تازهاش به نام کاپیتان ئیاو بوده و تصمیم داشت چهرهای علمی تخیلی از خود نشان دهد. به جهت آنکه بتواند استایل عضلانی داشته باشد، یک فرورفتگی کوچک را بر روی چانه خود ایجاد کرد. پس از آن در فیلم سه بعدی کاپیتان ئیاو ایفای نقش نمود. فیلم مذکور از بهارترین فیلمهای کوتاه آن دوره بوده و سالها بعد به عنوان بخشی در پارکهای تفریحی دیزنی قرار داده شد. این خواننده اقدام به خریداری یک شامپانزه دست آموز کرد که نام آن بابلز بوده و او را دوست خود میدانست.
چنین رویکردی بیانگر برخی از زمینههای غیر عادی شخصیت او بوده است. سالها بعد مایکل جکسون بیان نمود امپانزهاش بابلز جهت اجابت مزاجش از دستشویی او استفاده کرده و حتی به تمیز کردن اتاق خوابش میپرداخت.
این موارد باعث شد رسانهها و نشریات القاب اهانت آمیزی را همچون وَکو جَکو به مفهوم احمق و کودن به او خطاب کنند. پس از گذشت یک سال، مایکل جکسون از مطالب نوشته شده و القاب توهین آمیز رسانهها مطلع گردیده و به مذاقش خوش نیامد. به این ترتیب متوجه رفتارهای نادرستش در زمینه دامن دادن به تصورات و شایعات نشریات گردید. ولی به علت سود و منفعتی که رسانهها از این مطالب کسب میکردند، همچنان به نشر شایعات در زمینه این خواننده ادامه دادند.
مایکل جکسون در این باره گفت:
«وَکو جَکو». این عبارت از کجا آمده؟ از بعضی از این تبلویدهای کشور انگلستان.من قلب دارم، احساس دارم. وقتی این کار را با من میکنین، احساساش میکنم.این کار درست نیست. انجامش ندین. من خل و چل نیستم.
در همه سالهایی که جکسون در سنین کودکی و نوجوانی به سر می برد، دارای رنگ پوست قهوهای متوسط بوده است. ولی از سالهای میانی دهه ۱۹۸۰ میلادی به تدریج رنگ پوست او روشن تر و ملایمتر شده و در جهت سفیدی تغییر میکرد. چرا که در این زمان جکسون مبتلا به بیماری لوپوس منتشر و پپسی گردید.
هرچند اولین بار در سال ۱۹۸۶ این عارضه ها در او تشخیص داده شد. ناراحتی لوپوس منتشر، شدت زیادی در او نداشت. ولی وجود هر دوی آنها با هم باعث شد، پوست جکسون دچار تغییر رنگ شده و در عین حال در برابر نور آفتاب حساسیت زیادی پیدا کند. به همین دلیل او در سالهای پس از آن ناچار بود، از چتر استفاده کند.
به علت روشی که جهت معالجه این بیماری به او تجویز شده بود، نقاطی از پوستش رنگهای متضادی ایجاد شده بود. لذا این خواننده با انجام گریم پنکیکی سعی میکرد لکهها را تا حدودی پوشانده و به این ترتیب همه پوست خود را یک رنگ کند. به این ترتیب تا حد زیادی چهره و پوست او بسیار روشن و رنگ پریده نشان میداد.
در این دوران رخدادهای مذکور از سوی نشریات، شبکههای خبری و رسانهها به شکل گستردهای پرداخته و هر روز مطالب جدیدی را در خصوص جکسون منتشر میکردند. به طوری که شایعات جدیدی در خصوص او مشاهده شد. از جمله آنها چنین بود که این خواننده نسبت به رنگ پوست خود بیزار بوده و تصمیم دارد پوست خود را به رنگ سفید درآورد. به دنبال درگذشت مایکل جکسون در سال ۲۰۰۹ میلادی، پزشکی قانونی اقدام به کالبدشکافی جسم این خواننده کرده و گزارش داد، او به این امراض مبتلا بوده و علت تغییرات ایجاد شده در چهره و رنگ پوستش و متعاقباً استفاده از لوازم آرایشی و پوشش دادن صورتش ابتلا به این بیماری بوده است.
در سالهایی که مایکل جکسون به معالجه بیماری خود میپرداخت، با پزشکی از متخصصان پوستبه نام آرنولد کلین، خانمی به نام دبی رو به عنوان پرستار و همچنین یکی از پزشکان جوان ایرانی ارتباط دوستانه و صمیمانهای برقرار کرد. به واسطه حمایتهای این گروه پزشکی، عوارض و آثار بیماری پوستی در وجود او به شدت کاهش یافت. سالها بعد دبی رو به عنوان همسر دوم جکسون با او ازدواج کرده و صاحب دو فرزند شدند.
در یک گفتگو جکسون دعا کرده بود فقط دو عمل جراحی بر روی بینی خود انجام داده و شکاف کوچکی را بر روی چانهاش تعبیه کرده بود. ولی طبق اظهارات چندین جراح پلاستیک، او به کرات تحت عمل جراحی زیبایی متعدد درآمده و کارهایی همچون عمل جراحی بینی، پیشانی، چانه، نازک کردن لب و یک جراحی گونه را انجام داده است. هرچند او خودش این مطالب را به طور کامل انکار میکرد. در عین حال به علت لاغری و پایین رفتن شدید وزنش، چهره او دچار تغییرات زیادی شد.
چرا که از مصرف گوشت قرمز، گوشت خوک، مرغ، ماهی و نوشیدنیهای الکلی اجتناب کرده و در برنامه غذایی تنها از مواد گیاهی استفاده میکرد. در سالهای ابتدایی دهه ۱۹۸۰، بدن جکسون به علت پیروی از رژیم غذایی تازه و اشتیاق در جهت تبدیل اندامش به بدن یک رقصنده، به شدت باریک و قلمی شد. تعدادی از پزشکان متخصص به طور آشکارا اعلام نمودند، بر اساس اعتقادات آنها مایکل جکسون دچار ناراحتی سندروم دیسمورفی بدنی است. این عارضه یک نوع اختلال ذهنی بوده که افراد مبتلا به آن، به شدت از چهره و ظاهر خود اظهار تنفر کرده و آگاه نیستند سایرین در خصوص آنها چه عقیدهای دارند.
در تاریخ دوازدهم ماه سپتامبر سال ۱۹۸۶، یک فیلم چهار بعدی مستند به نام کاپیتان ئی او که جکسون در آن ایفای نقش کرده بود، به نمایش درآمد. در حقیقت فیلم کاپیتان ئی او از اولین فیلمهای چهار بعدی بوده که در دنیا تهیه شد. مدت زمان این فیلم هفده دقیقه بوده و توسط فرانسیس فورد کاپولا، کارگردانی شده و جورج لوکاس آن را تهیه کنندگی نمود. هرچند که کاپولا سریال فیلمهای معروف پدرخوانده و دراکولای برام استوکر را کارگردانی کرده و در عین حال لوکاس ساختن فیلم جنگ ستارگان در کارنامه هنری خود دارد.
بودجهای که برای هر دقیقه این فیلم خرج شده و توانست آن را به عنوان پرخرجترین فیلم تاریخ سینما تبدیل کند. طبق گزارشات به عمل آمده، هزینه تولید این فیلم کوتاه هفده دقیقهای در حدود بیست الی سی میلیون دلار بوده است. مایکل جکسون فیلم مذکور را جهت نمایش در پارکهای تفریحی دیزنی لند تهیه کرده و به فاصله کوتاهی بخشی از نمایشهای جذاب و حیرت انگیز این پارکها تبدیل شد. به طوری که دیزنی لند فیلم مذکور را برای مدت یازده سال و والت دیزنی ورلد نیز طی سالهای ۱۹۸۶ الی ۱۹۴۴ آن را به نمایش گذاشت.
۱۹۸۷ آلبوم و تور جهانی بد:
در یکی از روزهای سال ۱۹۸۷ مایکل جکسون به صورت رسمی مطرح نمود، پس از آن در زمره پیروان مذهب شاهدان یهوه نمیباشد. سرانجام پس از گذشت پنج سال عدم فعالیت، او در سال ۱۹۸۷ آلبوم هفتم استودیویی خود را با عنوان بد به بازار عرضه کرد. همچنین حوزه موسیقی چشم انتظار یک دستاورد شامخ دیگر از این خواننده بوده و به این ترتیب انتظارات خیلی زیادی برای این آلبوم دیده میشد. در مقایسه با آلبوم تریلر، آلبوم بد فروش پایینتری حاصل کرد. ولی در عین حال موفق شد به عنوان دومین آلبوم پرفروش تاریخ در آن دوره شناخته شود.
از هنگام انتشار آلبوم مذکور تا سال ۲۰۱۲ میلادی، فروش آن افزون بر ۴۵ میلیون نسخه بوده و در حال حاضر در جایگاه چهارمین آلبوم پرفروش تاریخ در همه ادوار قرار دارد. آلبوم بد متشکل از یازده آهنگ بوده که ترانههای نه آهنگ آن به واسطه جکسون سروده شده است. در بین هفت تک ترانهای که از آلبوم بد به بازار عرضه شد، تعداد پنج تا از آهنگهایش در جدول ۱۰۰ آهنگ داغ نشریه بیلبورد در مقام اول دست یافتند.
مایکل جکسون در روز دوازدهم ماه سپتامبر سال ۱۹۸۷ تور جهانی بد را جهت حمایت از آهنگهای این آلبوم شروع کرده و در تاریخ بیست و هفتم ژانویه سال ۱۹۸۹ اجرای این تور خاتمه یافت. به این ترتیب تور مذکور به عنوان بزرگترین تور آن دوران شناخته شده و موفق شد رکوردهای کسب شده توسط تورهای پیشین را پشت سر بگذارد.
به طوری که در کشور ژاپن تمامی بلیطهای چهارده کنسرت به فروش رفته و تعداد پانصد و هفتاد هزار تماشاگر در آنجا حاضر شدند. این یک رکورد به طور تقریبی سه برابر رکورد پیشین بود که در یک تور در حدود ۲۰۰ هزار نفر حضور مییافتند. لذا مایکل جکسون با به انجام رساندن تعداد صد و بیست و سه کنسرت برای ۴.۴ میلیون نفر تماشاگر در پانزده کشور از چهار قاره دنیا، درآمدی به میزان صد و بیست و پنج میلیون دلار حاصل کرد.
به این ترتیب او توانست در سه زمینه بیشترین رکورد را در کتاب گینس به نام خود ثبت کند که شامل پردرآمدترین تور تاریخ، پر تماشاگرترین تور تاریخ و و بیشترین بلیط به فروش رفته در ورزشگاه ومیلی بوده است. لازم به ذکر است این خواننده همزمان با اجرا در این کنسرتها در تور جهانی، در حدود مبلغ پانصد هزار دلار به مراکز مختلف همچون بیمارستانها، یتیمخانهها و نیز سازمانهای خیریه اعطا کرد.
همه این هزینهها درآمد حاصل از تک آهنگ مشهور او به اسم مرد درون آینه بوده است. در حقیقت تور بد، آخرین توری محسوب میشد که این خواننده در کشور آمریکا به نمایش گذاشت. پس از آن مایکل جکسون به استثنای هاوایی، هیچگاه توری را در کشور آمریکا برپا نکرد.
۱۹۸۸–۱۹۹۰ کتاب مونواک و مزرعهٔ نورلند:
مایکل جکسون در سال ۱۹۸۸ میلادی اولین و تنها زندگینامهاش را به اسم مون واک به بازار عرضه کرد. نگاشتن و کامل کردن این کتاب برای مدت چهار سال طول کشیده و تاکنون در حدود ۲۰۰ هزار نسخه از آن به فروش رفته است. در این کتاب جکسون از رخدادهای دوران کودکی، اتفاقاتی در زمره گروه جکسون فایو و همچنین رفتارهای سوء استفاده گرایانهای که در کودکی از او انجام شده و بسیار آسیب دیده است، پرده برداشت.
در عین حال او برای اولین بار در خصوص شایعات و مطالب منتشر شده از او و همچنین شرایط ظاهریش سخن گفت. پس از منتشر شدن کتاب مون واک، این کتاب در مقام اول لیست کتابهای پرفروش که از سوی روزنامه نیویورک تایمز ارائه میگردید، قرار گرفت.
در ایام پایانی سال ۱۹۸۸ میلادی، مایکل جکسون در فیلمی به اسم مون واکر به همراه جو پشی ایفای نقش کرده و در سینما اکران شد. او توانست به جهت بازی در این فیلم، جایزه اسکار را به خود اختصاص دهد. در فیلم مذکور بخشهایی از اجراهای زنده مایکل جکسون، نماواها و فیلم کوتاه وجود داشت. با وجودی که فیلم مون واکر در سینماهای دنیا به نمایش درآمد ولی در کشور آمریکا به واسطه ویدیو در اختیار متقاضیان قرار گرفت. از همان آغاز فیلم مون واکر در مقام اول جدول برترین ویدیو کاستها مشاهده شده و به مدت بیست و دو هفته در رتبه اول جدول ماندگار شد.
در تاریخ بیست و چهارم ژانویه سال ۱۹۸۹ میلادی و به دنبال دو هفته از آغاز عرضه فیلم مون واکر، این فیلم توانست رکورد فیلم ساخت تریلر را پشت سر بگذارد. پس از گذشت بیست و دو هفته که فیلم مون واکر در رتبه اول قرار داشت، فیلم مایکل جکسون به نام افسانه ادامه دارد، جایگزین آن گردید.
در یکی از روزهای ماه مارس سال ۱۹۸۸ میلادی مایکل جکسون اقدام به خرید زمینی در فاصله اندکی از شهر سانتا ینز از ایالت کالیفرنیا نمود با این هدف که مزرعه ای به نام نوِرلَند را به همراه یک شهربازی، باغ وحش غیر عادی، سالن سینما، چندین استخر، چندین زمین بازی و تعداد چهل نگهبان را در آنجا احداث کرده و آن را کامل نمود.
ملک مذکور در سال ۲۰۰۳ میلادی به ارزشی در حدود ۱۰۰ میلیون دلار تخمین زده شد. به فاصله کمی مایکل جکسون به عنوان نخستین شخص غربی بود که در یک برنامه تبلیغاتی تلویزیونی، جهت تلویزیون اتحاد جماهیر شوروی فعالیت کرد.
این دستاورد جکسون موجب شد که او را با لقب سلطان پاپ یاد کنند. هرچند ایده اولیه این لقب به واسطه یکی از هنرپیشگان و دوستان جکسون به نام الیزابت تیلر مطرح شد.
زمانی که تیلر در حال اعطای جایزه هنرمند دهه در سال ۱۹۸۹ به مایکل بود، او را با عنوان پادشاه واقعی پاپ، راک و سول خواند. او چنین گفت:
مایکل در واقع یک شخصیت مورد علاقهٔ جهانی برای تمام سنین است… یک نابغه کیست؟ یک اسطورهٔ زنده چیست؟ یک ابر ستاره چیست؟ «مایکل جکسون». او تمام این چیزهاست؛ و وقتی فکر میکنید که همهچیز را دربارهٔ او میدانید؛ او چیزهای بیشتری رو میکند.
بر اساس برآوردی که در سال ۱۹۸۹ انجام شد، میزان درآمد مایکل جکسون صد و بیست و پنج میلیون دلار بوده و به این ترتیب او به اولین سرگرمیساز آمریکا مبدل شد که دارای درآمدی افزون بر صد میلیون دلار در مدت یک سال بوده است. لذا رکورد مذکور در کتاب گینس به ثبت رسید.
زمانی که جکسون در سالروز تولد شصت سالگی سامی دیویس جونیور آهنگ تو آنجا بودی را به طور زنده اجرا کرد، در سال ۱۹۸۹ کاندید کسب جایزه امی گردید.
به منظور سپاسگزاری از نقش برجسته و اثرگذاری که مایکل جکسون در دهه هشتاد میلادی به جا گذاشت، جرج اچ دبلیو بوش رئیس جمهور آن عصر آمریکا، جایزه ویژه هنرمند دهه را در کاخ سفید به او اعطا کرد. همچنین جرج بوش به تمجید و تحسین مایکل به علت گستره محبوبیت او پرداخت.
طی سالهای ۱۹۸۵ الی ۱۹۹۰ میلادی مایکل جکسون مبلغی در حدود پانصد هزار دلار را به یک موسسه خیریه به نام یونایتد نگرو کالج پرداخت کرد. در عین حال او تمام منفعت به دست آمده از آهنگ مرد درون آینه را به کارهای خیریه و انسان دوستانه اختصاص داد.
۱۹۹۱–۱۹۹۳ ساخت بنیاد خیریه، آلبوم و تور جهانی خطرناک:
در یکی از روزهای ماه مارس سال ۱۹۹۱ مایکل جکسون اقدام به تمدید قرارداد خود با شرکت سونی نمود که به میزان ۶۵ میلیون دلار ارزش داشت. در حقیقت در آن دوره چنین قراردادی به عنوان بزرگترین قراردادی محسوب میشد که یک هنرمند در تاریخ منعقد نموده بود. حتی در سال ۲۰۱۰ میلادی نیز همچنان بزرگترین قرارداد دنیا همچنان میان شرکت سونی و بنیاد مایکل جکسون منعقد شد که به ارزش ۲۵۰ میلیون دلار در همین سال بوده است.
این خواننده در سال ۱۹۹۱ هشتمین آلبوم استودیویی اش را به نام آلبوم خطرناک به بازار عرضه کرد. این آلبوم از زمان انتشار تا سال ۲۰۰۸ میلادی به تعداد هفت میلیون نسخه در ایالات متحده آمریکا و همچنین سی و دو میلیون نسخه در کل دنیا به فروش رفته است.
به طوری که در حال حاضر در زمره ۲۰ آلبوم پرفروش جهان به شمار میرود. یکی از بنیانگذاران سبک نیو جک سوینگ به نام تدلی رایلی، از تهیه کنندگانی است که در آلبوم خطرناک همکاری داشته و او موفق شد رضایت مایکل جکسون را جلب کند که برای اولین بار سبک رپ را در آلبومش به کار گیرد.
همچنین از سبک های اصلی آلبوم مذکور، نیو جک سوینگ بوده است. به طوری که حتی تا به این عصر، آلبوم خطرناک به عنوان موفقترین آلبوم در سبک نیو جک سوینگ شناخته شده است. این آلبوم متشکل از چهارده آهنگ بوده که تعداد نه آهنگ از آن به شکل تک ترانه عرضه شد. اکثریت آهنگهای موجود در این آلبوم با موضوع یکپارچگی و وحدت نژادها، احساس برادری و مواسات در میان مردم دنیا، رشد و ترقی شرایط حاکم بر زمین و از بین رفتن خیانت و بدعهدی خوانده شده است.
در روزهای پایانی سال ۱۹۹۲ آلبوم خطرناک در جایگاه پرفروشترین آلبوم و همچنین تک آهنگی به نام سیاه یا سفید از آلبوم مذکور به عنوان پرفروشترین تک آهنگ دنیا در سال ۱۹۹۲ معرفی شدند. قابل ذکر است مایکل جکسون توانست در همین سال جایزه پرفروشترین هنرمند دهه ۱۹۸۰ را از سوی حوزه موسیقی بیلبورد به خود اختصاص دهد.
در سال ۱۹۹۲ این خواننده مؤسسهای به نام دنیا را التیام بده را پایه گذاری کرد. در حقیقت موسسه مذکور یک نهاد خیریه محسوب میشد که به سرپرستی و حمایت کودکان بیپناه و تهی دست میپرداخت. در عین حال بنیاد مذکور مبلغی در حدود میلیونها دلار، در جهت یاری و مساعدت به کودکان آسیب دیده، بیمار و جنگ زده در کشورهای متعدد جهان تخصیص داد. مایکل جکسون به واسطه این بنیاد در حدود ۴۶ تن مواد غذایی و دارو را برای مردمانی که در جنگ سارایو گرفتار شده بودند، راهی کرد.
در روز یکم ماه می سال ۱۹۹۲ رئیس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا به نام جرج اچ. دابلیو بوش، ضمن دعوت از مایکل جکسون جهت حضور در کاخ سفید، در یک مراسم جایزه نقطههای نور را به او اعطا کرد. از بدو ورود مایکل جکسون در این مراسم، جورج بوش او را در جایگاه مهمان ویژه تقدیر کرده و بیان نمود: از هنگام وارد شدن گورباچف در این مکان، هیچگاه تا این اندازه شاهد اشتیاق و هیجان در کاخ سفید نبودهام. پس از آنکه جوایزی به مایکل هدیه شد، جورج بوش به سپاسگزاری و تمجید از مایکل پرداخته و ادامه داد:
«میخواهم از مایکل جکسون برای حضور در اینجا برای کمک کردن در اهدای جوایز تشکر ویژه بکنم. کارهای مایکل در حق کودکان محروم و معلول نشانگر تعهد عمیق وی به آنهاست؛ و من خوشحالم که او را به عنوان «سفیر [سازمان خیریهٔ] نقاط نور» معرفی کنم. ما برای شما آرزوی بهترینها را میکنیم قربان، به همان صورت که خودتان در زندگی بچهها نور به ارمغان میآورید.»
در سال مذکور مایکل جکسون اقدام به نگارش و منتشر کردن دومین و آخرین کتابش نمود که آن را رقصاندن رویا نام گذاشت. این کتاب مشتمل بر سرودهها، ابیات و روایتهایی است که به قلم خود جکسون به رشته تحریر درآمده است.
در یکی از گفتگوها مایکل بیان نمود: مقصد اصلی من جهت اجرای تورهای موسیقی، فراهم کردن سرمایه و پول جهت مؤسسه خیریه و دیدار با کودکان مبتلا به بیماری میباشد. قصد دارم تا ایام کریسمس سال ۱۹۹۳ به درآمد ۱۰۰ میلیون دلار دست یابم … من میتوانم رویکرد عشق و محبت را در سطح دنیا توسعه دهم. چرا که احتمال دارد بدین ترتیب سایر انسانها متاثر از این جریان شده و هر یک نقش خود را در جهت احساس مودت و دوستی در جهان انجام دهند.
هنگامی که مایکل در سن ۵ سالگی بود به صنعت موسیقی راه یافته و برای ۴۵ سال مداوم در این زمینه مشغول به کار شد. در حقیقت مایکل جکسون، بیتلز و الویس پرسلی با فاصله زیادی که در رتبهبندی آنها مشاهده میشود از سایر هنرمندانی هستند که آثارشان در سطح جهان به فروش زیادی دست یافته و در زمره پرفروشترینها قرار دارند.
به طوری که در سال ۲۰۰۶ عنوان موفقترین سرگرمیساز و صحنه گردان طول تاریخ، در کتاب رکوردهای جهانی گینس به نام مایکل در جکسون درج گردید. خاطرنشان میکنیم در کتاب گینس تعداد ۳۹ رکورد از او مشاهده میشود که بالاتر از سایر هنرمندان میباشد.
این خواننده در مدت ۴۶ سال فعالیت حرفهای توانست تعداد ده آلبوم استودیویی را به بازار عرضه کند که از میان آنها پنج آلبوم در زمره پرفروشترین آلبومهای جهان قرار گرفتند. جکسون تاکنون تنها هنرمندی شناخته شده است که دارای این رقم آلبوم پرفروش بوده است. هنگامی که او در سال ۱۹۸۲ آلبومی را به نام تریلر منتشر نمود، به علت دستیابی به فروش افزون بر ۱۱۰ میلیون نسخه در نقاط مختلف دنیا، به عنوان پرفروشترین آلبوم طول تاریخ موسیقی شناخته شد.
طبق پژوهشهای به عمل آمده از سوی تالار مشاهیر راک اند رول، کتاب گینس، مجلهٔ ونتی فر و تعدادی دیگر از سایر مراکز، چنین جایگاههایی برای مایکل جکسون شناخته شد: محبوبترین هنرمند تاریخ صنعت نمایش، مشهورترین انسان مَرد تاریخ، نیکوکارترین ستارهٔ پاپ و پرجایزهترین هنرمند جهان. نقل کردهاند او قسمت اعظمی از دارایی و ثروت خود را در جهت به انجام رساندن فعالیتهای خیرخواهانه صرف کرده است! این امر در شرایطی است که در سال ۲۰۰۰ میلادی مایکل جکسون رکورددار بیشترین حمایت از موسسات خیریه از سوی یکی از چهرههای سرشناس پاپ شده و این موضوع در کتاب گینس به ثبت رسید.
این خواننده در طول سالهای زندگی خود سمبولی در زمینه فرهنگی و بخشی از فرهنگ عامه مردم جهان بوده است. به طوری که شیوه خاص و متمایز او در حوزه موسیقی، رقص، آوازخوانی و مد باعث شد تعداد کثیری از هنرمندان جهان نظیر مدونا، بریتنی اسپیرز، برونو مارس، لیدی گاگا و جاستین بیبر در مدت ۵۰ سال گذشته به شدت تحت تاثیر او قرار گرفته و در عین حال افراد زیادی از هنرمندان نسل جدید از او الهام میگیرند.
با همه این مراتب، سایر وجوه زندگی فردی او همانند استایلش که همواره تغییرات زیادی داشته، خلق و خو، رویکردها و شایعاتی که درباره او شکل میگرفت، موجب گردید هیاهوی زیادی در دورههای مختلف برای چنین مسائلی در میان مردم و جامعه ایجاد شود.
به طوری که حتی این هنرمند به ظاهر مردمی و خیرخواه برای دو مرتبه به طور رسمی به اتهام کودک آزاری طی سالهای ۱۹۹۳ و سال ۲۰۰۵ مورد محاکمه قرار گرفت. هرچند که به علت شهرت، ثروت و نفوذ زیادی که مایکل جکسون داشت، قربانیان هیچ وقت نتوانستند ادعای خود را به اثبات رسانده و او را محکوم کنند. چرا که در نهایت او در هر یک از این رسیدگیهای قضایی بیگناه تلقی شد.
سرانجام در ایام میانی سال ۲۰۰۹ میلادی این خواننده به سبب تزریق بیش از اندازه داروی بیهوشی پروپوفول از سوی پزشک معالجش، هنگامی که در سن ۵۰ سالگی بود، دار فانی را وداع گفت. زمانی که دو سال از مرگ مایکل جکسون سپری شد، دادگاه پزشک او را به تحمل چهار سال حبس در زندان به اتهام قتل غیر عمد جکسون محکوم کرد.
با وجودی که افزون بر یک دهه از مرگ مایکل جکسون سپری شده است، ولی گویا او هنوز هم یکی از پردرآمدترین انسانهای سرشناس در تاریخ دنیا شناخته میشود. طبق اطلاعات منتشر شده، میزان درآمد مایکل جکسون طی سالهای ۲۰۰۹ الی ۲۰۱۹ میلادی حداقل مبلغ ۲ میلیارد و چهارصد هزار دلار آمریکا تخمین زده شد.
سخنرانی جکسون پیش از آغاز تور جهانی خطرناک:
در روز بیست و هفتم ماه ژوئن سال ۱۹۹۲ مایکل جکسون تور جهانی خطرناک را از کشور آلمان شروع کرده و در تاریخ یازدهم ماه نوامبر سال ۱۹۹۳ در کشور مکزیک پایان داد. این خواننده با برپایی تعداد ۶۷ کنسرت، توانست در برابر ۳.۶ میلیون نفر از مردم دنیا اجرا نماید.
به طوری که جهت هر یک از کنسرتهای مذکور در حدود ۲۰ دستگاه کامیون حامل تجهیزات به محل اجرای مراسم میرفت. مجموع سود و درآمد به دست آمده از این کنسرتها مبلغ ۱۰۰ میلیون دلار گردید. ولی مایکل تمامی این مبلغ را به بنیاد خیریه دنیا را التیام بده و سایر نهادهای بشردوستانه اعطا کرد.
لازم به ذکر است تور جهانی خطرناک به عنوان بزرگترین تور دوران خود شناخته شده و موفق شد رکورد تور جهانی بد را پشت سر بگذارد. مایکل جکسون موافقت کرد در ازای دریافت مبلغی در حدود ۲۰ میلیون دلار حق پخش تلویزیونی تور جهانی خطرناک را به شبکه اچبیاو واگذار کند.
حتی پس از این همه سال و تا به این زمان، قرارداد مذکور در زمره پر بهاترین قراردادی شناخته شده که جهت به نمایش درآوردن اجراهای یک تور در شبکه تلویزیون منعقد شده است. هنگامی که نخستین قسمت از اجرای تور خطرناک از شبکه اچبیاو به روی آنتن رفت، بیشترین رقم تماشاگر را در پیشینه تأسیس این شبکه ثبت نمود.
از آنجا که رایان وایت یکی از چهرههای مشهور آمریکا به بیماری ایدز مبتلا شده و جان خود را از دست داد، مایکل جکسون سعی کرد تا دیدگاه مردم و جامعه را در جهت یاری و حمایت به افراد مبتلا به ایدز جلب نماید. در آن دوران همچنان بیماری مذکور هیاهو و جنجال زیادی را به همراه داشت. این خواننده در مراسمی که جهت شروع دوره ریاست جمهوری بیل کلینتون در آمریکا برگزار گردید، آشکارا درخواست نمود بودجه بالاتری را صرف یاری و حمایت از افراد مبتلا به بیماری ایدز و انجام پژوهشهای پزشکی در خصوص این بیماری لحاظ نمایند.
در جشن مذکور مایکل به اجرای دو ترانه به نامهای خیلی زود رفت و همچنین ترانه دنیا را التیام بده پرداخت. پس از آن مایکل جکسون سفرهایی را به برخی از کشورهای قاره آفریقا انجام داد که هیاهوی زیادی به پا کرده و کشورهای گابون و مصر نیز شامل میشد. زمانی که او اولین توقف خود را در کشور گابون انجام داد، جمعیتی در حدود ۱۰۰ هزار نفر جهت استقبال او حاضر بودند که از پوشش و علائم بومی استفاده میکردند. برخی از علائمی که آنها در دست گرفته بودند، چنین مفاهیمی داشت: مایکل به خانه خوش آمدی.
همچنین طی سفری که او به ساحل عاج انجام داد، رئیس قبیله اقدام به نهادن یک تاج بر روی سر مایکل نموده و او را با عنوان پادشاه ثانی به معنای پادشاه دوم خطاب کرد. در ادامه مایکل جکسون به زبانهای فرانسوی و انگلیسی به سپاس و قدردانی از رجال و دولتمردان پرداخته و تمامی اوراق و اسناد رسمی با موضوع پادشاهی خودش را امضا نمود. پس از آن به روی تخت پادشاهی از جنس طلا نشسته و به تماشای رقصهای رسمی مشغول شد.
از جمله شگفت انگیزترین و بینظیرترین اجراهایی که جکسون انجام داده و از سوی کارشناسان و منتقدان مورد تمجید و سپاس زیاد واقع شد، در هنگام فاصله بین دو نیمه بیست و هفتمین رقابت سوپربول بوده است. به طوری که او در این زمان تعداد چهار آهنگ به نامهای جم، بیلی جین، سیاه یا سفید و دنیا را التیام بده را اجرا کرد. در این رقابت افزون بر ۱۰۰ هزار نفر تماشاگر در استادیوم حضور داشتند. این رویداد اولین رقابت سوپربول محسوب میشد که در فاصله بین دو نیمه، بر تعداد تماشاگران افزوده میشد.
همچنین در حدود ۱۲۰ الی ۱۳۳ میلیون نفر فقط در کشور ایالات متحده آمریکا به طور زنده این برنامه را از قاب تلویزیون تماشا کردند. لذا برنامه مذکور به عنوان پربیننده ترین برنامه تاریخ تلویزیون شناخته شد. در پی این موضوع، آلبوم خطرناک مایکل جکسون به میزان ۹۰ رتبه در جدول بیلبورد ۲۰۰ تغییر مکان داده و بالا رفت.
در سی و پنجمین دوره مراسم سالانه اهدای جوایز گرمی که در سال ۱۹۹۳ انجام شد، جکسون برنده جایزه اسطوره زنده گردید. در عین حال نهاد رکوردهای جهانی گینس نیز تندیسی را به عنوان یک عمر فعالیت و موفقیتهای هنری با عنوان دستاوردهای بینظیر جکسون در دنیای سرگرمی به او هدیه کرد.
۱۰ روز پس از برگزاری رقابت سوپربول مصادف با تاریخ دهم ماه فوریه سال ۱۹۹۳، مایکل جکسون یک گفتگو برای ۹۰ دقیقه را با اجرای اپرا وینفری انجام داد که در مزرعه نورلند این خواننده صورت گرفته و به طور زنده و جهانی به نمایش درآمد. در حقیقت مصاحبه مذکور نخستین گفتگویی بود که این خواننده از سال ۱۹۷۹ در آن شرکت کرده بود. در حالی که او پس از گذشت چهارده سال سکوت، یک مصاحبه خبری انجام میداد، مواقعی که از خشونتها و رفتارهای ناخوشایند پدرش با او در سالهای کودکیاش حرف میزد، خطوط چهره او تغییر کرده و منقبض میشدند.
او معتقد بود اغلب سالهای کودکی اش به فنا رفته است، چرا که در آن سالها بیشتر از شدت تنهایی اشک میریخت. در این گفتگو جکسون شایعات و حواشی طرح شده در نشریات و شبکههای اجتماعی در این باره که او اقدام به خریداری استخوانهای مرد فیل نما نموده و یا اینکه در یک جعبه شیشهای مملو از اکسیژن پرفشار به خواب میرود را انکار کرد.
در عین حال به سوالی در این موضوع که او با برخی رویکردها پوستش را به رنگ سفید درآورده، پاسخ منفی داده و برای اولین بار اعتراف کرد به بیماری پیسی (ویتیلیگو) دچار شده است. لذا به همین دلیل با استفاده از مواد آرایشی چهره خودش را میپوشاند تا به این ترتیب همچون یک گاو خال خالی جلوه نکند. مطالبی که جکسون در این مصاحبه از خودش مطرح کرد، حس کنجکاوی و گفتگوهای عمومی را در میان مردم و مخاطبان در خصوص بیماری ویتیلیگو بالا برد. چرا که بیماری مذکور تا آن دوره تا حدودی نادر بوده و مردم جامعه هیچ شناختی از آن نداشتند.
این خواننده در این گفتگوی خبری مطالبی در خصوص دوست دخترش به نام بروک شیلدز، به زبان آورد. همچنین در بخشهای میانی این مصاحبه، الیزابت تیلور در برابر دوربین تصویربرداری حاضر شده و به گفتگو با اپرا پرداخت. هنگامی که اپرا سوالی را از جکسون پرسید در این موضوع که آیا تاکنون با کسی ارتباط جنسی برقرار کرده است، جکسون دچار شوک شده و پاسخ داد: چطور توانستی این سؤال را بپرسی؟ من یک مرد موقر و متشخص هستم. این یک مسئلهٔ خصوصی است و نباید در مورد این چیزها بیپرده و آشکارا سخن گفت. شما اگر میخواهید میتوانید من رو یک شخص سنتی قلمداد کنید، اما این موضوع بدون هیچ قید و شرطی یک موضوع خصوصی است.
پس از آن جکسون اپرا را جهت یک گردش در مزرعه همراهی کرده و حتی شهربازی، سالن سینمای شخصی و سایر تجهیزات را به او نشان داد. حتی در سالن سینمایی که او احداث کرده بود، چندین تخت خواب بیمارستانی نیز مشاهده میشد.
چرا که به این ترتیب کودکانی که بیمار بوده و قدرت نشستن نداشتند، قادر باشند به راحتی بر روی این تختها به تماشای فیلم بپردازند. به این ترتیب گفتگوی زندهای که اپرا در مزرعه نورلند با مایکل جکسون انجام داد، در حالی که از سوی ۹۰ میلیون بیننده آمریکایی به طور زنده دنبال میشد، عنوان چهارمین برنامه پربیننده غیر ورزشی تاریخ تلویزیون آمریکا را به خود اختصاص داد. در عین حال برنامه مذکور پربینندهترین مصاحبه دنیا و در عین حال پربینندهترین برنامه با اجرای اپرا وینفری تاکنون بوده است.
در شرایطی که مدت یک سال از منتشر شدن آلبوم خطرناک سپری میشد، این آلبوم مجدد در میان ده آلبوم پرفروش آمریکا در جدول بیلبورد ۲۰۰ واقع شد. همچنین مجله بیلبورد طی یک گزارشی اظهار داشت، تاکنون چنین موضوعی در این نشریه رخ نداده است. شتاب بالا و سرعت زیادی که آلبوم خطرناک در فروش نسخههای خود داشت، حتی بسیار بالاتر از آلبوم تریلر به سال ۱۹۸۲ و آلبوم بد در سال ۱۹۸۷ بود. به طوری که بسیاری از کارشناسان پیشبینی میکردند، در آینده نزدیک این آلبوم در جایگاه سومین آلبوم پرفروش جهان در همه ادوار معرفی خواهد شد.
خاطرنشان میکنیم عنوان اولین و دومین آلبوم پرفروش تاریخ در آن عصر، به آلبوم تریلر و آلبوم بد اختصاص یافته بود که هر دو آنها اثری از مایکل جکسون بوده اند. در کتابی با عنوان تاریکترین ساعتهای پادشاه پاپ که به قلم لیزا کمپبل در سال ۱۹۹۵ به نگارش در آمده، چنین آمده است: تنها سؤالی که میتوانست به ذهن برسد این بود که ترتیب پرفروشترین آلبومهای جهان، تریلر، بد، خطرناک است یا تریلر، خطرناک، بد.
۱۹۹۳ نخستین اتهامات سوءاستفادهٔ جنسی:
در تاریخ بیست و چهارم ماه اوت سال ۱۹۹۳ همزمان با اجرای بخش سوم تور جهانی خطرناک، شکواییهای از سوی پسر ۱۳ ساله به اسم جردن چندلر و پدرش دکتر ایوان چندلر بر علیه مایکل جکسون مطرح شد که او را به سوء استفادههای جنسی از کودکان متهم میکرد. هرچند که ایوان چندلر پدر کودک ۱۳ ساله، در حرفه دندانپزشکی تخصص داشت، ولی فیلمسازی از جمله رویاهای دیرینه او محسوب میشد. ایوان به جکسون بیان کرده بود جهت تهیه فیلمش نیازمند مبلغ ۲۰ میلیون دلار پول بوده و از او کمک خواسته بود.
ولی مایکل حاضر نشد چنین مبلغی را به او قرض دهد. مایکل مدعی بود با توجه به اینکه از دادن چنین پولی به ایوان چندلر امتناع کرده بود، متقابلاً ایوان او را تهدید کرد به او اتهامات کودک آزاری وارد میکند. همچنین یک مکالمه تلفنی ضبط شده از صدای ایوان چندلر به همراه مطالب دیگر پخش شد که در آن گفته میشد: اگه این کارو بکنم دوران بزرگ من شروع میشه. ممکن نیست ببازم. هر چی بخوام گیرم مییاد و اونا تا ابد نابودند. این پایان کار مایکله.
مایکل جکسون در تاریخ نهم ماه ژوئیه سال ۲۰۰۲ بیانیهای را در سازمان شبکه ملی (National Action Network headquarters) منتشر کرد که بخشهایی از آن چنین آمده است:
زمانی که شروع به شکستن حدنصابها کردم، زمانی که رکوردهای الویس پریسلی و بیتلز را شکستم، زمانی که آلبومهایم به پرفروشترین آلبومهای جهان تبدیل شد؛ همان زمان بود که آنها (رسانهها و منابع خبری) مرا خل و دیوانه خطاب کردند. آنها مرا همجنسباز خطاب کردند. مرا بچه باز خواندند. گفتند پوستم را سفید کردم. آنها هر کاری کردند تا مردم را مقابل من قرار بدهند.
در ایام پایانی سال مذکور، ماموران پلیس به بررسی و بازرسی مزرعه نورلند پرداختند. همچنین بازرسان همه افرادی که در مزرعه نورلند به کار مشغول بوده و هر یک از کودکانی که بازدیدی را از آنجا به عمل آورده بودند، تحت بازجویی قرار داد. ولی هیچ یک از کودکان مذکور اتهامی به مایکل جکسون وارد نکردند.
در عین حال این خواننده برای مدت ۲۵ دقیقه به صورت برهنه در مزرعه نورلند مورد تفتیش قرار گرفت. خاطرنشان میکنیم این شیوه تفتیش در جهت انجام پژوهشها و مطابقتهای دقیقتر با نقاشی انجام شد که جردن چندلر آن را کشیده بود. چرا که این کودک تصویری از اندام تناسلی این خواننده را برای پلیس به روی کاغذ کشیده بود. در نهایت آشکار گردید، تصویر کشیده شده از سوی این کودک با تفتیشی که از مایکل جکسون به صورت برهنه صورت گرفت، مطابقت ندارد. تنها به این علت بزرسیها و تفتیشهای انجام شده در مزرعه نورلند و شخص جکسون، به نتیجهای منجر نشد.
به فاصله دو روز از بازرسی مزرعه نورلند و تفتیش بدنی مایکل، در حالی که او خطابه و سخنرانی را مملو از عطوفت و ناراحتی انجام میداد به صورت زنده از شبکه سی آن ان به روی آنتن رفت. او مطالبی را در این زمینه به زبان آورده و خود را مبرا از خطا و اشتباه در این زمینه دانست. به طوری که این اقدام را به منزله پوشش غرض ورزانه رسانهای قلمداد نموده و نسبت به آن اعتراض کرد. هرچند مزرعه نورلند و ساکنان آن مورد بازرسی و بازجویی واقع شدند، ولی از آنجا که شاهدی برای این اتهام پیدا نشد، پرونده مذکور به علت در اختیار نداشتن اسناد و مدارک مورد نیاز و کافی مختومه شد.
این خواننده در جهت از بین بردن اضطراب و دلهرههایی که به موجب این اتهامات در او شکل گرفته بود، به مصرف داروهای آرامبخش روی آورد. این موضوع به شرایطی رسید که تا ایام پاییز سال ۱۹۹۳ مایکل کاملاً که این داروها اعتیاد پیدا کرد. شرایط تندرستی مایکل جکسون وخیمتر شده و او اجرای برنامههای تور جهانی خطرناک را فسخ نمود. حتی برای مدت چند ماه در یک مرکز معالجه اعتیاد بستری گردید. ناراحتی و اضطراب اتهامات مذکور، موجب شد مایکل از خوردن غذا دست کشیده و به شدت کاهش وزن پیدا کند.
در ماه ژانویه سال ۱۹۹۴ خارج از محیط دادگاه وکلای مایکل جکسون توافقاتی را با خانواده چندلر انجام داده و به این ترتیب آنها پذیرفتند در قبال دریافت مبلغ بیست و دو میلیون دلار، شکوایه خود را از دادگاه پس بگیرند! هرچند وکلای جکسون اظهار داشتند آنها با وجود مخالفتهایی که مایکل جکسون داشته، خودشان مصمم شدند که این توافق را به انجام برسانند!!!!
لازم به ذکر است مبلغ غرامت مذکور از سوی بیمه مایکل جکسون پرداخت گردید. حتی در مدت رسیدگی به این پرونده، هیچگاه جکسون تحت بازداشت قرار نگرفته و دستگیر نشد. پس از گذشت پنج ماه از درگذشت مایکل جکسون در سال ۲۰۰۹ میلادی، دکتر ایوان چندلر، پدر جردن چندلر، به ضرب گلولهای که خودش به سرش شلیک کرده بود، به زندگی اش پایان داد. همچنین طبق مطالبی که برخی از مسئولان سازمان دولتی کودکان و خانواده آمریکا در سال ۲۰۱۱ مطرح کردند، معتقد بودند در بازجوییهای به عمل آمده از جکسون، او مبرا از این اتهام شناخته شد.
سبک موسیقی، رقص و ظاهر:
طی سالهایی که مایکل جکسون در زمینه موسیقی فعالیت هنری خود را آغاز کرد، دارای تعداد ۳۸ نماهنگ بوده است. اولین موزیک ویدیوی او تا به اندازهٔ کافی گیرت نیومده بس نکن، نام داشته که محصول سال ۱۹۷۹ بوده و واپسین موزیک ویدیوی رسمی او به نام دنیای مرا باشکوه میکنی در سال ۲۰۰۱ بوده است. برخی از کارگردان های مطرح و سرشناس دنیا همچون مارتین اسکورسیزی، فرانسیس فورد کوپولا، دیوید فینچر و اسپایک لی تعدادی از موزیک ویدیوهای او را کارگردانی کردهاند.
در عین حال در برخی از نماهنگهای این خواننده افراد مشهوری همچون استیون اسپیلبرگ، مارلون براندو، نائومی کمپبل، کریس تاکر، مایکل مدسن، دیوید کاپرفیلد، جان تراولتا، ووپی گلدبرگ، مایکل جردن، مکالی کالکین، ادی مورفی و … ایفای نقش نمودند.
این خواننده به موجب تهیه و ارائه نماهنگهایش موفق شد، شبکه تازه بنیانگذاری شده ام تی وی را که در آستانه سقوط و ورشکستگی بود، جان دوباره ای ببخشد. او موزیک ویدیوها را که پکی متشکل از تصاویر و عکسها بود، به حالت قصه و داستانی به شیوه امروزی تغییر داده و تحول و دگرگونی عمیقی را در صنعت موسیقی به جا گذاشت. همچنین او شیوه آسان و ساده موزیک ویدیو را از مسیر روایی، انجام حرکات موزون و جلوههای ویژه، به شکل هنری و در جهت انجام تبلیغات هدایت کرد.
میراث و تأثیر:
طی سالهایی که مایکل جکسون به طور حرفهای فعالیت میکرد، اقدامات او در حوزه آثار موسیقی و رویکردهای خیرخواهانه اثرات زیادی بر قشر جوان در کشورهای مختلف به جا گذاشت. در عین حال او تغییر و تحولات شگرفی را در هنر تهیه موزیک ویدیو ایجاد کرده و مسیر را جهت موسیقی پاپ مهیا نمود.
به طوری که او با فعالیت در حوزه موسیقی و تولید نماهنگها، نقش بسزایی در کمرنگ شدن تبعیض نژادی در شبکه ام تی وی داشته است. همچنین باعث شد شبکه مذکور که تنها مدت دو سال از آغاز کار او سپری شده و در آستانه فروپاشی قرار داشت، جایگاه بسیار خوبی را نزد مردم و مخاطبین بیابد.
در عین حال این خواننده بر تعداد کثیری از هنرمندان فعال در عرصه های موسیقی، مد، آواز، رقص، صحنهگردانی و … آثار عمیق گذاشت که در میان آنها میتوان از اشخاصی همچون مدونا، ماریا کری، آشر، بریتنی اسپیرز، کریس براون، بیانسه، گرین دی، مایلی سایرس، فیفتی سنت، جاستین تیمبرلیک، لیدی گاگا، جاستین بیبر، نی-یو، جنیفر لوپز، آدام لمبرت، ریانا و آر کلی و … نام برد.
یکی از منتقدان نشریه آل موزیک به نام استو هوای مایکل جکسون با این جملات وصف کرد:
یک ایزد توقف ناپذیر، که تمام ابزارها را برای فتح جداول موسیقی به ارادهٔ خود در اختیار دارد؛ صدایی که بلافاصله خود را نشان میدهد؛ حرکات رقصی که چشمها را خیره میکند؛ استعدادها و قابلیتهای موسیقیایی حیرتانگیز، و محبوبیت و قدرت بسیار بسیار زیاد یک ستاره.
در سال ۱۹۸۴ که این خواننده در سن ۲۶ سالگی بود، نشریه تایمز با منتشر کردن یک مقاله چنین درج کرد: از دوران بیتلز تاکنون، جکسون بزرگترین پدیده محسوب میشود. همچنین او داغترین رویکردش شخصی از زمان الویس پرسلی میباشد و ممکن است همواره در جایگاه محبوبترین چهره هنری سیاه پوست ماندگار شود.
پس از گذشت ۶ سال از مقاله مذکور، نشریه ونتی فیر بیان نمود، مایکل جکسون محبوبترین هنرمند در طول تاریخ میباشد.
در سال ۲۰۱۴ میلادی همزمان با مراسم هشتادمین سالروز پایه گذاری شورای فرهنگی بریتانیا، سازمان مذکور لیستی با عنوان هشتاد رخدادی که در جهان اتفاق افتاد، انتشار داده و از نقش و اثرات مایکل جکسون بر رویکرد و فرهنگ عمومی جهان در جایگاه یکی از ارزشمندترین اتفاقات دنیای عصر حاضر نام برد.
از سایر رخدادهای برجستهای که این شورا به آن اشاره کرده است، میتوان به اختراع اینترنت، اختراع پنیسلین، حملات تروریستی یازده سپتامبر و مبارزات نلسون ماندلا اشاره کرد که از نظر شورای مذکور این موضوعات در روند دنیای فعلی بسیار دخالت داشته است.
آلبومشناسی

| سال | عنوان فیلم |
|---|---|
| ۱۹۷۸ | فیلم جادوگر |
| ۱۹۸۶ | فیلم کاپیتان ئیاو |
| ۱۹۸۸ | فیلم مونواکر |
| ۱۹۹۷ | فیلم ارواحِ مایکل جکسون |
| ۲۰۰۲ | فیلم مردان سیاهپوش ۲ |
| ۲۰۰۴ | فیلم دوشیزه گمشده و دختران جزیره |
| ۲۰۰۹ | فیلم این آخرش است مایکل جکسون |
| ۲۰۱۲ | فیلم بد ۲۵ |
| ۲۰۱۶ | فیلم سفر مایکل جکسون از موتاون به غیرمعمول |
فیلمشناسی
| سال | عنوان فیلم |
|---|---|
| ۱۹۷۸ | فیلم جادوگر |
| ۱۹۸۶ | فیلم کاپیتان ئیاو |
| ۱۹۸۸ | فیلم مونواکر |
| ۱۹۹۷ | فیلم ارواحِ مایکل جکسون |
| ۲۰۰۲ | فیلم مردان سیاهپوش ۲ |
| ۲۰۰۴ | فیلم دوشیزه گمشده و دختران جزیره |
| ۲۰۰۹ | فیلم این آخرش است مایکل جکسون |
| ۲۰۱۲ | فیلم بد ۲۵ |
| ۲۰۱۶ | فیلم سفر مایکل جکسون از موتاون به غیرمعمول |
تورها
| سال | عنوان تور |
|---|---|
| ۱۹۸۷ تا ۱۹۸۹ | تور جهانی بد |
| ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۳ | تور جهانی دنجروس |
| ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۷ | تور جهانی هیستوری |
| ۱۹۹۹ | اِمجِی و دوستان |
جایزه و افتخارات

زمانی که مایکل جکسون ر سن ۲۴ سالگی به سر میبرد، به قدری چهره مطرح و معروفیت زیادی در میان مردان و مخاطبان کسب کرد که تا آن دوره فقط تعداد محدودی از هنرمندان همچون الویس پریسلی و گروه بیتلز بدان به این درجه رسیده بودند. در سال ۱۹۸۴ اسم این خواننده برای دومین مرتبه در معبر عابران شهرت هالیوود به ثبت رسید.
به طوری که او اولین هنرمند در عرصه موسیقی محسوب میشد که اسمش برای دو بار در این پیاده رو درج گردید. حتی تا به این زمان فقط شش نفر از هنرمندان موسیقی توانستند، دو ستاره از این پیاده رو را دریافت کنند. طی سالهایی که او به فعالیت حرفهای میپرداخت، در حدود چهارصد جایزه را به خود اختصاص داده بود. کسب این تعداد جایزه، بالاتر از بسیاری از هنرمندان در نقاط مختلف دنیا میباشد. در عین حال این خواننده از انگشت شمار هنرمندانی به شمار میرود که دو مرتبه به تالار مشاهیر راک اند رول دعوت گردید.
همچنین او در سال ۲۰۰۲ میلادی جهت حضور در تالار مشاهیر آهنگسازانی فراخوانده شد. از سایر موفقیتهای این هنرمند دستیابی به تعداد سی و نه رکورد جهانی گینس بوده است که موجب شد، مایکل جکسون در جایگاه رکورددارترین هنرمند جهان شناخته شود. علاوه بر این او در سالهای زندگی خود، توانسته بود تعداد ۱۸ جایزه گرمی را دریافت کند. خاطرنشان میکنیم تعداد سیزده تک آهنگ شماره یک از این خواننده در جدول ۱۰۰ آهنگ داغ نشریه بیلبورد قرار گرفت که این آمار افزون بر هر هنرمند مرد دیگری پس از بنیانگذاری جدول ۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد میباشد.
در سال ۱۹۹۱ که مایکل در سن ۳۳ سالگی بود، به علت نقش بسزایی که این خواننده بر روند عملکرد و استحکام شبکه ام تی وی به جا گذاشت، طی مراسم اهدای جایزه موزیک ویدیو ام تی وی، جایزه ویدیوی پیشگام ام تی وی که از با اعتبارترین و مهمترین جایزه این مراسم بوده است، تغییر نام داده و به جایزه ویدیوی مایکل جکسون شناخته شد.
این خواننده به مراتب بالاتر از همه هنرمندان دیگر، دارای آلبومهای پرفروش میباشد. به طوری که آلبوم تریلر این خواننده به عنوان پرفروشترین آلبوم موسیقی جهان در همه ادوار بوده است. همچنین آلبوم بد در مقام پنجم و آلبوم خطرناک در مقام سیزدهم در جایگاه پرفروشترین آلبومهای موسیقی جهان شناخته شدند.
خاطرنشان میکنیم مایکل جکسون دارای عنوان پرفروشترین هنرمند جهان در تاریخ نمایش میباشد. فارغ از فعالیتهایی که او در ترکیب گروه جکسون فایو به انجام رساند، از کارهای هنری و موسیقی او رقمی در حدود ۷۵۰ میلیون الی یک میلیارد نسخه در نقاط مختلف جهان فروخته شده است. در عین حال او به عنوان پرفروشترین هنرمند موسیقی تاریخ نیز معرفی گردید.
در حقیقت مایکل جکسون پرطرفدارترین و محبوبترین هنرمند در سابقه صنعت نمایش، سرشناسترین انسان مرد دنیا در همه ادوار و هنرمندی دارای بیشترین جایزه در دنیا بوده است. همچنین کتاب گینس در سال ۲۰۰۶ با منتشر کردن اعلامیهای اظهار داشت، مایکل جکسون معروفترین انسان زنده در سطح دنیا میباشد.
در عین حال اقدامات خیرخواهانه و بشردوستانه این خواننده موجب شد، در سال ۲۰۰۰ میلادی کتاب گینس رکورد خیرخواهترین فرد سرشناس را به نام او درج نماید. چرا که او قسمت اعظمی از ثروت و دارایی خود را به فعالیتهای خیرخواهانه واگذار کرد. مایکل جکسون برای دو مرتبه کاندید کسب جایزه سال نوبل گردیده که بار اول در سال ۱۹۹۸ و بار دوم در سال ۲۰۰۳ میلادی بوده است.
مایکل جکسون توانست مدرک دکترای ادبیات انسانی را از دانشگاه متحد سیاه پوستان کسب کند. همچنین دانشگاه فیسک به او عنوان دکترای افتخاری ادبیات انسانی را اعطا کرد.
دارایی و ثروت
تاکنون منابع و نشریات مختلف که همواره آمار دقیق و کاملی را از درآمد، دارایی و اموال چهرههای مشهور ارائه کردهاند، ولی در مورد مایکل جکسون ادعا میکنند که رقم دقیقی از ثروت این خواننده را در اختیار ندارند. هنگامی که در تاریخ ششم ماه فوریه سال ۲۰۰۳ مارتین بشیر مصاحبهای را با مایکل جکسون در فیلم مستند زندگی با مایکل جکسون انجام داد، از او در مورد میزان سرمایهاش سوال کرد. مایکل در جواب بیان نمود که دارای افزون بر یک میلیارد دلار ثروت میباشد.
لاکن هنگامی که مستند مذکور از تلویزیون آمریکا به نمایش درآمد، باربارا والترز اظهار داشت: به تصور او ثروتش بیش از یک میلیارد دلار است، ولی در حقیقت دارایی او رقمی در حدود ۲۰۰ الی ۳۰۰ میلیون دلار میباشد! این موضوع در شرایطی است که مایکل جکسون مالک نیمی از سهام انتشارات موسیقی سونی/ایتیوی بود که در حال حاضر به عنوان بزرگترین شرکت انتشارات آثار موسیقی در دنیا فعالیت دارد. به طور میانگین درآمد سالانه او تنها از شرکت مذکور رقمی بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون دلار برآورد شده است.
لازم به ذکر است در کاتالوگ این شرکت، حق نشر آثار هنری افزون بر دو میلیون نفر از چهرههای سرشناس و هنرمندان همچون الویس پریسلی، لئونارد کوهن، نیل دایموند، فیفتی سنت، باب دیلن، لیدی گاگا، جان مِیر، امینم، انریکه ایگلسیاس، شکیرا، کریستینا آگیلرا، ایکان، سلین دیون، کیتی تانستال، تیلور سویفت، جنیفر لوپز، بیانسه و در عین حال حق نشر همه آثار گروه بیتلز در اختیار این شرکت بوده و درج گردیده است. در سال ۲۰۰۵ میلادی بهای انتشارات موسیقی مذکور رقمی در حدود چهار الی پنج میلیارد دلار تخمین زده شد که همه ساله به ارزش آن افزوده میشود.
با همه این مراتب برآورد میشود میزان درآمد مایکل جکسون از بخش سهمیه سود آثارش، کنسرتها، همکاری یا توافقاتش چیزی به میزان ۵۰۰ میلیون دلار شود. این خواننده در مدت حیات خود رقمی بالغ بر ۳۰۰ میلیون دلار از دریافتی و درآمدش را به انجام رفتارهای بشردوستانه و خیریه تخصیص داد.
نشریه بیلبورد گزارشی چنین برآورد کرد، ثروت و دارایی مایکل جکسون فقط یک سال پس از درگذشت دور از انتظارش، دست کم مبلغ یک میلیارد دلار افزایش یافته است.
در ماه ژوئیه سال ۲۰۱۱ میلادی آشکار گردید، مایکل جکسون دارای یک مجموعه مشتمل بر ۱۸۲ اثر هنری است که بسیاری از آثار این مجموعه توسط خودش ایجاد شده است. میزان بهای مجموعه مذکور افزون بر ۹۰۰ میلیون دلار برآورد گردید. یکی از کارشناسان و ارزیابان آثار هنری معتقد است، مجموعه هنری مایکل جکسون در زمره نادرترین و بدون اشکالترین مجموعههای دنیا قرار دارد.
در سال ۲۰۱۹ میلادی نشریه فوربز با منتشر کردن یک مقاله بیان نمود، از سال ۲۰۰۹ میلادی که جکسون به دیار باقی شتافت، با کسب درآمدی دست کم ۱۰۰ میلیون دلار در طول یک سال، برای مدت ۹ سال پی در پی به عنوان پردرآمدترین انسان مرحوم دنیا میباشد. به این ترتیب و با توجه به میزان درآمدی که برای مایکل جکسون مطرح شده، به نظر میرسد میزان درآمد او پس از درگذشت تا سال ۲۰۱۹ میلادی افزون بر دو میلیارد و چهارصد میلیون دلار باشد.
حاشیه ها

۲۰۰۰–۲۰۰۲ اختلاف با ناشران موسیقی، آخرین آلبوم و فرزند سوم:
با توجه به اینکه مایکل جکسون در سال ۲۰۰۰ میلادی به مراتب افزون بر هر شخصیت هنرمند و سرگرمیساز در کل دنیا کمکهای بشردوستانه و خیریه را انجام داده بود، به این ترتیب نام او در کتاب رکوردهای جهانی گینس به عنوان یشترین حمایت از سازمانهای خیریه از سوی یک پاپ استار درج گردید.
پس از گذشت شش سال از زمان انتشار آخرین آلبوم این خواننده به نام تاریخ محصول سال ۱۹۹۵، جکسون بدون اعلام قبلی و در خفا آلبوم جدید خود را مهیا کرده و در سال ۲۰۰۱ آن را با عنوان شکست ناپذیر به بازار عرضه کرد. در حقیقت آلبوم شکست ناپذیر آخرین آلبوم استودیویی از مایکل جکسون به شمار میرود که قبل از درگذشتش منتشر کرده بود.
برخی منابع معتقدند این آلبوم به عنوان پرخرجترین آلبوم همه ادوار بوده است. به طوری که شرکت سونی اذعان داشت، مراحل تهیه و ساخت آلبوم شکست ناپذیر مبلغی بالغ بر ۴۰ میلیون دلار مخارج در پی داشته است. در عین حال شرکت سونی افزود، جهت انجام تبلیغات این آلبوم، مبلغ ۲۵ میلیون دلار علاوه بر هزینههای قبلی صرف کرده است.
ولی این ادعا چندان با واقعیت سازگار نبود. چرا که تبلیغات صورت گرفته جهت آلبوم مذکور بسیار ضعیف و پیش پا افتاده بود. جهت ساخت این آلبوم مدت سه سال زمان صرف شده و در آن مایکل جکسون تعداد پنجاه آهنگ را ارائه کرده است. در هنگامی که آلبوم شکست ناپذیر منتشر گردید، همزمان مایکل جکسون اختلافات عمیقی را با شرکت سونی موزیک داشته است.
شرکت سونی سالهای زیادی بود که تلاش میکرد، همه سهام این خواننده را از کاتالوگ موسیقی مشترکشان خریداری کند. چنانچه مایکل از نظر کاری دچار بحران شده و یا شرایط اقتصادی او رو به افول میرفت، ناچار میشد سهام کاتالوگش را در معرض فروش بگذارد. به همین علت شرکت سونی از سقوط شرایط جکسون، منفعت زیادی حاصل میکرد. پیش از انتشار آلبوم شکست ناپذیر مایکل جکسون پیامی را جهت ریاست شرکت سونی موزیک اینترتینمنت ارسال کرده و در آن خبر داد، در شرف بیرون آمدن از شرکت سونی میباشد.
به موجب این اقدام، عرضه همه تک آهنگها، تصویربرداریها و مقررات مرتبط با آلبوم شکست ناپذیر فسخ گردیده و در نهایت این آلبوم بدون هیچ مراسم و تبلیغاتی انتشار یافت. در برابر این مطلب، شرکت سونی مدعی بود مبلغ ۲۵ میلیون دلار جهت انجام تبلیغات آلبوم مذکور خرج کرده است، ولی از آن جهت که مایکل جکسون از برگزاری تور در ایالات متحده آمریکا اجتناب میکرد، آنها نمیتوانستند با همه ظرفیت و توان مورد نیاز، تبلیغات آلبوم شکست ناپذیر را انجام دهند.
جهت حمایت و یاری به تبلیغات آلبوم مذکور، اقدام به برگزاری یک جشن منحصر به فرد با موضوع سی امین سالروز آغاز فعالیت مایکل جکسون در جایگاه یک خواننده فردی شد که این مراسم در سالن مدیسن اسکوئر گاردن شهر نیویورک اجرا گردید. جشن مذکور مشتمل بر برگزاری دو کنسرت طی روزهای هفتم و دهم سپتامبر بوده است.
به طوری که دومین مراسم کنسرت، تنها به فاصله چند ساعت قبل از حملات ۱۱ سپتامبر در سال ۲۰۰۱ صورت گرفت. به این ترتیب مایکل جکسون برای اولین بار از سال ۱۹۸۴ به بعد در کنار برادرانش بر روی صحنه حاضر شد. علاوه بر این در نمایش مذکور برخی از چهرههای سرشناس همچون بریتنی اسپیرز، آشر، ویتنی هیوستون، شگی، ری چارلز، لیزا مینلی، مارک آنتونی، انسینک، اسلش و سایر هنرمندان اجرا کردند.
در پی حملات ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ این خواننده مبالغی را به سازماندهی کنسرت خیریهٔ متحد ایستادهایم: به نام از این بیشتر چه میتوانم بدهم در واشینگتن دی. سی. اعطا کرد. کنسرت مذکور در تاریخ بیست و یکم ماه اکتبر سال ۲۰۱۱ به نمایش درآمده و در آن اجراهایی از سوی سایر هنرمندان انجام شد. در عین حال مایکل جکسون در مراسم پایانی این کنسرت، ترانه بیش از این چه میتوانم بدهم را اجرا نمود.
آلبوم شکست ناپذیر بلافاصله پس از انتشار در مقام اول جداول رتبه بندی سیزده کشور جهان قرار گرفته و تا سال ۲۰۰۹ میلادی در حدود سیزده میلیون نسخه از آن در کل دنیا به فروش رفت. چنانچه آلبوم شکست ناپذیر را به قیاس با کارهای سایر هنرمندان درآوریم، آشکار میشود هنوز هم این آلبوم دستاوردهای اقتصادی شامخی را کسب کرده است، با وجودی که به نسبت آثار پیشین مایکل جکسون، دستاوردهای کمتری داشته است.
از ترانههای موجود در این آلبوم، سه تک آهنگ به بازار عرضه شد که شامل آهنگهای دنیای مرا با شکوه میکنی، گربه و پروانهها بوده است که سومین آهنگ دارای موزیک ویدیو نبود. همچنین به انتخاب خوانندگان نشریه بیلبورد، آلبوم مذکور در سال ۲۰۱۰ در جایگاه برترین آلبوم دهه ۲۰۰۰ میلادی برگزیده شد.
فرزند سوم مایکل جکسون، پرینس مایکل دوم نام داشت که ملقب به بِلَنکِت بوده و در سال ۲۰۰۲ میلادی متولد شد. این خواننده هیچگاه هویت مادر این کودک را آشکار نکرد. ولی اذعان داشت، به دنیا آمدن این کودک به موجب لقاح مصنوعی از سلولهای اسپرم خود او صورت گرفته است. در بیستمین روز از ماه نوامبر سال مذکور، در حالی که بسیاری از طرفداران مایکل جکسون در مجاورت و زیر بالکن اتاق او در هتل در شهر برلین کشور آلمان، اجتماعی را تشکیل داده و درخواست دیدن این نوزاد را میکردند، مایکل در برابر این پافشاری، نوزاد تازه متولد شدهاش را همراه خود به روی بالکن اتاق هتل آورد.
در شرایطی که جکسون نوزاد را در بازوی راست خود گذاشته و پارچه کوچکی را به آرامی روی صورت او گذاشته بود، نوزاد را برای یک آن، از نرده بالکن هتل به پایین آویخت که به اندازه چهار طبقه از زمین بالاتر بود. این رفتار جکسون، موج شدیدی از انتقادات را در جراید، نشریات و رسانههای عمومی در پی داشته و بسیاری از افراد بر این باور بودند که او شایستگی لازم جهت سرپرستی و مراقبت از کودکانش را ندارد. در ادامه این خواننده از رفتارش پوزش خواسته و چنین رویکردی را به منزله یک خطای وحشتناک یاد کرد.
۲۰۰۳–۲۰۰۵ دادگاه مربوط به دومین اتهامات سوءاستفادهٔ جنسی:
مایکل جکسون همزمان با شروع ماه می سال ۲۰۰۲ میلادی، یک گروه تصویربرداری را تحت نظر مارتین بشیر موظف کرد تا جهت تهیه یک فیلم مستند در کنار او حاضر شوند. زمانی که ساخت این فیلم مستند با عنوان زندگی با مایکل جکسون به پایان رسیده و در سال ۲۰۰۳ از شبکه تلویزیون به روی آنتن رفت، موجب شد تا تصویری خارج از انتظار از این خواننده پخش شود. به طوری که بشیر در مستند مذکور مزرعه نورلند را موقعیتی بحرانی و پرمخاطره برای کودکان معرفی نمود.
در عین حال مایکل جکسون به عنوان یک پدر ناشایست به نمایش درآمد که رنج و آزار زیادی را به فرزندانش وارد میکند. پس از آنکه این مستند به نمایش درآمد، این خواننده طی صدور بیانیهای مطرح کرد که بشیر بدعهدی و خیانتی را در خصوص او انجام داده و تمام وقایع زندگی او را به شکل متضاد به تصویر کشیده است.
هرچند که این پاسخ عذر و بهانهای بیش نبود. ولی مایکل در جهت جبران این موضوع و بازگرداندن اعتبار و وجهه پیشین خود نزد مردم و مخاطبان، مستند دیگری با عنوان دومی را داشته باش: صحنههایی که هرگز ندیدهاید، را ساخته و آن را ارائه کرد.
شرکت سونی در تاریخ هفدهم ماه نوامبر سال ۲۰۰۳، پکی شامل بهترین آثار هنری مایکل جکسون را به نام نامبر وانز به واسطه سیدی و دی وی دی انتشار داد. آلبوم مذکور توانست تا سال ۲۰۱۰ میلادی افزون بر ۱۳ میلیون نسخه به فروش رساند. روز پس از آن، آلبوم نامبر وانز در ایالات متحده آمریکا به بازار عرضه شد. هنگامی که فقط چند ساعت به انتشار این آلبوم در آمریکا باقی مانده بود، اخباری ارائه شد در این خصوص که مایکل جکسون از سوی پلیس ایالت کالیفرنیا تحت تعقیب و پیگیری واقع شده است.
تعداد هفتاد نیروی پلیس به مزرعه نورلند اعزام شده و برای مدت چهارده ساعت آنجا را در حال جستجو و تفتیش قرار دادند تا بلکه مدرک مستدلی در برابر این خواننده بیابند. همزمان با این جریان مایکل جکسون در لاس وگاس نوادا بوده و مشغول ضبط موزیک ویدیو جهت جدیدترین تک آهنگش به اسم یک شانس دیگر بوده است. او ضبط خود را به پایان برده و پس از سه روز به واسطه یک جت اجارهای عازم فرودگاه سانتا باربارا گردیده و تسلیم نیروهای پلیس شد.
مایکل جکسون در این پرونده به واسطه یک پسره ۱۳ ساله که به بیماری سرطان مبتلا بوده و جهت معالجه به مدت چند ماه در مزرعه نورلند اقامت کرده بود، اتهاماتی در زمینه کودک آزاری دریافت کرد. کاملا نقطه مقابل اتهام جنسی که در سال ۱۹۹۳ به این خواننده وارد شده بود، در این پرونده دادگاهی تشکیل شد که با عنوان مردم در برابر جکسون مینامیدند. بررسیهای دادگاه برای پنج ماه پی در پی و تا اواخر ماه می سال ۲۰۰۵ میلادی طول کشید.
در یکی از جلسات دادگاه مذکور، دو کتاب قطع بزرگ به عنوان مدرک به دادگاه عرضه شد که در آن تصاویری از پسران در سن نوجوانی و کاملا عریان دیده میشد که مشغول بازی، جست و خیز و یا شنا بودند!!! کتابهای مذکور در هنگام جستجو و بررسیهای به عمل آمده در سال ۱۹۹۳ از سوی پلیس، در محله کمد قفل شده در اتاق خواب جکسون پیدا شده و به دادگاه ارائه گردید.
با توجه به اینکه این دادگاه جدیت بیشتری نسبت به اتهامات سالهای گذشته برای مایکل جکسون داشته و همه هویت و اعتبار او را زیر سوال میبرد، لذا به شدت اضطراب داشته و کاهش وزن زیادی پیدا کرد. در عین حال او جهت رهایی از این شرایط، به مصرف بیرویه داروهای مورفین و پتیدین روی آورد.
لازم به ذکر است اتهامات این خواننده در دادگاه، مبنی بر انجام هفت مورد تجاوز به کودکان معصوم و دو مورد استفاده از وسایل و مواد مست کننده جهت راحتی ادامه فعالیت تجاوز بوده است. همه این موارد اتهام در رابطه با پسری بود که در هنگام وقوع چنین رخدادهایی، سن و سالی کمتر از چهارده سال داشت.
این اتهامات به دنبال به نمایش درآمدن فیلم مستند زیستن با مایکل جکسون شکل گرفت. هرچند جکسون اتهامات وارد شده را انکار کرد، ولی در جریان انجام پژوهشها و تحقیقات این پرونده، شرایط تندرستی جسمی و روحی مایکل جکسون از سوی یکی از متخصصان سلامت ذهنی به اسم دکتر استن کاتز سنجیده شد.
همچنین این پزشک چندین ساعت را نیز جهت تحلیل شرایط شاکی صرف کرد. به اعتقاد کاتز، ذهن و وضعیت عقلانی این خواننده به اندازه یک کودک ۱۰ ساله به افول رفته و شرایط روح و روان او با موقعیت روانی یک شخص کودک آزار تفاوت های داشت. ولی در نهایت باز هم مایکل جکسون توانست از این اتهامات مبرا شده و به عنوان بیگناه شناخته شود!
پس از اینکه دادگاه حکم قطعی خود را صادر کرده و مراحل آن به پایان رسید، مطالبی به گوش رسید که جکسون در حال اقامت در کشور بحرین میباشد. این موضوع در شرایطی بود که او پس از دادگاه برای مدت یک سال و شش ماه میان کشورهای ایرلند و بحرین در رفت و آمد بود.
چرا که او به منزله میهمان به نزد دومین پسر پادشاه بحرین در جزیره بحرین واقع در خلیج فارس رفته و به کرات در آنجا سفر میکرد. همچنین برخی از مراکز خبری گزارش دادند مایکل جکسون و شاهزاده بحرین توافقاتی را در زمینه مالی و اقتصادی با یکدیگر به انجام دادند که در صورت پرداخت مبلغ هفت میلیون دلار از سوی شاهزاده بحرین، مایکل در کنار او آلبوم مشترکی را تهیه کرده و در عین حال خودزندگینامه اش را در آنجا به نگارش درآورد.
با توجه به اینکه مایکل جکسون این مبلغ را دریافت کرده ولی هیچ اقدامی مبنی بر توافقات صورت گرفته انجام نداده بود، شکواییهای از شاهزاده بحرینی به دادگاه عالی لندن تنظیم گردیده و پرونده تشکیل شد. ولی در مقابل این جریان، باز هم مایکل همه این اتهامات را انکار کرده و بیان نمود، مبلغ مذکور تنها پیشکش و هدیهای بود که شاهزاده بحرین به او اعطا کرده است! به موجب سفرهایی که مایکل جکسون پیش از این به بحرین انجام میداد، برخی از روزنامهها گمان میکردند که این خواننده به دین اسلام گراییده و مسلمان شده است. ولی این موضوع حقیقت نداشت. در مقابل این مطالب جکسون سکوت اختیار رده و آنها را تایید یا رد نمیکرد که به این ترتیب باز هم توجه مردم را به خود جلب کند.
هرچند خانواده جکسون ادعا میکردند مایکل جکسون کتابهایی را در موضوع دین مبین اسلام خوانده و یقین و باور زیادی به دین اسلام داشته است. به دنبال درگذشت غریب الوقوع مایکل جکسون، یکی از برادرانش به نام جرمین جکسون که از سال ۱۹۸۹ به دین اسلام گرویده و مسلمان شده بود، این خواننده را ترغیب و تشویق میکرد که در صورت تمایل مسلمان شود، بیان نمود:
اگر چه او هرگز مسلمان نشد اما به اسلام اعتماد داشت. اگر او به اسلام میگرایید، امروز زنده بود.
به دنبال مرگ مایکل جکسون، شایعات مذکور دوباره فراگیر شد. به طوری که در برخی از سایتها و مراکز اعلام میکردند، احتمال دارد مایکل جکسون را به روش اسلامی به خاک بسپارند. ولی چنین چیزی رخ نداد.
مهمترین جملات:
Michael jackson im never pleased with anything: من هیچگاه در هیچ مرحلهای احساس رضایت ندارم. چرا که من دارای شخصیتی کمال گرا میباشم. این رویکرد جزئی از وجود شخصی است که من را تشکیل میدهد.
Michael jackson when i see children: هنگامی که به کودکان نگاه میکنم، گویی در حال تماشای چهره خداوند هستم.
Michael jackson i was a veteran: من در سالهای نوجوانی بیشتر شبیه یک فرد با تجربه بودم، تا اینکه یک پسر نوجوان باشم.
Michael jackson i just wish i could understand my father: ای کاش قادر بودم پدر خود را درک کنم.
Michael jackson let us dream of tomorrow: بیایید در آرزوی ردا و آیندهای باشیم که به طور حقیقی میتوانیم عشق را از وجودمان ساطع کرده و عشق را در جایگاه برترین احساس لمس کنیم.د
Michael jackson the greatest education in the world: بهترین کلاس درس در همه دنیا، نشستن به تماشای استادان در هنگام فعالیتشان است.
Michael jackson im happy to be alive: نسبت به شخصیتی که دارم احساس رضایت داشته و خرسندم که در قید حیات هستم.
Michael jackson my mothers wonderful: مادر من بسیار خارقالعاده است . او برای من نمادی از نهایت و پاکی است.
Michael jackson before i would hurt a child: قبل از اینکه سعی کنم صدمه و زیانی را به یک کودک وارد کنم، رگ خود را قطع میکنم.
Michael jackson all of us are products of our childhood: آنچه هر یک از ما هم اکنون هستیم، ثمره سالهای کودکیمان است.
چنانچه هنگامی که متولد میشوید احساس کنید که سایرین دلبسته و عاشق شما هستند و به واسطه احساس مذکور دار فانی را وداع گویید، قطع به یقین هر جریان نامطلوبی که در این فاصله برایتان رخ دهد، میتوانید حل و فصل نمایید.
کتاب رقصاندن رؤیا (۱۹۹۲):
هنگامی که آغاز به پشت سر گذاشتن رکوردها نمودم، در موقعی که رکوردهای ثبت شده توسط الویس پریسلی و بیتلز را شکستم، وقتی که آلبوم من به عنوان پرفروشترین آلبوم همه تاریخ شناخته شد، زمانی بود که آنها من را به عنوان دیوانه و احمق صدا میکردند. حتی آنها من را همجنس باز مینامیدند. در عین حال انگ بچه آزاری نیز به من اطلاق کردند. باور داشتند که با اقداماتی رنگ پوستم را به سفیدی رساندم. آنها به هر کاری دست زدند تا مردم در برابر من جبههگیری و مقاومت کنند.
بیانیهٔ جکسون در سازمان شبکه ملی (National Action Network headquarters) (جولای ۹، ۲۰۰۲):
مردم تصور میکنند شناخت زیادی از من دارند، ولی در حقیقت آنها من را نمیشناسند. به همین علت است که مطالب نادرستی در خصوص من درج میکنند. به مفهوم واقعی من تنهاترین انسان روی کره زمین محسوب میشود. من به شدت خیلی زیاد اشک میریزم، چرا که این مسائل اندوهناک است. چنانچه با صداقت سخن بگویم، اعتراف میکنم جایگاه من بسیار دردآور و دشوار است.
من واقعاً برای کودکان دل نگران و پریشان هستم. برای همه کودکان در سرتاسر دنیا دلواپس هستم و تنها به خاطر آنها به زندگی ادامه میدهم.
دست نوشتههای جکسون که در People منتشر شد. (۱۲ اکتبر ۱۹۸۷):
رفتار دروغ در رقابت دوی سرعت برنده میشود، ولی صداقت و درستی در مسابقه دوی ماراتن پیروز میگردد.
Press statement (نوامبر ۲۰۰۳):
من کاملاً به تبار و اصلیت خودم آگاه هستم. در برابر آینه ایستاده و میدانم سیاه پوست میباشم.
بیانیهٔ جکسون در سازمان شبکه ملی (National Action Network headquarters) (جولای ۹، ۲۰۰۲):
شرح عشق بسیار خنده آور است. به آسانی میتوان عشق را لمس کرد، ولی با این وجود به قدری لیز و سر است که حتی نمیشود در خصوص او گفتگو کرد. کاملاً همانند یک قالب صابون در وان حمام، تنها زمانی میتوانید در دستتان نگه دارید که آن را بسیار فشار دهید.
مناسب نیست شما در برابر دوستانتان و یا کودکانی که از نهادهای خیریه ه منزل ما میآیند، از لفظ مالکیت «من» نسبت به اسباب و حتی وسایل بازیتان استفاده کنید.
بخشی از نصیحتهای مایکل جکسون به فرزندانش:
من از زمانی که فقط شش سال داشتم فعالیت خود را در حوزه سرگرمی سازی آغاز کردم … به بیان چارلز دیکنز آن ایام هم بهترین دورانها محسوب میشود و هم بدترین دورانها. ولی من به هیچ وجه حرفه خود را تغییر نمیدهم … در شرایطی که برخی از افراد اقدامات غرض ورزانهای جهت آسیب رسانی به من انجام میدهند، من با گامهای مستحکم و راحت در مسیر خود حرکت میکنم. چرا که دارای خانوادهای عاشق، اعتقادات قوی و دوستداران و هواداران بینظیری هستم که همواره به یاری و مساعدت من خواهند پرداخت.
تالمج، اریک. Michael Jackson ‘wouldn’t change anything’، آسوشیتد پرس، ۲۰۰۷
چنانچه مالک وسیله و یا چیزی هستید، بدانید که لازم است دیگران را نیز در آن سهیم کنید.
چنانچه فردی مطالبی را در برابر شخص دیگری بر زبان نمیآورد، مگر آنکه ادعاهایش اثبات شده بود، هیچگاه نمیشد تاریخ را مکتوب کرد.
اگر قصد کنید جهان را به یک موقعیت بهتر مبدل کنید، توصیه میشود به تصویر درون آینه نگاه کنی و سپس تغییراتی را در او ایجاد نمایید.
قسمتی از ترانهٔ مرد درون آینه:
اکثر مردم موانع و چالشهای زندگی شان را فراتر از دایره اختیارات و قدرت خود تصور میکنند. ولی من اینطور فکر نمیکنم. هیچ یک از موانع و سختیها برگرفته از فضای بیرون نیست. من به طور واقعی ریشه آنها را در وجود خودم میدانم. وجود یک کودک اشک ریزان در اتیوپی، مرغ دریایی در حالی که همه وجودش به نفت آغشته شده، سرباز نوجوان که در اثر شنیدن صدای پرواز هواپیما در بالای سرش به شدت به هراس و واهمه میافتد، از این دست هستند. آیا هنگامی که چنین مطالبی را مشاهده کرده و یا به گوشمان میرسد، فکر نمیکنی که ریشه آنها به ما باز میگردد؟
پیش از آنکه در خصوص من سنجش و قضاوت کنید، تلاش کنید با همه قلبتان محبت و دوستی خود را نثارم کنید … سپس از خودتان سوال کنید، آیا دوران کودکی مرا مشاهده کردهاید؟
به قضاوت هیچکس نپردازید. اشخاص دیگر را محکوم نکنید. آیا شما شناخت کافی از همه آنها دارید؟ یک شخص مطالبی را به طور شایعه بیان کرده و دیگران آن را میپذیرند. چنانچه شما چندین مرتبه یک جمله دروغ را بشنوید، قطع به یقین در برابر آن تسلیم شده و باورش میکنید.
شرح و وصف عشق بسیار خنده آور است. به هیچ وجه نمیتوان عاشقی و دلدادگی را به آسانی متوجه شد. با این وجود به قدری گریزان و لغزان است که میشود در خصوصش گفتگو کرد. این موضوع شباهت زیادی به یک قالب صابون در وان حمام دارد؛ زمانی میتوانید آن را در دستانتان نگه دارید که سفت بگیرید.
فقط یک بار در ندگی به ما حق حیات اعطا میشود. از این رو لازم است همه سعی و تلاش خود را به خرج دهیم که قادر باشیم به واسطه عملکرد و رفتارهایمان، خودمان را ابدی و ماندگار کنیم. این موضوع در هر زمینهای مصداق دارد.
تنها به این علت که مطالبی را در روزنامهها مطالعه کرده و یا در تلویزیون مشاهده میکنید، به شایعات دامن نزده و آنها را باور نکنید.
عده کثیری از انسانها هیچ اعتقاد و باوری نسبت به خداوند ندارند. چنین رویکردی برخی مواقع حماقت گونه است. از دوران بسیار گذشته همواره خورشید طلوع کرده است، پس چه نیرو و قدرتی بود که موجب نگه داشتن او در آسمان شده است؟ برای من مهم نیست که علما و دانشمندان چه اندازه استدلال علمی برای من میآورند، چرا که توضیحات آنها به میزان کفایت ریشهدار و عمیق نیست.
من هیچگاه به مصرف ماری جوانا نوعی از مواد مخدر نپرداخته و تصمیم ندارم در آینده چنین کاری را انجام دهم. هیچ وقت هیچ یک از انواع آن را استفاده نکردم. چرا که آنها نظر من را جلب نمیکنند. به طوری که حتی از بیان چنین عباراتی احساس انزجار دارم. من نسبت به ماهیت و وجود خودم بسیار شادمان و خرسندم. چنانچه بخواهم با افکارم به احساس آزادی برسم، به منظور قدم زدن به ساحل دریا رفته، یا به مطالعه یک کتاب مطلوب پرداخته و یا قدام به نوشتن یک ترانه و سروده میکنم.
فقط به این دلیل که یک مطلب به چاپ رسیده، دلیل موجهی برای پذیرفتن آن نیست که تلقی کنیم کاملاً صحت دارد. برخی از افراد به نوشتن مطالب ناخوشایند میپردازند، چرا که فکر میکنند فروششان افزایش مییابد. گویا کسی برای اخبار مطلوب پولی خرج نمیکند.
من مبتلا به یک بیماری هستم که به موجب آن رنگدانههای پوستم از میان میرود. این موضوع تحت اختیار من نیست. هنگامی که مردم داستان سرایی میکنند که من قصد دارم از وجود خودم فرار کنم، بسیار مرا زجر میدهد.
من کاملاً به اسرار و معجزات طبیعت اعتقاد داشته حرمت زیادی برای آنها قائل هستم. به همین دلیل زمانی که شاهده وقوع چنین رخدادهایی میشوم، احساس نگرانی میکنم. این موضوع که میشنوم در هر ثانیه به اندازه وسعت یک زمین فوتبال از جنگلهای آمازون نابود میشود، احساس غم میکنم. این موضوع سبب میشود که چنین ترانههایی را بنویسم. و من به واسطه ترانههایم زنگ خطر، آگاهی و امید را به مردم هدیه میدهم. من به کره زمین علاقه دارم. به درختان عشق میورزم و برایشان ارزش قائلم.
به طوری که واقعاً تصور میکنم، طبیعت به دشواری سعی میکند رفتارها و بهرهبرداریهای بیرویه و سودجویانه انسانها را از زمین جبران نماید. چرا که زمین یک سیاره بیمار است. همچون یک تب. چنانچه هم اکنون رویکرد و رفتار خود را در قبال زمین و طبیعت تغییر ندهیم،به موقعیتی خواهید رسید که پلی برای بازگشت نمانده و قابل جبران نخواهد بود.
این موقعیت، آخرین شانس ما محسوب میشود که این مشکلات را حل و فصل نماییم. چرا که تنها چهار سال جهت مرمت آن وقت در اختیار داریم. ما انسانهای کره زمین، همچون مسافران سوار بر یک قطار هستیم که در آستانه رسیدن به ایستگاه آخر است! آخرشه! (This Is It)
در حقیقت ما به دنیا عشق میورزیم تا به جهان نشان دهیم چ، عشق یکی از ضروریات و ارزشهای زندگی است. همه ما یک واحد محسوب می شویم، لذا همگی به دنبال این هستیم که لازم است به حفاظت از زمین بپردازیم. ولی تنها به مدت چهار سال فرصت در اختیار داریم تا زیانهایی مه به زمین وارد کردهایم را جبران نماییم. به این ترتیب ما پیامهای ارزشمندی برای مردم داریم. این موضوع بسیار اهمیت دارد! خدا نگهدارتان باشد.
اغلب مردم میگویند: آنها از زمین محافظت میکنند. دولت حواسش به زمین هست. دلهره نداشته باشید. آنها … اونا! کی؟ هر یک از این اقدامات از فرد به فرد ما آغاز میشود. در غیر این صورت هیچ کاری انجام نخواهد شد!
سلامتی روانی:
مایکل جکسون و تعدادی از برادرانش نقل کردهاند، از زمانی که در سالهای کودکی بودند، پدرشان آنها را مورد تنبیهات جسمانی قرار میداد. پدرشان جوزف جکسون اغلب فرزندش مایکل را به دلیل چهره نیشخند کرده و با واژههایی همچون دماغ گنده او را خطاب میکرد. حتی مایکل بیان کرده، پدرش رفتارهای خشونت آمیز زیادی از نظر فیزیکی در قبال آنها داشته است. یکی از برادران مایکل تعریف کرده، یک مرتبه پدرشان مایکل را در سالهای کودکی از یک پا و به صورت وارونه از سقف آویخته و او را مورد ضرب و شتم قرار میداد.
در عین حال یشتر وقتها جوزف جهت تنبیه پسرانش، آنها را پرتاب کرده و یا به دیوار میکوبید. در یکی از شبها که مایکل در اتاق به خواب رفته بود، پدرش در شرایطی که یک ماسک وحشت آور بر چهره زده بود، از پنجره به اتاق وارد شده و شروع به داد و فریاد و درآوردن صداهای وحشتناک کرده بود. این رفتار اثرات بسیار دردناک و مخربی را بر روح و روان مایکل به جا گذاشت.
به طوری که تا سالها کابوسهای وحشتناک دیده و با جیغ و ناله از خواب بیدار میشد. سالها خیلی بعد، جوزف به منظور توجیه رفتار زشتش ادعا کرد، با این هدف که به مایکل درس دهد وقتی که شبها به خواب میرود، لازم است پنجره اتاقش را ببندد، چنین رفتاری را به کار گرفته است. متعاقباً مایکل در هنگام خواب نیز در برابر سختگیریها و تنبیههای پدرش واکنش نشان میداد. نخستین بار او طی گفتگویی که در سال ۱۹۹۳ با اجرای اپرا وینفری انجام داد، به شرح این موارد پرداخت.
او شرح داد هیچ زمانی جهت تفریح و خوشگذرانی در اختیار نداشته و مجبور بود بیشتر وقتها کار کند. به همین دلایل معتقد بود، سالهای کودکی او نابود شده است. او در بیشتر مصاحبههایی که در دوران زندگی خود انجام داده، زمانی که از سالهای کودکی اش سخن میگفت، اشک از چشمانش سرازیر میشد. در مصاحبه مذکور این خواننده در خصوص پدرش اینگونه شرح داد: اوقاتی بود که پدرم مستقیماً با من روبرو شده و من را نگاه میکرد، ولی از این موضوع من دچار ضعف و بیماری میشدم … تأسف بار است … لطفاً از من خشمگین نشوید … ولی من به او علاقه دارم.
همچنین طی مصاحبهای که او در جریان ساخت فیلم مستند زندگی با مایکل جکسون با مارتین بشیر انجام داد، بیان نمود: من و همه خواهران و برادرانم در مواقع انجام تمرینات رقص، همواره استرس و اضطراب زیادی داشتیم. چرا که در این هنگام پدرمان جو در حالی که کمربندی در دستش بود، بر روی صندلی نشسته و ما را نگاه میکرد.
لذا اگر کوچکترین خطایی از ما بروز میکرد، روزگار در برابر چشمانمان سیاه شده و به شدت تنبیه میشدیم. برخی مواقع من تنبیه میشدم، ولی اغلب اوقات یکی از برادرانم به نام مارلون بیش از دیگران ورد تنبیه پدر قرار میگرفت. با وجودی که او سعی و تلاش زیادی به خرج می داد، ولی پدرم خطاب به او میگفت همچون مایکل برقص! … به سرعت پدرم شمگین میشد، ولی من خیلی فرز بوده و او بیشتر موفق نمیشد که مرا بگیرد.
ولی مواقعی که در چنگالش گرفتار میشدم … خدای من بسیار دردآور بود… به صورتی که با همه قدرت خود، من را به سمت دیوار پرتاب کرده و میکوبید. در ادامه زمانی که مجری این برنامه بشیر از مایکل سوال کرد، آیا پدرش جهت تنبیه تنها از کمربند استفاده میکرد و یا وسایل دیگری هم به کار میگرفت؟ در جواب مایکل جکسون صورتش را در میان دستانش پنهان کرده و با دلی پر اندوه گفت: چرا این کار را با من میکنی؟ و سپس اشک از چشمانش سرازیر شد.
در عین حال در سال مذکور، پدرشان جو تایید کرد که همواره مایکل را در جایگاه یک فرزند با شلاق مورد ضرب و شتم قرار میداد. ولی مادر مایکل به نام کاترین مطالب قدیمی سوء استفاده از فرزندش را انکار کرده و بیان نمود، در حال حاضر استفاده از شلاق به منزله سوء استفاده است. ولی در سالهای خیلی قبل یک روش عادی جهت تنبیه و تربیت کودکان محسوب میشد.
به دنبال درگذشت مایکل جکسون، طی مصاحبهای که پدرش در سال ۲۰۱۰ میلادی وینفری انجام داد، اعتراف کرد که با استفاده از شلاق مایکل را تنبیه کرده و او را میزد.
هنگامی که مایکل جکسون در سال ۲۰۰۳ میلادی اتهاماتی مبنی بر سوء استفاده جنسی از کودکان داشت، در هنگام طی مراحل تحقیقات، مایکل از سوی یکی از پزشکان متخصص بهداشت روان تحت بررسی و کنترل واقع شد. طبق اظهارات تارابورلی، بررسیهایی که از سوی دکتر کاتز انجام شده بود، نشان میداد مایکل جکسون از نظر روح و روان مبدل به یک کودک ده ساله شده است.
وزن و استفاده از داروها:
تغییر و تحولات زیادی که در چهره و صورت مایکل جکسون انجام شده بود، بخش عمدهای به علت کاهش وزن زیادش بوده است. در سالهای نخست دهه ۸۰ میلادی به این علت که جکسون تغییرات زیادی را در برنامه غذایی خود لحاظ کرده و تصمیم داشت جسمش را جهت تبدیل شدن به بدن یک رقصنده به حالت قلمی درآورد، به شدت باریکتر شد. به طوری که در سال ۱۹۸۴ میلادی مقارن با سال ۱۳۶۳ هجری شمسی با کاهش وزن ۹/۱ کیلوگرم (۲۰ پوند)، توانست وزنش را به ۴۸ کیلوگرم (۱۰۵ پوند) تغییر دهد.
به دنبال اتهاماتی که مبنی بر کودک آزاری در سال ۱۹۹۳ به او اطلاق شد، او هیچ تمایلی به خوردن غذا نداشته و این موضوع سبب شد بیش از پیش وزنش کاهش یافته و چهرهاش دگرگون شود. در چند سال پس از آن، این موضوع کم آبی شدیدی را در جسم او ایجاد کرده و نهایتاً جهت معالجه در بیمارستان بستری گردید.
در مدت سالهای مذکور، پزشکان و متخصصان مارستانهایی که جکسون تحت نظر آنها درمان میشد، هیچ نشانی از وجود مواد مخدر در جسم او نیافتند.
مایکل جکسون در گفتگوی سال ۱۹۹۳ اعتراف نمود: استفاده از داروهای مسکن ضد درد را از سال ۱۹۸۴ به طور مداوم شروع کرد. هنگامی که مایکل در تاریخ ۲۴ ژانویه سال مذکور مشغول تصویربرداری از حنههای تبلیغاتی شرکت پپسی بود، به ناگاه به موجب اشکال در دستگاه روشن کننده آتش، سرش دچار حریق شده و سوختگی درجه ۲ در او ایجاد شد.
به طوری که تا چندین سال چندین عمل جراحی پوستی به روی او صورت گرفت. با این وجود هیچگاه درمان کامل جهت این لطمه و آسیب دیدگی در وجود او صورت نگرفت. در برخی گزارشها آمده، او در ابتدا نسبت به استفاده از داروهای مسکن خودداری میکرد. ولی از آنجا که درد و آسیب شدیدی در وجودش شکل گرفته بود، ناچار شد از این مواد استفاده نماید.
ولی در یک روزهای ماه نوامبر سال ۱۹۹۳ از آنجا که مایکل جکسون نگنا و فشار زیادی را از افکار عمومی رسانهها و سایر شرایط به موجب اتهامات کودک آزاری متحمل شده و توان مورد نیاز جهت به انجام رساندن تور خطرناک را نداشت، در حد زیادی ه استفاده از مسکنها اعتیاد پیدا کرده و از منظر جسمی و روحی رو به افول رفت.
این امر در شرایطی بود که حتی مسکنها در او بیاثر بوده و نمیتوانست کنسرتهای تور را اجرا نماید. از این رو وکلای او اظهار کردند، مایکل جکسون به جهت اعتیاد به داروهای مسکن برای مدت یک ماه و نیم الی دو ماه در مراکز درمانی خارج از کشور تحت معالجه قرار گرفته است.
در ماه ژانویه سال ۲۰۰۴، طبق گفتههای جی تارابولی ضمن نزدیک شدن به زمان برگزاری دادگاه، جکسون وابستگی بیشتری را به داروهای مورفین و دیمرول پیدا کرده و به همین علت تحت نظر دکتر آلفردو بومن در کلرادو مورد درمان و معالجه قرار گرفت.
در گفتگویی که با افرادی همچون آفرودیت جونز، پاتریک تریسی، پزشک جراح زیبایی صورت گرفت که مایکل جکسون را در فاصله ماه ژوئیه سال ۲۰۰۶ الی روزهای نخستین سال ۲۰۰۷ و در عین حال کمی پیش از مرگش تحت درمان قرار میداد، بیان نمود تاکنون هیچ دارویی را در منزل این خواننده مشاهده نکرده است.
در عین حال او مدعی بود جکسون دچار بیخوابی نبوده و تاکنون هیچ مطلبی در خصوص مواد مخدر از او سوال نکرده است. همچنین تریسی معتقد بود، جکسون از نظر جسمانی در تندرستی مناسبی بوده و در زمان مصرف داروی پروپوفول، همواره به وجود متخصص بیهوشی پافشاری داشته است.
۲۰۰۶–۲۰۰۹ بسته شدن نورلند و سالهای پایانی:
در ماه ژوئن سال ۲۰۰۵ با وجودی که مایکل جکسون توانست خود را از همه اتهامات مطرح شده مبرا کند، ولی در عین حال اعتبار و محبوبیت او به شدت از بین رفته و همچنین شرایط اقتصادی او نیز رو به نابودی میرفت. لذا به موجب قوانین تازهای که به تصویب رسیده بود، او دارای هیچ حساب بانکی نبوده و در عین حال نمیتوانست داراییهای کلان خود را نگهداری کند.
این جریان مصادف با زمانی بود که جکسون جهت رهایی از این بحران تمهیداتی اتخاذ کرده و برای این موضوع ارتباطی را با یکی از شاهزادگان بحرین به نام پرنس سلمان آل خلیفه برقرار کرد. به طوری که مایکل مدعی بود شاهزاده یکی از دوستان دیرین او بوده و جهت رهایی و نجاتش از این شرایط مبلغ چشمگیر و هنگفتی را به او هدیه کرد.
در برابر این اقدام مایکل تعهد نمود، جدیدترین آلبومش را به طور اشتراکی با همکاری شاهزاده بحرینی اجرا کرده و در عین حال زندگینامه فردی خود را در آنجا به رشته تحریر درآورد. ولی همانطور که قبلاً اشاره کردیم، هیچ یک از این توافقات از طرف مایکل اجرایی نشده و او تنها به دریافت مبلغ مورد نیاز خود بسنده کرد. به این ترتیب دادخواستی برای او از طرف شاهزاده بحرینی برایش تنظیم شد.
هرچند مشکلات مالی و اقتصادی مایکل، منحصر به این جریان نبوده و در پی توقیف و پلمپ شدن درهای مزرعه نورلند که منزل اصلی این خواننده محسوب میشد، او با مشکلات عدیدهای مواجه شده بود. همچنین در این دوران او اقدام به گرفتن یک باند مبلغ ۲۷۰ میلیون دلار کرده بود که جهت ضمانت، سند مالکیت انتشارات موسیقی سونی/ایتیوی را به بانک ارائه کرده بود.
از آنجا که او به طور مستمر در بازپرداخت اقساط وام خود دچار تأخیر میشد، پکی مشتمل از کمکهای مالی، وامها را از بانک آمریکا به متخصص قرض فورترس اینوستمنتس انتقال داد. شرکت سونی پیشنهادات جدیدی به او ارائه کرده و به موجب این بسته جکسون ناچار میشد مبلغ ۳۰۰ میلیون دلار دیگر قرض کرده و در نهایت موجب پایین رفتن میزان قسطهای پرداختی شود.
در عین حال شرکت سونی میتوانست به واسطه این پیشنهاد، شرایط خریداری سهام جکسون را از شرکت موسیقی تحت مالکیت مشترکشان بیش از پیش هموار کند. جکسون حمایتهای مالی شرکت سونی را قبول کرد، ولی هیچگاه موارد و جزئیات این معامله آشکار نگردید. بر اساس گزارشی که در نشریه فوربس منتشر گردید، این خواننده به همراه وامهایی که دریافت کرده بود و ناچار به پرداخت اقساط آنها میشد، همچنان در طول یک سال مبلغ ۷۵ میلیون دلار تنها از شراکت انتشاراتی با شرکت سونی، حاصل میکرد.
در پی شدت یافتن بحرانهای مالی جکسون، او همچنان قادر نشد وام ۲۳.۵ میلیون دلاری که به منظور خرید و احداث مزرعه نورلند کسب کرده بود را به بانک بازپرداخت نماید. از این رو بانک مزرعه نورلند را به حراج گذاشته و در عین حال برخی از داراییهای فردی او همچون دستکش کریستالی اش که در اجراها آنها را به دست میکرد، در حراج فروخته شد. پس از گذشت یک سال جکسون به علت اقدامی که بانک جهت حراج اموالش انجام داده بود، شکواییهای را تنظیم کرد.
همزمان با این دوران جنجالی و پرفراز و نشیب، مایکل خبر داد، مصمم است آخرین تور کنسرتهای خودش با عنوان این آخرش است را در کشور انگلستان، شهر لندن و در ورزشگاه آرنا اجرا نماید. بیشتر مردم و مخاطبین چنین میپنداشتند، مایکل جکسون به علت موانع و چالشهای مختلف در زندگی و در عین حال ابتلا به بیماری نمیتواند این کار را به سرانجام رساند. هنگامی که در روز چهارم ماه جولای سال ۲۰۰۹ روش بلیطهای کنسرت آغاز گردید، تنها در مدت چهار ساعت همه بلیطها فروخته شد.
لازم به ذکر است در ماههای اول سال ۲۰۰۶ اخباری منتشر گردید که مایکل جکسون قراردادی را با یک شرکت بحرینی به اسم تو سیز رکوردز منعقد کرده است. ولی هیچ محصول و مواردی از این قرارداد به مرحله عمل نرسیده و مدیر شرکت تو سیز رکوردز به نام گای هولمز بعدها بعد بیان نمود، قرارداد مذکور به هیچ وجه به نتیجه منجر نشد.
از اولین رویدادهایی که باعث شد مایکل جکسون پس از پایان یافتن محاکمه دادگاه در مجامع عمومی حاضر شود، بازدیدی بود که او در ماه نوامبر سال ۲۰۰۶ از دفتر کتاب گینس در کشور بریتانیا و شهر لندن انجام داد. در این دیدار تعداد هشت رکورد دیگر به نام او درج گردید که می توان به رکورد موفقترین سرگرمیساز همه دورانها اشاره کرد.
همچنین در ماه سپتامبر سال مذکور، مایکل و همسر پیشینش دبی رو با یکدیگر بر سر موضوع حضانت و سرپرستی فرزندانشان توافق کردند. موارد درج شده در این توافق اعلام نشده و جکسون همچون گذشته سرپرستی پرنس و پاریس را عهده دار گردید. طبق مطلبی که یکی از خبرنگاران شبکه فاکس نیوز به نام راجر فریمن در ماه اکتبر منتشر نمود، آشکار گردید مایکل جکسون به انجام ضبط آهنگ در یک استودیو واقع در کشور ایرلند میپردازد.
از هنگامی که اخبار محقق نشدن قرارداد جکسون با شرکت تو سیز رکوردز اعلام گردید، مشخص نبود که این خواننده مشغول فعالیت بر روی چه آثاری بوده و یا چه شخصی مسئولیت تهیه کنندگی جلسات ضبط را عهدهدار میشود. سپس در یکی از روزهای ماه نوامبر جکسون گروه و عوامل تصویربرداری بازدید هالیوود را به استودیوی شخصی خود در ایرلند دعوت نموده و شبکهٔ اماسانبیسی اظهار داشت این خواننده در حال تهیه و تدوین آهنگهای یک آلبوم تازه میباشد که توسط ویل. آی. ام تهیه کنندگی میشود.
در تاریخ پانزدهم ماه نوامبر مایکل جکسون در رویداد اعطای جایزه موسیقی جهان به سال ۲۰۰۶ حاضر شده و توانست برنده جایزه الماس به جهت فروش دست کم افزون بر ۱۰۰ میلیون نسخه از آثارش شود.
هنگامی که جیمز براون درگذشت، مایکل جکسون به جهت ادای احترام در قبال این هنرمند به کشور آمریکا مراجعت نمود. همچنین او در مراسم مشایعت پیکر جیمز براون که در تاریخ ۳۰ ام ماه دسامبر ۲۰۰۶ انجام شده و در حدود هشت هزار نفر در آن شرکت کرده بودند، حاضر شده و ادای احترام کرد. او گفت: جیمز بروان بزرگترین الهامگر برای من بود.
در فصل بهار سال ۲۰۰۷ جکسون به همراه شرکت سونی اقدام به خریداری شرکت فِیمِس موزیک الالسی نمود. در اثر این معامله حق نشر آثار و ترانههای هنرمندانی همچون ایکان، امینم، شکیرا، بک هانسن و تعداد کثیری از آنها به انتشارات موسیقی سونی/ایتیوی به مالکیت مایکل جکسون و شرکت سونی واگذار گردید. پس از آن جکسون چندین ترانه را در کنار ویل. آی. ام، ایکان و رد وان ضبط نمود.
در یکی از روزهای ماه مارس سال ۲۰۰۷ که این خواننده گفتگوی مختصری با خبرگزاری آشیوتدپرس انجام داده بود، بیان کرد:
از هنگامی که من در سن ۶ سالگی بودم، فعالیت خود را در حوزه سرگرمیسازی آغاز کردم … به بیان چارلز دیکنز هم بهترین دورانها بوده، هم بدترین دورانها. ولی من تصمیم به تغییر حرفهام ندارم … در شرایطی که برخی افراد اقدامات غرض ورزانهای در جهت آسیب رساندن به من انجام میدهند، من با برداشتن گامهای بلند و راحت به مسیر خود ادامه میدهم. چرا که دارای یک خانواده عاشق، اعتقاداتی مستحکم و دوستداران و طرفداران بیمثالی هستم که همواره از من یاری کرده و خواهند کرد.
در ماه سپتامبر سال ۲۰۰۷ جکسون اظهار داشت، همچنان در کنار ویل. آی. ام مشغول کار بر روی آلبوم میباشد. ولی هیچگاه آلبومی از آنها به بازار ارائه نشد. در سال ۲۰۰۸ میلادی همزمان با بیست و پنجمین سالروز منتشر شدن آلبوم تریلر، مایکل جکسون یک آلبوم شامل دو لوح فشرده به اسم تریلر ۲۵ را منتشر نمود. به فاصله اندکی آلبوم تریلر ۲۵ توانست موفقیتهای بزرگی را در زمینه تجاری حاصل نماید. لذا در طول دوازده هفته پس از عرضه، تعداد سه میلیون نسخه از آن در نقاط مختلف دنیا به فروش رسانده شد.
آلبوم مذکور در قاره اروپا و هشت کشور دیگر رتبه اول، در ایالات متحده آمریکا رتبه دوم و در کشور بریتانیا به رتبه سوم دست یافته و در میان سی کشور دنیا در جداول ده اثر برتر قرار گرفت. آلبوم تریلر ۲۵ در جایگاه یک آلبوم بازبینی و انتشار مجدد، اجازه قرار گرفتن در جدول بیلبورد ۲۰۰ را پیدا نکرد. ولی در عین حال توانست در مقام اول جدول بهترین کاتالوگهای پاپ بیلبورد قرار بگیرد.
همچنین این آلبوم برای مدت ده هفته پی در پی در آن موقعیت ماندگار شده و طی دوازده سال گذشته بالاترین فروش را در آن جدول به نام خود ثبت کرد. در آلبوم تریلر ۲۵ جکسون در کنار ایکان، ویل. آی. ام و فرگی فعالیت کرده است.
به جهت پاسداشت پنجاهمین سالروز متولد شدن مایکل جکسون، آلبومی به اسم پادشاه پاپ از سوی شرکت سونی بیامجی در کشورهای متعدد انتشار یافت. این آلبوم متشکل از برخی آثار این خواننده از سالهای فعالیت گروهی یا انفرادی بوده است که تمامی آنها به واسطه طرفداران اهل همان کشورها برگزیده شده بودند.
با توجه به آهنگهای انتخاب شده از سوی هواداران، برای هر کدام از کشورها لیست آهنگهای مجزایی ارائه گردید. از آنجا که آلبوم مذکور در ایالات متحده آمریکا عرضه نشد، ولی در وسعت زیادی از کشورهای دنیا در رتبه ۱۰ جایگاه برتر نشست.
در ایام پایانی سال ۲۰۰۸ میلادی به جهت وامی که مایکل جکسون با ارائه سند مزرعه نورلند به عنوان ضمانت دریافت کرده بود، حراج این ملک از سوی فورتریس مورد بررسی قرار گرفت. ولی در نهایت این وام به کلنی کپیتال الالسی فروخته شد. در ماه نوامبر سال مذکور جکسون نام مزرعه نورلند را به شرکت مزرعه دره سیکامور الالسی عوض کرد. در حقیقت مزرعهٔ درهٔ سیکامور،یک ملک شراکتی مابین مایکل جکسون و کلنی کپیتال الالسی محسوب میشود. به این ترتیب وامی که جکسون بدهکار بود، از سوی او پرداخت گردید.
در ادامه این خواننده مبلغ ۳۵ میلیون دلار را از این معامله تجاری کسب کرد. همچنین زمانی که مایکل جکسون درگذشت او همچنان مالک قسمتی از مزرعه سیکامور/نورلند بود، ولی همچنان آشکار نیست سهم او تا چه اندازه وسعت دارد.
در یکی از روزهای ماه سپتامبر سال ۲۰۰۸ مایکل جکسون مذاکراتی را با حراجی جولین انجام داد تا بتواند یک مجموعه گسترده شامل ۱۳۹۰ قلم از اجناس ماندگار شده از سالهای مختلف زندگیاش را به حراج بگذارد. مراسم این حراج جهت روزهای بیست و دوم الی بیست و پنجم ماه آوریل تعیین شده و به نمایش درآوردن آثار مذکور نیز از روز چهاردهم همان ماه آغاز شد. ولی چند روز پیش از مزایده به میل جکسون این حراجی فسخ گردید.
سبک آوازی:
طی سالهای ۱۹۷۱ الی ۱۹۷۵ میلادی جنس صدای مایکل جکسون به تدریج از آواز سوپرانوی یک پسر بچه در جهت نوع تنور بالای دوجنسی خیلی تغییر کرد. همچنین در سالهای میانی دهه ۱۹۷۰، این خواننده یک سکسکه آوازی انجام داد. منظور از سکسکه رویکردی همچون بلعیدن هوا به داخل نای و یا فس نفس زدن میباشد.
زمانی که جکسون در سال ۱۹۹۳ برای نخستین بار به گفتگو با اپرا وینفری نسیت، به طور واضح نشان داد به چه حالتی از قسمت دهان و حنجرهاش در جایگاه ساز موسیقی بهره گرفته و به این ترتیب آهنگها را تقسیم بندی میکند.
بازگشت دوباره به صحنه بعد از ۱۲ سال:
در یکی از روزهای ماه مارس سال ۲۰۰۹ میلادی مایکل جکسون خبری را منتشر نمود مبنی بر اینکه از تاریخ هشتم ماه ژوئیه تعداد ده کنسرت را به نام این آخرش است، در محل ورزشگاه او۲ آرنا لندن برگزار میکند. در حقیقت کنسرتهای مذکور اولین دوره کنسرتهایی بودند که این خواننده از هنگام برپایی تور جهانی تاریخ به سال ۱۹۹۷ اجرا میکرد. او اینطور شرح داد: تنها قصد داشتم بگویم، این کنسرتها آخرین اجراهای نمایشی من خواهند بود. وقتی میگم این آخرش است، بیگمان منظورم همین است.
و در ادامه گفت: این رویداد آخرین بیانیه جهت حضور در پرده نمایش او محسوب میشود. برپایی این ده کنسرت، موجب کسب درآمدی برای مایکل جکسون در حدود ۵۰ میلیون یورو گردید. به علت استقبال زیادی که مردم و مخاطبان از این کنسرتها انجام دادند، تعداد این کنسرتها از ده کنسرت به پنجاه کنسرت تغییر یافته و همه یک میلیون بلیط آنها در مدت کمتر از دو ساعت فروخته شد.
تاریخ شروع کنسرتهای مذکور از روز سیزدهم ماه ژوئیه ۲۰۰۹ آغاز شده و زمان خاتمه آن ششم ماه مارس سال ۲۰۱۰ برای مدت ۶ ماه اعلام گردید. به فاصله کمتر از سه هفته از آغاز اولین کنسرت در لندن، مایکل جکسون به موجب ایست قلبی در منزلش در شهر لس آنجلس ایالات متحده آمریکا دار فانی را وداع گفت.
به دنبال درگذشت مایکل و فسخ اجراها، شرکت AEG Live همه مبلغ ۸۵ میلیون دلار پول کسب شده از فروش بلیطها را به صاحبانشان بازگرداند. این بازپرداخت برای مراسم کنسرت لغو شدهای بود که توانست رکورد بالاترین فروش بلیط را به خود اختصاص دهد.
زمانی که در تاریخ دهم ماه می سال ۲۰۰۹ میلادی، نیروهای پلیس یک گفتگوی تلفنی را از تلفن پزشک شخصی او به نام کانراد موری پس از مرگ جکسون کشف کردند، به این ترتیب پزشک مذکور به دادگاه فراخوانده شده و برای اولین بار در سال ۲۰۱۱ این محاکمه از تلویزیون به نمایش درآمد.
مایکل جکسون هدف خود را از برگزاری کنسرتهای مذکور چنین گفته بود: ما باید خارقالعاده باشیم. وقتی مردم سالن کنسرت را ترک میکنند، وقتی مردم نمایش مرا ترک میکنند میخواهم با خودشان بگویند که هرگز چنین چیزی را در زندگیشان ندیدهاند. شگفتانگیز است. او بزرگترین صحنهگردان دنیاست؛ و من با پولش یک بیمارستان برای میلیونها کودک جهان میسازم. بزرگترین بیمارستان دنیا، بیمارستان کودکان مایکل جکسون.
در تاریخ بیست و هشتم اکتبر سال ۲۰۰۹ برای مدت سی روز، شرکت کلمبیا پیکچرز، یک فیلم مستند با عنوان مایکل جکسون: این آخرش است که مشتمل بر واپسین تمرینات، رخدادهای پشت صحنه و گفتگوهای مرتبط با آخرین کنسرت این خواننده بود را جهت دیدن عموم در سینماهای کل دنیا به اکران گذاشت. مستند مذکور در مجموع با فروشی به مبلغ ۲۶۱ میلیون دلار به عنوان پرفروشترین فیلم مستند، موزیکال و کنسرتی دنیا در همه ادوار شناخته شد.
درگذشت
با همه اقدامات و برنامههای صورت گرفته در نهایت اجل مهلت نداد مایکل جکسون بتواند به استقبال گسترده مردم از این کنسرتها پاسخ دهد. سرانجام او در روز بیست و پنجم ماه ژوئن سال ۲۰۰۹ مقارن با چهارم تیر ماه سال ۱۳۸۸ شمسی تنها ۱۸ روز پیش از شروع نخستین اجرای کنسرتش به نام این آخرش است، در خانه شخصی اش در شهر لس آنجلس سکته قلبی کرده و پس از منتقل کردن او به بیمارستان و با وجود سعی و کوشش پزشکان، به موجب ایست قلبی درگذشت.
اخبار مرگ مایکل موجب شوک و حیرت اکثریت مردم جهان شده و ناراحتی و حزن خاصی را در وجود هوادارانش ایجاد کرد. اعضای خانواده این خواننده به موجب یک مراسم خصوصی در تاریخ سوم ماه سپتامبر سال ۲۰۰۹، پیکر بیجان مایکل را در سن ۵۰ سالگی در مزار فارست لاون شهر لس آنجلس خاکسپاری کردند. هنگامی که ۱۲ روز از مرگ مایکل سپری شده بود، در روز هفتم ماه ژوئیه سال ۲۰۰۹ یک مراسم عمومی به یاد او برپا شد که در آنجا حاضران و اجرا کنندگان به ابراز احساسات پرداختند.
در حدود ۲ میلیون نفر از مردم از نقاط مختلف جهان جهت حضور در این مراسم به آنجا آمده بودند که از میان آنها فقط ۲۰ هزار نفر موفق شدند به این آنجا وارد شوند. در عین حال افزون بر یک میلیارد نفر از مخاطبان این برنامه را به حالت زنده در کشورهای متعدد تماشا کردند.
مراسمی که جهت یادبود مایکل جکسون برگزار شد مشابه برنامههایی که جهت خاکسپاری دایانا، شاهدخت ولز و ازدواج شاهزاده ویلیام، دوک کمبریج و کاترین میدلتون صورت گرفت، از جمله پر بینندهترین برنامههای تلویزیونی از هنگام بنیانگذاری تلویزیون بوده است.
مرگ یکباره این خواننده ظن و گمانهای متعددی را در میان مردم پدید آورد. چرا که او فقط به فاصله ۱۲ ساعت پیش از درگذشتش، مشغول انجام تمرینات دشوار و پی در پی بر روی صحنه سالن استیپلز سنتر جهت کنسرتهای این آخرش است، بود. برخی از نشریات شایعه کردند، علت مرگ او به علت مصرف بیش از اندازه مواد مخدر صورت گرفت.
ولی به دنبال کالبدشکافی جسم مایکل که توسط پزشکی قانونی لس آنجلس انجام گردید، گزارش آمد که هیچگونه اثراتی از مصرف دارو و مواد مخدر همچون دمرول، مورفین، حشیش، کوکایین و قرصهای ضدافسردگی و همچنین مشروبات الکلی در پیکر مایکل جکسون یافت نشد. پزشکی قانونی در ادامه آورده بود، فقط تعدادی داروی خواب آور همچون داروی قوی بیهوشی پروپوفول در بدن او مشاهده شده است.
در پی سپری شدن دو ماه از مرگ مایکل جکسون، اخبار جنجال برانگیزی موجب حیرت و پریشانی خانواده او گردید. بر اساس مطالبی که در ماه فوریه سال ۲۰۱۰ ارائه گردید، پزشکی قانونی مدعی بود که مایکل جکسون به حالت عادی نمرده و مرگ او، قتل بوده است.
بر مبنای این گزارش عامل درگذشت این خواننده مسمومیتی بود که به موجب تزریق داروی پروپوفول از طرف پزشک شخصی او ایجاد شده بود. عامل قتل این خواننده انجام تزریق از سوی یک شخص غیرمتخصص خوانده شد که یک لطمه و زیان مرگبار را در پی داشت.
سرانجام دکتر کانراد موری،متخصص بیماری های قلبی و پزشک شخصی این خواننده، متهم به قتل غیر عمد شده و پس از برگزاری جلسات دادگاه، او مجرم شناخته شده و به گذراندن مدت چهار سال حبس محکوم شد.
اخبار مربوط به درگذشت مایکل جکسون به حالت وسیع تحت پوشش خبری واقع شد. همچنین سایتهای برخی خبرگزاریها همچون لس آنجلس تایمز و تیامزد به علت هجمه گسترده کاربران، مدتی قادر به فعالیت نبوده و متوقف شدند. همچنین شبکه گوگل به علت هجوم فراوان کاربران اینترنتی و جستجویی که جهت واژه ایکل جکسون به علت تردید و شک و شبهههایی که حملهٔ داس وجود داشت، برای ۳۰ دقیقه از دسترس عموم بیرون آمد. علاوه بر این وب سایتهای توئیتر و ویکیپدیا به علت رجوع زیاد کاربران با اشکال مواجه شدند.
طبق گزارشی که یکی از خبرنگاران نیویورک تایمز به نام نوام کوهن ارائه کرد، به فاصله کوتاهی پس از به تایید رسیدن درگذشت مایکل جکسون، صفحه زندگینامه او در سایت ویکی پدیا برای یک ساعت از طرف حدود یک میلیون نفر بازدید شد. همچنین طبق اظهارات جی والش سخنگوی بنیاد ویکی مدیا در شهر سانفرانسیسکو، معتقد بود: ما گمان میکنیم که این بیشترین بازدید از هر مقاله در تاریخ ویکیپدیا در یک دوره یک ساعته باشد.
با هیدرودرم، پاکسازی پوستت رو حرفهای و بیدردسر انجام بده
|
با آردن اکسپرتیج، روتین مراقبت از پوستت رو ساده و حرفهای کن
|





