متن شعر برای عاشورا

شعر ۱۰ تیر ۱۴۰۳ بدون دیدگاه

وبسایت "فردای تازه" همان "تاروت رنگی" سابق می باشد.

شعر برای عاشورای حسینی

شعر روز عاشورا، مجموعه‌ای از اشعار احساسی و عمیق است که به واقعه‌ی کربلا و شهادت امام حسین (ع) و یارانش می‌پردازد. این اشعار، با بیان زیبا و تأثیرگذار، حس و حال آن روز را به تصویر می‌کشند و ارزش‌های والای ایثار، شجاعت و مقاومت را زنده نگه می‌دارند. شعرهای عاشورایی، از شاعران بزرگ کلاسیک و معاصر، نه تنها در زبان فارسی بلکه در ادبیات جهانی نیز جایگاه ویژه‌ای دارند. خواندن این اشعار در ایام محرم، دل‌ها را به حماسه‌ی کربلا نزدیک‌تر کرده و یاد و خاطره‌ی شهدای عاشورا را زنده نگه می‌دارد.

با فرارسیدن ماه محرم و روز عاشورا، دل‌هایمان آکنده از غم و اندوه می‌شود و یادآور بزرگ‌ترین حماسه تاریخ اسلام، حماسه عاشورا، می‌گردد. در این جا چند شعر در این روز، امام حسین (ع) و یاران وفادارش با عشق و ایمان به مبارزه با ظلم و ستم پرداختند و با ایثار و فداکاری بی‌نظیرشان، درس‌های بزرگی به بشریت آموختند.

شعر برای روز عاشورا حسینی

شعر برای روز عاشورا

به دیده‌ی دل نگریستم درین وادی بلا
که در میان غم و ماتم، به یاد کربلا

زمین پر از خون شهیدان، به یاد عاشورا
هوای دل پر از ناله، به یاد کربلا

حسین (ع) بن علی، آن ماه بی‌همتا
ز مهر حق پر از عشق و صفا

به تیغ عشق سر داد او درین دشت
که در راه حق شد او فدایی عشق

زینب (س) به ناله، در دل شب‌های تار
یاد برادر، در دلش پر از شرار

آن یاران باوفا، با دلی پر از شور
به راه حق، جان فدا کردند به نور

نوای غم، در دل عاشقان جاری
که در راه عشق، گشتند فداکاری

دل‌ها به یاد عاشورا پر از ماتم
که این غم جانسوز است و این است محرم

باشد که دل‌هایمان، پر از عشق او گردد
که در راه حق و عشق، جان فدا گردد

شعر عاشورا

شعر از محشتم کاشانی

به مناسبت بزرگداشت این روز تاریخی و به منظور تجلیل از مقام والای امام حسین (ع) و یاران فداکارش، یکی از زیباترین اشعار محتشم کاشانی ویژه عاشورا را به شما تقدیم می‌کنیم. این شعر، با استفاده از کلمات احساسی و تأثیرگذار، عمق اندوه و بزرگی این واقعه را به تصویر می‌کشد و ما را به تفکر و تأمل در مورد ارزش‌های والای عاشورا وامی‌دارد.

همچنین بخوانید:  شعر برای شهادت امام سجاد (ع)

باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است؟

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است؟

گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است

گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است

در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه می‌کنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است

خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین
پروردهٔ کنار رسول خدا، حسین

کشتی شکست‌خوردهٔ طوفان کربلا
در خاک و خون تپیده میدان کربلا

گر چشم روزگار به رو زار می‌گریست
خون می‌گذشت از سر ایوان کربلا

نگرفت دست دهر گلابی به غیر اشک
ز آن گل که شد شکفته به بستان کربلا

از آب هم مضایقه کردند کوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا

بودند دیو و دد همه سیراب و می‌مکند
خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا

زان تشنگان هنوز به عیوق می‌رسد
فریاد العطش ز بیابان کربلا

آه از دمی که لشکر اعدا نکرد شرم
کردند رو به خیمهٔ سلطان کربلا

آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد
کز خوف خصم در حرم افغان بلند شد

کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی
وین خرگه بلند ستون بی‌ستون شدی

کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت
یک شعلهٔ برق خرمن گردون دون شدی

کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان
سیماب‌وار گوی زمین بی‌سکون شدی

همچنین بخوانید:  شعر برای شهادت امام حسن عسکری (ع)

کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک
جان جهانیان همه از تن برون شدی

کاش آن زمان که کشتی آل نبی شکست
عالم تمام غرقهٔ دریای خون شدی

آن انتقام گر نفتادی به روز حشر
با این عمل معاملهٔ دهر چون شدی

آل نبی چو دست تظلم برآورند
ارکان عرش را به تلاطم درآورند

برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند
اول صلا به سلسلهٔ انبیا زدند

نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید
زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند

آن در که در محشر به شفاعت زند کسی
آتش زدن به خانهٔ خیرالنساء زدند

پس آسمان چو جمع پراکنده یافت، زود
نیرنگ شام در رخ مهر و وفا زدند

وز تیشهٔ ستیزه در آن دشت کوفیان
بس نخل‌ها ز خون شهیدان به پا زدند

نقش فسوس بر در دولت زدند و داغ
بر سینهٔ بنی‌هشام از جفا زدند

پس بر جنازهٔ حسن آنجا که تیربار
بر خاتم رسول خد ا مجتبی زدند

زینب چو دید پیکر صدپارهٔ حسین
گسترد گیسو و به سرش دست‌ها زدند

چشم خدایگان ز جهان پرده بر گرفت
ناگاه دیدگان زمانه سحر گرفت

زان دم که بر حسینیان شد زمین تنگ
آفاق را گرفته ز هر سو غم و درنگ

روزی چنین در آمد و روزی چنان برفت
انگشت غم به ناله گرفتند بر خدنگ

هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال
او در دل است و هیچ دلی نیست بی‌ملال

ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند
یک باره بر جریدهٔ رحمت قلم زنند

ترسم که روز حشر چو آرند تشنه‌کام
آبش ز ساقی کوثر به ساغر کرم زنند

با این گناه و سابقه امید مغفرت
آن جای عفو باشد که آن جای را ستم زنند

اما به رغم مدعیان از جناب غیب
آتش به خیمه‌های ستم بر ستم زنند

شمر از برای کشتن اولاد فاطمه
مانند تیر تازه‌بهاران علم زنند

آزادگان جهان همه مشتاق آن که تا
پشت از حریم پردگیان محترم زنند

دیباچهٔ قیامت قتل شهید بود
یعنی در این معامله اول قلم زنند

همچنین بخوانید:  شعر برای ولادت حضرت زینب (س)

شعر عاشورای حسینی

شعر از عمان سامانی

از شاعران بزرگ ایرانی که در وصف عاشورا آثار درخشانی خلق کرده، عمان سامانی است. وی با اشعار خود درباره عاشورا و امام حسین (ع)، به زیبایی عظمت این واقعه را به تصویر کشیده است. یکی از معروف‌ترین سروده‌های او که به بیان این حماسه می‌پردازد، نمونه‌ای از هنر و احساس عمیق او در شعر عاشورایی است.

بشکسته سبو، ریخته در خُمّ غم است
در ماتم او جهان، سیه‌پوش و دَم است

خورشید گرفته روی و در گریه قمر
از داغ حسین، چرخ در هم و غم است

باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟

این زینب است بر سر نعش حسین (ع)
کز سوز جگر، دلش پر از درد و غم است

بر لبش آید ناله‌ی یا جداه
از دیده روان، سیل خون، از این غم است

دردیست در این غم که زبان را ناید
این سوز جگر، نهفته در هر قلم است

متن شعر برای عاشورا

شعر از محمدرضا شفیعی کدکنی

از جمله اشعار شناخته شده و برجسته درباره روز عاشورا، سروده‌ای از محمدرضا شفیعی کدکنی، شاعر معاصر بزرگ، است که با عنوان “در کوی نیکنامان” شناخته می‌شود. این اثر زیبا و مشهور، با زبانی ساده و دلنشین، عمق حماسه و تراژدی عاشورا را به تصویر می‌کشد و توانسته است پیوندی عمیق با خوانندگان برقرار کند.

در کوی نیکنامان ما را گذر ندادند
گر تو نمی‌پسندی، تغییر ده قضا را

ما را به بند بگذار، ای مهر و ماه، لیکن
هرگز مبند بر دل، مهرت دل‌گشا را

در آتش هلاکت، کس زنده برنیاید
ای تازه‌آشناها، یاد آر آشنا را

آن شب که با تو بودم، دیدم که در دل من
روشن‌تر از سپیده، روی تو بود تا را

دل چون ز غم بیاساید، ابر از کران بزداید
خورشید خنده‌هایت، خالی کند فضا را

دیگر ز هیچ کس من، باک و هراس دارم
جز یاد روی آن شب، با دوست آشنا را

برند هیدرودرم با هیدرودرم، پاکسازی پوستت رو حرفه‌ای و بی‌دردسر انجام بده برند آردن اکسپرت ایج با آردن اکسپرتیج، روتین مراقبت از پوستت رو ساده و حرفه‌ای کن
در صورت تمایل این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
تلگرام واتس آپ فیس بوک پیامک
تلگرام واتس آپ فیس بوک پیامک
اشتراک
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد برخط
مشاهده تمامی دیدگاه ها