
غزل شماره ۴۳۶ – آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی
غزل شماره ۴۳۶ از دیوان حافظ – آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی گردون ورق هستی ما درننوشتی هر چند که هجران ثمر وصل برآرد […]

غزل شماره ۴۳۶ از دیوان حافظ – آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی گردون ورق هستی ما درننوشتی هر چند که هجران ثمر وصل برآرد […]

غزل شماره ۴۳۵ از دیوان حافظ – با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی تا بیخبر بمیرد در درد خودپرستی عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر […]

غزل شماره ۴۳۴ از دیوان حافظ – ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی وان گه برو که رستی از نیستی و […]

غزل شماره ۴۳۳ از دیوان حافظ – ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی لطف کردی سایهای بر آفتاب انداختی تا چه خواهد کرد […]

غزل شماره ۴۳۲ از دیوان حافظ – مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی پر کن قدح که بی می مجلس ندارد آبی وصف رخ چو ماهش در پرده راست […]

غزل شماره ۴۳۱ از دیوان حافظ – لبش میبوسم و در میکشم می لبش میبوسم و در میکشم می به آب زندگانی بردهام پی نه رازش میتوانم گفت با کس نه کس را میتوانم دید […]

غزل شماره ۴۳۰ از دیوان حافظ – به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می علاج کی کنمت آخرالدواء الکی ذخیرهای بنه از رنگ و بوی فصل […]

غزل شماره ۴۲۹ از دیوان حافظ – ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می طامات تا به چند و خرافات تا به کی بگذر […]

غزل شماره ۴۲۸ از دیوان حافظ – سحرگاهان که مخمور شبانه سحرگاهان که مخمور شبانه گرفتم باده با چنگ و چغانه نهادم عقل را ره توشه از می ز شهر هستیش کردم روانه نگار می […]

غزل شماره ۴۲۷ از دیوان حافظ – چراغ روی تو را شمع گشت پروانه چراغ روی تو را شمع گشت پروانه مرا ز حال تو با حال خویش پروا نه خرد که قید مجانین عشق […]