
غزل شماره ۲۰ – روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست
غزل شماره ۲۰ از دیوان حافظ – روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست می ز خمخانه به جوش آمد و می […]

غزل شماره ۲۰ از دیوان حافظ – روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست می ز خمخانه به جوش آمد و می […]

غزل شماره ۱۸ از دیوان حافظ – ساقیا آمدن عید مبارک بادت ساقیا آمدن عید مبارک بادت وان مواعید که کردی مرواد از یادت در شگفتم که در این مدت ایام فراق برگرفتی ز حریفان […]

غزل شماره ۱۹ از دیوان حافظ – ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست شب تار است و ره وادی ایمن در پیش […]

غزل شماره ۱۷ از دیوان حافظ – سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت تنم از واسطه دوری […]

غزل شماره ۱۶ از دیوان حافظ – خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت به قصد جان من زار ناتوان انداخت نبود نقش دو عالم که […]

غزل شماره ۱۵ از دیوان حافظ – ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت و ای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت خوابم بشد از دیده در […]