
غزل شماره ۲۴۶ – عید است و آخر گل و یاران در انتظار
غزل شماره ۲۴۶ از دیوان حافظ – عید است و آخر گل و یاران در انتظار عید است و آخر گل و یاران در انتظار ساقی به روی شاه ببین ماه و می بیار دل […]

غزل شماره ۲۴۶ از دیوان حافظ – عید است و آخر گل و یاران در انتظار عید است و آخر گل و یاران در انتظار ساقی به روی شاه ببین ماه و می بیار دل […]

غزل شماره ۲۴۵ از دیوان حافظ – الا ای طوطی گویای اسرار الا ای طوطی گویای اسرار مبادا خالیت شکر ز منقار سرت سبز و دلت خوش باد جاوید که خوش نقشی نمودی از خط […]

غزل شماره ۲۴۴ از دیوان حافظ – معاشران گره از زلف یار باز کنید معاشران گره از زلف یار باز کنید شبی خوش است بدین قصهاش دراز کنید حضور خلوت انس است و دوستان جمعند […]

غزل شماره ۲۴۳ از دیوان حافظ – بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید از یار آشنا سخن آشنا شنید ای شاه حسن چشم […]

غزل شماره ۲۴۲ از دیوان حافظ – بیا که رایت منصور پادشاه رسید بیا که رایت منصور پادشاه رسید نوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت […]

غزل شماره ۲۴۱ از دیوان حافظ – معاشران ز حریف شبانه یاد آرید معاشران ز حریف شبانه یاد آرید حقوق بندگی مخلصانه یاد آرید به وقت سرخوشی از آه و ناله عشاق به صوت و […]

غزل شماره ۲۴۰ از دیوان حافظ – ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید وجه می میخواهم و مطرب که میگوید رسید شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسهام بار […]

غزل شماره ۲۳۹ از دیوان حافظ – رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید صفیر مرغ برآمد بط […]

غزل شماره ۲۳۸ از دیوان حافظ – جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید هلال عید در ابروی یار باید دید شکسته گشت چو پشت هلال […]

غزل شماره ۲۳۷ از دیوان حافظ – نفس برآمد و کام از تو بر نمیآید نفس برآمد و کام از تو بر نمیآید فغان که بخت من از خواب در نمیآید صبا به چشم من […]