
غزل شماره ۳۵ – برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست
غزل شماره ۳۵ از دیوان حافظ – برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست میان […]

غزل شماره ۳۵ از دیوان حافظ – برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست میان […]

غزل شماره ۳۴ از دیوان حافظ – رواق منظر چشم من آشیانه توست رواق منظر چشم من آشیانه توست کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست به لطف خال و خط از عارفان […]

غزل شماره ۳۳ از دیوان حافظ – خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است جانا به حاجتی […]

غزل شماره ۳۲ از دیوان حافظ – خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست گشاد کار من اندر کرشمههای تو بست مرا و سرو چمن را به خاک […]

غزل شماره ۳۱ از دیوان حافظ – آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است یا رب این تأثیر دولت در کدامین کوکب است تا […]

غزل شماره ۳۰ از دیوان حافظ – زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست راه هزار چاره گر از چار سو ببست تا عاشقان به بوی […]

غزل شماره ۲۹ از دیوان حافظ – ما را ز خیال تو چه پروای شراب است ما را ز خیال تو چه پروای شراب است خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است گر […]

غزل شماره ۲۸ از دیوان حافظ – به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست که مونس دم صبحم دعای دولت توست سرشک من که […]

غزل شماره ۲۷ از دیوان حافظ – در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست مست از می و میخواران از نرگس مستش مست در نعل سمند […]

غزل شماره ۲۶ از دیوان حافظ – زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در […]