
غزل شماره ۱۲۶ – جان بی جمال جانان میل جهان ندارد
غزل شماره ۱۲۶ از دیوان حافظ – جان بی جمال جانان میل جهان ندارد جان بی جمال جانان میل جهان ندارد هر کس که این ندارد حقا که آن ندارد با هیچ کس نشانی زان […]

غزل شماره ۱۲۶ از دیوان حافظ – جان بی جمال جانان میل جهان ندارد جان بی جمال جانان میل جهان ندارد هر کس که این ندارد حقا که آن ندارد با هیچ کس نشانی زان […]

غزل شماره ۱۲۵ از دیوان حافظ – شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد بنده طلعت آن باش که آنی دارد شیوه حور و پری گر […]

غزل شماره ۱۲۴ از دیوان حافظ – آن که از سنبل او غالیه تابی دارد آن که از سنبل او غالیه تابی دارد باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد از سر کشته خود میگذری […]

غزل شماره ۱۲۳ از دیوان حافظ – مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد عالم از ناله عشاق مبادا […]

غزل شماره ۱۲۲ از دیوان حافظ – هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد خداش در همه حال از بلا نگه دارد حدیث دوست نگویم مگر […]

غزل شماره ۱۲۱ از دیوان حافظ – هر آن کو خاطر مجموع و یار نازنین دارد هر آن کو خاطر مجموع و یار نازنین دارد سعادت همدم او گشت و دولت همنشین دارد حریم عشق […]

غزل شماره ۱۲۰ از دیوان حافظ – بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد غبار […]

غزل شماره ۱۱۹ از دیوان حافظ – دلی که غیب نمای است و جام جم دارد دلی که غیب نمای است و جام جم دارد ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد به […]

غزل شماره ۱۱۸ از دیوان حافظ – آن کس که به دست جام دارد آن کس که به دست جام دارد سلطانی جم مدام دارد آبی که خضر حیات از او یافت در میکده جو […]

غزل شماره ۱۱۷ از دیوان حافظ – دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد که چو سرو پایبند است و چو لاله داغ دارد […]