
غزل شماره ۲۸۶ – دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش
غزل شماره ۲۸۶ از دیوان حافظ – دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش وز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش گفت آسان گیر بر خود کارها […]

غزل شماره ۲۸۶ از دیوان حافظ – دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش وز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش گفت آسان گیر بر خود کارها […]

غزل شماره ۲۸۵ از دیوان حافظ – در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش حافظ قرابه کش شد و مفتی پیاله نوش صوفی ز کنج صومعه با پای خم نشست […]

غزل شماره ۲۸۴ از دیوان حافظ – هاتفی از گوشه میخانه دوش هاتفی از گوشه میخانه دوش گفت ببخشند گنه می بنوش لطف الهی بکند کار خویش مژده رحمت برساند سروش این خرد خام به […]

غزل شماره ۲۸۳ از دیوان حافظ – سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش که دور شاه شجاع است می دلیر بنوش شد آن که اهل […]

غزل شماره ۲۸۲ از دیوان حافظ – ببرد از من قرار و طاقت و هوش ببرد از من قرار و طاقت و هوش بت سنگین دل سیمین بناگوش نگاری چابکی شنگی کلهدار ظریفی مه وشی […]

غزل شماره ۲۸۱ از دیوان حافظ – یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش میسپارم به تو از چشم حسود چمنش گر چه از […]

غزل شماره ۲۸۰ از دیوان حافظ – چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش به هر شکسته که پیوست تازه شد جانش کجاست همنفسی تا به شرح عرضه دهم که دل چه […]

غزل شماره ۲۷۹ از دیوان حافظ – خوشا شیراز و وضع بیمثالش خوشا شیراز و وضع بیمثالش خداوندا نگه دار از زوالش ز رکن آباد ما صد لوحش الله که عمر خضر میبخشد زلالش میان […]

غزل شماره ۲۷۸ از دیوان حافظ – شراب تلخ میخواهم که مردافکن بود زورش شراب تلخ میخواهم که مردافکن بود زورش که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش سماط دهر دون […]

غزل شماره ۲۷۷ از دیوان حافظ – فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش دلربایی […]