💤 تعبیر خواب با کارت های تاروت کبیر

تعبیر خواب ۲۱ بهمن ۱۳۹۹ ۲۰ دیدگاه

وبسایت "فردای تازه" همان "تاروت رنگی" سابق می باشد.

تعبیر خواب با استفاده از کارت های تاروت کبیر

خواب و رویاها فقط رویدادهای ذهنی تصادفی نیستند که هنگام خواب اتفاق می افتند. آنها پیام هایی فوق العاده نمادین و ناخودآگاه برای ما هستند. آنها می توانند شما را درگیر مسائل مربوط به گذشته، حال و آینده خود کنند و به شما مشاوره و هشدار داده و معانی مخفی شرایط خود را فاش کنند. تعبیر خواب با کارت های تاروت به شما مهمترین پیام هایی را که در خواب تان وجود دارد، بیان می کند.

برای مشاهده تعبیر، موضوع مربوط به خواب خود را از بین کلمات زیر یا بخش جستجو انتخاب نمایید.

تعبیر خواب تاروت

جادو     نوشیدنی     کار     تاریکی     مه     چشم انداز مبهم     غذا     بازی     توهم     تجارت     آموزش     دروازه     راه رو     اسباب     مدرسه     درب     آب     اعضای مونث خانواده     خیانت     فریب     عضو مذکر خانواده     معنویت     مسجد     روحانی     مکان معنوی     شلوغی     رابطه جنسی     عشق     رابطه عاشقانه     ازدواج     گردش     مسافرت     بسیار بزرگ     رانندگی     تصادف     وسیله نقلیه     مسدود کردن     فشردگی     خفقان     سلاح     اجتناب     راز     گم کردن     پنهان شدن     سرمایه گزاری     هدیه     پول     شانس     ساعت مچی     ساعت     زمان     حیوان     ناسازگاری     سلامتی     دعوا     مو     عریانی     بدن     بی حالی     صدمه     خون     کشتن     غم و اندوه     مرگ     منظره ناخوشایند     ناتوانی     از دست دادن     محافظ     فرشته     حواس     بافت     رنگ ها     روح     هیولا     غول     دشمن     خیابان     انفجار     آتش     پل     جاده     ساختمان     شهر     بلاهای طبیعی     شهرت     طبیعت     منظره خوشایند     تفریح     شریک احساسی سابق     دریا     ترک کردن     موج     تولد     بارداری     دوستی     ساحل     بچه     تابوت     پرواز کردن     سقوط کردن     قبرستان     قبر     اضافه کاری     خستگی     کوه     صخره     قله     دویدن     وحشت     شکست     تعقیب     نگرانی     اشتباه     
همچنین بخوانید:  😴 زمان مناسب تعبیر خواب
برند هیدرودرم با هیدرودرم، پاکسازی پوستت رو حرفه‌ای و بی‌دردسر انجام بده برند آردن اکسپرت ایج با آردن اکسپرتیج، روتین مراقبت از پوستت رو ساده و حرفه‌ای کن
در صورت تمایل این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
تلگرام واتس آپ فیس بوک پیامک
تلگرام واتس آپ فیس بوک پیامک
برچسب ها
اشتراک
اطلاع از
20 نظرات
بازخورد برخط
مشاهده تمامی دیدگاه ها
ناشناس
۱۸ فروردین ۱۴۰۵ ساعت: ۱۵:۰۶

خواب دیدم من وسیله‌هام رو جمع کرده بودم باید از خونه می‌رفتم تو خونه خودمون فقط بابام بود رفتم خونه مامان بزرگم مامانِ بابام اون جا که رفتم یک فامیل‌ دور رو دیدم که کلا زیاد نمی‌بینمش نشستم رو به روش اون نشست بغل من سر صحبت رو باز کرد بعد نگران شدم یک وقت این این‌جاست لباس‌هام بد نباشه رفتم از مامان بزرگم لباس بگیرم نداشت برای همین رفتم از خونه لباس آوردم بعد که داشت می‌رفت به من گفت باهاش برم من هم رفتم خونه اون فامیل دور تنهایی با وسیله‌هام خونه‌اش خیلی بزرگ بود درحالی که تو واقعیت کوچیکه سه‌تا خواب داشت ولی گفت یکیش مال منه تو اتاق من بمون دوتا همخونه داشت دوتا دختر که من نمی‌شناختم کل خونه روشن بود ولی اتاق خواب ها تاریک، اولین جا ایستادم در اتاق‌ها رو نگاه کردم رو در همه اتاق‌ها خونه عکس‌های خانوادگی بود حتی عکس‌های من و خانواده ما بعد اون خونه همش تغییر می‌کرد فرداش مامان و خالم اومدن اون‌جا نشسته بودیم رو مبل حرف می‌زدیم رفتم تو اشپزخونه خالم چایی درست کرد اول رنگ چای بنفش بود با خالم و دوتا دختر و فامیل دور بخوریم بعد خانوادم بلند شدن برن من خواستم اون‌جا بمونم گفتن درست نیست من رو با خودشون از اون جا بردن جز اون فامیل‌مون تو اون خونه همه زن بودن

آنیتا
۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ ساعت: ۰۰:۴۸

خواب دیدم همکام که پسر تویی محل کار بهم گفت دوست ندارم باهات دوست بشم چون نمیخوام ابروت بره ولی بعدش بهم پیام داد زنگ زد و فقط منو. نگاه میکرد و لبخنده میزد

Zahra
۱۱ بهمن ۱۴۰۳ ساعت: ۲۲:۱۰

سلام من جدیدا خوابی دیدم از شریک احساسی سابقم مبتنی بر اینکه داره به شدت گریه می کنه و یک موضوع رو برام توضیح میده این خواب به شدت واقعی بود به حدی که روی ضربان قلبم تاثیر گذاشته بود و از صدای بسش از حد تپش قلبم از خواب بیدار شدم و سرما وجودم رو گرفته بود ذهنم به شدت درگیره که نگران هستم

صحرا
۱۶ خرداد ۱۴۰۳ ساعت: ۱۱:۲۰

سلام خواب دیدم در خانه دایی ناتنی هستیم که خانواده ناجوری اند مادرم وارد اتاق که دایی بود رفت قبلش بحث کلامی با مادرم داشتم و با زن دایی از کار مادرم گله میکردم.. زن میرفت و و می‌آمد به اتاق ..من دوتا کارت تاروت روی زمین دیدم جادوگر که شیطانی می‌خندید و فکر کنم کارت برج..صدای دختری فال رو منفی تعبیر کرد. از اون طرف زن با لبخند مشکوکی توی در به من گفت ۳۱ تومن پول لازم داریم مادرت رو دکتر ببریم. دیدم مامانم وا رفته و رگ هاش و جای چشم سومش و یک چشمش نه کامل سیاه شده من فریاد میزدم و با سیلی بهش زدم که آیا چیزی میشه دایی مصرف کردی میگفت نه و من به دایی ام سیلی میزدم.. 😟 لطفا جواب بدین مرسی