بیوگرافی و زندگینامه خداداد عزیزی
وبسایت "فردای تازه" همان "تاروت رنگی" سابق می باشد.
بیوگرافی خداداد عزیزی
خداداد عزیزی به عنوان مربی فعلی فوتبال و بازیکن سابق تیم ملی فوتبال کشورمان، در روز یکم تیر ماه سال ۱۳۵۰ در حوالی فریمان متولد شد. او تعداد چهل و هفت دیدار ملی را برای تیم ملی فوتبال کشورمان به انجام رسانده و در این دوران تعداد یازده گل را نیز به نام خود ثبت کرده است.
او در سال ۱۹۹۶ در جایگاه بهترین بازیکن کنفدراسیون فوتبال آسیا و همچنین به عنوان برترین و ارزندهترین بازیکن جام ملتهای آسیا معرفی و شناخته شد.
اصلیت او و خانوادهاش متعلق به شهرستان فریمان میباشد. او در کنار حضور در رقابتهای لیگ برتر ایران، مدتی نیز در باشگاه بوندس لیگا کشور آلمان در عین حال رقابتهای لیگ برتر امارات متحده عربی شرکت داشته است.
خداداد عزیزی یکی از بازیکنان سرنوشت ساز تیم ملی ایران بود که موجب صعود تیم کشورمان به رقابتهای جام جهانی سال ۱۹۹۸ فرانسه گردید. او به علت برخورداری از سرعت و شتاب زیاد و همچنین به ثمر رساندن گل صعود آفرین تیم ملی ایران به تیم استرالیا، در حالی که جواد خیابانی در حال گزارش کردن این بازی بود، او را با عبارت غزال تیزپای فوتبال ایران معرفی کرد. او بازیکن شاخصی بوده که در زمره تکنیکیترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران محسوب میشود.
در عین حال در دیدار تیم پرسپولیس که در برابر تیم پوهانگ استیلزر کشور کره جنوبی در مرحله نیمه نهایی رقابتهای جام باشگاههای آسیا به سال ۱۹۹۶ انجام شد، خداداد عزیزی تنها گل تیم پرسپولیس را به ثمر رساند.
در این بازی پرسپولیس یک ضربه پنالتی را از دست داده و همچنین یک اشتباه باعث وارد شدن گل به دروازه خودی گردید. با این شرایط نماینده ایران یعنی باشگاه پرسپولیس که با نتیجه سه بر یک مغلوب شد، از صعود به مرحله نهایی این رقابتها ناکام شده و از دور مسابقات بیرون آمد.
خداداد عزیزی تاکنون به دفعات در کشور ایران در رقابتهای خیریه فوتبال حضور داشته و یا اینکه اقدام به برگزاری چنین دیدارهایی کرده است.
منوی دسترسی سریع

خلاصه زندگینامه
نام کامل: خداداد عزیزی
متولد: ۱ تیر ۱۳۵۰
زادگاه: فریمان، ایران
قد: ۱۶۹ سانتیمتر (۵ فوت ۶ ۱⁄۲ اینچ)
نام مستعار: غزال تیزپای آسیا
زندگینامه
زندگی شخصی و خانواده:
خداداد عزیزی بازیکن سابق تیم ملی کشورمان در روستای چشمه ایلخی حوالی فریمان از استان خراسان رضوی به دنیا آمد. پدر او به کشاورزی پرداخته و مادرش خانهدار بود.
لذا مطالبی که در خصوص افغانی بودن او در برخی سایتها مطرح میشد، صحت نداشته و نادرست است. زمانی که او در سن شش سالگی بود، به همراه خانواده از روستای خود به شهر مشهد نقل مکان کرده و در محلهای واقع در رضا شهر مشهد سکونت کردند.
لذا دوران کودکی او در آنجا سپری شده و رشد کرد. پدر این بازیکن از نظر مالی به شدت در تنگنا بوده و از آنجا که سرپرستی فرزندان و خانواده عمویش مرحومش را نیز عهدهدار بود، لذا به سختی میتوانست به تأمین نیازها و لباسهای بچههایش بپردازد. به طوری که در اغلب مواقع فرزندان او تا حد ممکن از لباسها و کفشهای خود استفاده میکردند.
زمانی که خداداد عزیزی به سن ۱۴ سالگی رسید، در کنار برادرش به کارهای بنایی روی آورد تا از این طریق کمک خرج خانواده شود. زمانی که او در مقطع متوسطه مشغول به تحصیل بود، به علت اهانتی که به دبیر ورزش خود داشت از دبیرستان حاج تقی آقا بزرگ بیرون رانده شد.
پس از آن او با حمایت و یاری برادر جهانگیر زنده دل که مدیریت باشگاه ابومسلم را عهدهدار بود، توانست در دبیرستان امیرکبیر ثبت نام کرده و به تحصیلات خود ادامه دهد.
از آنجا که آنها از نظر مالی بسیار در تنگنا و مضیقه بودند، مادر خداداد عزیزی در سال ۱۳۶۹ به علت ابتلا به بیماری سرطان و عدم توانایی در پرداخت هزینههای درمان، جان خود را از دست داد.
همچنین پدر این بازیکن نیز به تازگی در سن ۹۶ سالگی به دیار باقی شتافت.
در یکی از گفتگوهایی که خداداد عزیزی انجام داده بود، بیان داشت:
ما چهار برادر و یک خواهر هستیم. پس از آنکه مادرمان دار فانی را وداع گفت، در سال ۱۳۷۰ همسری را برای پدرمان اختیار کردیم. لذا او از همسر جدیدش نیز صاحب سه فرزند پسر شد. در مجموع ما هم اکنون هفت برادر و یک خواهر هستیم و برای تشکیل یک تیم فوتبال، تنها نیازمند حضور چهار برادر دیگر میباشیم.
این بازیکن کشورمان در ابتدا به شکل حرفهای با ملحق شدن به تیم ابومسلم مشهد که هم اکنون به مشکی پوشان شهرت دارد، فوتبال خود را آغاز نمود.
پس از مدتی او به منظور گذراندن دوران مقدس سربازی در سال ۱۳۷۱ به باشگاه فتح تهران ملحق شد. پس از خاتمه یافتن دوران سربازی، خداداد عزیزی در سال ۱۳۷۴ به تیم قدر و توانمند بهمن پیوست.
قد خداداد عزیزی ۱۶۹ سانتی متر بوده و به عنوان غزال تیزپای آسیا شهرت داشته و محبوبیت زیادی در میان مردم ایران دارد. یکی از نزدیکترین و صمیمیترین دوستان او در زندگی مهدی هاشمی نسب بازیکن فوتبال بوده که همچنان نیز بسیاری از مجالس و شب نشینیهایش را در کنار او سپری میکند.
اشتباه گرفتن جکی چان و خداداد عزیزی:
سالهای بسیار قبل در سفری که خداداد عزیزی به کشور کره انجام داده بود، ایرانیهای حاضر در آنجا به نزد او رفته و در کنارش عکس میگرفتند. در ادامه بسیاری از افراد خارجی حاضر در آن محل، تصور کردند که او جکی چان بوده و با این خیال در کنارش عکس یادگاری گرفتند.
اهدای توپ طلا به حرم امام رضا:
هنگامی که خداداد عزیزی در سال ۱۳۷۵ به عنوان برترین بازیکن آسیا معرفی شده و جایزه توپ طلا را دریافت کرد، جایزه مذکور را به موزه آستان مقدس قدس رضوی تقدیم چرا که طبق اظهاراتش:
«جای آن توپ در موزه حرم بود، نه طاقچه خانه ما»!
شغل دوم:
این فوتبالیست پیشین در کنار فعالیت در حوزه فوتبال، هم اکنون در زمینه ساخت و ساز نیز مشغول به کار است. طبق ادعای برخی از نزدیکان و دوستانش، او موفق شد در عرصه اقتصادی دستاوردهای خوبی را حاصل کند.
همچنین خداداد عزیزی صاحب یک گالری طلا فروشی در خیابان کریم خان تهران بوده و همچنین سرمایهگذاریهای پرسودی را در کشور امارات به انجام رسانده است.
او در وهله اول کارهای مالی و اقتصادی خود را با تخصیص سرمایه در زمینه پوشاک ورزشی شروع کرد. به طوری که هم اکنون دارای یک برند مطرح پوشاک ورزشی میباشد.
دعوا با جواد خیابانی در آنتن زنده:
در یکی از برنامههای شبکه ورزش که به صورت زنده به نمایش در میآمد، خداداد عزیزی به عنوان کارشناس برنامه حضور داشته و با جواد خیابانی در خصوص این موضوع که کدام یک از بازیکنان شایستگی دارد به عنوان برترین بازیکن در رقابت میان کشور ایران و روسیه معرفی شود، به بحث و مجادله میپرداختند.
به اعتقاد خداداد عزیزی دفاع راست تیم سوریه اقتدار و قابلیت لازم برای قرار گرفتن در جایگاه برترین بازیکن زمین را ندارد.
کتاب تو خداداد عزیزی هستی:
جواد رستمزاده یکی از نویسندگان دیرینه ورزش کشورمان اقدام به نگاشتن کتابی با عنوان تو خداداد عزیزی هستی نمود که در خصوص جریانات زندگی، مشکلات، چالشهای و عواملی که منجر به رها کردن پیش از موعد تیم ملی و زمین فوتبال برای او گردید، سخن گفته است.
ازدواج
در سال ۱۳۷۵ که خداداد عزیزی در سن ۲۰ سالگی بود، با دختری ازدواج کرد. گویا او چند سالی دلباخته و عاشق این دختر شده و سرانجام او را برای یک عمر زندگی مشترک در کنار خودش در نظر گرفت.
لاکن به دلایلی این بازیکن تاکنون هیچگونه تصویری از همسرش را در شبکهها یا فضای مجازی منتشر نکرده است. به طوری که بسیاری از همکارانش از همسر خداداد عزیزی هیچ شناختی و آشناییتی ندارد.
ثمره ازدواج این زوج، متولد شدن سه فرزند بوده که شامل دو دختر و یک پسر میباشد. اولین فرزندشان فاطمه عزیزی نام دارد که در سال ۱۳۷۶ متولد شد. فرزند دومش پسری است که اسم امیرحسین را برای او انتخاب کرده و در سال ۱۳۸۴ به دنیا آمد و سومین فرزند و به عبارتی دختر دومش، در سال ۱۳۸۹ متولد شد.
فرزندش، امیرحسین عزیزی:
دومین فرزند خداداد عزیزی و تنها پسرش امیرحسین عزیزی نام دارد که در سال ۱۳۸۴ به دنیا آمد. او نیز همانند پدرش از علاقمندان به دنیای فوتبال بوده ولی شیوه و عملکرد متفاوتی را در این عرصه دنبال میکند.
امیرحسین علی رغم پدرش که به عنوان یک مهاجم تند و تیز فعالیت میکرد، هم اکنون در پست هافبک هجومی در رقابتها حضور دارد. همچنین او دارای قدرت بدنی و رویکرد جنگاوری است. از دیگر ویژگیهای فوتبالی که در امیرحسین عزیزی مشاهده میشود، برخورداری از قدرت شوت و ضربه بالا و در عین حال تبحر در انجام ضربات ایستگاهی و پنالتی میباشد.
خاطرنشان میکنیم امیرحسین عزیزی سال قبل، در جایگاه کاپیتان تیم زیر ۱۷ سال آکادمی خداداد عزیزی به مقام قهرمانی در رقابتهای لیگ باشگاههای مشهد نائل شد.
تنها پسر اسطوره فوتبال خراسان رضوی پس از چندین سال فعالیت در حوزههای سنی مختلف در فضای باشگاه پدرش که آکادمی خداداد نام دارد، در حال حاضر رسماً به عرصه فوتبال حرفهای بزرگسالان راه یافته تا نام پدر را در آنجا زنده کند.
خداداد عزیزی در شبکه های اجتماعی
اینستاگرام:
زندگی ورزشی

خداداد عزیزی در طول سالها فعالیت حرفهای به عنوان بازیکن در زمین فوتبال، در کارنامه ورزشی خود ۴۷ بازی ملی را با پیراهن تیر ملی جمهوری اسلامی ایران ثبت کرده است. او در سالهای دهه ۷۰ و دوران نخستین دهه ۸۰ یکی از ستارههای فوتبال ایران به همراه علی دایی شناخته میشد.
او موفق شد تعداد ۱۱ گل ملی را به سود کشور ایران نثار دروازه حریف کند. در حقیقت در رقابتهای مقدماتی جام جهانی سال ۱۹۹۸ گل بینظیر او بود که باعث شد تیم ملی ایران به جام جهانی صعود کند.
این فوتبالیست اولین بازی حرفهای خود را در ترکیب تیم ابومسلم خراسان اجرا کرد. همچنین به منظور پشت سر گذاشتن دوران خدمت مقدس سربازی در سال ۱۳۷۱ راهی تهران شد. گویا از سالهای کودکی تا هم اکنون به تیم بارسلونا علاقه داشته و همواره تمام دیدارهای تیم بارسلونا را تا به اکنون مشاهده کرده است.
شروع فوتبال از ۱۶ سالگی:
این بازیکن در سال ۱۳۶۶ که در سن ۱۶ سالگی بود، پس از آنکه در یک رقابت در ترکیب تیم محلی بازی خوبی ارائه داده و توسط برخی از صاحب نظران مورد توجه قرار گرفت، پیشنهاد حضور در تیم جوانان خراسان را دریافت کرد. پس از گذشت یک سال او در سن ۱۷ سالگی به باشگاه تیم ابومسلم خراسان ملحق شد.
زمانی که خداداد عزیزی در مقطع متوسطه مشغول به تحصیل بود، همزمان در جایگاه بازیکن تیم ابومسلم حضور داشته و توانست تا سال ۱۳۷۱ در دیدار و رقابتهای تیم مذکور دستاوردهای بینظیر و ارزندهای را حاصل کند.
طی سالهای ۱۳۷۱ الی ۱۳۷۳، خداداد عزیزی دوران خدمت سربازی خود را در تیم فوتبال فتح سپری کرد. پس از آن در سال ۱۳۷۴ که او ۲۴ سال سن داشت، با منعقد کردن قراردادی به میزان سه و نیم میلیون تومان به تیم بهمن وارد شد.
به این ترتیب این بازیکن از سال ۱۳۷۴ در ترکیب تیم بهمن درآمده و سپس در سال ۱۳۷۵ در جایگاه بازیکن کمکی برای تیم پرسپولیس در رقابتهای جام باشگاههای آسیا در زمین به بازی پرداخت.
خاطرنشان میکنیم خداداد عزیزی اولین بار زمانی که در سن ۲۱ سالگی بود به تیم ملی جوانان فراخوانده شد. همچنین او در سال ۱۳۷۵ در رقابتهای جام ملتهای آسیا به سال ۱۹۹۶ در جایگاه برترین بازیکن سال از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا تعیین و شناخته شد.
لژیونری:
پس از آنکه خداداد عزیزی در قالب اعضای تیم ملی فوتبال ایران در رقابتهای جام ملتهای آسیا به سال ۱۹۹۶ بازی های بسیار درخشندهای را از خود به نمایش گذاشت، در جایگاه ارزشمندترین فوتبالیست این رقابتها برگزیده شد.
به فاصله اندکی از کسب عنوان برترین بازیکن سال کنفدراسیون فوتبال آسیا، خداداد عزیزی به باشگاه فوتبال کلن در دسته اول رقابتهای بوندس لیگا آلمان ملحق شد.
طی سال ۱۳۷۶ خداداد عزیزی ابتدا به باشگاه پرسپولیس تهران آمد. او پس از به انجام رساندن چهار دیدار در این تیم، پیشنهاد حضور در تیم کلن آلمان را دریافت کرده و به این باشگاه پیوست. او برای سه فصل متوالی در این تیم حضور داشته و در این مدت توانست در ۵ دیدار در زمین بازی کند. ماحصل این دوران به انجام رساندن ۱۰ گل به نفع تیم کلن آلمان بوده است.
حضور خداداد عزیزی در ترکیب تیم کلن آلمان تا سال ۲۰۰۰ میلادی مقارن با سال ۱۳۷۹ شمسی ادامه یافت. ولی به علت بحث و مشاجرهای که او با سرمربی مطرح و نام آور تیم مذکور به نام برند شوستر به انجام رسانده و در عین حال با یک هوادار به نزاع پرداخت، ناچار شد از این تیم بیرون آید.
سپس او برای مدت یک فصل در باشگاه سنخوزه ارثکوئیکز در رقابتهای لیگ برتر فوتبال ایالات متحده آمریکا ملحق شد. ولی در این تیم نیز به علت تفاوت دیدگاه و اختلاف با سرمربی وقت تیم، فقط برای یک فصل در آنجا دوام آورد. همچنین خداداد عزیزی برای یک فصل در ترکیب تیم باشگاه النصر در رقابتهای لیگ امارات حضور یافت.
تیم ملی

در آن دوران سرمربی وقت تیم ملی فوتبال ایران به نام محمد مایلی کهن، به این علت که عزیزی در انجام تمرینات چار بیانضباطی شده بود، به دفعات او را از قرار گرفتن در ترکیب تیم خارج کرده و در ازای او علی اصغر مدیر روستا را در تیم به بازی میگرفت.
پس از آنکه تیم ملی فوتبال ایران در برابر تیم قطر مغلوب شده و مایلی کهن از این سمت کنار گذاشته شد، بنا به تصمیم والدیر ویرا سرمربی جدید، خداداد عزیزی دوباره به ترکیب تیم ملی فوتبال بازگردانده شد.
در سال ۱۹۹۷ میلادی او به شرکت در تیم منتخب آسیا فراخوانده شد تا در بازی برابر تیم منتخب جهان شرکت کند. در این رقابت تیم منتخب آسیا با نتیجه پنج بر سه بازی بازی را به حریف واگذار کرد. ولی در عین حال خداداد عزیزی زننده یکی از سه گل تیم آسیا بود.
سرانجام او در سال ۱۳۸۰ به ایران بازگشته و به ترکیب تیم پاس تهران اضافه شد. از آنجا که خداداد عزیزی با سرمربی تیم ملی فوتبال ایران به نام میروسلاو بلاژویچ اختلافاتی پیدا کرد، منجر به برکناری او از ترکیب تیم ملی در رقابتهای مقدماتی جام جهانی سال ۲۰۰۲ گردید.
در اولین مرحله دیدارهای انتخابی جام جهانی سال ۲۰۰۶ خداداد عزیزی با پیراهن تیم ملی فوتبال ایران چندین مرتبه در رقابتها شرکت داشت. ولی او نتوانست در ترکیب تیم ملی در مرحله دوم بازیهای مقدماتی جام جهانی نیز حضور یابد.
آخرین دیدار ملی این بازیکن در برابر تیم ملی قطر بود که در شهر دوحه برگزار گردید. کنار رفتن تیم ملی کشورمان از این دیدارها و همچنین قرار گرفتن تحت فشار و هجمه انتقادها و افکار عمومی موجب شد که این بازیکن پس از آن به تیم ملی فراخوانده نشود.
خداحافظی از فوتبال حرفهای:
پس از آنکه خداداد عزیزی در سال ۱۳۸۰ برای نیم فصل در ترکیب تیم النصر عربستان حضور یافت، به ایران بازگشت. او برای ۴ سال پی در پی در ترکیب تیم پاس تهران شرکت داشت. سپس در سال ۱۳۸۴ به مدت یک فصل به تیم دست اول عقاب ملحق شد.
در عین حال در نیم فصل دوم رقابتهای لیگ ۸۵–۱۳۸۴ این بازیکن پیراهن تیم راه آهن را به تن کرده و در دیدارها حضور یافت.
سرانجام خداداد عزیزی در سال ۱۳۸۵ که در سن سی و پنج سالگی بود، از بازی در زمین مستطیل سبز فوتبال کنارهگیری کرده و در ترکیب تیم راه آهن تهران از فوتبال خداحافظی نمود.
مربی گری:
در حوزه مربیگری خداداد عزیزی به هیچ وجه همپای بازی در زمین فوتبال به موفقیت نرسید. او همزمان با روز بازنشستگی خود به عنوان بازیکن، به باشگاه فوتبال ابومسلم خراسان آمد. همچنین به واسطه این تیم در جایگاه رئیس سازمان فوتبال برگزیده شد.
پس از آن به جایگاه مربیگری و سرانجام سرمربیگری تیم مذکور دست یافت. در حقیقت خداداد عزیزی بسیار به تیم ابومسلم خراسان علاقه دارد چرا که اولین دوران حرفهای فوتبال او در تیم ابومسلم خراسان سپری شد.
ولی اختلاف و مشاجراتی که او با مدیران باشگاه پیدا کرده و در عین حال رک گویی و عملکرد و نتایج نامطلوب تیم باعث شد تا در آغاز رقابتهای لیگ سال ۱۳۸۶ خداداد عزیزی از سرمربیگری این تیم بیرون رانده شود.
از جمله حیرت انگیزترین رفتارهای او در زمان سرمربیگری تیم ابومسلم خراسان، بیرون کشیدن یکی از بازیکنان از ترکیب تیم در بازی بود. در حالی که تیم ناچار بود ۱۰ نفره به این رقابت ادامه دهد!
در ادامه خداداد عزیزی در سال مذکور در اولین دوره المپیاد ایرانیان مجدد به مستطیل سبز رنگ بازگشته و در جایگاه کاپیتان تیم استان خراسان رضوی در دیدار حضور یافت.
سپس او در جایگاه مدیر فنی تیم دسته اولی پیام مشهد درآمده و موفق شد تیم مذکور را در رقابتهای لیگ برتر کشور وارد کند. او در اولین هفتههای فصل ۱۳۸۷–۱۳۸۸ که عهدهدار مربیگری این تیم بود، به علت مسائل مالی باشگاه، از ادامه فعالیت منصرف شد.
غزال تیزپای آسیا:
در آخرین دیدار مسابقات مقدماتی جام جهانی سال ۱۹۹۸ که تیم ملی ایران با تیم ملی استرالیا جهت صعود به جام جهانی ۹۸ فرانسه رقابت نفس گیر و تنگاتنگی را انجام دادند، خداداد عزیزی توانست برای تیم ملی کشورمان گلی را به ثمر برساند. (در دیدار رفت یک گل و در دیدار برگشت نیز یک گل به انجام رساند.)
پس از این رویداد مهیج و تاریخی که بسیار برای ملت ایران خاطره ساز شد، این بازیکن با لقب غزال تیزپای آسیا معرفی گردید. هرچند که دیدار مذکور در تاریخ هشتم آذر ماه سال ۱۳۷۶ شمسی با نتیجه ۲ بر ۲ به پایان رسید، لاکن منجر به صعود تیم ملی فوتبال ایران به رقابتهای جام جهانی شد که در نظر بسیاری از مردم ایران به مراتب جذابتر از پیروزی بوده و موجب شادمانی و سرور اجتماعی مردم در سطح شهرها و مناطق مختلف کشور گردید.
طی دیدار تیم ملی فوتبال ایران در برابر تیم استرالیا که در روز شنبه هشتم آذرماه سال ۱۳۸۶ برگزار گردید، از ساعت یک بعد از ظهر جهت صعود به دیدارهای جام جهانی ۹۸ فرانسه، تیم ایران لازم بود که این دیدار را در برابر حریف برجسته استرالیا، با نتیجه مساوی به پایان برساند. در حالی که تا دقیقه هفتاد این دیدار، تیم ایران با دو گل از تیم مقابل عقب مانده بود.
در دقیقه هفتاد و یک با ضد حمله خداداد عزیزی و پاس گلی که او به کریم باقری ارسال کرد، ایران توانست اولین گل خود را نثار دروازه حریف کند. پس از سپری شدن ۴ دقیقه، به واسطه پاس گلی که علی دایی ارسال کرد، خداداد عزیزی در شرایط تک به تک با دروازهبان قرار گرفته و دومین گل ایران را به ثمر رساند.
به این ترتیب بازی مذکور به نتیجه تصاویر رسید. در این هنگام جواد خیابانی که گزارش این بازی را انجام میداد، خداداد عزیزی را با توصیف لقب تیزپای آسیا مورد تمجید و ستایش قرار داد.
گلهای ملی:
| No | تاریخ | میزبان | تیم رقیب | گل زده | نتیجه نهایی | رقابت |
|---|---|---|---|---|---|---|
| ۱ | ۱۱ دسامبر ۱۹۹۶ | ورزشگاه آل مکتوم، دبی، امارات | عربستان سعودی | ۰-۳ | ۰–۳ | جام ملتهای آسیا ۱۹۹۶ |
| ۲ | ۱۶ دسامبر ۱۹۹۶ | کرهٔ جنوبی | ۲-۲ | ۲–۶ | ||
| ۳ | ۲۱ آوریل ۱۹۹۷ | ورزشگاه یادگار امام تبریز، تبریز، ایران | کنیا | ۰-۱ | ۰–۳ | بازی دوستانه |
| ۴ | ۲ ژوئن ۱۹۹۷ | ورزشگاه عباسیون، دمشق، سوریه | مالدیو | ۰-۵ | ۰–۱۷ | مرحله مقدماتی جام جهانی فوتبال ۱۹۹۸ (آسیا) |
| ۵ | ۰-۶ | |||||
| ۶ | ۹ ژوئن ۱۹۹۷ | ورزشگاه آزادی، تهران، ایران | قرقیزستان | ۰-۱ | ۱–۳ | |
| ۷ | ۱-۳ | |||||
| ۸ | ۱۱ ژوئن ۱۹۹۷ | ورزشگاه آزادی، تهران، ایران | مالدیو | ۰-۹ | ۰–۹ | |
| ۹ | ۱۶ نوامبر ۱۹۹۷ | ورزشگاه حاج حسن یونس، جوهور بهرو، مالزی | ژاپن | ۱-۱ | ۳–۲ | مرحله مقدماتی جام جهانی فوتبال ۱۹۹۸ (آسیا) |
| ۱۰ | ۲۲ نوامبر ۱۹۹۷ | ورزشگاه آزادی، تهران، ایران | استرالیا | ۱-۱ | ۱–۱ | مرحله مقدماتی جام جهانی فوتبال ۱۹۹۸ (پلیآف آسیا – اقیانوسیه) |
| ۱۱ | ۲۹ نوامبر ۱۹۹۷ | ورزشگاه کریکت ملبورن، ملبورن، استرالیا | ۲-۲ | ۲–۲ |
فیلم شناسی
نمایش خانگی:
| سال | فیلم | کارگردان | نقش |
|---|---|---|---|
| ۱۴۰۰ | شبهای مافیا | سعید ابوطالب | خداداد عزیزی |
| ۱۴۰۰ | یازده | علی باذل | کارشناس |
| ۱۴۰۰ | شب آهنگی | حامد آهنگی | مهمان |
| ۱۴۰۳ | سرگیجه | بهرنگ توفیقی | پلیر |
حاشیه ها

حاشیههایی که برای خداداد عزیزی به عنوان بازیکن سابق فوتبال کشورمان شکل گرفت حتی پس از خداحافظی از فوتبال نیز ادامه داشته و به تازگی شدت یافته است. این موارد شامل گفتگوهای پرهیاهوی خداداد عزیزی در زمینه کولبران، مهدی طارمی و همچنین قهر و درگیری او با مجری برنامه یورو ۲۴، رویکرد و ادبیات منشوری او در گفتگو و مشاجره با هاشم بیکزاده در برنامه سرگیجه میشود.
خاطرنشان میکنیم خداداد عزیزی هیچگاه در خصوص اغتشاشات ایجاد شده از سوی عوامل مخرب و نیروهای بیگانه در کشور ایران، جانبداری نکرده است. همچنین او در کنار علیرضا دبیر و وحید شمسایی به مناطق جنگ زده لبنان جهت رسیدگی به مردم آواره سفری انجام داد که این امر بسیار مورد توجه اقشار مختلف مردم قرار گرفت.
عملکرد و مطالبی که او به عنوان کارشناس تلویزیونی و فوتبالیست سابق ارائه میدهد، اغلب جنجالهای زیادی را در پی داشته است.
مصاحبه
خداداد عزیزی چندی در تیم ملی ایران به صورت محدود حضور داشته و پس از دیدار با تیم ازبکستان مصمم شد که از کادر فنی تیم ملی بیرون آید. پس از آنکه او از تیم ملی خارج شد، فعالیت گستردهای را در شبکههای تلویزیونی و برخی از پلتفرمها به انجام رساند. ولی مدتی که در این برنامهها حضور نداشت، مطالبی در خصوص ممنوع التصویر شدن او به گوش رسید.
هرچند عدهای معتقد بودند چنین شایعاتی پس از دست به دست شدن بخشی از برنامهای بود که خداداد عزیزی در کنار هاشم بیکزاده در آن حضور یافته، و در باره وجه تمایز تیم ملی سال ۱۹۹۸ میلادی با تیم فوتبال کنونی بحث و مشاجره میکرد. وقوع برخی رخدادها سبب شد تا گفتگویی را با خداداد عزیزی ترتیب دهیم.
بعد از فوت پدرتان، مدتی سکوت کردید. آیا برنامه جدیدی برای فعالیت در فوتبال دارید؟
برنامهها و پیشنهاداتی مطرح شده، ولی در حال حاضر تصمیمی ندارم. چنانچه سکوت میکنم، به نظرم اینطور به صلاح است. من باز هم به عرصه فوتبال باز میگردم. چرا که فعالیتم فوتبال و کارشناسی در آن می باشد. ولی برخی از افراد تمایل ندارند من را در حوزه فوتبال ببینند. حتی عدهای سعی و تلاش مداوم دارند که من موفق به فعالیت نشده و یا ممنوع التصویر شوم.
مدتی پیش همین شایعه هم مطرح شد، آیا ممنوعالتصویر هستید؟
خیر، کاملا این موضوع را پیگیری کرده و ممنوع تصویر نیستم. هرچند به نظر میرسد کارشناسان رسانهای عده ای، علاقه به موقعیت و فضایی دارند که چنین مطالب کذب و شایعاتی بیان شده و در برخی از صفحات مجازی که دنبال کنندههای زیادی دارند، ویدیوهایی را ارائه دهند تا با استناد به آن ادعا کنند، خداداد دارای مسئله بوده و به این ترتیب ممنوع التصویر شد. در هر صورت آسیاب به نوبت است.
چرا که دقیقاً این مطالب، شایعاتی است که اشخاص به ظاهر دوست آنها را ترتیب دادهاند. در اغلب موارد من در جایگاه کارشناس در برخی برنامهها دعوت میشوم که قراردادی را با تهیه کننده آن برنامه به امضا رسانده باشم.
در طی رقابتهای جام ملتهای آسیا یا یورو، من قراردادی را با تلویزیون منعقد کرده و در آنجا حضور یافته و کارم را به خوبی به پایان رساندم. هم اکنون نیز با یک برنامه مشخص و یا تهیه کنندهای قراردادی در دست ندارم. و الا باز هم چنین رویکردی را دنبال میکنم.
مدتی پیش در یکی از برنامههایی که در یکی از پلتفرمها داشتید، برابر هاشم بیکزاده حرفهایی زدید که باعث شد برخی در صفحات مجازی از شما انتقاد کنند. در این مورد صحبت میکنید؟
بیشتر صحبتهایی که من به زبان میآورم، اغلب در فضای مجازی دست به دست میشود. آیا این موضوع تقصیر من است؟ من تمایل ندارم چندان در این زمینه به گفتگو بپردازم.
ولی شاید برخی انتظار نداشتند آن حرکت را جلوی دوربین انجام دهید؟
آیا رفتاری که من داشتم، از برخی رخدادها و بگیر و ببندهای فوتبال ایران فراتر است؟ در چنین فوتبالی سرمربی یک تیم به رمال و دعانویس سکه بخشیده و تیمش را به رقابتهای لیگ برتر ارتقا داده است.
همه رخدادها نیز ر رسانهها منعکس شده است. ولی مربی مذکور همچنان در جایگاه خود به مربیگری ادامه میدهد. چرا که توسط مافیای فوتبال حمایت میشود.
ما در حوزه فوتبال در پی یافتن و ریشهکنی فساد هستیم، در حالی که ریاست مافیا کیست؟ یکی از مربیان زشتترین رویکردها و اقدامات را در رختکن به انجام رسانده و فحش و ناسزا میگوید.
ولی همچنان ز کارش برکنار نمیشود. این موضوع زشت است و یا رفتاری که من داشتهام؟ در کنار خط مربی شروع به فحاشی کرده و این الفاظ حتی با لب خوانی نیز کاملاً آشکار شد، ولی باز هم به عنوان سرمربی آب از آب تکان نمیخورد.
آیا صحبت یا رفتار من زشتتر از سخن محمود فکری بود؟
خطاب به یک بازیکن اعلام میکنند چنانچه قصد داری در فوتبال به کارت ادامه دهی، لازم است با فلان مدیر برنامه قراردادی را منعقد کنی، آیا این موضوع صحیح است! من حرمت زیادی را برای رسانهها میگذارم، ولی پس از آنکه آشکار میشود مدیر کل یکی از رسانهها و یک خبرنگار اقدام به گرفتن رشوه و باج نموده و همچنان چیزی تغییر نکرده و او با سرخوشی به کارهایش ادامه میدهد. آیا این عملکرد صحیح است؟
بعد از فیلمی که در فضای مجازی پخش شد، وقتی مردم شما را میدیدند چه موضعی داشتند؟
زمانی که از منزل خارج میشوم، عکسالعمل و رفتار مردم بسیار فوق العاده است. آنها همیشه مرا مورد لطف و محبت خود قرار دادهاند. مشاور رسانهای حضرات سعی دارد موقعیت را به شکلی جلوه دهد که همه در مقابل من قد علم کنند.
حیرت میکنم چگونه برخی از افراد فریب بازیهای آنها را خورده و در برنامههای آنها دخیل میشوند؟ در ادامه لازم است این را اضافه کنم، شبکه های مجازی یک فضای بیمارگونه بوده و من در هیچ یک از آنها حضور و فعالیت نمیکنم.
چنانچه موقعیتی نصیبم شده، از سر رحمت و عنایت خداوند بزرگ است. بعضی از رفقا بیان میکنند، خداداد عزیزی تنها یک گلی را به دروازه استرالیا زده است، اشکالی ندارد. شما تصور کنید این گل از سر شانس و اقبالم به دروازه تیم استرالیا وارد شد. ولی شما پاسخ دهید، خودتان چه اقداماتی را برای فوتبال این کشور انجام دادهاید؟
خدا را شاکرم که عزت و منزلت من تنها از او حاصل شده و همواره مورد محبت و عنایت مردم قرار دارم. این موضوع که برخی از افراد سعی دارند آسیب و زیانهایی را به من وارد کنند، اهمیتی برایم ندارد.
برخی از افراد که در شبکههای مجازی فعالیت میکنند، تنها هدفشان به زیر پا گذاشتن حرمت و فحاشی است. آنها چنین رویکردی را در قبال همه دارند. لذا من فکر و ذهن خودم را با چنین موضوعاتی مغشوش نمیکنم. ولی در عین حال متعجبم از برخی دوستان که به راحتی در این جریانات ورود میکنند. لازم است در اینجا مورد دیگری را نیز مطرح کنم.
بفرمایید.
گروهی از افراد به بازی تیم ۹۸ کشانده شده و در حقیقت وجهه خود را از دست دادند. آنها در گفتگو بیان نمودند تیم ۹۸ با بهرهگیری از پلی آف و بر مبنای شانس به رقابتهای جام جهانی صعود کردند.
فلان شخص که حتی در تیم ملی نیز حضور ندارد، به مصاحبه با یونان پرداخته و او نیز خوار و خفیف شد. رونالدو پس از دیداری که با تیم قرقیزستان انجام داده و تیم ملی بازی بسیار پایین و ضعیفی از خود ارائه کرد، در مصاحبه اظهار داشت ما برای ۴ مرتبه پشت سر هم به رقابتهای جام جهانی راه یافتیم. شما این موضوع را چگونه متوجه شدید که چهار مرتبه پی در پی به جام جهانی صعود کرده اید؟
تیم شما در مسابقات جام جهانی سال ۲۰۱۸ و سال ۲۰۲۲ حضور داشت و چنانچه اشتباه نگویم در رقابتهای جام جهانی سال ۲۰۱۴ که ما صعود کردیم، شما راه پیدا نکردید. بعد از عدد یک، میشود عدد ۲ و بعدش هم میشود ۳ و بعد هم ۴. شما بر اساس چه محاسباتی از علم ریاضی این موضوع را محاسبه کردید که برای ۴ مرتبه پیاپی در رقابتهای جام جهانی راه یافته اید؟
دست کم میتوانید در کشور ایتالیا کاملاً علم ریاضی را آموزش دیده و فرا بگیرید. آیا هنگامی که جهت اخذ حواله به دفتر ریاست جمهوری مراجعه کرده بودید نیز به همین شکل محاسبه داشتید؟
متوجه نمیشوم به چه علت تیم ملی بازیهای سال ۹۸ تا این اندازه باعث حسد و خصومت بسیاری از افراد شده است! این افراد از خاطرشان رفته هنگامی که تیم ملی در کشور ازبکستان بود، چه هیاهو و جدالی را درباره بازوبند کاپیتانی ترتیب دادند؟!
بیشتر توضیح میدهید؟
پیش از علی دایی من به تیم ملی فراخوانده شدم. در حقیقت من در سال ۱۳۷۰ به تیم ملی پیوسته و علی دایی در سال ۱۳۷۲ یا ۱۳۷۳ به این تیم آمد. ولی بازوبند کاپیتانی را به علی دایی واگذار کردند و من پس از او وارد میدان میشدم.
چرا که حرمت زیادی برای هم تیمیهایم قائل بوده و بازوبند چندان اهمیتی برایم نداشت. حتی در سالهای پس از آن به من بیان کردند که یحیی گل محمدی کاپیتان تیم شود که کاملاً پذیرفتم.
در حالی که من از او سابقه بیشتری داشتم. آقای فرکی از کسانی است که کاملاً شاهد این جریان بوده و در هنگ کنگ این موضوع صورت گرفت. ولی من بیان کردم مسئلهای نبوده و در پی کسب بازوبند کاپیتانی نیستم.
طبق ادعای این افراد ما بر اساس شانس و اقبال به جام جهانی صعود کردیم. ولی وجه تفاوت ما با آنها در این است که برای به دست آوردن بازوبند کاپیتانی سعی نکردیم که همدیگر را لگد مال کنیم.
بله این حضرات در دیدار با تیم ازبکستان در خصوص واگذاری بازوبند کاپیتانی سعی داشتند همدیگر را به خاک و خون بکشند. به طوری که پس از دیدار جلسهای برپا کردند که دفعه بعد فلان بازیگر به تیم دعوت نشود.
در حال حاضر بهتر است فرصت دهید من در سوگ درگذشت پدرم بمانم به چه علت سوالهایی میکنید که مهروموم دهانم باز شود. همچنین آقای رونالدو به گفتگو با میثاقی پرداخته و اظهار داشت برخی از افراد در برابر تیم ازبکستان نتوانستند بازی خود را به درستی ارائه دهند.
به چه علت نامشان را ذکر نمیکنید که چه افرادی در دیدار با تیم ازبکستان تمایل نداشتند بازی کنند. از دقیقه ۷۰ تا ۹۵ این دیدار، چه کسی بود که در زمین مشغول قدم زدن بود؟ سوال دیگری نیز بیان میکنم. در دیدار مقابل ازبکستان در غیبت حاج صفی و جهانبخش آیا سردار آزمون کاپیتان تیم نبود، پس به چه علت هم اکنون اجازه نمیدهند که کاپیتان باشد؟!
بعد از فوت پدرتان، بازیکنان تیم ملی و همچنین قلعهنویی با شما تماس گرفتند؟
آقای قلعه نوعی و تمام اعضای کادر فنی تسلیت گفته و ابراز همدردی کردند و من از آنها سپاسگزارم. سردار آزمون نیز شجاعت به خرج داده و تماس تلفنی گرفت که از او نیز متشکرم. چندی پیش آقای قلعه نوعی بیان کرد، شایسته نیست رازهای تیم ملی آشکار شود. ولی در حقیقت این تیم ملی متعلق به مردم میباشد و چنانچه رازهایی در آن نهفته است، به چه علت نباید افشا شود؟
مگر شما ادعا نمیکنید تیم ملی برای مردم ایران است، لذا به چه علت نباید مطالب و اسرار آن گشوده شود؟ چرا اجازه نمیدهید مبلغ قید شده در قراردادها در رسانهها ذکر شود؟
به چه دلیل مبالغ پاداشی که برای دیدارهای دوستانه دریافت میکنید، در هیچ رسانهای درز نمیکند؟ تیم ملی متعلق به مردم بوده و لازم است مردم از اسرار آن آگاه باشند. در حقیقت آن هنگام من چه سخنی به زبان آوردم که آقای قلعه نوعی ادعا میکرد، نباید رازها در رسانه مطرح شود؟
مثل اینکه بابت اتفاقات گذشته ناراحت هستید؟
موضوع دلخوری و رنجش نیست، ولی سخنانی گفته میشود که نمیتوان در برابر آن ساکت ماند. ما هم اکنون از فوتبال بسیار فاصله گرفته و آن دوستان به مقاصد و اهداف خود رسیدهاند.
کسانی که به این جریان اعتراض داشتند، هم اکنون در کنار حضور دارند همچون محمد مایلی کنند یا چند نفر دیگر. یکی از مربیان مطرح به جادوگر و رمال سکه داده و این جریان به دادستانی و دادگاه نیز کشانده شد. ولی به پشتوانه رئیس مافیا همچنان به کار مربیگری خود ادامه میدهد. چه کسی رئیس مافیا است؟
اخذ رشوه توسط فلان خبرنگار و فلان رسانه آشکار میشود. ولی تحت مساعدت و یاری رئیس مافیا قرار میگیرد. رئیس مافیا کیه؟چنانچه قصد دارید به مقابله با فساد بپردازید، لازم است کاملاً آن را ریشه کن کنید. تنها با محروم کردن سه یا چهار فوتبالیست یا مربی نتیجهای حاصل نمیشوند. بهتر است رئیس مافیا را بازداشت کنید.
آقا خداداد، بازی تیم ملی ایران و کرهشمالی را دیدید؟
خیر، تماشا نکردم!
جدی میگویید؟
بله، دیدار با تیم کره شمالی که تماشا ندارد!
متوجه نمیشوم، شاید یک نوع دلزدگی یا اینکه…
نه، من در اولین روز آشکارا گفتم تیم ملی ایران به آسانی از گروه خودش بالا خواهد رفت. چنانچه یک ایرانی نیز قصد داشت دش قلعهها را با آگاهی از اسم تیمها جدا کند، به طور طبیعی چنین افرادی را نمیتوانست برای حریفان مان در نظر بگیرد!
شاید همین صحبت باعث دلخوری شد؟
مگر سخن نامطلوبی به زبان آوردم؟ آیا قرعه و گروه بهتر از این ممکن بود؟ شما توجه کنید در گروه C تیمهای عربستان، استرالیا، ژاپن، بحرین، چین و اندونزی شرکت دارند که در حقیقت گروه مرگ میباشد.
گروه B نیز شامل کشورهای عراق، کرهجنوبی، اردن، فلسطین، کویت و عمان به مراتب دشوارتر از گروه ما است. من هر یک از تیمهای گروه را شمارش کرده و به اثبات میرسانم که به مراتب آسانتر از سایر گروهها است.
بفرمایید…
همه آگاه هستند که تیم ازبکستان، یک تیم درجه ۲ در آسیا محسوب میشود. تیم کره شمالی هم اکنون آخرین تیم جدول قرار گرفته و حتی در برابر قرقیزستان مغلوب شده است.
قرقیزستان نیز تاکنون هیچ افتخار و مقامی در فوتبال حاصل نکرده است. تیم امارات پس از پایین رفتن عمر عبدالرحمان و چند فوتبالیست دیگر، به شدت دچار ضعف شده و همواره در این سالها در برابر تیم ملی کشورمان شکست خورده است.
تنها تیم قطر باقی میماند که ممکن است از هر ۵ یا ۱۰ دیدار تنها یک مرتبه در برابر این تیم بازی را واگذار کرده و همواره در جایگاه بالاتر از آنها بودهایم. با این تفاسیر آیا گروه ما راحت نیست.
به این ترتیب ما در برابر تیم کره شمالی به دشواری بازی را به پیروزی کشانده، دو گل دریافت کرده و سعی کنیم چند گل دیگر نیز نخوریم؟
گفتید بازی ایران و کرهشمالی را ندیدید که!
بازی را تماشا نکردم ولی گلها را دیدم. حتی علی آقا پروین نیز گفتگو کرد. آیا او هم شایسته نبود در جایگاه پیشکسوت این فوتبال صحبت کند؟! به این ترتیب هیچکس نباید سخن بگوید!
در این میان مهدی تاج به عنوان رئیس فدراسیون فوتبال در برابر جواد خیابانی گزارشگر دیدار تیم ملی ایران و کره شمالی جبهه گرفته و در مصاحبه بیان کرد، افراد مطرح و بزرگ تیم ملی همچون علیرضا جهانبخش، مهدی طارمی و سردار آزمون از این موضوع و برخی از نقدها دچار رنجش شده و این موضوع را به او منعکس کردند. حتی برخی میگویند بر علیه جواد خیابانی شکواییه صورت گرفته و …
ولی من در همین جا میگویم، آقای تاج بر اساس زور و اجبار نمیتوان بر این فوتبال مسلط شد. ممکن است برخی افراد در مواجهه با او دچار هراس شده و سخنی نگویند، چرا که قصد دارند در این فوتبال به مربیگری خود ادامه دهند.
لاکن علی پروین که تصمیمی برای مربیگری ندارد. من هم که مدتهاست بیخیال این موضوع شدهام. یا اینکه جواد خیابانی که یک گزارشگر بوده و دیگر قادر نیستید او را تحت فشار قرار دهید. چرا که در زیر مجموعه سازمان صدا و سیما قرار دارد.
با کمال تاسف مجدد حرف خود را تکرار میکنم، عدهای از عوامل فوتبال به علت واهمه از نداشتن تیمج، سموت اختیار میکنند و موجب میشوند این آقایان با زور و قدرت همه را به مخاطره بیندازند.
این یکسری که به خاطر تیم گرفتن یا کار کردن در فوتبال سکوت میکنند چه کسانی هستند. میتوانید اسم بیاورید؟
افراد زیادی وجود دارند، ولی ترجیح میدهم نام نبرم.
در تُن صدای خداداد عزیزی یک دلخوری از برخی اهالی فوتبال و شاید همنسلان شما احساس میشود. شاید انتظار داشتید بعد از مصاحبه مهدی طارمی که گفته بود «دوستمان در تلویزیون میگوید با یک دست و پا به جام جهانی میرویم؛ شما با دو دست و دو پا هم نرفتید! شما به زور دقیقه ۹۰ و در پلیآف و آن داستانها به جام جهانی رفتید. چهار دوره پیاپی تیم ملی به جام جهانی رفته ولی در کل تاریخ و ۲۰۰ سال قبل از آن چهار بار نرفتید.» همنسلان شما مصاحبه میکردند و اغلب سکوت کردند؟
خیر اهمیتی ندارد! چندان مهم نیست حرف بزنند یا نزنند. هرچند مهدی پاشازاده یکی از اعضای تیم ۹۸ به گفتگو پرداخت. بیان کردم زمانی که سهمیه قاره آسیا هشت و نیم تیم گردیده و قرعه به این راحتی برای تیم ملی ایران مهیا شد، درست نیست ادعا کنیم تیم مذکور به آسانی به جام جهانی راه مییابد؟! من نظر خودم را بیان میکنم و از هیچکس ترس و واهمه ندارم.
شاید اگر خداداد عزیزی هم گاهی سکوت میکرد و حرف نمیزد، امروز به عنوان مربی یا مدیر در این فوتبال کار میکرد. چرا شما همیشه باید انتقاد کنید؟
من به همین شیوه هستم و قادر نیستم شخصیت و روح و روانم را عوض کنم. مهدی طارمی اعلام میکند با دو دست و پا هم نسل من به سختی به جام جهانی وارد شد و این نسل بهترین بوده و غیره و …! اشکالی ندارد دوره و نسل شما بهترین است. ولی دست کم نسل ۹۸ و نسلی که من به عنوان خداداد عزیزی با فخر و مباهات در کنار آنها در زمین حاضر شده و به بازی پرداختم، هیچ یک بر سر بازوبند کاپیتانی یکدیگر را زیر پا نمیگذاشتند! خاطرم هست حمید استیلی خودش داوطلبان بازوبند کاپیتانی را به علی دایی تسلیم کرد. چرا که این موضوعات بین ما مطرح نبود.
منظور شما سر کاپیتانی دقیقاً چه کسانی است که دعوا داشتند؟
من در ازبکستان حاضر بوده و در آنجا مشاهده کردم چه رفتارها و جنجالهایی بر سر بستن بازوبند کاپیتانی ایجاد شده و حتی در آستانه کشتن همدیگر قرار داشتند! این رخداد در برابر چشمان من شکل گرفت و هم اکنون هر کسی هر سخنی دارد بر زبان آورد. بازیکنان هم رده و هم نسل من حتی آگاه نبودند دفتر ریاست جمهوری در کجا واقع شده، چه برسد به معاون رئیس جمهور!
منظور شما چیست؟
افرادی که باید متوجه شوند، خودشان میفهمند که ما حواله خودرو دریافت نکردیم یا بسیاری از این کارها را نداشتیم. بله در آن دوران ما نیز به دفتر ریاست جمهوری یا فلان ارگان و نهاد اقتصادی دعوت شدیم. ولی در آنجا حاضر نمیشدیم، چرا که باور داشتیم ورزش فوتبال هیچ ارتباطی به این جریانات ندارد.
برای هم تیمی و همبازی خود حرمت قائل شده و همچون یک خانواده رفتار میکردیم. هم اکنون نیز از این کار بازنشسته شده و به کارشناسی رشته و حوزهای میپردازیم که همه عمر و سالهای جوانی خود را به آن اختصاص دادیم. آیا مناسب نیست من خداداد عزیزی در جایگاه کارشناس فوتبال فعالیت کنم؟
در این مدت و برای کارشناسی بازیهای تیم ملی، تماسی با شما از تلویزیون برقرار شده است؟
قبلاً گفتم زمانی که قراردادی به من ارائه نشده، به چه علت باید در آنجا حاضر شوم؟ پاسخ شما نیز در چند روز دیگر آشکار میشود. چرا که مقرر است به همراه تیم ۹۸ برای انجام یک دیدار خیرخواهانه راهی جزیره ابوموسی شویم.
همچنین ممکن است یک دیدار دوستانه و خیرخواهانه نیز در چند روز آینده به منظور یاری به خانوادههای قربانیان حادثه اخیر طبس در شهر طبس یا مشهد اجرا کنیم.
خودم با برخی از عوامل و دوستان محترم در شبکه سوم سیما تماس گرفته و هماهنگی انجام دادم که این دیدار به طور زنده به روی آنتن رود. چنانچه این دیدار پخش شد به این معناست که من ممنوع التصویر نیستم!
در ضمن لطفاً تاکید کرده و درج کنید که جهت برگزاری این دیدارهای خیرخواهانه حبیب کاشانی، حمید استیلی، محمدرضا مهدوی و سایر هم تیمیهایم در تیم ۹۸ سختی و زحمات زیادی را متحمل شدهاند.
و اگر این بازیها از تلویزیون پخش نشد؟
(به شوخی) ممکن است تصویر من را نیز به صورت شطرنجی کنند که در این حالت چهرهام خوب نمیشود. (با خنده ادامه میدهد) به امید خدا که این دیدار به نمایش در میآید. چرا که یک فعالیت خیرخواهانه محسوب میشود.
شما صحبتها و گفتوگوی تصویری علی پروین را کامل دیدید؟
در حقیقت علی پروین در حوزه فوتبال کشورمان نظیر و مانند نداشته و فقط یک دانه است. او در گذشته به عنوان کاپیتان تیم پرسپولیس و تیم ملی ایران در زمین بازی کرده و در عین حال به عنوان سرمربی این دو تیم نیز فعالیت داشته است.
هم اکنون نیز یکی از افتخارات ملت ایران به شمار میرود. به مقام قهرمانی آسیا رسیده، کاپیتان تیم ملی ایران در رقابتهای جام جهانی بوده و تا جایی که خاطرم هست در مسابقات المپیک نیز حضور داشته است.
حالا باید او را نیز ممنوع التصویر کنند یا ممنوع التصویر شدن او از شایعاتی است که برایش چیدهاند. شاید قصد دارند با این ترفند مانع از حرف زدن علی پروین شوند که مطالبی را به زبان نیاورد!
اگر علی پروین سخن نگوید، پس چه کسی مناسب سخن گفتن است؟ این چه رفتاری است؟! همان گونه که برخی از افراد به تحسین، سپاس و تمجید میپردازند، در عین حال عدهای نیز در مواقع مناسب نقدهایی را بیان میکنند. خودتان گفتگوی صورت گرفته با سرمربی تیم ملی ژاپن را مطالعه کردید؟
بله، هاجیمه موریاسو سرمربی تیم ملی ژاپن در نشست خبری پیش از بازی با اندونزی گفت «یک معیار و هدف بسیار بالا برای تیمم تعیین کردهام و آن قهرمانی در جام جهانی است. برای رسیدن به این هدف، باید بازی به بازی پیش برویم.»
کاملاً درست است! این مقصد و خواسته بسیار دشوار و دور از انتظار است. همه ما آگاهی دادیم تیمهای آرژانتین، اسپانیا، برزیل، فرانسه، آلمان و … مجال نمیدهند تیم ژاپن به مقام قهرمانی جهان برسد. ولی در عین حال سرمربی تیم ملی کشور ژاپن با اشراف به این جریان، چنین مطالبی را بیان میکند. حالا ما که بیان میکنیم لازم است به مقام قهرمانی آسیا رسیده و همچنین بالا رفتن از این گروه بسیار آسان است، برای برخی از آقایان گران آمده است! به چه علت؟!
شاید در فوتبال ما، برخی صحبتها و نظرات، انتظارات را بالا میبرد و به همین خاطر سرمربیان تیم ملی معمولاً دوست ندارند کارشناسان از صعود آسان، پیروزی راحت یا قهرمانی ایران حرف بزنند. کارلوس کیروش هم عادت داشت همیشه رقیبان ایران را بزرگتر از آنچه هستند، جلوه دهد تا توقعات خیلی بالا نرود؟
چنین دیدگاهی برایم قابل قبول نیست. زمانی که من در ویژه برنامه رقابتهای جام ملتهای آسیا در تلویزیون حضور داشتم، بیان کردم تیم امیر قلعه نویی به قدری مطلوب و خوب است که میتوانیم به مقام قهرمانی برسیم. ولی به خاطر همین حرف مثبت و ساده از من آزرده شدند!
گفتم که شاید این صحبتها انتظارات را برای قهرمانی حتمی بالا میبرد؟
زمانی که سرمربی تیم ملی ژاپن در خصوص رسیدن به قهرمانی در رقابتهای جام جهانی سخن میگوید، آیا توقعات افزایش نمییابد؟ این موضوع به منزله یک برنامهریزی و هدف گذاری بوده و به این معنا نیست که قطع به یقین تیم ژاپن به مقام قهرمانی دست مییابد.
در عین حال که تیم ملی ایران با آن پیشینه ارزشمند فوتبالی و افتخارات حاصل شده، همواره به عنوان یکی از داعیان مهم مقام قهرمانی شناخته شده و خواهد شد.
انتظار دارید من چه مطلبی را به زبان بیاورم؟ اینکه بگویم در مسابقات جام ملتها همین موضوع که بتوانیم از گروه خودمان بالا رویم، یک شاهکار و افتخار بزرگ محسوب میشود! لازم بود چه سخنی میگفتم؟
در حقیقت این حرف به منزله یک هدف گذاری بوده که تیم ملی ایران لازم است در پی رسیدن به مقام قهرمانی در مسابقات جام ملتهای آسیا باشد. این امر درباره تیمهای استقلال، پرسپولیس، سپاهان و تراکتور نیز مصداق دارد.
لذا صاحبان، مدیران و یا سرمربیان هر یک از این باشگاهها لازم است در پی کسب مقام قهرمانی بوده و از زمان شروع رقابتهای فصل، ترکیب تیم خود را جهت دریافت جام هدایت کنند.
در این میان احتمال دارد این هدف برایشان محقق شده و یا اینکه دست نیابند. ولی درست نیست رضا درویش در مصاحبه بیان کند، برای نمونه از تیم پرسپولیس انتظار رسیدن به قهرمانی را نداشته باشید و یا اینکه چنانچه تیم مذکور به مقام دوم، سوم و یا چهارم نیز برسد بسیار مطلوب است!
چنین جملاتی مناسب فوتبال نبوده و در حقیقت جریان فوتبال کشورمان را از مسیر و مقصد اصلی خود به قهقرا میبرد. من در اینجا مطلبی را بیان میکنم که ممکن است برای عدهای قابل قبول نباشد.
بفرمایید…
از نظر من با وجود همه منابع مالی و امکانات زیادی که باشگاههای الهلال، النصر و …. در اختیار دارند، به راحتی مسئولان و مدیران باشگاههای استقلال و پرسپولیس قادرند همین امروز بیان کنند، مقصد ما رسیدن به مقام قهرمانی آسیا است. مسئلهای ندارد. به چه علت در حوزهها و بخشهای مختلف فوتبال، همچون سرمربی ژاپن هدفمان را بزرگ در نظر نمیگیرند؟
خدا پدر بزرگوار شما را رحمت کند. بعد از درگذشت ایشان، امیر قلعهنویی مصاحبه کرد و گفت که اگر در ایران بود، حتماً برای ابراز همدردی در مراسم شما شرکت میکرد. آن مصاحبه را دیدید؟
بله، از امیر قلعه نویی تشکر میکنم، او از من بزرگتر بوده و همواره نیز به او علاقه داشته و دارم. من از او ممنونم و توقعی از هیچکس نداشتم. بسیاری از افراد لطف داشته و در مسجد حضور یافتند و ما شرمنده آنها شدیم.
افراد زیادی شامل عوامل رسانه، داوران عزیز، فوتبالیستها و اشخاص متعددی که محبتشان شامل حالم شده و با همه وجود از آنها پاسگزاری میکنم. حتی کسانی در آنجا شرکت کردند که ارتباط ما محدود به یک سلام و علیک عادی بوده و چنین رفتاری همواره در خاطرم ماندگار میشود.
با مطرح کردن این موضوع میخواستم از شما بپرسم که تا به حال پیش آمده که با خودتان بگویید یک روز سرزده به اردوی تیم ملی بروم و رُخ به رُخ حرفهایم را با امیر قلعهنویی دوست قدیمی خودم بزنم؟
من به شخصه مسئله و مشکلی با شخص امیر قلعه نوعی نداشته و تنها دیدگاه و عقاید خودم را بر زبان میآورم. زمانی که کارلوس کی روش سرمربیگری تیم ملی ایران را عهدهدار بود، امیر نیز خودش انتقادات زیادی را بیان میکرد، اینطور نیست؟
قلعه نوعی در جایگاه یک شخص آگاه فوتبالی کاملاً محق بود که در این مورد نظر بدهد، همان گونه که این حق برای من نیز وجود داشته و میتوانم دیدگاه و طرز فکر خودم را بیان کنم.
بیان عقیده و دیدگاه تخصصی هیچگونه ارتباطی به روابط خوب و بد میان افراد ندارد. با وجودی که علی آقا پروین مدت زیادی است که با امیر قلعه نوعی ارتباط داشته و از او پشتیبانی کرده است، هم اکنون بیان میکند تیم ملی کشورمان در بازی برابر تیم کره شمالی عملکرد خوبی نداشت. به چه دلیل باید این حرف برای دیگران سنگین باشد؟!
معمولاً در دنیای فوتبال هم وقتی یک فوتبالی از فوتبالی دیگر انتقاد میکند به طرف برمیخورد. مثل ماجرای اخیر لوتار ماتئوس و حسن صالح حمیدزیچ که حسابی در فوتبال آلمان پرسروصدا شد؟
اشکالی ندارد، هر کسی قادر است ابراز عقیده کرده و شخص دیگری نیز به او پاسخ دهد. ولی در اینجا ذهنیت دیگری شکل میگیرد. جریانی که هم اکنون در فوتبال ما وجود داشته، چنین است که برخی از افراد به علت جایگاه شان، از بیان عقیده اجتناب کرده و سکوت اختیار میکنند.
ممکن است این سکوت برخی از پیشکسوتان و بزرگان تیم ملی که به منزله مهدی تاج رئیس فدراسیون میباشد را دچار رنجش کند. چرا که هیچگاه در معرض انتقاد نبوده است.
پیش از دیدار تیم ملی ایران و تیم قطر در مسابقات جام ملتهای آسیا طی تماسی که من با هومن افاضلی یکی از دوستانم برقرار کرده و قبلاً در مسافرتهای تیم ملی ما با یکدیگر هم اتاق بودیم، درباره به کنترل درآوردن اکرم عفیف ابراز نظر کردم.
میشود بگویید چه گفتید؟
در اینجا گفتم هومن جان، بهتر است یکی از بازیکنان دفاعی همانند کنعانیزاده را موظف کنید که در نزدیکی و فاصله کمی از اکرم عفیف بازی کند و به عبارت دیگر از نظر فوتبالی به او بچسبد.
چنانچه اکرم عفیف بتواند آزادانه بازی کند، به آسانی یار برداشته و منظور خود را انجام میدهد. در عین حال که این بازیکن به هیچ وجه به عقب زمین حرکت نکرده و همواره با حضور در زمین تیم مقابل، در انتظار دریافت توپ میماند.
چنانچه شما مدافعی را موظف به مهار مستقیم این بازیکن کرده و مانع توپ گیری او شوید، برد با شما خواهد بود! در حقیقت تیم اردن نیز چنین شیوهای را انجام نداده و در دیدار برابر تیم قطر مغلوب شدند.
ممکن است تعجب کنید ولی قسم به خدا هنگامی که تیم ملی کشور ما توانست چهار گل را به تیم قطر وارد کند، بسیار شادمان شده و در پوست خود نمیگنجیدم.
جداً؟!
بله، بله بسیار احساس خوشحالی داشتم، چرا که اکرم عفیف در برابر تیم ملی کشور ما رجز خوانده بود. حتی زمانی که برای تیم استقلال رجز خوانده و آن رفتار را اجرا کرد، به شدت عصبانی شدم.
چرا که اکرم عفیف در حد و اندازه فوتبال کشور ایران قرار ندارد که سعی کند به این شکل برای ما رجز خوانی کند. مشاهده کردید پس از آنکه تیمشان تعداد ۴ گل را از تیم ملی کشورمان دریافت کرد، دهانش بسته شد! واقعا شادمانی و شعف زیادی داشتم که تیم ملی چهار گل را به تیم قطر وارد کرد.
البته سردار آزمون هم کریریزی خواند و…
از رفتار خوشحالی پس از وارد کردن ضربه گل توسط سردار آزمون نیز بسیار خوشم آمد! به هیچ وجه اکرم عفیف در اندازه فوتبال کشور ایران نیست.
اگر شما مربی یک تیم بودید و قرار بود از بین اکرم عفیف یا مهدی طارمی و سردار آزمون یکی را انتخاب میکردید، انتخاب شما کدامیک بود؟
یقین بدانید که مهدی طارمی و سردار آزمون هستند! حتی اکرم عفیف تخصص و مهارتش در فوتبال با مهدی طارمی و سردار برابری نمیکند. چه بسا که فاصله زیادی نیز با آنها دارد.
آقاخداداد، بیتعارف به نظر میرسد هنوز هم ملیپوشان فعلی را مثل پسر یا برادر خود دوست داشته باشید و شاید انتظار نداشتید پس از آن حمایت جانانه از مهدی طارمی در زمان دراگان اسکوچیچ، او بخواهد علیه شما مصاحبه کند؟ الان متوجه شدم که… حرفهای طارمی را به دل گرفتید؟
خیر، او دیدگاه خود را بیان کرده است. من نیز نظر خودم را گفته و این رویکردها یک جریان بوده و فوتبال نیز حوزه دیگری دارد. لذا درست نیست که همه موضوعات را با یکدیگر درگیر کنیم. در عین حال که مهدی طارمی و سردار آزمون از بازیکنان فوتبال هم وطن من به شمار میروند.
بازیهای مهدی طارمی در اینترمیلان را تعقیب میکنید؟
در حقیقت، خیر!
چرا؟
از آنجا که من به تماشای رقابتهای لیگ برتر انگلستان و همچنین لیگ عربستان مینشینم.
به خاطر کریستیانو رونالدو؟!
بازیکنان ستارهای که در مسابقات این لیگ حضور دارند از یک سو و موضوع سطح فوتبال و لیگ عربستان، از سوی دیگر بسیار مرا علاقمند کرده است. در حقیقت مسابقات فوتبال عربستان و لیگ باشگاهی اش، با وجود این ستارهها جذابیت بیشتری یافته است.
اما شما گفتید که فوتبال باشگاهی ما باید به الهلال فکر نکند و حرف از قهرمانی در لیگ نخبگان آسیا بزند؟
هنوز نیز همین عقیده را دارم. تیم العین امارات در بازی برابر الهلال به هیچ وجه بازیکن ستاره نداشت. ولی مشاهده کردید چطور توانست این تیم را مغلوب خود کرده و به مرحله نهایی راه یابد.
لذا در مرحله نهایی نیز با پیروزی بر تیم ژاپن به مقام قهرمانی رسید. تیم العین در مواجهه با تیم الهلال به هیچ وجه از ستارههای فوتبالی آن هراس نداشته و به موفقیت رسید.
منظور من چنین است که سعی نکنیم از تیمهایی که در آن برخی ستارهها بازی می کنند، هیولا بسازیم. هرچند ستارههای خارجی که در مسابقات لیگ عربستان حضور دارند پول قابل توجهی دریافت میکنند، ولی فوتبالیستهای خارجی که در کشور ایران نیز مشغول به کار هستند نیز مبالغ کمی دریافت نمیکنند. ولی در اکثر مواقع دستاورد چندانی نداشتهاند. چرا که یشتر آنها بازیکنانی هستند که حتی در تیم ملی کشور خودشان نیز ثابت نبوده و یا اینکه در رقابتهای لیگ کشورشان نیز حضور چندانی نداشتهاند!
البته در همین لیگ خودمان هم بعضا بازیکنان خارجی خوبی آمدهاند.
بله سال گذشته عبدالکریم حسن آمده و بدون اغراق در رقابتهای نیم فصل دوم نیز در زمره یکی از برترین و مهرههای اصلی رسیدن به قهرمانی برای تیم پرسپولیس قرار داشت.
هم اکنون کجاست؟ او حتی در کشور خودش هم به بازی نمیپردازد! همچنین لوکاس ژوائو که بسیاری از هواداران باشگاه پرسپولیس و فوتبالیستهای با سابقه انتقاداتی را به او وارد میکنند.
استقلال هم دنبال مهاجم تیم ملی قرقیزستان است. می دانستید؟
قرقیزستان؟!
بله!
واقعاً که! چه میتوانم بگویم؟! تیم مهم استقلال به شرایطی رسیده که در پی جذب فوتبالیست قرقیزستانی باشد؟! راستی تا خاطرم نرفته این را نیز بیان کنم که الحق والانصاف اوستون اورونوف در تیم پرسپولیس و جلالالدین ماشاریپوف در باشگاه استقلال به عنوان فوتبالیستهای خارجی با عملکرد خوب و مناسبی هستند. بازیهای آنها برایم پذیرفته است.
مهاجرت خانواده عزیزی از روستا به شهر:
پدرم که در زمینه کشاورز دیمی مشغول به کار بود، در سال ۱۳۵۵ همه امها و گوسفندهایش را به فروش رسانده و دو خانه جداگانه در منطقه جنوب شهر مشهد خریداری کرد. به این ترتیب ما به شهر جابجا شدیم.
از آنجا که یکی از عموهایم به رحمت خدا رفته و پدرم مسئولیت سرپرستی خانواده او را عهدهدار بود، پدرم یکی از خانهها را به پسر عمویم بخشید و خانه دیگر را برای خودمان در نظر گرفت.
کودکی خداداد عزیزی:
سالهای کودکی من در منطقه کوی رضاییه شهر مشهد سپری شد. تحصیلات دوران دبستان و راهنمایی را در آنجا طی کرده و فوتبال را در کوچه و خیابانهایی که به دفعات در موردش صحبت کردهام را در همین محله فرا گرفتم.
زمانی که در سن ۱۰ سالگی بودم به همراه پدرم به اطراف بارگاه امام رضا رفته و دست فروشی میکردیم. پس از رسیدن به سن ۱۳ سالگی نیز در کنار برادرم در ایام تابستان فعالیتهای بنایی انجام میدادیم.
هرچند برادرم مهارت زیادی در کار گچ بری با استفاده از ابزار داشت. ولی این موضوع برایم دشوار بود، چرا که قد کوتاهی داشتم.
بیماری مادر خداداد عزیزی:
هنگامی که من ۱۹ ساله بوده و هنوز در میان مردم معروفیت نداشتم، در سال ۱۳۶۹ همچنان زندگی دشوار و ناهمواری داشتیم. به طوری که به علت نداشتن استطاعت مالی توانستیم هزینههای درمان سرطان مادرم را پرداخت کرده و او به علت این بیماری دار فانی را وداع گفت.
در حقیقت من از این زندگی خواسته و آرزوی زیادی ندارم، چرا که رحمت و عنایت الهی شامل حال من شده و نعماتش را بر زندگی ام جاری کرده است. ولی همچنان یکی از آرزوها همچون افسوس بر دلم مانده است.
ای کاش زمانی که شرایط زندگی ما مطلوب شد، همچنان مادرم زنده بود، روزگار خوب مان را مشاهده میکرد و در خوشیهای زندگی کنارمان بود. دورانی که به شهرت رسیده و موقعیت زندگیمان تغییر و تحولات زیادی پیدا کرد.
اهدای توپ طلا به حرم امام رضا:
در سال ۱۳۷۵ که به عنوان برترین بازیکن آسیا انتخاب شده و جایزه توپ طلا را دریافت کردم، آن را به موزه حرم مطهر امام رضا علیه السلام هدیه دادم. چرا که جایگاه این توپ در موزه حرم میباشد و نه در طاقچه خانه ما.
قلیون کشیدن خداداد عزیزی:
دست کم حدود هشتاد درصد از بازیکنان فوتبال عصر حاضر قلیون میکشند. خودم نیز از سال ۱۳۸۵ که از زمین فوتبال خداحافظی کردم، قلیون را شروع کرده و از بیان این موضوع شرمسار نیستم.
عاشق تهرانم:
من به هیچ وجه از تهران گریزان نبوده و واقعا عاشق تهران هستم. رویدادهایی که در این شهر تجربه کردم، غیر قابل تکرار است. به طوری که دلبسته و علاقمند به زندگی در شهر تهران میباشد.
نزدیکترین و صمیمانهترین دوستانم در شهر تهران سکونت دارند. ولی مادرم در شهر مشهد دفن شده و پدرم نیز تا زمان حیات در شهر مشهد در نزدیکی حضرت امام رضا علیه السلام سکونت داشت.
طرفدار بارسلونا:
من تنها به تماشای دیدارهای تیم بارسلونا مینشینم. هر چند که دیدارهای حساس باشگاههای اروپا نیز پیگیری میکنم. هم اکنون نیز به دیدن دیدارهای باشگاه منچسرسیتی پرداخته و آنها نیز تیم مطلوبی هستند.
با هیدرودرم، پاکسازی پوستت رو حرفهای و بیدردسر انجام بده
|
با آردن اکسپرتیج، روتین مراقبت از پوستت رو ساده و حرفهای کن
|





