بیوگرافی و زندگینامه بهاره رهنما

بازیگران ۱۰ شهریور ۱۴۰۴ ۵ دیدگاه

وبسایت "فردای تازه" همان "تاروت رنگی" سابق می باشد.

بیوگرافی بهاره رهنما

بهاره رهنما هنرپیشه ایرانی در دهمین روز از آذر ماه سال ۱۳۵۲ در حوالی شهر اراک متولد شد. مادرش پروین قائم مقامی نام دارد که به عنوان بازیگر فعالیت دارد. رهنما از سال‌های نخست دهه ۱۳۷۰ کار هنری خود را با حضور در فیلم سینمایی اکشن به سال ۱۳۷۱ شروع کرد.

بهاره رهنما در حال خندیدن

خلاصه زندگینامه

نام: بهاره

نام خانوادگی: رهنما

تاریخ تولد: ۱۰ آذر ۱۳۵۲ ‏

محل تولد: اراک، ایران

تحصیلات: لیسانس ادبیات فارسی و حقوق قضایی

زمینه فعالیت: بازیگر، فیلمنامه نویس و نویسنده

محل تحصیل: دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران (لیسانس حقوق قضایی)

سال‌های فعالیت: ۱۳۷۱–اکنون

همسر(ها): پیمان قاسم‌خانی (نویسنده و بازیگر) (ا. ۱۳۷۰–۱۳۹۴)، امیر خسرو عباسی (ا. ۱۳۹۶–۱۴۰۱)

فرزندان: ۱

والدین: پروین قائم‌مقامی (مادر)

زندگینامه

زندگی شخصی:

در تاریخ دهم آذر ماه سال ۱۳۵۲ بهاره رهنما در روستای هزاوه اراک منطقه‌ای در استان مرکزی به دنیا آمد.

جلال رهنما پدر این هنرپیشه بوده که به کار تجارت می پرداخت و در سال‌های اخیر دار فانی را وداع گفت. مادرش پروین قائم مقامی از بازیگران عرصه تلویزیون و سینما می‌باشد. بهاره رهنما دومین فرزند خانواده بوده و دارای یک خواهر بزرگتر از خود به اسم بهانه متولد سال ۱۳۴۳ است. همچنین او دارای یک برادر کوچکتر به اسم رهام بوده که پزشک است.

در سال ۱۳۵۴ که بهاره رهنما در سن ۲ سالگی بود، در کنار خانواده محل زندگی خود را به تهران منتقل کردند. ولی با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در سال ۱۳۵۷، آنها به انگلستان مهاجرت کرده و پس از چندی با تثبیت شرایط سیاسی کشور آنها دوباره به ایران مراجعت کردند.

تحصیلات:

زمانی که بهاره رهنما در سال ۱۳۷۰ توانست تحصیلات خود را به صورت جهشی خوانده و مدرک دیپلم خود را دریافت کند، به دانشگاه راه یافته و در رشته ادبیات نمایشی با مدرک کارشناسی فارغ التحصیل شد. سپس او به دانشگاه حقوق وارد شده و با دریافت مدرک لیسانس رشته حقوق قضایی و فوق لیسانس ادبیات نمایشی تحصیلات خود را در دانشگاه تکمیل کرد.

از نویسندگی تا کارگردانی:

این هنرپیشه علاوه بر بازیگری، در زمینه نوشتن نمایشنامه‌ها و کارگردانی تئاتر نیز فعالیت کرده است.‌ او از علاقمندان به مطالعه کتاب بوده و تاکنون تعداد ۱۰ کتاب را به رشته تحریر درآورده است. همچنین او به عنوان تهیه کننده در آلبوم موسیقی علی شوکت یکی از خوانندگان جوان موسیقی راک همکاری داشته است.‌ به طوری که چند تا از ترانه‌های آلبوم مذکور از ترانه‌های کتاب زن باران کاری از بهاره رهنما انتخاب شده است.

سایر حرفه ها:

بهاره رهنما یکی از بازیگران پرکار می‌باشد. او در کنار هنرپیشگی انجام روزنامه نگاری و نقاله خوانی را نیز تجربه کرده و همچنین در برندهای متفاوت در جایگاه مدلینگ همکاری می‌کند.‌ این هنرپیشه علاوه بر مواردی که ذکر شد صاحب یک رستوران بوده و رستورانی به اسم گوزن واقع در منطقه سعادت آباد تهران به او تعلق دارد.

کاهش وزن:

این هنرپیشه سال‌های متمادی دچار اضافه وزن بسیار شده بود. جهت راهکار این شرایط، او به کار گذاشتن بالن در معده تن داد که این مسیر نتیجه‌ای در پی نداشته و حتی به مراتب اضافه وزن او را بیشتر کرد. در ادامه او به انجام عمل اسلیو معده روی آورده و توانست حجم زیادی از وزن خود را بکاهد. به طوری که در اثر این جراحی به اندازه ۴۰ کیلو از وزن او کم شد.

نسبت فامیلی با فرناز رهنما:

با توجه به نام فامیل یکسانی که بهاره رهنما با هنرپیشه دیگری از کشورمان به نام فرناز رهنما دارد، برخی از افراد تصور می‌کنند که آنها با یکدیگر رابطه خویشاوندی دارند. ولی در گفتگویی که فرناز رهنما انجام داده، بیان نمود؛ من هیچ گونه ارتباط فامیلی با بهاره رهنما ندارم. نه خواهرش هستم و نه دختر عمویش حتی نسبت فامیلی خیلی دور هم با هم نداریم. اصلیت آنها متعلق به شهر اراک بوده و ما مربوط به اصفهان هستیم.

در عین حال که اسم فامیل من با کسره ادا شده و فامیلی بهاره با فتحه تلفظ می‌شود. ولی با همه این موارد ما دوستان خوبی برای یکدیگر به شمار می‌رویم.

ازدواج

ازدواج اول:

در یکی از روزها که بهاره رهنما در راه بازگشت از دانشگاه بود، در راه با پیمان قاسم خانی مواجه شده و این دیدار موجب شد ارتباطی میان آنها شکل بگیرد. در نهایت در سال ۱۳۷۳ آنها با یکدیگر ازدواج کردند که حاصل این وصلت، متولد شدن دخترشان در سال ۱۳۷۶ است که اسم پریا را برای او انتخاب نمودند.‌ پریا قاسم خانی در نمایش پنجره‌ها در عرصه تئاتر و همچنین فیلم سینمایی دایره زنگی و سریال تلویزیونی مرد هزار چهره ایفای نقش کرده است.

با کمال تاسف پس از گذشت ۲۲ سال از زندگی مشترک بهاره رهنما با همسرش پیمان قاسم خانی، آنها در سال ۱۳۹۴ به شکل توافقی از یکدیگر متارکه کردند.

در سال‌های زندگی مشترک بهاره رهنما با پیمان قاسم خانی، در گفتگویی که با همسر سابق او انجام شده بود، پیمان قاسم خانی در خصوص بهاره رهنما این گونه سخن گفت: در این مدت که نقش پردازی‌های او را در عرصه تئاتر مشاهده کردم، به تازگی متوجه قابلیت و استعداد او شدم. پیش از آن آگاه بودم که او هنرپیشه مطلوبی است، ولی تصور می‌کردم در بعضی کارها دچار تکرار می‌شود.

با توجه به آثاری که به تازگی از او دیدم، پی بردم او دارای توانمندی و قابلیت‌هایی است که تاکنون آشکار نشده و حتی من نیز که فاصله کمی با او دارم، این عملکرد او را ندیده بودم.

از آنجا که شقایق دهقان بازیگر اهل ایران، در آن هنگام همسر مهراب قاسم‌خوانی برادر پیمان قاسم خانی بود، به این ترتیب بهاره رهنما و شقایق دهقان با یکدیگر جاری بودند.‌

ازدواج دوم:

پس از گذشت دو سال از جدایی بهاره رهنما از همسر اولش، او در تاریخ چهارم شهریور ماه سال ۱۳۹۶ که در سن ۴۴ سالگی بود، با مردی به نام امیر خسرو عباس که در حوزه صنعت آرایشی و بهداشتی فعالیت می‌کرد، ازدواج نمود. ولی این ازدواج نیز دوام چندانی نداشته و در سال ۱۴۰۱ آنها از یکدیگر جدا شدند.‌

امیر خسرو عباسی صاحب برند آرایشی بهداشتی هاینس و ژاکسیاست است. در دورانی که بهاره رهنما به عنوان مدل فعالیت کرده و برای این شرکت نیز مدل تبلیغاتی بود، آنها با یکدیگر آشنا شدند.‌

خسرو عباسی در هنگام ازدواج با بهاره رهنما تجربه یک ازدواج ناموفق را پشت سر گذاشته و صاحب یک دختر بوده است.

در مراسمی که برای دومین ازدواج بهاره رهنما صورت گرفت، جزئیات جالبی مشاهده می‌شد. برای نمونه ماشین عروس این هنرپیشه، خودرو بی‌ام‌و شاسی بلند ایکس ۳ بوده است. همچنین بر روی کارت ازدواج آنها اشعاری از سیمین بهبهانی درج شده بود.‌

هنگامی که بهاره رهنما در شبکه اینستاگرام طی یک لایو، خبر جدایی خود را از همسر دومش خسرو عباسی اعلام کرد، این موضوع رسانه‌ای شد.

بهاره رهنما در شبکه های اجتماعی

اینتساگرام:

b.rahnama@

زندگی هنری

میکاپ زیبای بهاره رهنما

ورود به عرصه هنر:

بهاره رهنما از سال‌های بچگی رغبت و گرایش زیادی به حرفه بازیگری داشت. به طوری که او در سال ۱۳۷۰ که در سن ۱۷ سالگی بود، با پشت سر گذاشتن تست بازیگری مربوط به فیلم سینمایی افعی جهت بازی در این فیلم برگزیده شده و توانست به همراه جمشید هاشم‌پور در برابر دوربین فیلمبرداری ایفای نقش کند. فیلم افعی توانست در گیشه فروش سینماها، فروشی بالغ بر ۱۹۹ میلیون تومان را حاصل کرده و عنوان پرفروش‌ترین فیلم سال را به خود اختصاص دهد.

دومین اثری که بهاره رهنما در عرصه سینما به انجام رساند، فیلم سینمایی غزال نام دارد. در عین حال او در سال ۱۳۷۹ با نقش آفرینی در مجموعه تلویزیونی بازگشت به خانه در قاب تلویزیون هنرنمایی کرد. زمانی که این هنرپیشه در سال ۱۳۸۰ در فیلم طنز سینمایی به نام نان، عشق و موتور هزار ایفای نقش نمود، توانست قابلیت خود را در حوزه فیلم‌های کمدی نمایان کند. به طوری که او با بازی در این فیلم شهرت زیادی را به دست آورد.‌

در ادامه این هنرمند با حضور در فیلم سینمایی گاوخونی به کارگردانی بهروز افخمی، نقش آفرینی خوبی از خود ارائه داده و بسیاری از قابلیت‌های خود را در زمینه بازیگری به نمایش گذاشت.

از سایر آثار این هنرپیشه می‌توان به مجموعه زیرزمین و فیلم چهارچنگولی اشاره کرد.

تهیه کنندگی موسیقی:

خاطرنشان می‌کنیم بهاره رهنما در زمینه موسیقی نیز فعالیت دارد. به طوری که او در هنگام تهیه آلبوم علی شوکت یکی از خوانندگان جوان موسیقی راک به عنوان تهیه کننده با او مشارکت نمود.

علی شوکت در آلبوم خود برخی از آهنگ‌ها را بر اساس سروده‌های مندرج در کتاب زن باران کاری از بهاره رهنما، ارائه کرده است.

سریال گیسو:

مجموعه گیسو که نام دیگر آن عاشقانه ۲ می‌باشد، کاری از منوچهر هادی بوده که توسط هومن کبیری تهیه کنندگی شد. در سریال گیسو بهاره رهنما شخصیت زنی به نام افرا را به نمایش گذاشت. در این سریال، افرا در سال‌های خیلی گذشته به دلایلی دخترش را گم کرده است. هم اکنون دخترش بزرگ شده و به ایران مراجعت می‌کند و …

حضور در سریال گیسو اولین کار مشترک بهاره رهنما با منوچهر هادی نبوده و آنها در چند اثر دیگر نیز با یکدیگر همکاری داشته‌اند.

از جمله مواردی که در این سریال مورد توجه مخاطبین و کاربران قرار گرفت، در یکی از صحنه‌ها افرا با بازی بهاره رهنما در کما بوده ولی تکان‌هایی در او مشاهده می‌شود. این موضوع در فضای مجازی از سوی مخاطبین دست به دست می‌شد.

فیلم اژدر:

فیلم سینمایی اژدر توسط رضا سبحانی کارگردانی و تهیه کنندگی شده و جاوید سبحانی فیلمنامه آن را نگاشته است. مضمون این فیلم در خصوص مردی به نام اژدر بوده که در پس یک رویداد به ناگاه پی می‌برد، دارای یک قابلیت و توانمندی خاص است. به طوری که پس از دیدن تصاویر در خواب و رویا، عین همان موضوع در واقعیت مشاهده می‌شود. لذا سعی می‌کند تلافی بسیاری از کارها را از افراد پیرامونش درآورد و …

در فیلم مذکور بهاره رهنما با عهده‌دار شدن نقش زنی به نام خاتون در این اثر همکاری کرده و به همراه بازیگرانی همچون لوون هفتوان، میرطاهر مظلومی، علی انصاریان، نعیمه نظام‌دوست، شهره لرستانی، نادر سلیمانی، نصرالله رادش، محمد شیری، یوسف صیادی و … نقش آفرینی کرده است.

سریال پژمان:

یکی از سریال‌های تلویزیونی که در نوع خودش بی‌نظیر بوده و در هنگام پخش با استقبال زیادی از سوی مردم و مخاطبان مواجه شد، سریال پژمان نام دارد. این سریال در سال ۱۳۹۲ از شبکه دوم سیما به نمایش درآمد که کاری از سروش صحت بوده و محسن چگینی آن را تهیه کنندگی کرده است. فیلمنامه‌های سریال پژمان توسط گروه نویسندگان شامل پیمان‌ قاسم‌خانی، مهراب قاسم‌خانی، سروش صحت و ایمان صفایی نگاشته شد.

این سریال بیانگر جریان زندگی یکی از فوتبالیست‌های سابق تیم پرسپولیس و همچنین تیم ملی کشورمان به نام پژمان جمشیدی است که همچنان در فضای شهرت و معروفیت بوده و در کنار مدیر برنامه‌اش سعی دارد تیم جدیدی را برای خود بیابد. در این جریان رخدادهای جالب و سرگرم کننده‌ای برای آنها ایجاد می‌شود. در سریال پژمان بهاره رهنما شخصیت خواهر پژمان به نام پریسا را به نمایش گذاشت که فعالیت زیادی در حوزه شبکه‌های اجتماعی و همچنین کارهای حضوری دارد.

فیلم هشتگ:

هشتگ نام یک فیلم سینمایی است که توسط رحیم بهبودی‌فر نویسندگی و کارگردانی شده و مسئولیت تهیه کنندگی آن به عهده مشترک بر عهده مقصود جباری و محمدعلی کیانی بوده است. داستان فیلم مذکور، جریان حسادت و رقابت سختی را نقل می‌کند که میان دو مادر شکل گرفته، در حالی که سطح نمرات پسرانشان بسیار پایین است و … از بازیگرانی که در این فیلم ایفای نقش کرده‌اند می‌توان نیوشا ضیغمی، بهاره رهنما، بیژن بنفشه خواه، حدیث فولادوند، سید جواد هاشمی و … را نام برد.‌ در فیلم هشتگ بهاره رهنما نقش زنی به نام روژین یا کبری را بازی کرد. در فیلم طنز هشتگ نیوشا ضیغمی با یک گریم خاص و متفاوت به شکل آقایان در برابر دوربین فیلمبرداری هنرنمایی می‌کند.‌

سریال زیرزمین:

سریال تلویزیونی زیرزمین ساخته علیرضا افخمی است که به مناسبت ایام ماه مبارک رمضان در مهر ماه سال ۱۳۸۵ از شبکه سوم سیما به روی آنتن رفت. مضمون این فیلم درباره زندگی سه رفیق دیرینه به نام‌های فرجیان، کلانی و اسدی است که به واسطه کلاهبرداری مبلغ زیادی پول حاصل می‌کنند. در این میان یکی از این سه نفر پول‌ها را از دیگران ربوده و در زیرزمین یک خانه فرسوده و قدیمی دفن می‌کند. سپس دو شریک دیگر در جهت پیدا کردن پول‌ها رقابت سختی را با یکدیگر انجام می‌دهند و ….

زیرزمین نام یک سریال تلویزیونی  با کارگردانی علیرضا افخمی است که ماه رمضان (مهر) ۱۳۸۵ از شبکه سوم ایران پخش شد. این فیلم روایتگر زندگی سه دوست «فرجیان، کلانی و اسدی» است که بعد از کلاهبرداری یکی از آنها پول ها را برداشته و در زیر زمینی پنهان می کند و دو نفر دیگر بر سر یافتن پول‌ها رقابت می‌کنند …

برخی از هنرمندانی که در سریال زیرزمین نقش آفرینی کرده‌اند شامل زنده یاد فتحعلی اویسی، بهاره رهنما، ابوالفضل پورعرب، مهتاج نجومی، مریم کاویانی و … بوده اند. در این سریال بهاره رهنما نقش پریا فرزند فرج را عهده‌دار بود.

فیلم شناسی

بهاره رهنما در کنار مادرش

فیلم های سینمایی:

مجموعه‌ سینمایی های بهاره رهنما
سالنام فیلمکارگردان
۱۴۰۱عطر آخر اردیبهشتبهاره رهنما
۱۳۹۹بی پی ام بندفرناز امینی
۱۳۹۸ناک اوتفرناز امینی
۱۳۹۸پیشی میشیحسین قناعت
۱۳۹۸بابا سیبیلوادوین خاچیکیان
۱۳۹۷ایکس‌لارجمحسن توکلی
۱۳۹۷پاستاریونیسهیل موفق
۱۳۹۷اژدررضا سبحانی
۱۳۹۶آینه بغلمنوچهر هادی
۱۳۹۶آقای سانسورعلی جبارزاده
۱۳۹۵هشتگرحیم بهبودی‌فر
۱۳۹۵خوب، بد، جلفپیمان قاسم‌خانی
۱۳۹۴آس و پاسآرش معیریان
۱۳۹۳۳۶۰ درجهسام قریبیان
۱۳۹۲طبقه هساثکمال تبریزی
۱۳۹۱آشنایی با لیلاعادل یراقی
۱۳۹۰بچگیتو فراموش نکنجلال فاطمی
۱۳۹۰خنده در بارانداریوش فرهنگ
۱۳۹۰یک فراری از بگبوهاتف علیمردانی
۱۳۸۹ورود زنده‌ها ممنوعجواد مزدآبادی
۱۳۸۹دیو و دلبروحید نیکخواه آزاد
۱۳۸۹جرممسعود کیمیایی
۱۳۸۹زنان ونوسی، مردان مریخیکاظم راست‌گفتار
۱۳۸۹زن‌ها شگفت انگیزندمهرداد فرید
۱۳۸۹هرچی خدا بخوادنوید میهن‌دوست
۱۳۸۹ورود آقایان ممنوعرامبد جوان
۱۳۸۸عروسکابراهیم وحیدزاده
۱۳۸۸بعد از ظهر سگی سگیمصطفی کیایی
۱۳۸۸پوپک و مش ماشااللهفرزاد مؤتمن
۱۳۸۸سن پطرزبورگبهروز افخمی
۱۳۸۸بی ستارهبهمن گودرزی
۱۳۸۷چارچنگولیسعید سهیلی
۱۳۸۷ده رقمیهمایون اسعدیان
۱۳۸۷شیرینعباس کیارستمی
۱۳۸۶توفیق اجباریمحمدحسین لطیفی
۱۳۸۶دایره زنگیپریسا بخت‌آور
۱۳۸۳شبانهامید بنکدار / کیوان علی‌محمدی
۱۳۸۳ماجراهای اینترنتی (چای نت)حسین قناعت
۱۳۸۱گاوخونیبهروز افخمی
۱۳۸۰نان و عشق و موتور ۱۰۰۰ابوالحسن داوودی
۱۳۷۹بچه‌های بدعلیرضا داوودنژاد
۱۳۷۷بادام‌های تلخکاظم معصومی
۱۳۷۴عاشقانهعلیرضا داوودنژاد
۱۳۷۴غزالمجتبی راعی
۱۳۷۱افعیمحمدرضا اعلامی
همچنین بخوانید:  بیوگرافی و زندگینامه پژمان بازغی

سریالهای تلویزیونی:

مجموعه‌ تلویزیونی های بهاره رهنما
سالعنوان اثر
۱۳۹۸سرگذشت
۱۳۹۸شش قهرمان و نصفی
۱۳۹۷بچه مهندس (فصل‌های ۱ و ۲)
۱۳۹۵همسایه‌ها
۱۳۹۵کشیک قلب
۱۳۹۴غیرعلنی
۱۳۹۳خوب بد زشت
۱۳۹۲پژمان
۱۳۹۱خداحافظ بچه
۱۳۹۱چک برگشتی
۱۳۸۸گاوصندوق
۱۳۸۷مأمور بدرقه
۱۳۸۶مرد هزار چهره
۱۳۸۵کتاب‌فروشی هدهد
۱۳۸۵زیر زمین
۱۳۸۳من یک مستأجرم
۱۳۸۰پرونده‌های مجهول
۱۳۷۹داستان یک شهر ۲
۱۳۷۸روشنتر از خاموشی
۱۳۷۵بازگشت به خانه

تله فیلم ها:

مجموعه‌ تله فیلم های بهاره رهنما
عنوان اثرکارگردان
بازیسروش صحت

شبکه نمایش خانگی:

مجموعه‌ شبکه نمایش خانگی های بهاره رهنما
سالعنوان اثرکارگردان
۱۳۹۰شام ایرانیبیژن بیرنگ
۱۳۹۰ساخت ایران
۱۳۹۲شرف خانواده فاضل
۱۳۹۹گیسو
۱۴۰۳عالیجناب (رئالیتی شو)علیرضا کریم زاده

تئاتر ها:

مجموعه‌ تئاتر های بهاره رهنما
سالعنوان اثرکارگردان
۱۴۰۲یه گوشه از دایره
۱۳۹۸راه پله
۱۳۹۸ماربازی
۱۳۹۷شاه لیرمسعود دلخواه
۱۳۹۷بیوهٔ نویسنده فقیدمقداد اسلامی
۱۳۹۷فصل فراموشی
۱۳۹۷تابستان فراموشی
۱۳۹۷بلافیگوراسعید دشتی
۱۳۹۶اپراتور نسل چهارمباقر سروش
۱۳۹۶خورشیدهای همیشه
۱۳۹۶آرامش زن زیبایی است که شوهر داردامیرحسین اسانی
۱۳۹۶دیگری
۱۳۹۶سونات پاییزیجلال تهرانی
۱۳۹۵حرفه‌ایرضا کیانیان
۱۳۹۵زنانی که به بزها خیره شده‌اندایوب آقاخانی
۱۳۹۵دوباره اون آهنگ رو بزن سمداوود بنی اردلان
۱۳۹۴عامدانه، عاشقانه، قاتلانهساناز بیان
۱۳۹۴انگار در چشم‌های تو اسب می‌دودطاها ذاکر
۱۳۹۳تو دهنتُ می‌بندی یا من؟داوود بنی اردلان
۱۳۹۳نمایش اسپانیاییشیوا اردویی
۱۳۹۳آرسنیک و تور کهنهحسین پارسایی
۱۳۹۳دورهمی زنان شکسپیر
۱۳۹۳با من بستنی می‌خوری؟
۱۳۹۲بادی که تو را برد‚ مرا خشک کردعلی نرگس نژاد
۱۳۹۲پسران آفتابسیامک صفری
۱۳۹۱غباربهاره رهنما
۱۳۹۱چشم‌هایی که مال توستنسیم ادبی
۱۳۹۱این تابستان فراموشت کردمبهاره رهنما
۱۳۹۱خیال‌های جاده جاجرود – تهرانغزاله معتمد
۱۳۹۱گروتسکی بر تبارشناسی دروغ و تنهاییسجاد افشاریان
۱۳۹۰تراسمحمدرضا خاکی
۱۳۹۰فیلبهناز نازی
۱۳۹۰می‌خواهم با میوسوو ملاقات کنممحمود عزیزی
۱۳۸۸هاملت با سالاد فصلهادی مرزبان
۱۳۸۷خدای کشتارعلیرضا کوشک جلالی
۱۳۸۴پنجره‌هافرهاد آییش
۱۳۷۹تله تئاتر پیش از آشنایی
۱۳۷۵تله تئاتر ای نسیم باران

کارگردانی:

مجموعه‌ کارگردانی های بهاره رهنما
سالعنوان اثرنوع اثر
۱۳۹۸صدام کن مامانفیلم مستند
۱۴۰۱عطر آخر اردیبهشتفیلم سینمایی بلند

کتاب ها:

مجموعه‌ کتاب های بهاره رهنما
سالعنوان کتابناشر
۱۳۸۸چهار چهارشنبه و یک کلاه‌گیسنشر چشمه
۱۳۸۹ماه هفت شبنشر نگاه
۱۳۹۲مالیخولیای محبوب مننشر نگاه
۱۳۹۴زن باراننشر نگاه
۱۳۹۶پای به جاده زدننشر نگاه

فیلمنامه:

مجموعه‌ فیلمنامه های بهاره رهنما
نام اثرنقش
شب‌های بررهیکی از نویسندگان
باغ مظفریکی از نویسندگان
شمس العمارهیکی از نویسندگان

حاشیه

عکس بهاره رهنما در خارج

انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸:

این هنرپیشه طی انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ در گروه هنرمندانی بود که به حمایت از میرحسین موسوی پرداختند. سپس بهاره رهنما در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ به عنوان طرفدار حسن روحانی فعالیت می‌کرد. به طوری که برای این نامزد انتخاباتی، اقدامات وسیعی را در شبکه‌های مجازی انجام داده و این موضوع بازتاب‌های گسترده‌ای را از سوی کاربران در پی داشت.

انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲:

خاطرنشان می‌کنیم بهاره رهنما و همسر سابقش پیمان قاسم خانی در زمره هنرمندانی بودند که در یک بیانیه که در تاریخ ۲۲ خرداد ماه سال ۱۳۹۲ صادر نمودند، در کنار دیگر اعضای گروه اصلاح طلبان و اعتدالگران نسبت به کاندیداتوری حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ به طور رسمی جانبداری کردند.

بهاره رهنما از جمله هنرمندانی است که فعالیت گسترده‌ای را در شبکه‌های مجازی انجام می‌دهد. او از هنرپیشگان پرحاشیه بوده و همواره شاهد حواشی زیادی برای او بوده‌ایم.

شکایت از نادر فتوره‌چی:

در پی مطالبی که نادر فتوره چی در شبکه مجازی فیسبوک منتشر کرده و در آن به بهاره رهنما همسر سابق پیمان قاسم خانی اتهام فرصت طلبی زده بود، در یکی از روزهای دی ماه سال ۱۳۹۳ پیمان قاسم‌خوانی و بهاره رهنما در مجامع قضایی از این شخص شکایت کردند.‌ در عین حال پیمان قاسم خانی خلاصه‌ای از روند رسیدگی به این شکواییه را در شبکه مجازی به اشتراک گذاشت. در پی این شکواییه فتورچی به دادگاه فراخوانده شد، ولی در نهایت با قید وثیقه آزاد شده و توانست از بهاره رهنما جلب رضایت کند.

شکایت سیروان خسروی:

موضوع اختلاف سیروان خسروی با بهاره رهنما مربوط به فروردین ماه سال ۱۳۹۷ می‌باشد. جریان از اینجا آغاز شد که سیروان خسروی با به اشتراک گذاشتن یک پست در شبکه مجازی اینستاگرام در قبال شرایط و بحران‌های کشور اظهار نارضایتی کرده و انتقادات شدیدی را مطرح نمود. قسمت اعظم انتقادهای او خطاب به سلبریتی‌ها و هنرمندان مشهوری بود که در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶ اقدامات گسترده‌ای را جهت تبلیغ نامزد انتخاباتی خود انجام دادند.

او بیان کرده بود:

مشمئزکننده‌تر از وضعیت اسفناک کشور، پُست‌های انتقادی سلبریتی‌هایی هستش که پارسال همین موقع در حال یارگیریِ بنفش بودن، قبل‌تر هم مشغول یارگیری سبز و امروز هم که منتقدند و فردا هم حامی رنگ مد روز و باب میل اکثریت خواهند بود.

در ادامه امیرحسین ژوله به پست مذکور سیروان خسروی عکس‌العمل نشان داد. ولی در یک جریان متحیر کننده، صفحه اینستاگرام این هنرپیشه و نویسنده سینما و تلویزیون هک گردید. به دنبال هک شدن صفحه امیر مهدی ژوله، بهاره رهنما در شبکه توییتر با جانبداری از مطالب درج شده توسط این بازیگر، به مقابله و انتقادات شدیدی در برابر سیروان خسروی پرداخت. به طوری که این جریان را با منتشر کردن چند توییت ادامه داده و در خصوص دیدگاه‌های سیروان خسروی مطالب جدی و تندی را اعلام کرد.

او در میان مطالب خود، سیروان خسروی را به جلب توجه و نداشتن ادب و نزاکت متهم نمود. در مواجهه با تمام توییت‌های انتقاد آمیز و متهم گونه بهاره رهنما، سیروان خسروی هیچ واکنشی نشان نداد. ولی پس از چندی اخباری در خصوص شکایت او به مراجع قضایی از این هنرپیشه سینما و تلویزیون شنیده شد.

دادگاه با ملاحظاتی به علت جایگاه اجتماعی این هنرپیشه و نداشتن پیشینه سوء، اجرای حکم او را برای مدت دو سال معلق گذاشت که در قبال عدم انجام تخلف دوباره، در پایان این مدت حکم مذکور بی اثر شود.‌

ویدئوی حاشیه برانگیز:

طی ویدیویی که بهاره رهنما در شبکه اینستاگرام از خود منتشر کرده بود، در آن نسبت به شرایط و موقعیت مالی خود مطالبی را بر زبان آورده و چنین نقل کرد: به طور معمول زمانی که من سال‌های زیادی را به کار مشغول بودم، عادی است که در این سن به آسودگی خاطر از نظر مالی و اقتصادی برسم.

هر فردی که قادر نباشد پس از گذشت سی سال کار و فعالیت برای خود و خانواده‌اش اسباب راحتی و آسایش را مهیا کند، شخص بی دست و پایی محسوب می‌شود. این مطالب که توسط بهاره رهنما بیان شد، انتقادها و واکنش‌های جدی را برای او پدید آورد. در نهایت این بازتاب‌ها و انتقادها به قدری گسترده بود که این هنرپیشه ناچار شد خودش را به عنوان مخاطب جملاتش معرفی کند.

حواشی در شام ایرانی:

در یکی از قسمت‌های برنامه شام ایرانی که بهاره رهنما در آن شرکت کرده بود، به علت نوع رفتار و مطالبی که بر زبان آورده بود، حاشیه‌هایی برایش شکل گرفت. شام ایرانی نام یک مجموعه ویدیویی بوده که فصل اول آن توسط بیژن بی‌رنگ کارگردانی شده و سایر فصل‌ها به کارگردانی محمد شایسته، سروش صحت و سعید ابوطالب تهیه شده و از شبکه نمایش خانگی به روی آنتن رفت. حضور در برنامه شام ایرانی برای این هنرپیشه، حواشی گسترده‌ای را برایش در پی داشت.

در این گروه بهاره رهنما در کنار بازیگرانی همچون مریم امیرجلالی، شهرزاد کمال‌زاده و فلور نظری شرکت داشتند.

در برنامه مذکور بهاره رهنما در قسمتی از سخنان خود در خصوص دختران ایرانی، اینگونه گفت:

“دختران ایرانی سر و وضعشان مثل نیکول کیدمن است و طرز فکرشان لر.”

این جملات با بازتاب‌ها و انتقادهای شدیدی در شبکه‌های مجازی همراه شد. به طوری که رئیس شورای اسلامی شهر خرم آباد تقاضای مقابله و برخورد با این هنرپیشه را نمود. چرا که معنا و مفهوم گفته‌های بهاره رهنما به منزله اهانت به طایفه لر بوده است. ولی او در جای دیگری اظهار داشت، مفهوم سخنانش توهین به قوم لر نبوده و به منظور قیاس یک فیلم سینمایی بسیار دیرینه به اسم دختر لر با فیلم‌های عصر حاضر با هنرنمایی بازیگران تازه بوده است.‌

در صحنه دیگری از برنامه شام ایرانی پس از پایان سخنان بهاره رهنما، فلور نظری خنده‌ای را به چهره نشانده و رهنما این خنده را به مفهوم استهزا و تمسخر خودش قلمداد می‌کند. از این رو بحث و مجادله‌ای میان او و فلور نظری صورت گرفت. به طوری که بهاره رهنما این هنرپیشه را متهم به بی‌ادبی کرده و فلور نظری دچار شوک و حیرت می‌شود. این رفتار به قدری شدید بود که فلور نظری با چشمانی گریان میز شام را ترک می‌کند. دیدن چنین رفتارهایی از سوی بهاره رهنما در برنامه شام ایرانی، منجر به انتقادات زیادی نسبت به او شد.

مصاحبه

عکس زیبای بهاره رهنما

بهاره رهنما در یک گفتگو، در خصوص علت تولید فیلم سینمایی عطر آخر اردیبهشت، جریان کتاب اشعارش، عدم فعالیت در حوزه صدا و سیما و حاشیه‌های شکل گرفته در شبکه اینستاگرام سخن گفته است.

با توجه به مضمونی که در فیلم عطر آخر اردیبهشت مشاهده می‌شود، گویا مناسب بود او نام «زنان علیه زنان» را برای این فیلم در نظر می‌گرفت. در فیلم مذکور جریان زندگی چهار زن به تصویر کشیده می‌شود که به عنوان چهار رفیق با یکدیگر در ارتباط بوده و هر یک در زندگی شخصی با مسائل و بحران‌هایی روبرو هستند.

یکی از آنها متوجه بی‌وفایی و خیانت شوهرش شده، شخص دیگر با بیماری ام اس و طلاق دست و پنجه نرم می‌کند، دوست سوم به همسری یک مرد ثروتمند درآمده و چهارمین نفر با نقش آفرینی بهاره رهنما در شرف مهاجرت به کشور دیگر بوده و نسبت به یک زن دیگر بدعهدی و خیانت می‌کند. با وجودی که این هنرپیشه اذعان داشته همواره به قضاوت و سنجش چنین افرادی پرداخته، اما سرانجام به دلایلی هنرنمایی در این نقش را عهده‌دار شده است.

مطالب صحبت شده با این هنرپیشه تنها در خصوص ساخت فیلم مذکور نبوده و همچنین شعر «گوجه‌ها، گوجه‌ها به تخم مرغ‌ها بخورید.» که شاعر آن را بهاره رهنما دانسته‌اند، آشکار گردید که این موضوع صحت ندارد. یا جریان تبلیغات در شبکه اینستاگرام و عدم همکاری در صدا و سیما و اینگونه موضوعات، به منزله یورش‌هایی بود که به او وارد شده و هم اکنون شرایطی مهیا شده بود تا به شرح این موارد پرداخته و بگوید که تمامی آنها نادرست بوده و چنانچه مسئله و چالشی رخ داده، به چه علت بوده است؟

به منظور آنکه صحت و سقم این مطالب آشکار شود، از این هنرپیشه نویسنده و کارگردان دعوت کردیم تا اوقاتی را به ما اختصاص دهد. در اینجا به شرح کامل این گفتگو می‌پردازیم.

یک بهاره رهنما وجود دارد که در دوره فیلمسازی به دنبال بروز و بیان یک بهاره رهنما گمشده است که در این سال‌ها درست و به جا دیده نشده، کسی که کارش را به عنوان بازیگر تئاتر با مدل روشنفکری شروع می‌کند، وارد می‌شود، یک زمانی یادداشت‌های مفصلی می‌نویسد و آن آدم در این سال‌ها ردش گم می‌شود. آیا بهاره رهنما می‌خواهد آن روشنفکری را با فیلمسازی بازگرداند؟

این راه در زندگی ام همچنان وجود دارد ولی در شرح مسیر اجتماعی راه مذکور، با توجه به رخدادهایی که شکل گرفته و موجب مدفون شدن این شخصیت گردید، و در عین حال برخی جریان‌ها مسبب شد آن شخص مورد توجه قرار نگیرد. ممکن است هر شخصی در طی پیمودن راه زندگی، انتخاب‌های نادرستی را انجام دهد. لذا فضایی که در پیرامون من شکل گرفته بود، تمرکز زیادی برای موضوع داشت.

در حقیقت کسانی که مهارت و تبحر زیادی در فضای مجازی دارند، به یاری من شتافته و با کمک و مساعدت آنها پی بردیم که یک روندی بیرون از مردم، این سیستم و شبکه را تحت کنترل دارد. به طوری که من تصور می‌کنم در طی سال‌های قبل این موضوع برای سایر افراد مشهور و هنرمندان نیز اتفاق افتاده است. در عین حال که من شخصیت آرام و کم صدایی نداشته و گستره فعالیتم در جهان مملو از تنوع و صدا است. این امر بهانه‌ای را به این جریان داد تا بیش از پیش از نام و شهرت من سوء استفاده کنند.

هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوم، یک خبر تازه از خودم می‌شنوم که به هیچ وجه از جریان و عمق آن اطلاع نداشته و حتی بسیار حیرت آور و خنده‌دار است. به همین علت شروع به تهیه یک آرشیو برای خودم نموده و ممکن است در آینده از آن یک نمایشنامه و یا فیلمنامه طنز تهیه کنم. این موارد موجب رنجش من نشده و بسیار جالب است که در پی چه موضوعاتی هستند بهاره رهنما که در روزنامه شرق مطلب می نوشت و تعداد یازده نمایش تئاتر را به عنوان کارگردان تهیه کرده و یا به عنوان سفیر انجمن حمایت از کودک حقوق کودکان فعالیت دارد را آماج حملات خود قرار داده‌اند.

خودم علاقه داشتم در سن فعلی دارای یک کارنامه موثر و سنگین‌تری بودم. گفتن این جمله به این علت نیست که ادعا کنم این موضوع برای من کفایت می‌کند.‌ چرا که من دارای قابلیت و استعدادی بودم که بتوانم موفقیت بیش از این داشته باشم، ولی به چه علت در تمام سال‌ها فعالیت، هیچ یک از این موضوعات مورد توجه قرار نگرفت؟ چرا جریان دو هزار نفر زندانی مالی که به همکاری یک گروه آنها را از زندان آزاد کردیم، مطرح نشد؟ به چه دلیل درباره مرکز سوزن دوزی و کتابخانه‌ای که ما برای نخستین مرتبه در استان سیستان و بلوچستان بازگشایی کردیم، سخنی گفته نشد؟

در مواقعی به ویژه در چهار سال گذشته من به گرفتاری و مشکلات حیرت انگیزی در زندگی دچار شدم که توانستم همه این امورات را به انجام برسانم. ولی علاوه بر این‌ها رخدادهایی در زندگی فردی من شکل گرفت که لازم نبود در خصوص آنها مطلبی به زبان آورده و یا انجام تبلیغات را جهت دهی می‌کردم. در غیر این صورت هیچ انسانی وجود ندارد، با رویکردی همسو شود که در مقابل و ضد او ایجاد شده است. لذا از یک زمان به بعد، این جریان از اختیار من بیرون آمد.

یعنی تا یک جایی دست خودتان بود؟

تا یک مرحله من متوجه تاثیر اشتباهاتم در این جریان شدم. ولی این موضوع که هیچ یک از فعالیت‌هایم در نظر گرفته نشد، برایم قابل قبول نبوده و مسئولیت همه آن به عهده من نیست. برای نمونه من نخستین هنرپیشه ایرانی محسوب می‌شوم که صاحب وبلاگ و صفحه‌ای در توییتر بودم. شمایل و تصویری از من ارائه شده که چندان به من شبیه نیست. در طی این سال‌ها تعداد نه عدد از ده کتاب من منتشر و به بازار عرضه شده که مشتمل بر نمایشنامه، رمان، داستان کوتاه و کتاب شعر می‌باشد.

با وجودی که من صاحب یک کتاب شعر هستم ولی مطالبی که در شبکه‌های مجازی از اشعار من مشاهده می‌شود، درست نبوده و به هیچ وجه واقعی نیست. کتاب مذکور به واسطه نشر نگاه ارائه شده و من تاکنون اشعاری با موضوع گوجه و املت نگفته‌ام. در حالتی که مردم و مخاطبان هیچگاه در پی کشف حقیقت این جریان نیستند. این امر در شرایطی است که ناشر به دفعات این کتاب را در صفحه انتشارات نگاه به اشتراک گذاشته است.‌

جدایی از همسر اول:

نکته ماجرا این است که شما با فضای شبکه‌های اجتماعی آشنایی دارید و می‌توانیم بگوییم از زمانی که سمت و سوی تبلیغاتتان را بیشتر کردید، هجمه‌های وارد شده به شما افزایش بیشتری پیدا کرد؟ در واقع از زمانی که اینفلوئنسر شدید، کارهای شما نادیده گرفته شد؟

من اینفلوئنسری را به مفهوم اینفلوئنسر حرفه‌ای قبول ندارم، چنانچه دوره‌ای انجام این کار را قبول کردم به جهت آشنایی و نزدیک شدن به این شرایط بوده و به منزله آن نیست که خودم را به عنوان اینفلوئنسر معرفی کنم.‌ هرچند پیشینه من اثرگذاری عمیقی بر روی جریان زندگیم داشته و پس از متارکه ازدواج اولم، به طور واقعی از فعالیت در عرصه سینمای ایران حذف شدم. به طوری که هیچ یک از دفاتر فیلمسازی پیشنهاد بازی در فیلم‌هایش را به من ارائه نکرد.

هرچند که ایشان دارای شخصیت محترمی است، ولی قسمت اعظمی از عوامل سینما و همکاران اولویتشان بر این بود و ممکن است نیاز داشتند در فیلمنامه‌های نوشته شده توسط ایشان حضور داشته و با او همکاری کنند.‌ لذا به طور غیر ارادی من را از فعالیت در این فضا حذف شدم. هیچ وقت ایشان تلاشی در جهت مسئله سازی برای من نبودند، ولی در عین حال من به عنوان شخصیتی معرفی شدم که انگشت اتهام به سمت او نشانه می‌رفت. چرا که در شبکه‌های مجازی فعالیت زیادی داشته و تصور می‌کنند کسی که در این شرایط به سر می‌برد، مطالب نادرستی گفته و یا تقصیرکار است. ولی در حقیقت محترمانه‌ترین طلاق تاریخ سینمای ایران توسط ما انجام شد.‌

از یک دوره به بعد تئاتر جدیت بیشتری برایم داشت. لاکن همچنان قدرت فضای مجازی بیشتر بوده و در عین حال فعالیت من در جایگاه یک فیلمساز و شخصی که کتاب نگاشته و در تئاتر نقش آفرینی می‌کند، دیده نشد. ممکن است خودم نیز به طور غیر ارادی در این جریانات وارد شده و از بیان چنین فعالیت‌هایی توسط خودم احساس خجالت می‌کردم. شرم داشتم که بگویم به آزاد کردن زندانیان پرداخته یا به عنوان سفیر انجمن سوزن دوزی در سیستان و بلوچستان بوده‌ام.

خب چرا شما چنین موضوعاتی که اهمیت داشت را مطرح نمی‌کردید، بعد موضوعاتی که کاملا به زندگی شخصی شما ارتباط داشت را با مخاطبان به اشتراک می‌گذاشتید؟

توجه کنید این رویکرد در خصوص دومین ازدواجم به هیچ وجه نادرست نبود. چنانچه یک فرد تن به ازدواج دوم دهد، آن هم در شرایطی که بسیاری از همکاران آقا ازدواج پنجم و ششم خود را به ثبت می‌رسانند. برخی از جریانات وجود دارند که تنها مختص به خودمان نبوده و بسیار مطلوب است که آن را با دیگران به اشتراک بگذاریم. چرا که به منزله حقیقت زندگی محسوب می‌شوند.‌

تا پیش از اینکه من به سن چهل سالگی برسم، تصور می‌کردم زنی با هوش و ذکاوت هستم. ولی حضور در شبکه‌های مجازی این درس را به من آموخت، بهره هوشی مقوله‌ای است که لازم است در قبال موقعیت حال حاضر به روز شود. ولی متاسفانه نسل و دوره ما آگاه نیست که چگونه با این موقعیت، با هوشیاری و ذکاوت روبرو شود.‌

با این حال وارد فضای کسب درآمد از فضای مجازی شدید!

در طی دو سالی که همه فیلمسازان دفتر خود را به روی من بسته بودند، کسی از من سوال کرد که مخارج روزمره زندگی و هزینه آب، برق و گاز خود را از کجا تامین می‌کنی؟ لذا من نیز در یک موقعیت حضور داشته و مصمم شدم با استفاده از آن درآمدی را برای خودم کسب کنم که در آن هنگام تصور می‌کردم این رویداد اشکالی ندارد.

از این رو نسبت به فعالیتی که داشتم، بسیار معتقد بودم. همواره باور داشتم چنانچه به تبلیغ کوچک‌ترین چیز همچون پفک بپردازم، لازم است آن شیء یا وسیله در منزل خودم نیز باشد. لذا تصمیم گرفتم با بهره‌مندی از این موقعیت، زندگی خود را اداره کرده و در آن شرایط و ایام این موضوع از افتخاراتم بود.‌

موضوعی که در اینجا مطرح است، هیچ وقت در هیچ برهه‌ای از زندگی اعتقاد نداشتم، لازم است شریک و همسری که برای زندگی خود برمی‌گزینم صاحب ثروت و پول زیاد باشد. لذا دومین ازدواجم را نیز با یک شخص بسیار معمولی داشتم که به هیچ وجه تصور نمی‌کردم او شخصیت ثروتمند و متمولی است. چنانچه قصد کنم مطالبی را که تعریف کردم دنبال کنم، هیچ وقت این جریانات را بیان نکردم که همسرم مردی ثروتمند است و تنها در خصوص مارک و برند آرایشی که متعلق به او بود، مطالبی را بر زبان آوردم.

پس چه فضایی پیش آمد که موضوع را به این سمت برد؟

پس از گذشت مدت زیاد به واسطه افراد پیرامونم، رسانه‌ها و سایر شخصیت‌ها من در یک رویکردی وارد شدم که ارتباطی را با یک شخص مولتی تیلیاردر و جهانی پیدا کردم. این امر در موقعیتی بود که من حتی از سنین نوجوانی تا حدی استقلال داشتم که به هیچ وجه از پدرم خرجی و پول تو جیبی قبول نمی‌کردم.

می‌توانیم بگوییم این ماجرای اینفلوئنسری بخش بزرگی از زندگی شما را به انحراف کشاند؟ اصلا شما چرا شما دوره‌ای از مسیر فرهنگی دور شدید؟

چرا که به واسطه انجام کار فرهنگی امکان کسب درآمد و پول میسر نبوده و نمی‌توان با آن زندگی را گذراند. من تنها در یک دوران جریان تبلیغات را انجام داده و پس از به پایان رسیدن کارم، از آن بیرون آمدم. در حقیقت چیزی وجود نداشت که بخواهم آن را ادامه دهم. نکته قابل توجه چنین است که بیش از هفتاد درصد هنرپیشه‌های کشورمان در طی این سال‌ها به انجام تبلیغات روی آورده‌اند. ولی ابعاد منفی آن در مورد من برجسته‌تر شد.‌

یک بخشی از این ماجرا به این خاطر است که شما در میان صحبت‌هایتان گاهی از الفاظ و واژه‌هایی استفاده کردید که بسیار باعث ایجاد حاشیه شده است، مثلا همان ماجرایی که گفتید بعد از سی سال کار کردن اگر کسی به جایی نرسد به عرضه است.

من این جریان را به دفعات در صفحه شخصی خود گذاشته و شرح دادم. عین جمله چنین بود؛ اگر کسی بعد از سی سال کار کردن نتواند یک رفاه نسبی برای خود و خانواده‌اش جور کند، به نظر من آدم بی‌دست‌وپایی است. سپس در همان لایو به توضیح مجدد پرداختم، چنانچه من در زمینه نظافت و تمیز کردن خیابان‌ها مشغول باشم، لازم است پس از گذشت سی سال قادر باشم در شهرداری همان حوزه به استخدام درآیم. منظور من از صحبت در آن لایو در خصوص عزم، پشتکار و قدرت اراده بود.

من شخص پرکاری بوده و توان و انرژی بالایی دارم. موضوعی که به آن پی بردم چنین است، افرادی که دارای توان و قدرت زیاد هستند موجب به خشم آمدن مردم می‌شوند.‌ به همین علت فهمیدم لازم نیست تمام امورات و کارهایی که به آن می‌پردازم را اظهار نمایم. در لایو مذکور من حتی به اندازه یک واژه در خصوص پول سخن نگفته و تمام مطالب من درباره برخورداری از یک آسایش نسبی و سطح میانی بود.

یک مرتبه من خطاب به پدرم بیان کردم، بابا عذر می‌خوام که این اخبار موجب آزار و رنجش شما می‌شود، پدرم در جواب گفت اصولاً حاشیه یا جنبه مالی دارد و یا ناموسی. تو در تمام این سال‌ها نه در یک ارتباط نامشخص وارد شده و نه بدهی و قروض مالی را بر عهده داشتی. لذا این موارد نیز چندان اهمیت ندارد.

برای مثال یکی از حاشیه‌های پوچ و عبثی که برای من شکل گرفت، در شبکه توییتر بوده و یک شخص عنوان بی‌ سواد را به من اطلاق کرد. من در جواب این شخص تمام حروف کلمات را به قصد نادرست بیان کردم و این ویدیو دست به دست شد.‌ حقیقت چنین است هیچکس قادر نیست سوابق تحصیلی من را انکار کند، لذا سعی می‌کنند از جهات مختلف من را در فشار و مضیقه قرار دهند.

چرا دیگر با تلویزیون همکاری نمی‌کنید؟

به مدت ده سال است که من در حوزه تلویزیون ایران ممنوع الفعالیت شده‌ام.‌ به طوری که حتی علت این جریان برای کسی آشکار نیست. هر زمان که به قسمت آفیش سازمان صدا و سیما ورود می‌کنم، کارکنان با دیدنم تا مرز سکته می‌روند. گویا مواد انفجاری به خودم وصل کرده ام. چرا که ناگهان آنها با یکدیگر تماس گرفته و خبر آمدنم را به هم می‌دهند. من هنوز هیچ اطلاعی از دلیل این جریان ندارم.

به همین علت همواره اظهار می‌کنم بنا به تلاش و پشتکار خودم به این موقعیت دست یافته و هیچ امتیاز و پشتوانه‌ای در این جریان شامل حالم نشد. چون شخصی که از رانت بهره‌مند می‌شود، در وهله اول نقش آفرینی در چند مجموعه تلویزیونی برایش مهیا می گردد. نه اینکه همانند من قادر نباشد به ساختمان صدا و سیما ورود کند. در طی این دوران من  به شکل گزیده به کارم ادامه داده و در آخر با وجود مشکلات و مسائل متعدد، مصمم شدم فیلمم را تهیه کنم.‌

به همین علت از شرکت در کارهای تبلیغاتی اجتناب کرده و کاملاً از آن بیرون آمدم. به طوری که مسیر جدیدی را برای فیلمسازی دنبال می‌کنم. در حقیقت من به انسان‌ها علاقه داشته و در زیر دست پدری فروتن و مردم دوست پرورش یافتم. هم اکنون که پدرم دار فانی را وداع گفته، این جریان بزرگترین میراثی است که از او به من رسیده است.

ادعا نمی‌کنم تمام اقدامات و فعالیت‌هایم کاملاً صحیح بوده است، ولی همین جا بیان می‌کنم من همواره دارای یک سابقه کاری و پرونده در جایگاه یکی از فعالان حقوق زنان هستم. لذا بنیان اصلی مطالب نگاشته شده توسط من به موضوع زنان باز می‌گردد. ولی این اقدامات هیچگاه دیده نشده و رویکردهایی جلوه‌گر می‌شود که صحت نداشته و به هیچ وجه با من مرتبط نیست. برای مثال به شعری اشاره می‌کنم که در فضای مجازی آن را به من نسبت می‌دهند، در صورتی که من آن را نسروده‌ام.‌

انشاالله با گذشت زمان و سایر اقداماتم این جریان ها آشکار شود. در حقیقت من شخصی هستم که به مردم ایران علاقه دارم.‌

در حقیقت قسمت اعظمی از این جریان، به واسطه عدم شناخت از موقعیت و شرایط ایجاد شده است.

به این ترتیب قربانی افرادی هستند که به گفتگو در خصوص زنان می‌پردازند.‌ چرا که رویکردی وجود دارد که با این افراد مخالفت می‌کند.

زنان در برابر زنان:

همچنین بخوانید:  بیوگرافی و زندگینامه نیکی کریمی

آیا کار شما زنانه است؟

من در زمینه نوشتن فعالیت کرده و آشفتگی و دغدغه ذهنی ام مطالبی است که زنان ایران به آن درگیر هستند. ولی با حرمتی که برای همه فمنیست‌ها قائلم، این رویکرد را به منزله فمینیستی به انجام نمی‌رسانم.‌ در حقیقت من خودم را نمادی از صدای زنان ایران می دانم. چرا که همواره قدرت زنانگی بسیاری در وجودم جریان دارد.

چنانچه توجه کنید، از آنجا که پدرم تنها قهرمان زندگیم محسوب می‌شود، رضا سینمای من متشکل از سینمایی بوده که هیچ مردی در آنجا پلید و بد نیست. در فیلم عطر آخر اردیبهشت سعی داشتم عملکرد زنان را در مقابل زنان به تصویر بکشم. چرا که تلاش دارم در سرزمینم شاهد وجود دختران پرنشاط‌تر و مستقل‌تری باشیم.

چنانچه پس از پایان زندگیم بیان کنند، بهاره رهنما زنی بود که به زنان سرزمینش آموخت بیش از پیش به خودشان علاقه داشته باشند، آرامش زیادی نصیب روحم می‌شود. لذا این جریان همانی است که من علاقه دارم به دخترانمان بیاموزم.

یک بخشی از تنش را زنان با شما دارند و احساس می‌کنند آن‌ها را تخریب کردید.

زنانی که من را در برابر آماج حملات و فشار خود قرار می‌دهند، در حقیقت درگیر رویکردها و موضوعات کم اهمیت و سطحی هستند. به عنوان مثال به چه علت چاق بودی؟ چرا لاغر شدی؟ آیا تحت عمل جراحی قرار گرفتی؟ و مواردی از این دست که همه افکار و ذهنیت زنان را به آن تمرکز کرده‌اند تا از این طریق از بالا رفتن سطح آگاهی و دانش آنها ممانعت کنند.

به این ترتیب تندخویی و پرخاشگری در برابر من و بر ضد زنان است. ممکن است سهمی از آن به این علت است که برخی افراد در شرایط پایین‌تر از جایگاه من بوده و در ازای اینکه بیان کنند، چقدر مطلوب است که یک شخص حرف‌های ناگفته ما را بیان می‌کند، به سوی او هجوم می‌آورند.

فضای فیلم «عطر آخر اردیبهشت» زنانه است، این فضا برگرفته از تجربه زیست خود شماست، یا خواستید تجربه زیستی زنان این جامعه را به تصویر بکشید؟

همان گونه که پیشتر بیان کردم، من در زمره زنانی قرار دارم که سطح زنانگی و مادرانگی بیشتری داشته و همواره داستان‌های انسان‌ها به ویژه زنان جذابیت زیادی برایم دارد.

دوستان و افرادی که در پیرامون من حضور دارند، همواره به آسانی به من اطمینان کرده و این امر موجب می‌شد سخنان خود را به من اظهار کنند. سپس من در دانشگاه رشته‌ای همچون حقوق را انتخاب کرده و در سال‌های کارآموزی به مطالعه و بررسی پرونده‌های زیادی پرداختم. در آخر پی بردم در برخی موقعیت‌ها ما خودمان فریفته و قربانی افراد همجنس مان هستیم.

در حدود ده سال پیش از این، من اقدام به راه اندازی هشتگی در توییتر کردم که موضوع آن را «نه به مرد زن دار» قرار دادم. در این جریان عنوان کردم در حقیقت حفاظت و مراقبت از زندگی سایر زنان، مسئولیت و تکلیف ما محسوب است و این موضوع هیچ ربطی به موقعیت و جایگاه زن دیگر ندارد.

این جریان به قدری برایم جدیت دارد که دوستان و اطرافیانم آگاه هستند، چنانچه در چنین روابطی وارد شوند، قطع به یقین خط پایانی به روی ارتباط دوستی آنها می‌کشم.‌ چرا که از ریشه معتقدم به هیچ وجه نباید پا به زندگی یک مرد زن‌دار بگذاریم.

در عین حال زنانی هستند که به علت قرار گرفتن در شرایط نامناسب، ناچار می‌شوند به چنین رویکردهایی تن دهند. ممکن است از نظر اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی مجبور باشند که در آن زندگی مانده و این شرایط را متحمل شوند.‌ لذا لازم است هر یک از ما از وجود خودمان و زندگی اطرافیانمان حفاظت کنیم. هرچند برخی اوقات این زنان که در جایگاه نفر سوم به یک رابطه وارد می‌شوند، دچار جراحت و بحران بوده و تنها به این علت که از نظر مالی مخارج زندگی خود را تامین کنند، چنین روابطی را می‌پذیرند.‌

فیلم عطر آخر اردیبهشت در حقیقت آمیخته‌ای از دو نمایشنامه من بوده و جریان زندگی خانم‌هایی را به تصویر می‌کشد که برخی اوقات در زندگی شاهد آنها بوده ام. قسمتی از آن آسیب‌ها و بحران‌هایی است که من در یک دوره آنها را متحمل شده و پشت سر گذاشتم. ولی فیلم مذکور بخش‌هایی از زندگی‌های مختلف را به نمایش در می‌آورد.‌

به نظر شما خیانت، محوری‌ترین مسئله زنان امروز ایران است؟

خیر، در حال حاضر گزینه نخست زنان ما، گذران زندگی و برخورداری از درآمد و حرفه مناسب است.‌ در این فیلم ما چندین چالش و مشکل را از زنان بررسی می‌کنیم. ابتدا بیماری ام اس، چرا که من سفیر انجمن ام اس در ایران بوده و بخش هوایی از فیلم مذکور نیز سانسور شد. مسئله دوم جریان مهاجرت به کشورهای دیگر است که هر چند فراجنسی می‌باشد.‌ سومین موضوع سنت بوده و مادری را نشان می‌دهد که پس از به دنیا آوردن چهار پسر در انتظار متولد شدن دختر است. هر یک از این رویکردها مشکلات و بحران‌های زیادی را به همراه دارد، ولی در میان آنها خیانت جریانی است که زنان را از پا در می‌آورد.

یک حدیث در موضوع اخلاق و دین نقل شده به این مضمون، چنانچه تو به قضاوت کسی بپردازی، نخواهی مرد الا زمانی که چند گام با کفش‌های او حرکت کنی. جهت بازی در این نقش پولی برایم باقی نمانده بود که به هنرپیشه بدهم، لذا ناچار شدم ایفای آن را خودم بر عهده بگیرم.‌ هرچند در ابتدا مهتاب کرامتی را برای این شخصیت در نظر گرفته بودم، ولی به علت کمبود نقدینگی خجالت کشیدم این نقش را به خانم کرامتی که از دوستان نزدیک و نازنین من هستند، ارائه دهم. با در نظر گرفتن چینش نقش‌ها که در کنار شادمهر راستین در جایگاه مشاور و فیلمنامه نویس انجام دادیم، شخصیتی به من واگذار شد که من در همه سال‌های گذشته، بسیار در قبال آن قضاوت می‌کردم.

از جمله دلایل اصلی که برای وقوع خیانت مطرح شده، موضوعات مالی و اقتصادی است. در برخی از کشورهای جهان دولت های حاکم، جهت زنان بی‌سرپرست یا دارای درآمد ناچیز، تدابیر و امتیازات مالی و رفاهی را اختصاص می‌دهد. به طوری که به تامین نیازهای فرزندان می پردازد. فکر می‌کنم چنانچه این موضوع در کشور ما نیز میسر شود، گام موثری در جهت محافظت و پاسداری از زندگی سایر زنان برداشته می‌شود.

از نگاه من هیچ زنی حق ندارد به بهانه نیازهای مالی، به عنوان نفر سوم یک ارتباط و زندگی وارد شود. از طرفی می‌توان از زاویه دیگری به این جریان نگاه کرد که ممکن است هیچ راه دیگری برای آن زن باقی نمانده و به ناچار در این ارتباط قدم گذاشت. چرا که ما هیچگونه یاری و حمایتی از این گونه زنان در جامعه نداریم.‌

در اغلب موارد چنین خانم‌هایی دارای قابلیت و تبحر ویژه‌ای نبوده و از جانب دولت نیز پشتیبانی نمی‌شوند. به این رفتار آنها هیچ حقی قائل نیستم، ولی امکان دارد آنها از روی اجبار و ناچاری خودشان را در این تنگنا و مضیقه قرار دهند. با وجودی که این رفتار از نظر من قابل توجیه نیست، ولی سعی می‌کنم آنها را قضاوت نکنم.

گفتید مسئله اصلی در ایران معیشت و کار است، چرا هیچ‌یک از این چهار زن فیلم این موضوع را برای خودشان حل نکرده بودند؟

به این دلیل سعی داشتم کمبود و رویکرد منفی را به تصویر بکشم که لازم است در جهت اصلاح آن بکوشیم. چرا که اگر این مسائل و مشکلات برای زنان مذکور رخ داده است، حجم عمده‌ای از این جریان، عدم برخورداری از استقلال مالی است.

با وجودی که من تمایلی به سیاه نمایی و به نمایش درآوردن بحران‌ها و مسائل کشور ندارم، ولی قادر نیستم در جایگاه یک فیلم ساز، همه شرایط و امورات را در سطح فوق العاده نشان دهم. از این لازم است در خصوص آنها به گفتگو بنشینیم.

ریتم فیلم بسیار کند است، این رویه برای آزمون و خطاست یا در کارهای آینده شما هم شاهد آن خواهیم بود؟

شما هیچگاه فیلمی را با روند تند از من مشاهده نخواهید کرد. سرعت و ریتم حاکم بر فیلم عطر آخر اردیبهشت، به منزله ضرب آهنگ تمپویی است که در وجودم نواخته می‌شود.‌ یکی از کارگردان‌هایی که من به کارهای او علاقمند هستم، تئو آنجلو پولوس بوده و در این میان فیلم چشم اندازی در مه برایم بسیار خوشایند و جذاب است.

جنس و نوعی که در این اثر مشاهده می‌کنید، نمادی از حقیقت درونی من می‌باشد.‌ چرا که در وجودم این رویکرد شاعرانه و چنین تمایلاتی دیده می‌شود. بنا به گفته آقای داد، فیلم به منزله امضای شخص محسوب می‌شود و من از جهت تولید فیلم مذکور، بسیار مسرور و شادمان هستم. حتی اگر همین لحظه مرگ مرا در بر بگیرد، یک امضا به اسم عطر آخر اردیبهشت از من وجود دارد که دیگران می‌توانند به واسطه آن، وجود حقیقی بهاره رهنما را مشاهده کنند.

نظر من این نیست که لازم است همه هنرپیشگان در زندگی فیلم سازی را انجام دهند، ولی پس از چندی پی بردم، فعالیت‌های ما در بازیگری به منزله رویکرد واقعی ما محسوب نمی‌شود.

اول ماجرا هم همین ماجرا را مطرح کردیم و تصویر من این است که یک نفر یک شب به مهمانی رفته است و یک لباس شیک پوشیده و یک ملخ بزرگ روی لباس اوست هیچ کس آن لباس را نمی‌بیند، همه آن ملخ را می‌بینند، چون نامتعارف است، شما سال‌ها فیلم کمدی بازی کردید و این کار را هم زیبا انجام دادید، اما الان وقتی تئو آنجلو پولوس حرف می‌زنید این پرسش پیش می‌آید اینکه بهاره رهنما نیست.

بله، گویا همواره این رویکرد ضد و نقیض از من به دیگران منعکس می‌شود. به همین علت است که بیان می‌کنم کسانی که نسبت به من شناخت دارند، دیدگاه متفاوتی از من پیدا می‌کنند.

در واقع شما فیلم ساختید که خودتان را بیان کنید و بگویید تمام آنچه که تا کنون بازی کردم به کنار، من را اینجا ببینید و در این اثرم قضاوت کنید، درست است؟

در حقیقت من فکر می‌کنم در این ایام، دیدگاه و عقیده هیچ شخص مشهور و سلبریتی در نقاط مختلف جهان چندان مهم نیست. ولی باور دارم در جایگاه فردی که اقدام به تولید خاطرات افراد مختلفی کردیم، لازم است تعهد و مسئولیت اجتماعی خود را بپذیریم. چرا که لازم است پیش از مرگ به یک انسان فهیم و آگاه تبدیل شویم.

به اعتقاد من چنانچه جریان فیلمسازی به درستی انجام شده و افراد مطلوب و مناسبی در سر راه شما وارد شوند، در آخر با خودت می‌گویی، خدا رو شکر در نهایت رسیدم.‌ کسانی که تصور می‌کنند من هیچ علاقه‌ای به سرزمینم ایران نداشته و یا دارای شخصیت خودشیفته و با چنین دیدگاه‌هایی هستم، با دیدن فیلم مذکور قطع به یقین پی می‌برند که این موضوع صحت ندارد.

شما کمی قبل‌تر به ماجرا سانسور بخشی از فیلم که درباره بیماران ام‌اسی بود اشاره کردید، مشکل سر چه چیزی بود و نکته بعد اینکه هنر و تجربه راه‌اندازی شده تا به افرادی که تازه وارد هستند کمک کند، پس چرا کار برای آن‌ها سخت‌تر شده است؟

هم اکنون در صورتی که افراد مبتلا به بیماری ام اس از امید و انگیزه زیادی جهت معالجه برخوردار باشند، می‌توانند خودشان را از قرار گرفتن بر روی ویلچر نجات دهند. معمولاً بیمارانی در این شرایط قرار می‌گیرند که دوران درمان آنها همزمان با سال‌هایی بود که کشور ایران در تحریم دارویی بوده، یا اینکه پول کافی در اختیار نداشت و یا از نظر فکری و روحی بسیار افت کرده و انگیزه خود را از دست داده باشد.

در اولین نسخه از فیلمنامه، بسیاری از مسائل و چالش‌های دارویی در آن قید شده بود که کنار گذاشته شد. همچنین در فیلمنامه نخست، موارد بسیاری مطرح گردید که از آن جمله هواپیمایی بود که عازم کشور کانادا شده و دچار سقوط شد. ولی بیان کردند دامنه موضوعات التهاب زیادی دارد و مناسب نیست که در اولین فیلم به چنین مواردی اشاره کنیم. از آنجا که لازم بود با سرعت بیشتری فیلم را تولید می‌کردیم، آمیخته‌ای از دو نمایشنامه را در این روش دنبال نمودیم.

چرا باید کار را سریع می‌ساختید؟

در وهله نخست من مصمم بودم مجموعه‌ای تهیه کنم که ایعاد کمدی اجتماعی آن جلوه‌گر بوده و مشتمل بر جریان زندگی هفت دوست دیرینه و نزدیک بود که تصور می‌کردند در یک سحر و طلسم برگرفته از تئاتری که آن را به نمایش نگذاشتند، گرفتار هستند. این تعبیر کاملاً صحیح بوده و جریان زندگی هر کدام از آنها همانند شخصیت‌های نمایش، نیمه کاره مانده بود. آنها به دنبال یکدیگر رفته و با همکاری یکدیگر سعی کردند، مجدد نمایش مذکور را به روی صحنه اجرا کنند. نام این سریال «دور همی دختران صفوی» بوده است.

فیلمنامه این اثر به انجام رسیده و سرمایه‌گذار مشارکت کرده و در حدود هشت میلیارد تومان برای این سریال نقدینگی ارائه کرد.‌ به مدت یک سال به گفتگو و بحث سپری شد. سپس سرمایه‌گذار من را در تنگنا قرار داد که می‌خواهم این اثر تولید شود. با کمال تاسف در این مجموعه هیه کننده‌ای را با ما آشنا کردند که با وجود داشتن کارت تهیه کنندگی، مدت زیادی از فسخ کارتش سپری شده و او را به ما معرفی کردند. به این ترتیب کار به بن‌بست رسید. به اندازه دو میلیارد تومان از این مبلغ صرف بستن قرارداد با عوامل شد، مبلغ نیز به عنوان پیش قسط پرداخت شده و همه امورات از هم گسیخته شد. من در این موقعیت با همه وجود از کامران تفتی تشکر می‌کنم که خودش به ما مراجعه کرده و مبلغ پیش پیش قسط را بازگرداند. ولی با همه این‌ها، موقعیت مذکور بسیار دشوار و پیچیده است.

تمام عوامل و گروهی که با من همکاری داشته‌اند، از صمیم قلب من را مورد یاری و حمایت قرار دادند. نکته جالب چنین است که این اثر در اردیبهشت ماه تهیه شد و به طور پیش‌بینی نشده نمایش آن بر روی پرده‌های سینما در روزهای آخر اردیبهشت انجام گردید. این امر برایم بسیار جالب بود. در آخر من با استفاده از سرمایه شخصی خودم این فیلم را تهیه کردم.

تکلیف آن سریال چه می‌شود؟

فیلمنامه سریال که به طور کامل نگاشته شده و تمام مخارج آن نیز پرداخت شده است. در این فکرم که همه پانزده قسمت مجموعه را یک روزی تولید کنم. در عین حال امکان دارد فیلمنامه سریال را به کسی بفروشم که قصد ساخت آن را دارد.

بچه سرتق عاشق بازیگری:

من از دوران کودکی تا هنگامی که به سن ده سالگی رسیدم، علاوه بر اینکه بچه حاضر جواب، لجوج و سر‌کش فامیل بودم، اشعار و داستان‌های زیادی را جهت به نمایش درآوردن در محافل بزرگترها مهیا می‌کردم.

ولی پس از مشاهده یکی از آثار علیرضا داوودنژاد به شدت دلباخته حرفه هنرپیشگی شده و مصمم شدم که در آینده این شغل را دنبال کنم.

رقیب عشقی:

در سن ۱۴ سالگی هنگامی که با یکی از دوستان پدرم به نام عباس معروفی آشنا شدم، موضوع دیگری نیز در کنار عشق و علاقه به بازیگری در من شکل گرفت و آن نگاشتن داستان بود.

طرفدار پرسپولیس:

زمانی که در مقطع متوسطه مشغول به تحصیل بودم، به جهت یکی از دوستانم و در عین حال آمد و شدی که یکی از اطرافیانم با آقای فرشاد پیوس داشت، اغلب از هواداران تیم فوتبال پرسپولیس بودم.

در سال‌های بعد متاثر از زنده یاد ناصر حجازی، در زمره طرفداران تیم استقلال درآمدم. در حال حاضر متحیر بوده و هنوز رویکرد قرمز یا آبی من مشخص نیست …

۱۰ کتاب نوشتم:

یکی از برنامه‌های همیشگی من مطالعه کتاب بوده و  به هیچ وجه تصویری نیستم. همواره مهیای خواندن کتاب و زمینه سازی جهت مطالعه هستم. چنانچه عازم سفر شوم، در حین مسافرت دست کم یک یا دو کتاب را مطالعه کرده و آنها را به پایان می‌رسانم.

همه شب‌ها به مدت سه یا چهار ساعت را جهت خواندن کتاب زمان اختصاص می‌دهم. در هنگام فعالیت به عنوان هنرپیشه، به نویسندگی پرداخته و تاکنون به تعداد ده عدد کتاب از من منتشر شده است.

برند هیدرودرم با هیدرودرم، پاکسازی پوستت رو حرفه‌ای و بی‌دردسر انجام بده برند آردن اکسپرت ایج با آردن اکسپرتیج، روتین مراقبت از پوستت رو ساده و حرفه‌ای کن
در صورت تمایل این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
تلگرام واتس آپ فیس بوک پیامک
تلگرام واتس آپ فیس بوک پیامک
اشتراک
اطلاع از
5 نظرات
بازخورد برخط
مشاهده تمامی دیدگاه ها
زینب
۱۶ شهریور ۱۴۰۴ ساعت: ۰۰:۲۸

انسان درست و شریفی هستند خدا نگه دارتون باشه

سام
۱۳ شهریور ۱۴۰۴ ساعت: ۱۵:۵۳

امان از وقتی که آدم عقده ای شود چه ها کند

M.n
۱۳ شهریور ۱۴۰۴ ساعت: ۱۵:۴۵

تمام کسانی که به شهرت می رسند یک جایی از کارشون خودشون گم کرده و هویت و شخصیت خویش را فراموش می کنند پس اگر نتوانند خودشون در این موقعیت ها پیدا کنند ضربه زیادی می خورند. هیچ وقت نباید فراموش کنیم اگر بازیگر خوبی هستیم حتما سیاستمدار خوبی هم هستیم. یک مورد دیگر اینکه فضای مجازی باعث تخریب خیلی از شخصیت ها شده است به این خاطر که اول باید فرهنگ آن را پیدا کنیم که وارد این محیط شویم و شناخت مضرات این فضا حتما باید آموخته باشیم. متاسفانه برای این فضای مجازی قانون و مقررات یا نیست و یا اینکه رعایت نمی شود چرا ما در وسط خیابان تا کسی به ما توهین کرد شکایت کرده و به آن رسیدگی می شود ولی در فضای مجازی هزاران بی قانونی می شود ولی کسی جوابگو نیست
بزرگترین فریبی که تمام افراد مشهور جامعه ما می خورند این است که نمی فهمند اگر به شهرت رسیدند با این فرهنگ و هویت موجود در کشور که به آن رسیدند ولی یک‌ جورایی نمک خورده و نمکدان را می شکنن

فریبا گودرزی
۱۳ شهریور ۱۴۰۴ ساعت: ۱۰:۵۳

به نظر من ایشون آدم فعال و با سوادی در حرفه خود هستند و علت این حواشی هم تعامل با افراد زیاد است که مسلما همیشه همه با ما موافق نیستند

ایمان چراغی
۱۲ شهریور ۱۴۰۴ ساعت: ۱۲:۴۰

موفق باشید بهاره رهنما