بیوگرافی و زندگینامه عزت الله انتظامی
وبسایت "فردای تازه" همان "تاروت رنگی" سابق می باشد.
بیوگرافی عزت الله انتظامی
عزت الله انتظامی هنرپیشه و کارگردان سینما، تلویزیون و تئاتر در سی و یکم خرداد ماه سال ۱۳۰۳ متولد شد. او در تاریخ بیست و ششم مرداد ماه سال ۱۳۹۷ دار فانی را وداع گفت.
این هنرمند در میان مردم به آقای بازیگر شهرت داشت. در حقیقت عزت الله انتظامی اولین بازیگر ایرانی بود که توانست از یک جشنواره جهانی جایزه کسب کند. او در سال ۱۳۸۲ در جایگاه یکی از چهرههای ماندگار ایران برگزیده شد.

خلاصه زندگینامه
نام: عزت الله
نام خانوادگی: انتظامی
تاریخ تولد: ۳۱ خرداد ۱۳۰۳
محل تولد: سنگلج، تهران، ایران
درگذشت: ۲۶ مرداد ۱۳۹۷ (۹۴ سال)
محل تولد: تهران، ایران
علت مرگ: سکته مغزی
مدفن: قطعه هنرمندان بهشت زهرا تهران
ملیت: ایرانی
پیشهها: بازیگر، کارگردان تئاتر
سالهای فعالیت: ۱۳۸۹–۱۳۲۸
عنوان: آقای بازیگر، عزت سینمای ایران
قد: ۱۶۷ سانتیمتر
همسر: مینا انتظامی (همسر سابق) و فاطمه روستایی (فلور)
فرزندان: مجید انتظامی، شهاب انتظامی، رامین انتظامی
جوایز: نشان فرهنگ و هنر (درجه یکم)
زندگینامه
زندگی شخصی و خانواده:
عزت الله انتظامی هنرپیشه با سابقه و سرشناس اهل ایران در سال ۱۳۰۳ در منطقه سنگلج شهر تهران به دنیا آمد. او پس از خود دارای چهار برادر بود که اسامی آنها محمد انتظامی، احمد انتظامی، محمود انتظامی و قدرت الله انتظامی میباشد. یکی از برادران این هنرمند به نام قدرت الله انتظامی در تاریخ هجدهم شهریور ماه سال ۱۴۰۰ در اثر سکته قلبی به دیار باقی شتافت.
او پس از پشت سر گذاشتن تحصیلات مقدماتی به هنرستان صنعتی تهران راه یافته و در رشته برق فارغ التحصیل شد. سپس در سال ۱۳۲۶ فعالیت خود را در زمینه هنر آغاز کرده و با سرمایه ناچیزی که از کار در زمینه نمایش و تئاتر حاصل کرده بود، رهسپار کشور آلمان گردید. عزت الله انتظامی در شهر هانوفر آلمان در یک مدرسه شبانه آموزش سینما و تئاتر شرکت کرد.
او همزمان با انجام تحصیلات، نقش آفرینی در یک فیلم کوتاه به اسم دزد و قصیده ساخته ویل لپاخی را به انجام رساند. پس از پایان یافتن تحصیلات او بلافاصله به ایران مراجعت نمود.
کارمند وزارت بهداری:
با مساعدت و تلاشهای ریاست وقت اداره هنرهای زیبا در سال ۱۳۳۸ عزت الله انتظامی به اداره بهداری منتقل گردید تا در کنار برخورداری از یک حرفه ثابت و مطلوب، به راحتی قادر باشد به کارهای هنری بپردازد.
ماجرای اعتراض استاد جمشید مشایخی به عزت الله انتظامی:
در مراسمی که در سال ۱۳۹۶ از سوی منتقدان و نویسندگان ایران برگزار شد، هنرمند پیشکسوت ایران جمشید مشایخی در انتقاد از به نمایش درآمدن تصویر عزت الله انتظامی در تیزر آغاز این مراسم بر روی صحنه حاضر شده و بیان نمود، صحیح نیست که در میان این همه هنرپیشه با سابقه و نام آور اجحاف قائل شده و تنها به یک نفر ارزش گذاری شود و …
جمشید مشایخی در ادامه افزود: او آن موقع جلوی شهر بانو فرح تنبک می زد و حالا خانه اش را وقف می کند!
هرچند ریشه و علت این کدورت قدیمی میان این دو هنرمند به سال ۱۳۴۳ باز میگردد. در آن دوران پس از آنکه عزت الله انتظامی به عنوان یکی از اعضای اداره تئاتر مشغول به کار شد، تا حدودی با یشنهادات و نظرات جمشید مشایخی مخالفت کرده و سبب شد ارزش و اهمیت ناچیزی به نمایشهای تئاتر این هنرپیشه داده شود.
به تدریج این اختلافات گسترش یافته و مسائل بیشتری را به همراه آورد.
در آغوش کشیدن عزت الله انتظامی توسط نیکی کریمی!!
در رویدادی که جهت اهدای جوایز سینمایی هنرپیشه ایرانی نیکی کریمی به موزه سینما برگزار شده بود، رخداد حیرت انگیزی شکل گرفت. نیکی کریمی در رفتار عجیبی عزت انتظامی را در آغوش کشید! منتشر شدن این موضوع بازتابهای گستردهای را در میان مردم به همراه داشت.
ازدواج
عزت الله انتظامی در طول سالهای عمر خود دو مرتبه ازدواج کرده است.
ازدواج اول و طلاق:
این هنرپیشه نخستین بار هنگامی که در سن ۲۱ سالگی بود، در سال ۱۳۲۴ با دختری به نام مینا انتظامی ازدواج کرده و زندگی مشترک خود را آغاز کردند. ثمره این ازدواج متولد شدن پسری بود که مجید انتظامی نام گرفته و هم اکنون در جایگاه آهنگساز و نوازنده نام آور و مشهور ایرانی فعالیت میکند.
ولی این وصلت پایدار نبوده و پس از گذشت یک سال به متارکه ختم شد. مینا انتظامی همسر اول عزت الله انتظامی در سال ۱۳۸۹ دار فانی را وداع گفت.
ازدواج دوم:
پس از گذشت یک سال از پایان ازدواج اول، عزت الله انتظامی در سال ۱۳۲۶ با دختری به نام فاطمه روستایی ازدواج کرد که در سال ۱۳۱۰ به دنیا آمده بود.
این هنرمند در منزل همسر دومش را با نام فلور خطاب میکرد. ماحصل این ازدواج متولد شدن دو پسر بود که اسامی رامین و شهاب را برای آنها انتخاب کردند.
هم اکنون همسر ایشان در شهر تهران و در منزل آقای انتظامی واقع در خیابان عزت الله انتظامی یا سپند سابق ساکن است.
فرزندان آنها شامل رامین انتظامی و شهاب انتظامی در کشور آلمان اقامت دارند.
زندگی هنری

شروع فعالیت هنری:
زمانی که عزت الله انتظامی در سن ۱۴ سالگی بود، در حوزه تئاتر با انجام پیش پرده خوانی در تماشاخانههای لاله زار فعالیت هنری خود را شروع کرد. به فاصله یک سال او در تماشاخانههای هنر و فرهنگ تهران مشغول به کار شد. سپس او در سال ۱۳۲۰ اولین نمایش رسمی خود را به نام اولتیماتوم بر اساس نوشته پرویز خطیبی در تئاتر پاریس خیابان لاله زار به روی صحنه برد که توسط اصغر تفکری کارگردانی شد. به این ترتیب او تا سال ۱۳۲۶ افزون بر ده نمایش تئاتر را ایفای نقش نمود.
پس از آنکه عزت الله انتظامی دورههای آموزش تئاتر را در آلمان پشت سر گذاشت، به ایران مراجعت نمود. با توجه به اینکه در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی شرایط غیر اخلاقی و ناشایستی در سینمای ایران حاکم بود، او در عرصه دوبله فیلم مشغول به کار شده و همچنین به انجام نمایش و فعالیتهای تلویزیونی پرداخت.
در سال ۱۳۴۸ که این هنرپیشه در سن ۴۵ سالگی بود، توانست بدون پشت سر گذاشتن کنکور به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران راه یافته و در رشته تئاتر به تحصیل بپردازد.
لذا او توانست مدرک کارشناسی بازیگری خود را دریافت کرده و به مدت یک سال در دانشگاه تهران و دانشگاه الزهرا فعلی به تدریس مشغول شود.
این هنرمند در سال ۱۳۵۱ موضوع پایان نامه مقطع کارشناسی خود را در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران پیشپردهخوانی در ایران و نیز کار هنری هنریش فون کلایست تزیین کرد که موفق شد با کسب امتیاز «بسیار خوب همراه با تشویق کتبی» از تمامی اساتید خود تایید دریافت کند که در میان آنها بهرام بیضایی نیز قرار داشت.
در سال ۱۳۲۸ عزت الله انتظامی با ایفای نقش در فیلم واریته بهاری ساخته پرویز خطیبی توانست برای اولین بار به عرصه سینما راه یابد.
به فاصله ۲۰ سال پس از این تجربه، داریوش مهرجویی توانست قابلیت و استعداد بینظیر این هنرپیشه را در سال ۱۳۴۸ با به کار گرفتن او در فیلم گاو شکوفا کند. به این ترتیب عزت الله انتظامی در فیلم سینمایی گاو به کارگردانی داریوش مهرجویی شخصیت مش حسن را عهدهدار شد که در دوری از گاو خود گریه و زاری کرده و خاطراتش را با او بازگو میکند.
او با بازی درخشانی که در این فیلم از خود به نمایش گذاشت، مسیر تازه و درخشانی را در بازیگری برای خود رقم زد. همچنین فیلم سینمایی گاو تغییر و تحول بینظیر در تاریخ بازیگری سینمای ایران محسوب میشد. فیلم مذکور بر اساس روایت کتاب دسته عزاداران بیل استنباط شده و عزت الله انتظامی در کنار جمشید مشایخی و علی نصیریان نقش پردازی کرد.
در حقیقت او یک هنرپیشه مبتکر و صاحب سبک در سینمای ایران شناخته میشود.
از سایر آثاری که او در کنار داریوش مهرجویی به انجام رساند میتوان به فیلمهای هالو، دایره مینا، پستچی، اجارهنشینها، هامون و بانو اشاره کرد که بازی در فیلم بانو توانست بسیاری از قابلیتهای او را به ظهور برساند. عزت الله انتظامی در آثار دیگر کارگردانهای با سابقه و نام آور ایران نیز ایفای نقش کرده است که از جمله آنها علی حاتمی، ناصر تقوایی، مسعود کیمیایی، رخشان بنیاعتماد، مسعود جعفری جوزانی و محسن مخملباف میباشند.
این هنرپیشه در یک گفتگو در میان آثاری که نقش پردازی کرده است بازی در فیلم گاو اثری از داریوش مهرجویی، فیلم حاجی واشینگتون به کارگردانی علی حاتمی و فیلم ناصرالدین شاه آکتور سینما ساخته محسن مخملباف را در جایگاه دشوارترین تجارب هنرپیشگی خود نام برده است. او با نقش آفرینی در فیلم واقعگرا و سیاه دایره مینا نقش سامری یک مرد واسطه خرید و فروش خون و منفعت طلب و پلید را به نمایش گذاشت که به واسطه فروش خونهای آلوده افراد معتاد کسب درآمد میکرد.
فیلم مذکور به علت سبک حقیقی و انتقادی شدید و آزاردهنده و همچنین موضوعات مربوط به نظام پزشکی کشور ایران و آشکار کردن سیستمهای فاسد و نابودگر اجتماعی در دوران پهلوی مجوز پخش پیدا نکرده و سرانجام پس از پیروزی انقلاب اسلامی اکران گردید. در فیلم طنز اجاره نشینها این هنرپیشه شخصیت عباس آقا سوپر گوشت، یک مرد زیادهخواه و طمعکار را به نمایش گذاشت که از سایر نقشهایش متمایز بود.
این هنرمند کشورمان پس از پیروزی انقلاب سلامی به ویژه در سالهای دهه شصت در شخصیتها و نقشهای مختلفی به زیبایی تمام هنرنمایی کرد. برای نمونه ایفای نقش او در فیلمهای حاجی واشینگتن، اجارهنشینها، گراند سینما، هامون، بانو، گاو، ستارخان، صادق کرده، خانه خلوت، ناصرالدینشاه آکتور سینما، روز فرشته، روسریآبی، مینای شهر خاموش، ستارهها ۱: ستاره میشود، دیوانهای از قفس پرید، خانهای روی آب و راه آبی ابریشم نهایت درخشش هنری او به شمار آمده و به این ترتیب توانست فیلمهای بینظیر و ماندگاری را در کارنامه سینمایی خود به ثبت برساند.
عزت الله انتظامی با بازی در فیلم گاوخونی توانست برای دومین مرتبه با بهروز افخمی همکاری کرده و حضور در فیلم جایی برای زندگی چهارمین تجربه او در کنار محمد بزرگ نیا بوده است. زمانی که این هنرپیشه در سن ۷۹ سالگی بود، برای نخستین بار نقش آفرینی در فیلم حکم به کارگردانی مسعود کیمیایی را به انجام رساند.
شخصیت رضا در فیلم مذکور شباهت زیادی به دون کورلئونه دارد. همچنین به گفته مسعود کیمیایی نقش آفرینی این هنرپیشه در فیلم سینمایی حکم، افتخار بزرگی محسوب میشد.
عزت الله انتظامی در فیلم مستند عشق پرداز ساخته محمد هادی کاویانی توانست به همراه استاد محمود فرشچیان نقاش زبردست و گرانمایه ایرانی ایفای نقش کند.
این هنرمند نخستین بازیگر ایرانی به شمار میرود که توانست جایزه ای را در یک جشنواره بینالمللی به خود اختصاص دهد. چرا که او به جهت نقش آفرینی در فیلم سینمایی گاو موفق شد جایزه هوگو نقرهای برترین هنرپیشه نقش اول مرد را از جشنواره جهانی فیلم شیکاگو کسب کند.
تله تئاتر با بازیگری وی:
در عین حال که عزت الله انتظامی تعداد زیادی از تله تئاترها را کارگردانی کرده است، توانست در تله تئاترهای متعددی ایفای نقش کند. در اینجا به شرح این آثار میپردازیم.
تله تئاترهایی همچون محاکمه، زندگی، هزار دستان، از خود گریخته، جعفر خان از فرنگ برگشته، گاو، گوهر شب چراغ، عروس، یک کلاغ چهل کلاغ، عروسک های گوشتی، ابرام آقا، آتشکده، شیدوش و ناهید، رستاخیز، شکارگاه، جراح پلاستیک، طلسم، عروسی جناب میرزا، خودکشی، پزشک دهکده کوکونیان، ویلای یوکا، طناب، اسب سیرک، ده و سه دقیقه از آن جمله به شمار میروند.
همچنین نمایشهای متعددی که او در عرصه تئاتر به انجام رساند شامل این فصل را با من بخوان، پنجره، زن اجتماعی، دعوت، افول، لونه شغال، خوب نیست، بدشان می آید، بهشت برین، تارتوف، شنل قرمز، دختر شکلات فروش، چوب به دست های ورزیل، بهترین بابای دنیا، دو سر پل، بنگاه تئاترال، آی با کلاه آی بی کلاه، شاه عباس و مرد پاره دوز، مترسک ها در شب، از طبع خارج و … میباشند که آنها را بر روی صحنه اجرا کرد.
عزت الله انتظامی سالهای کثیری در عرصه سینما و تئاتر فعالیت کرده و آثار بی نظیر و ارزشمندی از او به یادگار مانده است.
او در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران زیر نظر اساتیدی همچون حمید سمندریان و شنگله مهارت و تجارب خود را با آموزههای آکادمیک تکمیل کرد. این هنرپیشه در هنگام تحصیل در هنرستان صنعتی در کنار افرادی همچون هوشنگ بهشتی، نصرت الله کریمی، حمید قنبری و محمدعلی جعفری به فعالیت هنری میپرداخت.
خاطرنشان میکنیم عزت الله انتظامی پدر مجید انتظامی آهنگساز و نوازنده نامدار و مشهور کشورمان است. مجید انتظامی در هجدهم اسفند ماه سال ۱۳۲۶ در شهر تهران متولد شده و به عنوان آهنگساز، نوازنده ابوا و مدرس موسیقی فعالیت میکند. او در جایگاه آهنگسازان متبحر و ممتاز سینمای ایران محسوب میشود.
عزت الله انتظامی در تاریخ بیست و ششم مرداد ماه سال ۱۳۹۷ در بیمارستان شهید باهنر تهران در سن ۹۴ سالگی دار فانی را وداع گفت.
تجلیل یونسکو:
مراسم گرامیداشت و تکریم عزت الله انتظامی هنرپیشه سینمای ایران در سال ۲۰۰۶ میلادی مقارن با ایام مهرماه سال ۱۳۸۵ شمسی در محل سازمان علمی فرهنگی و تربیتی ملل متحد یونسکو واقع در شهر پاریس اجرا شد. در این رویداد نمایشگاهی از پوسترهای آثار و فیلمهایی که این هنرپیشه در آنها ایفای نقش کرده بود، در کنار آرشیو عکسهای شخصی او به همراه لوح سپاس به جهت بازی در فیلم گاو به معرض نمایش گذاشته شد.
مراسم مذکور با همکاری و مشارکت ریاست موزه سینما، سفارت فرانسه در تهران، نماینده جمهوری اسلامی ایران در یونسکو، بنیاد سینمایی فارابی و توافقات فرهنگی ایران در فرانسه صورت گرفت. در این بزرگداشت بسیاری از نویسندگان و عوامل سینمایی کشور فرانسه و ایرانیان ساکن در آن کشور شرکت کردند.
من عزتم، بچه سنگلج:
در سال ۱۳۹۲ کتابی با عنوان من عزتم، بچه سنگلج بر مبنای بررسی و شناخت زندگی عزت الله انتظامی به واسطه انتشارات سخن تهیه و به بازار عرضه شد. در پیشگفتار کتاب مذکور یادداشتی از ژان-کلود کاریر، فیلمنامهنویس و هنرپیشه فرانسوی با عنوان «عزت انتظامی: یک شمایل» درج شده بود.
در قسمتی از این پیشگفتار چنین آمده: «هیچ دستوری برای ستاره شدن و ستاره ماندن وجود ندارد. باید دارای یک نگاه، یک حضور، جذابیتی آنی و چهرهای آشنا، حتی پیش از نخستین دیدار، بود. باید دارای یک دم، یک حس و تمام ویژگیهایی که لغت روح را معنی میکند، بود.»
مستند آقای بازیگر:
دوران زندگی عزت الله انتظامی به شکل یک مستند سینمایی به نام «… و آسمان آبی» اثری از غزاله سلطانی تهیه شد که رویدادهای زندگی این هنرمند را به تصویر میکشد.
خانه موزه عزتالله انتظامی:
به جهت گرامیداشت هنرمندان ایران و در عین حال زنده نگه داشتن و پایه گذاری موزه در مناطق مختلف شهر تهران، خانه محل سکونت عزت الله انتظامی مبدل به موزه عمومی گردید. معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری منطقه یک تهران در تیر ماه سال ۱۳۹۱ منزل انتظامی را به جهت استفاده فرهنگی در جایگاه خانه موزه در تملک درآورده و آن را تحویل گرفت. خانه موزه انتظامی در سطحی برابر ۴۵۱ متر مربع واقع در بلوار اندرزگو بوده که زیر بنای آن برابر ۵۳۸ متر مربع میباشد.
این بنا مشتمل بر سمتهای زیبایی همچون موزه استاد انتظامی در قسمت شمال پروژه، سالن بلک باکس با ظرفیت ۱۳۰ نفر در زیرزمین، کافی شاپ در پشت بام، شهر فرنگ، اتاق آینه، تماشاخانه، گالری و تابلوی ثبت امضاء و یادگاری ویژه هنرمندان مشهور و نام آور است مراحل انجام آن از اسفند ماه سال ۱۳۹۱ شروع شده و در وهله اول مقرر بود که خانه موزه انتظامی در روز ایام آخر اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۳ بازگشایی شود.
ولی با توجه به اینکه او در آن هنگام به علت ناراحتی در بیمارستان بستری بوده و تحت معالجه قرار داشت، این رویداد دچار وقفه شده و در شهریور ماه سال ۱۳۹۳ مقارن با شروع پانزدهمین دوره جشنواره جهانی نمایش عروسکی به شکل کاملاً رسمی بازگشایی شد.
عزت الله انتظامی با فعالیت در حوزه نمایشهای تئاتر به فعالیتهای هنری روی آورد. او در سال ۱۳۳۰ برای نخستین بار به طور رسمی در نمایشی به نام اولتیماتوم در سالن تئاتر پاریس واقع در خیابان لاله زار به روی صحنه اجرا کرد. او در ادامه یش از دهها نمایش را در تئاتر تا سال ۱۳۲۶ به انجام رساند.
این هنرمند اولین بار با ایفای نقش در فیلم سینمایی واریته بهاری به کارگردانی پرویز خطیبی در سینما به سال ۱۳۲۸ در این حوزه بازی کرد. عزت الله انتظامی در سال ۱۳۴۸ در فیلم سینمایی گاو اثری از داریوش مهرجویی حضور یافت. فیلم مذکور که برگرفته از روایت چهارم کتاب عزاداران بیل بوده است. از سایر هنرمندانی که در این فیلم ایفای نقش کردند، جمشید مشایخی و علی نصیریان میباشند.
او در سال ۱۳۳۲ رهسپار کشور آلمان غربی شده و در مدرسه شبانه روزی تئاتر و سینما به اسم فولکس هوخ شوله در شهر هانوفر ثبت نام کرده و به تحصیل پرداخت. همزمان او در فیلمی با عنوان «دزد/ قصیده» تحت مدیریت لپاخ ایفای نقش نمود. از میان مجموعههایی که عزت الله انتظامی در آنها حضور داشته است، میتوان به سریالهای مسافرت، هزاردستان و محاکمه اشاره کرد.
در سال ۱۳۶۱ فرصت مناسبی برای این هنرمند مهیا شد که یکی از به یاد ماندنیترین نقشهای خود را ایفا کند. بدین ترتیب او به جهت بازی در فیلم حاجی واشنگتن به کارگردانی علی حاتمی در برابر دوربین فیلمبرداری حاضر شد. در فیلم مذکور عزت الله انتظامی نقش مردی به نام حسین قلیخان را به نمایش گذاشت. در این میان یکی از دیالوگهای او در فیلم حاجی واشنگتن شامل «آیینِ چراغ خاموشی نیست» تا به اکنون در تاریخ سینمای ایران خاطره انگیز و ماندگار شده است.
فیلم شناسی

تلویزیون:
در گفتگویی که عزت الله انتظامی با نشریه فیلم در تاریخ شهریور ماه سال ۱۳۶۷ انجام داد اعلام نمود، به تازگی چهارصدمین نمایش تلویزیونی خود را در جایگاه هنرپیشه و کارگردان به انجام رسانده است.
برخی از این مجموعهها و نمایشهای تلویزیونی (تلهتئاترها) را در اینجا برایتان آوردهایم:
| سال | عنوان اثر |
|---|---|
| ۱۳۷۷–۱۳۷۸ | محاکمه |
| ۱۳۷۴ | زندگی |
| ۱۳۵۸–۱۳۶۶ | هزاردستان |
| ۱۳۵۷ | تله فیلم «مسافرت» |
| ۱۳۴۶ | تله تئاتر «از خود گریخته» |
| ۱۳۴۶ | تله تئاتر «تولد» |
| ۱۳۴۶ | تله تئاتر «راشل» |
| ۱۳۴۵ | تله تئاتر «پیک نیک» |
| ۱۳۴۵ | تله تئاتر «مجسمه جاندار» |
| ۱۳۴۵ | تله تئاتر «مرد کوته فکر» |
| ۱۳۴۵ | تله تئاتر «انفجار» |
| ۱۳۴۴ | تله تئاتر «کبوتر جَلد و معاملات» |
| ۱۳۴۴ | تله تئاتر «جعفرخان از فرنگ برگشته» |
| ۱۳۴۴ | تله تئاتر «دلیجان» |
| ۱۳۴۴ | تله تئاتر «آرامگاه ماهان» |
| ۱۳۴۴ | تله تئاتر «ترازوی پایه بلند» |
| ۱۳۴۴ | تله تئاتر «غرور دزد گاوصندوق» |
| ۱۳۴۴ | تله تئاتر «آدمهای شب» |
| ۱۳۴۴ | تله تئاتر «گاو» |
| ۱۳۴۳ | تله تئاتر «روشنایی های خانه ما» |
| ۱۳۴۳ | تله تئاتر «دیدار» |
| ۱۳۴۳ | تله تئاتر «عروس» |
| ۱۳۴۳ | تله تئاتر «گوهر شب چراغ» |
| ۱۳۴۳ | تله تئاتر «یک کلاغ، چهل کلاغ» |
| ۱۳۴۳ | تله تئاتر «آدمهای شب» |
| ۱۳۴۳ | تله تئاتر «تنهایی» |
| ۱۳۴۳ | تله تئاتر «شنل» |
| ۱۳۴۲ | تله تئاتر «عروسک های گوشتی» |
| ۱۳۴۲ | تله تئاتر «ابرام آقا» |
| ۱۳۴۲ | تله تئاتر «کنار جاده» |
| ۱۳۴۲ | تله تئاتر «تا نیمه شب» |
| ۱۳۴۲ | تله تئاتر «شادروان مادر خانم» |
| ۱۳۴۲ | تله تئاتر «ازدواج با مکاتبه» |
| ۱۳۴۲ | تله تئاتر «داستان یک شب» |
| ۱۳۴۲ | تله تئاتر «حماسه بازگشت و انتظار» |
| ۱۳۴۲ | تله تئاتر «غریبه» |
| ۱۳۴۲ | تله تئاتر «دست بزن» |
| ۱۳۴۱ | تله تئاتر «آتشکده» |
| ۱۳۴۱ | تله تئاتر «تنهایی» |
| ۱۳۴۱ | تله تئاتر «دو خجول» |
| ۱۳۴۱ | تله تئاتر «شوم» |
| ۱۳۴۱ | تله تئاتر «خشت اول» |
| ۱۳۴۱ | تله تئاتر «آگهی ازدواج» |
| ۱۳۴۱ | تله تئاتر «چشمهای قشنگ خانم والری» |
| ۱۳۴۱ | تله تئاتر «عشق شوم» |
| ۱۳۴۱ | تله تئاتر «گردنبند مروارید» |
| ۱۳۴۱ | تله تئاتر «کلبه» |
| ۱۳۴۱ | تله تئاتر «بازگشتی نیست» |
| ۱۳۴۰ | تله تئاتر «بعد از همه آن سالها» |
| ۱۳۴۰ | تله تئاتر «مکتب بیوه ها» |
| ۱۳۴۰ | تله تئاتر «بیم و امید» |
| ۱۳۴۰ | تله تئاتر «نرس از جریمه» |
| ۱۳۴۰ | تله تئاتر «شیدوش و ناهید» |
| ۱۳۴۰ | تله تئاتر «رستاخیز» |
جوایز و افتخارات
جشنواره سینمایی سپاس:
| سال | قسمت | اثر | نتیجه | جایزه |
|---|---|---|---|---|
| ۱۳۴۹ | بهترین بازیگر نقش دوم مرد | آقای هالو | برنده | مجسمه |
جشنواره بینالمللی فیلم فجر:
| سال | دوره | قسمت | اثر | نتیجه | جایزه |
|---|---|---|---|---|---|
| ۱۳۶۵ | پنجمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم فجر | بهترین بازیگر نقش اول مرد | اجارهنشینها | نامزدشده | — |
| ۱۳۶۷ | هفتمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم فجر | بهترین بازیگر نقش اول مرد | گراند سینما | برنده | سیمرغ بلورین |
| ۱۳۶۸ | هشتمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم فجر | بهترین بازیگر نقش مکمل مرد | هامون | نامزدشده | — |
| ۱۳۷۰ | دهمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم فجر | بهترین بازیگر نقش اول مرد | خانه خلوت و ناصرالدینشاه آکتور سینما | برنده | لوح تقدیر |
| ۱۳۷۲ | دوازدهمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم فجر | بهترین بازیگر نقش اول مرد | روز فرشته | برنده | سیمرغ بلورین |
| ۱۳۷۶ | شانزدهمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم فجر | بزرگداشت | برنده | لوح تقدیر | |
| ۱۳۸۰ | بیستمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم فجر | بهترین بازیگر نقش مکمل مرد | خانهای روی آب | برنده | سیمرغ بلورین |
| ۱۳۸۲ | بیست و دومین دوره جشنواره بینالمللی فیلم فجر | بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (در بخش بینالملل) | گاوخونی | برنده | سیمرغ بلورین |
| ۱۳۸۳ | بیست و سومین دوره جشنواره بینالمللی فیلم فجر | بهترین بازیگر نقش اول مرد | جایی برای زندگی | نامزدشده | — |
| ۱۳۸۴ | بیست و چهارمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم فجر | بهترین بازیگر نقش اول مرد | ستارهها ۱: ستاره میشود | نامزدشده | — |
| ۱۳۸۵ | بیست و پنجمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم فجر | جایزه ویژه هیئت داوران برای بازیگری | مینای شهر خاموش | برنده | سیمرغ بلورین |
| ۱۳۹۷ | سی و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر | نکوداشت | برنده | لوح تقدیر | |
جشن خانه سینما:
| سال | قسمت | اثر | نتیجه | جایزه |
|---|---|---|---|---|
| ۱۳۸۷ | بهترین بازیگر نقش اول مرد | ستارهها ۱: ستاره میشود | برنده | تندیس زرین |
| ۱۳۸۶ | بهترین بازیگر نقش اول مرد | مینای شهر خاموش | نامزدشده | — |
| ۱۳۷۷ | بهترین بازیگر نقش اول مرد | حاجی واشینگتن | نامزدشده | — |
جوایز بین الملل:
| سال | جشنواره | قسمت | اثر | نتیجه | جایزه |
|---|---|---|---|---|---|
| ۲۰۰۸ | جشنواره بینالمللی فیلم بیروت | بهترین بازیگر نقش مکمل مرد | شب | برنده | تندیس زرین |
| ۱۹۹۱ | جشنواره سه قاره | بهترین بازیگر نقش اول مرد | گاو | برنده | جایزه ویژه هیئت داوران |
| ۱۹۷۱ | جشنواره بینالمللی فیلم شیکاگو | بهترین بازیگر نقش اول مرد | گاو | برنده | جایزه هوگو نقرهای |
حاشیه ها

انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲:
زمانی که اسفندیار رحیم مشایی قصد داشت در جایگاه نامزد انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کند، عزت الله انتظامی در وزارت کشور حضور داشت. تصاویری که از او به همراه محمود احمدینژاد و اسفندیار رحیم مشایی در محل وزارت کشور در فضای مجازی انتشار یافته بود، چنین مفهومی داشت که این هنرمند جهت مشایعت رئیس جمهور وقت و مشاورش با هدف ثبت نام مشایی در آنجا حاضر شده است.
پس از گذشت چند روز این هنرمند با منتشر کردن یادداشتی در خصوص نحوه حضورش در محل وزارت کشور چنین درج کرد؛ چندین ماه است که جهت به ثبت رساندن بنیاد فرهنگی و هنری عزت الله انتظامی سعی و تلاش زیادی به خرج داده و در آن روز طی تماسی که از دفتر ریاست جمهوری با او گرفته شد اعلام کردند که کارهای مربوط به ثبت بنیاد در مراحل نهایی قرار دارد. پس از آن بلافاصله خودرویی را برای او رهسپار کردند که او را به محل کاخ ریاست جمهوری برساند. این هنرمند در ادامه اینگونه نوشت:
«ناگهان آقای مشایی سمت ماشین ما آمد … گفت با ما بیایید همین امروز انجام میدهم. آقای مشایی سوار ماشینِ بزرگِ سفید رنگی شد و ما بلافاصله پشت سر او حرکت کردیم… ناگهان دیدم میدان فاطمی هستم… تازه فهمیدم اینجا وزارت کشور است! … آقای رئیسجمهور و مشایی و عدهای دیگر، همه آنجا بودند. مرد جوانی آمد و مرا همراه خودش باز به راهروهای تودرتو دیگری برد. واقعاً خسته شده بودم… مجبور بودم با عصا پا به پای او راه بروم. به سالن بزرگی رسیدیم. آنجا یک صندلی سه نفره فلزی آبی رنگ دیدم و خودم را به آن رساندم و روی صندلیِ وسط نشستم.
ناگهان دیدم آقای مشایی و آقای رئیسجمهور و چند نفر دیگر که همراه آنها بودند از روبرو به طرف من میآیند. آقای مشایی طرف چپ من و آقای رئیسجمهور طرف راست من نشستند. ناگهان اطرافمان پر شد از دوربینهای عکاسی. آقای مشایی گفت “چی شده؟ یه خرده شاد باشین! ” من حرفی نداشتم که بزنم. عکاسها تند و تند عکس میگرفتند.
عکسشان را که گرفتند محل را ترک کردند و من بازهمان جا بهت زده وسط آن صندلی سه نفره تنها ماندم. مرد جوان که آمد مرا ببرد خانه، گفتم چه شد؟ گفت امروز که دیگه نمیشه بعداً انشاالله اوراق رو براتون میاریم.”
مردم سرزمینم! من برای شما همیشه همان عزتم، همانی که از سیزده سالگی در تماشاخانههای لاله زار با تشویقهای شما بزرگ شدهام… همانی که همراه شما با دردهای ایران بسیار گریستهام و با شادیهایش لبخندها زدهام… برای شما من همیشه همان عزتم… بچهای از سنگلج…»
نامه به حسن روحانی:
در تاریخ بیست و ششم اسفند ماه سال ۱۳۹۴ سایت کلمه دست نوشتهای از نامه عزت الله انتظامی خطاب به حسن روحانی را مربوط به مورخ یکم همان ماه در فضای مجازی منتشر کرد که موضوع آن در خصوص حل و فصل کردن مسئله حصر در آستانه ایام نوروز بوده است.
نامه به حسن روحانی:
مگر میشود مسئلهای با این اهمیت همچنان لاینحل باقی بماند؟… همواره بیم آن داشتهام که سر بر زمین بگذارم و چشم از جهان ببندم و این مشکل لاینحل باقیمانده باشد.
درگذشت:
در حدود سه ماه پیش از درگذشت عزت الله انتظامی، این هنرمند در خانه به زمین اصابت کرده و متعاقباً مشکلات جسمی برای او عارض شد. پس از آن به طور مستمر تحت معالجه قرار گرفت. ولی در نهایت در سحرگاه بیست و ششم مرداد ماه سال ۱۳۹۷ عزت الله انتظامی در بیمارستان باهنر تهران به موجب سکته مغزی و کهنسالی در سن ۹۴ سالگی دار فانی را وداع گفت. مراسم مشایعت پیکر او در مورخ ۲۸ مرداد سال ۱۳۹۵ در برابر تالار وحدت صورت گرفته و جسم بیجان او در قطعه هنرمندان بهشت زهرا مدفون شد.
پس از وفات این هنرمند، در مراسم بازگشایی سی و هفتمین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر نام او یاد شده و مورد سپاس قرار گرفت. همچنین در سال ۱۳۹۸ در نخستین سالروز مرگ این هنرمند، شمایلی که از او تهیه شده و همچنین پلاک خیابان محل سکونت او رونمایی گردید. خاطرنشان میکنیم سید ضیاءالدین دری کارگردان مطرح و مشهور عرصه سینما و تلویزیون ایران که عزت الله انتظامی در فیلم باد و شقایق با او همکاری داشت، در همین روز یعنی بیست و ششم مرداد ماه سال ۱۳۹۷ جان به جان آفرین تسلیم کرد.
نکاتی درباره زندگی او از زبان خودش:
دو کتاب با موضوع من به نگارش در آمده است؛ ابتدا کتاب آقای بازیگر که هوشنگ گلمکانی بر مبنای مطالبی که من برای او بازگو کردم آن را به رشته تحریر درآورد و کتاب دوم به نام جادوی صحنه بوده که در خصوص تئاتر میباشد. در کتاب جادوی صحنه من برنامهها و رویدادهای تئاتر خودم را عنوان کردم.
در آن جملهای را به کار بردم که حقیقت محض است. نوشتم از سال ۱۳۲۰ که من وارد لاله زار شدم یعنی وقتی که تصدیق ششم ابتدایی را گرفتم، علاقمند این کار بودم، عاشق این کار بودم.
پس از انجام کودتای ۲۸ مرداد من راهی کشور آلمان شده و در آنجا در یک مدرسه شبانه روزی دوره سینما و تئاتر را آموزش دیدم. پس از بازگشت به کشور ایران به دانشکده هنرهای زیبا رفته و سپس در فیلم سینمایی گاو ایفای نقش کردم. در ادامه برای بار دوم در سن ۴۷ سالگی به دانشگاه رفته و در کلاسهای دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شدم.
دشوارترین فیلمهایی که در طول فعالیت حرفهای خود کار کردم، شامل فیلم گاو به کارگردانی داریوش مهرجویی، فیلم حاجی واشنگتن اثری از زنده یاد علی حاتمی و فیلم ناصرالدین شاه آکتور سینما ساخته محسن مخملباف بوده است.
در میان خانم ها، جودی فاستر برایم خوشایند است که او را با سوسن تسلیمی هنرپیشه بی نظیرمان قیاس می کنم. نیکول کیدمن که مربوط به نسل تازه بوده و از میان آقایان تام کروز بسیار مطلوب است. به ویژه در فیلم مرد بارانی که او در کنار داستین هافمن همبازی شده و من بسیار مجذوب ایفای نقش تام کروز شدم.
در میان بازیگران نسل جدید کشورمان یک انسان درخشنده وجود دارد که پرویز پرستویی است. او از بازیگران عرصه تئاتر بوده که من آثار او را با دقت نظر زیاد دنبال میکنم. هنرنمایی او بینظیر است، به ویژه در فیلم آژانس شیشهای.
هنر در نزد من ارزش و اهمیت زیادی دارد. به طوری که من آن را از هر مقولهای فراتر قلمداد میکنم. حتی از مقام و جایگاه وزارت، چرا که این مقام و منصبها به شتاب دچار تغییر شده و در ذهن انسان ماندگار نمیشود. ولی هیچگاه انسانها چارلی چاپلین را که همواره در نظر مردم نشاط آور بوده و از دیدن آثارش لذت زیادی حاصل میشد، فراموش نمیکند.
بازیگر حرف خود را منتقل کرده و هیچ محدودیت و سانسوری قادر نیست جلودار او شود. در زمانهای بعد احتمال دارد بگویند این شخص قصد داشته فلان مطلب و یا آن چیز را بگوید. همانند فیلم گاو که در حال حاضر به بررسی و تحلیل آن میپردازند. در هر صورت سانسور نمیتواند مانع هنر شود.
هیچکس به یکباره به رشد و ارتقا نمیرسد. بهتر است به پیشینه ۶۵ ساله من توجه کنید، از کجا شروع کرده و حالا برای نمونه به کجا رسیدم، به خدا هیچ چی. به خدا هیچ چی…
زمانی که به مقوله هنرپیشگی وارد شدم، در سال ۱۳۲۰ بود که در سالنهای تئاتر لاله زار فعالیت داشتم. آن موقع هنوز دانشکدهای به اسم دانشکده هنرهای زیبا تاسیس نشده بود. در دورههای بعد یک هنرستان هنرپیشگی دایر شد که برای من میسر نشد که به آنجا بروم. من همین جوری حرفه ای وارد تئاترهای لاله زار شدم.
زمانی که در سن ۴۵ سالگی بودم به دانشگاه رفته و در رشته سینمایی و تئاتر تحصیل کردم. به این ترتیب هیچ ثانیهای را از زندگی را به غفلت نگذراندم. هم اکنون که در این سن هستم چنانچه از مطالعه و خواندن دست بکشم، به هیچ جایگاهی نخواهم رسید.
همه فرزندان من در زمینه موسیقی کلاسیک فعالیت کرده و من و همسرم در منزل به تمرینهای آنها گوش میکردیم … قطع به یقین موسیقی سنتی ایرانی کشورمان برایم بسیار جذاب است. از میان آنها نام میبرم؛ خانم دلکش، خانم هایده که حرمت زیادی برای من دارد.
در میان آقایان نیز ایرج که در ازای آقای فردین در فیلمها خوانندگی میکرد و کار بسیار خوبی داشت. گلپایگانی هم بسیار مطلوب است. هم اکنون در موقعیت فعلی قادر نیستیم از ناظری یا شجریان نام ببریم!
من معتقدم در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی تا حدودی شرایط جامعه بازتر شد. ولی موضوعات مربوط به فرهنگ، روزنامه، سینما، تئاتر، نقاشی، شعر و همه شاخه های هنری در هیچ دوره حکومتی پس رفت نخواهد کرد. ممکن است این جریان دچار وقفه شده و یا تغییر پیدا کند، ولی همیشه حرف نخست را میزند. این موضوع به منزله فرهنگ هر کشور و سرزمینی است که پیشرفت میکند. ما قادر نیستیم به گذشته برگردیم.
تکلیف و مسئولیت هنرمند چنین نیست که به طور مستقیم با مسائل سیاسی درگیر شود. چرا که آنها فعالیت خودشان را به واسطه هنر به انجام رسانده و از راه هنر مطالب خود را بیان میکنند. حتی ممکن است برخی از بازیگران سینما توقع داشته باشند که در سیاست فعالیت کرده و به طور آشکارا در این موضوع اقدامی را انجام دهند. ولی این توقع صحیح نیست.
در حقیقت من دوست دارم انسان زندگی سالمی داشته باشد. چنانچه مشغول درس و تحصیل است، به منظور کسب نمره نباشد. درس بخواند که تبدیل به انسان کاملی شده و شعور بیشتری بیابد. لازم است انسان زندگی حقیقی داشته و به کار و حرفه خود علاقمند و عاشق باشد. نه پول قادر است باعث نیکبختی شود و نه شهرت و معروفیت. حتی شهرت آسودگی را از انسان سلب میکند. من واقعاً خوشحالم که تندرست بوده و زندگی سالمی داشتم.
مصاحبه
عزت الله انتظامی در شخصیتهای متمایز و یا بهتر آن است بگویم در لباس و استایلهای متفاوت، شخص دیگری میشود. چنین نیست که سایرین چنین مهارتی نداشته باشند، نه. موضوع مقوله دیگری است. برخی از افراد می دانند چطور چند بعدی باشند.
بر حسب تصادف انسانهای چند بعدی جذابیت بیشتری داشته و در وجودشان شخصیتهای دیگری میشناسند که قابل قبول است. آقای بازیگر از این گروه انسانها است. به طوری که هم در هیبت ناصرالدین شاه با آن شمایل قاجاری جزای هیبت و شوکت است و هم خان مظفر در سریال هزاردستان.
این گفتگو در شرایطی انجام شد که استاد در برابر دوربین عکاسی حالت خنده میگیرد. از زاویه بهار خواب منزل او، خیابانها به شکل حیرت آوری با طراوت و متنوع دیده میشوند. به نظر نمیرسد اینجا قسمتی از تهران خودمان است. انتخاب اول لباس انجام شد. پیراهن مردانه به رنگ نارنجی با کتی سبز رنگ، ولی دستمال گردن به رنگ نارنجی سبز است. استاد با این استایل به روی صندلی نشسته و من نخستین سوالم را میپرسم.
اهل برند پوشی هستید؟
خیر هر آنچه برایم خوشایند باشد به تن میکنم. برای نمونه من به شدت عاشق دستمال گردن هستم. دستمال گردن یک نوع زیور شایسته است که در حین شیک پوشی، جلال زیادی دارد. به ویژه که موجب میشود چین و چروکهای پوست گردن پنهان شود.
استاد لباس های خود را تغییر می دهد. کاملاً حواسش به عکاسی است. هم اکنون دستهایش را بر زیر چانهاش قرار میدهد.
اغلب شما را در این حالت مشاهده کرده ام. در شرایطی که دستانتان را تکیهگاهی برای صورتتان قرار دادهاید. اینطور نیست؟
همیشه حالتی را برای دستانم می گذارم. حالت دست کمک زیادی به چهره و صورت میکند. زمانی که در تصویر حالتی در دستان شما نباشد، گویی زندگی در آن جریان ندارد. دست تاثیر زیادی در چهره و حالت عکس دارد. حتی هنگامی که قصد داشتند مجسمه مرا بسازند، من موافق نبودم که دستانم بدون حرکت باشد
. از زمانهای خیلی گذشته تمایل نداشتم در هنگام عکس گرفتن دستانم بیحالت باشد. لازم است حالت دست احساس سرزندگی را در عکس نشان دهد. رویکرد تازهای داشته باشد. من چنین حساسیتی را در نقش آفرینیهایم نیز دارم. زمانی که مشغول ایفای نقش هستم، به بقیه میگویم که به چه حالتی ایستاده و یا بخندند.
به شیوهای که این موضوع برای طرف مقابل قابل قبول بوده و آن را انجام دهد. جریانی به اسم واقعیت مطرح است که همواره با آن مواجه هستیم. واقعیت برای همه پذیرفته است. چنانچه واقعیت نباشد، نقش به درستی به نمایش در نمیآید.
در یک اثر کنار یک خانم نقش آفرینی میکردم. در یک صحنه لازم بود او اشک بریزد. هر شگردی به کار گرفتند موثر واقع نشد. من بیان کردم حتی اگر این اشک جاری شود، تألم درد شما را بیان نمی کند. تأثر مشتمل بر حالت چشم و ابرو بوده و در این میان اشک چشم چندان اهمیت ندارد. آنچه مهم است چشمی است که به گریه بیفتد.
لازم است حزن و اندوه در چشم دیده شود. چشم انسان به منزله دو نورافکن است. عواطفی همچون شادمانی، اندوه، احساس کینه و حسادت و همه آنها ارتباط مستقیمی با چشم دارند. برخی از چشمها بسیار برای سینما مناسب هستند. همانند چشم گلنوش نوه من. چشمهایش بسیار به من شباهت دارد.
استایل کدام بازیگر خارجی را بیشتر از همه دوست دارید؟
نقش پردازی یکی از هنرپیشگان انگلیسی به اسم پیتر اوتول بسیار برایم جالب است. او بازیگر بینظیر و خوش استایلی است. به طوری که در هنگام بازی هیچگونه زیادهروی ندارد من معتقدم بهترین هنرپیشهها کسانی هستند که در هنگام به نمایش گذاشتن شخصیت بازی نمیکنند. به عبارت دیگر افرادی که خودشان باشند، طرز نشستن، خندیدن و یا گام برداشتنشان همچون خودشان باشد.
من عبارتی را برای فاطمه معتمد آریا بیان کردم و آن این گونه بود که او بازی نمیکند، بازیاش را زندگی میکند. بیننده کاملاً حساس و نکته سنج است و به سرعت متوجه اغراق میشود. چنانچه تماشاگر چنین چیزی را دریابد غیر ممکن است که هنرنمایی تو را پذیرا شده و در نهایت هیچ باور و تمایلی به تو پیدا نمیکند.
هنرپیشگانی به موفقیت میرسند که مردم به طور کامل آنها را بپذیرند. پس از باور و اعتقادات مردم، جریان شهرت آغاز میشود.
عکسها پشت هم گرفته میشوند و در تمام این مدت استاد عزتالله انتظامی استایل متفاوتی را نشان دوربین میدهد. عکاس از آخرین عکسی که گرفته، راضی است. با صدای بلند میگوید حالت چشمانتان در این عکس را خیلی دوست دارم. استاد عکس را میبیند.
همواره چشمان من مرطوب است. این موجب رضایت شما از عکس شده است
عکس عروسیتان را دیدم. هنوز هم کمی شبیه جوانیتان هستید.
برخی از چهرهها و تصاویر حرارت و گرما دارند. به طوری که حتی برخی از چهرهها همچنان حرارت دوران جوانی را در سنین کهنسالی نیز حفظ میکنند. صورت من نیز در زمره این چهرهها قرار دارد. مانند سالهای جوانیام، همچنان حیات و زندگی در چهرهام دیده میشود.
عکس را نگاه میکنم. انگار همان مرد جوان با لباس دامادی با همان لبخند به زمان آینده آمده باشد. بعضی از صورت ها هستند که گرمای جوانی را در پیری هم دارند. استاد برای پوشیدن لباس بعدی آماده میشود.
کت و شلوار پوش کنار نردهها می ایستد.
چقدر رنگ مشکی به شما میآید. خودتان چه رنگی را دوست دارید؟
من به رنگ آبی علاقه دارم. مدت زیادی تلاش کردم تا موفق شدم یک ست ورزشی آبی رنگ برای خودم بیابم. آبی رنگ لوکس و زیبندهای است. به طوری که متناسب با هر کس، او را زیبا میکند.
لباس کدام نقشتان را بیشتر دوست دارید؟
هر چند که لباس نقش موثری دارد، ولی هیچ ضمانتی جهت افزایش و یا کاهش سطح مطلوبیت فیلم ندارد. هرچند که من در هر اثری ایفای نقش کنم، لباس آن نقش را با خودم تطبیق و سازگار میکنم.
برای نمونه لباس ناصرالدین شاه در فیلم سینمایی ناصرالدین شاه آکتور سینما جلال و شکوه زیادی داشت که از یاد نمیرود. حتی زمانی که کارم در اتاق گریم به پایان رسیده و خارج میشدم، به طور غیرارادی همه افراد از مسیر راه من عقب میرفتند. یا زمانی که در سریال هزاردستان نقش آفرینی کردم، انجام گریم این اثر برای شش یا هفت ساعت به طول میانجامید.
اسپری ای به صورتم میپاشیدند که پوستم چروک خورده و متعاقباً من همه وجودم را همچون گام برداشتن، خندیدن و سایر کارهایم را با آن گریم و پوشش مطابقت میدادم. در میان تمام این لباسها، لباس سریال هزاردستان برایم بسیار دوست داشتنی بود. این مجموعه در زمره کارهایی بود که هنوز همانند آن تولید نشده است. خدا علی حاتمی را بیامرزد، دانش و درک بسیاری داشت.
لباسی در کمدتان هست که برایتان خیلی مهم باشد؛ لباسی که حتی باگذشت زمان نگهش داشته باشید؟
خیر. هرچند یونسکو لباسی را برای من آماده کرد که شامل یک کت و شلوار مشکی رنگ و فوق العاده لوکس بود. تنها یک بار آن را به تن کرده و تاکنون این لباس را نگه داشتم.
باد مسیر عکاسی را تغییر میدهد. باید زوایه دیگری را امتحان کنیم. از عکاس میخواهم بهسرعت راهحلی پیدا کند و عزتالله انتظامی حرفهایش را اینطور ادامه میدهد.
به مراتب عکس از فیلم بهتر بوده و ماندگاری بیشتر، قرابت و بسیار وجیه تر است. فیلم با شتاب از برابر دیدگان ما عبور میکند. زمانی که یک بار به دیدن یک فیلم بنشینی، این اثر پایان مییابد. چرا که به دشواری میتوانی خودت را قانع کنی که برای بار دوم به تماشای آن بنشینی ..
ولی صدباره به دیدن آلبوم عکس میپردازی. نکته قابل توجه چنین است که هیچگاه فرهنگ و آیین عکس از میان نمیروند. همچنان مردم بر روی طاقچههای منازلشان تصاویری را قرار میدهند. تو نمیتوانی با یک فیلم به سفر بروی. ولی با استفاده از عکس زندگی میکنی. من دارای عکسهایی هستم که برخی مواقع نشسته و آنها را بازبینی میکنم که در چه شرایطی و کدام موقعیت این لحظه شکل گرفت.
دیگر چه عادتهایی دارید؟
کتاب مطالعه میکنم. زیاد میخوانم. حتی پنج جلد کتاب برجسته که در مورد شاه بود، طی دو شب مطالعه کردم. یکی از عادتهای من خواندن کتاب بوده و به هر جا که بروم، حتماً کتابی را با خودم میبرم.
خواندن کتاب از جمله احتیاجات اساسی و اصلی زندگی میباشد. زمانی که مشغول خواندن کتاب هستی، مغز شما شروع به فعالیت میکند. خواندن کتاب موجب سیدگی و پرورش فکر و ذهن بوده و چنانچه خانمها و آقایان مطالعه را در برنامههای خود قرار دهند، متعاقباً سطح ادراک و شعور آنها ارتقا مییابد. زمانی که به مطالعه هر کتابی میپردازم، به همراهش مطالبی را در خصوص ضعفها و نقاط قوتش یادداشت برداری میکنم.
من دلم میخواهد از کتابخواندنتان عکاسی کنیم. اجازه میدهید؟
فرزندان نسل جدید سطح سواد زیادی داشته و از نظر تحصیلی پیشرفت خوبی دارند. مطالعه و بررسی سطح جامعه اهمیت بسیاری دارد. مخاطب تنها واقعیات را پذیرفته و آن را باور میکند.
شخصیتی که در یک فیلم به نمایش گذاشته میشود، لازم است در جامعه وجود عینی داشته باشد. هرچند فراموش نکنیم که استایل و حالت چهره نقش موثری در این موضوع دارد. طبیعت و طبیعی بودن زیبا و ارزشمند است. چرا که دقیقاً همان موضوعی است که انسان با آن زندگی خود را میگذراند.
استاد کتابش را دست میگیرد. اما قبل از این کار ظاهرش را مرتب میکند.
خیلی به مرتب بودنتان اهمیت میدهید؟
بازیگر همواره مورد توجه است، لذا در وهله اول لازم است پاکیزه بوده و بوی خوبی از او به مشام برسد. نو و تازه بودن لباس اهمیت ندارد. آنچه مهم است، آراستگی و مرتب بودن لباس است. من حتی در دوران تحصیل در مدرسه، دقت و توجه زیادی به مرتب بودن لباسم داشتم.
پیش از آنکه از خانه خارج شوم و به راحتی مرا در آنجا بیابند، آخرین جا در برابر آینه است. من بسیار به آراستگی و مرتب بودن علاقه دارم.
چه سبک موسیقی گوش میدهید؟
همه سبکها. موسیقی جاز فوایدی داشته و موسیقی ایرانی نیز که دنیای متمایزی محسوب میشود. پسران من در عرصه موسیقی فعالیت کرده و موسیقدان هستند. لذا عادی است که من نیز به شنیدن موسیقی پرداخته و به طور میانگین به همه سبکها علاقه دارم.
مشغول کتاب خواندن میشود. جایی میان عکاسیمان وقتی باد صدای موسیقی همسایه را دزدیده بود، برایمان آواز خواند. صدای خوشش میان باد گم شد.
با هیدرودرم، پاکسازی پوستت رو حرفهای و بیدردسر انجام بده
|
با آردن اکسپرتیج، روتین مراقبت از پوستت رو ساده و حرفهای کن
|





