بیوگرافی و زندگینامه جمشید مشایخی
وبسایت "فردای تازه" همان "تاروت رنگی" سابق می باشد.
بیوگرافی جمشید مشایخی
جمشید مشایخی هنرپیشه اهل ایران در ششمین روز از آذر ماه سال ۱۳۱۳ متولد شده و در نهایت در روز سیزدهم فروردین سال ۱۳۹۸ بدرود حیات گفت. او در ششمین دوره همایش چهره های ماندگار برگزیده شده و نشان درجه یک فرهنگ و هنر به او اعطا گردید.
در منطقه خاوران تهران تماشاخانه تئاتری را به نام او نامگذاری کردند. با توجه به اینکه جمشید مشایخی به همراه بازیگران پیشکسوتی همچون داوود رشیدی، عزتالله انتظامی، محمدعلی کشاورز و علی نصیریان نقش بسزایی در تولید فیلمهای ایرانی داشتهاند، در جایگاه پنج هنرپیشه مرد ماندگار تاریخ تئاتر، سینما و تلویزیون ایران شناخته میشوند.
این هنرمند از نام آورترین و با سابقهترین هنرپیشههای عرصه سینما و تلویزیون ایران بوده که در دوران حیات خود در ۹۸ فیلم سینمایی و ۷۰ مجموعه تلویزیونی هنرنمایی کرده است.
در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی استاد جمشید مشایخی اغلب عهدهدار نقش مکمل مرد در فیلمها و سریالها شده و پس از انقلاب، فعالیت حرفهای خود را در عرصه هنر دنبال کرد. به طوری که در زمره پیشکسوتان بازیگر تاریخ سینمای ایران شناخته شد.

خلاصه زندگینامه
نام: جمشید
نام خانوادگی: مشایخی
تاریخ تولد: ۶ آذر ۱۳۱۳
محل تولد: تهران، ایران
فرزندان: نادر، نازنین، سام
همسر: گیتی رئوفی
تحصیلات: تحصیلات ناتمام در رشته تئاتر
درگذشت: ۱۳ فروردین ۱۳۹۸ (۸۴ سال)، تهران
مدفن: قطعه هنرمندان، بهشت زهرا، تهران
پیشه: بازیگر
سالهای فعالیت: ۱۳۳۹–۱۳۹۷
جوایز: نشان فرهنگ و هنر (درجه یکم)
زندگینامه
زندگی شخصی:
استاد جمشید مشایخی در روز ششم آذر سال ۱۳۱۳ در منطقه پاچین تهران به دنیا آمد. او نخستین فرزند یک خانواده ۹ نفره بوده است. اصلیت خانواده این هنرمند متعلق به شهرستان تنکابن در استان مازندران میباشد.
خانواده:
پدر جمشید مشایخی تحصیلات خود را در کشور آلمان و سوئد به پایان برده و در جایگاه یکی از افسران شیمست در کارخانه شیمیایی ارتش مشغول به کار بود. مادر این هنرمند نیز به خانه داری میپرداخت. او فرزند ارشد خانواده بوده و دارای سه برادر و سه خواهر به اسامی علی، فرهاد، امیر، مریم، لیدا و ویدا پس از خود بوده است.
پس از رسیدن به بزرگسالی، در میان خواهران و برادران او تنها جمشید و یکی از برادرانش به نام علی در ایران سکونت دارند. همچنین برادرش به نام فرهاد به آمریکا مهاجرت کرده و سایر برادران و خواهرانش در کشور اتریش اقامت دارند.
علاقه به هنر در کودکی:
رغبت و گرایش این استاد بزرگ به هنر، از همان سالهای کودکی در او نمایان بود. هنگامی که او مشغول تحصیل در سال پنجم ابتدایی بود، به فعالیتهایی از قبیل نوشتن نمایشنامه پرداخته و حتی کارگردانی میکرد. همچنین او به همراه کودکان محله به بازی و شیطنت میپرداخت.
سربازی:
دوران دو سال خدمت نظام وظیفه استاد جمشید مشایخی در شهر ارومیه سپری شده و در نهایت در سال ۱۳۳۶ کارت پایان خدمت خود را دریافت کرد. پس از آن او به واسطه یکی از دوستان دایی اش، به اداره هنرهای دراماتیک راه یافت. زمانی که این هنرمند توانست یک نمایشنامهای را بر روی صحنه اجرا کند، نخستین فردی بود که به استخدام اداره هنرهای دراماتیک درآمد.
تحصیلات:
این هنرپیشه نام آور و مطرح سینما، تئاتر و تلویزیون ایران، با حضور در مدارس منطقه امیریه تهران هنرپیشگی را فرا گرفت. همچنین در اجراها و نمایشهای دانشآموزی به نام مناظره شتر و موتور شرکت کرد. او تحصیلاتش را در رشته تئاتر نیمه کاره رها کرد.
همچنین نشان درجه یک فرهنگ و هنر به او اعطا شده است.
مبارزه با سرطان:
در سالهای کهنسالی که استاد به معده درد شدیدی مبتلا شد، با مراجعه به پزشکان متعدد، بیماری سرطان معده در او تشخیص داده شد که جان او را در معرض خطر قرار میداد. پس از انجام عمل جراحی، ۳۵ درصد از روده او از بدن خارج شده و تندرستی به او بازگشت.
ازدواج

در سال ۱۳۳۶ استاد جمشید مشایخی با دختر عمه خود به نام گیتی افروز رئوفی ازدواج کرده و زندگی مشترکشان را آغاز کردند. ثمره این ازدواج متولد شدن سه فرزند بوده که آنها را نادر، نازنین و سام نام گذاشتند.
فرزندان:
فرزند اول این هنرمند نادر مشایخی، چند سالی در کشور اتریش تحصیلات خود را در حوزه موسیقی ادامه داده و فارغ التحصیل شد. او هم اکنون به عنوان رهبر ارکستر تهران مشغول به کار بوده و گروه های ارکستر متعددی را هدایت میکند. همچنین او به آهنگسازی میپردازد. نادر مشایخی ازدواج کرده و دخترش را سحر نام گذاشت.
دومین فرزند استاد مشایخی نازنین مشایخی نام دارد که در برخی از مقالات، به غلط از او به عنوان نازنین یاد شده است. او در آمریکا سکونت داشته و در حرفه آموزگاری فعالیت میکند.
سام مشایخی سومین فرزند این هنرمند بوده که با دختری به نام لادن ازدواج کرده و ماحصل این وصلت متولد شدن دختری به نام صحرا است. در برخی از سایتها و شبکههای مجازی تصاویر منتشر شده از صحرا مشایخی که در مراسمات مختلف حضور داشته، بسیار مورد توجه قرار گرفت.
از جمله وجوه اشتراک هنرپیشگان با سابقه و برتر سینمای ایران چنین است که فرزندان استاد مشایخی و استاد انتظامی در زمره برترین آهنگسازان ایران به شمار میروند.
این هنرمند نام آور در لحظه لحظه دوران حیات خود در کنار همسرش گیتی افروز رئوفی، زندگی توام با عشق و صداقت را پشت سر گذاشته و خوشبختی آنها زبانزد خاص و عام بود.
همسر ایشان گیتی رئوفی در خصوص ازدواج با جمشید مشایخی بیان کرده: میان من و جمشید مشایخی نسبت خویشاوندی بوده و او پسردایی من است. در ابتدا رغبتی به ازدواج با جمشید نداشتم. چرا که باور داشتم او قادر نیست در روزگار آتی شوهر مطلوبی برایم شود.
در یکی از روزها جمشید به همراه برادرش به منزل ما آمده و پیشنهاد ازدواج داد. روز پس از آن او در کنار مادر و خواهرهایش آمدند. روز بعد مجدداً خودش در کنار پدرش و روز بعد نیز خودش به همراه عمهاش به منزل ما آمد.
من کاملاً در اشتباه بودم که انگیزهای برای ازدواج با او نداشتم. چرا که تمام سخنان و مطالبی که او هم اکنون با این تجربه و پختگی بر زبان میآورد، در آن ایام که تنها ۲۴ سال سن داشت نیز این مطالب را بیان میکرد.
زندگی هنری

فعالیت های هنری:
استاد مشایخی در سال ۱۳۳۶ در اداره نوپا و تازه تاسیس هنرهای دراماتیک استخدام شده و در جایگاه هنرپیشه شروع به فعالیت در برنامه نمایشی کانال سوم غیردولتی نمود. او نخستین بار با حضور در تله تئاتری به نام بعد از سی سال که توسط علی نصیریان در سال ۱۳۳۹ کارگردانی شد، فعالیت هنری خود را آغاز نمود.
پس از آن با نقش پردازی در فیلم کوتاهی به نام جلد مار اثری از هژیر داریوش در کنار فخری خوروش در برابر دوربین فیلمبرداری هنرنمایی کرد. پس از گذشت دو سال این هنرپیشه با بازی در فیلم خشت و آینه به عرصه سینما راه یافت.
نکته قابل توجه چنین است که استاد مشایخی به علت ایفای نقش در آثار سینمایی، در یک دوران اجازه فعالیت در عرصه تئاتر از او گرفته شد. به این ترتیب این هنرپیشه نام آور، فعالیت حرفهای خود را از سال ۱۳۴۹ آغاز نمود.
هنرنمایی جمشید مشایخی در شخصیت افراد بیرحم و در عین حال عهدهدار شدن نقشهای تاریخی همچون شازده احتجاب، کمال الملک و رضا تفنگچی/ خوشنویس در سریال هزار دستان پرده از نبوغ و استعداد بینظیر این هنرمند برداشته و درخشش زیادی یافت.
این هنرپیشه با سابقه آثار متعدد و فراوانی را در حوزه های مختلف به انجام رسانده است که افزون بر نود فیلم سینمایی و پنجاه سریال میباشد. با بررسی هر یک از این فیلمها مشخص میشود در اغلب موارد تهیه کننده و یا کارگردان این آثار نخستین تجربه خود را به انجام رسانده و یا در زمانی استاد مشایخی در کار آنها ایفای نقش کرده است که هیچ یک شهرت و محبوبیتی را در عرصه سینما نداشتند.
استاد مشایخی در طول فعالیت حرفهای خود، عهدهدار نقشهای گوناگون و ارزشمندی در سبکها و ابعاد متفاوت سینما و تلویزیون شده و آثار مهم و ماندگاری را در کنار کارگردانان مطرح تاریخ سینمای ایران به انجام رسانده است.
در عین حال با نگاهی به کارنامه هنری این استاد بزرگ، بازی در نقشهای ناچیز و حتی سبک نیز مشاهده میشود. ولی طبق اظهارات این هنرمند، او تنها با هدف یاری و حمایت از کارگردان این اثر در چنین نقشهایی حضور یافته است.
حتی به قیمت آسیبی که به کارنامه هنری او میرسد. این موضوع نشان دهنده مناعت طبع و بزرگواری استاد جمشید مشایخی در عرصه زندگی و فعالیت کاری بوده است.
هنگامی که استاد مشایخی در سال ۱۳۶۳ در فیلم سینمایی گلهای داوودی و فیلم سینمایی کمال الملک ایفای نقش نمود، جایزه تندیس سیمرغ بلورین برترین هنرپیشه نقش اول مرد در جشنواره بینالمللی فیلم فجر را به خود اختصاص داد.
از هنرپردازیهای ارزنده و برجسته او میتوان نقش پردازی در شخصیت بزرگ آقا در نمایشی به نام میراث اثری از بهرام بیضایی را نام برد که در تالار ۲۵ شهریور در یکی از روزهای آذر ماه سال ۱۳۴۶ اجرا گردید.
این هنرمند در سال ۱۳۹۳ سفیر سلامت چشم و بینایی معرفی شده و پس از آن در سال ۱۳۹۴ نیز در جایگاه سفیر سلامت از طرف وزارت بهداشت و دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران تعیین گردید. به طوری که تندیس سلامت به او اهدا شد.
مستند جمشید مشایخی:
در سال ۱۳۸۵ الهام قرهخانی در کنار امیر مهرتاش مهدوی اقدام به ساخت مستندی در خصوص بررسی زندگانی استاد جمشید مشایخی نمود که در حدود ۶۵ نفر از بازیگران در آن شرکت داشته و پرویز پرستویی بر روی آن گویندگی نمود.
موسسه رسانههای تصویری، لوح فشرده مستند مذکور را به بازار عرضه کرد. مستند جمشید مشایخی دو مرتبه در نمایش عمومی به اکران درآمد که اولین بار در مراسم پنجاه سال سایه دوست داشتنی جمشید مشایخی در خانه هنرمندان ایران اجرا شده و بار دوم در جشنواره فیلم شهر در خانه هنرمندان ایران صورت گرفت که به شدت مورد توجه و استقبال مردم و مخاطبان قرار گرفت.
حقایق در خصوص استاد جمشید مشایخی:
در اینجا به برخی از نکات مهم و ارزنده استاد جمشید مشایخی و یا ناگفتههای زندگی او میپردازیم.
استاد جمشید مشایخی در میان هنرپیشگان ایرانی به نقش پردازی پرویز پرستویی علاقه داشته و در بین بازیگران جوان دوست دار شهاب حسینی بود.
ایشان در میان آثار متنوعی که در آنها نقش پردازی کرده است، فیلمهایی همچون احتجاب، سلطان صاحبقران، قیصر، سوته دلان، کمال الملک، پدر بزرگ و آوار بسیار برایش به یادماندنی و ارزشمند بوده است.
در مراسمی که با عنوان شب حافظ در شهر پاریس کشور فرانسه برگزار شد، جمشید مشایخی در جایگاه نماینده ایران در آنجا شرکت کرد. در این رویداد از استاد مشایخی و شارل هانری دوفوشه کور یکی از حافظ شناسان نامدار غربی تمجید و سپاس شد.
مروری بر آثار:
فیلم پدر آن دیگری:
فیلم سینمایی پدر آن دیگری در خصوص کودکی است که با پشت سر گذاشتن شش بهار از عمر خود، هنوز قادر به حرف زدن نبوده و مورد تمسخر دیگران قرار میگیرد.
در میان اعضای خانواده و نزدیکان تنها مادرش او را مورد یاری و مساعدت قرار داده و سایرین اغلب توجه ویژهای را به پسر بزرگتر انجام میدهند. این موارد سبب میشود که کودک مذکور بیخبر از نزد آنها بگریزد و ….
فیلم پدر آن دیگری کاری از یدالله صمدی بوده و محصول سینمای ایران در سال ۱۳۹۳ میباشد که در سبک درام تهیه شد. از هنرمندانی که در این فیلم ایفای نقش کردهاند میتوان از حسین یاری، هنگامه قاضیانی، مریم سعادت، اکبر عبدی، ثریا قاسمی، شمسی فضل الهی، فریده سپاه منصور، جمشید مشایخی، سعید کریمی و بنفشه صمدی نام برد که فیلم زیبایی را به تصویر کشیدند.
فیلم کوچه ها و مردها:
کوچهها و مردها نام یک فیلم سینمایی است که توسط حبیب الهیاری در سال ۱۳۹۳ تهیه شد. فیلم مذکور اثری از سینمای ایران بوده که در سبک خانوادگی و درام تولید گردید. مضمون فیلم کوچه ها و مردها درباره مرد ورزشکاری است که همسرش قادر به فرزند آوری نبوده و این امر مشکلات و چالشهایی را در خانواده و زندگی زناشویی آنها به همراه دارد.
در فیلم کوچهها و مردها بازیگرانی همچون حبیب الهیاری، شهره لرستانی، مریم کاویانی، جواد انصافی و جمشید مشایخی هنرنمایی کردهاند.
فیلم سیزده ۵۹:
از دیگر آثار استاد جمشید مشایخی میتوان به فیلم سینمایی سیزده ۵۹ اشاره کرد که بیانگر زندگی جانبازی است که به کما رفته و پس از سپری شدن مدت خیلی زیاد، هوشیاری خود را باز مییابد. او پس از بیدار شدن دنیای جدیدی را در مقابل خود میبیند.
فیلم سیزده ۵۹ اثری از سامان سالور بوده که در سال ۱۳۸۹ تولید شد. فیلم مذکور اثری از کشور ایران بوده و در سبک درام و جنگی تهیه گردید. استاد مشایخی در این فیلم در کنار بازیگرانی همچون پرویز پرستویی، صابر ابر، فرهاد اصلانی، شاهرخ فروتنیان، مهران احمدی، افسانه چهره آزاد و حسین سلیمانی نقش پردازی کرده است.
فیلم یک گزارش واقعی:
فیلم سینمایی یک گزارش واقعی جریان زندگی دو دوست دیرینه را برای مدت ۳ سال به تصویر میکشد که به طور غیر مترقبه در مقابل هم قرار میگیرند و ….
فیلم یک گزارش واقعی ساخته داریوش فرهنگ بوده که در سال ۱۳۸۷ تهیه شد. فیلم مذکور اثری از سینمای ایران و در سبک خانوادگی و درام بوده است. از بازیگرانی که در این فیلم در کنار استاد جمشید مشایخی هنرنمایی کردهاند میتوان به کامبیز دیرباز، سید مهرداد ضیایی، رحیم نوروزی، گلاره عباسی، داریوش فرهنگ و کوروش سلیمانی اشاره کرد.
فیلم بادام های تلخ:
فیلم بادامهای تلخ حکایت مردی به نام مهندس زرین را بیان میکند که در کارخانه پارس الکتریک با تولید قطعات داخلی فعالیت کرده و گام موثری را به منظور استقلال کشور برمیدارد.
در این راستا او با قاچاقچیان ارز که صادرات تولیدات کشور و همچنین واردات قطعات مورد نیاز را تحت الشعاع فعالیتهای خود قرار دادهاند، درگیر میشود. به طوری که حتی سه نفر از همکاران مهندس زرین توسط قاچاقچیان ورد سوء قصد قرار میگیرند.
کاظم معصومی مسئولیت کارگردانی فیلم سینمایی بادامهای تلخ را بر عهده داشته و آن را در سال ۱۳۸۷ تولید کرده است. فیلم مذکور اثری از سینمای کشور ایران بوده و در سبک درام تهیه شد.
استاد مشایخی در این فیلم به همراه بازیگرانی همچون فریبرز عرب نیا، بهاره رهنما، حسن جوهرچی، امین حیایی، فرهاد خانمحمدی، پرویز شفیع زاده و شهلا ریاحی همبازی بوده است.
فیلم می زاک:
حسینعلی لیالستانی در هفتمین فعالیت سینمایی خود اقدام به ساخت فیلم سینمایی می زاک نمود که به میزاک نیر شهرت دارد. این فیلم در سال ۱۳۸۷ ساخته شد که اثری از سینمای کشور ایران بوده و در سبک درام تهیه شد.
جریان فیلم می زاک اشاره به پسر بچهای دارد که قصد دارد به این دنیا قدم گذاشته و در این مسیر با موانع و چالش هایی مواجه می شود.
در فیلم می زاک هنرمندانی همچون محمدرضا فروتن، باران کوثری، داریوش ارجمند، فاطمه معتمدآریا، علیرضا خمسه، رابعه اسکویی، طناز طباطبایی، کامران فیوضات و انوش نصر در کنار زنده یاد جمشید مشایخی ایفای نقش کردهاند.
فیلم غریب آشنا:
غریب آشنا نام یک فیلم سینمایی بوده که کریم آتشی آن را در سال ۱۳۸۶ کارگردانی کرده است. فیلم مذکور اثری از سینمای کشور ایران بوده که در سبک اکشن تهیه شد. داستان فیلم غریب آشنا اشاره به پزشکی به نام رضا دارد که در یکی از کشورهای خارجی ساکن است.
او پس از مطلع شدن از اخبار آغاز جنگ تحمیلی در کشور ایران، بدون اطلاع به اعضای خانوادهاش به میهنش بازگشته و عازم جبهههای جنگ میشود. پس از آنکه مدت زمان زیادی خانواده رضا از او خبری نیافته و با دلهره و اضطراب سعی در پیدا کردن او می کنند. رضا در خط مقدم جبهه و مواجهه با خطرات گوناگون به سر می برد …
از هنرمندانی که در این فیلم ایفای نقش کرده اند می توان جمشید مشایخی، حمیده خیرآبادی، مرجانه گلچین و حسن رجبیان را نام برد.
فیلم یک بوس کوچولو:
فیلم سینمایی یک بوس کوچولو جریان زندگی مرد نویسندهای را بیان میکند که پس از سالها زندگی در خارج از ایران به کشور بازگشته و در منزل یکی از دوستانش ماندگار میشود. آنها در کنار یکدیگر مسافرتی را به نقاط و شهرهای مختلف ایران انجام میدهند و …
بهمن فرمان آرا به عنوان کارگردان فیلم سینمایی یک بوس کوچولو، آن را در سال ۱۳۸۴ تهیه کرده است. فیلم مذکور اری از سینمای کشور ایران بوده که در سبک خانوادگی و درام تولید شد.
در این فیلم سینمایی بازیگرانی همچون رضا کیانیان، مرحوم جمشید مشایخی، هدیه تهرانی، جمشید هاشم پور، فاطمه معتمدآریا، فخری خوروش، مریم سعادت، مهدی صفوی، بابک حمیدیان، هدایت هاشمی، پیام دهکردی و عباس گنجوی هنرنمایی کرده اند.
فیلم کاغذ بی خط:
از سایر فیلمهای سینمایی که زنده یاد جمشید مشایخی در آن نقش پردازی زیبایی را از خود به نمایش گذاشت، فیلم سینمایی کاغذ بیخط نام دارد که ساخته ناصر تقوایی بوده و در سال ۱۳۸۰ تهیه شد.
فیلم مذکور اثری از سینمای ایران بوده که در سبک درام و رازآلود میباشد. مضمون این فیلم در خصوص زن و شوهری به نام جهانگیر و رویا بوده که با دو فرزندشان به نامهای شنگول و منگول خانواده چهار نفره را تشکیل داده و و زندگی را به روال عادی طی میکنند. ولی در این میان رویا به طور پیوسته مشغول تصویر پردازی و داستان سرایی میشود.
پس از آنکه جهانگیر نسبت به گرایش و رغبت زیاد همسرش به داستان پردازی مطلع میشود، به او توصیه میکند که در دورههای آموزشی داستان نویسی شرکت کرده و به پرورش این استعداد بپردازد. ولی ….
در میان هنرمندانی که در این فیلم ایفای نقش کردهاند میتوان خسرو شکیبایی، هدیه تهرانی، جمشید مشایخی، جمیله شیخی و نیکو خردمند را نام برد.
فیلم حالا چه شود:
فیلم سینمایی حالا چه شود، کاری از محمد جعفری هرندی بوده که در سال ۱۳۷۷ آن را تولید کرد. این فیلم اثری از سینمای ایران است که در سبک خانوادگی و درام تهیه شد.
فیلم سینمایی حالا چه شود، حکایت یک خانه فرسوده و قدیمی است که در مجاورت یک هتل قرار داشته و ترکیب ناجوری را نمایان می کند. شخصی سعی دارد آن را خریداری کند. ولی با مخالفت سرسخت پیرزن صاحبخانه مواجه میشود که قصد فروش ندارد.
او به گفتگو با فرزندان پیرزن مینشیند تا از این طریق مادر خود را راضی به فروش خانه کنند، ولی …
از بازیگرانی که در این فیلم ایفای نقش کردهاند میتوان مرحوم جمشید مشایخی، شهلا ریاحی، مرتضی احمدی، حسن رضایی، ثریا حکمت، پروین سلیمانی و محمود بصیری را نام برد.
فیلم حرفه ای:
فیلم سینمایی حرفه ای در رابطه با مردی به نام سرگرد تیموری بوده که از طرف بالا دست خود مامور میشود تا جهت کشتن یک سرهنگ نیروی کماندو اقدام کند و ….
فیلم حرفهای توسط اسماعیل فلاحپور در سال ۱۳۷۵ تولید شد. فیلم مذکور اثری از سینمای کشور ایران بوده که در سبک اکشن و هیجان تهیه گردید. در فیلم سینمایی حرفهای بازیگرانی همچون چنگیز وثوقی، پرویز پورحسینی، حسین خانی بیک، جمشید شاه محمدی و پریسا پورشفیع در کنار یکدیگر همبازی بوده و فیلم زیبایی را به نمایش گذاشتند.
فیلم سلام به انتظار:
مضمون فیلم سلام به انتظار در خصوص مردی به نام دکتر رضا بوده که در کشور کانادا تحصیل می کند. در عین حال او به عنوان پزشک و جراح مغز و اعصاب فعالیت کرده و به مهارت و جایگاه بسیار مطلوبی دست یافته است. او مصمم است بیمارستانی را در آنجا احداث نموده و …
فیلم سینمایی سلام به انتظار به کارگردانی کریم آتشی بوده که در سال ۱۳۷۴ تولید شد. فیلم مذکور اثری از سینمای کشور ایران و در سبک خانوادگی تهیه گردید. از هنرپیشگان این فیلم میتوان مرجانه گلچین، جمشید مشایخی، حمیده خیرآبادی، شهلا ریاحی، مهری ودادیان، مینا نوروزی، جمشید شاه محمدی و محمدعلی کشاورز را نام برد.
فیلم روز واقعه:
فیلم سینمایی روز واقعه که ساخته شهرام اسدی است، در سال ۱۳۷۳ در سبک ماجراجویی، تاریخی و درام تهیه گردید. داستان این فیلم در رابطه با یک پسر مسیحی به اسم عبدالله بوده که به تازگی به اسلام گرویده و به دختری به نام راحله فرزند زید علاقمند میشود.
همزمان با مراسم ازدواج این دو دلداده، عبدالله به طور ناخودآگاه ندایی به گوشش رسیده که درخواست یاری از او میکند. او در پی یافتن این ندا مراسم ازدواج خود را نیمه کاره رها کرده و رهسپار دشت و بیابان میشود. او به تاخت به سمت کربلا حرکت کرده و در عصر عاشورا در آنجا وارد میشود. در این هنگام مشاهده میکند حقیقت را بر سر نیزهها قرار دادهاند …
از بازیگرانی که در فیلم روز واقعه هنرنمایی کردهاند میتوان علیرضا شجاع نوری، عزت الله انتظامی، جمشید مشایخی، مهدی فتحی، محمدعلی کشاورز و لادن مستوفی را نام برد.
فیلم ماه عسل:
از سایر هنرنماییهای استاد مشایخی میتوان به حضور در فیلم ماه عسل اشاره کرد. او در این فیلم نقش پیرمردی به نام مهندس زادمنش را بر عهده داشته که بسیار متمول بوده و به تنهایی زندگی میکند. همسر او در یک تصادف جانش را از دست میدهد ….
فیلم سینمایی ماه عسل ساخته حجت الله سیفی بوده که در سال ۱۳۷۱ تولید شد. فیلم مذکور اثری از سینمای کشور ایران میباشد که در سبک خانوادگی و درام تهیه گردید. زنده یاد جمشید مشایخی در این فیلم به همراه بازیگرانی همچون ولی شیراندامی، رضا رویگری و عباس محبوب نقش پردازی کرده است.
فیلم شکوه بازگشت:
پس از آنکه دکتر امین راستین اخباری مبنی بر انهدام یک بیمارستان صحرایی در جبهههای جنگ میشنود، همسرش به نام لیلی که آبستن بوده را به نزد پدر همسرش گذاشته و خود عازم جبهههای جنگ میشود.
لیلی در دوران نبودن دکتر امیر راستین در حوزه نقاشی و نوشتن کتاب فعالیت می کند. به طوری که با مشارکت مدیر یک موسسه انتشاراتی به نام سامان، جهت منتشر کردن کتابش اقدام میکند. ….
فیلم سینمایی شکوه بازگشت ساخته سیروس مقدم بوده که در سال ۱۳۷۱ آن را در سبک خانوادگی و درام تهیه کرد. فیلم مذکور اثری از سینمای کشور ایران میباشد. از هنرمندانی که در فیلم شکوه بازگشت همکاری کردهاند میتوان به جمشید مشایخی، افسانه بایگان، سیروس ابراهیم زاده، منوچهر حامدی و داریوش مودبیان اشاره کرد.
فیلم خانواده کوچک ما:
جواد که در یک خانواده ثروتمند و پولدار متولد شده و رشد کرده است، به دختر فقیر قالیباف علاقمند میشود. پدر و مادر جواد با این ازدواج موافق نیستند. ولی او همچنان نسبت به تصمیم خود اصرار ورزیده و در نهایت به جهت مقابله با این ناسازگاریها از خانواده جدا میشود. در اثر وقوع یک سانحه سلامتی جواد از دست رفته و …
فیلم سینمایی خانواده کوچک ما ساخته شاپور قریب بوده که در سال ۱۳۷۰ تولید شد. فیلم مذکور اثری از سینمایی کشور ایران و در سبک درام تهیه گردید. از هنرمندانی که در این فیلم ایفای نقش کردهاند میتوان جمشید مشایخی، عنایت بخشی و فاطمه طاهری را نام برد.
فیلم ملک خاتون:
ملک خاتون عنوان یک فیلم سینمایی به کارگردانی حسن محمدزاده بوده که در سال ۱۳۶۹ ساخته شد. فیلم مذکور اثری از سینمای کشور ایران و در سبک خانوادگی و درام تهیه گردید. داستان این فیلم در خصوص زنی به نام ملک خاتون بوده که پس از پانزده سال زندگی در شهر، از آنجا که شوهرش دار فانی را وداع میگوید، به روستای محل تولدش باز میگردد و …
از بازیگران فیلم ملک خاتون میتوان به هما روستا، جمشید مشایخی، خسرو دستگیر، سعید عباسی و مهرانه مهین ترابی اشاره کرد.
فیلم شاخه های بید:
در حدود صد سال گذشته مرد عوامی به اسم خالو مراد که بسیار مدبر و با تجربه بود، در کنار فرزندانش که چهار پسر بوده و هر یک در شغل و حرفه خاصی به مهارت زیاد رسیده بودند، روزگار متمول و سرشار از رفاهی را پشت سر میگذاشت.
در این هنگام خان دهکده که قصد تصاحب اموالش را دارد، با دسیسه موجب میشود خان مراد به همراه اعضای خانوادهاش از آنجا بگریزند. لذا به ناچار در یک روستای دیگری وارد شده، ولی اهالی آنجا و خان دهکده مذکور روی خوشی به آنها نشان نمیدهند. سپس خان مراد و فرزندانش با سعی و کوشش بسیار محبت اهالی ده را به خود جلب کرده و …
فیلم سینمایی شاخههای بید ساخته امرالله احمدجو بوده که در سال ۱۳۶۷ تولید شد. فیلم مذکور اثری از سینمای کشور ایران و در سبک درام و خانوادگی تهیه گردید.
در فیلم شاخههای بید مرحوم جمشید مشایخی نقش اصلی را عهدهدار بوده و به همراه هنرمندانی هرضا کرم رضایی، جمشید لایق، هادی اسلامی، رضا رویگری، محمود پاک نیت، منوچهر آذری، حسین خانی بیک، عزت الله مقبلی، محمد فیلی، آتش تقی پور، پردیس افکاری، فرهاد فخرالدینی و حسین جعفریان نقش پردازی کرده است.
فیلم شناسی

سینما:
| سال | نام فیلم |
|---|---|
| ۱۳۹۳ | پدر آن دیگری |
| ۱۳۹۲ | پایان خدمت |
| ۱۳۹۲ | رنج و سرمستی |
| ۱۳۹۰ | چک |
| ۱۳۸۹ | جرم |
| ۱۳۸۹ | سیزده ۵۹ |
| ۱۳۸۸ | زمهریر |
| ۱۳۸۷ | یک گزارش واقعی |
| ۱۳۸۵ | نسکافه داغ داغ |
| ۱۳۸۴ | این ترانه عاشقانه نیست |
| ۱۳۸۴ | یک بوس کوچولو |
| ۱۳۸۳ | پل سیزدهم |
| ۱۳۸۲ | بله برون |
| ۱۳۸۲ | شمعی در باد |
| ۱۳۸۱ | آبادان |
| ۱۳۸۱ | بانوی من |
| ۱۳۸۱ | چشمان سیاه |
| ۱۳۸۰ | خانهای روی آب |
| ۱۳۸۰ | کاغذ بی خط |
| ۱۳۷۸ | تهران روزگار نو |
| ۱۳۷۷ | کمیته مجازات |
| ۱۳۷۶ | بادامهای تلخ |
| ۱۳۷۶ | تنها |
| ۱۳۷۵ | حریف دل |
| ۱۳۷۴ | اعاده امنیت |
| ۱۳۷۴ | سلام به انتظار |
| ۱۳۷۳ | اشک و لبخند |
| ۱۳۶۹ | چون ابر در بهاران |
| ۱۳۶۹ | گالان |
| ۱۳۶۹ | ملک خاتون |
| ۱۳۶۸ | دخترک کنار مرداب |
| ۱۳۶۸ | رانده شده |
| ۱۳۶۷ | سرب |
| ۱۳۶۷ | شاخههای بید |
| ۱۳۶۶ | تحفهها |
| ۱۳۶۶ | سایههای غم |
| ۱۳۶۶ | سیمرغ |
| ۱۳۶۶ | مکافات |
| ۱۳۶۵ | تصویر آخر |
| ۱۳۶۵ | حریم مهرورزی |
| ۱۳۶۵ | سراب |
| ۱۳۶۵ | طلسم |
| ۱۳۶۵ | ملاقات |
| ۱۳۶۴ | آوار |
| ۱۳۶۴ | پدربزرگ |
| ۱۳۶۴ | ستاره دنبالهدار |
| ۱۳۶۴ | گردباد |
| ۱۳۶۴ | گمشده |
| ۱۳۶۳ | پیراک |
| ۱۳۶۳ | گلهای داوودی |
| ۱۳۶۲ | تفنگدار |
| ۱۳۶۲ | خانه عنکبوت |
| ۱۳۶۲ | کمالالملک |
| ۱۳۶۱ | دادا |
| ۱۳۵۹ | گفت هرسه نفرشان |
| ۱۳۵۶ | سوتهدلان |
| ۱۳۵۶ | شارلوت به بازارچه میآید |
| ۱۳۵۶ | ماهیها در خاک میمیرند |
| ۱۳۵۵ | بتشکن |
| ۱۳۵۵ | ماه عسل |
| ۱۳۵۴ | ذبیح |
| ۱۳۵۴ | صدای صحرا |
| ۱۳۵۳ | آب |
| ۱۳۵۳ | شازده احتجاب |
| ۱۳۵۲ | بیحجاب |
| ۱۳۵۲ | نفرین |
| ۱۳۵۱ | آبنبات چوبی |
| ۱۳۵۱ | اتل متل توتوله |
| ۱۳۵۱ | باشرفها |
| ۱۳۵۱ | پدر که ناخلف افتد |
| ۱۳۵۱ | چشمه |
| ۱۳۵۱ | مطرب |
| ۱۳۵۰ | آسمون بیستاره |
| ۱۳۵۰ | پل |
| ۱۳۵۰ | سهتا جاهل |
| ۱۳۵۰ | شکار انسان |
| ۱۳۵۰ | مردان خشن |
| ۱۳۴۹ | پسر زایندهرود |
| ۱۳۴۹ | جوانی هم عالمی دارد |
| ۱۳۴۹ | طلوع |
| ۱۳۴۸ | قیصر |
| ۱۳۴۸ | گاو |
| ۱۳۴۴ | خشت و آینه |
تلویزیون:
| سال | نام مجموعه / سریال |
|---|---|
| ۱۳۹۵ | سریال پادری |
| ۱۳۹۴ | معمای شاه |
| ۱۳۹۳ | همه چیز آنجاست |
| ۱۳۹۳ | راه شیری |
| ۱۳۹۲–۱۳۹۳ | تله فیلم «به من نگو قراضه» |
| ۱۳۹۲–۱۳۹۳ | نیلیتر از مهتاب |
| ۱۳۹۱ | تله فیلم «اولین باران پائیزی» |
| ۱۳۹۰ | تله فیلم «مأموریت غیر ممکن» |
| ۱۳۸۹ | ستایش |
| ۱۳۸۹ | تبریز در مه |
| ۱۳۸۸ | تله فیلم «غریبهها» |
| ۱۳۸۷ | پنهان، اما آشکار |
| ۱۳۸۵ | آخرین گناه |
| ۱۳۸۴ | بوی گلهای وحشی |
| ۱۳۸۴ | عشق گمشده |
| ۱۳۸۳-۱۳۸۴ | پیلههای پرواز |
| ۱۳۸۲ | مهمانپذیر طوبی |
| ۱۳۸۱ | بدون شرح |
| ۱۳۷۸-۱۳۸۱ | روشنتر از خاموشی |
| ۱۳۸۰ | هفت گنج |
| ۱۳۷۹ | سیمای پنهان آب (مجری) |
| ۱۳۷۸ | مادر |
| ۱۳۷۸ | شبزدگان |
| ۱۳۷۷ | راه سوم |
| ۱۳۷۴-۱۳۷۶ | پهلوانان نمیمیرند |
| ۱۳۷۵ | بهشت گمشده |
| ۱۳۷۴ | عیاران |
| ۱۳۷۴ | سلام به انتظار |
| ۱۳۷۳ | هدف گمشده |
| ۱۳۷۳ | بازگشت به خانه |
| ۱۳۷۲ | سنگ و شیشه |
| ۱۳۷۲ | باغ گیلاس |
| ۱۳۷۲ | تاریخ روابط ایران و انگلیس |
| ۱۳۷۱ | بیا تا گل برافشانیم |
| ۱۳۷۰ | امام علی |
| ۱۳۷۰ | مهمان |
| ۱۳۶۹ | پیک سحر |
| ۱۳۶۸ | چراغ خانه |
| ۱۳۶۶-۱۳۶۸ | با سلسله حکمت |
| ۱۳۵۸-۱۳۶۶ | هزاردستان |
| ۱۳۶۴ | پاییز صحرا |
| ۱۳۵۶ | مستنطق |
| ۱۳۵۵-۱۳۵۶ | طلاق |
| ۱۳۵۴ | سلطان صاحبقران |
| ۱۳۵۲-۱۳۵۳ | گذر خلیل ده مرده |
| — | سریال «خانه به دوش» |
| ۱۳۵۲-۱۳۵۳ | داستانهای مولوی |
جوایز و نامزدی ها
| سال | جشنواره / رویداد | اثر | عنوان |
|---|---|---|---|
| ۱۳۶۶ | نخستین دوره جشنواره جهانی فیلم پیونگ یانگ | پدربزرگ | برنده جایزه برترین هنرپیشه مرد |
| ۱۳۶۳ | سومین جشنواره بینالمللی فیلم فجر | کمالالملک و گلهای داوودی | برنده تندیس سیمرغ بلورین برترین هنرپیشه نقش اول مرد |
| ۱۳۸۲ | هفتمین دوره جشن سینمای ایران | بانوی من | برنده جایزه تندیس زرین برترین هنرپیشه نقش مکمل مرد |
| ۱۳۷۸ | سومین دوره جشن سینمای ایران | کمیته مجازات | کاندید جایزه تندیس زرین برترین هنرپیشه نقش اول مرد |
فعالیتها و آثار:
استاد جمشید مشایخی فعالیت در عرصه تئاتر را به صورت حرفهای از سال ۱۳۳۶ با هنرنمایی در نمایشی به نام وظیفه پزشک شروع کرده و پس از آن در نمایشهای تئاتر مختلفی همچون آی بی کلاه، آی با کلاه ساخته غلامحسین ساعدی، لونه شغال و افعی به کارگردانی علی نصیریان و نمایش مردههای بیکفن و دفن نوشته ژان پل ساتر اثری از حمید سمندریان ایفای نقش نمود.
در سال ۱۳۴۲ استاد مشایخی با هنرنمایی در فیلم کوتاهی به نام جلد مار به عرصه سینما راه یافت. ولی اولین فعالیت جدی و ارزشمند او در سینما، هنرنمایی در شخصیت خان دایی در فیلم قیصر کاری از مسعود کیمیایی بوده است.
حاشیهها

انتقاد از رضا عطاران:
در گردهمایی مربوط به فیلم سینمایی طبقه هساث که در جشنواره بینالمللی فیلم فجر صورت گرفت، رضا عطاران اعلام کرده بود:
«من برای خنداندن مردم حاضرم شلوارم را نیز پایین بکشم.»
استاد مشایخی در عکس العمل به این جملات عطاران بیان داشت:
«آقای عطاران شما میتوانستید برای خنداندن مردم بگوید؛ از بالای یک درخت تبریزی به پایین میپرم نه آنکه آن حرف زشت را که من از گفتن آن خجالت میکشم به زبان بیاورید؛ آنوقت ما بخاطر این بیاخلاقیها به او جایزه هم میدهیم»
هنگامی که رضا عطاران در ویژه برنامه نوروزی شبکه سوم سیما با اجرای احسان علیخانی حضور یافت، در خصوص مطالب اظهار شده از طرف او در نشست خبری فیلم طبقه هساث که آشفتگیهایی را در پی داشت، این موضوع را یک سوء تعبیر بیان کرد.
انتقاد از تیزرهای عزتالله انتظامی:
استاد مشایخی در یکی از جشنهای منتقدان سینما انتقاداتی را به عزت الله انتظامی بیان کرده و چنین اظهار داشت:
به چه علت در تیزرهایی که به نمایش در میآید، فقط از یک چهره به عنوان هنرپیشه یاد میشود.
او در ادامه افزود:
آموختهام همچون علی معلم مطالب خود را به صراحت بیان کرده و سخن بگویم. چنانچه من آگاه میشدم تنها یک بازیگر برای منتقدین وجود دارد، در سالهای خیلی قبل از این حرفه کنار میکشیدم.
این موضوع را با جدیت مطرح میکنم. به نظر میرسد دیگر هنرمندان در عرصه تئاتر و سینما هیچ فعالیت و زحمتی متقبل نشدهاند که همواره تنها چهره یک نفر به نمایش در میآید. بازیگر مورد نظر شما همان کسی است که در یک روزگار در برابر شهبانو شروع به نواختن تنبک کرده و در عصر فعلی خانه خود را وقف مینماید.
اعتقاد به خودکشی تختی:
استاد مشایخی در سال ۱۳۹۷ در یک گفتگویی بیان کرد:
من معتقدم غلامرضا تختی قهرمان کشتی ایران اقدام به خودکشی نموده و علت این امر، رفتارهای همسر و نزدیکانش بوده است.
عذرخواهی از لیونل مسی:
پس از آنکه برخی از کاربران اینترنتی که خود را ایرانی معرفی کرده و حملات سایبری نسبت به لیونل مسی در شبکههای مجازی انجام دادند، استاد مشایخی بر روی خط برنامه زنده ۹۰ آمده و با پوزش از لیونل مسی در خصوص عملکرد نامطلوب برخی افراد در شبکههای مجازی که اهانتهایی را به این بازیکن انجام داده بودند، گفتگو کرده و بیان نمود:
افرادی که این رفتارهایی را در شبکههای مجازی داشتهاند، قطعاً از مردم ایران نبوده و این موضوع دسیسههایی است که جهت خدشهدار کردن هویت مردم ایران صورت گرفته است.
درگذشت:
استاد جمشید مشایخی پس از آنکه در سال ۱۳۹۵ به دلیل ابتلا به ناراحتیهای گوارشی مدتی در بستر بیماری بود، رنج زیادی را تحمل میکرد. در نهایت او پس از پشت سر گذاشتن یک دوره بیماری مذکور، در روز سیزدهم فروردین ماه سال ۱۳۹۸ در سن ۸۴ سالگی بدرود حیات گفت.
پیکر ایشان در تاریخ ۱۷ فروردین سال ۱۳۹۸ از مقابل تالار وحدت مشایعت شده و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد. در مراسم تشییع پیکر او بسیاری از هنرمندان و دستاندرکاران سینما و تلویزیون همچون علی نصیریان، ایرج راد و حمیدرضا نوربخش حضور داشته و مطالبی را برای عموم بیان کردند.
جریان درگذشت استاد مشایخی از طریق صفحه شخصی او در شبکه اینستاگرام که تحت مدیریت فرزندانش اداره میشد، در ساعت ۲۱ روز ۱۳ فروردین ۱۳۹۸ این خبر را منتشر کرده و با به اشتراک گذاشتن متن کوتاهی این گونه درج شد:
«پدر ما ساعت ۹ شب امشب ۱۳/فروردین/۱۳۹۸ در نهایت آرامش به سفر ابدی رفت. تشکر ویژه از همهٔ عزیزانی که همواره به ایشان لطف و محبت داشتند. روح ایشان شاد و یادش گرامی باد. نادر، نازنین و سام مشایخی.»
پس از گذشت چهار روز از رحلت جمشید مشایخی، شورای شهر تهران با به تصویب رساندن یک طرح فوریتی، اسم خیابان «ج» که در نزدیکی محل زندگی ایشان قرار دارد را به جمشید مشایخی تغییر دادند. رویداد بازگشایی از سردیس و پلاک خیابان جمشید مشایخی در روز ۱۳ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۸ صورت گرفت.
گفتاوردها:
گفتگو با شبکه ایسنا در بیست و ششم آبان ماه سال ۱۳۸۵ مقارن با ۱۷ نوامبر سال ۲۰۰۶ میلادی:
پدرم در حرفه مهندسی شیمی تخصص داشته و به عنوان رئیس کارخانه اسیدسازی در پارچین فعالیت میکرد. پس از چندی او ریاست فنی کارخانجات آن منطقه را بر عهده گرفت. لذا من در منطقه پارچین متولد شدم.
از نظر من نخستین استادم ابراهیم گلستان بوده که فن هنرپیشگی را در سینما به من آموزش داد. به طوری که حتی از گفتگوها و مطالب بیان شده توسط او بسیار لذت و بهره میبردم.
به عبارت دیگر علی حاتمی سعدی سینمای ایران بوده که جملات دیالوگ دقیق و اصولی را در فیلمهای خود استفاده میکرد. او موضوعات حال حاضر را در داستانهای گذشته بیان کرده و تاریخ در نظر او وسیله و ابزار بود.
علی حاتمی یکی از هنرمندان با استعداد و متبحر کشورمان بود که آگاهی و تبحر زیادی در تاریخ و ادبیات ایران داشته و هر یک از آثار هنری را از پس از گذراندن از پالایش و صافی ذهن خود، بازگو میکرد …
من بسیار به همکاری با او علاقمند بوده و حاتمی نیز خودش اعتقاد داشت، بیان دیالوگهای او توسط من به مراتب بهتر از همه گفته میشود. به طوری که حتی هم اکنون نیز برخی از جملات دیالوگهای او را از بر هستم.
… برای افرادی همچون ما که در عرصه تئاتر فعالیت کردهایم، مختصر یا بزرگ بودن نقش از نظر کمی مفهوم ندارد. آنچه اهمیت دارد هنرپیشه بزرگ و کوچک است. همواره همه مخاطبان به نقش اول توجه کرده و سایر شخصیتها به نظر نمیرسد.
در صورتی که باید بدانیم نرپیشهای که در نقش اول شهرت مییابد، امکان نداشت بدون حضور و همکاری سایر بازیگران به این امر دست یابد. این مطالب باعث افسوس و تاسف میشود، این موضوع که حضور داشته و نقش مختصری را به بهترین شکل هنرنمایی کنی و کسی متوجه آن نشود!
با توجه به اینکه در ساز ویولن پردهای وجود ندارد، نواختن آن بسیار مشکل بوده و به ندرت کسی به آن گرایش مییابد. هنرپیشگی نیز به همین صورت است، چنانچه کسی تصور کند به راحتی می تواند فریاد بزند، بخندد و حرکت کند، این بازیگری نیست. از آنجا که لازم است توانمندی و قابلیت این کار در شخص وجود داشته و با آموزش این رویکردها را پرورش دهد. در عین حال که از ملزومات آن داشتن مقصد معین میباشد.
پس از آنکه در فیلم سینمایی کمال الملک ایفای نقش کردم، متوجه شدم چه بهتر بود در ازای فعالیت در حرفه بازیگری در حوزه نقاشی کار میکردم. چرا که هم زیبا و جذابتر بوده و در عین حال سکون و آرامش بیشتری را القا میکند.
قلمی که ابزار کار خبرنگاران است، حرمت داشته و پیش از این قلم مذکور در دست افراد حکیمی همچون فردوسی و مولانا بوده است. کسی که قلم در دست میگیرد، مسئولیت خطیری را به دوش کشیده و به هیچ وجه نباید حقی را نادیده بگیرد. من همواره بیان کردهام، به دست اهالی قلم بوسه میزنم.
گفتگو با ایسنا در ششم آذر ماه سال ۱۳۹۰ مقارن با بیست و هفتم نوامبر سال ۲۰۱۱ میلادی:
تنها خواسته من چنین است که پس از درگذشتم بیان کنند، خدا رحمتش کند …
مرگ و رفتن به دیار باقی یکی از قوانین خلقت و خدا بوده و همانگونه که تاکنون افراد ارزشمند و بزرگی از میان ما رحلت کردهاند، ما نیز خواهیم رفت. ولی آرزو دارم با خوشنامی از این دنیا بروم …
همواره علاقه داشتم در سالهای آخر زندگیم در یک روستا رفته و در آنجا در مجاورت افراد شرافتمند و پاک در میان طبیعت زندگیم را بگذرانم. چرا که افراد ساکن در روستاها، انسانهای بسیار خوب و نجیبی هستند که در میان آنها هیچ اثری از دروغ و ریاکاری نیست.
مصاحبه
در اینجا به شرح مصاحبهای میپردازیم که در گذشته با استاد جمشید مشایخی صورت گرفته است.
سلام آقای مشایخی. حال و احوالتان خوب است؟ مدتی بود به خاطر مشکلات جسمی که داشتید همه نگران شده بودند…
امروز از نظر جسمانی در شرایط خوبی هستم. موضوعی که باعث اضطرابم میشود، شرایط جوانان در کشور است. بسیار علاقمندم مطمئن شوم آیا جوانان میهنم به آرزوهای خود دست یافته و یا آرزوهایشان به رویا مبدل میشود؟ من مشتاقم تا نظاره گر خنده و موفقیت جوانان کشورم باشم. برخی اوقات به فکر فرو رفته و ذهنم حول و حوش رویدادهای جوانان میچرخد.
به آرزو های جمشید مشایخی هم فکر میکنید؟ آرزوهای نارسیده یا آرزوهایی که هنوز موقع تحققشان نرسیده است؟
من دیگر خواستهای از زندگی ندارم. تاکنون همه کارها و فعالیتهایی که لازم بوده را انجام دادهام. هم اکنون چنانچه یک خودرو چندین میلیاردی به من هدیه دهند نیز در آن سوار نمیشوم. من در سالهای جوانی پریشانی و افکار زیادی در سرم بود.
با خودم فکر میکردم به سر کار رفته، سپش عاشق شده، پس از آن به خانه و زندگی خودم رفته و همچنین خانهای را خریداری کنم و …. همه این موارد رویاها و خواستههای من و افراد شبیه من در سالهای جوانی است.
ولی موضوع مهم در این میان امید و انگیزهای بود که در ما روشن بوده تا زندگی ادامه یابد. هم اکنون زمانی که شاهد بچههایی هستم که به علت مأیوس شدن و بیانگیزگی به اعتیاد روی میآورند، همه وجودم مملو از ناراحتی میشود.
با آنها گفتگو کنید. اگر با این موضوع موافق هستید، فرصتی از این مصاحبه را به طور مستقیم برای گفتگو با آنها در نظر بگیرید.
متشکرم. چنانچه در یک روز به خواندن این مصاحبه بپردازند، به آنها اعلام میکنم:
عزیزانم! قربانتان بروم! لازم است شکیبایی کنید و صبر داشته باشید، امیدتان را از دست ندهید. چنانچه این چیزها وجود نداشته باشند، زندگی بسیار بی معنا، پوشالی و زجرآور خواهد شد.
بیان میکنم:
نازنینم اعتیاد موجب نابودی تو می شود. به طوری که فرو میپاشی. اعتیاد موجب میشود جواهر ارزشمند جوانی در وجود از بین برود، به خودت ظلم نکن! به هیچ وجه قادر به پذیرفتن این موضوع نیستم که یک جوان نازنین، در زیباترین سالهای زندگی خود دچار اعتیاد شود. این رخدادها به شدت موجب آزار من میشود.
این ناهمگونی که بین جوانها وجود دارد بهخاطر مسائل اجتماعی متعدد ایجاد شده است. در حوزه خود شما یعنی سینما تا چه حد به این موضوعات با نگاه دقیق و کارشناسانه پرداخته شده است؟ چقدر رفتهایم به سمت ساختن، نه خراب کردن؟
لازم است این دیدگاهها طرز فکر در حوزه سینما نیز شکل بگیرد. در شغل من افرادی که در حرفه سینما مشغول به کار هستند، اعم از کارگردان، تهیه کننده، هنرپیشه و …
از واقعیت به حقیقت دست مییابند. لذا چنانچه به واقعیت آگاهی نداشته و به رموز و ابعاد مخفی آن آشنا نباشیم، دستیابی به حقیقت امری محال است. هم اکنون و در شرایط فعلی تولید فیلم و سریالی که دلهرهها و ناراحتیهای مردم را منعکس کند، یک تکلیف است، یک تکلیف سنگین و مهم. اهمیت دارد هنرمند به اثرات فعالیتهایی که انجام میدهد، آگاه باشد.
هم اکنون مجموعههای ترکیهای بسیار فراگیر شده است. در عین حال که این سریالها هیچ مطلب آموزنده و مفیدی را ارائه نمیدهند، همچنین به بسیاری از نکات اخلاقی و مهم پشت پا می زنند. ما از این موضوع غافل شده و از تهیه مجموعههای ارزشمند، مطلوب و مردمی بازماندیم که ترکیه بخواهد برای مردم ما سریال بسازد.
لازم است مجدداً مسیر درستی را در پیش بگیریم.
مشکل کجاست که همیشه باید حسرت کارهای نکرده و مسیرهای نرفته را بخوریم؟!
هم اکنون در سینمای ما هیچ حقیقتی وجود ندارد، ولی همچنان سعی داریم به آن دست یابیم. در سالهای کودکی ما، حکایتهایی از قالیچه حضرت سلیمان بیان میکردند. پس از چندی قالیچه تبدیل به هواپیما شد.
لذا هر آنچه در افکار و رویاهای انسانها شکل بگیرد، سرانجام تبدیل به واقعیت میگردد. در خصوص سینما نیز شرایط به همین شکل است. زمانی که حقیقت برای ما آشکار میشود، حقیقت مذکور به یکی از واقعیتهای آن عصر تبدیل میگردد. هیچ چیز پایدار و ابدی نبوده و به طور یقین نمیتوان ادعا کرد ما به آن دست یافتیم.
حتی اگر کسی جرات کرده و چنین ادعایی داشته باشد، لازم است از او سوال شود به چه چیزی رسیدهای؟ در دنیای به این بزرگی پس از سالهای زیاد کاوش های علمی و تفحص، هنوز حقایق منظومه شمسی آشکار نشده است.
اگر فرض را بر این بگذاریم که به این نقطه دست یافتیم، سپس تازه متوجه میشویم منظومه شمسی تنها نقطه کوچکی از جهان هستی به شمار میرود. چرا که جهان در حال فزایندگی و رشد است.
بهتر است مجدداً از خودمان سوال کنیم ما به چه چیزهایی دست یافتیم. دریافتهای ما در قبال حقیقت واقعی بسیار اندک هستند. من ادعا نمیکنم فعالیت در جهت یادگیری و رشد مطلوب نیست. بر عکس بسیار مثبت است.
ولی در اغلب موارد آگاهی و شناخت ما منجر به زیان و آسیب به خودمان میشود. چنانچه رشد و ترقی را در حوزههای علمی انجام دادهایم، با بهرهگیری از قسمتی از این پیشرفتها، بشریت به ساخت اسید و گلوله دست یافت.
همچنین انواع سلاحهای جنگی همچون بمب و موشک نیز از این مسیر حاصل شده است. تولیداتی که به دست بشر صورت گرفته، در عین حال که موجب نابودی انسانها میشود، در عین حال سایر موجودات جهان هستی را به هلاکت میکشاند.
سینما در این بین چه نقشی دارد؟ سینمای دغدغهمندی که دغدغهاش انسان باشد و جهان ساختن و برساختن؟
دانش سینما نیز به همین شکل است که بیان کردم. در وجود هر یک از انسانها دو نیرو وجود دارد. یکی نیروی شیطانی و دیگری نیروی اهورایی. کسی که به دنبال فراگیری علم است تا موفق به ساخت موشک و بمب شود، قادر نیست انرژی و تمایل شیطانی خودش را مهار کند.
بدین ترتیب اهریمن در وجود او غالب میشود. لذا زمانی که شاهد از بین رفتن انسانهای زیادی باشد، از آن احساس لذت میکند. از طرفی عدهای از اندیشمندان سالهای زیادی به بررسی و انجام فعالیتهای علمی بر روی میکروبها و ویروسها پرداخته تا راهی را جهت نجات انسانها از انواع بیماری بیابند.
بدین ترتیب دو گروه از انسانهایی که مدارج علمی را پشت سر گذاشتهاند، میتوانند سرانجام عالم را دستخوش تغییر کنند. یک گروه هلاک کننده بوده و دیگری زندگی بخش و سازنده.
در چندوقت اخیر به خیابان رفتهاید تا ببینید شهر چه شکلی است و مردم چه حال و هوایی دارند؟
زمانی که من در روزنامه اخباری را میبینم که یک پزشک در کنار برادرزادهاش که از دانشجویان رشته پزشکی است، ماده اسیدی را بر روی چهره پزشک دیگر میپاشند،
به شدت حالم خراب و دگرگون میشود. احتمال دارد در خیابان شاهد چنین صحنهای نباشم، ولی بسیاری از اخباری که در روزنامه منعکس میشود صحت دارد. هر یک از این اخبار و رویدادها بیان کننده وضع و احوال جامعه است.
ای کاش قادر بودم به واسطه گریم و یا فرایندی هم شبیه آن، چهرهام را تغییر داده و در خیابان بروم. در آن موقعیت من جمشید مشایخی نبوده و توجه به رویدادهای جامعه بسیار آسانتر بود.
در آن حالت زمانی که به خیابان رفته و کسی نتواند مرا بشناسد، نه فقط بسیاری از علاقمندیهای مردم را مشاهده میکنم، بلکه در عین حال همه واقعیات را میبینم. هم اکنون من در نظر مردم چهره شناخته شدهای هستم. یا به من علاقه داشته و یا اینکه دوستم ندارند.
لذا بازتاب و واکنشی که آنها پس از دیدن من ارائه میکنند، صحت ندارد.
بهنظرتان چرا وضع جامعه ما این شکلی است؟ چرا باید با شنیدن این خبرها حالمان خراب شود؟
همواره بیان کردهام آن عده از جوانهایی که هم اکنون دچار خطا و اشتباه میشوند، از بدو تولد معتاد، آدمکش و بیشرف نبودهاند. سرآغاز این بدیمنی و فلاکت از منزل صورت گرفته و به تدریج گسترش مییابد. پس از آن در جامعه ادامهدار خواهد شد.
تمامی رخدادها در وهله اول در سالهای نخست زندگی، و در درون خانواده اتفاق میافتد. همکاری پدر و مادر در کنار هم، موجب شکلگیری آتیه فرزند خواهد شد.
پس از آن مدرسه نقش مهمی در زندگی دارد. در دورانی که من به عنوان دانش آموز تحصیل میکردم، آموزگار در نظر من و سایر همکلاسیها همچون پدر بود.
ولی هم اکنون رویدادهایی به وقوع پیوسته که حتی از بیان آن شرمسار هستم! در دوران ما معلم حکم پدر و مادر را داشت. یکی از عوامل عمدهای که موجب بروز بسیاری از رخدادهای نابهنجار در جامعه میشود، چنین است که عشق و دلبستگی وجود ندارد. زمانی که محبت و عشق ورزی در میان اعضای خانواده نباشد، طبیعی است که گذر عمر و شرایط طبق میل و خواسته پیش نرود.
با استناد به تک بیت حضرت مولانا که گفته است:
«همچو شمع از شرر عشق گدازان بودن / عشق دردی است که هم درد بود دایه او» همچنین حافظ شیراز بیان کرده:
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان/ قال و مقال عالمی میکشم از برای تو» من نیز در ادامه بیان میکنم، عشق منبع همه داشتههای انسان است. به این ترتیب تنها مسیری که انسان میتواند برای تکامل و پیشرفت آن را طی کند، عشق میباشد. به عبارت دیگر تنها مسیر دنیا جهت ساختن عشق است. چرا که عشق منجر به دوستی، بودن و ماندگاری خواهد شد.»
از فوتبال چه خبر. همیشه شنیدهایم آقای مشایخی از مشتاقان بازی فوتبال هستند. هنوز هم مشتاقید؟
در برخی اوقات پسرم به تماشای برنامه نود نشسته و من نیز در کنار او تماشا میکنم. برنامه نود را نگاه میکنم، چرا که فردوسی پور داری شخصیتی بسیار مودب و آقا است. در برخی زمانها نیز دیگران با گویش نامطلوبی با او سخن میگویند. ولی عادل فردوسیپور در نهایت ادب و حرمت به آنها پاسخ میدهد.
شما دوران جوانی را طی کردهاید و با این وجود در خلال این گفتوگو مدام از جوانها صحبت کردید. به نظرتان جوانها دنبال چه چیزی هستند؟
موضوعی که برای افراد جوان اهمیت دارد، روزگار آینده است. آنها تمایل دارند در حرفهای مشغول به کار شوند که مورد علاقهشان باشد. میخواهند صاحب کسب و کار دلخواهشان شوند. آنها قصد دارند با امید و انگیزه به زندگی ادامه دهند که ای کاش همینطور باشد.
رانندگی و ماشین:
من در سال ۱۳۴۹ که راانندگی میکردم، دارای یک اتومبیل آریا بودم. در یک دورانی صاحب اتومبیل پژو ۲۰۶ و ریو بودم. هرچند خودم رانندگی نکرده و اغلب اوقات پسرم سام اتومبیل را میراند.
بازیگران مورد علاقه:
بسیار به خسرو شکیبایی علاقمند بوده و هستم. همچنین پرویز پرستویی بازیگر بسیار پرقدرتی است. در میان هنرپیشگان جوان نیز دوست دار شهاب حسینی هستم.
با هیدرودرم، پاکسازی پوستت رو حرفهای و بیدردسر انجام بده
|
با آردن اکسپرتیج، روتین مراقبت از پوستت رو ساده و حرفهای کن
|





