بیوگرافی و زندگینامه امیر کاظمی
وبسایت "فردای تازه" همان "تاروت رنگی" سابق می باشد.
بیوگرافی امیر کاظمی
امیر کاظمی در تاریخ ۱۹ آبان ماه سال ۱۳۶۹ در دل فصل زیبای پاییز و در بیمارستان کلینیک تهران چشم به جهان گشود. پدرش اصالتاً اهل تهران و مادرش اصالتاً اهل آلمان میباشد. خانواده مادر امیر کاظمی در مونیخ و کلن آلمان زندگی میکنند. او یک برادر کوچکتر به نام آرش دارد.
امیر کاظمی از همان کودکی علاقه بسیاری به هنر داشت و هم اکنون نیز در زمینه موسیقی فعالیت می کنند و پیانو، کیبورد ( سازی الکترونیک و کلاوهای که قادر به تولید طیف گستردهای از صداهاست) و پرکاشن ( در واقع همان سازهای ضربهای و کوبهای که از طریق ضربه، تکان، سایش، خراش و… تولید صدا میکنند) را به صورت حرفهای مینوازد.
ایشان در کارهای ژورنالیستی یا روزنامه نگاری و چند سالی نیز در مطبوعات و مجلات مختلف و سایت« سینمای ما» فعالیت خبری کرده است.
امیر کاظمی با وجود سن کمی که داشت به کار خبری و وبلاگ نویسی مشغول بود و در وبلاگ شخصی خود در مورد بازیگرها خبر میگذاشت و این کار باعث شده بود که ارتباطش با بازیگرها بیشتر شود و بازیگرها نیز از او خوششان میآمد و چون بچه بود به او کمک میکردند. آقای فرهاد آئیش و سروش صحت از افرادی بودند که در این کار بسیار به او کمک میکردند و حتی با آقای سروش صحت که آن زمان تئاتر پنجرهها بازی میکرند، مصاحبه کرده بود.
آقای امیر قادری و نیما حسنی نسب نیز سایتی را طراحی کرده بودند به نام «سینمای ما» که طی تماس با امیر کاظمی از او درخواست همکاری کرده بودند و فکر کنم که نمیدانستند امیر کاظمی چند ساله است « چون به قول خودش از همان ابتدای بلوغ صدایش همین قدر بم بود» و آنها نیز فکر کرده بودند که با فردی با سن و سال بالاتر قرار کاری گذاشتهاند و وقتی برای اولین بار امیر کاظمی را دیدند بسیار متعجب شده بودند که صدای پشت تلفن متعلق به یک بچه باشد. از همان دوران بود که کم کم کار در سایت« سینمای ما» جدی شد و از همان سایت وارد بازیگری شده اند.
منوی دسترسی سریع

خلاصه زندگی نامه
تاریخ تولد: ۱۹ آبان ۱۳۶۹(۱۰ نوامبر ۱۹۹۰) تهران
مدرک تحصیلی: دانشجوی انصرافی رشته نمایش
وضعیت تاهل: متاهل
همسر: مهتاب محسنی
خواهر و برادر: آرش کاظمی
فرزند: ندارد
سال های فعالیت: ۱۳۸۵–اکنون
پیشه: بازیگر
زندگی نامه
تحصیلات:
امیر کاظمی خاطراتی را نیز، از دوران راهنمایی و دبیرستانش برایمان بازگو میکند و میگوید: که مدرسه علامه طباطبایی از بهترین مدرسههایی بود که من به طور شانسی از دوره راهنمایی تا آخر دبیرستانم را از آنجا قبول شدم اما اصلاً درسخوان نبودم و نمرات من در حد ۱۲ و ۱۴ بود. همیشه زنگهای ورزش به مربی ورزش میگفتم که من دیسک کمر دارم و حتی خودم در آن زمان که شانزده سال بیشتر نداشتم نمی دانستم دیسک کمر چیست؟ و یا بر روی تخته سیاه حرفهای بیهوده مینوشتم و معلم با خواندن آنها مرا از کلاس اخراج میکرد و کلاً به درس و مدرسه علاقه زیادی نداشتم و حتی مدرسه هم نمیرفتم.
یکی از مقررات مدرسه علامه این بود که اگر مثلاً یک ساعت دیر به مدرسه میرفتی، اول به پدر و بعد به مادر و حتی تا مرز پرس و جو از همسایهها هم پیش میرفتند تا خبری از دانش آموز به دست بیاورند. من در آن شرایط طوری رفتار میکردم که کسی متوجه غیبت من از مدرسه نمیشد هر صبح که به مدرسه میرفتم حاضریم را میزدم بعد به خانه برمیگشتم و خیلی راحت میخوابیدم اما از یک جایی به بعد، مدیر مدرسه متوجه غیبت من شده بود و فردی را تنها به خاطر مراقبت از من استخدام کرده بود و حتی برای این کار به او پول هم میداد فقط برای اینکه مراقب این باشد که من از مدرسه خارج نشوم ولی از آنجا که من آدم کوتاه آمدن نبودم فردای آن روز چادر مادرم را داخل کیفم گذاشتم و به مدرسه رفتم، بعد از اینکه بچهها به صف وارد کلاس میشدند من به دستشویی میرفتم، چادر را میپوشیدم و با این کلک از مدرسه خارج میشدم.
این کار را چند بار تکرار کردم و هر بار هم به خیر میگذشت تا اینکه یک روز با ناظم مدرسه روبرو شدم او به من گفت: خانم کجا؟ و من با صدای زنانه گفتم: من مادر فلانی هستم، امکانش هست با آقای مدیر صحبت کنم؟ و ناظم در جواب گفت: بله خواهش میکنم بفرمایید. و خلاصه تا اتاق مدیر هم از کنارم تکان نمیخورد و من را راهنمایی میکرد که از کدام طرف بروم و چون هم چادر برایم کوتاه بود و هم کفشهایم نوک تیز و مردانه بود از اینکه متوجه شود، میترسیدم تا اینکه از یکی از کلاسها سر و صدایی بلند شد و ناظم به سمت آن کلاس رفت، من نیز از فرصت استفاده کردم و به سرعت از مدرسه فرار کردم.
اگر بخواهیم به دوران دانشگاه ایشان اشاره کنیم باید بگوییم که امیر کاظمی دانشجوی انصرافی لیسانس رشته نمایش است که به دلیل غیبت زیاد، از دانشگاه اخراج شده بود. امیر کاظمی در مصاحبهای میگوید: من در رشته نمایش و گرایش بازیگری، درس میخواندم که به دلیل غیبتهای زیاد، اخراج شدم. دلیل اصلی این بود که همزمان با تحصیل در دانشگاه، در سریال وضعیت سفید نیز بازی میکردم و حدوداً دو سال و نیم مشغول ایفای نقش در این سریال بودم که این موضوع مانع تحصیلم میشد و بعد از اتمام این سریال باز در دانشگاه ثبت نام کردم که متاسفانه به خاطر مشغله کاری، نتوانستم به تحصیلم در دانشگاه ادامه دهم.
ورود به تیم ملی اسکیت:
امیرکاظمی در رشتههای ورزشی مانند شنا و اسکیت نیز فعالیت داشته و زمانی نیز جزو تیم ملی اسکیت بوده است. با اسکیتی که پدربزرگ از آلمان برایش فرستاده بود، آموزش این ورزش را به صورت جدی شروع کرده و در کلاسهای اسکیت نیز ثبت نام کرده بود و دوره حرفهای آن را نیز گذراند.
در ۱۲ سالگی به تیم ملی دعوت شد اما به قول خودش به دلیل سختی تمرینات دیگر قادر به ادامه نبوده و فعالیت در این رشته ورزشی را کنار گذاشته بود.
بهتر است در اینجا شروع ورزش حرفهای اسکیت را از زبان خودش بشنویم: او اینگونه بیان میکند که، این همان قضیه صفر تا صد است که گفتم. از آنجا که پدربزرگم در آلمان زندگی میکند مادرم از او خواست که برایم کفش اسکیت بفرستد پدربزرگم نیز خواسته مادرم را انجام داد و برای من یک جفت کفش اسکیت از آلمان فرستاد. وقتی بسته به دستم رسید جعبه کفش را باز کردم و پوشیدم به محض اینکه خواستم قدم از قدم بردارم محکم به زمین خوردم و همان جا از اسکیت بدم آمد. به مادرم پیشنهاد دادم، که کفش اسکیت را بفروشیم و به جای آن پلی استیشن بخریم و مادرم چون چارهای جز این نمیدید حرف مرا قبول کرد و رو به من گفت: که هرچه تو بخواهی و رفتیم که کفش را بفروشیم اما چون مارکش را نمیشناختند از خرید آن منصرف میشدند. این شد که مادرم به من پیشنهاد داد که در کلاس اسکیت شرکت کنم و اگر نتیجهای نگرفتم فکر دیگری میکنیم.
اینگونه شد که در باشگاه انقلاب در رشته سبک نمایش ثبت نام کردم و در آنجا به من گفتند: که اگر یک سال و نیم به صورت مداوم به باشگاه بروم میتوانم دوره را به پایان برسانم، در همان جلسه اول از اسکیت چنان خوشم آمد که تصمیم گرفتم در سالن ورزشی دانشگاه تهران که روبروی خانه مان بود، در کلاس اسکیت ثبت نام کنم. سه روز در هفته باشگاه انقلاب میرفتم و سه روز سالن ورزشی دانشگاه تهران و چون در سالن ورزشی دانشگاه تهران تنها من در کلاس اسکیت ثبت نام کرده بودم و مربی، تنها با من کار میکرد توانستم در طول یک ماه اسکیت نمایشی را به پایان برسانم و این در حالی بود که بچههای باشگاه انقلاب فقط در حد قدم زدن پیشرفت داشتند، من هم از این فرصت استفاده کرده و در مقابل آنها با سرعت اسکیت میرفتم و به خودم فخر میکردم و این کار برایم بسیار خوشایند بود به طوری که هفت صبح اسکیت به پا میکردم و به پارک لاله میرفتم و ساعت نه، ده شب با کتک به خانه برمیگشتم. حتی دیگر کفش معمولی به پایم نمیکردم بعد از اینکه کاملاً به اسکیت مسلط شدم و توانستم اسکیت نمایشی را تمام کنم به تیم اسکیت شهرداری رفتم و یک ماه تمام با بچههای بیست تا بیست و پنج ساله تمرینهای سخت انجام میدادم. مثلاً تابستان ساعت هفت صبح باید به پیست پارک لاله میرفتم و تا ساعت دو ظهر بدون اینکه اجازه آب خوردن داشته باشیم تمرین میکردیم و چون من در آن زمان دوازده سال بیشتر نداشتم تحمل این وضعیت برایم بسیار سخت و طاقت فرسا بود و مثل بقیه جاهایی که بهم سخت گذشت، فرار کردم و این کلمه« باید» را از رویش برداشتم.
ازدواج امیر کاظمی

امیر کاظمی برخلاف سایر هنرمندان بسیار زود ازدواج کرده است. این چهره در سال ۱۳۹۱ در سن بیست و دو سالگی با خانم مهتاب محسنی که کارگردان، گریمور، بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایران است و متولد ۲۴ اسفند سال ۱۳۶۹ در تهران میباشد، ازدواج کرده است.
مهتاب محسنی بر خلاف همسرش در یک خانواده پرجمعیت، به دنیا آمده و فرزند آخر خانواده میباشد و میگوید به خاطر فاصله سنی کم با خواهرزادهها و برادرزادههایش عکس تکی در کودکی اش ندارد.
امیر کاظمی در برنامه زنده تلویزیونی گفته است که من و همسرم در سال ۱۳۹۱با ۳۰۰ هزار تومان ازدواج کردیم و حتی من کل هزینهها را حساب کردم و تنها یک دسته گل و دو حلقه نقره گرفتیم و مراسمی هم نگرفتم. هزینهها را برای رهن خانه دادیم و بعد از عقد زندگی مشترکمان را آغاز کردیم.
امیر کاظمی در ادامه بیان کرد همسرم رتبه شش کنکور بوده و در دانشگاه تهران درس میخواند و من آنقدر با او به دانشگاه رفته بودم که خیلیها از جمله استاد مهدی سلطانی فکر میکردند من دانشجوی آنجا هستم و برای من به حساب اینکه در تلویزیون کار میکنم بیشتر وقت میگذاشتند.
مهتاب محسنی در چند سریال تلویزیونی، به عنوان بازیگر و در تئاتر به عنوان کارگردان فعالیت داشته و توانایی قابل توجهی در گیریموری و صدا پیشگی دارد.
طی مصاحبهای با امیر کاظمی و همسرش، خانم مهتاب محسنی خوشبختی را چنین معنی میکند: او می گوید فرقی نمیکند اهل کجا باشی و به چه کاری مشغول باشی، حتی فرقی نمیکند که کوچک باشی یا بزرگ، پیر باشی یا جوان، وقتی با چیزهای کوچک، خودت را خوشبخت بدانی یعنی همه چیز داری. وقتی میتوانی با همه چیزهای کوچکی که داری و با کمترین امکانات احساس پیروزی و سربلندی بکنی یعنی اینکه خوشبخت هستی.
خوشبختی یعنی لمس همین چیزهای کوچکی که شاید از نگاه خیلیها هیچ به نظر میآید و همه این حرفها را میشد در لابلای حرفهای امیر کاظمی و همسرش، با تمام وجود لمس کرد. آنها در سن پایین ازدواج کرده بودند و با همین چیزهای کوچک با همه وجودشان خوشبختی را باور دارند.
از نظر امیر کاظمی خوشبختی یعنی از شرایطی که داری حتی اگر راضی نباشی، لذت ببری و خوشبختی یعنی برای طرف مقابلت از جونت مایه بزاری و کاری بکنی که اون آدم در کنارت بینهایت احساس خوشحالی کنه و کاری کنی که به خاطر اون زندگی کنی و اون آدم بشه یکی از مهم ترین دلایل زندگیت و در آخر گفته است که این آخرین باری است که در مورد ازدواجش مصاحبه میکند.
یکی از خصوصیات بارز آقای امیر کاظمی خصلت مهربانی است که همه مخصوصاً همسرش به آن اشاره کرده است و می گوید که او بیش از حد مهربان است و این خصلت را از پدرش دارد.
امیر کاظمی در اسکار:
همچنین امیر کاظمی در برنامه اسکار مهران مدیری در مورد همسرش عنوان نمود که بسیار عاشق همسرش است و در طول این ۱۲ سال زندگی مشترکشان بسیار خوشبخت بوده و هیچکس به جز همسرش نمیتواند اخلاق او را تحمل کند.
امیر کاظمی در شبکه های اجتماعی
شبکه اجتماعی اینستاگرام:
زندگی هنری

علاقه به سینما و تئاتر از کودکی:
امیر کاظمی علاقه خود به بازیگری و سینما را چنین بیان میکند: قبل از اینکه وارد عرصه بازیگری و سینما شوم، این طور نبود که خیلی از این دنیا دور باشم چون که خانوادهام به شدت به فیلم و سینما علاقهمند بودند و میتوانستید تمام فیلمهای روز دنیا را در آرشیو خانه ما پیدا کنید. چهار یا پنج ساله بودم که پدر و مادرم من را همراه خودشان به جشنوارههای مختلف سینمایی و تئاتر شهر میبردند. درست در زمانی که تنها کارم، بازی کردن بود، بغل پدر و مادرم در تئاتر شهر بودم و من حتی نمیدانستم مکبث (اپرا) چیست؟
وقتی هفت ساله بودم مادربزرگم همراه ما، در یک خانه زندگی میکرد، مادربزرگم را همراه دوستانش جلوی در خانه مینشاندم و وقتی مشغول پاک کردن سبزی بودند برایشان نمایش عروسکی اجرا میکردم و مادربزرگم، خدا بیامرز همیشه مرا تشویق میکرد من نیز خوشحال میشدم و به دنبال این بودم که چیزی خلق کنم.
زمانی که با پدر و مادرم به تئاتر میرفتیم دوست داشتم بازی کنم و همیشه به مادرم میگفتم: مامان نمیشه بری صحبت کنی منم بازی کنم؟ این بازی کردن خیلی برایم جالب بود حتی در خانه برای خودم اسلوموشن (حرکت آهسته) راه میرفتم، تیر میخوردم و خود را به زمین میانداختم، تیراندازی میکردم و مونولوگ (همان تک گویی، یک مهارت که در هنرهای نمایشی مورد استفاده قرار میگیرد و در این شیوه گویندگی، گوینده جملاتی را خطاب به خود و یا شنوندگان و بینندگان میگوید) تمرین می کردم.
امیر کاظمی در مصاحبهای میگوید که از همان کودکی، عاشق بازیگری بوده و اولین بار در هشت سالگی به تنهایی برای دیدن فیلم« میکس» به کارگردانی داریوش مهرجویی به سینما رفته است.
امیر کاظمی چنین میگوید: لطف بزرگی که خانواده به من کرد این بود که از همان کودکی آزادی لازم را داشتم و به خاطر آزادی که خانواده به من داده بودند در آن سن یعنی وقتی هشت سالم بود از خانهمان که آن زمان امیرآباد بود سوار تاکسی شده و به سینما فلسطین رفتم. نمیدانید مردم برای دیدن این فیلم چه صفی کشیده بودند و حتی پلیسها برای اینکه نظم خیابان به هم نریزد در آنجا حضور داشتند. من نیز برای گرفتن بلیط در صف ایستادم وقتی نوبت من شد آنقدر پیشخوان گیشه سینما برایم بلند بود، مجبور شدم بدون اینکه کسی که پشت گیشه نشسته را ببینم دستم را به هر زحمتی هست به پیشخوان برسانم، پول بلیط را بدهم تا بتوانم وارد سالن سینما شوم و برنامه جشنواره را از صاحب گیشه گرفتم و از او پرسیدم که چه کسی در فیلم میکس بازی کرده است؟ و فروشنده بلیط، جواب داد «آقای خسرو شکیبایی» و من هم که دیوانه «خسرو شکیبایی» بودم و نسبت به ایشان علاقه فراوانی داشتم آن قدر که از پدرم خواسته بودم پالتویی شبیه پالتو ایشان برایم بخرد تا شبیه او شوم و اتفاق جالبی که از آن روز یادم میآید این است درست وقتی که از ازدحام جمعیت و لگدهایی که میخوردم و در حال خفه شدن بودم مستأصل شده بودم، یک جوانمرد مرا از زمین بلند کرد و روی شانههایش قرار داد و به من گفت: «بچه جون پدر و مادرت کجا هستند؟» و من هم گفتم که تنها آمده ام و میخواهم فیلم «میکس» را ببینم و به هر زحمتی بود داخل سالن شدم اما هیچ چیز از فیلم را نمیفهمیدم فقط آدمهایی را میدیدم که دست میزنند، شعر میخوانند…! با اینکه از فیلم چیزی متوجه نمیشدم اما باز هم از فیلم و سینما خوشم میآمد و از آن لذت میبردم.
ورود به عرصه بازیگری:
امیر کاظمی در چهارده سالگی برای تهیه گزارش محلی در مورد سریال «کتابفروشی هدهد» به محل فیلمبرداری سریال رفته بود که با خانم مرضیه برومند سر صحنه سریال کتابفروشی هدهد مصاحبهای داشته باشد. او میگوید یک مقدار که از مصاحبهمان گذشت، متوجه شدند که سوالهای خوب و تخصصی از او میپرسم و خب چون چنین سوالهایی در حد یک بچه چهارده ساله نبود، برای ایشان بعید میآمد. در پایان مصاحبه خانم برومند مرا تشویق کردند و گفتند که فکر نمیکردم اینقدر خوب مصاحبه کنم. دو روز بعد خانم برومند در تماس تلفنی از من خواستند که دوباره به سر صحنه رفته و بار دیگر با ایشان مصاحبه داشته باشم. وقتی به سر صحنه رفتم خانم برومند گفتند که نمیخواهند با من مصاحبه داشته باشند بلکه واقعیت این است که یکی از بازیگران که قرار بود نقش «سهیل اسپیلبرگ» را بازی کند نیامده و من باید جای او نقش آفرینی کنم و منی که صبح به هوای مصاحبه از خانه بیرون زده بودم الان دو صفحه دیالوگ به دستم داده اند و باید برای بازی کردن روبروی دوربین خیلی سریع آماده شوم. سه دقیقهای دیالوگ را خواندم و به خانم برومند گفتم: «من آمادهام».
صحنه مورد نظر را فیلمبرداری کردند و خانم برومند به همان برداشت اول رضایت دادند. بعد از پایان بازیگری آن صحنه، خانم برومند به کنارم آمد و گفت تو کلاس بازیگری رفتی؟ و من در جواب گفتم: نه و ایشان گفتند خیلی خوب بازی کردی و از منشی صحنه تا دستیارها هم از این اتفاق تعجب کرده بودند. خانم برومند به من گفتند اگر کلاس بازیگری نرفتهای، نرو، چون خرابت میکند! و من میدانستم که با بازی کردن یک سکانس اتفاق ویژهای در حیطه بازیگری برایم نخواهد افتاد.
اولین فیلم سینمایی:
امیر کاظمی فعالیت خود را در سینما، در سال ۱۳۸۵ یعنی وقتی که فقط شانزده سال سن داشت با حضور در فیلم کوتاه «دوئت» به کارگردانی آقای حسین مروتی آغاز کرد و بعد از آن نیز در ده فیلم کوتاه نقش آفرینی کرد.
اولین سریال تلویزیونی:
آقای امیر کاظمی ماجرای دعوتش برای بازی در اولین سریال تلویزیونی پربیننده در آن زمان که خودش هجده سال بیشتر نداشت را اینگونه بیان میکند: فکرش را بکن! یک شب بخوابی و صبح با صدای زنگ موبایل همیشه خاموشت که هنوز هم نفهمیدم آن شب چطور روشن شد! از خواب بیدار شوی و بشنوی که کارگردان محبوب و دوست داشتنی فیلمها و سریالهای دوران کودکی ات به تو پیشنهاد بازی در نقش اصلی یکی از سریالهای جدیدش را بدهد.
ماجرا از این قرار بود که صبح روز هفتم شهریور ماه سال ۸۷ خانم گلاره عباسی که هنوز در آن زمان بازیگر نشده بودند از دفتر خانم برومند با من تماس گرفتند و اطلاع دادند که خانم برومند میخواهند من را در دفترشان ببینند، همین اتفاق باعث شد که روز هفتم شهریور ماه سال ۸۷ برای من به یک روز شگفت انگیز تبدیل شود، روزی که اصلاً متوجه نشدم زمان چگونه گذشت و چطور شب فرا رسید و امیدوارم که شما نیز چنین روزهای خوبی را تجربه کنید.
بعد از تماس خانم گلاره عباسی من خیلی سریع خودم را به دفتر خانم برومند رساندم، به محض اینکه وارد اتاق شدم خانم برومند با دیدن من لبخندی زد و گفت: «آفرین، بزرگ شدی» و رو به دیگران گفت «خودشه» و از اتاق خارج شد، به خانم برومند گفتم که نمیخواهم بازی کنم اما در همین حین آقای (رامین ناصر نصیر) دستم را گرفت و یک برگه به من داد و رو به من گفت: «امیر جان این صفحه را بخوان» و من را به اتاق دورخوانی (منظور اتاقی که در آن همراه دیگر بازیگران نمایشنامه یا فیلمنامه را تمرین میکنند) هدایت کرد و من با خودم گفتم امیر چی از این بهتر؟ این همه بازیگر خوب اینجا حضور دارند و تو هم که یک نقش خوب و اصلی در این پروژه داری.
من برای بازی در سریال همه بچههای من ماهانه ۷۰۰ هزار تومان دستمزد میگرفتم که خودم فکر میکردم حداکثر ۲۰۰ هزار تومان به من بدهند، من از این موضوع خیلی خوشحال شده بودم و آنقدر شوکه بودم که وقتی از دفتر خانم برومند در خیابان دروس بیرون آمدم ساعت ۹ شب بود و از همان جا با دو تا گونی فیلمنامه تا میدان انقلاب پیاده رفتم.
دیدار با خانم مرضیه برومند و بستن قرارداد برای بازی در سریال (همه بچههای من) اتفاقی بود برای قرار گرفتن در یک مسیر پرچالش و فرصتی بسیار ارزشمند برای آموختن تجربه حرفهای از هنرمندانی که سالها در این عرصه زحمت کشیده بودند، هنرمندانی که دو برابر سن من در زمینه تئاتر، سینما و تلویزیون فعالیت کرده بودند و به قول معروف خاک صحنه خورده بودند و تجربه کاری زیادی داشتند، از جمله این هنرمندان میتوانم به آقای علیرضا خمسه، خانم مهرانه مهین ترابی و آقای امیرحسین صدیق و … اشاره کنم.
روزی که من برای حضور در پروژه ۷۰ قسمتی همه بچههای من که بعدها به دلیل حجم بالای کار به ۴۲ قسمت کاهش پیدا کرد، قرارداد بستم تنها چند روز تا شروع فیلمبرداری به صورت جدی باقی مانده بود، در آن زمان روزها مشغول کار عکاسی برای سریال (همان تصاویری که در تیتراژ فیلم و محیط خانه میبینید)، تستهای گریم و لباس و بعد از ظهرها نیز مشغول کار دفتر بودم و تنها شب، زمان و فرصتی مناسب بود که برای نقش پویا در این سریال تمرین داشته باشم.
شاید برای خیلیها خندهدار باشد اگر بگویم برای درآوردن نقش پویا در اپیزودها و قسمتهای پایانی سریال به نسبت قسمتهای ابتدایی بنا به روند داستان سریال و تغییرات شخصیتی در نقش پویا، مجبور بودم حتی چندین کیلو وزن اضافه کنم که این قضیه در فیلم کاملاً محسوس بوده.
پویا در هر قسمت از سریال به تناسب نقش و موقعیت پیش آمده تغییر حالت فیزیکی و روحی میدهد و این مسئله امری طبیعی در اسلوب و قاعده بازیگری رایج در دنیا میباشد، من باید روی راه رفتن و حتی نوع گویش کلمات پویا در هر اپیزود به صورت دقیق کار میکردم و انرژی زیادی برای این کار میگذاشتم تا کار را بدون عیب و مورد تایید در بیاورم.
عواملی مثل شرایط مالی، تولید فشرده فیلم و نبود زمان کافی شرایط را هم برای بازیگر و هم برای کارگردان سخت میکند مثلاً زمانی که صبح روز فیلمبرداری، فیلمنامه به دست بازیگر میرسد، باید بپذیریم که تغییر شرایط برای بازیگر بنا به ایفای نقشی که در سکانس مربوطه باید اجرا شود، سخت خواهد بود، البته این سختی و دشواری برای کارگردان نیز شرایط نامساعدی را به وجود میآورد زیرا کارگردان نیز موظف است که یک دکوپاژ حرفهای که شامل مدیریت کردن در مورد محل استقرار دوربین در صحنه، نوع نورپردازی، اندازه تصویر، زاویه دوربین، نوع حرکت دوربین و تعداد تصاویری که برای نمایش یک موقعیت لازم است و … داشته باشد و محدودیت زمان به طور قطع تنظیم کردن این شرایط را برای کارگردان سخت میکند.
بازی در سریال وضعیت سفید:
همسر آقای رضا بختیاری، دستیار حمید نعمت الله بازی امیر کاظمی را در سریال «همه بچههای من» دیده بود و به امیر کاظمی پیشنهاد کرده بود در سریال «وضعیت سفید» برای نقش امیر بازی کند. ماجرای بازی ایشان در این سریال را از زبان خودش میشنویم.
امیر کاظمی میگوید: زمانی که برای صحبت به دفتر آقای نعمت الله رفتم هیچ بازیگر دیگری هنوز برای این کار قرارداد نبسته بود و تقریباً چهار یا پنج هفته مداوم با آقای نعمت الله درباره کلیت و نحوه کار بحث و گفتگو کردیم زمانی که آقای نعمت الله برای اولین بار فیلمنامه را به من دادند و به من گفتند که دیالوگ های مربوط به نقش امیر، در این سریال را بخوانم. آن زمان امیر نقش خشکتری نسبت به امروز داشت و «آقای یونس غزالی» در سریال وضعیت سفید این نقش را بازی کرده بودند و همینطور که فیلمنامه را مرور میکردم متوجه شدم که نقش« شهروز» را بیشتر دوست دارم و احساس کردم که من برای بازی در این نقش ساخته شدهام چون دیوانگی خاصی داشت، او هیچکس از اهالی باغ را آدم حساب نمیکرد و بقیه هم نسبت به شهروز همین نظر را داشتند و او را آدم حساب نمیکردند و همیشه ادعا میکرد که از همه بیشتر میفهمد در حالی که همه نظری کاملاً متفاوت نسبت به او داشتند و میگفتند که او اصلاً نمیفهمد. در خیال خودم فکر میکردم که «آقای امیرحسین رستمی» قرار است نقش «شهروز» را بازی کند و از این بابت غصه میخوردم اما وقتی با آقای نعمت الله راجع به کاراکتر« امیر» صحبت کردیم خودش از صحبتهایم به خوبی متوجه شده بود که من این نقش را دوست ندارم و همین درک ایشان گفتن اینکه نقش «شهروز» را بیشتر دوست دارم، برایم راحتتر کرده بود، آقای نعمت الله نیز قبول کردند و به من گفتند که میتوانم این نقش را بازی کنم بعد از پایان فیلمبرداری سریال «وضعیت سفید» آقای حمید نعمت الله از من خواستند برای نقش «شهروز» صداسازی کنم بنابراین تصمیم گرفتم برای این کاراکتر صدای زیری را در نظر بگیرم. باید به گونهای این کار را انجام میدادم که هم بیننده با این شخصیت ارتباط بگیرد و هم اینکه صدا، تمسخرآمیز نباشد چون شخصیت« شهروز» یک پسر بچه پروست که تمام فکر و ذکرش خارج رفتن است اما خارجی که فقط دربارهاش چیزهایی شنیده و راجع به آن چیزی نمیداند و اصلاً نمیداند که خارج کجاست و هدفش از خارج رفتن هم تنها این است که به سربازی نرود.
آشنایی با سروش صحت و اوج شهرت امیر کاظمی:
آقای امیر کاظمی جایگاهی که اکنون در آن قرار گرفته است را تماماً مدیون صبر و حوصله خانم مرضیه برومند میداند چرا که خانم برومند باعث شده بود امیر کاظمی در اواسط دهه بیست زندگیش به یکی از چهرههای معروف تلویزیون تبدیل شود که همه او را به خاطر سبک بازی راحتش دوست دارند. او نزدیک به سه سال است که به طور مداوم با آقای سروش صحت همکاری میکند و در سه سریال شمعدونی، لیسانسههای ۱، لیسانسههای ۲ بازی کرده است و اینکه آقای سروش صحت چگونه وارد زندگیش شده، را اینگونه بیان میکند: امیر کاظمی میگوید که من همیشه آقای سروش صحت را دوست داشتم و دلم میخواست با او کار کنم، قبل از ساخت سریال شمعدونی یک روز دستیار آقای سروش صحت با من تماس گرفتند و گفتند: آقای پیمان قاسم خانی من را برای کار جدید آقای سروش صحت معرفی کرده است. خیلی خوشحال و هیجان زده شدم و از اینکه آقای پیمان قاسم خانی مرا از کجا میشناسد متعجب شدم، وقتی به دفتر آقای چگینی رفتم در آنجا متوجه شدم وقتی یشنهادهایی را برای نقش سعید میدادند آقای پیمان قاسم خانی گفته بود: «آن پسری که در سریال وضعیت سفید میگفت: من خیلی خوشگلم و مشکل ما خوشگلا اینه که در خاطرهها میمانیم» را پیدا کنید. حتی اسم مرا نمیدانستند و بالاخره توانسته بودند مرا پیدا کرده و با من تماس بگیرند.
وقتی با آقای سروش صحت صحبت کردم متوجه شدم که چقدر سلیقه کمدی ما به هم نزدیک است و اینطور بود که همکاری ما شکل گرفت و در همان اوایل فیلمبرداری برای سریال شمعدونی به من پیشنهاد بازی در مجموعه تلویزیونی لیسانسهها دادند و من نیز قبول کردم و به خاطر بازی در این سریال یک سال و نیم بیکار بودم و هیچ کاری انجام ندادم تا بالاخره فیلمبرداری این مجموعه تلویزیونی شروع شد.
بازی در سریال شمعدونی به کارگردانی آقای سروش صحت به جرات پله پرتاب آقای امیر کاظمی بوده و امیر کاظمی با بازی در این سریال طنز به جایگاه شهرت رسیده و باعث شد که بیشتر شناخته شود. در این سریال علاوه بر امیر کاظمی، حسن معجونی، نگار عابدی و ویدا جوان و دیگر بازیگران مشهوری همچون محمد نادری، رویا میر علمی و آتنه فقیه نصیری نیز ایفای نقش کرده اند. امیر کاظمی در این سریال به خوبی ایفای نقش کرده و موفق شدند تا توجه بسیاری از مخاطبان و دیگر کارگردانان را به خود جلب کنند. او در این سریال نقش پسر نوجوان سر به هوایی را بازی میکرد که به سادگی دردسرهایی را برای خود و خانواده به وجود میآورد.
بازی در سریال لیسانسه ها:

همکاری امیر کاظمی با آقای سروش صحت در سال ۱۳۹۵ در سریال لیسانسهها ادامه یافت این مجموعه تلویزیونی در طبقه یا ژانر طنز، بی شک یکی از سریالهای برجسته در زمینه کمدی میباشد. در این سریال کارگردان قصد داشته با بررسی مشکلات
جوانان به همراه چالشهای اجتماعی که در هر زمینه ممکن است با آن دست و پنجه نرم کنند، بپردازد و به جرات میتوان گفت که سریال لیسانسهها یکی از آثار پرطرفدار در تلویزیون است که نقش مهمی در شهرت امیر کاظمی نیز داشته، این سریال به دلیل استقبال فراوان مخاطبان تلویزیون در دو فصل دیگر به عنوان لیسانسههای ۲ و فوق لیسانسهها با نقش آفرینی بازیگران اصلی از جمله امیر کاظمی ادامه یافت و آقای امیر کاظمی برای حضور در این فیلم نامزد بهترین بازیگر مرد کمدی تلویزیونی در هفدهمین جشن حافظ شد.
بررسی و ارزیابی وضعیت جسمانی مازیار در سریال لیسانسه ها:
در یکی از نقدهایی که به سریال لیسانسهها وارد شده بود گفتهاند: چرا مازیار سریال لیسانسه ها با وجود بیماری سرطان و شیمی درمانی اصلاً تغییری در وضعیت فیزیکی و جسمانیاش وجود ندارد؟ در جواب این نقد باید بگوییم که، طبق مشاورههایی که از مرکز دهش پور و دکتر متخصص سریال میگرفتیم، متوجه شدیم که بیماران سرطان لنف، نه تنها لاغر نمیشوند بلکه چاق میشوند زیرا که نباید تحرک داشته باشند و رسیدگیهای کافی نیز داشته باشند و این موضوع باعث اضافه وزن و چاقی در آنها میشود و تنها بعضی از انواع سرطانها مانند سرطان روده و معده باعث لاغری شدید در مبتلایان به این بیماری میشود.
شایعاتی پیرامون بیماری امیر کاظمی:
بیماری امیرکاظمی موضوعی بود که بعد از انتشار عکس او با موهای تراشیده در میان کاربران قوت گرفت و شایعهای بیش نبود. باید بدانید این بازیگر هرگز به بیماری سرطان مبتلا نشده است.
بازی در سریال فوق لیسانسه ها:
لیسانسهها یک مجموعه تلویزیونی ایرانی در ژانر کمدی اجتماعی است که در سه فصل از سال ۱۳۹۵ الی ۱۳۹۸ از شبکه ۳ پخش شده است. سروش صحت کارگردانی و همچنین نویسندگی آن را به همراه ایمان ضیایی بر عهده داشته است. امیر کاظمی یکی از بازیگران این سریال است که در کنار هوتن شکیبا و امیرحسین رستمی نقش ایفا کرده است.
امیرکاظمی در این فیلم نقش مازیار را بازی کرده و جالب است بدانید که با وجود طنز بودن این سریال، شخصیت مازیار به هیچ عنوان طنز نیست و تلخیهای مختص خود را دارد اما نحوه نویسندگی و بازی آقای امیر کاظمی به گونهای دست به دست یکدیگر داده اند تا این شخصیت در عین بیان دردها و اندوههای روتین جامعه خیلی تلخ و شکننده به چشم نیاید، برای مثال آقای امیر کاظمی سعی کرده اند با شیوه خاص بیان دیالوگ ها، شیرینی و بامزگی خاصی به این نقش ببخشند. امیر کاظمی توضیح میدهد که دغدغه اصلی همه عوامل در این سریال حفظ کیفیت شخصیت حبیب است چون بیشترین فوکوس در این سریال روی شخصیت حبیب است، او طنازیها و بامزگیهای بیشتری دارد و شخصیت حبیب بیشتر از بقیه کاراکترها دیده میشود و این نسئله متاثر از چند عامل مختلف است زیرا حبیب هم نقش پررنگتری نسبت به سایرین در این سریال دارد و اینکه بازیگر آن آقای هوتن شکیبا است نیز در این موضوع بیتاثیر نیست. آقای هوتن شکیبا در سال ۱۳۹۷ برای به تصویر کشیدن عبدالحمید ریگی در فیلم شبی که ماه کامل شد، جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را دریافت کردند و همین موضوع باعث شد تا شخصیت حبیب بیشتر از بقیه به چشم بیاید و از دیدگاه مخاطبین به شکل تخصصیتری مورد ارزیابی قرار گیرد.
آقای امیر کاظمی اضافه میکنند از آنجایی که نقش حبیب پررنگترین نقش سریال است، او نگرانی چندانی درباره نقش خودش ندارد و تمام تلاشش را کرده است تا با کمترین دستکاری از متن فیلمنامه نقش را بازی کند و موفق هم شده تا شخصیت را منطبق بر متن به پیش ببرد.
بازی در سریال باخانمان:

یکی دیگر از سریالهای تلویزیونی امیر کاظمی، سریال باخانمان بود که امیر کاظمی در این سریال، گریم کاملاً متفاوتی داشت و همین موضوع باعث شده بود تا با چهرهای کاملاً متمایز در این سریال ظاهر شود.
امیر کاظمی در این سریال با بازیگرانی همچون افسانه بایگان، مرحوم آتیلا پسیانی، مرحوم سام محمودی، مازیار لرستانی و الهام اخوان همبازی بوده و توانسته به خوبی ایفای نقش کند.
بازی در سریال همبازی:
سریال همبازی یکی از جدیدترین سریالهایی است که با حضور امیر کاظمی در تلویزیون پخش شده است که این سریال به کارگردانی سروش محمدزاده بوده است.
امیر کاظمی در این سریال نقش امید را بازی کرده است و بازیگرانی از جمله زیبا زاهدی، کامران تفتی، مریم مومن، مهیا دهقانی، حسین مهری، ایمان صفا از دیگر بازیگران این سریال بودهاند.
حضور امیر کاظمی در شبکه نمایش خانگی:
اولین تجربه حضور امیر کاظمی در شبکه نمایش خانگی با سریال جزیره رقم خورد. امیر کاظمی در این سریال نقش یک خبرنگار را داشته است که توانسته در این سریال به خوبی ایفای نقش کند. حمیدرضا پگاه، غزل شاکری، امیر مقاره و محمدرضا فروتن از دیگر بازیگران این سریال پرطرفدار بودند.
تجربه بعدی حضور کاظمی در شبکه نمایش خانگی، سریال روزی روزگاری مریخ مجموعه نمایش خانگی به کارگردانی پیمان قاسم خانی، حسن چگینی و در ژانر کمدی فانتزی در کرهای دیگر با آدم فضاییها میباشد. امیر کاظمی در این سریال در کنار بازیگرانی همچون سام درخشانی، ویشکا آسایش، امیر نوروزی، بهادر مالکی، امیرمهدی ژوله، دیبا زاهدی عبدالله روا، مهراب قاسمخانی، الناز حبیبی ایفا نقش کرده است.
علاقه به کار کمدی:
امیر کاظمی میگوید: چون کار کمدی حال خودم را خوب میکند ترجیح میدهم که همین کار را ادامه دهم. کمدی موقعیت یا سیت کام را دوست دارم زیرا که این کمدی، گونهای از کمدی میباشد که در آن شخصیتهای فیلم یا سریال در مکانهای عادی مانند محل کار یا خانه حضور دارند و فعالیتهای روزانه آنها با حرکات و یا دیالوگهای طنز انجام میشود و نیازی نیست کار بیهودهای انجام دهید تا مخاطب بخندد.
فیلم شناسی
تلوزیون:
| سال | نام مجموعه | کارگردان | شبکه |
|---|---|---|---|
| ۱۴۰۰ | همبازی | سروش محمدزاده | شبکه دو |
| ۱۳۹۹ | با خانمان | برزو نیکنژاد | شبکه سه |
| ۱۳۹۸ | سرگذشت (اپیزود نشانچی) | سید جمال سید حاتمی | شبکه یک |
| فوق لیسانسهها | سروش صحت | شبکه سه | |
| به رنگ خاک | حسن لفافیان و سید محسن یوسفی | شبکه یک | |
| ۱۳۹۶ | محکومین (اپیزود دریا) | سید جمال سید حاتمی | شبکه یک |
| لیسانسهها (فصل دوم) | سروش صحت | شبکه سه | |
| ۱۳۹۵ | لیسانسهها (فصل اول) | سروش صحت | شبکه سه |
| گشت ویژه | مهدی رحمانی | شبکه یک | |
| ۱۳۹۴ | شمعدونی | سروش صحت | شبکه سه |
| ۱۳۹۳ | هفتسنگ | علیرضا بذرافشان | شبکه سه |
| ۱۳۹۲ | خواب بلند | احمد کاوری | شبکه سه |
| ۱۳۹۲ | زمانی برای عاشقی | محمدحسین لطیفی | شبکه پنج |
| ۱۳۹۰ | خانه اجاره ای | رامین ناصرنصیر و شاهد احمدلو | شبکه سه |
| وضعیت سفید | حمید نعمتالله | شبکه سه | |
| ۱۳۸۹ | اینجا تهران است | آرش معیریان | شبکه پنج |
| ۱۳۸۷ | همه بچههای من | مرضیه برومند | شبکه یک |
| ۱۳۸۵ | کتابفروشی هدهد | مرضیه برومند | شبکه سه |
نمایش خانگی:
| سال | نام مجموعه | کارگردان |
|---|---|---|
| ۱۴۰۲ | اسکار | مهران مدیری |
| ۱۴۰۲ | تی ان تی | حامد آهنگی |
| ۱۴۰۲ | مگه تموم عمر چندتا بهاره | سروش صحت |
| ۱۴۰۱ | روزی روزگاری مریخ | پیمان قاسمخانی، محسن چگینی |
| ۱۴۰۰ | جوکر | احسان علیخانی، سید حامد میرفتاحی |
| ۱۴۰۰ | جزیره | سیروس مقدم |
| ۱۴۰۰ | شبهای مافیا | سعید ابوطالب |
اجرا:
| سال | نام برنامه | کارگردان | شبکه |
|---|---|---|---|
| ۱۳۹۹ | بر خط شو (شهر بازی) | امیر اصانلو | شبکه پنج |
| ۱۳۹۱ | سپید پررنگ | الهه بهبودی | شبکه دو |
| ۱۳۸۸ | مثبت من | نوید محمودی | شبکه پنج |
تئاتر:
- رقص روی لیوانها (مهتاب محسنی)
- زندانی خیابان دوم (مهلقا باقری) سالن استاد سمندریان – تماشاخانه ایرانشهر
جوایز
| سال | جایزه | رده | نتیجه |
|---|---|---|---|
| ۱۳۹۶ | جشن حافظ | بهترین بازیگر مرد | نامزدشده |
| ۱۳۹۷ | پنجمین جشنواره تلویزیونی جام جم (بخش مردمی) | بهترین بازیگر مرد | نامزدشده |
حاشیه های زندگی امیر کاظمی

تشابه اسمی با هادی کاظمی:
تشابه اسمی این دو بازیگر نام آنها را در لیست بازیگرانی قرار داد که بر خلاف تصور بسیاری از کاربران نسبت فامیلی ندارند، اما تصور میشود آنها با یکدیگر فامیل هستند.
استایل امیر کاظمی:
امیر کاظمی یکی از تیپهایی که هیچ وقت نمیتواند آن را تجربه کند، تیپ رسمی و پوشیدن لباسهای به قول خودش شق و رق و اتو کشیده است و همینطور گفته که کت و شلوار برای من کابوس است بیشتر لباسهایی که امیر کاظمی میپوشد در یک طیف رنگی میباشد و به همین خاطر، ست کردن آنها موقع پوشیدن کار زیاد سختی نیست.
نظر امیر کاظمی در رابطه با ورزش:
امیرکاظمی از فیتنس و بدنسازی خوشش نمیآید و میگوید به نظر من کسانی که خیلی به این مسئله میپردازند خصوصا بازیگرانی که خیلی بدنسازی میروند فقط به درد بازیهای کامپیوتری میخورند و در ادامه میگوید: راستش خیلی فرصت ورزش کردن ندارم و کارهای خانه برایم مثل ورزش است، انجام همین کارها مثل جارو کردن، ظرف شستن، شیشه تمیز کردن باعث میشود که تحرک داشته باشم و بتوانم روی فرم بمانم.
با هیدرودرم، پاکسازی پوستت رو حرفهای و بیدردسر انجام بده
|
با آردن اکسپرتیج، روتین مراقبت از پوستت رو ساده و حرفهای کن
|





