بیوگرافی و زندگینامه آرش مجیدی
وبسایت "فردای تازه" همان "تاروت رنگی" سابق می باشد.
بیوگرافی آرش مجیدی
آرش مجیدی هنرپیشه ایرانی در هفتمین روز از اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۳ متولد شد. او فارغ التحصیل رشته ادبیات نمایشی در مقطع لیسانس بوده و مدرک کارشناسی خود را دریافت کرده است.
این بازیگر پس از دورهای فعالیت در عرصه تئاتر به تلویزیون و سینما وارد شد. نخستین بار زمانی که او در سن ۲۴ سالگی بود، با بازی در فیلم سینمایی شوکران به سال ۱۳۷۷ در برابر دوربین فیلمبرداری هنرنمایی کرد.
همچنین او در سال ۱۳۸۱ علاوه بر بازیگری در جایگاه برنامهریز در فیلم گاوخونی همکاری داشته است. ایفای نقش این هنرپیشه در مجموعه تلویزیونی رستگاران به سال ۱۳۸۷ که شخصیت یک پلیس را به نمایش گذاشت، او را به چهره شناخته شدهای تبدیل کرد. پس از آن بازی در سریال ارمغان تاریکی، شهرت زیادی را برای او به همراه داشت.
منوی دسترسی سریع

خلاصه زندگینامه
نام: آرش
نام خانوادگی: مجیدی
تاریخ تولد: ۷ اردیبهشت ۱۳۵۳
محل تولد: آباده، استان فارس
پیشه: بازیگری
وضعیت تاهل: متاهل
همسر: میلیشیا مهدی نژاد
فرزندان: ۱ دختر، میشا مجیدی
سالهای فعالیت: ۱۳۷۷–اکنون
قد: ۱۸۰ سانتیمتر
زندگینامه
زندگی شخصی و خانواده:
آرش مجیدی هنرپیشه عرصه سینما تئاتر و تلویزیون ایران در روز هفتم اردیبهشت سال ۱۳۵۳ به دنیا آمد. اصلیت او و خانوادهاش متعلق به شهر آباده در استان فارس میباشد.
هم اکنون او در تهران سکونت دارد. او نخستین فرزند خانواده بوده و پدرش به عنوان مهندس بخش متالوژی ذوب آهن مشغول به کار بود. مادرش نیز به عنوان آموزگار آموزش و پرورش اشتغال داشت که هم اکنون والدین او بازنشسته هستند.
در ابتدا پدر و مادرش با ورود او به حوزه بازیگری مخالفت داشتند. ولی او با علاقه و پشتکار زیاد در پی علاقهاش حرکت کرده و در این مسیر با یک هنرمند بازیگر نیز ازدواج کرد.
آرش مجیدی که دارای قدی به اندازه ۱۸۰ سانتی متر است، در خصوص هنردوست بودن اعضای خانوادهاش چنین بیان نموده:
پدر و مادرم با وجودی که از اهالی هنر نبودند، ولی به هنر علاقه داشتند. به طوری که از علاقهمندیهای آنها موسیقی و کتاب بوده است. لاکن موافقتی با رشته هنری برگزیده من نداشته و مخالفت کردند.
آنها بر این باور بودند که نمیتوان از هنر درآمد کافی حاصل کرده و قادر نیست تا امورات زندگی را تامین کند. بدین ترتیب مدت زمان زیادی را از یکدیگر فاصله گرفتیم. ولی خدا رو شکر هم اکنون شرایط مطلوب و عادی است.
تحصیلات:
آرش مجیدی تحصیلات خود را در رشته ادبیات نمایشی انجام داده و مدرک لیسانس خود را در این حوزه کسب کرده است.
او فعالیت خود را در شهر شیراز از تئاتر آغاز کرد که توانست در این استان موفق به کسب رتبه اول تئاتر شود.
نکته قابل توجه چنین است که او در سالهای تحصیل در دانشگاه به مدت شش ماه در کنار حامد بهداد همخانه و هم دانشگاهی بود. محل تحصیل او دانشگاه آزاد تهران مرکز واقع در چهارراه ولیعصر بوده است.
فعالیت آزاد و ورزش مورد علاقه:
گویا آرش مجیدی از علاقمندان به ورزش بوده و گرایش زیادی به کوهنوردی دارد. به طوری که به وسیله پاراگلایدر از قله کوه به پایین حرکت میکند. این موضوع اضطراب و دل نگرانی زیادی را برای همسرش در پی دارد. او در جایی اذعان داشته؛ ورزش فوتبال برایش قابل درک نیست!!!
هرچند آگاهم اشکال این موضوع برگرفته از من است. ورزش فوتبال به منزله یک گویش جهانی محسوب میشود که برایم مفهوم نیست. در صورتی که به ورزشهای فردی همچون پاراگلایدر بسیار علاقه دارم.
او در ادامه افزود: کوهنوردی از جمله کارهای رایج من بوده و حتی در کنار دخترم میشا کوهپیمایی میکنیم. به نظرم قسمتی از فعالیتهایی که برای میشا انجام میدهم تا از این طریق فضای دوران کودکی او به زیباترین صورت فراهم شود، برگرفته از تجارب زیبا و دل انگیز سالهای کودکی خودم است.
من نیز همانند میشا دوران زیادی را در میان طبیعت سپری کردهام. علاوه بر پشت سر گذاشتن رویدادهای بچگی، اشتیاق و تمایل خاصی به طبیعت و طبیعت گردی دارم. لذا با توجه به اینکه قسمتی از ویژگیهای من در میشا وجود دارد، رغبت و گرایش او به طبیعت عجیب نیست.
تلاش میکنم دخترم در موقعیتهایی که برای من جذاب بوده، حضور یافته و آنها را مشاهده کند. از این رو چنانچه به کوهپیمایی نسبتا راحتی عازم شوم، سعی میکنم میشا را نیز در کنار خود ببرم.
اوقات فراغت:
این هنرپیشه زمان بیکاری و فراغت خود را به همراه خانواده و با رفتن به سفر و یا تماشای فیلم پشت سر میگذارد. همچنین او اغلب برای دیدن فیلم به سینما رفته و یا فیلمهای تازه و جدید جهانی را در خانه میبیند.
عکاسی:
یکی از رشتههای مورد علاقه آرش مجیدی عکاسی است. زمانی که در دفتر کار او وارد شوید، شاهد عکسهای زیبایی خواهید بود که توسط او گرفته شده است.
در یک مدت زمان فعالیت زیادی در زمینه عکاسی صنعتی و تا حدودی عکاسی طبیعت داشتم. ولی هم اکنون این موضوع به شدت کاهش یافته و به هیچ وجه در زمره کارهای حرفهای قرار نمیگیرد. برخی اوقات به طور دلی عکاسی را برای خاطر خودم انجام میدهم.
او اظهار داشت؛ هنگامی که در سن خردسالگی بودم، آرزو داشتم پس از بزرگ شدن به عنوان پارتیزان فعالیت کنم. به قدری که به تماشای فیلمهای پارتیزانی نشسته بودم، تصور میکردم پارتیزانی یک شغل و حرفه محسوب میشود.
همچنین اعضای خانوادهام هیچ علاقهای به رشته بازیگری که دنبال میکردم، نداشتند. به طوری که این موضوع جدال و اختلاف زیادی را میان من و خانوادهام در پی داشت. عرصه تئاتر اهمیت زیادی برای من داشت، ولی برای خانوادهام مقبول نبود.
با وجودی که آنها هیچ فعالیتی در عرصه هنر نداشتند، ولی هنردوست بوده و به موسیقی و کتاب میپرداختند. در عین حال موافقتی با رشته مورد علاقه من نداشتند.
شغل دوم:
حرفه دوم اهالی هنر و بازیگران از موضوعات جذاب و پرمخاطبی است که همواره چنین سوالی در گفتگوهای صورت گرفته با آنها طرح میشود. آرش مجیدی دیدگاه ویژهای در زمینه هنرپیشگی دارد.
او در این موضوع بیان داشته؛ در حقیقت هنرپیشگی برای من یک شغل و حرف محسوب شده و ارزش و اهمیت زیادی برایم دارد. در حقیقت من شغل دیگری نداشته و هر اندازه به گذشته مینگرم، در طول سالها فعالیتم در عرصه هنر، حرفه دیگری را دنبال نکردم.
چنانچه در کشور ایران کسی قصد فعالیت در حرفه بازیگری داشته باشد، به معنای واقعی آینده خود را تباه میکند. ولی در واقع بازیگری حرفه من میباشد.
ازدواج
سالهای زیادی است که آرش مجیدی با دختری به نام میلیشیا مهدینژاد ازدواج کرده و در تأهل به سر میبرد. آنها در سال ۱۳۸۳ در شرایطی ازدواج کردند که این هنرپیشه در سن ۳۰ سالگی بوده و همسرش ۲۵ سال داشت. او در خصوص چگونگی دیدار و آشنایی با همسرش اینگونه سخن گفته است:
ازدواج من و همسرم در سال ۱۳۸۳ صورت گرفت و معتقدم این موضوع یکی از مهمترین شانس و فرصتهای زندگی من بوده است. چرا که همسرم در همه ابعاد زندگی با من همراه بوده و موقعیت ترقی در همه زمینهها و موارد مورد علاقهام را مهیا کرده است.
درباره میلیشا مهدی نژاد:
همسر آرش مجیدی به نام میلیشیا مهدی نژاد در روز بیست و نهم دی ماه سال ۱۳۵۸ در شهر تهران به دنیا آمد. او تحصیلات خود را در رشته روانشناسی عمومی در دانشگاه به پایان برده و دورانی نیز به بازیگری می پرداخت.
او خود را اینگونه معرفی کرده است:
من دارای مدرک کارشناسی در رشته روانشناسی عمومی هستم. سپس در سال ۱۳۷۶ با شرکت در کانون سینماگران جوان دوره آموزش بازیگری را تحت نظر اساتیدی همچون خانمها امیرسلیمانی، تیرانداز و آقای فروزش پشت سر گذاشتم. در همان دو ماه آغازین، بازی در یک سریال به من پیشنهاد گردید که پس از آن به مدت دو سال پیاپی در این زمینه فعالیت داشتم.
من اولین بار در مجموعهای به نام توی خونه ایفای نقش کردم که مربوط به سالهای خیلی پیش است. همچنین در برخی فیلمهای سینمایی همچون ارتفاع پست ساخته آقای ابراهیم حاتمی کیا، خانه وحشت به کارگردانی آقای آب پرور داشتم.
در عین حال در سریال خانه مهر به عنوان مجری و هنرپیشه حضور داشتم که جهت از شبکه سوم سیما به نمایش درآمد. سپس مدتی را در خارج از ایران بودم. پس از آنکه ازدواج من و آرش صورت گرفت، به علت وقفهای که در کار من رخ داده بود، فعالیت دوباره در این زمینه برایم دشوار شد. همچنین چندین اثر به من معرفی شد که یا به علت عدم موافقت من و یا عوامل فیلم، همکاری صورت نگرفت. که در نهایت در فیلم جراحت حضور یافتم.
فرزند:
حاصل وصلت آرش مجیدی و همسرش میلیشیا مهدی نژاد پس از گذشت ده سال، متولد شدن دختری است که نام میشا را برای او انتخاب کردند.
حس بچه دار شدن:
آرش مجیدی باور دارد، به دنیا آمدن فرزند تحولات زیادی را در جریان زندگی زن و شوهر به همراه داشته و حتی میتواند دیدگاه آنها را تغییر دهد. او در این زمینه بیان نمود:
با فرزند آوری رخداد حیرت آوری ایجاد میشود، کودک موجب تغییر نگاه و دید فرد به جهان و پیرامون خود شده و پس از متولد شدن کودک، جهان تازهای به دنیای ما افزوده میشود. به طوری که پیوسته گسترش یافته و به تکامل میرسد.
این مطلب زیباترین مفهومی است که قادرم از فرزند ارائه دهم. هیچگاه میسر نیست این احساس تغییر و تحول در جهان بینی را برای دیگران شرح داد. لذا تنها افرادی که صاحب فرزند میشوند، میتوانند این موضوع را درک کنند.
دخترم میشا برترین رخداد زندگی من محسوب میشود.
این هنرپیشه در ادامه افزود:
ما پس از گذشت ده سال از ازدواجمان، صاحب فرزند شدیم. اعتقاد داشتم لازم است به مرحلهای از شرایط مالی و امکانات دست یابیم و سپس صاحب فرزند شویم. لاکن هم اکنون پس از سپری شدن دو سال از به دنیا آمدن میشا و حضورش در کنارمان متوجه میشویم که تغییر و تحول چندانی صورت نگرفته و رخداد ویژهای ایجاد نشده است. به طوری که موقعیت همانند سابق بوده و شادمانم که هم اکنون میشا در کنار ما است. به جرأت زیباترین و مهمترین رخداد زندگی ام را میشا میدانم که همه امید و شادمانی من به او وابسته است.
تا قبل از به دنیا آمدن میشا همواره علاقه داشتم خداوند فرزند دختری را به من عطا کند. معتقدم توان و انرژی زن به مراتب بیشتر از مرد است. به طوری که زنان دارای خصوصیاتی ناشناخته، زودرنج، معاشرتی و … هستند. در شرایطی که اگر آقایان به خود واگذار شوند، همیشه رویکرد بچگانه داشته و شیطنت می کنند.
آرش مجیدی در شبکه های اجتماعی
اینستاگرام:
زندگی هنری

ورود به دنیای بازیگری:
آرش مجیدی از صحنه تئاتر فعالیت هنری خود را شروع کرده و توانست در استان فارس موفق به کسب رتبه اول تئاتر شود. هنگامی که او در سال ۱۳۸۷ شخصیت یک پلیس را در مجموعه تلویزیونی رستگاران به نمایش گذاشت، به چهره شناخته شدهای تبدیل شد. در عین حال او با نقش پردازی در سریال زیر هشت به کارگردانی سیروس مقدم در سال ۱۳۸۹، توانست بسیاری از قابلیتها و استعدادهای خود را در این زمینه ارائه دهد.
علت ورود به بازیگری:
او در خصوص انگیزه و علت فعالیتش در زمینه بازیگری اظهار داشته؛ من تنها به هدف درک لذت و خوشی از نقش پردازی و بازیگری به این عرصه وارد شدم. خوب است که شخص آگاه باشد، ممکن است در این عرصه به چهره شناخته شدهای تبدیل شده و شهرت یابد.
باور دارم مناسب است که انسانها نسبت به خودشان صداقت داشته و آشکار کنند که من برای این منظور در این حرفه فعالیت میکنم. من نیز به این جهت بازیگری را انتخاب کردم که از همه جهات بازیگری برایم جذاب بوده و به آن علاقه دارم. به عبارت دیگر تبدیل شدن به یک شخصیت دیگر در نظرم خوشایند است.
به جز بازیگری:
این هنرپیشه پر استعداد و مشهور کشورمان، در کنار هنرپیشگی در فیلم سینمایی گاوخونی که در سال ۱۳۸۱ انجام شد، در جایگاه بازیگر و برنامه ریز مشارکت داشت. پس از آن او با حضور در فیلم آقا به سال ۱۳۸۲، با قرار گرفتن در گروه کارگردانی در جایگاه دستیار تجربه دیگری در این زمینه کسب کرد.
مروری بر فیلم ها:
در کارنامه هنری آرش مجیدی کارهای متعددی در عرصه سینما و تلویزیون مشاهده میشود که برخی از آنها را در اینجا شرح میدهیم.
سریال سرزمین مادری:
در سریال تلویزیونی سرزمین مادری یا سرزمین کهن، آرش مجیدی شخصیت بزرگسالی رهی اردکانی را به نمایش گذاشت. در ابتدا بازی سنین کودکی رهی اردکانی توسط علی شادمان صورت گرفت که شهاب حسینی در سن جوانی این نقش ظاهر شد.
مجموعه سرزمین مادری که پیش از به نمایش درآمدن به نام سرزمین کهن شناخته میشد، رویدادهای مربوط به سال ۱۳۲۰ تا پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی را به تصویر میکشد. این سریال بر محور زندگی پسر بچهای به اسم رهی بوده که طی سه فصل تولید شد. از هنرمندانی که در این سریال ایفای نقش کردهاند میتوان پریوش نظریه، محمدرضا فروتن، جواد عزتی، بیتا فرهی، آرش مجیدی و … را نام برد.
سریال دلدادگان:
از دیگر آثار جذاب و پربیننده آرش مجیدی میتوان به سریال دلدادگان اشاره کرد. او در این مجموعه شخصیت پسری به نام مالک پورسلیم همسر مرضیه با هنرنمایی سمیرا حسنپور را بر عهده داشت. این سریال تلویزیونی اثری از منوچهر هادی بوده که توسط ایرج محمدی تهیه کنندگی شده و طی سه فصل تولید گردید.
در سریال دلدادگان ماجراهای زندگی دو خانواده پیش از انقلاب تا دوران فعلی به نمایش در میآید. در این سریال آرش مجیدی در کنار بازیگرانی همچون سانیا سالاری، مسعود رایگان، شاهرخ استخری، مهرانه مهین ترابی، پانته آ بهرام، لیندا کیانی،سمیرا حسن پور، ملیکا شریفی نیا، سامان صفاری، پویا امینی، حمید گودرزی و … نقش پردازی کرد.
سریال من یک مستاجرم:
در سریال من یک مستاجرم آرش مجیدی شخصیت مردی به نام نوری برادر نیره با ایفای نقش ریما رامین فر را بر عهده داشته است. او به همراه هنرمندانی همچون امیر جعفری، کتایون امیرابراهیمی، نگار فروزنده، سپند امیرسلیمانی، سعید آقاخانی و … در این سریال همبازی بود.
مضمون سریال من یک مستاجرم در خصوص زن کهنسالی به اسم زمانه خانوم با اجرای کتایون امیر ابراهیمی بوده که صاحب یک بنا مشتمل بر پنج واحد آپارتمان در شهر تهران است. او پس از بازگشت از خارج از کشور، سعی دارد مستاجرانی را برای آپارتمانهایش با شرایط خاص بیابد.
سریال شهباز:
این هنرمند با استعداد در مجموعه شهباز به عنوان حسام هنرنمایی کرد. در این سریال او در کنار بازیگرانی همچون رضا داود نژاد، علیرضا آرا، رضا داودنژاد، میلاد میرزایی، مهدخت مولایی، نیما نادری، فاطیما بهارمست، غزال نظر و … ایفای نقش نمود.
سریال شهباز اثری از حمیدرضا لوافی بوده که مشتمل برفی قسمت ۴۲ دقیقهای تهیه گردید. موضوع این سریال در خصوص یک گروه سایبری است که سعی دارند یک هکر بینالمللی را پیدا کنند.
سریال ارمغان تاریکی:
از دیگر هنرنماییهای آرش مجیدی در عرصه تلویزیون میتوان به سریال ارمغان تاریکی اشاره کرد. او در این سریال به همراه هنرمندانی همچون امیرآقایی، لیلا زارع، سودابه بیضایی و … همبازی بوده است.
این هنرپیشه توانست به جهت بازی درخشانی که در سریال ارمغان تاریکی از خود به نمایش گذاشت، جایزه برترین هنرپیشه نقش اول مرد در سومین جشنواره جام جم سیما را به خود اختصاص دهد. سریال مذکور ساخته جلیل سامان بوده که بیانگر اقدامات تبهکارانه گروهک مجاهدین خلق در دهه ۱۳۶۰ در ایران می باشد.
سریال احضار:
در مجموعه تلویزیونی احضار آرش مجیدی به همراه هنرپیشگانی همچون افسانه چهره آزاد، صالح میرزاآقایی، رضا توکلی، علی دهکردی و … سریال زیبایی را به تصویر کشید. مجموعه احضار در سبک درام و ماورایی تولید شد که به مناسبت ایام ماه مبارک رمضان در سال ۱۴۰۰ از شبکه اول سیما به نمایش درآمد.
فیلم شناسی

بسیاری از علاقمندان به این هنرپیشه سعی دارند نگاهی به مجموعهها، فیلمهای سینمایی و سایر آثار آرش مجیدی بپردازند که ما در اینجا همه فعالیتهای هنری او را برایتان گردآوری کردهایم.
فیلمهای سینمایی:
| سال | نام فیلم | نقش | کارگردان |
|---|---|---|---|
| ۱۳۹۴ | خانهای در خیابان چهل و یکم | فرهاد | حمیدرضا قربانی |
| ۱۳۹۳ | روباه | کامرانی | بهروز افخمی |
| ۱۳۹۲ | چند روز بیشتر | سامان | پریسا گرگین |
| ۱۳۹۱ | سربهمهر | حامد | هادی مقدمدوست |
| یوسف هور | شهید علی هاشمی | علیاصغر شادروان | |
| ۱۳۹۰ | سپیده | علیرضا | روحالله حجازی |
| ۱۳۸۷ | دلایل اصلی | کاظم معصومی | |
| سایههای آرزو | ابراهیم سلطانیفر | ||
| ۱۳۸۳ | شبانه | امید بنکدار، کیوان علیمحمدی | |
| ۱۳۸۱ | گاوخونی | بهروز افخمی | |
| ۱۳۷۷ | شوکران |
سریالهای تلویزیونی:
| سال | نام مجموعه | نقش | کارگردان | پخش از |
|---|---|---|---|---|
| ۱۴۰۳ | تانک خورها | هاشم | پرویز شیخطادی | شبکه ۳ |
| ۱۴۰۱ | شهباز | حسام | حمیدرضا لوافی | شبکه تهران |
| ۱۴۰۰ | احضار | فرهاد حیدری | علیرضا افخمی | شبکه ۱ |
| ۱۳۹۹ | سرباز | یحیی ریاحی | هادی مقدمدوست | شبکه ۳ |
| ۱۳۹۷ | زندگی از نو | علی محمد قاسمی | شبکه تهران | |
| ۱۳۹۷–۱۳۹۶ | دلدادگان | مالک پورسلیم | منوچهر هادی | شبکه ۳ |
| ۱۳۹۶–۱۳۸۷ | سرزمین مادری | رهی اردکانی | کمال تبریزی | |
| ۱۳۹۳ | پازل | مرتضی | ابراهیم شیبانی | شبکه ۱ |
| رنگ شک | امجد | فریبرز عربنیا | شبکه ۳ | |
| ۱۳۹۲ | جلالالدین | جلالالدین خوارزمشاه | شهرام اسدی، آرش معیریان | شبکه ۱ |
| ۱۳۹۰ | شیدایی | یحیی عطارزاده | محمدمهدی عسگرپور | شبکه ۳ |
| ۱۳۸۹ | ارمغان تاریکی | مجید | جلیل سامان | |
| زیر هشت | عادل نایب (پسر پهلوان نایب) | سیروس مقدم | شبکه ۱ | |
| ۱۳۸۸ | رستگاران | جناب سروان صادقی | شبکه ۳ | |
| ۱۳۸۵ | آخرین گناه | بهرام | حسین سهیلیزاده | شبکه ۲ |
| ۱۳۸۴ | و خداوند عشق را آفرید | مسعود شاهمحمدی | شبکه ۳ | |
| ۱۳۸۳ | من یک مستأجرم | نوری | پریسا بختآور | |
| ۱۳۸۲ | راز شیوا | پرویز حسنپور |
شبکه نمایش خانگی:
| سال | عنوان | کارگردان |
|---|---|---|
| ۱۴۰۴ | سریال جزرومد | محمدحسین لطیفی |
تئاتر:
| سال | نام نمایش | کارگردان |
|---|---|---|
| ۱۳۹۴ | مردگان بیکفنودفن | منوچهر هادی |
| سرم رفت، چقدر نبودنت جیغ میزند | سجاد داغستانی |
جوایز و افتخارات

| نوع افتخار | عنوان جایزه | نقشآفرینی در اثر | جشنواره / رویداد |
|---|---|---|---|
| برنده | برترین هنرپیشه نقش اول مرد | سریال ارمغان تاریکی | سومین جشنواره جام جم سیما |
مصاحبه

حال و هوای عید در خانه شما در روزهای آخر اسفند چطور بود؟
“نمیدانم به علت وضعیت اقتصادی مردم بوده و یا دلیل دیگری داشت، ولی ایام نوروز در آن زمان اشتیاق و نشاط دیگری داشت. موضوع دریافت عیدی نیز برایم عالی بود.”
تمام شدن زمستان… قبل از عید چطور؟
“یک موضوع جالب، افرادی که به فصل زمستان علاقه دارند (هرچند این فصل بسیار جذاب و دوست داشتنی است) به این دلیل بوده که آگاه هستند، پس از آن بهار فصل بهار میرسد. ماه اسفند خوشایند بوده و به ایام نوروز و بهار متصل میشود.”
شما چند خواهر و برادر بودید؟
“من نیز همانند همسرم میلیشا در خانواده دارای یک خواهر و یک برادر هستم. در آن دوران اکثر خانوادهها دارای سه فرزند بودند. از میان بستگان نزدیک من دارای چهار خاله هستم. همچنین سایر اقوام جهت عید دیدنی و بازدید به منزل ما آمد و شد داشته و آنها نیز صاحب فرزند بودند.
شرایط شلوغی بود که بسیار مطلوب و خوشایند بود. این موضوع که فرزندان خانواده اغلب در یک رنج سنی بودند، فضای خوبی را ایجاد میکرد. ولی در حال حاضر تنها اعضای خانواده در این جمع حضور داشته و چنانچه دیگران مشغول نباشند، ممکن است حضور یابند … بدین ترتیب احوال و شرایط تغییراتی را داشته است.”
شما هم عیدیتان را تا سیزده به در خرج میکردید؟
“در همان زمان و بلافاصله که نه، ولی به تدریج آنها را مصرف میکردیم. تصور میکنم دانش آموز محصل در سال سوم ابتدایی بودم که موضوع انشایی را به ما اختصاص دادند بر این مبنا، چنانچه ۲۰ تومان داشتید با آن چه کار میکردید؟
چنانچه کلاس ما مشتمل بر ۳۰ نفر دانش آموز بود، ۲۹ نفر از ما کاملاً نادان و احمق بوده و در انشا نوشتیم، قلکی خریداری میکردیم تا مابقی پولها را پس انداز کنیم و … ولی در میان دانش آموزان کلاس، یکی که پافشاری زیادی برای خواندن انشایش داشت، معتقدم به قدری عاقلانه فکر میکرد که همه پنج خط انشا را اینگونه نوشت؛ خرج میکردیم، خرج میکردیم، خرج میکردیم، خرج میکردیم … شلیک خنده همکلاسیها فضای کلاس را پر کرده بود که نوشتن انشا اینگونه نیست و لازم است پنج خط را کاملاً شرح دهی! ولی هم اکنون باور دارم انشای این دانش آموز، برترین انشایی بود که تاکنون شنیده ام.”
سال تحویل چه حسی داشت؟
“همواره ما چشم انتظار بودیم که هرچه سریعتر کتاب قرآن را به دست پدر بدهیم تا عیدیهایمان را از آنجا به دستمان دهد. به طور معمول این گونه مراسمات در نقاط مختلف جهان جذابیت داشته و انسانها به این رسوم علاقه دارند. چرا که احساس طراوت به انسان دست داده و بسیار زیباست.
سرزمین مادری ما کشور ایران بوده که در آن گروههای مختلف اقوام با لهجهها و گویشهای مختلف سکونت داشته و چنانچه وفاق و اتحاد میانمان کمرنگ شود، باز هم این مراسمات و زبان فارسی موجب پیوستگیمان خواهد شد.
به یقین اختلافات فرهنگی متعددی میان قومهای مختلف بختیاری، بلوچ، کرد و ترکمن دیده میشود. از مناطق جنوبی تا سرزمینهای شمالی کشورمان تفاوتهای زیادی از منظر لباس، خوراک، گویش و غیره دیده میشود. ولی در حقیقت این رسوم و آیینها موجب پایدار ماندن مردم ایران در کنار یکدیگر شده و موجب وفاق میشود. از این رو آیین و مراسمات مذکور بسیار ارزشمند بوده و لازم است در جهت حفظ آنها تلاش کنیم.
فکر میکنم سال تحویل لحظه بسیار جذابی است، وقتی تمام جمعیت کشور در لحظاتی یکسان به انتظار نشستهاند. انرژی فراوانی در این لحظات جمع میشود.
من صاحب دوستی بودم که بیان میکرد ما همانند تقویم میلادی نیستیم که رأس ساعت ۲۴ کنار یکدیگر جمع شویم. برای ما ویژه و خوشایند است که اوقات تحویل سال تا این اندازه با دقت زیاد محاسبه میشود.
برای نمونه اعلام میکنند ساعت ۲۰:۲۷ دقیقه و ۷ ثانیه، به شکلی که حتی ثانیههای این لحظه نیز به طور آشکار منظور میشود. یک مرتبه سال تحویل در صبح زود بوده و دفعه بعد در هنگام ظهر اتفاق میافتد. دفعه بعد نیز ممکن است شب هنگام باشد.”
زمانی که تحویل سال به نیمههای شب میافتاد هم بیدار میشوید؟
“بله در این زمینه میگویند، هر که هنگام سال تحویل خواب باشد، در طول سال بعدی همواره در خواب خواهد بود! برای نمونه چنان چه کسی در حمام گرفتار میشد، بیان میکردند که همه سال به طور پیوسته در حمام خواهی بود …”
چقدر در نوروزهای زندگیتان جز دید و بازدید اهل سفر بودید؟
“بسیار زیاد. پدر من از علاقهمندان به سفر بوده و برنامه تعطیلات ما را طوری میچید که یا همه بستگان نزدیک به نزد ما آمده و به مدت ۱۵ روز به عنوان میهمان کنار ما بودند، یا همگی حرکت کرده و به شهرهایی همچون اهواز، آبادان، بوشهر، بندرعباس و … رهسپار میشدیم.
مدتی را در هر یک از این مناطق سپری کرده و به منزل باز میگشتیم. گردش و تفریحهای ما نیز با کمترین هزینه صورت گرفته و در پی شرایط خاصی نبودیم. در گذشته انسانها آرامش و راحتی بیشتری در زندگی داشته و با موضوعات آسان روبرو میشدند.”
اهل تلویزیون دیدن هم بودید؟
“در آن سالها تلویزیون تنها دارای دو شبکه بوده و ما به شدت اشتیاق داشتیم که به تماشای کارتون بنشینیم. یا اینکه در کنار بچههای همسن مان در یک محل گرد آمده و شیطنت میکردیم. به طوری که حتی یک منزل و طایفه را متلاشی میکردیم!
انجام بازی فوتبال در کوچه و یا جست و خیز و بازیهای متفرقه تا شب هنگام، کارهایی بود که ما انجام میدادیم. در آن دوران ایام نوروز اینگونه سپری میشد. نهایت دست و دلبازی تلویزیون در آن دوران چنین بود که هر جمعه پخش یک فیلم سینمایی صورت میگرفت. ولی در ایام نوروز همه روزه فیلم سینمایی به نمایش در میآمد. پس از گذشت زمان زیاد علاوه بر جمعه، در چهارشنبه شب هم این موضوع انجام شده و هفته ای دو فیلم به روی آنتن میرفت.”
نوروزها را بعد از ازدواج چطور میگذرانید؟
“معمولاً عازم سفر میشویم به شهرهای اهواز، بندرعباس و شیراز و یا اغلب مواقع به مناطق شمالی میرویم. مسافرت بسیار مطلوب است.”
۱۳ بدرهای بچگی یادتان هست؟
“ما با کل خاندان و بستگان به میان طبیعت در کوه و بیابان رفته و از صبح تا شب مشغول بازی و تفریح بودیم.”
سبزه هم گره میزدید؟
“بله، این موضوع برای مان بسیار اهمیت داشت. اصلیت من به شهر آباده از استان فارس باز میگردد و آن منطقه خشک است. همه خاندان همچون پدربزرگ و مادربزرگ به گرد یکدیگر جمع شده و عموها، خالهها و داییها نیز حضور داشتند.
به این ترتیب در کنار یکدیگر راهی سیزده بدر میشدیم. تنها لازم بود یک جویبار و چند درخت نمایان شود، تمام. خیلی به دنبال خرمی و سرسبزی زیاد نبودیم. در این میان اگر کوهی نیز وجود داشت که بهتر میشد و همگی گشت و گذاری را در کوه انجام میدادیم.”
با هیدرودرم، پاکسازی پوستت رو حرفهای و بیدردسر انجام بده
|
با آردن اکسپرتیج، روتین مراقبت از پوستت رو ساده و حرفهای کن
|





