بیوگرافی و زندگینامه ویل اسمیت
وبسایت "فردای تازه" همان "تاروت رنگی" سابق می باشد.
بیوگرافی ویل اسمیت
ویل اسمیت، با نام کامل ویلارد کارول اسمیت دوم (به انگلیسی: Willard Carroll Smith II)، هنرپیشه، تهیهکننده فیلم و رپر اهل آمریکا است که در ۲۵ سپتامبر ۱۹۶۸ متولد شد. او تاکنون موفق به کسب جوایز متعددی شده که از جمله آنها میتوان به یک جایزه گلدن گلوب، یک جایزه اسکار و چهار جایزه گرمی اشاره کرد.
طبق گزارش نشریه فوربز در سال ۲۰۱۳، ویل اسمیت به عنوان پولسازترین ستاره جهان شناخته شد و مجله نیوزویک نیز در آوریل ۲۰۰۷ او را قدرتمندترین بازیگر هالیوود معرفی کرد. آثار او تا سال ۲۰۱۹ میلادی بیش از ۹٫۳ میلیارد دلار در گیشه سینماهای جهان فروش داشتهاند.
ویل اسمیت از بازیگران سیاه پوست سرشناس حوزه هالیوود است. او نه فقط در زمینه سینما بلکه در زمینه خوانندگی نیز فعالیت قابل توجهی داشته است. وی در زمره هنرپیشگانی قرار دارد که به مقابله با تبعیض نژادی در آمریکا برخاسته و تا به حال چندین مرتبه اقدامات خیرخواهانهای را علی الخصوص جهت افراد سیاه پوست انجام داده است.
برخی از آثار برجسته ویل اسمیت بازی در فیلمهایی همچون داستان کوسه، من افسانه ام، هنکاک، پس از زمین، جوخه انتحار، من ربات، پسران بد، درخشان، علاالدین، روز استقلال، مردان سیاهپوش، شاه ریچارد و به زمین خوش آمدید بوده که علاقمندان زیادی را با خود همراه کرد.
منوی دسترسی سریع

خلاصه زندگینامه
نام هنگام تولد: ویلارد کارول اسمیت دوم
تاریخ تولد: ۲۵ سپتامبر ۱۹۶۸
محل تولد: فیلادلفیا، پنسیلوانیا، ایالات متحده
دیگر نامها: د فرش پرینس
پیشهها: بازیگر، تهیهکنندهٔ فیلم رپر
ملیت: ایالات متحده آمریکا
سالهای فعالیت: ۱۹۸۶–اکنون
سازمانها: وستبروک آیانسی، آوربوک اینترتینمنت
نمایندگان: آژانس هنرهای خلاق جیمز لاسیتر
آثار: دیسکوگرافی و فیلمشناسی
همسران: شری زامپینو (ا. ۱۹۹۲–۱۹۹۵)، جیدا پینکت اسمیت (ا. ۱۹۹۷)
فرزندان: ۳، جیدن اسمیت، ویلو اسمیت، تری اسمیت
قد: ۱٫۸۸ متر
جوایز: جایزهٔ اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد، جایزهٔ سینمایی امتیوی برای بهترین صحنهٔ عاشفانه، جایزهٔ بفتای بهترین بازیگر مرد · بیشتر
فیلم آینده: کودک کاراتهباز ۲
خاستگاه: فیلادلفیا غربی، پنسیلوانیا، ایالات متحده
ژانر: پاپ رپ
ناشر(ان): اینترسکوپ، کلمبیا، آرسیای، جایو
زندگینامه
زندگی شخصی و خانواده:
ویل اسمیت در شهر فیلادلفیا از ایالت پنسیلوانیا ایالات متحده آمریکا به دنیا آمد. اصلیت خانواده او از نژاد آفریقایی آمریکایی میباشند. پدر این هنرپیشه به نام ویلارد سی، یکی از مجروحان نیروی هوایی آمریکا بوده که به عنوان مهندس تاسیسات فعالیت داشته و مادرش کرولاین، در جایگاه مدیر مدرسه مشغول به کار بود.
او دومین فرزند خانواده بوده که دارای یک خواهر بزرگتر و یک خواهر و برادر دوقلوی کوچکتر از خود است. در حقیقت خانواده او در خیابان وودکرست از مناطق متوسط شهر فیلادلفیا سکونت داشته و او در آنجا دوران کودکی خود را طی کرد.
با توجه به اینکه پدر و مادر ویل اسمیت در خارج از منزل مشغول به کار بودند، مادربزرگش مسئولیت مراقبت و نگهداری از او و خواهر و برادر دوقلویش را عهدهدار بود. مادربزرگ او جیجی نام داشت که منزلش به فاصله چند کوچه از آنها قرار داشته و صبح ها نوههایش را نگهداری میکرد.
جیجی به عنوان پرستار در بیمارستان اشتغال داشت. لذا هر روز صبح وقت خود را جهت رسیدگی و مراقبت از نوههایش صرف کرده و هنگام شیفت شب جهت کار عازم بیمارستان میشد.
در این میان ویل اسمیت در تمامی هفتهها روز یکشنبه در کنار مادربزرگش عازم کلیسا میشد تا در آنجا عبادت کند.
از نظر این هنرپیشه با ایمانترین و درست رفتارترین شخصیتی که تاکنون در طول زندگی خود با او مواجه شده، مادربزرگش میباشد. از آنجا که مادربزرگ دارای رفتار بسیار پرمحبت و سخاوتمندی بود، لذا ویل به دفعات یاری و حمایت او را به افراد بیبضاعت و تنگدست مشاهده کرده بود.
در حقیقت مادربزرگ ویل ارشاد و رهنمودهای گستردهای را از نظر اخلاقی نسبت به او انجام داده و به این کار اهتمام میورزید. طبق اظهارات ویل اسمیت، مادربزرگش نقش بسزایی در رابطه او با خدا داشته و به همین علت او را در جایگاه آموزگار عشق معرفی میکند.
پدر:
ویلارد سی، پدر ویل یکی از افسران بیرون رانده شده از نیروی هوایی آمریکا بود که مغازهای را جهت انجام تعمیرات یخچال و فریزر اداره میکرد. او رفتار و عملکرد خشن و تندی داشته و به همین علت ویل به کرات دیده بود که مادرش آماج حملات و ضربات پدر قرار گرفته است.
در حقیقت ارتباط پدر ویل با فرزندان و سایر اعضای خانواده همچون ارتباط میان فرمانده و سرباز پادگان بوده است. از این رو سخن و یا فعالیتی که پدر به آنها واگذار میکرد، به منزله مسئولیت یا وظیفهای محسوب می شد که در هر شرایطی لازم بود آن را به پایان برسانند.
همان گونه که در ابتدا ذکر کردیم اسم کامل ویل اسمیت، ویلارد کارول اسمیت دوم است نه جونیور. لذا هر زمان که سایر افراد ویل اسمیت را با نام جونیور به مفهوم کوچک صدا میکردند، به شدت دچار عصبانیت شده و جهت اصلاح آن چند مرتبه با صدای بلند میگفت:
«هی ! اسمش جونیور نداره.»
چرا که پدرش تصور میکرد چنانچه دیگران ویل اسمیت را با نام جونیور صدا کنند، نوعی خفت و خواری را به او و پسرش تحمیل کردهاند و این به منزله اهانت بود.
پدر این هنرپیشه از علاقمندان به حوزه موسیقی بوده و از جمله فعالیت او در اوقات فراغت، نواختن گیتار بوده است.
در مجموع ویل اسمیت در میان خانوادهای دوستدار موسیقی چشم به جهان گشود. از آنجا که مادرش نیز از دوستداران موسیقی بوده و در عین حال پیانو مینواخت، این عوامل سبب شد ویل اسمیت نسبت به موسیقی گرایش یافته و به آموزش نواختن پیانو بپردازد.
مادر:
کرولاین مادر ویل اسمیت تحصیلات خود را در دانشگاه به اتمام رسانده و یکی از نیروهای استخدامی اداره آموزش و پرورش شهر فیلادلفیلا محسوب میشد.
او کاملاً علی رغم همسرش، در هنگام سخن گفتن توجه و دقت زیادی در استفاده از واژهها داشت. از آنجا که او باور و یقین زیادی نسبت به قدرت کلمات داشته و شایسته نمیدانست که هر مطلبی را به زبان آورد، به همین علت ویل اسمیت مادرش را به عنوان قدرت متفکر تمامی کتابها و پدرش را آگاه و داننده همه خیابانها میدانست.
مادر این هنرپیشه ارزش و اهمیت بسیاری برای تحصیل میگذاشت و به همین علت علاقه داشت که ویل تحصیلات خود را در دانشگاه ادامه دهد. چرا که او پسر بسیار باهوش و ذکاوتی بوده و همواره در درس ریاضی نمرات بالایی را کسب میکرد.
در ادامه مادر ویل مصمم شد که برای او از یکی از دانشگاههای صاحب نام و سطح بالا پذیرش بگیرد. ولی این هنرپیشه راه پیشرفت و موفقیت خود را در حوزه هنر دانسته و پس از پایان یافتن تحصیلات در مقطع متوسطه، تمایلی جهت رفتن به دانشگاه نداشت.
چرا که به باور او، پند و اندرز هر شخص برگرفته از طرز فکر و دیدگاه او از دنیا بوده و این جریان برای سایر افراد موثر نیست.
طلاق پدر و مادر:
زمانی که ویل اسمیت در سن سیزده سالگی بود، در سال ۱۹۸۱ پدر و مادر او از یکدیگر متارکه کردند. ولی با این وجود، آنها تا سال ۲۰۰۰ میلادی به طور رسمی طلاق خود را ثبت نکردند. لذا در این فاصله آنها به همراه یکدیگر به امورات فرزندانشان رسیدگی میکردند.
بهترین اجرای پیانو:
هنگامی که ویل اسمیت تنها یازده سال داشت، توانست برترین اجرای نوازندگی پیانوی خود را به انجام برساند. این موضوع مربوط به زمانی بود که مادربزرگش اقدام به برگزاری یک برنامه استعدادیابی جهت کودکان در کلیسا کرده بود.
همانگونه که از عنوان این رویداد آشکار است، در طول برگزاری مراسم هر یک از کودکان به روی صحنه حاضر شده و قابلیت و استعداد خود را به اجرا میگذاشتند.
در این خلال، ویل بنا به پیشنهاد و پافشاری مادربزرگش، در این مراسم آهنگی به نام احساسات اثر موریس آلبرت را به عنوان تنها آهنگی که در آن مهارت داشت، نواخت. در ابتدا او میپنداشت قادر نیست این آهنگ را در مراسم اجرا نماید. ولی در واقع او با نواختن پیانو در مراسم مذکور، درخشش زیادی یافته و حیرت و تعجب همگان را برانگیخت.
او به موجب اجرای منحصر به فرد و جذابش، از سوی دوبست نفر تماشاچی مورد تشویق و تحسین قرار گرفت. این موضوع نخستین دستاورد هنری ویل اسمیت در سالهای زندگی اش به شمار میرود.
قدرت تخیل:
سالهایی که ویل اسمیت در سنین کودکی بود، در زمره بچههای قرار داشت که به طور پیوسته مشغول خیال پردازی و سخن گفتن بودند. این تخیل او را به مرحلهای کشاند که همواره یک پسر سفید پوست که دارای موهای قرمز رنگ بوده و مجیکر نام داشت را همیشه کنار خود احساس میکرد.
به عبارت دیگر مجیکر دوست رویایی ویل محسوب میشد. به قدری او در لحظه لحظه زندگی وجود مجیکر را واقعی میپنداشت که مادرش در سر میز غذا بشقابی نیز برای او قرار میداد. یا هنگامی که مادرش اختلافاتی را با ویل اسمیت پیدا میکرد، مسئله و چالش خود را با وساطت مجیکر برطرف مینمود.
خیال پردازیهای گسترده و عمیق ویل اسمیت سبب شد، دوستان و هم سن و سالهایش سخنان او را باور نکرده و در آن منطقه به عنوان دروغگوی بیاختیار از او یاد کنند.
هرچند خیال پردازیهای این هنرپیشه از سالهای کودکی تا عصر حاضر همچنان پایدار بوده و طبق ادعایش، این موضوع از جمله خصوصیات فردی او محسوب میشود که تاثیر زیادی را در حوزه بازیگری داشته و به یاری او شتافته است.
این هنرپیشه در خصوص قدرت خیال پردازی خود چنین گفته است:
«تخیلم استعداد من است و زمانی که با اخلاق کاریام درهم میآمیزد، میتوانم کاری کنم که از آسمان پول ببارد.»
تبعیض نژادی:
ویل اسمیت جهت تحصیل در مقطع ابتدایی در یک مدرسه کاتولیک ثبت نام کرد. بخش اعظم افراد محصل در این مدرسه از قشر سفید پوست بوده و فقط سه دانش آموز سیاه پوست در آنجا حضور داشته و تحصیل میکردند.
در حقیقت ویل در هنگام تحصیل در این مدرسه، نخستین رفتارهای تبعیض نژادی در جامعه نابرابر نژادی آمریکا را پشت سر گذاشت.
طبق اظهارات او، عدهای از محصلان و آموزگاران مدرسه مذکور، ویل و چند نفر دیگر از سیاه پوستان را با لفظ کاکاسیاه صدا میکردند. در عین حال با وجود دستاوردهایی که در حوزههای مختلف به عنوان دانش آموز در مدرسه داشتهاند، ولی هیچگونه توجه و اهتمامی از سوی آموزگاران و کادر مدرسه به آنها صورت نمیگرفت.
۹۹ درصد همان صفر است!
با توجه به اینکه رفتار و خلقیات پدر ویل بسیار خشن و تند بود، لذا امورات زندگی خانواده را به شیوه یک پادگان نظامی کنترل میکرد. حتی زمانی که موضوعی را به فرزندانش میسپرد، توقع داشت آنها موضوع مذکور را به بهترین شکل به انجام برسانند و یا طبق اظهارات ویل اسمیت، از دیدگاه پدرش ۹۹ درصد با صفر برابری میکرد. از این رو هرگونه رویگردانی از اراده و تصمیم پدر، به منزله قرار گرفتن در معرض مجازات و تنبیه جسمانی بوده است.
در حقیقت پدر این هنرپیشه سعی داشت به واسطه این شیوه تربیتی، فرزندانش تا جهت رشد و ترقی در این دوره و جامعه جفا کار، به واسطه انضباط تجهیز نماید.
در این راستا لازم بود ویل و خواهر و برادرانش همه روزه دندانهای خود را مسواک کرده و بلافاصله پس از بیدار شدن رختخواب خود را آراسته و مرتب نمایند. همچنین در صورتی که مسئولیتی همچون شستن دستشویی، خرید مواد غذایی از فروشگاه و غیره به آنها واگذار میشد، ناچار بودن در اولین زمان و به بهترین شکل آن را به انجام میرساندند. چرا که هر یک از این امور به منزله برخورداری از نظم و انضباط محسوب میشد.
در مجموع پدر ویل از افراد پیرامون خود دارای بیشترین توقع بوده و به دیدگاه او مناسبترین فرد، شخص با انضباط بوده است.
ویل اسمیت در جایی نقل کرده، شخصیت و منش او حول سه محور نظم، تحصیل و عشق شکل گرفته بود. به طوری که انضباط را از پدر، تحصیل و آموزش را از مادر و عشق و دلدادگی را از مادر بزرگش فرا گرفته است.
تفاوت میان کار ممکن و ناممکن:
هنگامی که ویل اسمیت با منتشر کردن کتابی بسیاری از خاطرات زندگی خود را به رشته تحریر درآورد، داستانی را از احداث یک دیوار در داخل مغازه پدرش نقل میکند.
طبق این رویداد هنگامی که ویل و برادرش هری سن و سال بسیار کوچکی داشتند، پدرش آنها را مجبور میکند تا دیواری را به طول شش متر و ارتفاع سه و نیم متر بنا کنند.
در ادامه ویل و برادرش ناچار میشوند برای احداث آن دیوار، در حدود یک سال سعی و کوشش زیادی داشته باشند. در شرایطی که اگر پدر بنا کردن دیوار مذکور را به دو کارگر ساختمانی واگذار میکرد، این کار برای مدت دو روز خاتمه میافت.
در آن دوران هیچ بهانه و دلیلی جهت توقف کردن احداث دیوار از سوی ویل و برادرش پذیرفته نمیشد. لذا آنها مجبور بودند پس از پایان ساعات مدرسه، در هر موقعیتی فعالیت خود را جهت ساخت دیوار انجام دهند.
او در بخشی از این خاطرات بیان کرده:
یک روز که از تمام شدن این دیوار لعنتی! ناامید شده بودیم، پدر صدای غر زدن ما را شنید، ابزاری که در دستش بود را انداخت و سمت ما آمد؛ با لحن نظامیاش گفت: «دیگر راجع این دیوار فکر نکنین! دیواری وجود ندارد، اینها چندتا آجر هستند و وظیفه شما این است که هر کدام از آنها را درست سرجایشان بگذارید.» و رفت. من و هری در آن لحظه تصور کردیم، پدرمان عقلش را از دست داده است. ولی سالها بعد پی به منظور او بردیم.
زمانی که همه حواس و توجه خود را بر روی دیوار معطوف نمایید، به نظر میرسد این فعالیت غیر ممکن بوده و پایان یافتنی نیست. ولی اگر توجه خود را بر روی آجر بگذارید، همه امور راحت و قابل امکان میشود. چرا که به آسانی میتوان یک آجر را کاملاً در جای خود قرار داد.
وجه تمایز عملی که غیر ممکن تلقی شده و فعالیتی که قابل انجام است، در شیوه توجه و دیدگاه آن بوده و همه منظور پدر ویل اسمیت از احداث آن دیوار، وارد کردن فرزندانش به چنین طرز فکر و نگاهی بود.
حواست به دیوار است یا آجر؟!
ویل اسمیت با بیان این خاطره در کتاب خاطرات خود، شرح میدهد به راحتی میتوان مقاصد بزرگ و به ظاهر غیر ممکن را با جزئی نگری به آنها به چندین بخش تقسیم کرد تا محقق کردن آنها صورت گیرد.
موضوع احداث دیوار نیز از جمله نکات مؤثر و پند آموز زندگی ویل اسمیت به شمار آمده که جهت پیروزی و موفقیت در کارها همواره آن را سرلوحه خود قرار داده است.
ویل اسمیت به جهت هنرنمایی در شخصیت محمد علی قهرمان بوکس جهان در فیلم علی به سال ۲۰۰۱ میلادی و نقش دلال سهام به نام کریس گاردنر در فیلم در جستجوی خوشبختی به سال ۲۰۰۶ نامزد کسب جایزه اسکار برترین هنرپیشه مرد گردید. این هنرپیشه در سال ۲۰۲۱ میلادی به علت بازی در نقش ریچارد ویلیامز در فیلم درام شاه ریچارد، توانست جایزه اسکار برترین هنرپیشه مرد را به خود اختصاص دهد.
خالی از لطف نیست که بدانید همسر و کوچکترین پسر ویل اسمیت از جمله هنرپیشگان مطرح هالیوود هستند. به طوری که او در فیلم علی به همراه همسرش همبازی بوده و در فیلم در جستجوی خوشبختی در کنار پسرش جیدن نقش آفرینی کرد.
او از انگشت شمار سیاه پوستانی محسوب میشود که موفق شد در سه حوزه پرطرفدار و دوست داشتنی هنر نظیر سینما، تلویزیون و موسیقی دستاوردهایی را حاصل نماید. ویل اسمیت به جهت بازی در فیلم مردان سیاه پوش در سال ۱۹۹۷ توانست شهرت و محبوبیت زیادی را کسب نماید. در حقیقت نخستین آثار این هنرپیشه برترین فیلمهای او به شمار میروند. در عین حال فیلم مردان سیاه پوش ۲ با بازی ویل اسمیت تهیه شد.
ویل اسمیت به جهت هنرنمایی در شخصیت محمد علی قهرمان بوکس جهان در فیلم علی به سال ۲۰۰۱ میلادی و نقش دلال سهام به نام کریس گاردنر در فیلم در جستجوی خوشبختی به سال ۲۰۰۶ نامزد کسب جایزه اسکار برترین هنرپیشه مرد گردید. این هنرپیشه در سال ۲۰۲۱ میلادی به علت بازی در نقش ریچارد ویلیامز در فیلم درام شاه ریچارد، توانست جایزه اسکار برترین هنرپیشه مرد را به خود اختصاص دهد.
خالی از لطف نیست که بدانید همسر و کوچکترین پسر ویل اسمیت از جمله هنرپیشگان مطرح هالیوود هستند. به طوری که او در فیلم علی به همراه همسرش همبازی بوده و در فیلم در جستجوی خوشبختی در کنار پسرش جیدن نقش آفرینی کرد.
او از انگشت شمار سیاه پوستانی محسوب میشود که موفق شد در سه حوزه پرطرفدار و دوست داشتنی هنر نظیر سینما، تلویزیون و موسیقی دستاوردهایی را حاصل نماید. ویل اسمیت به جهت بازی در فیلم مردان سیاه پوش در سال ۱۹۹۷ توانست شهرت و محبوبیت زیادی را کسب نماید. در حقیقت نخستین آثار این هنرپیشه برترین فیلمهای او به شمار میروند. در عین حال فیلم مردان سیاه پوش ۲ با بازی ویل اسمیت تهیه شد.
ازدواج
در ادامه بررسی بیوگرافی این هنرپیشه سرشناس هالیوود ویل اسمیت، نوبت به ارتباطات شخصی، ازدواج و تشکیل زندگی مشترک میرسد.
این هنرپیشه برای نخستین بار با یکی از دوستان همکلاسی در مقطع دبیرستان به نام ملانی پارکر وارد یک ارتباط رمانتیک شد. رابطه عاشقانه میان ملانی و ویل اسمیت تا پیش از بحران مالی او و شکست در حوزه رپ، همچنان پایدار بود. ولی به دنبال بیوفایی و خیانتی که ملانی نسبت به این هنرپیشه انجام داده و فاصله گرفته از او به علت شرایط بغرنج اقتصادی، این رابطه خاتمه یافت.
ازدواج اول:
به دنبال شروع فعالیت ویل اسمیت به عنوان هنرپیشه که با حضور در مجموعهای تحت عنوان شاهزاده تازه بل-ایر توانست شهرت و محبوبیت زیادی را به دست آورد، به او پیشنهاد شد در پشت صحنه یکی از فیلمهای سینمایی شرکت کند که در این جریان با یکی از کارکنان پشت صحنه فیلم مذکور که دختری به نام شری زامپینو (Sheree Zampino) بود، آشنا گردید.
هنگامی که تنها سه ماه از ارتباط آنها سپری میشد، این زوج در سال ۱۹۹۲ ازدواج خود را به ثبت رساندند.
ماه عسل این وصلت متولد شدن پسری بود که اسم ویلارد کارول اسمیت سوم را برای او انتخاب کردند. از آنجا که او سومین ویلارد اسمیت در خانه به شمار میآمد، لذا او را با نام تری خطاب میکردند.
پس از چندی اختلاف و مشکلات زیادی میان ویل اسمیت و شری زامپینو شکل گرفت. لذا آنها مصمم شدند به صورت توافقی از یکدیگر جدا شوند.
طبق این طلاق توافقی، ویل اسمیت موظف شد مبلغی به ارزش ۹۰۰ هزار دلار یکجا به منظور مراقبت و نگهداری از فرزندش به همسر سابقش شری زامپینو پرداخت کرده و در عین حال همه ماهه ۲۴ هزار دلار را به همین منظور برای او واریز نماید.
در نهایت این زوج پس از گذراندن سه سال زندگی در کنار یکدیگر، در سال ۱۹۹۵ از یکدیگر جدا شدند.
ازدواج دوم:
در یکی از روزها هنگامی که جیدا پینکت (Jada Koren Pinkett) با هدف شرکت در تست بازیگری در دفتر مجموعه شاهزاده تازه بل-ایر حاضر شده بود، برای نخستین بار با ویل اسمیت مواجه شده و با یکدیگر دیدار کردند.
هرچند این ملاقات مربوط به دورهای بود که ویل اسمیت هنوز با شری زامپینو روبرو نشده بود. لذا دیدار و ملاقات ویل اسمیت در پشت صحنه این فیلم، همزمان با هنرپیشگی جیدا پینکت در آن اثر بوده است.
در حقیقت ویل اسمیت شرکت در پشت صحنه فیلم مذکور را تنها با هدف ملاقات مجدد جیدا پینکت پذیرفته بود که بر حسب تصادف در آنجا با شری زامپینو آشنا گردید.
در ادامه ویل اسمیت و جیدا پینکت به واسطه یکی از دوستان مشترکشان به نام تیشا ارتباط بیشتری با هم برقرار کردند. هرچند این موضوع همزمان با دورانی بود که ویل اسمیت با همسرش شری زامپینو دچار اختلاف بوده و در آستانه جدایی قرار داشتند.
پس از آن در سال ۱۹۹۷ که ویل اسمیت در سن ۲۹ سالگی بود، به طور رسمی با جیدا پینکت، یکی از هنرپیشگان هالیوود نامزد شده و به فاصله اندکی با یکدیگر ازدواج کردند. ثمره ازدواج آنها به دنیا آمدن دو فرزند میباشد.
اولین فرزند آنها پسری است که جیدن کریستوفر نام داشته و در سال ۱۹۹۸ متولد شد. در عین حال دومین فرزند این زوج، دختری است که ویلو کامیل نام داشته و در سال ۲۰۰۰ میلادی به دنیا آمد.
لازم به ذکر است هنگامی که جیدا پینکت در تست بازیگری سریال شاهزاده تازه بل-ایر شرکت کرد، همچنان نتوانست در این مجموعه نقشی را عهدهدار شود. از این رو نقش مذکور به نیا لانگ واگذار گردید.
اعضای خانواده ویل اسمیت از جمله خانوادههای برجسته و سرشناس در نشریات و نگاه عمومی جامعه آمریکا محسوب میشود.
ویل اسمیت در شبکه های اجتماعی
اینستاگرام:
فیس بوک:
ساند کلاود:
زندگی هنری

فعالیت موسیقی و دنیای هیپهاپ:
ویل اسمیت در حوزه هنر فعالیت خود را در جایگاه خواننده سبک هیپ هاپ در سالهای دهه ۱۹۸۰ شروع کرد. به طوری که او در عرصه تلویزیون به عنوان یکی از ستارههای موسیقی شناخته میشد.
از هنگامی که ویل اسمیت کودکی بیش نبود، گرایش و اشتیاق زیادی به موسیقی و نواختن گیتار داشت. او پس از رسیدن به سن ۱۲ سالگی به واسطه پال شناختی را نسبت به حوزه هیپ هاپ پیدا کرد.
در حقیقت پال پسر عمه ویل اسمیت محسوب میشد که به علت برخی مشکلات و نابسامانیهای خانوادگی ناچار شده بود، محل زندگی خود را از شهر دیگری تغییر داده و در منزل آنها مستقر شود. فعالیت اصلی او در زمینه هیپ هاپ بوده و به شدت ویل را ترغیب و تشویق نمود تا در حوزه خوانندگی شروع به کار کند. او کارهای قوی و قابل توجهی را در تلویزیون ارائه کرد. به طوری که در سالهای دهه ۱۹۸۰ در جایگاه رپر و با عنوان پرنس تازه کار در میان مردم و علاقهمندان شهرت یافت.
ویل اسمیت در مقطع متوسطه تحصیلات خود را در دبیرستان اوربروک ادامه داد. به جرأت میتوان گفت در حدود ۹۰ درصد دانش آموزان دبیرستان مذکور، کاملاً نقطه عکس مدرسه کاتولیک، از قشر سیاه پوست تشکیل شده بود.
در این دبیرستان بیشتر دانش آموزان در قالب گروههای کوچک و چند نفره شروع به رپ خوانی کرده و در این میان ویل نیز با توجه به استعداد و قابلیت خود به عضویت یکی از این گروهها درآمد.
او با یکی از دوستانش به نام جازی جف (DJ Jazzy Jeff) ضمن حضور در یک دورهمی زیرزمینی دیدار کرده و ارتباط دوستانهایش پیدا کردند. در ادامه آنها اقدام به تشکیل یک گروه دو نفره کردند که ویل چ اسمیت به عنوان رپر و جازی جف در جایگاه دی جی فعالیت داشت.
در ابتدا آنها توانستند تک آهنگی با عنوان دخترها همه دردسرند را منتشر کنند. این آهنگ توانست در جامعه فیلادلفیا به شدت مورد توجه قرار گرفته و جنجال زیادی در پی داشته باشد. به طوری که این آهنگ زمینه ساز شهرت و محبوبیت آنها گردید.
در ادامه ویل اسمیت در سال ۱۹۸۰ که در سن ۱۲ سالگی بود، با ارائه آهنگی به نام شاهزاده تازه در جایگاه یک رپر توانست به چهره شناخته شدهای تبدیل شده و تا حدودی معروف شود. حتی یکی از آموزگاران او به اسم خانم براون، او را با لقب شاهزاده تازه (Fresh prince) میخواند که این عنوان همچنان تا عصر فعلی برای ویل اسمیت در حوزه رپ باقی مانده است.
پس از آن ویل اسمیت نخستین آلبوم خود را تحت عنوان خانه را بلرزان ارائه کرد که در حدود ۵۰۰ هزار نسخه از آن به فروش رسید. به عبارت دیگر ویل اسمیت به واسطه آلبوم مذکور شهرت زیادی حاصل کرده و با برگزاری تور کنسرت مراسمهایی را در چندین ایالت اجرا نمود.
او در راستای فعالیت خوانندگی، در سال ۱۹۸۶ که ۱۸ سال سن داشت، در یکی از گروههای رپ عضو گردید.
در حقیقت او تلاش داشت تا یک شغل پردرآمد و مطلوب را در پیش بگیرد. لذا با یاری و حمایت یکی از دوستانش که آشنایی آنها از گروه جاز آغاز شده بود، موفق به انعقاد قراردادی با شبکه تلویزیونی ان بی سی شده و فعالیت خود را در زمینه موسیقی و خوانندگی ادامه داد که دستاوردهای زیادی را حاصل کرد. پیشرفت و ترقی زود هنگام ویل اسمیت و پشت سر گذاشتن مراحل حرفهای در میان همکارانی که به مراتب تجاربی بیشتر از او داشتند، موجب حیرت همگان گردید.
در سال ۱۹۸۹ در سن ۱۹ سالگی بود آلبومی را به بازار عرضه کرد. آلبوم مذکور از سوی مخاطبان و علاقمندان به شدت مورد توجه قرار گرفته و موفق شد چند میلیون نسخه به فروش رساند. در این آلبوم دو آهنگ برجسته و محبوب ارائه گردید که آهنگ زمان تابستان و آهنگ والدین نمیدانند نام داشت. سپس این خواننده در سال ۱۹۸۸ مقارن با سن ۲۰ سالگی، موفق شد به موجب آهنگ زمان تابستان جایزه گرمی را به خود اختصاص دهد.
با این تفاسیر ویل اسمیت پیش از رسیدن به سن ۲۰ سالگی مبدل به یک جوان میلیونر گردید. به طوری که جهت ادامه روابط عاشقانه با شریک عاطفی اش ملانی پارکر، اقدام به خریداری یک عمارت لوکس و پر زرق و برق، چندین اتومبیل و موتور با قیمت گزاف نمود.
افول در دنیای هیپهاپ:
او در سال ۱۹۸۹ آلبومی را تحت عنوان در این گوشه همزمان با هالووین منتشر کرد. ولی آلبوم مذکور به علت معطوف نکردن تلاش و کوشش مورد نیاز از سوی این خواننده و اعضای گروهش، نتوانست همچون آلبوم پیشینش به نام پدر و مادرها نمیفهمند، کیفیت در خود و مناسبی را داشته باشد. از این رو از سوی مردم و مخاطبین مورد توجه قرار نگرفته و در ادامه از اجراهای کنسرت او کاسته شد.
به عبارت دیگر آلبوم در این گوشه در مدت فعالیت حرفهای ویل اسمیت، به منزله شروع بحرانهای مالی و ناکامی او محسوب شد. به طوری که در سال ۱۹۹۰ میلادی که او همچنان به عنوان خواننده در حوزه هیپ هاپ فعالیت داشت، با مسائل و چالشهای مالی زیادی روبرو شد.
در کنار مشکلات مذکور، این خواننده به علت پرداخت نکردن مالیات محکوم به پرداخت مبلغ ۳ میلیون دلار مالیات گردید. لذا ناچار شد به جهت تأمین مخارج مالیات تمامی دارایی خود و هر آنچه که ماحصل فعالیت او از حوزه رپ بود را به معرض فروش بگذارد. این موارد شامل خانه، اتومبیلها، موتورهای گرانبها و همچنین ابزار و آلات موسیقی استودیویی اش بوده است.
به این ترتیب ویل اسمیت از نظر مالی و اقتصادی کاملاً ورشکسته شده و به صفر رسید.
شروع بازیگری:
به دنبال همه وقایعی که برای ویل اسمیت به وقوع پیوسته و موجب بحران و شکست مالی سنگینی برایش گردید، او به منظور از سرگیری فعالیت هنری عازم شهر لس آنجلس گردیده و در منزل تانیا سکونت کرد.
در واقع تانیا دختر خاله یکی از رفقای ویل اسمیت محسوب میشد که در جریان تورهای کنسرتی که در شهر لس آنجلس اجرا گردید، با یکدیگر آشنا شده و ارتباط دوستانهای را با هم برقرار نمودند.
او بنا به پافشاری و تأکید تانیا جهت برگزاری یک مصاحبه در یک برنامه تلویزیونی تحت عنوان آرسینوهال در آنجا حاضر شد. در برنامه مذکور افراد مطرح و سرشناس متعددی در حوزههای مختلف سیاسی، هنری، فیلمسازی و غیره جهت مصاحبه شرکت میکردند.
ویل اسمیت با یکی از عوامل پشت صحنه این برنامه به نام بنی مدینا دیدار کرده و آشنا شد. سپس مدینا به او توصیه کرد که فعالیت خود را به عنوان هنرپیشه ادامه داده و سرانجام او را جهت حضور در مجموعه شاهزاده تازه بل-ایر به عوامل این سریال معرفی نمود.
مجموعه تلویزیونی شاهزاده تازه بل_ایر جهت نمایش در شبکه ان بی سی آمریکا تولید میشد. در نهایت سریال مذکور در روز دهم ماه سپتامبر سال ۱۹۹۰ به نمایش درآمد. از آنجا که توانست گیرندگان زیادی را با خود همراه کند، لذا تولید آن برای چندین فصل متوالی ادامه یافت. به طوری که تا شش فصل به تولید رسیده و تا سال ۱۹۹۶ به روی آنتن رفت.
ویل اسمیت هنگام ایفای نقش در سریال مذکور در سن ۲۲ سالگی قرار داشته و با این مجموعه به چهره شناخته شدهای در حوزه بازیگری مبدل شد. به این روال مجدد شانس و اقبال مساعد در زندگی این هنرمند به درخشش درآمده و او را در مسیر پیروزی و ترقی هدایت کرد.
پیشرفت در بازیگری:
ویل اسمیت در راستای انجام فعالیت هنرپیشگی، در سال ۱۹۹۳ با نقش آفرینی در فیلم شش درجه جدایی به حوزه سینما راه یافت.
از جمله موارد قابل توجه در فیلم مذکور چنین است که این هنرپیشه به جهت ایفای نقش در فیلم شش درجه جدایی، دعوت به کار ده میلیون دلاری را در قبال دستمزد ۱۳ هزار دلار در این فیلم نادیده گرفته بود. او عامل چنین تصمیمی را به علت گرایش و اشتیاقش جهت بازی به همراه هنرپیشگان مطرح فیلم مذکور عنوان کرده بود. این نقش آفرینی مربوط به سال ۱۹۹۳ بوده که ویل اسمیت در سن ۲۵ سالگی قرار داشت. در واقع بازی در فیلم شش درجه جدایی فرصت بینظیری بود تا او قابلیت و توانمندیهای خود را در عرصه بازیگری به نمایش گذاشته و خوش بدرخشد.
هنگامی که ویل اسمیت در سال ۱۹۹۵ هنرنمایی در فیلم اکشن به نام پسران بد را به انجام رساند، تحول وسیعی را در گیشههای فروش سینماهای هالیوود به انجام رساند. بر اساس آمار منتشر شده، فیلم مذکور فروشی بالغ بر ۶۵ میلیون دلار به دست آورد.
در عین حال او پس از دو سال از به نمایش درآمدن فیلم پسران بد مقارن با سال ۱۹۹۷ میلادی که در سن ۲۹ سالگی بود، ایفای نقش در فیلم اکشن و طنز مردان سیاه پوش را تجربه کرده و فروش ۵۸۹ میلیون دلار را در کارنامه هنری خود درج نمود. بازی در فیلم مذکور باعث شد تا ویل اسمیت شهرت و محبوبیت زیادی را کسب کند.
ویل اسمیت فعالیت خود را در زمینه بازیگری با بازی در آثار متعدد و فیلمهای مختلف ادامه داد. او تنها هنرپیشهای محسوب میشود که توانست در هشت فیلم مستمر با درآمد افزون بر ۱۰۰ میلیون دلار نقش آفرینی کرده و در عین حال یازده فیلم جهانی را با درآمد بالغ بر ۱۵۰ میلیون دلار هنرنمایی کند.
از میان کسانی که ارتباط دوستانه نزدیک و صمیمانهای را با ویل اسمیت دارند، میتوان به تام کروز و اپرا وینفری اشاره کرد. این هنرپیشه در جایی نقل کرده چنانچه به حوزه هنرپیشگی یا خوانندگی وارد نمیشد، علاقه داشت به عنوان مهندس کامپیوتر فعالیت کند. از آنجا که طبق باور و اعتقاد خودش، دارای هوش و استعداد زیادی در ریاضیات است.
در مجموع چنانچه نگاه مختصر و گذرایی به فعالیت هنری ویل اسمیت داشته باشیم، آشکار است که او در سالهای دهه ۱۹۹۰ در حین کسب شهرت در جایگاه خواننده، به عنوان هنرپیشه و تهیه کننده به عرصه تلویزیون و سینما راه یافت. به طوری که در این زمینه موفقیت زیادی حاصل کرده و در فاصله زمانی اندکی مبدل به یکی از ستارههای سیاه پوست پولساز هالیوود گردید. لازم به ذکر است فروش موفق آثاری همچون فیلم پسرهای بد و فیلم مردان سیاه پوش در گیشه سینماها موجب شد که این بازیگر در زمره یکی از گران قیمتترین هنرپیشگان سینمای آمریکا از جهت دستمزد قرار بگیرد.
خاطرنشان میکنیم ویل اسمیت با هنرنمایی در فیلم در جستجوی خوشبختی توانست برای دومین مرتبه نامزد کسب جایزه اسکار گردد.
همچنین او در سالهای دهه ۲۰۱۰ میلادی در بسیاری از آثار که کاملاً حائز شرایط کسب جوایز سینمایی بوده و در عین حال نظر و توجه مساعد همگان را به خود جلب میکرد، نقش آفرینی نمود. پس از آن ویل اسمیت به جهت حضور در فیلم ضربه مغزی، برای ششمین مرتبه نامزد کسب جایزه گلدن گلوب معرفی شد.
در عین حال قرار نگرفتن نام او در میان نامزدهای کسب جایزه اسکار برای فیلم مذکور، هیاهوی زیادی را در پی داشت. در سالهای این دهه بازی او در شخصیت ددشات در فیلمی ابر قهرمانی به نام جوخه انتحار و غول چراغ جادو در علاءالدین، بیانگر استعداد و قابلیت بینظیر او در بازیگری است.
دستاوردهای این هنرپیشه در دهه ۲۰۲۰ نیز متوقف نشده و همچنان پایدار بود. به طوری که موفق شد به جهت نقش آفرینی در فیلم شاه ریچارد برای اولین مرتبه برنده جایزه اسکار شود.
نکته قابل توجه چنین است، از آنجا که در ایالات متحده آمریکا و مراسمهای مختلف رسمی به شدت تبعیض نژادی و مذهبی رایج است، لذا ویل اسمیت و همسرش مراسم اسکار را تحریم کردند.
به طور کلی چنانچه رکوردهایی که ویل اسمیت در دوران فعالیت هنری اش به نام خود درج کرده را نام ببریم، مهمترین آنها چنین است از بین بیست و یک اثری که این هنرپیشه به عنوان نقش اصلی در آنها حضور داشته است، تعداد هفده فیلم از آنها دارای فروش بالغ بر صد میلیون دلار در گیشه سینماها بوده است. به این ترتیب موضوع مذکور، عامل اساسی بالا رفتن دستمزد ویل اسمیت شد.
با توجه به اینکه تعداد کثیری از فیلمهای با بازی ویل اسمیت توانستند به فروش میلیون دلاری دست یابند، لذا در ماه آوریل سال ۲۰۰۷ میلادی نشریه نیوزویک این هنرپیشه را در جایگاه قدرتمندترین هنرپیشه هالیوود معرفی کرد. در عین حال نشریه فوربز طی مقالهای او را به عنوان پولسازترین هنرپیشه دنیا یاد کرد.
نقش محمد علی کلی در فیلم علی:
از آنجا که ویل اسمیت از لحاظ ظاهری و چهره شباهت زیادی به یکی از قهرمانان بوکسور آمریکایی به نام محمدعلی کلی داشت، از این رو در سال ۲۰۰۱ میلادی جهت هنرنمایی در فیلم علی در نقش محمدعلی کلی برگزیده شده و او در این فیلم هنرنمایی کرد.
فیلم مذکور در جایگاه برترین آثار ویل اسمیت محسوب شده و حتی نامزد کسب جایزه اسکار گردید.
مروری بر بهترین فیلمها:
از آنجاکه ویل اسمیت در بسیاری از آثار و فیلمهای خود بازی جذابی را از خود به نمایش گذاشته و خوش درخشیده است، در این مجال ما به بررسی پنج فیلم سینمایی از این هنرپیشه میپردازیم.
فیلم در جستجوی خوشبختی:
مضمون فیلم در جستجوی خوشبختی بر مبنای یک داستان حقیقی در خصوص مردی به اسم کریستوفر گاردنر تهیه شد. به طوری که یک مرد جوان به اسم کریستوفر گاردنر مصمم میشود سرمایهگذاری گسترده و عظیمی را بر روی یک دستگاه به نام اسکنر تراکم استخوان داشته باشد. او پیش بینی میکند با فروش رفتن دستگاههای مذکور سود و درآمد زیادی را حاصل نماید.
ولی برخلاف انتظار هیچ یک از این دستگاهها نتوانستند فروش خوبی داشته باشند. چرا که گویا با وجود بهای زیادی که برای آن در نظر گرفته شده، کارایی آن مشابه دقت نظر اشعه ایکس میباشد.
پس از آنکه کریستوفر گاردنر تلاش میکند با روی آوردن به کارهای متعدد به تأمین هزینههای زندگی بپردازد، همسرش زندگی مشترکشان را رها کرده و در عین حال آپارتمان محل سکونتش، از او گرفته میشود. در این شرایط کریستوفر ناچار میشود به همراه پسرش در خیابانها به زندگی خود ادامه داده و در این میان از فروش دستگاههای اسکنر تراکم استخوان دست نکشد.
همزمان با این جریان، او در جایگاه یک کارآموز بدون دریافت دستمزد در جایی اشتغال مییابد. ولی هیچ موقعیتی جهت ارتقاء به عنوان یک کارمند حقوق بگیر برای او مهیا نمیشود. لازم بود او پیش از رسیدن به مرحله دستمزد، پس از گذراندن دوره آموزشی ۶ ماهه به موفقیت رسیده و در عین حال در مقایسه با دیگر شرکت کنندگان امتیاز بالایی داشته باشد. در کنار این جریانات او ناچار بود، دستگاههای خود را به فروش رساند تا به واسطه آن این روزگار را سپری کند.
فیلم شاه ریچارد:
فیلم سینمایی شاه ریچارد که فیلمنامه آن از یک رویداد جدید و حقیقی خبر میدهد، با بازی ویل اسمیت به روی پردههای سینما رفت. فیلم مذکور نیز همچون بسیاری از آثار براساس یک حکایت واقعی بوده و در جایگاه یکی از برترین و بی نظیرترین فیلمهای ویل اسمیت قرار دارد. در فیلم مذکور شخصیت اصلی مردی به نام ریچارد ویلیامز بوده که تصمیم دارد با حمایت و یاری، دو دخترش به اسامی ونوس و سرینا را در ورزش تنیس به موفقیت رسانده و سرآمد نماید.
در این راستا او فرزندانش را به گذراندن دورههای آموزشی و انجام تمرینهای پی در پی در زمینهای تنیس کمپتون قرار داده تا به واسطه قدرت اراده و قابلیت و توانمندی حیرت انگیز آنها، شرایط را برای موفقیت و روزگار مملو از کامیابی مهیا کند. بدین ترتیب اعضای خانواده ویلیامز با پشتکار و مساعدت یکدیگر، بر مسائل و چالشها چیره شده و دستاورد عظیمی را در ورزش تنیس حاصل میکنند.
فیلم هفت پوند:
هفت پوند نام یک فیلم سینمایی در سبک درام است که نقش اصلی آن مردی به نام بن توماس می باشد. او دارای یک راز نهفته مهم و ارزشمند است که این موضوع موجبات دلهره و نگرانی او میشود. ولی همواره درصدد یافتن راهی است که به سعادت رسیده و جریان زندگی هفت نفر که هیچ گونه شناختی نسبت به آنها ندارد را متحول نماید تا از این طریق نقش بسزایی را در زندگی آنها به جا بگذارد.
هنگامی که بن برای این موضوع برنامهریزی کرده و موعد عملی کردن آن میرسد، معتقد است که هیچ عاملی نمیتواند مانع از اجرای تصمیمش شود. ولی او خبر ندارد که دلباخته و شیفته یکی از این اشخاص شده و سرانجام شخص مذکور تغییر و تحولات عمدهای را در زندگی او میگذارد.
با وجودی که فیلم هفت پوند در زمره برترین آثار ویل اسمیت محسوب میشود، ولی پس از اکران بر روی پردههای سینما، کارشناسان و منتقدان بازتابهای نامطلوبی را به آن ارائه دادند. در عین حال فیلم مذکور از سوی مردم و مخاطبان به شدت مورد توجه قرار گرفته و توانست در باکس آفیس امتیاز بالایی را به دست آورد.
فیلم مردان سیاه پوش:
از دیگر آثار ویل اسمیت میتوان به بازی در فیلم مردان سیاه پوش اشاره کرد. فیلم مذکور استنباطی از داستان یک کتاب کمیک است. حکایت این فیلم خبر از وجود یک آژانس مخفی خصوصی جهت مأموران پلیس مخفی داده که مردان سیاه MiB نام دارد. عملکرد این آژانس در زمینه کنترل و مراقبت از فرازمینیها میباشد.
هرچند فعالیت این آژانس کاملاً پنهان و سری بوده و دیگران هیچ اطلاعی از آن ندارند. در این میان یکی از نیروهای کارآمد و با مهارت آژانس مذکور مردی به نام رمزی کی بوده که سعی دارد نفرات تازهای را به عضویت گروه خود درآورد. به دنبال پژوهشها و تفحصهای گسترده، او با یکی از نیروهای پلیس شهر نیویورک به اسم جیمز ادوارد آشنا شده و او را جهت ملحق شدن به آژانس مردان سیاه برمیگزیند.
در فواصل داستان یک سفینه فضایی دچار سانحه شده و پس از سقوط به زمین شخص میشود که مربوط به یکی از نژادهای ناشناخته به اسم باگ است. شخص بیگانه جسد بیجان یک مرد کشاورز را در دست گرفته و عازم شهر نیویورک میشود. چرا که سعی دارد یک منبع پرقدرت انرژی به نام گلکسی را بیابد.
در این شرایط با در نظر گرفتن اتفاقات پی در پی، مامور جی و مامور کی ناچار میشوند در صدد دستگیری این بیگانه برآمده و مانع فرار او شوند در حالی که منبع انرژی را با خود حمل میکند.
فیلم دشمن ملت:
فیلم دشمن ملت درباره مردی به نام رابرت کلینتون یک وکیل مبادی آرام و آرام است که در شهر واشنگتن دی سی فعالیت میکند. او با پشتکار و تلاش زیاد سعی در دنبال کردن یک کینگ پین به اسم پاولی پینترو میباشد. در این بین یکی از مردان سیاسی به نام توماس برایان رینولدز به جریان ورود میکند.
سپس گفتگو و تبادل نظری را با یکی از نمایندگان به نام فیلیپ همرسلی آغاز میکند که در موضوع پایه گذاری یک برنامه تازه نظارتی با بهرهگیری از ماهواره است. ولی پس از آنکه همرسلی از انجام این مذاکره اجتناب میکند، رینولدز فرمان کشتن او را صادر مینماید. در این میان سخنان صورت گرفته در خصوص به قتل رساندن همرسلی در یک دستگاه ضبط صوت درج میگردد.
از این رو رینولدز گروهی از نیروهای سازمان امنیت ملی (N.S.A) را موظف میکند کسی که این نوار را در اختیار دارد، دنبال نمایند. آنها با هدف یقین یافتن از این جریان که نوار در اختیار دین نیست، نوار مذکور را به او واگذار میکنند در شرایطی که دین هیچ آگاهی از مضمون آن ندارد. از این رو نیروهای امنیت ملی مصمم میشوند در جریان زندگی دین وارد شده و خودشان را در جایگاه همکاران او جا بزنند.
فیلمشناسی

فیلم:
| سال | عنوان | بازیگر | تهیهکننده | یادداشتها |
|---|---|---|---|---|
| ۱۹۹۲ | جایی که آن روز تو را میگیرد | آری | نه | |
| ۱۹۹۳ | ساخت آمریکا | آری | نه | |
| شش درجه جدایی | آری | نه | ||
| ۱۹۹۵ | پسران بد | آری | نه | |
| ۱۹۹۶ | روز استقلال | آری | نه | |
| ۱۹۹۷ | مردان سیاهپوش | آری | نه | |
| ۱۹۹۸ | دشمن ملت | آری | نه | |
| ۱۹۹۹ | غرب وحشی وحشی | آری | نه | |
| ۲۰۰۰ | افسانه بگر ونس | آری | نه | |
| ۲۰۰۱ | علی | آری | نه | |
| ۲۰۰۲ | وقت نمایش | نه | آری | |
| مردان سیاهپوش ۲ | آری | نه | ||
| ۲۰۰۳ | پسران بد ۲ | آری | نه | |
| تلاش کن یا بمیر | نه | آری | ||
| ۲۰۰۴ | دختر جرسی | آری | نه | |
| من، ربات | آری | آری | ||
| د سیت فیلر | نه | آری | ||
| نجات چهره | نه | آری | ||
| داستان کوسه | آری | نه | ||
| ۲۰۰۵ | هیچ | آری | آری | |
| ۲۰۰۶ | ایتیال | نه | آری | |
| در جستجوی خوشبختی | آری | آری | ||
| ۲۰۰۷ | من افسانه هستم | آری | نه | |
| ۲۰۰۸ | هنکاک | آری | آری | |
| قرارداد انسانی | نه | آری | ||
| زندگی مخفی زنبورها | نه | آری | ||
| لیکویو تراس | نه | آری | ||
| هفت پوند | آری | آری | ||
| ۲۰۱۰ | بچه کاراتهکار | نه | آری | |
| ۲۰۱۲ | این یعنی جنگ | نه | آری | |
| مردان سیاهپوش ۳ | آری | نه | ||
| ۲۰۱۳ | پس از زمین | آری | آری | همچنین نویسنده |
| گوینده ۲: افسانه ادامه دارد | آری | نه | ||
| ۲۰۱۴ | افسانه زمستان | آری | نه | |
| آنی | نه | آری | ||
| ۲۰۱۵ | تمرکز | آری | نه | |
| ضربه مغزی | آری | نه | ||
| ۲۰۱۶ | جوخه انتحار | آری | نه | |
| زیبایی موازی | آری | نه | ||
| ۲۰۱۷ | درخشان | آری | نه | |
| ۲۰۱۹ | دانشآموز سال ۲ | آری | نه | |
| علاءالدین | آری | نه | ||
| ددز | آری | نه | ||
| مرد ماه جوزا | آری | نه | ||
| جاسوسان نامحسوس | آری | نه | ||
| ۲۰۲۰ | پسران بد تا ابد | آری | آری | |
| زندگی در یک سال | نه | آری | ||
| ۲۰۲۱ | شاه ریچارد | آری | آری | |
| ۲۰۲۲ | رهاسازی | آری | آری | |
| ۲۰۲۵ | اتومبیل دزدی بزرگ: سن آندرس | آری | نه |
تلویزیون:
| سال | عنوان | نقش | یادداشتها |
|---|---|---|---|
| ۱۹۹۰ | ایبیسی ویژه بعد از مدرسه | هاوکر | |
| ویژه روز زمین | خودش | ||
| راکین تورو د دکیتس | میزبان | مستندی از آلوین و سمورچهها | |
| ۱۹۹۶–۱۹۹۰ | شاهزاده تازه بل-ار | ویل اسمیت | تهیهکننده اجرایی (۲۴ قسمت)، نویسنده داستان (۱ قسمت) |
| ۱۹۹۱ | شکوفه | خودش | یک قسمت (حضور کوتاه) |
| ۱۹۹۷ | خوشبختی تا ابد: افسانههای پریان برای هر کودک | پینوکیو (صدا) | یک قسمت |
| ۲۰۰۷–۲۰۰۳ | همه ما | جانی | تهیهکننده اجرایی، بازیگر (۳ قسمت)، نویسنده (۲ قسمت)، کارگردان (۱ قسمت) |
| ۲۰۰۵ | جوایز بت ۲۰۰۵ | میزبان | |
| ۲۰۰۹ | بدون ورشکستگی: آنچه باید در مورد پول بدانید | خودش | |
| ۲۰۱۲ | جوایز انتخاب کودکان ۲۰۱۲ | میزبان | |
| ۲۰۱۳ | شوی ملکه لطیفا | — | تهیهکننده |
| ۲۰۱۸ | یک سنگ عجیب | میزبان | مجموعه مستند |
| ۲۰۱۸–اکنون | کبرا کای | — | تهیهکننده اجرایی |
| ۲۰۱۹ | فهرست باکت ویل اسمیت | خودش | تهیهکننده اجرایی، مجموعه مستند |
| ۲۰۲۰ | ویل اسمیت: خارج از انتهای عمیق | خودش | مستند |
| ۲۰۲۱ | اصلاح: مبارزه برای آمریکا | میزبان | مجموعه مستند |
| بهترین شکل زندگی من | خودش | تهیهکننده اجرایی، مجموعه مستند | |
| به زمین خوش آمدید | میزبان | مجموعه مستند | |
| ۲۰۲۲ | مجموعه زنان جنبش | — | تهیهکننده اجرایی، مینی سریال |
| ۲۰۲۲–اکنون | بل-ار | — | تهیهکننده اجرایی |
فعالیتهای دیگر:
ویل اسمیت در کنار هنرپیشگی، به عنوان تهیه کننده در چند فیلم موفق همکاری کرده است. در عین حال او اقداماتی در زمینه تجارت داشته و در شهر فیلادلفیلا به بازگشایی چندین رستوران زنجیرهای پرداخته است که همه روزه مشتریان زیادی در آنجا حضور مییابند.
موفقیت در دنیای سینما:
به دنبال دستاوردهایی که ویل اسمیت در حوزه تلویزیون کسب کرد، به سینما راه یافته و در آثار موفقی به بازیگری پرداخت که توانستند فروش زیادی را در سینماها حاصل نمایند. از جمله این فیلمها میتوان به این موارد اشاره کرد:
فیلم روز استقلال Independence Day
فیلم مردان سیاه پوش Men in Black
فیلم علی که شخصیت محمدعلی کلی را بر عهده داشته و نامزد کسب جایزه اسکار گردید. Ali
فیلم در جستجوی خوشبختی که نامزد کسب جایزه اسکار شد. The Pursuit of Happyness
فیلم من افسانه هستم I Am Legend
فیلم شاهزاده ریچارد در نقش پدر ونوس و سرنا ویلیامز که توانست جایزه اسکار برترین هنرپیشه مرد را دریافت نماید.
افتخارات و جوایز
هفته نامه نیوزویک با منتشر کردن مقالهای در ماه آوریل سال ۲۰۰۷ ویل اسمیت را در جایگاه قدرتمندترین هنرپیشه هالیوود معرفی کرد.
| افتخار / جایزه | سال | توضیحات |
|---|---|---|
| جایزه گرمی | — | به جهت فعالیت در حوزه خوانندگی |
| ستاره مشاهیر هالیوود | — | در محل عابر پیاده بخش مشاهیر هالیوود |
| نامزدی گلدن گلوب | — | شش مرتبه |
| نامزدی اسکار | ۲۰۰۱ | هنرنمایی در فیلم «علی» |
| نامزدی اسکار | ۲۰۰۶ | ایفای نقش در فیلم «به دنبال خوشبختی» |
| جایزه اسکار | ۲۰۲۲ | هنرنمایی در فیلم «شاه ریچارد» |
| جایزه برترین هنرپیشه نقش اول مرد یفنا | — | برای بازی در فیلم «شاه ریچارد» |
| جایزه برترین هنرپیشه مرد گلدن گلوب | — | برای بازی در فیلم «شاه ریچارد» |
دانستنی ها

ویل اسمیت در اغلب فیلمها شخصیت پلیس و یا مأمور امنیتی را به نمایش میگذارد.
او با دومین همسر خود به نام جید پینکت اسمیت هنگامی آشنا گردید که تلاش میکرد در مجموعه شاهزاده تازه بل-ایر نقشی را عهدهدار شود که این موضوع میسر نشد و این نقش با بازی نیا لانگ به تصویر کشیده شد.
فیل دارای دو پسر به اسامی ویلارد اسمیت سوم و جیدن بوده و تنها دارای یک دختر به نام ویلو است.
او بیان داشته، شخص نقش محوله در فیلم روز استقلال را با الگوبرداری از شخصیت هریسون فورد در فیلم جنگ ستارگان به نمایش گذاشت.
در عین حال ویل اسمیت در جایگاه رپر نیز شهرت دارد.
او توانست یکی از برجستهترین جوایز موسیقی که جایزه گرمی است را کسب نماید.
این هنرپیشه در سال ۱۹۹۸ به عنوان یکی از پنجاه شخصیت زیبای جهان برگزیده شد.
ویل اسمیت در جایگاه یک چهره مردمی به عنوان مجری در مراسم تحلیف رئیس جمهور بیل کلینتون برای قشر جوان همکاری کرد.
او از ایفای نقش در شخصیت نئو در فیلم ماتریکس اجتناب نمود.
وی نخستین رپری محسوب میشود که نامزد کسب جایزه اسکار شده است.
ویل تسلط زیادی به زبان انگلیسی داشته و آن را همانند زبان انگلیسی به آسانی گفتگو میکند.
این هنرپیشه دورانی را به عنوان رکورددار بالاترین حضور در سه مراسم فرش قرمز به فاصله ۱۲ ساعت بود که این موضوع در کتاب رکوردهای گینس به ثبت رسید. هرچند این رکورد به واسطه دو هنرپیشه دیگر از او گرفته شد.
در یکی از گفتگوها اظهار داشته، شخصیت نئو در فیلم ماتریکس را به جهت هنرنمایی در فیلم غرب وحشی وحشی نپذیرفته که از این موضوع دچار پشیمانی شد.
او به عنوان میزبان در مراسم اهدای جوایز فیلم ام تی وی در سال ۱۹۹۴ حضور داشت.
ویل اسمیت پیش از برد پیت جهت بازی در شخصیت آقای اسمیت در فیلم آقا و خانم اسمیت برگزیده شده بود.
وی یکی از هواداران سرسخت گروه هوی متال Soilwork میباشد.
به موجب رخداد آتش سوزی که در اکتبر سال ۲۰۰۵ صورت گرفته بود، او ناچار شد منزلش در شهر کالیفرنیا را ترک کند.
طلاق توافقی میان ویل اسمیت و همسر سابقش شری اسمیت، منجر به هزینه سنگینی برای او گردید! چرا که متعهد شد به یکباره مبلغ ۹۰۰ هزار دلار را به او پرداخت کرده و هر ماه ۲۴۰۰۰ را به جهت مراقبت و رسیدگی از فرزند مشترکشان برای او واریز نماید.
او در یکی از ترانههای رپ خودش در سال ۱۹۹۸ اعلام کرد:
محمد علی او را ”بزرگترین” یاد خواهد کرد.
پس از گذشت دو سال و نیم از این جریان، او در فیلم علی نقش محمدعلی قهرمان بوکس سیاه پوست را به تصویر کشید.
نقشی که او در فیلم مردان سیاه پوش بازی کرد، در ابتدا سیاه پوست نبوده و پیش از او چند هنرپیشه سفید پوست برای شخصیت مذکور مد نظر بودند که در میان آنها کریس او دانل و دیوید شویمر قرار داشتند.
ویل اسمیت یکی از میهمانان دعوت شده به مراسم ازدواج پرهزینه تام کروز و کیتی هولمز در ایتالیا بوده است.
او پیش از اینکه به سن ۲۰ سالگی برسد، میلیونر شده بود!
این هنرپیشه از هواداران کشتی حرفهای محسوب میشود.
او در ورزش شطرنج تبحر زیادی دارد.
نکته جالب چنین است که در روز دوم ماه جولای، ویل اسمیت و دخترش هر یک به تنهایی فیلمی را جهت نمایش بر روی پردههای سینما داشتند که فیلم هانکوک با بازی ویل بوده و فیلم کیت کیترج: یک دختر آمریکایی با بازی دخترش اکران گردید.
در کارنامه هنری او بازی در دو فیلم مشاهده میشود که هر کدام با واژه I آغاز میشوند. این فیلمها شامل I Robot و I am Legend!Will Smith میباشند.
ویل اسمیت دو مرتبه به هنگام بازی در فیلم، مکعب روبیک را حل کرده است. یک مرتبه در مجموعه of Bel Ai ” و یکبار هم در زمان بازی در فیلم به دنبال خوشبختی بوده است. هرچند این هنرپیشه یک بار در هنگام حضور در یک برنامه زنده این قابلیت و تبحر خود را به نمایش گذاشته و موفق شد مکعب روبیک را در عرض ۵۵ ثانیه حل نماید.
حاشیه ها
مراسم اسکار ۲۰۲۲:
جریان زندگی ویل اسمیت هنرپیشه مطرح و سرشناس آمریکایی نیز همانند بسیاری از افراد نامآور، دچار مسائل و چالشهایی بوده که حاشیههایی را برای او ایجاد کرده است. ولی در این میان جریان سیلی زدن او در مراسم اسکار از مطرحترین حاشیههایی محسوب میشود که در جریان زندگی این هنرپیشه و یا حتی پیشینه مراسم اسکار شکل گرفته است.
این رخداد از آنجایی آغاز شد که کریس راک به عنوان مجری مراسم اسکار، به صورت علنی مزاح و تمسخری را با مدل موی همسر اسمیت انجام داد.
به صورتی که کریس راک، همسر این هنرپیشه را به شخصیت زنی در فیلم جی.آی.جین (G.I. Jane) که تاس بود، مشابهت داده و بیان کرد، منتظر تماشای «جی.آی.جین ۲» با حضور او است.
در وهله اول ویل اسمیت در مواجهه با این جمله واکنش خاصی نشان نداده و خنده بر لب آورد، ولی از آنجا که همسرش به علت ابتلا به یک بیماری دردناک ناچار شده بود موهای سرش را کاملاً بتراشد، از این رفتار اظهار ناراحتی کرد. لذا ویل اسمیت یک سیلی را به صورت کریس راک نواخت.
در ابتدا حاضرین تصور میکردند این رفتار ویل اسمیت یک جریان از پیش تعیین شده بوده و قسمتی از مزاح کریس راک محسوب میشود. ولی پس از آنکه جایزه اسکار به ویل اسمیت اعطا شد او در مدت سخنرانی اظهار داشت، به حمایت و جانبداری از همسرش جیدا پینکت این رفتار را انجام داده و افزود:
«عشق وادار به انجام کارهای دیوانهوار میکند.»
با وجودی که کریس لاک هیچگونه اعتراض و انتقادی در این زمینه مطرح نکرده و ویل اسمیت نیز پس از آن رویداد در یک مصاحبه رسمی از عوامل آکادمی اسکار و تماشاگران آن مراسم پوزش خواست، ولی آکادمی اسکار این هنرپیشه را برای مدت ده سال از هرگونه همکاری و شرکت به صورت مجازی و یا حضوری در این مراسم تحریم کرد.
خاطر نشان میکنیم ویل اسمیت تا به حال به علت این رفتارش، هیچ گونه پوزش و عذرخواهی از کریس راک انجام نداده است.
فعالیت بشردوستانه:
فیلم اسمیت در کنار همسرش جیدا پینکت اقدام به راه اندازی یک مؤسسه خیریه به اسم The Will and Jada Smith Family Foundation نموده است که فعالیت آن در زمینه آموزش، عدم تبعیض نژادی و برقراری عدالت اجتماعی و حقوق بشر میباشد.
این هنرپیشه سیاه پوست از محبوبیت و شهرت خود در جهت اجرا کردن مقاصد بشردوستانه پزشکی بهره میگیرد. او مبالغی را جهت کمک به سازمان بهداشت جهانی پرداخت کرده و در عین حال طی مسافرتهایی که به آفریقا انجام داده به ارشاد و آگاه ساختن مردم در حوزه پیشگیری و معالجه بیماری ایدز میپردازد. به طوری که تا به اکنون ویل اسمیت تا چندین هزار دلار جهت خرید دارو برای بیماران ایدزی تخصیص داده و آنها را در اختیار سازمان بهداشت جهانی قرار داده است.
مصاحبه
ویل اسمیت هنرپیشه سیاه پوست اهل آمریکا که در اواخر دهه ۴۰ سالگی خود به سر میبرد، از انگشت شمارترین شخصیتهای مطرح رنگین پوست دنیا محسوب میشود که موفق شد آوازه و دستاوردی همتراز با بازیگران سطح اول و بسیار مشهور سفید پوست سینما کسب نماید.
او به همراه لئوناردو دی کاپریو، تام کروز و جانی دپ در زمره هنرمندانی قرار دارد که بیشترین میزان دستمزد را جهت ایفای نقش در فیلمها دریافت مینماید. ویل اسمیت نخستین بار در سال ۱۹۹۰ در برابر دوربین تصویربرداری بازی کرد. به طوری که در جایگاه یک هنرپیشه نوجوان با حضور در چند سریال طنز خانوادگی تلویزیونی مربوط به شبکه آ بی سی که در تملک شرکت والت دیزنی قرار دارد، بازیگری را آغاز کرد.
ویل به دنبال ایفای نقش در شخصیت مکمل دو فیلم سینمایی، در سبک اکشن و پلیسی به نام پسران بد محصول سال ۱۹۹۵، به چهره شناخته شدهای در میان بازیگران جوان تبدیل شد. همچنین فیلم روز استقلال به سال ۱۹۹۶ دومین اثر سینمایی او محسوب میشود.
او دستاوردهای مالی فیلمهایش را با حضور در آثاری همچون مردان سیاه پوش، دشمن دولت و غرب وحشی وحشی حاصل کرد. ولی برخی از فیلمهای او همانند افسانه بگر ونس و فیلم علی نتوانستند در گیشه سینماها فروش خوبی را به دست آورند.
ویل اسمیت به جهت هنرنمایی در شخصیت محمدعلی کلی مشت زن مسلمان قهرمان دنیا، کاندید کسب جایزه اسکار گردید. در عین حال او طی سالهای ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ میلادی در فصل دوم فیلم مردان سیاه پوش و فیلم پسرهای بد ایفای نقش نمود. از دیگر آثار این هنرپیشه میتوان به فیلمهای من ربات، هیچ، در جست و جوی خوشبختی، هنکوک و من افسانه هستم اشاره کرد که طی سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۸ میلادی تولید شده و توانستند در جداول گیشه های سینماها، فروش خوبی را رقم زنند.
این هنرپیشه پس از سال ۲۰۰۸ تا سال ۲۰۱۲ میلادی در هیچ کدام از آثار سینمایی بازی نکرد. هنگامی که او در سال ۲۰۱۲ در فیلم مردان سیاه پوش هنرنمایی کرد، به شدت از سوی مخاطبان مورد استقبال قرار گرفت. ولی فیلم تازهای از او در سبک علمی تخیلی که پس از زمین نام دارد، موفق نشد در سینماهای آمریکای شمالی به فروش خوبی دست یابد. در این مصاحبه ویل اسمیت در خصوص ابعاد مختلف حرفهای و امورات خود سخن میگوید.
ورودتان به دنیای بازیگری راحت بود؟
به هیچ وجه! من به شدت تلاش کرده و پشتکار زیادی به خرج دادم. شروع فعالیت حرفهای من با نمایشها و سریالهای تلویزیونی آغاز شده و ناچار بودم همه فیلمنامه را از بر کنم. در عین حال هنگامی که سایر هنرپیشگان دیالوگ خود را بیان می کردند، من به راحتی دیالوگهای آنها را لب زده و همزمان با آنها زیر لب تکرار میکردم.
در حال حاضر زمانی که به تماشای این سریالها مینشینم، هم به خنده افتاده و هم ناراحت میشوم. به نظرم میرسد نقش آفرینی و اجراهایم بسیار افتضاح بوده است. ولی در آن دوران ناچار بودم هر فعالیتی را انجام دهم تا میسر شود در این حوزه ورود کرده و جایگاه خود را مستحکم نمایم.
آیا این سختیها کمک کرد تا بعدها نقشهای خود را بهتر و قابل قبولتر بازی و ارائه کنید!
صد البته. بدانید بدون متحمل شدن دشواریها و پشت سر گذاشتن چالشها هیچ وقت نمیتوان به یک هنرپیشه موفق مبدل شوید. به دنبال عبور از همه این موانع و چالشها است که دستاورد و موفقیت به منزله یک ظفر و پیروزی مطلوب و لذت بخش خواهد بود. حوزه سینما عرصهای برای ناکامی ها و موفقیتها بوده و هر آن ممکن است شما با اخبار مطلوب و یا ناخوشایند مواجه شوید.
ولی این جریان غیرمنتظره سینما است که حتی ما هنرپیشگان را نیز به تحیر میکشد. من در تمام این سالها هنگامی بیشترین احساس نارضایتی و ناکامی را لمس کردم که فیلم غرب وحشی وحشی با افتتاحیه افزون بر ۵۲ میلیون دلاری، به اکران عمومی گذاشته شد. این فیلم که در سبک وسترن و اکشن تهیه شد، اصلاً مطلوب نبوده و برای من بسیار دشوار و زحرآور بود که در جداول گیشه سینماها رتبه اول را داشته باشد.
شما در رشتههای مختلف هنری فعالیت کردهاید. از بین آنها، کدام یک را بیشتر ترجیح میدهید؟
خب، هنرپیشگی یک جریان بسیار منحصر به فرد و متمایزی بوده و شما موقعیت ویژهای را در آن خواهید داشت. هنگامی که مشغول فعالیت در حوزه موسیقی هستید، به مراتب بیشتر قادر هستید خودتان بوده و نسبت به خودتان متعهد بمانید. ولی دنیای بازیگری جایی است که به شدت شما را تغییر داده و متحول میشوید.
در زمان ایفای نقش در آثار سینمایی به طور پیوسته تغییراتی را تجربه کرده و هر مرتبه به یک شخصیت تازه مبدل میشوید. به طوری که هر کدام از شخصیتها یک فرد جدیدی از وجودتان را به نمایش گذاشته و ناچار هستید شخصیت جدیدی را داشته باشید. من به شدت به این ابعاد فعالیت هنرپیشگی علاقه دارم.
چه چیز بازیگری برایتان از اهمیت بیشتری برخوردار است؟
این موضوع که قادر باشید نقش آفرینی مطلوب و پرقدرتی را ارائه دهید. زمانی که شما در کنار یک هنرپیشه مقتدر همبازی میشوید، متعاقباً در وجود شما نیز احساس قوت شکل گرفته و میتوانید بازی جذابتر و مناسبتری را داشته باشید. از این رو هنگامی که به امضای قرارداد بازیگری در یک اثر تازه میپردازم، به شدت برایم اهمیت دارد که در آن فیلم در کنار چه اشخاصی نقش آفرینی خواهم کرد.
هرچند در این جریان استنباط و درک متقابل نیز بسیار ارزشمند و شایان توجه است. چنانچه شما موفق نشوید با هنرپیشه مقابل خود درک متقابلی داشته باشید، بازی در برابر دوربین تصویربرداری بسیار مشکل خواهد بود.
سیاه پوست بودنتان مشکلی ایجاد نمیکند!
در هر صورت در ایالات متحده آمریکا زندگی کردن و سیاه پوست بودن، کار آسان و راحتی محسوب نمیشود. هر یک از ما افراد رنگین پوست لازم است تا دو برابر افراد سفید سفید پوست کوشش کنیم تا موفقیت را در کارهایمان داشته باشیم. ولی من به رنگ سیاه خود علاقه داشته و از آن جهت احساس شرمساری ندارم. به ویژه سیاه پوست بودن در حوزه هالیوود برایم دوست داشتنی است.
زمانی که شما در دنیای هالیوود به موفقیت و کامیابی میرسید، در حقیقت در حال ابراز یک پیام رسمی بوده و نشان میدهد که افراد سیاه پوست قابلیت چیره شدن بر همه مسائل و دشواریها را داشته و میتوانند موانعی که در برابر فعالیت و ورودشان به عرصههای مختلف شکل گرفته را از مقابل خود کنار بزنند.
از شما به عنوان یکی از مردان خانواده موفق دنیای سینما اسم میبرند.
به اعتقاد من هنگامی که یک خانواده را تشکیل میدهید، در حقیقت نابترین شیوه نیکبختی و سعادت را در زندگی خود حاکم مینمایید. اعتراف میکنم تشکیل خانواده از عظیمترین خواستهها و رویاهای من پس از بازیگری محسوب میشد. بسیار شادمانم که توانستم به هر دو هدف و آرزوی خود دست یابم.
درباره ورود بازیگران جدید به دنیای سینما چه فکر میکنید؟
لازم است در حوزه سینما اشخاص جدیدی وارد شوند. ولی معتقدم باید هر کدام از این چهرهها از توانمندی و استعداد مورد نیاز برخوردار باشند. فعالیت ما به شکلی است که همه روزه اشخاص تازهای در آنجا حضور مییابند.
همچنین چنانچه شما در جایگاه یک هنرپیشه رغبتی برای تلاش و پشتکار زیاد نداشته و نمیتوانی کارها را مطلوبتر انجام دهی، مناسب است از این حوزه کنار رفته و این مجال و موقعیت را در اختیار دیگران قرار دهید. درست نیست بدون کوشش، تنها جای دیگران را تنگ کنید.
یک بار گفتید دوست دارید رئیس جمهور کشور شوید. هنوز هم به این موضوع فکر میکنید!
ممکن است خوانندگان به خنده بیفتند. ولی چنانچه ذهن خود را بر این موضوع متمرکز کنم، شما مطمئن باشید که در ۱۵ سال آینده من را در کاخ سفید مشاهده میکنید. به طوری که ممکن است به مقام ریاست جمهوری این کشور برسم.
شعار و الگوی کاریتان در حرفهبازیگری چیست؟
یک مرتبه مادربزرگم حرفی را به من زد که همواره در ذهنم ماندگار شده و مطابق آن رفتار می کنم؛ هیچ گاه نگذار شکست بر روی قلب تو تاثیر گذاشته و اجازه نده پیروزی و کامیابی در ذهن و مغزت نفوذ کند. لذا در همه شرایط با منطق تصمیم گرفته و عمل کن.
اگر بازیگر نمیشدید، در چه حرفهای فعالیت میکردید؟
مهندسی کامپیوتر. همواره در درس ریاضی سطح مطلوبی داشته و تمایل داشتم به درستی از آن بهره ببرم. چنانچه به رشته مهندسی وارد شده و در آن فعالیت میکردم، ممکن بود چند موضوع کاربردی نیز اختراع مینمودم.
وقتی بازیگر شدید، با چه ذهنیتی کارتان را شروع کردید؟
زمانی که به تازگی بازیگری را آغاز کردم، در نظر داشتم تبدیل به بزرگترین هنرپیشه دنیا شوم. علاقه داشتم بزرگترین هنرپیشه باشم که در برترین و عظیمترین آثار سینمایی نقش آفرینی کنم. به نظرم میرسید آثاری که در آن جلوههای ویژه زیادی صورت گرفته، فیلمهای مطلوبتری به شمار میروند. ولی به فاصله اندکی پی بردم، این موضوع یک خواسته و آرزوی عظیم است که دستیابی به آن آسان نیست.
شما یکی از بازیگران بسیار مشهور دنیای سینما هستید. نظرتان درباره شهرت چیست؟
افرادی وجود دارند که امورات زندگی آنها بر اساس مداخله در جریان زندگی شخصی سایر افراد سپری میشود. شما هیچگاه آگاه نیستید که آنها در کجا حضور داشته و به چه صورت به شما نزدیک میشوند. همچنین آنها در خارج از منزل شما به کمین نشسته و به واسطه بالا آمدن از در و دیوار خانه تان، در پشت پنجره اتاقها سرک میکشند.
این آتیه افرادی است که به شهرت میرسند. آنها به طور پیوسته از سوی خبرنگاران و گزارشگران تعقیب میشوند. ناچار شدم نردههای بلندی را بر روی دیواره خانهام نصب کنم. از این شیوه زندگی احساس شرمساری دارم. من به عموم مردم جامعه علاقه داشته و تمایل دارم در میان آنها حاضر شوم. ولی شهرت مانع میشود که به این خواسته دست یابم.
در چنین شرایطی حس ثبات و امنیت به طور کامل در وجودم شکل نمیگیرد. هر لحظه نسبت به خودم، گفتهها و عملکردم دقت نظر دارم. هر گامی که برمیدارم، با احتیاط و دقت زیاد آن را میسنجم. مفهوم اصلی شهرت چنین است.
خودتان را بازیگر مستعدی میدانید؟
با کمال صداقت جوابتان را میدهم، تصور میکنم در این زمینه بالای سطح متوسط قرار دارم. دیدگاه و نظرات سایر افراد برایم بسیار ارزشمند است. لذا هنگامی که بیان میکنند این موضوع یا آن رفتار صحیح و یا نادرست بوده، تلاش دارم هر یک از این نظرات را از روی صدق دل مورد کنکاش و سنجش بگذارم.
فکر میکنید چرا چند فیلم اخیرتان نتوانسته موفقیت کارهای قبلیتان را تکرار کند؟
چنانچه علت آن برایم آشکار بود پیش از آنکه به سوال شما پاسخ دهم، کوشش میکردم از صورت گرفتن چنین بحرانی اجتناب نمایم! برای کامیابی و یا شکست آثار سینمایی نمیشود علت واضحی را یافت. من در جایگاه هنرپیشه همه تلاش و کوشش خود را به کار میگیرم که یک فیلمنامه مطلوب را برای کار در نظر گرفته و برترین نقش آفرینی را در آن داشته باشم.
ولی هنگامی که صحبت از بازتاب و عکسالعمل تماشاگران نسبت به فیلم میشود، از من هنرپیشه کاری ساخته نبوده و سنجش و قضاوت در این زمینه بیرون از کنترل و خواسته من قرار دارد.
فیلم جدید چه دارید؟
تصمیم دارم در قسمتهای جدید فیلمهای هنکوک، من، روبات و پسرهای بد ایفای نقش کنم. ولی همچنان فیلمنامه این آثار مهیا نشده و تاریخ مشخصی را برای آغاز تصویربرداری تعیین نکردهاند. در حال حاضر به نقش آفرینی در فیلم افسانه زمستانی میپردازم که دارای فضای فانتزی بوده و ماجرای آن در سال های میانی قرن نوزدهم و در شهر منهتن فعلی به وقوع میپیوندد.
کارگردانی این فیلم بر عهده آکیوا گلدمن فیلمنامهنویس مشهور است. ممکن است به دنبال آن در فیلم تمرکز/ فوکوس نیز حضور داشته باشم. فیلم مذکور دارای فضا و جو طنز است.
بسیار اسباب تأسف و خجالت است که ویل اسمیت به دنبال رفتار افتضاحی که در مراسم اسکار سال ۲۰۲۲ صورت گرفت، به مدت ده سال از شرکت در جوایز این آکادمی تحربم شد. چرا که هنرنمایی او در فیلم رهایی، از جمله مقتدرترین و درخشانترین آثار در کارنامه هنری او محسوب میشود. هنرنمایی که نیازمند تقدیر و تجلیل در همه دورهمیها و مراسمات هالیوود بوده که در آخر تمامی سالهای میلادی اجرا میشود.
این نقش از نظر ذهنی و بدنی بسیار فرساینده است. چطور از نظر روحی و روانی برای ایفای نقش فردی مثل پیتر آماده شدید؟
آگاه هستید که هر هنرپیشه پژوهشها و تحقیقات خود را انجام میدهد. من در کنار فراگیری لهجه و گویش، با هر چیزی که مواجه شدم، مطالعه کردم. ولی لحظه خاص و حیرت انگیزی وجود دارد که قادر نیستید آن را ایجاد کرده و یا جعل نمایید، به طوری که تنها میتوان امید داشت که اعجازی در آن رخ دهد.
این اعجاز به منزله استنباط و درک نقشی است که مقرر است آن را به نمایش بگذارید. این موضوع برای من در نقش مذکور، به فاصله شش هفته پس از آغاز مهیا شدن شکل گرفت. لذا هنگامی شد که مسئول تدارک صحنه به اندازه کردن زنجیرهای گردن مشغول بود. من زنجیرها را به دور گردن و مچهایم قرار داده و مقیاس و وزن حقیقی آنها را متوجه شدم. سپس او سعی کرد با کلید آنها را باز کند، ولی کلید عمل نکرد. به این ترتیب من به مدت ۱۵ دقیقه به معنای حقیقی در بین غل و زنجیر گرفتار بودم.
ضربان قلب من به قدری شدید بود که به طور کامل آن را حس کرده و نشسته در حال نگاه به دیگران بودم که به هر طرف میدویدند تا کلید اصلی را یافته و من را از آن شرایط نجات دهند. در آن هنگام با خودم فکر کردم در شرایطی که ۱۵ دقیقه این چنین دشوار است، به اسارت درآمدن پیتر در همه اوقات در زمانی که بردهداری مرسوم بوده و آن موقعیت به چه شکل بوده است. در آن لحظات درک و استنباط ژرف و عمیقی را از شرایط نقش خود دریافته و پی بردم لازم است دیدگاه جامعتری را از پیتر داشته باشم.
عکس پیتر شلاقخورده از آن تصاویر تاریخی است که خیلیها آن را دیدهاند؛ اما شاید مردم با داستان زندگی او آشنا نباشند. همیشه سوالهایی در این خصوص مطرح بوده که مردم در روزگار بردهداری با آن مبارزه میکردند یا نه، و این فیلم یادآوری میکند که کسانی بودند که مبارزه کنند. چرا برای شما مهم بود که نقش چنین فردی را بازی کنید؟
بله، برای آنتوان و من این موضوع بسیار ضروری و واجب بود. اصلیترین ابهام ما در این بود: آیا میتوانیم فیلمی در این دوران تاریخی بسازیم که الهامبخش باشد؟ جریانی که در کارنامه هنری من بسیار قابل توجه بوده و به همین علت بود که تا به اکنون از حضور در فیلمی با موضوع بردهداری اجتناب کرده بودم.
تمایل نداشتم افراد سیاه پوست را در چنین شرایطی به نمایش درآورم. زمانی که از من دعوت شد تا در این فیلم بازی کنم، شرایط تا حدودی متفاوت شد. در حقیقت آنتوان فیلمی را با موضوع بردهداری تولید نکرد. این فیلم در خصوص آزادی است، در زمینه عشق و دلدادگی، در خصوص خانواده، در خصوص ایمان و اعتقاد، درباره قدرت تحمل و شکرگزاری است. به عبارت دیگر این فیلم درباره توان و روحیه آمریکاییهای آفریقاییتبار میباشد.
فیلم رهایی از آن دست آثاری نیست که تنها شما را به فضای حقارت آمیز بردهداری کشانده و مجبور کند تا از بین بحران، غصه و دشواری های بی حد و حصر بگذرید. هرچند جنبههایی از این موارد نیز در آن وجود دارد. ولی در کنار آنها، فیلم رهایی الهام زیادی را به تماشاگر القا کرده و سطح آگاهی او را بالا میبرد. در مجموع فیلم مذکور دیدگاه و استنباط تازهای را در ذهن مخاطب ایجاد کرده که قادر است به تجلی رسیده و منجر به مساعدت و همدردی شود.
تصویر پیتر شلاق خورده از جمله دلایلی بود که به شدت مرا به هیجان آورد تا مصمم شوم در این پروژه همکاری کرده و در خصوص آن تحقیق و تفحص کنم. چرا که شما تنها عکسی را مشاهده میکنید، ولی اطلاع ندارید که او چه شخصیتی بوده است. آگاه نیستید چه حکایتی دارد.
در واقع بردهداری در ایالات متحده آمریکا از جمله شقیترین ابعاد تاریخ بشریت محسوب میشود. به هیچ وجه قابل درک نیست و یا دشواری میتوان تا این اندازه ظلم و ستم به انسانها را پذیرفت. در وهله اول این مسأله مربوط به آمریکا است، ولی این جریان در همه جای جهان ریشه داشته و ارتباط با رویکرد انسانی دارد.
بحرانی است که همچنان پس از گذشت سالها، در وجود و نهاد بشریت ماندگار شده است. شکلگیری و به نمایش درآوردن چنین رفتارهای شقاوت گونهای که همجوار آن برخی از زیباییها نیز وجود دارد، همانند آن است که به همراه خطاهای انسانی، رویکردهای بسیار فوق العاده را نیز نشان دهید. در هر صورت مقرر بود این اثر الهام بخش و پر از امید و انگیزه باشد. در کنار این موارد، یک فیلمنامه بینظیر نیز در آن وجود داشت. آنتوان فوکوآ تبحر زیادی در کار خود دارد.
اعلامیه آزادی بردگان آمریکا (Emancipation Proclamation) اول ژانویه ۱۹۶۳ بهطور رسمی اعلان شد اما تا نوزدهم ژوئن زمان برد تا بردهها آزاد شوند.
بله، ابتدا در ایالتهای شمالی این واقعه صورت گرفت ولی ساکنان جنوب نگذاشتند که بردهها آزاد شوند. به همین علت افرادی که به عنوان برده شناخته میشدند، تلاش کردند به ارتش لینکن پناه برده و به آنها بپیوندند. فیلم مذکور در خصوص سالهایی است که بردهها ظاهرا آزاد بودند ولی به آزادی نرسیدند.
فیلم رهایی از آثار زیبا میباشد. پس از آنکه از من دعوت شد تا در این پروژه همکاری کنم، دخترم در یک موقعیت از من سوال کرد: بابا، واقعا به یک فیلم بردهداری دیگر نیاز داریم؟ که به او گفتم: به تو قول میدهم که من در فیلمی درباره بردهداری بازی نخواهم کرد. فیلم رهایی به مفهوم آزادی است.
خاطره جالبی است چون یکی از دیالوگهای محبوبم جایی است که یکی از فرماندهان ارتش لینکن به شخصیت شما میگوید: «من آزاد متولد شدم.» و شخصیت شما چنین پاسخ میدهد: «به ما اجازه دادهاند که صاحب خانه باشیم. ما مجاز شدیم به این کار. به ما اجازه دادهاند. به ما اجازه دادهاند.»
چنانچه کسی به شما مجوز صورت دادن فعالیتی را صادر کند، واقعا آزاد هستید؟ مطلبی که در خصوص این فیلم برای من جالب بود، متمرکز شدن بر جریان ایمان و قدرت یقین و اعتقاد است که باعث میشود شما بتوانید هر مسئله و چالشی را متحمل شوید. شخصیت مذکور تنها در مسائل و مشکلاتی که لازم بود متحمل شده و جریاناتی که باید از آنها به سلامت عبور میکرد، منتهی میشد. تنها خداوند قادر است چنین انسانی را یاری کند. زمانی که به مسائل و دردهایی که بر او وارد شده نظر میکنید، پی میبرید تنها خداست که این موضوع را عملی کرده است.
میدانم که نمایشهای خصوصیای برای فیلم ترتیب داده شد و شما از حمایت افرادی چون تایلر پری، ریحانا و دیو چَپِل برخوردار شدید. این پشتیبانی جامعه سیاهان از شما در چنین مقطعی برایتان چه معنایی دارد؟
از نظر من این حمایت و پشتیبانی به هیچ وجه شخصی محسوب نمیشود. بیشتر به این شباهت دارد که تمامی این افراد به منظور یاری و حمایت از پیتر به دور هم گرد آمدهاند. گویا پیتر و من در کنار همدیگر قرار داشتیم که ریحانا به ما ملحق شده و این فیلم را پسندید.
در حقیقت پشتیبانی و حمایت صورت گرفته مربوط به این حکایت و افکاری بود که در آن شکل گرفته و من بسیار شادمانم که فیلم مذکور از یاری و کمک دیگران بهره گرفت. ولی من در این زمینه در برابر پیتر سر تعظیم فرود میآورم. هرچند این جریان به حد زیادی ارزشمند و حساس میباشد. و آنتوان به زیبایی آن را مدیریت و سامان داد که انکارناپذیر است.
ولی گویا در این میان اعتبار و امتیاز آن، شامل حال من شد. ولی من همه آن را به طور یکجا به پیتر و آنتوان پیشکش میکنم. چرا که این کیفیت و اعتبار ماحصل وجود آنها و پشتکارشان است. در همین جا سپاس و قدردانی خود را به آنها اعلام مینمایم.
با هیدرودرم، پاکسازی پوستت رو حرفهای و بیدردسر انجام بده
|
با آردن اکسپرتیج، روتین مراقبت از پوستت رو ساده و حرفهای کن
|





