بیوگرافی و زندگینامه آشا محرابی
وبسایت "فردای تازه" همان "تاروت رنگی" سابق می باشد.
بیوگرافی آشا محرابی
آشا محرابی به عنوان گوینده و هنرپیشه سینما، تئاتر و تلویزیون ایران در سی و یکمین روز از مرداد ماه سال ۱۳۵۲ متولد شد.
منوی دسترسی سریع

خلاصه زندگینامه
نام اصلی: آشا محرابی
متولد: ۳۱ مرداد ۱۳۵۲ (۵۲ سال)
محل تولد: تهران، ایران
ملیت: ایرانی
زمینه فعالیت: سینما، تلویزیون، تئاتر و رادیو
پیشه: بازیگر، کارگردان، دوبلاژ، گوینده
قد: ۱۶۴ سانتیمتر
والدین: فاطمه سید مدلل کار و اسماعیل محرابی
وضعیت تاهل: متاهل
تحصیلات: کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی، کارشناسی ارشد روابط بینالملل فارغ التحصیل فیلمسازی از کانادا
سالهای فعالیت: ۱۳۷۷-اکنون
وبسایت: Ashamehrabi.com
زندگینامه
خانواده و والدین:
آشا محرابی در تاریخ ۳۱ مرداد سال ۱۳۵۲ در شهر تهران به دنیا آمد. او از هنرپیشگان سینما، تئاتر و تلویزیون کشورمان به شمار میرود.
او تنها دختر اسماعیل محرابی هنرپیشه قدیمی سینما و تلویزیون بوده که مادرش فاطمه سید مدل الکار میباشد. زمانی که آشا محرابی در سنین نوجوانی بود، والدینش از یکدیگر متارکه کرده و پدرش او و مادرش را رها کرد. مادر این هنرپیشه از اهالی شهر رشت در استان گیلان میباشد.
تحصیلات:
آشا محرابی تحصیلات خود را در رشته مترجمی زبان انگلیسی در مقطع کارشناسی به پایان برده و همچنین دارای مدرک کارشناسی ارشد رشته روابط بینالملل میباشد. او در کنار انجام تحصیلات دانشگاهی، به دورههای آموزشی زیر نظر حمید سمندریان رفته و دوره کامل هنرپیشگی و کارگردانی را از موسسه حمید سمندریان پشت سر گذاشت. علاوه بر این او رشته کارگردانی و فیلمسازی را در موسسه سینمای جوان به پایان برده است. آشا محرابی با شرکت در دوره آموزشی فیلمنامه نویسی تحت نظر ناصر تقوایی در آموزشگاه این حرفه را فرا گرفت. این هنرپیشه همچنین دوره فیلمسازی را در کشور کانادا طی کرده است.
اولین سریال و مخالفت پدر:
در سال ۱۳۶۴ که آشا محرابی تنها در سن ۱۲ سالگی بود، برای نخستین بار در کنار پدرش در یکی از قسمتهای مجموعه تلویزیونی آینه در برابر دوربین فیلمبرداری هنرنمایی کرد. ولی پدرش با ادامه فعالیت او در این حوزه مخالفت کرده و ناچار شد در دانشگاه رشته غیر هنری را برای خود انتخاب کند.
او در جایی اعلام کرده جایگاه پدرم در زندگی من بیشتر به عنوان مانع و مخالف بوده تا اینکه من را مورد مساعدت قرار دهد. از همان سالهای کودکی با اسماعیل محرابی عهد بسته بودیم که در صورت به پایان بردن درسم و انجام تحصیلات دانشگاهی، او مقدمات حضورم در عرصه بازیگری را مهیا کند. در حقیقت این موضوع یک تعهد و پیمان اخلاقی و معنوی بود که من به شدت آن را باور کرده و بر اساس آن جریان زندگی خودم را دنبال میکردم.
ازدواج

مطالب چندانی در خصوص ازدواج و همسر آشا محرابی در اختیار نیست.
ولی به نظر میرسد این هنرپیشه سالهای زیادی است که ازدواج کرده و زندگی مشترکش را آغاز کرده است. ولی شوهر او تمایلی به اشتراک گذاشتن تصاویر شخصی و خانوادگی در فضای مجازی ندارد.
آشا محرابی در شبکه های اجتماعی
اینستاگرام:
زندگی هنری

آشا محرابی تحصیلات خود را در رشته بازیگری و کارگردانی از کانون هنری حمید سمندریان به پایان برده و همچنین مدرک فیلمسازی خود را از موسسه سینمای جوان دریافت کرده است. او نخستین بار در سال ۱۳۶۴ که تنها ۱۲ سال داشت، با ایفای نقش در مجموعه آینه به فعالیت هنری روی آورد. او همزمان با ورود به عرصه رادیو، فعالیت بر روی صحنه تئاتر را با هنرنمایی در نمایشی به نام دایره گچی قفقازی ساخته حمید سمندریان در سال ۱۳۷۷ آغاز کرده و آن را در تالار اصلی تئاتر شهر بر روی صحنه اجرا کرد.
در سالهای بعد او به عنوان هنرپیشه، نویسنده و کارگردان در این حوزه هنری مشغول به کار شده و نمایشهایی را همچون خسیس، خانه برنارد آلبا، سه خواهر، زیرگذر سقاخانه، اتوبان، من حرفی ندارم دنبالشو نگیر و… به نمایش درآورد. آشا محرابی هم اکنون یکی از اعضای انجمن هنرپیشگان و کارگردانان خانه تئاتر ایران میباشد. او در سال ۱۳۸۰ در حوزه دوبلاژ و گویندگی مشغول به کار شد.
شروع فعالیت در رادیو:
پس از آن آشا محرابی در سال ۱۳۷۴ که آزمون اداره کل نمایش را پشت سر گذاشته و در آن پذیرفته شد، به حوزه نمایشهای رادیویی وارد شد. به طوری که تا به اکنون فعالیت خود را در جایگاه هنرپیشه، کارگردان و نویسنده با اداره کل نمایش ادامه میدهد.
پس از چندی این هنرپیشه در پی تشویقهای صورت گرفته از سوی مرضیه صدرایی به پشت سر گذاشتن چند تست در دوبله پرداخته و توانست فعالیت در این حوزه را نیز آغاز کند.
اولین تئاتر:
این هنرپیشه برای نخستین بار با انجام نمایش دایره گچی قفقازی ساخته حمید سمندریان در سال ۱۳۷۷ فعالیت خود را در تئاتر آغاز کرد. در آن زمان او در سن ۲۵ سالگی بوده و این نمایش را در تالار اصلی تئاتر شهر به روی صحنه برد.
دوره فیلمنامه نویسی:
آشا محرابی پس از آنکه دورههای بازیگری را فرا گرفت، در کلاسهای آموزشی فیلمنامه نویسی زیر نظر ناصر تقوایی در آموزشگاه کارنامه شرکت کرده و چندی نیز در کشور کانادا به آموزش فیلمسازی پرداخت.
سریال توی گوش سالمم زمزمه کن:
این هنرپیشه برای نخستین بار با بازی در مجموعه توی گوش سالمم زمزمه کن در سال ۱۳۸۵ در قاب تلویزیون هنرنمایی کرد. پس از آنکه یک سال از این تجربه سپری شد، آشا محرابی در سریال مرگ تدریجی یک رویا هنرنمایی کرد.
فیلم شناسی

تئاتر:
| سال | عنوان نمایش | کارگردان | محل اجرا |
|---|---|---|---|
| ۱۳۷۷ | دایره گچی قفقازی | حمید سمندریان | تهران، تئاتر شهر، تالار اصلی |
| ۱۳۷۹ | خسیس | ابوالفضل پورعرب | تهران، تالار وحدت |
| ۱۳۸۱ | خسیس | ابوالفضل پورعرب | تهران، تئاتر شهر، تالار اصلی |
| ۱۳۸۰ | خانه برناردا آلبا | روبرتو چولی | تهران، تئاتر شهر، تالار اصلی |
| ۱۳۸۲ | رؤیای نیمهشب تابستان | دکتر حکاک | تهران، تالار آزادی |
| ۱۳۸۳ | سه خواهر | اکبر زنجانپور | تهران، تئاتر شهر، تالار اصلی |
| ۱۳۸۳ | اعترافاتی دربارهٔ زنان | رضا حامدیخواه | تهران، تئاتر شهر، سالن شماره ۲ |
| ۱۳۸۴ | رومئو و ژولیت | حسین فرخی | تهران، تئاتر شهر، تالار نو |
| ۱۳۸۵ | ملودی شهر بارانی | هادی مرزبان | رشت، سالن میرزا کوچکخان |
| ۱۳۸۵ | پرتره | محمدرضا خاکی | تهران، تئاتر شهر، تالار چهارسو |
| ۱۳۸۵ | زیرگذر سقاخانه | هادی مرزبان | تهران، تالار وحدت |
| ۱۳۸۵ | منظومه مور بیملکه | ناصح کامگاری | تهران، تئاتر شهر، تالار قشقایی |
| ۱۳۸۶ | عشقه | محمد رحمانیان | تهران، تئاتر شهر، تالار چهارسو |
| ۱۳۸۸ | تمام صبحهای زمین | حسین مسافر آستانه | تهران، تالار ایرانشهر، شماره ۱ |
| ۱۳۸۸ | شهر شطرنجی | رضا حامدیخواه | تهران، تئاتر شهر، تالار قشقایی |
| ۱۳۸۹ | شبی که راشل از خانه رفت | پریسا مقتدی | تهران، تالار مولوی، سالن اصلی |
| ۱۳۹۳ | آنتراکت بی آنتراکت | پریسا مقتدی | سالن تئاتر شهر |
| ۱۳۹۴ | ملو داستان | نیما جوادی | اصفهان، هنرسرای خورشید |
کارگردان:
| سال | عنوان نمایش | محل اجرا |
|---|---|---|
| ۱۳۷۹ | الدوز | همدان، جشنواره امید |
| ۱۳۸۷ | خاله ایران | تهران، تالار مولوی |
| ۱۳۸۸ | من حرفی ندارم، دنبالشو نگیر | تهران، تئاتر شهر، تالار سایه |
| ۱۳۸۹ | اتوبان | تهران، تئاتر شهر |
| ۱۴۰۱ | بچههای تک استریت کارلو | تهران، تالار هنر |
فیلمهای سینمایی:
| سال | عنوان | توضیحات |
|---|---|---|
| ۱۴۰۰ | آشوب | |
| ۱۳۹۶ | جنون | |
| ۱۳۹۶ | عشق و خیانت | |
| ۱۳۹۴ | دو لکه ابر | |
| ۱۳۹۴ | ماهرخ | |
| ۱۳۹۴ | نیم | |
| ۱۳۹۳ | جاده مهآلود | |
| ۱۳۸۹ | به امید دیدار | |
| ۱۳۸۸ | تهران من، حراج | |
| ۱۳۸۷ | از رئیسجمهور پاداش نگیرید | |
| ۱۳۸۷ | مردی که گیلاسهایش را خورد | |
| گلوله آتشین | پائولا |
فیلمهای تلویزیونی:
| عنوان |
|---|
| حبیب |
| فریدون مهربان است (۱۳۸۸) |
| پنجرهای رو به حیاط |
| بنبست یلدا |
| وارونگی |
| پاشنه بلند |
| موش گیر |
| بچه نشو |
| حدس بزن چه کسی برای عید میآید |
| مرا بشناس |
| فیروزه سیاه |
| آلونک |
| پلکان |
| روز یلدا شب چله |
| جت کات |
| شاید زود شاید هرگز |
| روز اردو |
| کارت به کارت |
| نیمه روشن |
| هفت سین |
| در دنیای من |
| موچین |
| زمان فرا خواهد رسید |
سریالها:
| سال | عنوان |
|---|---|
| ۱۳۶۴ | آئینه |
| ۱۳۸۵ | توی گوش سالمم زمزمه کن |
| ۱۳۸۶ | مرگ تدریجی یک رؤیا |
| ۱۳۸۷ | مسافرخانه سعادت |
| ۱۳۸۷ | سرزمین مادری |
| ۱۳۸۸ | آشپزباشی |
| ۱۳۸۹ | ساختمان ۸۵ |
| ۱۳۸۹ | تاوان |
| ۱۳۹۰ | مهمانان ویژه |
| ۱۳۹۲ | خط |
| ۱۳۹۳ | همهچیز آنجاست |
| ۱۳۹۴ | آمین |
| ۱۳۹۵ | چرخ فلک |
| ۱۳۹۵ | هشت و نیم دقیقه |
| ۱۳۹۵ | آرام میگیریم |
| ۱۳۹۵ | برنا |
| ۱۳۹۹ | شرم |
| ۱۳۹۹ | بچهمحل |
| ۱۴۰۰ | کلبهای در مه |
| ۱۴۰۰ | فرشتگان بیبال |
| ۱۴۰۱ | مسافران شهر |
| ۱۴۰۱ | تازهوارد |
| ۱۴۰۱ | طعم طمع |
| ۱۴۰۳ | روزی روزگاری برادر |
| ۱۴۰۳ | مهیار عیار |
| ۱۴۰۴ | قول مردونه |
| ۱۴۰۴ | ناریا |
شبکه نمایش خانگی:
| سال | عنوان |
|---|---|
| ماهرخ | |
| ساعت صفر | |
| با ستاره بودن | |
| شام ایرانی | |
| ۱۳۹۰ | قلب یخی (فصل اول) |
| ۱۳۹۱ | قلب یخی (فصل دوم) |
| ۱۳۹۹ | سریال موچین |
| ۱۴۰۰ | شبهای مافیا |
| ۱۴۰۰ | نارگیل – در نقش وروره |
| ۱۴۰۱ | ارتش سری |
| ۱۴۰۲ | ناتو |
| ۱۴۰۲ | ضد |
| ۱۴۰۲ | تیانتی |
| ۱۴۰۲ | شبهای مافیا: زودیاک |
| ۱۴۰۲ | گناه فرشته |
| ۱۴۰۳ | دیو و ماهپیشونی ۲ |
نمایشنامهخوانی و رادیو:
| عنوان |
|---|
| مراسمی برای یک دوست |
| دردسر عزیز |
| یازده، نه، صفر، یک |
| پچپچههای پشت خط نبرد |
| خرابکار |
دوبله:
| عنوان |
|---|
| سریال جنایتهای غیرحرفهای (آنا) |
| سریال آوای وحش (اِما) |
| سریال مدیر کل (لیلا) |
| سینمایی درست مثل بهشت – ریس ویترسپون (الیزابت) |
| سینمایی آهسته و مخفیانه – پریتی زینتا (مدو بالا) |
| سینمایی شیرین |
| سینمایی اسپنسر – کریستن استوارت (دایانا) |
| انیمیشن شاهزاده و گدا (پرنسس آنالیز) |
| انیمیشن دوازده پرنسس رقصنده (پرنسس جنی) |
| انیمیشن در جستجوی نمو (مادر نمو) |
| انیمیشن دیو و دلبر (پرنسس بل) |
| انیمیشن جیمی نوترون ۱ (مادر جیمی نوترون) |
| انیمیشن ماشینها ۳ (کروز رامیرز) |
| انیمیشن روح |
| انیمیشن شنگول منگول |
کتابها:
شوکا نام کتابی است که به صورت فیلمنامه اجتماعی توسط آشا محرابی نگاشته شده و در حقیقت نخستین نوشتهای است که از او انتشار یافته است. کتاب شوکا روایتگر زندگی زنی به اسم شوکا بوده که مصمم میشود رحم خود را به افراد غیر بارور اجاره دهد. او به ناگاه در یک موقعیت نابهنجار گرفتار شده و در عین حال که یک توافقنامه قانونی با زوجی را به امضا رسانده که مقرر است فرزند آنها را در وجودش حمل کند، باز هم چالشها و موانعی برای او ایجاد میشود. در این رخداد به مشکلات و اختلافاتی که میان شوکا و شوهرش صورت گرفته پرداخته و روابط او را با دیگران بیان میکند. این هنرپیشه همچنین در تهیه نسخه صوتی فیلمنامه مذکور نیز مشارکت داشته و به عنوان گوینده آن را نقل کرده است.
کتاب خانه عروسک ۲ (A Doll’s House, Part 2)، اثری از لوکاس نث بوده که آشا محرابی آن را ترجمه کرده است. در حقیقت کتابه مذکور در راستای نمایشنامه خانه عروسک نوشته هنریک ایبسن بوده و برگشت دوباره نورا یکی از نقشهای اصلی این نمایشنامه را نقل میکند.
همچنین در کتاب آخر هفته دخترانه (The Girls Weekend) آشا محرابی مسئولیت گویندگی را عهدهدار بود. جودی گرمن کتاب مذکور را در سبک رمان جنایی نگاشته و روایت گر زندگی چندین دوست صمیمی و دیرینه بوده که با حضور در یک محفل و مهمانی کنار هم جمع میشوند. جریان این داستان از جایی هیجان انگیز میشود که هیچ یک از این رفقا رخدادهای شب مذکور را به خاطر نمیآورند. پس از آن شخص میزبان نیز از میان آنها مفقود شده و آنها تلاش میکنند تا به یادآوری رخدادهای گذشته دوست خودشان را بیابند.
حاشیه ها

جنجال خودکشی:
هنگامی که آشا محرابی در سال ۱۳۸۸ در فیلم سینمایی تهران من حراج بازی کرده و مجوز اکران آن لغو گردید، مطالبی در خصوص خودکشی او در میان خبرگزاریها منتشر گردید.
پس از چندی یکی از اقوام نزدیک او این موضوع را انکار کرده و اظهار داشت آشا محرابی چند روز دچار کسالت بوده و لازم بود تحت مراقبت قرار بگیرد. لذا این موضوع هیچ سنخیتی با خودکشی ندارد!
مصاحبه
درباره پدرش:
پدر آشا محرابی اسماعیل محرابی نام دارد که از هنرپیشگان قدیمی عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون ایران بوده و در سال ۱۳۲۳ در تهران متولد شد. او در دهههای گذشته بازیگر پرکاری بوده و در مجموعههای زیبایی هنرنمایی کرده است. آشا محرابی پس از گذشت سالهای زیادی از فعالیت در عرصه هنری، برخی از مطالب زندگی شخصی و خانوادگی خود را افشا نمود. او در یک گفتگوی خبری نقل کرد:
هنگامی که من در سن نوجوانی بودم، پدرم من و مادرم را به حال خود گذاشته و پی زندگی خود روان شد. او در ادامه افزود با مساعدت و یاری پدرم به عنوان هنرپیشه مشغول به کار نشدم. ولی در حقیقت نقش پدرم در این فعالیت، به عنوان یک مانع و بازدارنده برای من بود تا اینکه به عنوان حامی از او بهره بگیرم. پس از آنکه پدرم از مادرم جدا شد ما هیچ خبری از او نداشتیم. در یکی از روزها که من نمایشی را در تئاتر اجرا میکردم، پدرم که برای تماشا در آنجا آمده بود، با دیدن من دچار حیرت شده و اظهار داشت که من قادر نیستم. پس از آن متوجه شدم که او به عنوان هنرپیشه فعالیت میکند.
آشا محرابی اظهار داشت، تمامی شرایطی که به عنوان هنرپیشه حاصل کردم در نتیجه فعالیت و تلاشهای خودم بوده است. هم اکنون که ه گذشته نگاه میکنم، متوجه دوران پرفراز و نشیبی میشوم که به سختی آنها را پشت سر گذاشتم.
دستمزد فوتبالیست،نوش جانشان:
من کاملاً متوجه میشوم زمانی که مقرر است یک تیم فوتبال رقابت کنند، لازم است تعداد ۱۱ نفر بازیکن به دور از مشکلات، ناراحتی و با آرامش در زمین حضور یابند. لذا دستمزدی که میگیرند، حقشان بوده و گوارای وجودشان!
تجربه و شناخت کاستی هایم:
بسیار تمایل دارم شخصیتهای متمایزی را در فیلمهای مختلف بر عهده بگیرم. در این شرایط به راحتی نقطه ضعفها و قابلیتهایم برای خودم آشکار میگردد. برای پیشرفت و ترقی در هر حرفه لازم است تجربهای را پشت سر گذاشته و این موضوع منحصر به هنرپیشگی نمیشود.
من در دوران کاری در شخصیتهای مختلف منفی طنز و خوشایند بازی کردهام. معتقدم نمیتوان برای هنرپیشه قالب مشخصی را در نظر گرفته و لازم است پویا باشد.
کارگردانی در رادیو:
من در حال حاضر نیز مواقعی به کارگردانی نمایشهای رادیویی در اداره کل نمایش رادیو میپردازم. در حقیقت ارتباط قلبی من با رادیو همیشگی و جدا نشدنی است.
لذت از باخت استقلال:
من تاکنون در خصوص طرفداری از تیم فوتبال مشخصی صحبت نکرده و گرایش خودم را پنهان کردهام.
ولی چنانچه حقیقتش را بخواهید من از طرفداران تیم فوتبال پرسپولیس هستم. در برخی مواقع تنها به منظور کری خواندن برای دوستان طرفدار استقلالیم، از شکست تیم استقلال بیشتر احساس رضایت میکنم تا پیروزی تیم پرسپولیس …
طرفدار بارسلونا تیکی تاکا:
بازیهای جام جهانی سال ۱۳۹۸ برایم بسیار جذاب بود. چرا که تیم ملی فوتبالمان متشکل از اعضای بسیار خوبی بوده و همچنین گل بینظیر و تاریخی که حمید استیلی به تیم آمریکا وارد کرد، خاطرات زیبایی را برایم تازه میکند.
همواره علاقه زیادی به تیکی تاکای تیم بارسلونا دارم و دیدن بازیهای تیم مذکور برایم لذت بخش است. هرچند در باشگاه بارسلونا از طرفداران پپ هستم.
جمله ای در یکی از نمایش ها در خصوص تکنیک و نحوه بازی تیم فوتبال برزیل شنیدم که اینگونه بود: برزیلیها فوتبال را بازی نمیکنند بلکه در زمین مشغول رقص هستند.
گروه تئاتری آقالو:
آشا محرابی یکی از پایه گذاران گروه تئاتری آقالو بوده که به علت توجه و مرحمتی که به مرحوم احمد آقالو از هنرپیشگان پیشکسوت داشته، این نام را برای گروه مذکور انتخاب کرده است.
طرفدار برنامه ۹۰:
ادعا نمیکنم همه هفتهها به تماشای برنامه ۹۰ مینشستم، ولی سبک برنامه ۹۰ و در عین حال اجرای عادل فردوسیپور برایم بسیار جالب بود.
چرا که ایشان همواره با مردم و مخاطبان با صداقت رفتار کرده و دستاوردهای خود را مرهون دیدگاه پاک و صداقتش میباشد. فکر میکنم لازم است در زمینههای مختلف تلویزیون برنامهای همچون ۹۰ داشته باشیم که از فراز و نشیبها و قرار گرفتن در معرض انتقادات هراس نکنیم.
علی دایی مدیر کاربلدی است:
من یکی از طرفداران بازیهای فوتبال آقای علی دایی بودم. همچنین در زمینه مربیگری نیز نسبت به قابلیت و سیاستهای فنی او کاملاً باور داشتم. چرا که علی دایی از مدیران خبره و متخصص است.
با هیدرودرم، پاکسازی پوستت رو حرفهای و بیدردسر انجام بده
|
با آردن اکسپرتیج، روتین مراقبت از پوستت رو ساده و حرفهای کن
|






حیف که آخرش فقط بدنمائی میکنه، حیف نیست به خاطر جلب دیگران خودتونو کوچک کنین.
ایکاش آشا محرابی بجای اینهمه نوشتن بیوگرافی خودش و ایندر و اوندر زدنها و مصاحبه کردنها و کلاه گذاشتن ها و چه و چه …. فقط قدر پدر بزرگوار خود را میفهمید و در محضرش با احترام یاد میگرفت و قدردانی میکرد. بجای بدگویی از این مرد محترم و هنرمند بزرگ دنیا و التماس میکرد که با پدرش نقش بازی کند حتی یک فیلم کوتاه آنوقت چقدر به نیکی مثل پدرش معروف میشد.