غزل شماره ۲۲۰ – از دیده خون دل همه بر روی ما رود
غزل شماره ۲۲۰ از دیوان حافظ – از دیده خون دل همه بر روی ما رود از دیده خون دل همه بر روی ما رود بر روی ما ز دیده چه گویم چهها رود ما […]
غزل شماره ۲۲۰ از دیوان حافظ – از دیده خون دل همه بر روی ما رود از دیده خون دل همه بر روی ما رود بر روی ما ز دیده چه گویم چهها رود ما […]
غزل شماره ۲۱۹ – از دیوان حافظ – کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود بنفشه در قدم او نهاد سر به […]
غزل شماره ۲۱۸ از دیوان حافظ – در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود تا ابد جام مرادش همدم جانی بود من همان ساعت […]
غزل شماره ۲۱۷ از دیوان حافظ – مسلمانان مرا وقتی دلی بود مسلمانان مرا وقتی دلی بود که با وی گفتمی گر مشکلی بود به گردابی چو میافتادم از غم به تدبیرش امید ساحلی بود […]
غزل شماره ۲۱۶ از دیوان حافظ – آن یار کز او خانه ما جای پری بود آن یار کز او خانه ما جای پری بود سر تا قدمش چون پَری از عیب بَری بود دل […]
غزل شماره ۲۱۵ از دیوان حافظ – به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود که جوش شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود […]
غزل شماره ۲۱۴ از دیوان حافظ – دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود چل سال […]
غزل شماره ۲۱۳ از دیوان حافظ – گوهر مخزن اسرار همان است که بود گوهر مخزن اسرار همان است که بود حقه مهر بدان مهر و نشان است که بود عاشقان زمره ارباب امانت باشند […]
غزل شماره ۲۱۲ از دیوان حافظ – یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود وز لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود از سر مستی دگر […]
غزل شماره ۲۱۱ از دیوان حافظ – دوش میآمد و رخساره برافروخته بود دوش میآمد و رخساره برافروخته بود تا کجا باز دل غمزدهای سوخته بود رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی جامهای بود که […]