غزل شماره ۲۳۰ – اگر به باده مشکین دلم کشد شاید
غزل شماره ۲۳۰ از دیوان حافظ – اگر به باده مشکین دلم کشد شاید اگر به باده مشکین دلم کشد شاید که بوی خیر ز زهد ریا نمیآید جهانیان همه گر منع من کنند از […]
غزل شماره ۲۳۰ از دیوان حافظ – اگر به باده مشکین دلم کشد شاید اگر به باده مشکین دلم کشد شاید که بوی خیر ز زهد ریا نمیآید جهانیان همه گر منع من کنند از […]
غزل شماره ۲۲۹ از دیوان حافظ – بخت از دهان دوست نشانم نمیدهد بخت از دهان دوست نشانم نمیدهد دولت خبر ز راز نهانم نمیدهد از بهر بوسهای ز لبش جان همیدهم اینم همیستاند و […]
غزل شماره ۲۲۸ از دیوان حافظ – گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود […]
غزل شماره ۲۲۷ از دیوان حافظ – گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود رندی آموز و […]
غزل شماره ۲۲۶ از دیوان حافظ – ترسم که اشک در غم ما پردهدر شود ترسم که اشک در غم ما پردهدر شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود گویند سنگ لعل […]
غزل شماره ۲۲۵ از دیوان حافظ – ساقی حدیث سرو و گل و لاله میرود ساقی حدیث سرو و گل و لاله میرود وین بحث با ثلاثه غساله میرود می ده که نوعروس چمن حد […]
غزل شماره ۲۲۴ از دیوان حافظ – خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود به هر درش که بخوانند بیخبر نرود طمع در آن لب شیرین […]
غزل شماره ۲۲۳ از دیوان حافظ – هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود از دماغ […]
غزل شماره ۲۲۲ از دیوان حافظ – از سر کوی تو هر کو به ملالت برود از سر کوی تو هر کو به ملالت برود نرود کارش و آخر به خجالت برود کاروانی که بود […]
غزل شماره ۲۲۱ از دیوان حافظ – چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود ور آشتی طلبم با سر عتاب رود چو ماه نو […]