غزل شماره ۲۴۰ – ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید
غزل شماره ۲۴۰ از دیوان حافظ – ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید وجه می میخواهم و مطرب که میگوید رسید شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسهام بار […]
غزل شماره ۲۴۰ از دیوان حافظ – ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید وجه می میخواهم و مطرب که میگوید رسید شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسهام بار […]
غزل شماره ۲۳۹ از دیوان حافظ – رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید صفیر مرغ برآمد بط […]
غزل شماره ۲۳۸ از دیوان حافظ – جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید هلال عید در ابروی یار باید دید شکسته گشت چو پشت هلال […]
غزل شماره ۲۳۷ از دیوان حافظ – نفس برآمد و کام از تو بر نمیآید نفس برآمد و کام از تو بر نمیآید فغان که بخت من از خواب در نمیآید صبا به چشم من […]
غزل شماره ۲۳۶ از دیوان حافظ – اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید عمر بگذشته به پیرانه سرم بازآید دارم امید بر این اشک چو باران که […]
غزل شماره ۲۳۵ از دیوان حافظ – زهی خجسته زمانی که یار بازآید زهی خجسته زمانی که یار بازآید به کام غمزدگان غمگسار بازآید به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشم بدان امید که آن […]
غزل شماره ۲۳۴ از دیوان حافظ – چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید ز باغ عارض ساقی هزار لاله برآید نسیم در سر گل بشکند کلاله سنبل […]
غزل شماره ۲۳۳ از دیوان حافظ – دست از طلب ندارم تا کام من برآید دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید بگشای تربتم […]
غزل شماره ۲۳۲ از دیوان حافظ – بر سر آنم که گر ز دست برآید بر سر آنم که گر ز دست برآید دست به کاری زنم که غصه سر آید خلوت دل نیست جای […]
غزل شماره ۲۳۱ از دیوان حافظ – گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید گفتم ز مهرورزان رسم […]