غزل شماره ۱۴۰ – دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
غزل شماره ۱۴۰ از دیوان حافظ – دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد یا بخت من طریق مروت فرو گذاشت […]
غزل شماره ۱۴۰ از دیوان حافظ – دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد یا بخت من طریق مروت فرو گذاشت […]
غزل شماره ۱۳۹ از دیوان حافظ – رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد صد لطف چشم داشتم و یک نظر نکرد سیل سرشک […]
غزل شماره ۱۳۸ از دیوان حافظ – یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد آن […]
غزل شماره ۱۳۷ از دیوان حافظ – دل از من برد و روی از من نهان کرد دل از من برد و روی از من نهان کرد خدا را با که این بازی توان کرد […]
غزل شماره ۱۳۶ از دیوان حافظ – دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد تکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد آن چه سعی […]
غزل شماره ۱۳۵ از دیوان حافظ – چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد نفس به بوی خوشش مشکبار خواهم کرد به هرزه بی می و […]
غزل شماره ۱۳۴ از دیوان حافظ – بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد باد غیرت به صدش خار پریشان دل کرد طوطی ای را به […]
غزل شماره ۱۳۳ از دیوان حافظ – صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد بازی چرخ بشکندش بیضه در […]
غزل شماره ۱۳۲ از دیوان حافظ – به آب روشن می عارفی طهارت کرد به آب روشن می عارفی طهارت کرد علی الصباح که میخانه را زیارت کرد همین که ساغر زرین خور نهان گردید […]
غزل شماره ۱۳۱ از دیوان حافظ – بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد هلال عید به دور قدح اشارت کرد ثواب روزه و حج قبول […]