غزل شماره ۱۵۰ – ساقی ار باده از این دست به جام اندازد
غزل شماره ۱۵۰ از دیوان حافظ – ساقی ار باده از این دست به جام اندازد ساقی ار باده از این دست به جام اندازد عارفان را همه در شرب مدام اندازد ور چنین زیر […]
غزل شماره ۱۵۰ از دیوان حافظ – ساقی ار باده از این دست به جام اندازد ساقی ار باده از این دست به جام اندازد عارفان را همه در شرب مدام اندازد ور چنین زیر […]
غزل شماره ۱۴۹ از دیوان حافظ – دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمیگیرد دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمیگیرد ز هر در میدهم پندش ولیکن در نمیگیرد خدا را ای نصیحتگو […]
غزل شماره ۱۴۸ از دیوان حافظ – یارم چو قدح به دست گیرد یارم چو قدح به دست گیرد بازار بتان شکست گیرد هر کس که بدید چشم او گفت کو محتسبی که مست گیرد […]
غزل شماره ۱۴۷ از دیوان حافظ – نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد که روز محنت و غم رو به کوتهی آورد به مطربان صبوحی دهیم جامه چاک بدین […]
غزل شماره ۱۴۶ از دیوان حافظ – صبا وقت سحر بویی ز زلف یار میآورد صبا وقت سحر بویی ز زلف یار میآورد دل شوریده ما را به بو در کار میآورد من آن شکل […]
غزل شماره ۱۴۵ از دیوان حافظ – چه مستیست ندانم که رو به ما آورد چه مستیست ندانم که رو به ما آورد که بود ساقی و این باده از کجا آورد تو نیز باده […]
غزل شماره ۱۴۴ از دیوان حافظ – به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد که خاک میکده کحل بصر توانی کرد مباش بی می […]
غزل شماره ۱۴۳ از دیوان حافظ – سالها دل طلب جام جم از ما میکرد سالها دل طلب جام جم از ما میکرد وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد گوهری کز صدف کون […]
غزل شماره ۱۴۲ از دیوان حافظ – دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد شد سوی محتسب و کار به دستوری کرد آمد از پرده به مجلس عرقش […]
غزل شماره ۱۴۱ از دیوان حافظ – دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد آه […]