بیوگرافی و زندگینامه نیما کرمی
وبسایت "فردای تازه" همان "تاروت رنگی" سابق می باشد.
بیوگرافی نیما کرمی
نیما کرمی یک مجری تلویزیونی و رادیویی ایرانی است که بهخاطر تواناییهای خاص در اجرا و ارتباط با مخاطب شناخته میشود. او بهویژه در برنامههای پربینندهای مانند «شبکه ۳» و «صبح بخیر ایران» حضور داشته و با سبک خاص خود، جذابیت ویژهای به برنامهها بخشیده است.
نیما کرمی همچنین بهعنوان یک فرد مؤثر در عرصه رسانههای اجتماعی شناخته میشود و با حضور در رسانههای مختلف توانسته است محتوای تاثیرگذاری را به مخاطبان خود ارائه دهد. شخصیت گرم و دوستانهاش باعث محبوبیت بیشتر او در بین بینندگان شده است.

خلاصه زندگینامه
نام: نیما کرمی
متولد: ۲۳ تیر ۱۳۵۶ تهران
زمینه فعالیت: مجری و گوینده تلویزیون
همسر: زینب زارع
فرزندان: نیل کرمی و محمدکیامهر کرمی
تحصیلات: لیسانس مهندسی عمران از دانشگاه آزاد
قد: ۱۷۶ سانتیمتر
والدین: شهریار کرمی
زندگینامه
زندگی شخصی و خانواده:
نیما کرمی به عنوان مجری و گوینده اهل ایران در بیست و سومین روز از تیر ماه سال ۱۳۵۶ در تهران متولد شد.
او تحصیلات خود را در رشته مهندسی عمران در مقطع کارشناسی در دانشگاه آزاد تهران به پایان برده است.
احسان کرمی و نیما کرمی:
برای برخی از مردم و مخاطبان جای سوال است که آیا نیما کرمی با احسان کرمی یکی دیگر از مجریان سابق تلویزیون نسبتی دارد؟ در جواب بیان میکنیم نیما کرمی و احسان کرمی تنها یک تشابه اسمی بوده و هیچ گونه رابطه خویشاوندی با یکدیگر ندارند. در عین حال آرین کرمی برادر احسان کرمی میباشد.
ابتلا به کرونا:
در دورانی که بیماری کرونا بسیار فراگیر شده بود، نیما کرمی و همسر و فرزندش به این ویروس مبتلا شدند.
علت زخم پیشانی:
از آنجا که در ناحیه پیشانی نیما کرمی جای یک زخم قدیمی مشاهده میشود، او در این زمینه شرح داد: بسیاری از اوقات تمایل نداشتم در این زمینه گفتگو کنم. چرا که بسیاری از افراد کنایههایی را خطاب به من بیان میکردند.
در یک دوره من به یک بیماری مبتلا شدم که به لطف و عنایت الهی این موضوع برطرف شد. این بیماری به مدت پنج سال مرا در بر گرفته بود. چنانچه در ناحیه پیشانی من تنها اثر یک حفره دیده میشود، ولی در ریه من چندین حفره وجود داشته و هراس داشتم مبادا صبح که چشمانم را از خواب میگشایم، تمام چهرهام مملو از لک باشد.
عملکرد این بیماری به شیوهای بود که همه سیستم ایمنی بدن فرد دچار نقص و نارسایی شده و به خودزنی روی میآورد. حتی احتمال دارد این بیماری منجر به بیماری ام اس شود. ترجیح میدادم به موجب عبادت و نماز پیشانی من پینهدار شود، ولی این عارضه به موجب بیماری در من شکل گرفت. این موضوع که دیگران در هنگام عبور از کنار من، کنایه زده و بگویند برای خانه و یخچال پیشانی ات به این روز درآوردی، بسیار ناراحت کننده و زجرآور است.
به شکر خدا من با این بیماری مورد آزمون الهی قرار گرفتم. با کمال تاسف این بیماری و ناهنجاری راه معالجه نداشته و تنها میتوان به واسطه مسکن کورتون آن را کنترل کنید. ولی من به هیچ وجه داروی کورتون مصرف نکرده و ممکن است به علت دل شکستگی بود که به تدریج بیماری در وجود من از بین رفت.
ازدواج

نیما کرمی با دختری به نام زینب زارع یکی از مجریان عرصه تلویزیون و رادیو ازدواج کرده و زندگی مشترکشان را آغاز کردند. ثمره ازدواج آنها دختری است که در شب یلدای سال ۱۳۹۲ به دنیا آمده و نیل کرمی نام دارد. همچنین در هجدهم مرداد ماه سال ۱۳۹۷ آنها صاحب پسری به نام محمد کیامهر کرمی شدند.
نحوی آشنایی با زینب زارع:
نیما کرمی در جایی نقل کرده: در یکی از روزهای سال ۱۳۸۵ با زینب زارع که یکی از مجریان با استعداد و توانمند کشور محسوب میشود، در حوزه رادیو آشنا شدم. پس از روبرو شدن با ایشان، سوای استایل و چهره ظاهری، شیوه برخورد و رفتارهای اجتماعی ایشان در نظرم بسیار مطلوب و خوشایند بود. لذا پس از چندی به این نتیجه رسیدم، ایشان مورد بسیار خوبی برای ازدواج با من هستند.
او در ادامه افزود: با توجه به اینکه از پیش من و همسرم نسبت به یکدیگر شناخت داشته و در خصوص موضوعات مختلف یک زندگی با هم اتفاق نظر داشتیم، لذا در روز مراسم خواستگاری اضطراب زیادی در من وجود نداشته و این رویداد به آسانی سپری شد. چرا که در آن جلسه اغلب به شناخت و معرفی خانوادهها به یکدیگر سپری گردید.
از آنجا که ما در بسیاری از زمینهها با یکدیگر توافق فکری داشتیم، لذا در نهایت مراسم خواستگاری با خیر و برکت به سرانجام رسیده و به هیچ وجه در آن شرط و شروطهای دشوار متداول در جامعه مطرح نشد.
زینب زارع، همسر نیما کرمی بیان داشته: با توجه به اینکه چندین سال از ازدواج ما میگذرد، با این وجود همواره با عشق و دلدادگی در کنار یکدیگر زندگی کرده و هر روز عشق میان ما شدت بیشتری پیدا میکند.
بیوگرافی زینب زارع:
زینب زارع در یکی از روزهای مرداد ماه سال ۱۳۶۱ به دنیا آمد. او در جایگاه مجری و گوینده تلویزیون در کشور ایران فعالیت میکند. او بیان کرده در سال ۱۳۶۲ که مشغول تحصیل در رشته تئاتر در دانشگاه بودم، به واسطه یکی از دوستانم متوجه شدم که تستی را برای گروه نیمرخ در تلویزیون برگزار کردهاند، محل استودیوی این برنامه فاصله اندکی از دانشگاه ما داشت.
این برنامه مختص گروه سنی نوجوانان بوده و اجرای آن توسط مژده لواسانی صورت میگرفت. ولی از آنجا که در پی جذب مجری دوم برای این برنامه بودند، تست من مورد پذیرش آنها قرار گرفت. سپس به حوزه رادیو وارد شده و فعالیت مجریگری را تا کنون در آنجا ادامه دادم …
در آغوش گرفتن نیما کرمی و زینب زارع روی آنتن زنده:
در ایام ماه مبارک رمضان سال ۱۳۹۶ که نیما کرمی و همسرش زینب زارع مسئولیت اجرا را در برنامه دعوت بر عهده داشته و این برنامه همه شبها از شبکه اول سیما به نمایش در میآمد، هر شب یکی از چهرههای هنری ایران به عنوان میهمان در این برنامه حضور یافته و این زوج گفتگوی زیبایی را با او رقرار میکردند.
ولی در آخرین قسمت برنامه دعوت زمانی که ترانهای از حامد همایون پخش گردید، نیما کرمی و همسرش زینب زارع در اجرای زنده یکدیگر را در آغوش گرفتند. این موضوع بازتابهای گستردهای را برای آنها به دنبال داشت.
نیما کرمی دری این زمینه اظهار داشته: ما در مراسم جشن برنامه دعوت که در برج میلاد به سال ۱۳۹۶ برگزار میشد، یکدیگر را در بغل کشیدیم. از آنجا که نشریات و شبکههای مجازی در عنوان خود جمله مجری زن و مرد یکدیگر را بغل کردند، آورده و هیچ گونه اشارهای به نسبت میان ما نداشتند، لذا این امر حاشیه هایی در پی داشت.
زوج عاشق:
به نظر میرسد نیما کرمی و همسرش زینب زارع روج منحصر به فردی هستند. هر دو آنها در زمینه اجرا توانمندی و مهارت زیادی دارند. در عین حال که بیش از ده سال از آغاز زندگی مشترکشان سپری شده است، با این وجود علاقه و دلدادگی در رابطه آنها همچنان حاکم بوده و اعتقاد دارند هر چقدر که زمان میگذرد، عشق آنها ریشهدارتر میگردد.
میزان درآمد نیما کرمی و همسرش:
نیما کرمی در این زمینه با اشاره به این که اصولاً درآمد مجریان عرصه تلویزیون همانند تیمهای فوتبال میباشد، بیان نمود: ممکن است درآمد مجریان تلویزیون در سطح مطلوب باشد و همچون بازیکنهای فوتبال که در لیگهای متفاوت حضور مییابند. چنانچه یک مجری بتواند به تیم ملی راه یابد، به درآمد خوبی خواهد رسید.
او در ادامه گفت تلویزیون برای مجری به منزله ویترین بوده و موجب میشود علاوه بر تلویزیون در موقعیتهای متعددی نیز مسئولیت اجرا را عهدهدار شویم. احتمال دارد در یک ماه درآمد مجری دو تومان بوده و یا اینکه در یک ماه به پانزده میلیون تومان برسد.
زینب زارع همسر نیما کرمی در این زمینه گفت: اصولاً حقوق من را به حساب نیما واریز میکنند. اغلب نیما برای من قراردادها را منعقد کرده و امضا میکند!
پس از آن نیما کرمی و همسرش از راهاندازی یک کارگاه هنری سخن گفته که یک آینه دست ساز به همراه نقاشیهای اسلیمی و ایرانی را در زمان حضور در برنامه دورهمی، به موزه دورهمی بخشیدند.
نیما کرمی در شبکه های اجتماعی
اینستاگرام:
زندگی هنری

شروع فعالیت:
نیما کرمی توانست به موجب پدرش که در این حرفه فعالیت میکرد، به حوزه اجرا راه یافته و بسیار به این کار عشق میورزد. نخستین بار هنگامی که او در سن پنج سالگی بود، برای یک تیزر که در موضوع واکسیناسیون تهیه میشد، در رادیو سخن گفت.
پس از آن در سال ۱۳۷۲ که او در سن شانزده سالگی بود، موقعیتی مهیا شد که او در یک مجموعه به اسم روزهداران کوچک برای مرکز سیمای اصفهان ایفای نقش کند. در ادامه او در سال ۱۳۷۴ در قسمت دوبلاژ شبکه پنجم سیما فعالیت خود را آغاز کرده و به توصیه یکی از رفقای رادیویی پدرش، در زمینه اجرای رادیو فعالیت کرده و پس از آن اجرا را در تلویزیون ادامه داد.
صدای نیما کرمی یادآور صدای پدرش شهریار کرمی میباشد.
این هنرمند در دوران حرفهای خود به ندرت در زمینه بازیگری مشارکت داشته و در تعدادی نمایش تئاتر حرفهای و یک تله فیلم به عنوان هنرپیشه همکاری کرده است.
حضور در برنامه دورهمی:
در روز پنجشنبه بیست و هشتم دی ماه سال ۱۳۹۶ نیما کرمی و همسرش زینب زارع که از مجریان مطرح و با مهارت کشورمان محسوب میشوند، به عنوان میهمان در برنامه جذاب و پربیننده دورهمی حضور یافته و گفتگوی آنها با مجری این برنامه مهران مدیری در ساعت ۲۳ از شبکه نسیم به روی آنتن رفت.
تجربه بازیگری:
نیما کرمی در خصوص بازیگری بیان داشته: در این چند ساله به ندرت در حوزه بازیگری تعدادی کار انجام دادم.
همچنین در برخی نمایشهایشهای تئاتر نیز حضور یافته و در یک تله فیلم بازی کردم. در موضوع تئاتر اعتراف میکنم که این فعالیت بسیار لذت بخش و خوشایند است. در حقیقت فعالیت در تئاتر یک نوع کار دلی به شمار میرود. ولی در خصوص فعالیت در حوزه سینما و تلویزیون، تمایل دارم یک فرصت مطلوب برایم مهیا شود.
مصاحبه

نیما کرمی و همسرش زینب زارع به عنوان زوج هنری و زن و شوهر توانمند و هنرمندی شناخته میشوند که طبق اظهارات خودشان از ورود حواشی به پیرامونشان جلوگیری میکنند. به طوری که به هر ترفند و شرایطی سعی دارند از چنین موضوعاتی دور بمانند.
آنها در کنار فعالیت مجریگری که در عرصه تلویزیون اجرا میکنند، صاحب یک کارگاه تولیدی کوچک بوده و آن را خورشید نام گذاشتند. در این کارگاه به تهیه وسایل دستساز چوبی میپردازند. در این اواخر زینب زارع در حوزه طراحی مانتو مشغول به کار شده و نام برند مانتوهای طراحی شده توسط خودشان را میس سان یا بانوی خورشید نهادند.
در یکی از روزها در خدمت این زوج هنری و زن و شوهر جوان شدیم که در خصوص اجراهای مشترک در تلویزیون، حواشی پیرامون مجریگری در این ایام، اقدامات هنری، رویکردهای دلچسب و خوشایند پدر و مادر شدن و تدابیری که برای آتیه حرفهای خود در نظر گرفتهاند، به طور مبسوط گفتگو کنیم.
وقتی پنج ساله بودم برای اولینبار جلوی میکروفن رفتم:
نیما کرمی:
پدر من یکی از گویندگان و تهیه کنندگان با سابقه عرصه رادیو بوده و من از زمان کودکی به این شغل علاقه داشتم. نخستین باری که توانستم در برابر میکروفون اجرا کنم، در سن پنج سالگی بودم. کاملا خاطرم هست، مقرر بود تیزر رادیویی با موضوع واکسیناسیون تهیه کنند.
لذا لازم بود در آن از صدای کودکانه بهره بگیرند. این موضوع نخستین باری بود که صدای من ضبط و از عرصه رادیو منتشر گردید.
در سالهایی که در مقطع دبیرستان مشغول به تحصیل بودم، اغلب به اجرای برنامههای صبحگاهی میپرداختم. در نهایت موقعیتی مهیا شد که به عنوان بازیگر فعالیت کنم. به این ترتیب در یک مجموعه برای مرکز سیمای اصفهان ایفای نقش کردم.
سپس مجدد به حوزه اجرا گرایش یافتم. سپس در سال ۱۳۷۴ به تهران نقل مکان کرده و من جهت واحد دوبلاژ شبکه پنجم سیما به عنوان گوینده مشغول به کار شدم.
پس از آنکه صدای من در برنامههای مستند از این شبکه پخش شده و توسط عوامل رادیو شنیده شد، با توجه به اینکه صدای من شباهت زیادی به صدای پدرم داشت، تصور کردند که این فعالیت توسط پدرم انجام شده و این موضوع را به او منعکس کرده بودند.
ولی پدرم در پاسخ گفته بود:
گوینده آن برنامهها نیما بود نه من. به دنبال این موضوع همکاران رادیویی پدرم پیشنهاد دادند که مرا در حوزه رادیو با آنها آشنا کند. در نهایت من در رادیو حضور یافته و سپس در تلویزیون نیز به عنوان مجری شروع به کار کردم.
زینب زارع:
اغلب افراد همزمان با تحصیل در دانشگاه تمایل دارند از نظر مالی استقلال پیدا کنند و این موضوع هیچ ارتباطی به تمکن مالی و سطح درآمد خانواده ندارد. در حقیقت این موضوع برگرفته از رغبت و اشتیاق سالهای جوانی میباشد. در سال ۱۳۸۲ که به عنوان دانشجوی رشته تئاتر تحصیل میکردم، یکی از دوستان به من خبر داد که گروه نیمرخ فراخوانی جهت تست اجرا صادر کرده است.
استودیو برنامه مذکور فاصله اندکی از دانشگاه ما داشته و این برنامه مربوط به افراد نوجوان تهیه میشد که مژده لواسانی به عنوان مجری در آنجا فعالیت داشت. در پی یافتن مجری دوم برای این برنامه بودند و پس از شرکت در تست، اجرای من مورد پذیرش قرار گرفت. سپس به رادیو راه یافته و به عنوان مجری مشغول به کار شدم.
بازیگری را دوست داریم:
نیما کرمی:
از هنگامی که فعالیت هنری خود را آغاز کردم، کم و بیش در زمینه بازیگری نیز فعالیت نمودم. در زمینه تئاتر نیز چند نمایش و یک تله فیلم را بازی کردم. فعالیت در این حیطه برایم بسیار جالب و خوشایند است. ولی همه افرادی که در تئاتر فعالیت میکنند، کارهای آنها دلی است. ولی برای بازیگری در عرصه سینما و تلویزیون دوست دارم یک شرایط بسیار مطلوب برایم مهیا شود. هم اکنون که جایگاه من در زمینه اجرا ثبات یافته، چندان شایسته نیست که در ابعاد دیگری و در کار ضعیف حضور پیدا کنم.
تمایل دارم چنانچه میسر شد در فیلم سینمایی و یا مجموعه ایفای نقش کنم، به قدری مطلوب باشد که مورد توجه قرار بگیرد. به این ترتیب میتوانم از فعالیت در سایر زمینهها احساس لذت کرده و کار موفقی داشته باشم، نه این موضوع که تنها در یک کار بازی کنم.
زینب زارع:
من در دانشگاه در رشته کارگردانی تئاتر فارغ التحصیل شدم. در دوران دانشجویی نیز در دانشکده کارهایی را بازی کردم، ولی مدت زیادی است که از این موقعیت فاصله گرفتهام. چنانچه در همان موقعیت و فضا ماندگار میشدم، میشد که نقش آفرینی کنم. بازیگری نیز شباهت زیادی به آفرینش و خلق یک اثر داشته و در حقیقت به این دلیل است که عده ای از انسانها به سمت هنر گرایش مییابند. چرا که در این حوزه قادرند با ابتکار و نوآوری، کارهای تازهای را خلق کنند.
در اجراهایمان خودمان هستیم و نقش بازی نمیکنیم:
زینب زارع:
مجریگری کار دشوار و پرمشقتی است. به ویژه هنگامی که این کار بر روی آنتن زنده انجام شود. من به شخصه اجرا در کنار نیما را دوست داشته و تصور میکنم نتیجه مطلوبی از آن حاصل میشود. چرا که ارتباط ما در این اجراها مطالق با رابطهای است که در واقعیت میان ما حاکم بوده و به هیچ وجه سعی نمیکنیم در مقابل مردم تظاهر کرده و یا نقش بازی کنیم.
ما در هنگام اجرا از موقعیت واقعی فاصله نگرفته و تنها تلاش میکنیم کار ما در محدوده و چهارچوب باشد. چرا که مردم به برنامههایی علاقه دارند که حاشیههای بیهوده و عبث در آنها وجود نداشته باشد. به شکر خدا بازتابی که از مخاطبان و مردم دریافت کردهایم، مطلوب بوده است.
نیما کرمی:
در اجرایی که به طور مشترک توسط دو نفر انجام میشود، حفظ حرمت اصل اول میباشد. چنانچه در این شیوه اژدها یکی است مجریان سعی کند اغلب دوربین یا میکروفون را به خودش اختصاص داده و به اصطلاح بدزدد، در میان کلام همکار خود بپرد، همکارش را در برابر مخاطبین ضایع و خوار کند و … عین حال که این برنامه به سرانجام نمیرسد، مخاطبان و مردم نیز کاملاً به این جریان پی برده و از دیدن این برنامه احساس خوبی نخواهند داشت. چنانچه اینگونه اجراها به واسطه زن و شوهر صورت گیرد، لازم است بیش از پیش به چنین مواردی توجه داشته باشند.
مفهوم صحبت من چنین نیست که نباید میان ما طنز و شوخی رخ دهد؛ برعکس من و زینب در هنگام اجرا شوخیهایی را نیز با یکدیگر داریم. ولی لازم است هر یک از این مزاح و خوشمزگیها از نوع احترام و ادب باشد نه از جنس ویران کردن شخصیت دیگران، به طوری که هیچگاه من در کلام و رفتار زینب، خانواده او، طرز گویش و …. موضوع شوخی میکنم. یکی از الزاماتی که میان من و زینب وجود دارد، چنین است که در برابر دوربین فیلمبرداری خود واقعیمان بوده و ارتباط ما کاملاً همان طوری است که در زندگی با یکدیگر برقرار میکنیم.
چرا که تظاهر، بازی و ادا به سرعت آشکار شده و بینندگان متوجه میشوند چه کسی خودش بوده و چه کسی تظاهر میکند. حتی بیان عبارت دلدادگی و یا قربان صدقه رفتن نیز به سرعت لو می رود. یا زمانی که همکار خودتان را از نظر منش و شخصیت زیر پا بگذارید، معلوم میشود که ناراحتیها و مشکلات بحث و مشاجره شب قبل را به این برنامه منتقل کردهاید!
کارگاه خورشید:
نیما کرمی:
طرح نخست کارگاه مشترک من و همسرم از آینه و شمعدانی ازدواجمان آغاز گردید. یکی از دوستان که ارتباط خویشاوندی نیز با ما داشت، آینه و شمعدان ازدواجمان را بنا کرده و طرح آن بسیار مورد توجه قرار گرفت. این امر زمینه ساز یک مشارکت کاری میان ما گردید. در وهله اول ما ار با استفاده از شیشههای رنگی را آغاز کرده و اسم برند خود را خورشید گذاشتیم. ولی در حال حاضر فعالیت ما آمیختهای از کاشی و چوب یا فلز با چوب است.
زینب زارع:
در حقیقت ما کاری را انجام میدهیم که نیاکان و پیشینیان ما نیز چنین فعالیتهایی را داشتند. در عصر حاضر به علت پایین آوردن مخارج و هزینهها استفاده از فوم و ام دی اف رایج شده است. ما در کارهایی که داریم، انواع مختلفی از چرم، کاشی و فلز را با یکدیگر تلفیق و پیوسته کرده و وسایلی به منظور دکور داخل خانه و یا محل کار تولید میکنیم.
به این ترتیب ما به ادامه فعالیت گذشتگان پرداخته و در این میان صد البته اشتیاق، ذوق و احوال خوبمان را در کار وارد میکنیم. نکته جالب چنین است که طرح و ایده بیشتر این فعالیتها از دورهمیهای دوستانه حاصل میشود. برای نمونه نزدیکان و دوستانمان مطرح میکنند که به چنین وسیلهای احتیاج داریم، ولی در بازار مورد مطلوبی از آن یافت نمیشود. این مطلب ایده و طرح تازهای میشود که با خلاقیت و کوشش اقدام به ساخت چیزی کنیم که دوستمان به آن احتیاج داشته و مشابه آن در بازار دیده نمیشود.
نیما کرمی:
همه مراحل تولید وسایلی که ما در کارگاه تهیه میکنیم، کار دست بوده و طبق ادعای قدیمیها، نفس هنرمند در آن وجود دارد. همچنین تصاویر نقاشی که بر روی چوب مشاهده میکنید، کار دست و اثر هنری یک هنرمند میباشد. این نقاشیها توسط همسر آقای نیما رئیسی صورت میگیرد.
«میس سان» برند طراحی مانتوی ما:
زینب زارع:
خواهر من فارغ التحصیل رشته طراحی پارچه و لباس میباشد. ما هم اکنون به طراحی و دوخت محدود برای اشخاصی میپردازیم که به ما سفارش داده و لباسهای خاص مد نظرشان است. در حقیقت من به شخصه لباسهایی که مد نظر داشته و علاقه دارم را در مغازههای بازار نمییابم. لباسهایی که با وجود داشتن یک طرح ساده، شکیل، برازنده زیبا و پوشیده است.
نیما کرمی:
محصولات برند خورشید را با استفاده از چوب تولید میکنیم که هم اکنون با عنوان سان وود عرضه میشود. پس از آن طراحی مانتو و لباسها به عنوان میس سان یا بانوی خورشید شناخته میشود. با افتخار، این لباسها مورد توجه دوستان و افراد حوزه هنر قرار گرفته است. همچنین بسیاری از خانمهای همکار همانند شبنم مقدمی، لیندا کیانی، هانا کامکار و …. از مانتوهای طراحی شده در برند ما استفاده میکنند.
شهرت همراه با محبوبیت لذتبخش است:
نیما کرمی:
ممکن است شهرت به تنهایی تبعات و آثار منفی داشته باشد، ولی زمانی که در کنار محبوبیت حاصل شود خوشایند بوده و بسیار لذت دارد. کسی که به شهرت میرسد وظیفه دارد با تمام کسانی که به سوی او میآیند، با حرمت و روی گشاده مواجه شود. لذا این موضوع تا حدودی کار را دشوار میکند.
با این وجود دریافت محبت و لطف از سوی مردم و مخاطبین بسیار خوشایند است. ما نیز همانند سایر مردم عادی مشکلات، بحث، شرایط بحرانی، بیماری و مسائل پیچیده در زندگی داریم. ولی با این حال نمیتوانیم دلخوری و چالشهای زندگی خود را در هنگام روبرو شدن با مردم بروز دهیم.
زینب زارع:
زندگی ما در جهانی میگذرد که مقوله شهرت بسیار مهم و ارزشمند است. همچنین انسانها حرفه و شغل خود را بر مبنای این موضوع دنبال می کنند که به شهرت برسند. به این ترتیب مورد توجه گرفتن در همه حوزهها موجب منفعت و سود برای انسانها شده و فعالیت در شبکههای مجازی این رویکرد را برجسته کرده و تاثیر بسزایی در رسیدن به شهرت دارد.
برای مثال ما تا چند سال گذشته بسیاری از مشاهیر در زمینههای ترانه سرایی، موسیقیدانها، شعرا، نویسندگان و …. را تنها به واسطه اسمشان شناخته و هیچگاه تصویری از آنها را در ذهن نداشتیم. ولی هم اکنون به واسطه دستاوردهای شبکههای مجازی، در لحظه به چهره همه اشخاص دسترسی داشته و نسبت به آنها شناخت پیدا میکنیم.
لذا این دیده شدن و توجه ارزش و اهمیت زیادی برای همگان دارد. هم اکنون موضوع شهرت تنها منحصر به افراد فعال در زمینه اجرا، هنرپیشگی و یا ورزشکاران نیست. دنیای شهرت جذابیتهای زیادی دارد. هرچند من خودم را فرد مشهوری نمیدانم، ولی بسیاری از افراد نیما کرمی را میشناسند و از حسن اتفاق، همسرم در این زمینه تحمل و شکیبایی زیادی دارد.
نیل مدیر برنامه ماست:
نیما کرمی:
به محض اینکه انسان به عنوان پدر یا مادر نقش والد را عهدهدار میشود، نوع زندگی دستخوش تغییر شده و شما باید به چنین تحولاتی علاقه داشته باشید تا در نهایت از نقش پدر و مادری احساس لذت کنید. کسانی که همواره نسبت به رزنددار شدن گله و شکایت میکنند که بابا بچه خیلی اذیت میکند و … به هیچ وجه تمایل به فرزندآوری نداشتند.
هم اکنون مدت هشت سال از ازدواج ما میگذرد و از سال چهارم تصمیم به بچهدار شدن گرفتیم. سپس در سال ششم صاحب فرزند شدیم. تمام این جریان نیز از قبل به روی آن اندیشه شده و بر اساس برنامهریزی صورت گرفت. به همین علت تغییرات حاصل از بچهدار شدن برایمان مطلوب و خوشایند بوده و گاه بودیم که متعاقباً شیوه و عملکرد زندگی دچار تغییر میشود.
برای نمونه لازم است هر شب چند مرتبه از خواب بپریم. (با خنده) هرچند من تنها از خواب بیدار شده و سوال میکنم: چی شده؟ و زینب پاسخ میدهد: هیچی بخواب. در مجموع من تا این اندازه همراهی میکنم. (با خنده)
پس از آنکه فرزندتان متولد شد لازم است شما همه امورات زندگی خود را همچون ساعت خواب و بیداری، تندرستی و ابتلا به بیماری، تفریح، گردش، بازی و یا حتی رفتن به دستشویی را با بچه هماهنگ باشید. (با خنده) به این ترتیب بچه تبدیل به مدیر برنامه زندگیتان خواهد شد.
زینب زارع:
من همواره در زندگی برای هر رویکردی ابتدا تصویرسازی ذهنی میکنم. برای نمونه در سالهای نوجوانی از ازدواج، اشتغال و داشتن خانه در ذهنم تصوراتی داشتم ولی هیچ وقت نسبت به فرزندآوری تصوری در من وجود نداشت. (با خنده) ولی هم اکنون که مسئولیت مادری را تجربه میکنم، اعتراف دارم که این موضوع بسیار دلچسب و شیرین است.
نیل یعنی آبی:
نیما کرمی:
علاقه داشتیم برای فرزندمان یک اسم خاص و ویژه انتخاب کنیم. ولی همانند برخی از افراد تمایل نداشتیم که اسم عجیب و حیرت آوری برای بچه بگذاریم. زمانی که همسرم در آخرین هفته بارداری بود، با یکدیگر مشورت کرده و سرانجام به روی این اسم توافق کردیم.
زینب زارع:
من نیز تمایل داشتم دخترم اسم خاصی داشته باشد، اسم نیل به مفهوم آبی است. من معتقدم این اسم لحن و نوای خوشی داشته و در عین حال زیبا است، به طوری که از نظر معنا نیز مطلوب است.
آگاه بودیم در کشورهای انگلیسی زبان نام نیل را بر روی پسرها انتخاب میکنند همانند نیل آرمسترانگ، ولی اهالی ترک ساکن در آذربایجان غربی و شرقی ایران خودمان و همچنین ترکهای ساکن در کشور ترکیه نیز اسم مذکور را برای دخترها در نظر میگیرند. پس از چندی برخی از نزدیکان و دوستانمان اسم نیل را در مجموعههای ترکیهای بر روی برخی از نقشهای زن داستان دیده و خطاب به ما بیان کردند؛ نیل نام فلان نقش در فلان مجموعه ترکیهای میباشد.
ادای واژهها و اسامی تک سیلابی در آیین و زبان ما تا حدودی دشوار است. همچنان پدر من دخترم را با عنوان نیلی یا نیلی جان خطاب میکند. در عین حال پدر همسرم نیز او را نیل خانم جان میخواند. در ابتدا تا حدودی مشکل بود ولی هم اکنون تا حدودی این اسم برای همه جا افتاده است.
دوست داریم آقای ظریف مهمان برنامهمان شوند.
نیما کرمی:
چنانچه مقرر بود ما برنامهای تهیه کرده و خودم تعیین کنم که چه کسی به عنوان مهمان در آن حضور یابد، میل دارم که آقای محمد جواد ظریف را در آنجا دعوت کنم. علاقه دارم در بخشی از این برنامه عضای خانوادهشان نیز شرکت کنند و خطاب به همسرشان بپرسم؛ داشتن چنین همسری که مرتب در سفر هستند با این همه دردسر چطور است؟ (باخنده)
زینب زارع:
من نیز به این موضوع علاقه دارم، در یک برنامه که توسط من و نیما به طور مشترک اجرا میشود، آقای ظریف در جایگاه میهمان حاضر باشند. نفر دیگری که دوست دارم به عنوان میهمان در برنامه مان شرکت کند، علی دایی میباشد. باور دارم او دارای شخصیت جذاب و بسیار موفقی است.
در عین حال فراز و نشیبها و حاشیههایی که برای او شکل میگیرد نیز نظر من را به خود جلب میکند. (با خنده) از دیگر افرادی که دوست دارم به عنوان میزبان پذیرای آنها شده و به گفتگو با آنها بنشینم همایون شجریان، وحید جلیلوند و اصغر فرهادی هستند.
نیما کرمی:
در عین حال استقبال میکنیم که در یک برنامه نیز بابک زنجانی به عنوان میهمان دعوت شود. (با خنده) میل دارم از او سوال کنم: چطور شد تبدیل به یک غول در شرکتهای نفتی شده؟ چطور این همه سال با این بدهیها زندگی کرده و اصلا این همه شرکت، ثروت و … را از کجا به دست آورده.
علاوه بر این علاقه دارم در یک برنامه خودروسازان وطنی را در آنجا میزبانی کرده و از آنها بپرسم: شما به چی فکر میکنید که این ماشینها را میسازید؟ (با خنده)
برنامههای مخصوص نوروز و سال تحویل به تکرار افتادهاند:
زینب زارع:
بسیاری از برنامههایی که جهت ایام نوروز تهیه شده و یا ویژه برنامه تحویل سال، دچار تکرار و کلیشه شده است. حتی زمانی که میهمانان برجسته و شناسی در این برنامهها حضور مییابند، باز هم برای مخاطب جذابیت چندانی چرا که قالب و ساختار این گونه برنامهها به شدت تکراری است.
نیما کرمی:
برای نمونه چنانچه ویژه برنامه امسال به گروه خندوانه واگذار شود، این موضوع برای بیننده جذابیت دارد. هرچند ما نیز طرح و ایدهای را به یکی از شبکهها ارسال کرده و ممکن است در ایام نوروز مهمان مردم باشیم.
زینب زارع:
در ویژه برنامههای نوروزی و یا سایر مناسبتهای فرهنگی و کشوری، تمامی شبکهها به یک شیوه رفتار کرده و تنها دکور صحنه و مجریان با یکدیگر تفاوت دارد. من معتقدم لازم است دیدگاه جدید و طرحهای تازهای را به برنامههای مناسبتی داشته باشیم. برای نمونه همین پیشنهاد خندوانه که نیما مطرح کرد، جذابیت دارد.
تاکشوهای شبکههای خارجی را میبینیم:
نیما کرمی:
برخی اوقات به تماشای تاک شوهای شبکههای خارجی مینشینم. زینب به مراتب بیشتر از من چنین برنامههایی را پیگیری میکند. برخی از این گونه برنامهها به شدت جذاب هستند. ولی در عین حال لازم است بدانیم که هر شبکه و رسانه دارای قوانین مختص به خود بوده میسر نیست که ما همانند مجریان آنها رفتار کنیم.
در حقیقت عرف و فرهنگ جامعه ما چنین چیزی را نمیپذیرد. برای نمونه امکان ندارد برنامهای همچون اپرا در ایران ترتیب داده و هر کس نیز در این زمینه اقداماتی انجام داده، منجر به شکست شده است.
زینب زارع:
تماشای چنین برنامههایی موجب میشود تا از هارچوبها و استانداردهای مشخصی که تاکنون لحاظ شده فاصله گرفته و دیدگاه گسترده تری را داشته باشیم.
مجری باید خوشلباس و خوشچهره باشد:
نیما کرمی:
لازم است در هر یک از برنامههای تلویزیونی یک طراح لباس و یک طراح گریم گنجانده شود. خوشبختانه هم اکنون در اغلب برنامهها یک نفر جهت طراح گریم لحاظ میشود، در صورتی که در گذشته به ما میگفتند؛ خودتان قبل از برنامه فوم بزنید به صورتتان بس است! ولی حالا در زمینه طراحی لباس هیچ فعالیت معینی در نظر گرفته نمیشود. این امر در شرایطی است که تنها با ده نفر طراح و متخصص لباس می شود همه برنامههای صدا و سیما را تأمین کرد.
من که از بودجه و درآمد خودم لباس جهت حضور در برنامه خریداری میکنم، پس شایسته است، طراح به من نظر دهد که در هر برنامه مناسب است چه پوشش و لباسی داشته باشم. برخی از استایل ها و پوششهای ناهمگونی که در تلویزیون مشاهده میشود به همین علت بوده که همچنان جریان قرار گرفتن طراح لباس به همراه سایر عوامل برنامه از نظر حرفهای وجود ندارد.
زینب زارع:
من معتقدم لازم است به نگاه و چشم دیداری مخاطب و بیننده حرمت قائل شویم. لازم است برنامهها دارای دکور و چیدمان زیبا بوده و هر کدام از مجریها لباسهای مطلوب و زیبایی به تن داشته باشند. حتی به زعم من یک مجری و یا گوینده خبر علاوه بر برخورداری از صدای زیبا و دلنشین، لازم است چهره مطلوب و خوشایندی داشته باشد. نمیگویم لزوماً مجریها چهرهای همچون محمدرضا گلزار داشته باشند (با خنده) ولی بهتر است چهره او به گونهای باشد که برای مخاطب قابل قبول باشد.
حاشیه های اجرا …:
نیما کرمی:
این موضوع که میگویید جریان زندگی برای مجریان تلویزیون دشوار است، موافق نیستم. هر رسانه قوانین و چهارچوبهای خودش را دارد. زمانی که شما در یک عرصه و رسانه مشغول به کار هستید، لازم است در محدوده قوانین و خط قرمزهای آن حرکت کنید. در صورتی که این جریان برایتان قابل قبول نیست، میتوانید شغل و حرفه خود را تغییر دهید.
زینب زارع:
به باور من افرادی که مقوله حرفه و زندگی شخصیشان با یکدیگر تداخل داشته و روند زندگی برایشان مشکل میشود، از دو حالت خارج نیستند؛ در ابتدا ممکن است خودشان در پی حاشیه بوده و در وهله دوم ممکن است افراد بد اقبالی باشند. به طور مثال رخدادی که احتمال دارد برای هر شخصی در دنیا رخ دهد، برای یک مجری نیز به وقوع بپیوندد.
با این تفاوت که در آن لحظه کسی از او فیلمبرداری کرده و از شانس بد، فیلم مذکور در شبکهها و رسانهها منتشر شود و … برخی اوقات که به چنین رخدادهایی نظر میکنم، پی میبرم که تنها میتوان این جریان را ناشی از بد اقبالی دانست. این موضوع که یک مزاح، یک عبارت ساده یا یک رخداد فردی به یکباره و بدون تمایل آن فرد در رسانهها و شبکههای مجازی انتشار یابد، تنها میتواند ناشی از بدشانسی باشد.
نیما کرمی:
با زینب هم عقیده هستم. لازم است ما در محدوده قوانین و مقرراتی که رسانه برای ما تعیین کرده، گام برداریم. ولی این جریانات ممکن است برای هر کسی رخ دهد و بسیاری از افراد به طور غیر ارادی در مخمصه و عواقب این جریانات گرفتار میشوند. ما در شرایط عبور از هجمه برنامههای رسانهای قرار داریم که همچنان به آیین و فرهنگ استفاده از آنها آگاه نیستیم.
برای نمونه چنانچه من در فضای کافی شاپ در کنار دوستان و اطرافیانم به خنده و خوش گذرانی بپردازم، مگر چه اتفاقی میافتد؟ آیا دیگران چنین همنشینی و رفتارهایی را در روند زندگی خود ندارند؟
موافقم، به هیچ وجه نباید من به رفتارهای خلاف عرف و شرع روی آورده و در جایگاه مجری دقت نظر و احتیاط بیشتری را در عملکردم داشته باشم. ولی تمام افرادی که انشا اشاره خود را به سوی مجریهایی نشانه میروند که دچار چنین مسائل و چالشهایی شدهاند، چنانچه فقط به ساعات شبانه روز گذشته خود فکر کنند، دیگر به این آسانی به خودشان اجازه نمیدهند که در مورد دیگران قضاوت کنند.
یا کسانی که در هنگام استفاده از یک گویش و لهجه خاص در برخی برنامهها، به آن حمله ور شده و انتقادهای تندی را نثار میکنند، چنانچه خودشان را در نظر آورده و به پیامک و جوکهای ساخته شده در موضوع قومیتهای مختلف، ارسال شده توسط خودشان بیندیشند، قادر نیستند به راحتی اهانت و هتک حرمتی را نسبت به دیگران انجام دهند. خاطرمان باشد به قضاوت کسی مینشینیم که در گذشته رفتارهای خیر و نیکی داشته و تنها به واسطه یک خطا نباید او را کنار بگذاریم.
توبیخ از طرف سازمان:
هنگامی که اجرای برنامه صبح دیگری را انجام دادم، در خصوص ناهنجاری و مشکل حرکتی خبری ذکر شد که متخصصان و دانشمندانی که قادر به حرکت نیستند و … من به یکباره در اواسط خبر بیان کردم، مثلا کسانی که چلاق هستند …
پس از پایان یافتن این برنامه، نامه توبیخی برایم صادر شد و خودم نیز به این خطا و اشتباه معترف شدم. همچون وجه تفاوتی که میان قد بلند و دراز وجود دارد. هر دو آنها یک مفهوم دارند، ولی به کارگیری عبارت دوم در عرصه تلویزیون شایسته نیست.
با هیدرودرم، پاکسازی پوستت رو حرفهای و بیدردسر انجام بده
|
با آردن اکسپرتیج، روتین مراقبت از پوستت رو ساده و حرفهای کن
|





