غزل شماره ۱۸۳ – دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
غزل شماره ۱۸۳ از دیوان حافظ – دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند باده […]
غزل شماره ۱۸۳ از دیوان حافظ – دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند باده […]
غزل شماره ۱۸۲ از دیوان حافظ – حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید […]
غزل شماره ۱۸۱ از دیوان حافظ – بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند که به بالای چمان از بن و بیخم […]
غزل شماره ۱۸۰ از دیوان حافظ – ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند طوبی ز قامت تو نیارد […]
غزل شماره ۱۷۹ از دیوان حافظ – رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند من ار چه در نظر یار خاکسار […]
غزل شماره ۱۷۶ از دیوان حافظ – سحرم دولت بیدار به بالین آمد سحرم دولت بیدار به بالین آمد گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام تا ببینی […]
غزل شماره ۱۷۷ از دیوان حافظ – نه هر که چهره برافروخت دلبری داند نه هر که چهره برافروخت دلبری داند نه هر که آینه سازد سکندری داند نه هر که طرف کله کج نهاد […]
غزل شماره ۱۷۸ از دیوان حافظ – هر که شد محرم دل در حرم یار بماند هر که شد محرم دل در حرم یار بماند وان که این کار ندانست در انکار بماند اگر از […]
غزل شماره ۱۷۵ از دیوان حافظ – صبا به تهنیت پیر می فروش آمد صبا به تهنیت پیر می فروش آمد که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد هوا مسیح نفس گشت […]
غزل شماره ۱۷۴ از دیوان حافظ – مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد هدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد برکش ای مرغ سحر نغمه […]