غزل شماره ۲۰۳ – سالها دفتر ما در گرو صهبا بود
غزل شماره ۲۰۳ از دیوان حافظ – سالها دفتر ما در گرو صهبا بود سالها دفتر ما در گرو صهبا بود رونق میکده از درس و دعای ما بود نیکی پیر مغان بین که چو […]
غزل شماره ۲۰۳ از دیوان حافظ – سالها دفتر ما در گرو صهبا بود سالها دفتر ما در گرو صهبا بود رونق میکده از درس و دعای ما بود نیکی پیر مغان بین که چو […]
غزل شماره ۲۰۲ از دیوان حافظ – بود آیا که در میکدهها بگشایند بود آیا که در میکدهها بگشایند گره از کار فروبسته ما بگشایند اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند دل قوی دار […]
غزل شماره ۲۰۱ از دیوان حافظ – شراب بیغش و ساقی خوش دو دام رهند شراب بیغش و ساقی خوش دو دام رهند که زیرکان جهان از کمندشان نرهند من ار چه عاشقم و رند […]
غزل شماره ۲۰۰ از دیوان حافظ – دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنند دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنند پنهان خورید باده که تعزیر میکنند ناموس عشق و رونق عشاق میبرند […]
غزل شماره ۱۹۹ از دیوان حافظ – واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند مشکلی دارم ز دانشمند […]
غزل شماره ۱۹۸ از دیوان حافظ – گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند گفتا به چشم هر چه تو گویی چنان کنند گفتم خراج مصر […]
غزل شماره ۱۹۷ از دیوان حافظ – شاهدان گر دلبری زین سان کنند شاهدان گر دلبری زین سان کنند زاهدان را رخنه در ایمان کنند هر کجا آن شاخ نرگس بشکفد گلرخانش دیده نرگسدان کنند […]
غزل شماره ۱۹۶ از دیوان حافظ – آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند دردم نهفته به ز […]
غزل شماره ۱۹۵ از دیوان حافظ – غلام نرگس مست تو تاجدارانند غلام نرگس مست تو تاجدارانند خراب باده لعل تو هوشیارانند تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز و گر نه عاشق […]
غزل شماره ۱۹۴ از دیوان حافظ – سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند به فتراک جفا دلها چو بربندند […]