غزل شماره ۱۷۳ – در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
غزل شماره ۱۷۳ از دیوان حافظ – در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد حالتی رفت که محراب به فریاد آمد از من اکنون طمع صبر […]
غزل شماره ۱۷۳ از دیوان حافظ – در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد حالتی رفت که محراب به فریاد آمد از من اکنون طمع صبر […]
غزل شماره ۱۷۲ از دیوان حافظ – عشق تو نهال حیرت آمد عشق تو نهال حیرت آمد وصل تو کمال حیرت آمد بس غرقه حال وصل کآخر هم بر سر حال حیرت آمد یک دل […]
غزل شماره ۱۷۱ از دیوان حافظ – دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد کز حضرت سلیمان عشرت اشارت آمد خاک وجود ما را از آب دیده گل […]
غزل شماره ۱۷۰ از دیوان حافظ – زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد صوفی مجلس که دی جام و […]
غزل شماره ۱۶۹ از دیوان حافظ – یاری اندر کس نمیبینیم یاران را چه شد یاری اندر کس نمیبینیم یاران را چه شد دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد آب حیوان تیره گون […]
غزل شماره ۱۶۸ از دیوان حافظ – گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد بسوختیم در این آرزوی خام و نشد به لابه گفت […]
غزل شماره ۱۶۷ از دیوان حافظ – ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد دل رمیده ما را رفیق و مونس شد نگار من که به مکتب نرفت و خط […]
غزل شماره ۱۶۶ از دیوان حافظ – روز هجران و شب فرقت یار آخر شد روز هجران و شب فرقت یار آخر شد زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد آن همه […]
غزل شماره ۱۶۵ از دیوان حافظ – مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد رقیب آزارها […]
غزل شماره ۱۶۴ از دیوان حافظ – نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد چشم […]