غزل شماره ۲۶۳ – بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
غزل شماره ۲۶۳ از دیوان حافظ – بیا و کشتی ما در شط شراب انداز بیا و کشتی ما در شط شراب انداز خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز مرا به کشتی […]
غزل شماره ۲۶۳ از دیوان حافظ – بیا و کشتی ما در شط شراب انداز بیا و کشتی ما در شط شراب انداز خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز مرا به کشتی […]
غزل شماره ۲۶۲ از دیوان حافظ – حال خونین دلان که گوید باز حال خونین دلان که گوید باز وز فلک خون خم که جوید باز شرمش از چشم می پرستان باد نرگس مست اگر […]
غزل شماره ۲۶۱ از دیوان حافظ – درآ که در دل خسته توان درآید باز درآ که در دل خسته توان درآید باز بیا که در تن مرده روان درآید باز بیا که فرقت تو […]
غزل شماره ۲۶۰ از دیوان حافظ – ای سرو ناز حسن که خوش میروی به ناز ای سرو ناز حسن که خوش میروی به ناز عشاق را به ناز تو هر لحظه صد نیاز فرخنده […]
غزل شماره ۲۵۹ از دیوان حافظ – منم که دیده به دیدار دوست کردم باز منم که دیده به دیدار دوست کردم باز چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز نیازمند بلا گو رخ از […]
غزل شماره ۲۵۸ از دیوان حافظ – هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز ز روی صدق و صفا گشته با دلم دمساز روندگان طریقت ره […]
غزل شماره ۲۵۷ از دیوان حافظ – روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر پیش شمع آتش پروانه به جان گو درگیر […]
غزل شماره ۲۵۶ از دیوان حافظ – نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر هر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر ز وصل روی جوانان تمتعی بردار که در کمینگه عمر […]
غزل شماره ۲۵۵ از دیوان حافظ – یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور ای دل غمدیده حالت به […]
غزل شماره ۲۵۴ از دیوان حافظ – دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور گلبانگ زد که چشم بد از روی گل به دور ای گل به شکر […]