غزل شماره ۳۶۳ – دردم از یار است و درمان نیز هم
غزل شماره ۳۶۳ از دیوان حافظ – دردم از یار است و درمان نیز هم دردم از یار است و درمان نیز هم دل فدای او شد و جان نیز هم این که میگویند آن […]
غزل شماره ۳۶۳ از دیوان حافظ – دردم از یار است و درمان نیز هم دردم از یار است و درمان نیز هم دل فدای او شد و جان نیز هم این که میگویند آن […]
غزل شماره ۳۶۲ از دیوان حافظ – دیدار شد میسر و بوس و کنار هم دیدار شد میسر و بوس و کنار هم از بخت شکر دارم و از روزگار هم زاهد برو که طالع […]
غزل شماره ۳۶۱ از دیوان حافظ – آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم خاک میبوسم و عذر قدمش میخواهم من نه آنم که ز جور […]
غزل شماره ۳۶۰ از دیوان حافظ – گر از این منزل ویران به سوی خانه روم گر از این منزل ویران به سوی خانه روم دگر آن جا که روم عاقل و فرزانه روم زین […]
غزل شماره ۳۵۹ از دیوان حافظ – خرم آن روز کز این منزل ویران بروم خرم آن روز کز این منزل ویران بروم راحت جان طلبم و از پی جانان بروم گر چه دانم که […]
غزل شماره ۳۵۸ از دیوان حافظ – غم زمانه که هیچش کران نمیبینم غم زمانه که هیچش کران نمیبینم دواش جز می چون ارغوان نمیبینم به ترک خدمت پیر مغان نخواهم گفت چرا که مصلحت […]
غزل شماره ۳۵۷ از دیوان حافظ – در خرابات مغان نور خدا میبینم در خرابات مغان نور خدا میبینم این عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج […]
غزل شماره ۳۵۶ از دیوان حافظ – گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم ز جام وصل مینوشم ز باغ عیش گل چینم شراب تلخ صوفی […]
غزل شماره ۳۵۵ از دیوان حافظ – حالیا مصلحت وقت در آن میبینم حالیا مصلحت وقت در آن میبینم که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم جام می گیرم و از اهل ریا دور […]
غزل شماره ۳۵۴ از دیوان حافظ – به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم الا ای همنشین دل که […]