بایگانی‌های شعر - صفحه 19 از 50 - فردای تازه

غزل شماره ۳۱۴ – دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم

غزل شماره ۳۱۴ – دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم

ارسال شده در ۰۵ شهریور ۱۴۰۱ ۴ دیدگاه

غزل شماره ۳۱۴ از دیوان حافظ – دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم لیکن از لطف لبت صورت جان می‌بستم عشق من با خط مشکین تو امروزی […]

غزل شماره ۳۱۳ – بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم

غزل شماره ۳۱۳ – بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم

ارسال شده در ۰۵ شهریور ۱۴۰۱ ۳ دیدگاه

غزل شماره ۳۱۳ از دیوان حافظ – بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم مشتاق بندگی و دعاگوی دولتم زان جا که فیض جام سعادت فروغ توست بیرون شدی نمای ز ظلمات […]

غزل شماره ۳۱۲ – بُشری اِذِ السّلامهُ حَلَّت بِذی سَلَم

غزل شماره ۳۱۲ – بُشری اِذِ السّلامهُ حَلَّت بِذی سَلَم

ارسال شده در ۰۵ شهریور ۱۴۰۱ ۲ دیدگاه

غزل شماره ۳۱۲ از دیوان حافظ – بُشری اِذِ السّلامهُ حَلَّت بِذی سَلَم بُشری اِذِ السّلامهُ حَلَّت بِذی سَلَم للهِ حمدُ مُعتَرِفٍ غایهَ النِّعَم آن خوش خبر کجاست که این فتح مژده داد تا جان […]

غزل شماره ۳۱۱ – عاشق روی جوانی خوش نوخاسته‌ام

غزل شماره ۳۱۱ – عاشق روی جوانی خوش نوخاسته‌ام

ارسال شده در ۰۵ شهریور ۱۴۰۱ بدون دیدگاه

غزل شماره ۳۱۱ از دیوان حافظ – عاشق روی جوانی خوش نوخاسته‌ام عاشق روی جوانی خوش نوخاسته‌ام وز خدا دولت این غم به دعا خواسته‌ام عاشق و رند و نظربازم و می‌گویم فاش تا بدانی […]

غزل شماره ۳۱۰ – مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام

غزل شماره ۳۱۰ – مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام

ارسال شده در ۰۳ شهریور ۱۴۰۱ ۱۱ دیدگاه

غزل شماره ۳۱۰ از دیوان حافظ – مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام خیر مقدم چه خبر دوست کجا راه کدام یا رب این قافله را لطف ازل بدرقه […]

غزل شماره ۳۰۹ – عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام

غزل شماره ۳۰۹ – عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام

ارسال شده در ۰۳ شهریور ۱۴۰۱ یک دیدگاه

غزل شماره ۳۰۹ از دیوان حافظ – عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام مجلس انس و حریف همدم و شرب مدام ساقی شکردهان و مطرب شیرین سخن […]

غزل شماره ۳۰۸ – ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل

غزل شماره ۳۰۸ – ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل

ارسال شده در ۰۳ شهریور ۱۴۰۱ ۳ دیدگاه

غزل شماره ۳۰۸ از دیوان حافظ – ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل سلسبیلت کرده جان و دل سبیل سبزپوشان خطت بر گرد لب همچو مورانند گرد […]