غزل شماره ۴۵۲ – طفیل هستی عشقند آدمی و پری
غزل شماره ۴۵۲ از دیوان حافظ – طفیل هستی عشقند آدمی و پری طفیل هستی عشقند آدمی و پری ارادتی بنما تا سعادتی ببری بکوش خواجه و از عشق بینصیب مباش که بنده را نخرد […]
غزل شماره ۴۵۲ از دیوان حافظ – طفیل هستی عشقند آدمی و پری طفیل هستی عشقند آدمی و پری ارادتی بنما تا سعادتی ببری بکوش خواجه و از عشق بینصیب مباش که بنده را نخرد […]
غزل شماره ۴۵۱ از دیوان حافظ – خوش کرد یاوری فلکت روز داوری خوش کرد یاوری فلکت روز داوری تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوری آن کس که اوفتاد خدایش گرفت دست گو […]
غزل شماره ۴۵۰ از دیوان حافظ – روزگاریست که ما را نگران میداری روزگاریست که ما را نگران میداری مخلصان را نه به وضع دگران میداری گوشه چشم رضایی به منت باز نشد این چنین […]
غزل شماره ۴۴۹ از دیوان حافظ – ای که مهجوری عشاق روا میداری ای که مهجوری عشاق روا میداری عاشقان را ز بر خویش جدا میداری تشنه بادیه را هم به زلالی دریاب به امیدی […]
غزل شماره ۴۴۸ از دیوان حافظ – ای که در کوی خرابات مقامی داری ای که در کوی خرابات مقامی داری جم وقت خودی ار دست به جامی داری ای که با زلف و رخ […]
غزل شماره ۴۴۷ از دیوان حافظ – بیا با ما مورز این کینه داری بیا با ما مورز این کینه داری که حق صحبت دیرینه داری نصیحت گوش کن کاین در بسی به از آن […]
غزل شماره ۴۴۶ از دیوان حافظ – صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری به یادگار بمانی که بوی او داری دلم که گوهر اسرار حسن […]
غزل شماره ۴۴۵ از دیوان حافظ – تو را که هر چه مراد است در جهان داری تو را که هر چه مراد است در جهان داری چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری بخواه […]
غزل شماره ۴۴۴ از دیوان حافظ – شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری یاران صلای عشق است گر میکنید کاری چشم فلک نبیند زین طرفهتر جوانی در […]
غزل شماره ۴۴۳ از دیوان حافظ – چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری خورد ز غیرت روی تو هر گلی خاری ز کفر زلف تو هر حلقهای […]