غزل شماره ۴۷۰ – سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
غزل شماره ۴۷۰ از دیوان حافظ – سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی چشم آسایش که دارد از […]
غزل شماره ۴۷۰ از دیوان حافظ – سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی چشم آسایش که دارد از […]
غزل شماره ۴۶۹ از دیوان حافظ – انت روائح رند الحمی و زاد غرامی انت روائح رند الحمی و زاد غرامی فدای خاک در دوست باد جان گرامی پیام دوست شنیدن سعادت است و سلامت […]
غزل شماره ۴۶۸ از دیوان حافظ – که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی که به کوی می فروشان دو هزار جم به جامی […]
غزل شماره ۴۶۷ از دیوان حافظ – زان می عشق کز او پخته شود هر خامی زان می عشق کز او پخته شود هر خامی گر چه ماه رمضان است بیاور جامی روزها رفت که […]
غزل شماره ۴۶۶ از دیوان حافظ – این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی وین دفتر بیمعنی غرق می ناب اولی چون عمر تبه […]
غزل شماره ۴۶۵ از دیوان حافظ – رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی مسکین چو من به عشق گلی گشته مبتلا […]
غزل شماره ۴۶۴ از دیوان حافظ – بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی خوش باش زان که نبود این هر دو را زوالی در وهم مینگنجد کاندر […]
غزل شماره ۴۶۳ از دیوان حافظ – سلام الله ما کر اللیالی سلام الله ما کر اللیالی و جاوبت المثانی و المثالی علی وادی الاراک و من علیها و دار باللوی فوق الرمال دعاگوی غریبان […]
غزل شماره ۴۶۲ از دیوان حافظ – یا مبسما یحاکی درجا من اللالی یا مبسما یحاکی درجا من اللالی یا رب چه درخور آمد گردش خط هلالی حالی خیال وصلت خوش میدهد فریبم تا خود […]
غزل شماره ۴۶۱ از دیوان حافظ – کتبت قصه شوقی و مدمعی باکی کتبت قصه شوقی و مدمعی باکی بیا که بی تو به جان آمدم ز غمناکی بسا که گفتهام از شوق با دو […]