غزل شماره ۵۰ – به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است
غزل شماره ۵۰ از دیوان حافظ – به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است بکش به غمزه که اینش سزای خویشتن است گرت ز دست برآید […]
غزل شماره ۵۰ از دیوان حافظ – به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است بکش به غمزه که اینش سزای خویشتن است گرت ز دست برآید […]
غزل شماره ۴۹ از دیوان حافظ – روضه خلد برین خلوت درویشان است روضه خلد برین خلوت درویشان است مایه محتشمی خدمت درویشان است گنج عزلت که طلسمات عجایب دارد فتح آن در نظر رحمت […]
غزل شماره ۴۸ از دیوان حافظ – صوفی از پرتو می راز نهانی دانست صوفی از پرتو می راز نهانی دانست گوهر هر کس از این لعل توانی دانست قدر مجموعه گل مرغ سحر داند […]
غزل شماره ۴۷ از دیوان حافظ – به کوی میکده هر سالکی که ره دانست به کوی میکده هر سالکی که ره دانست دری دگر زدن اندیشه تبه دانست زمانه افسر رندی نداد جز به […]
غزل شماره ۴۶ از دیوان حافظ – گل در بر و می در کف و معشوق به کام است گل در بر و می در کف و معشوق به کام است سلطان جهانم به چنین […]
غزل شماره ۴۵ از دیوان حافظ – در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است صراحی می ناب و سفینه غزل است جریده رو که […]
غزل شماره ۴۴ از دیوان حافظ – کنون که بر کف گل جام باده صاف است کنون که بر کف گل جام باده صاف است به صد هزار زبان بلبلش در اوصاف است بخواه دفتر […]
غزل شماره ۴۳ از دیوان حافظ – صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است وقت گل خوش باد کز وی وقت میخواران خوش است […]
غزل شماره ۴۲ از دیوان حافظ – حال دل با تو گفتنم هوس است حال دل با تو گفتنم هوس است خبر دل شنفتنم هوس است طمع خام بین که قصه فاش از رقیبان نهفتنم […]
غزل شماره ۴۱ از دیوان حافظ – اگر چه باده فرح بخش و باد گلبیز است اگر چه باده فرح بخش و باد گلبیز است به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است صراحی […]