غزل شماره ۱۱۹ – دلی که غیب نمای است و جام جم دارد
غزل شماره ۱۱۹ از دیوان حافظ – دلی که غیب نمای است و جام جم دارد دلی که غیب نمای است و جام جم دارد ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد به […]
غزل شماره ۱۱۹ از دیوان حافظ – دلی که غیب نمای است و جام جم دارد دلی که غیب نمای است و جام جم دارد ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد به […]
غزل شماره ۱۱۸ از دیوان حافظ – آن کس که به دست جام دارد آن کس که به دست جام دارد سلطانی جم مدام دارد آبی که خضر حیات از او یافت در میکده جو […]
غزل شماره ۱۱۷ از دیوان حافظ – دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد که چو سرو پایبند است و چو لاله داغ دارد […]
غزل شماره ۱۱۶ از دیوان حافظ – کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد محقق است که او حاصل بصر دارد چو خامه در […]
غزل شماره ۱۱۵ از دیوان حافظ – درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد نهال دشمنی برکن که رنج بیشمار آرد چو مهمان خراباتی […]
غزل شماره ۱۱۴ از دیوان حافظ – همای اوج سعادت به دام ما افتد همای اوج سعادت به دام ما افتد اگر تو را گذری بر مقام ما افتد حباب وار براندازم از نشاط کلاه […]
غزل شماره ۱۱۳ از دیوان حافظ – بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد که تاب من به جهان طره فلانی داد دلم خزانه […]
غزل شماره ۱۱۲ از دیوان حافظ – آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد صبر و آرام تواند به من مسکین داد […]
غزل شماره ۱۱۱ از دیوان حافظ – عکس روی تو چو در آینه جام افتاد عکس روی تو چو در آینه جام افتاد عارف از خنده می در طمع خام افتاد حسن روی تو به […]
غزل شماره ۱۱۰ از دیوان حافظ – پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد وان راز که در دل بنهفتم به درافتاد از راه نظر مرغ دلم گشت […]