غزل شماره ۲۳۳ – دست از طلب ندارم تا کام من برآید
غزل شماره ۲۳۳ از دیوان حافظ – دست از طلب ندارم تا کام من برآید دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید بگشای تربتم […]
غزل شماره ۲۳۳ از دیوان حافظ – دست از طلب ندارم تا کام من برآید دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید بگشای تربتم […]
غزل شماره ۲۳۲ از دیوان حافظ – بر سر آنم که گر ز دست برآید بر سر آنم که گر ز دست برآید دست به کاری زنم که غصه سر آید خلوت دل نیست جای […]
غزل شماره ۲۳۱ از دیوان حافظ – گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید گفتم ز مهرورزان رسم […]
غزل شماره ۲۳۰ از دیوان حافظ – اگر به باده مشکین دلم کشد شاید اگر به باده مشکین دلم کشد شاید که بوی خیر ز زهد ریا نمیآید جهانیان همه گر منع من کنند از […]
غزل شماره ۲۲۹ از دیوان حافظ – بخت از دهان دوست نشانم نمیدهد بخت از دهان دوست نشانم نمیدهد دولت خبر ز راز نهانم نمیدهد از بهر بوسهای ز لبش جان همیدهم اینم همیستاند و […]
غزل شماره ۲۲۸ از دیوان حافظ – گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود […]
غزل شماره ۲۲۷ از دیوان حافظ – گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود رندی آموز و […]
غزل شماره ۲۲۶ از دیوان حافظ – ترسم که اشک در غم ما پردهدر شود ترسم که اشک در غم ما پردهدر شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود گویند سنگ لعل […]
غزل شماره ۲۲۵ از دیوان حافظ – ساقی حدیث سرو و گل و لاله میرود ساقی حدیث سرو و گل و لاله میرود وین بحث با ثلاثه غساله میرود می ده که نوعروس چمن حد […]
غزل شماره ۲۲۴ از دیوان حافظ – خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود به هر درش که بخوانند بیخبر نرود طمع در آن لب شیرین […]