غزل شماره ۸۶ – ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت
غزل شماره ۸۶ از دیوان حافظ – ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت کار چراغ خلوتیان باز درگرفت آن شمع سرگرفته دگر چهره برفروخت وین […]
غزل شماره ۸۶ از دیوان حافظ – ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت کار چراغ خلوتیان باز درگرفت آن شمع سرگرفته دگر چهره برفروخت وین […]
غزل شماره ۸۵ از دیوان حافظ – شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت گویی از صحبت ما نیک به […]
غزل شماره ۸۴ از دیوان حافظ – ساقی بیار باده که ماه صیام رفت ساقی بیار باده که ماه صیام رفت درده قدح که موسم ناموس و نام رفت وقت عزیز رفت بیا تا قضا […]
غزل شماره ۸۳ از دیوان حافظ – گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت ور ز هندوی شما بر ما جفایی رفت رفت برق عشق ار […]
غزل شماره ۸۲ از دیوان حافظ – آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت آیا چه خطا دید که از راه خطا […]
غزل شماره ۸۱ از دیوان حافظ – صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت گل بخندید که […]
غزل شماره ۸۰ از دیوان حافظ – عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت من اگر نیکم و گر بد تو […]
غزل شماره ۷۹ از دیوان حافظ – کنون که میدمد از بوستان نسیم بهشت کنون که میدمد از بوستان نسیم بهشت من و شراب فرح بخش و یار حورسرشت گدا چرا نزند لاف سلطنت امروز […]
غزل شماره ۷۸ از دیوان حافظ – دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت بشکست عهد وز غم ما هیچ غم نداشت یا رب […]
غزل شماره ۷۷ از دیوان حافظ – بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت و اندر آن برگ و نوا خوش نالههای زار داشت گفتمش در […]