غزل شماره ۴۶ – گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
غزل شماره ۴۶ از دیوان حافظ – گل در بر و می در کف و معشوق به کام است گل در بر و می در کف و معشوق به کام است سلطان جهانم به چنین […]
غزل شماره ۴۶ از دیوان حافظ – گل در بر و می در کف و معشوق به کام است گل در بر و می در کف و معشوق به کام است سلطان جهانم به چنین […]
غزل شماره ۴۵ از دیوان حافظ – در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است صراحی می ناب و سفینه غزل است جریده رو که […]
غزل شماره ۴۴ از دیوان حافظ – کنون که بر کف گل جام باده صاف است کنون که بر کف گل جام باده صاف است به صد هزار زبان بلبلش در اوصاف است بخواه دفتر […]
غزل شماره ۴۳ از دیوان حافظ – صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است وقت گل خوش باد کز وی وقت میخواران خوش است […]
غزل شماره ۴۲ از دیوان حافظ – حال دل با تو گفتنم هوس است حال دل با تو گفتنم هوس است خبر دل شنفتنم هوس است طمع خام بین که قصه فاش از رقیبان نهفتنم […]
غزل شماره ۴۱ از دیوان حافظ – اگر چه باده فرح بخش و باد گلبیز است اگر چه باده فرح بخش و باد گلبیز است به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است صراحی […]
غزل شماره ۴۰ از دیوان حافظ – المنه لله که در میکده باز است المنه لله که در میکده باز است زان رو که مرا بر در او روی نیاز است خمها همه در جوش […]
غزل شماره ۳۹ از دیوان حافظ – باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است شمشاد خانه پرور ما از که کمتر است ای نازنین پسر تو […]
غزل شماره ۳۸ از دیوان حافظ – بی مهر رخت روز مرا نور نماندست بی مهر رخت روز مرا نور نماندست وز عمر مرا جز شب دیجور نماندست هنگام وداع تو ز بس گریه که […]
غزل شماره ۳۷ از دیوان حافظ – بیا که قصر امل سخت سست بنیادست بیا که قصر امل سخت سست بنیادست بیار باده که بنیاد عمر بر بادست غلام همت آنم که زیر چرخ کبود […]