غزل شماره ۴۱۳ – خط عذار یار که بگرفت ماه از او
غزل شماره ۴۱۳ از دیوان حافظ – خط عذار یار که بگرفت ماه از او خط عذار یار که بگرفت ماه از او خوش حلقهایست لیک به در نیست راه از او ابروی دوست گوشه […]
غزل شماره ۴۱۳ از دیوان حافظ – خط عذار یار که بگرفت ماه از او خط عذار یار که بگرفت ماه از او خوش حلقهایست لیک به در نیست راه از او ابروی دوست گوشه […]
غزل شماره ۴۱۲ از دیوان حافظ – مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از […]
غزل شماره ۴۱۱ از دیوان حافظ – تاب بنفشه میدهد طره مشک سای تو تاب بنفشه میدهد طره مشک سای تو پرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را […]
غزل شماره ۴۱۰ از دیوان حافظ – ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو زینت تاج و نگین از گوهر والای تو آفتاب فتح را هر دم طلوعی […]
غزل شماره ۴۰۹ از دیوان حافظ – ای خونبهای نافه چین خاک راه تو ای خونبهای نافه چین خاک راه تو خورشید سایه پرور طرف کلاه تو نرگس کرشمه میبرد از حد برون خرام ای […]
غزل شماره ۴۰۸ از دیوان حافظ – ای آفتاب آینه دار جمال تو ای آفتاب آینه دار جمال تو مشک سیاه مجمره گردان خال تو صحن سرای دیده بشستم ولی چه سود کاین گوشه نیست […]
غزل شماره ۴۰۷ از دیوان حافظ – مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو گفتم ای بخت بخفتیدی […]
غزل شماره ۴۰۶ از دیوان حافظ – گفتا برون شدی به تماشای ماه نو گفتا برون شدی به تماشای ماه نو از ماه ابروان منت شرم باد رو عمریست تا دلت ز اسیران زلف ماست […]
غزل شماره ۴۰۵ از دیوان حافظ – به جان پیر خرابات و حق صحبت او به جان پیر خرابات و حق صحبت او که نیست در سر من جز هوای خدمت او بهشت اگر چه […]
غزل شماره ۴۰۴ از دیوان حافظ – میفکن بر صف رندان نظری بهتر از این میفکن بر صف رندان نظری بهتر از این بر در میکده می کن گذری بهتر از این در حق من […]